PEZHVAKEIRAN.COM جنبش زنان و رهایی جامعه ی ایران
 

جنبش زنان و رهایی جامعه ی ایران
پارسا نیک جو

سی و چهار سال پیش، دو هفته پس از سرنگونی سلطنت پهلوی، خمینی طی فرمانی خواهان الغای قانون حمایت از خانواده - قانون مصوب ۱۳۴۶ و بازنگری شده در ۱۳۵۴ - شد.  و ده روز پس از آن نیز درست شب پیش از هشت مارس فرمان حجاب اجباری را صادر کرد. در روز هشت مارس نیز گاو گند چاله دهانانه حزبُ الاهی با شعارهای« یا روسری یا تو سری» و « مرگ بر عروسک های غربی» به صف زنان آزادی خواه و برابری طلب حمله ور شدند. در حقیقت این زنان که در پروسه ی انقلاب، آزاده گی و سرافرازی را تجربه کرده بودند، برای دفاع و تعمیق آزاده گی و سرافرازی به خیابان آمده بودند. زنانی که یک صدا فریاد می زدند« ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم »  زنان با این شعار رادیکال خود، درآن بحبوحه ی مستی بسیاری از نخبه گان و توده ی مردم، ضمن دفاع از سویه ی رهایی بخش انقلاب به افشای اراده ی واپس گرایانه ی حاکمان اسلامی پرداختند.
حال پس از گذشت سی و چهار سال، در موقعیتی که جامعه‌ ی ایران در آستانه‌ ی رهایی سرنوشت ساز تاریخی خود قرار گرفته است. یعنی در موقعیتی که میل به رهایی در تار و پود جامعه ریشه دوانده، و شور آگاهی رهایی بخش، پرده‌های پندار خرد ستیزی و خرد گریزی را دریده و کالبد  سنت را، از منبر داوری به زیر کشیده و بر تخت تشریح نشانده، و تیغ های تیز جنبش‌ها‌ی اجتماعی- طبقاتی، بافت‌ها و غده‌های سرطانی جامعه را نشانه گرفته‌اند، و شورشعله‌ی فعالان جنبش‌ها در دل تاریک شب دیرینه، میلیون‌ها شمع برافروخته است. باید دید جنبش زنان در این میانه چه جای‌گاهی دارد و تا کنون در این راستا چه نقشی ایفا کرده است. جنبش زنان به اعتبار کارنامه‌ ی پیکار تاریخی سه دهه‌ ی گذشته اش، با وجود تمامی فراز و نشیب ها و کاستی‌ های ‌اش، یکی از عمیق ترین، گسترده ترین و رادیکال ترین نیروهای پیش برنده ‌ی رهایی تاریخي جامعه ‌ی ایران بوده و خواهد بود. 
چرا عمیق ترین، گسترده ترین و رادیکال ترین؟ زیرا:
 - جنبش زنان، پنهان‌ ترین و درونی‌ ترین لایه‌های فرهنگ و روابط استبدادی را در زیست سپهر فردی – اجتماعی و خودآگاه و ناخودآگاه فردی- جمعی جامعه ‌ی ایران، آشکار و برجسته ساخته و بخش قابل توجهی از جامعه را علیه آن روابط و فرهنگ برانگیخته است.
- جنبش زنان، با فریاد صدا های خفه شده‌ ی زنان در تاریخ مذکر، گوش جامعه‌ ی تک صدایی را با صدای غریبه ‌ی نیمه‌ ی خود آشنا کرده؛ و میلاد خجسته‌ ی فرهنگ چند صدایی را فریاد زده است.
- جنبش زنان، با طرح و بسط گفتمان‌های زنانه، علیه تصورات و کلیشه های زن ستیز، شوریده و ذهن و زبان زنانه را وارد فضای گفتمانی جامعه کرده است.
- جنبش زنان، با عصیان علیه تابوهای جنسی، تن و تمنا‌های جنسی را از زندان ِ فرهنگ تابو پرور رها کرده  و شور عاشقانه را در فرهنگ زنده گی جاری کرده است.
- جنبش زنان، با نقد و نفی باورهای زن ستیز مذهبی و جزم های دینی به رشد و بسط گفتمان های  لائیک و خرد باور، یاری رسانده و افق  و دریچه‌ ی روشنی، فرا راه جامعه گشوده است.
- جنبش زنان، با نقد و نفی بی امان باورها، ارزش‌ها و هنجارهای الا هیات فرهنگی و فرهنگ الاهیاتی، منابع ِ مشروعیت بخش ِ گفتمان های الا هیات سیاسی را بی اعتبار کرده است.
- جنبش زنان، با شوریدن علیه قوانین شرعی و تکالیف الاهی زن ستیز، نقد و شورش علیه الا هیات اسارت بار حقوق اسلامی را تعمیق بخشیده است.
- جنبش زنان، با ایجاد محافل و شبکه‌ های ارتقا آگاهی و سازمان دهی کمپین‌های توده‌ای و شرکت فعال درعرصه ی پیکارهای دموکراتیک  و طبقاتی توانسته‌اند هویت اجتماعی مستقل خود را در تار و پود جامعه حک کنند.
- جنبش زنان با حضور تاریخ ساز خود سبب بسط و رشد فمینیزه شدن ذهن و زبان جنبش‌ها و گرایش‌های فکری در جامعه شده است.
- جنبش زنان نه فقط  علیه ارزش‌ها و هنجارهای زن ستیز قدرت سیاسی حاکم، بل علیه ارزش‌ها و هنجارهای زن ستیز حاکم بر جامعه نیز شوریده است.
- جنبش زنان توانسته است سخت جان‌ ترین ساختار زن ستیز جامعه، یعنی خانواده‌ی پدر- مرد سالار را، سخت سست بنیاد کند. و با نقد و نفی آن کانون استبدادی و استبداد پرور، زمینه ساز رشد خانواده‌ ی دموکراتیک و مشارکتی شود. بر این پایه می‌توان امید داشت که بخشی از نسل آینده فرایند جامعه پذیری را بیرون از الگوهای پدر- مردسالار تجربه کند.
 
