PEZHVAKEIRAN.COM کهریزک افشاگر جهنم برساخته ی نظام حاکم
 

کهریزک افشاگر جهنم برساخته ی نظام حاکم
نقدی بر صادق زیبا کلام 

پارسا نیک جو

 

افشای جنایات و فجایعی که در شرایط اضطراری پسا انتخاباتی سال 88، در کهریزک رخ داد، زمینه ساز کشف کهریزک یا در معرض دید قرار گرفتن آن شد. کهریزک به مثابه مثال استثنایی نهفته در مجموعه ی زندان های ایران، بهتر از قاعده، حقیقت کل جهنم برساخته ی نظام حاکم را آشکار و افشاء کرد. کشف کهریزک چنان بر نظام حاکم گران آمد که در دل آن شرایط اضطراری، حاکم را واداشت تا حکم  بسته شدن و حذف آن دریچه ی افشاگر را به طور علنی اعلام نماید. اما کار از کار گذشته بود و مردم توانسته بودند از دریچه ی کهریزک، پیکر عریان نظام حاکم را دید بزنند.

هر چند تاکنون کل فجایعی که با شکل گیری کهریزک رخ داده مورد توجه جدی قرار نگرفته، و از دریچه ی کهریزک به کل مجموعه ی زندان ها و مهم تر از آن به کل نظام حاکم کمتر نگریسته شده است. با این وجود، هم چنان تصویر و حقیقتی که از دریچه ی کهریزک در معرض دید قرار گرفته است، چون زخم چرکین دهان گشوده ای بر پیکر نظام حک شده است. به همین علت است که هر از گاهی، عناصری از درون نظام و یا از درون دل یسته گان به حفظ و ترمیم و اصلاح نظام، می کوشند با التیام این زخم، به حذف آن یاری رسانند. هر چند تمامی کوشش های تاکنونی این عناصر نه تنها سبب التیام این زخم نشده است، بل با هر بار سخن گفتن از این زخم، در عمل نمک بر این زخم پاشیده اند و با دستکاری خود این زخم را تازه تر و عفونی تر کرده اند، مهم تر از آن چهره ی بزک کرده ی خود را نیز بیشتر افشا کرده اند.

برای نمونه آقای صادق زیبا کلام در یادداشتی با عنوان "مقصر کهریزک کیست؟" که در روزنامه ی آرمان امروز چاپ شده است و در سایت جرس نیز منتشر شده است، با اشاره به مصاحبه ی رئیس پلیس کشور، سردار احمدی‌ مقدم، که با اشاره و اجازه ی رهبر، کوشیده تا با مقصر اصلی جلوه دادن قاضی سعید مرتضوی، زمینه را برای قربانی کردن وی فراهم کند. می گوید: « سوال اساسی اما آن است که در این سرگذشت تلخ و دردناک که چند جوان که جرمی اثبات ‌شده نداشتند فوت می ‌شوند، مقصر اصلی کیست؟ به گمانم مقصر اصلی و واقعی در این ماجرا نه قاضی مرتضوی بوده، نه رئیس پلیس تهران و نه هیچ یک از مقامات مسئول نیروی انتظامی. البته قوه ‌قضاییه در این زمینه ورود به موقع داشت. در پرتو نبود نظارت بهنگام است که این افراد عملا براساس دیدگاه خود که تصور می ‌کنند دقیق است هر تصمیمی می‌ گیرند اما چون حساب شده نیست تبعاتی به دنبال می‌ آورد که باقی ارکان را نیز تحت‌ الشعاع رفتارهای خود قرار می‌ دهد.» نخست آن که مساله ی اصلی آن نیست که چند جوان که جرمی اثبات شده نداشتند فوت می شوند، بل مساله ی اصلی وجود کهریزک به مثابه فضا و مکانی است که در آن افراد به حیات برهنه ی صرف کاسته می شوند و به ساده گی شکنجه و تحقیر و سلاخی می شوند. آقای صادق زیبا کلام، به نفس وجود کهریزک اعتراضی ندارد، مهم تر آن که حتا به زندانی شدن سارق و قمه کش و زورگیر در کهریزک نیز اعتراضی ندارد، بل تنها اعتراض وی آن است که: « قاضی مرتضوی نمی‌ توانسته نداند که کهریزک چگونه جایی است. وی به عنوان دادستان تهران، نمی‌ توانسته نداند که چه افرادی در کهریزک نگهداری می‌ شده‌اند یا نمی ‌توانسته نداند که افرادی که دستگیر شده‌ بودند افرادی عادی بوده‌ اند نه سارق، قمه‌ کش و زورگیر.»

دوم آن که پرسش اصلی این نیست که چه کسی مقصر است، بل پرسش اصلی آن است که طراحی و تاسیس کهریزک چه ضرورت و چه نسبت و جایگاهی در کل نظام دارد؟ با تمرکز بر این پرسش است که می توان به نقش افشاگر کشف کهریزک پی برد. کهریزک جسمیت یافته گی نظامی است که "آدم
کردن" و یا "هلاک کردن" "خس و خاشاک" و "اراذل و اوباش" و "خود فروخته گان" و "وطن فروشان" و... را ضامن تداوم قدرت و حیات سیاسی خود می داند. بنابراین زندانی کردن خس و خاشاک 88 در کهریزک، نه محصول خطای فردی و یا انحرافی در هنجار حاکم، بل هنجار بنیادین و محصول ضروری نظام حاکم است. "خس و خاشاک" و "خود فروخته گان" و "وطن فروشان" دستگیر شده در اعتراض های 88 در هر مکانی که زندانی می شدند، آن مکان به کهریزک تبدیل می شد.

