گزارش ۹۳ و انتظاری که بر آورده نشد
مختار شلالوند

انتقاد به نادرستی حق است                                                                

من به صفای مبارزین و مجاهدینی که عمری با هم زندگی کردیم و هزار فراز و فرود داشتیم و بیشترشان خود را فدای آزادی و عدالت کردند ادای احترام می‌کنم اما به دلائل بسیار از تنظیم رابطه‌های «رهبری مجاهدین» بویژه با اعضاء و هواداران خودشان انتقاد داشته و دارم. مردم ستمدیده ایران که جای خود دارد.

 

انتقاد به نادرستی و ناراستی حق است و امتناع از پاسخگوئی به سئوالات به حق و مشروع کسانی که خود قربانی رژیم ستمگر حاکم هستند بی مسئولیتی است. پاسخ منتقد تهمت و تهدید نیست. پذیرش اشتباه و اقدام جدی در جهت تصحیح آن کنشی درست و انقلابی محسوب می شود. در انتها این حقایق هستند که بدور از ذهن و پسند ما عمل می کنند نه افترا و ارعاب آن هم علیه مبارزین و مجاهدینی که هرگز از خط سرخ مبارزه با نظام ستمگر غفلت نکرده اند.

 

گزارش 92 و اینک 93

انتقاد به عملکرد رهبری مجاهدین بود و این را کسی نوشته که خود داغ و درفش سالیان سال زندان را بر تن داشت و با درد و رنج مجاهدین همراه بود. اما دیدیم بجای پاسخی متین و منطقی به این گزارش که در حقیقت بیان حال بسیاری دیگر است، آنرا به سیستم سفاک حاکم نسبت داده و در عوض سیلی از اتهام وارعاب بر منتقدین روان کردند.

 

مگر با ارتجاع مرزبندی نکردیم؟

برای چی مبارزه با ستمگران را شروع کردیم؟ به چه دلیل با شب سیاه استبداد و خودکامگی در افتادیم؟ مگر با ارتجاع و فرهنگ پوسیده آن مرزبندی نکردیم؟ چرا خودمان این مرزها را می‌شکنیم؟

مبارزه ما برای عدالت بود، برای این بود که همه بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند. نه اینکه فکر کنیم روی کره زمین فقط ما حق داریم و درست می‌گوئیم و از سیره قدیسین و معصومین هستیم. آیا واقعاً قرار بود اخلاق انقلابی به چنین ابتذالی بیفتد و قربانی سیاست شود؟

«رهبری مجاهدین» مسئول است، مسئول همه کجروی‌ها، مسئول همه ردیه نویسی‌های ناثواب و ناروا.

...

از سر درد باید که خطا و کژی رهبران کوچک نیست و هیچ توجیهی بر نمی‌دارد. اگر رنجدیدگان آنان را مورد خطاب قرار ندهند پس چه کسی این کار را بکند؟

ما عزیزانمان را جوان جوان از دست داده‌ایم، هر کس بزرگ شد از دولت سر شهدا و دلاوران بزرگ شد، هیچ کس سزاوار تر از فرزندان انقلاب که زخم استبداد و ارتجاع زندگی‌شان را از هم پاشیده نیست که فریاد بزند و ما فریاد می‌نیم و اعتراض می‌کنیم.

 

همه چیز وارونه شده

به اعتماد مردم ستمدیده ایران که از شاه و شیخ گزیده شده‌اند ضربات هولناکی وارد شده و آنان دگر بار بر نمی‌تابند که دروغ و افترا جای راستی و مسئولیت پذیری را بگیرد.

انتظار من و صدها نفر مثل من این بود که آن اعتراض‌ها (فرض کنیم نا حق و نابجا) با پاسخ های شایسته روبرو شود شگفتا که جز با افترا و تهمت مواجه نشد.

گویی همه چیز وارونه شده و از این واژگونگی است که چاپلوسان و مداحان و ردیه نویسان خودی می شوند، البته دلسوختگان مزدور و نامحرم‌اند.

دردمندانه باید گفت اکنون رهبری مجاهدین جور دیگری عمل می‌کند.

...

چگونه است که جان بولتون‌ها محرم شد‌ه‌اند ولی منتقدین و دلسوختگان، مزدور و نا محرم؟!

این پرسش همچنان باقی است

ما برای چی مبارزه با ستمگران را شروع کردیم؟ به چه دلیل با شب سیاه استبداد و خودکامگی در افتادیم؟ مگر با ارتجاع و فرهنگ پوسیده آن مرزبندی نکردیم؟ پس چرا خود این مرزها را می‌شکنیم؟

 

 

 

منبع:پژواک ایران


مختار شلالوند

فهرست مطالب مختار شلالوند در سایت پژواک ایران 

*بازهم ۶۷ [2017 Sep] 
* تابستان ۶۷ هنوز میسوزد و دود می کند  [2017 Aug] 
*پناهنده [2017 Jun] 
*دوستی‌های بی‌مانندش  [2017 Apr] 
*«زندان یونسکو» و درختان تنومندش [2016 Oct] 
*قاتلانی که با خمینی به جهنم رفتند [2016 Sep] 
*فایل صوتی آیت‌الله منتظری و مفتشان عقیده [2016 Aug] 
* «یه مرد بود یه مرد» [2016 Jan] 
*دل نوشته ای برای دوست نازنین عباس رحیمی که همچنان زندگی را می سراید [2015 Dec] 
*قتلعام شصت و هفت و گل‌هائی که پَرپَر شدند [2015 Aug] 
*تهمت و افترا دیگر اثر ندارد [2015 Apr] 
* دیگی که برای من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد! [2015 Apr] 
*ردیه نویسان [2015 Feb] 
*اسیر کشی سال شصت و هفت، درد ها و درس ها [2014 Sep] 
*گزارش ۹۳ و انتظاری که بر آورده نشد [2014 Aug] 
*مادر و چشمان پر از اندوهش [2014 May] 
*نامه سرگشاده ایرج مصداقی و شرح یک درد. [2013 Jul] 
*کوچه خاطره ها و طوطی داش اکل [2013 Feb] 
*«حاج‌آقا رضا» پایش را از گلیم‌اش دراز تر می‌کند [2012 Jul] 
*اوین ویران شوی  [2012 Jun] 
*کُچیرِ سر به دار [2012 May] 
*مادر کوگی به فرزندان دلاورش پیوست  [2011 Nov] 
*به بھانه ی انتشار کتاب رقص ققنوس ھا و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*پيکار با تبعيض جنسي ، خانم آندره ميشل ترجمه‌ي زنده ياد محمد جعفر پوينده [2011 Mar] 
*که می رویم به داغ بلند بالائی [2010 Jan] 
*کمال؛ به خاک افتاده عشق، یادی از کمال رفعت صفائی [2009 Dec]