http://payanekar.blogspot.fi/

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب پارسا نیک جو در سایت پژواک ایران 

* چهار مقاله از: اریش فروم  [2015 Jan] 
*شکوه و درد خدا  [2015 Jan] 
*منش انقلابی - بخش دوم و پایانی؛ نویسنده: اریش فروم مترجم پارسا نیکجو  [2014 Jul] 
*منش انقلابی- بخش نخست ؛ اریش فروم - مترجم پارسا نیکجو  [2014 Jul] 
*توانایی‌ها و ناتوانایی‌ها ی پرولتاریای ایران  [2014 Jan] 
*نقد قطعنامه ی لغو مجازات اعدام سازمان فداییان اقلیت  [2013 Dec] 
*تأملی در معنای علمی بودن آموزهای کمونیستی مارکس   [2013 Dec] 
*در ضرورت سرخ شدن؛ نقدی بر «در ضرورت عبور از ستیز به تفاوت» فرخ نگهدار  [2013 Dec] 
*کهریزک افشاگر جهنم برساخته ی نظام حاکم نقدی بر صادق زیبا کلام [2013 Nov] 
*سوسیالیسم کدام موضع و افق سیاسی- طبقاتی؟  [2013 Aug] 
*"نه" ی بزرگ یا چنگ زدن به بدیل درونی رژیم  [2013 Jun] 
*اگر امروز به "بد" تن دهیم، فردا اسیر "بدتر" خواهیم شد  [2013 May] 
*انتخابات نمایشی آن ها و نمایش انتخابی ما  [2013 May] 
*موقعیت انفجاری جامعه ی ایران فرصت یا تهدید؟ [2013 Apr] 
*جنبش زنان و رهایی جامعه ی ایران  [2013 Mar] 
*درآمدی بر معنای آزادی های بی قید و شرط سیاسی  [2012 Aug] 
*پرولتاریا از تولد تا پیکار حماسی مه ١٨٨٦   [2012 Apr] 
*آتش ِ بهار آزادی̊ از دل ویرانه ی خود کامه گی سرمایه̊ زبانه خواهد کشید!  [2012 Mar] 
*کمون پاریس از تولد تا در خون غلتیدن!  [2012 Mar] 
*زنان در قامت گورکنان حکومت خون و سرمایه ی اسلامی  [2012 Mar] 
*با تسخیر خیابان باید بساط انتخابات را بر هم زد  [2012 Feb] 
*ناتو مشت آهنین سوسیالیسم ضد سرمایه داری! باز خوانی انتقادی مصاحبه ی محسن حکیمی [2012 Jan] 
*چپ چهل تکه، کارگر پراکنده، انقلاب کارگری  [2011 Dec] 
*چرا چاک دهان فرج الله سلحشور چنین باز شده است ؟  [2011 Oct] 
*جنبش کارگری در برابر تعمیق فقر و تشدید سرکوب  [2010 Sep] 
*مردم انقلابی کردستان راه پیروزی را تجربه کردند  [2010 May] 
*کارگر پراکندهْ در روز همبستگی طبقه‌ی کارگر!  [2010 Apr] 
*تأملی در پیام نوروزی میر حسین موسوی  [2010 Mar] 
*رهایی زنان جزء جدایی ناپذیر رهایی همه گان است!  [2010 Mar] 
*رویارویی اسلام سیاسی و جنبش زنان در ایران  [2010 Feb] 
*پیروزی در گرو به میدان آمدن طبقه ی کارگر است!  [2010 Feb] 
*چرا باید بنویسم انسانی ولی بخوانیم سوسیالیستی؟  [2009 Nov] 
*آیا اعدام شکلی از مبارزه ی سوسیالیستی است؟  نقدی بر مقاله ی مارکسیسم و اعدام [2009 Oct] 
*درک کژدیسه از سرمایه داری- نقدی بر یادداشت هایی برای راهبرد سوسیالیستی  [2009 Sep] 
*کارگران در صحنه اند، غایب بزرگ طبقه ی کارگر است   [2009 Aug] 
*عبدالله شهبازی؛ حامی دیروز احمدی نژاد، دوست امروز موسوی  [2009 Jun] 
*با پرچم و افق خود به خیابان بیایید!  [2009 Jun]