سوم آن که در شرایط اضطراری چون سال 88، کل نظام حاکم به دستگاه سرکوب تبدیل می شود. مگر آقای زیبا کلام فراموش کرده اند که نماینده گان افسارگسیخته ی مجلس، چگونه صحن مجلس را به دادگاه صدور حکم اعدام موسوی و کروبی تبدیل کرده بودند. یا ایشان فراموش کرده اند که "کارآفرینان اسلامی" چگونه اسلحه به کمر و عربده کشان به سرکوب معترضان می پرداختند. بنابر این بر خلاف تصور ایشان " نظارت بهنگام" هیچ ناظر و نهاد نظارتی نمی تواند در چنین شرایطی مانع خلق کهریزک و استفاده از کهریزک شود. در نتیجه بر خلاف تصویر واژگونه ای که ایشان می کوشند به خورد خواننده ی خود دهند، تصمیم افراد جنایت پیشه ای چون قاضی سعید مرتضوی، در چنان شرایطی، نه تصمیمی بی حساب و غیر دقیق، بل به طور کامل دقیق و حساب شده بوده است. مهم تر آن که مقصر اصلی نه آن گونه که ایشان می پندارند، "نبود نظارت بهنگام"، بل وجود و حضور نابهنگام نظام حاکم است.

http://payanekar.blogspot.fi/

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب پارسا نیک جو در سایت پژواک ایران 

* چهار مقاله از: اریش فروم  [2015 Jan] 
*شکوه و درد خدا  [2015 Jan] 
*منش انقلابی - بخش دوم و پایانی؛ نویسنده: اریش فروم مترجم پارسا نیکجو  [2014 Jul] 
*منش انقلابی- بخش نخست ؛ اریش فروم - مترجم پارسا نیکجو  [2014 Jul] 
*توانایی‌ها و ناتوانایی‌ها ی پرولتاریای ایران  [2014 Jan] 
*نقد قطعنامه ی لغو مجازات اعدام سازمان فداییان اقلیت  [2013 Dec] 
*تأملی در معنای علمی بودن آموزهای کمونیستی مارکس   [2013 Dec] 
*در ضرورت سرخ شدن؛ نقدی بر «در ضرورت عبور از ستیز به تفاوت» فرخ نگهدار  [2013 Dec] 
*کهریزک افشاگر جهنم برساخته ی نظام حاکم نقدی بر صادق زیبا کلام [2013 Nov] 
*سوسیالیسم کدام موضع و افق سیاسی- طبقاتی؟  [2013 Aug] 
*"نه" ی بزرگ یا چنگ زدن به بدیل درونی رژیم  [2013 Jun] 
*اگر امروز به "بد" تن دهیم، فردا اسیر "بدتر" خواهیم شد  [2013 May] 
*انتخابات نمایشی آن ها و نمایش انتخابی ما  [2013 May] 
*موقعیت انفجاری جامعه ی ایران فرصت یا تهدید؟ [2013 Apr] 
*جنبش زنان و رهایی جامعه ی ایران  [2013 Mar] 
*درآمدی بر معنای آزادی های بی قید و شرط سیاسی  [2012 Aug] 
*پرولتاریا از تولد تا پیکار حماسی مه ١٨٨٦   [2012 Apr] 
*آتش ِ بهار آزادی̊ از دل ویرانه ی خود کامه گی سرمایه̊ زبانه خواهد کشید!  [2012 Mar] 
*کمون پاریس از تولد تا در خون غلتیدن!  [2012 Mar] 
*زنان در قامت گورکنان حکومت خون و سرمایه ی اسلامی  [2012 Mar] 
*با تسخیر خیابان باید بساط انتخابات را بر هم زد  [2012 Feb] 
*ناتو مشت آهنین سوسیالیسم ضد سرمایه داری! باز خوانی انتقادی مصاحبه ی محسن حکیمی [2012 Jan] 
*چپ چهل تکه، کارگر پراکنده، انقلاب کارگری  [2011 Dec] 
*چرا چاک دهان فرج الله سلحشور چنین باز شده است ؟  [2011 Oct] 
*جنبش کارگری در برابر تعمیق فقر و تشدید سرکوب  [2010 Sep] 
*مردم انقلابی کردستان راه پیروزی را تجربه کردند  [2010 May] 
*کارگر پراکندهْ در روز همبستگی طبقه‌ی کارگر!  [2010 Apr] 
*تأملی در پیام نوروزی میر حسین موسوی  [2010 Mar] 
*رهایی زنان جزء جدایی ناپذیر رهایی همه گان است!  [2010 Mar] 
*رویارویی اسلام سیاسی و جنبش زنان در ایران  [2010 Feb] 
*پیروزی در گرو به میدان آمدن طبقه ی کارگر است!  [2010 Feb] 
*چرا باید بنویسم انسانی ولی بخوانیم سوسیالیستی؟  [2009 Nov] 
*آیا اعدام شکلی از مبارزه ی سوسیالیستی است؟  نقدی بر مقاله ی مارکسیسم و اعدام [2009 Oct] 
*درک کژدیسه از سرمایه داری- نقدی بر یادداشت هایی برای راهبرد سوسیالیستی  [2009 Sep] 
*کارگران در صحنه اند، غایب بزرگ طبقه ی کارگر است   [2009 Aug] 
*عبدالله شهبازی؛ حامی دیروز احمدی نژاد، دوست امروز موسوی  [2009 Jun] 
*با پرچم و افق خود به خیابان بیایید!  [2009 Jun]