احتمالن اخيرن !
ع- سلیمان‌زاده

 

 احتمالن، اخيرن دیده اید که بعضن هليكوپتر را بال گرد خطاب مى كنند ! در حاليكه اين  بالگرد، يك دم هم دارد كه مى چرخد و اگر اين دم نباشد " بالگرد " قادر به چرخيدن و گرديدن نخواهد بود ! پس چون رل اساسى را آن دم بازى مى كند، شايد بجای واژه بال گرد،  بهتر می بود این پدر سوخته دم بریده را، دم گرد خطاب مى کردند !

 اولن، يادتان باشد كه اگر اكيدن و مصرن مى خواهيد به جنگ زبان تازى برويد و فقط حتماً را حتمن بنويسيد مشكل عرب زُدايى در زبان پارسى حل نخواهد شد ! 

دومن، حتى اگر،  اكيداً و مصراً و مستقيماً و بعضاً و قاعدتاً و رسماً را هم  با نون بنويسيد، لزوماً زبانمان پارسى تمام عيار نخواهد شد ! واژه تمامن به پارسى چه ميشود ؟ عيار چه ميشود ؟

 زیرا با اين كار شايد ! فقط مقداری ( اندکی ) آب در هاون سفت شود ! 

و شايد احتمالن دلمان از این بابت اندکی  خنک شود،  اما مسئله فقط، اولن و دومن و بعدن، ابدن و رسمن و فرضن و تمامن و بعضن و مستقيمن، مصررن و اكيدن و خالصن و احتمالن نيست.

در رژیم ولایت فقیه، ادبیات پارسی نيز همچون سایر موارد به لوث کشیده شده است و هر كس در هر شهر و ديارى واژه ساز زبان پارسى شده است. 

اخيراً شخصى كه خود را استاد زبان پارسى هم مى داند براى ترجمه واژه signification, تركيبى از جمله عربى " دلالت " را با " گر " پارسى مخلوط كرده است و تحت نام " دلالت گرى " با اين اختراع خود در رسانه ها جارو جنجال به پا كرده است. از ايشان بايد پرسيد، چرا اينگونه راه دور مى رويد، پس واژه بيانگر و بيان كننده گى پارسى به كجا رفته است ؟ 

در همه كشورهاى پيش رفته، آكادمى زبان و فرهنگ آن كشورها كه در برگيرنده اديبان و متخصصان زبان و فرهنگ آن هستند،  گرد هم مى آيند و در غنىٰ  بخشيدن به زبان و ادبيات خود روزها و بلكه سالها تحقيق و پژوهش مى كنند تا واژه نامه ها را همزمان با رشد فرهنگ و تكنولوژى جامعه خود بنويسند و تنظيم كنند. 

در كشور ما اما، از آنجاييكه قدرتمداران حاكم بر آن، هيچگونه ارزشى براى ايرانزمين و فرهنگ و زبان آن قائل نيستند، با بلغور كردن كلماتى از قرآن و احاديث و غيره به عربى، و با نشر ايشاالله، ماشالله و ايوالله و انشاءالله سعى در بيرنگ كردن زبان و ادبيات پارسىی دارند. و تا زمانيكه كسانى همچون آقاى حداد عادل، بر اصلاح فرهنگستان ايران حاكم است، انتظار بهترى را هم نمى توان داشت 

 

   بنابراين،  فرضاً، ايراندوستى كه قطعاً و مسلماً و يا ناچاراً، و يا قلباً بخواهد مثلاً تدريجاً و حقيقتاً و يا اجباراً، زبان پارسى را بخشاً از واژه هاى عربى،  حدوداً پاكسازى كند، فرضاً هم كه عميقاً و با ساير ايراندوستان مفصلاً به اين كار بپردازند، ضرورتاً موفق نخواهند شد زيرا اساساً، زبان  پارسى به گونه ايست كه عمدتاً بخشاً و يا كاملاً با واژه هاى عربى حدوداً گره خورده است اما !

فرضاٌٌ حتمن و اخيرن و اكيدن را هم با نون نوشتيد، لاجرم با ديگر واژه هاى زبان عربى كه در لابلاى جرز زبان پارسى رفته است چه خواهید كرد ؟ 

  اما مى شود تدريجاً ( يواش يواش، آرام آرام ) كتباً ( بصورت نوشتارى ) بخشاً، به اين كار دست زد و مسلماً موفق هم شد !

                   

  نگاهى به فرهنگنامه زبان تركى استانبولى بيندازيد، بيش از هفتاد در صد لغات این زبان اکثراً عربيست، با اين تفاوت كه شيوه نگارش آن لاتين است و تلفظ تركى ! 

فرض را بر اين بگذاريد كه حتماً، حتمن را جا انداختيد، با انبوهى از واژه هاى عربى و ساير كلماتى كه تنوين دارند چه خواهيد كرد ؛ 

عملاً، غياباً، حضوراً، مشتركاً، وجداناً، اصولاً، رسماً، منطقاً، ترجيحاً، شفاهاً، كتباً، عجالتاً، فرضاً،قطعاً، مفصلاً، معمولأً، الزاماً، حدوداً، ناچاراً، تحقيقاً، تدريجاً، تقريباً، مفصلاً، شديداً، عمداً، ندرتاً، شكلاً، مسلماً، قاعدتاً، مشروحاً، قلباً، بخشاً، مثلاً، صرفاً، خواهشاً، لطفاً، عمراً، ظاهراً، باطناً، احتراماً، اجباراً، دفعتاً، تدريجاً،حقيقتاً، ضرورتاً، كاملاً، اصطلاحاً، اصلاً، غالباً، اساساً، جسارتاً، عميقاً، مالاً، احتراماً، محترماً، عجالتاً و ،،،،

آیا شایسته تر نیست، بجای اینکه حتما را حتمن بنویسیم، پژوهش شود که پیش از حمله اعراب به ایرانزمین، پارسسیان بجای واژه حتما از چه واژه دیگری بهره می گرفته اند و به دانش آموزان  آن واژه را بیاموزیم و اجازه دهیم كلمه يا واژه حتما نيز سر جای خود باشد !

اينگونه برخوردها همانند آن باشد كه يك سوسك را بكُشيد و تصور بفرماييد سوسك زُدايى كرده ايد ! 

بنابراين بايد سعى كرد، ( سعى به پارسى چه مى شود ) بايد تلاش كرد، همت كرد، كوشش به خرج داد، واژه هاى پارسى را يافت و جايگزين واژه هاى عربى كرد، تازه اگر چنين هم كنيم با شعرهاى پارسى چه خواهيم كرد، آيا از سعدى و حافظ خواهيم خواست اشعارشان ( شعر به پارسى چه مى شود )، بله چكامه هايشان را، اشعارشان را به پارسى بنويسند ! 

گيرم حافظ و سعدى و خاقانى و رودكى و فردوسى  و، و، آمدند و چنين كردند، با دستخط عربى چه خواهيم كرد ! 

آيا بهتر نيست به خط ميخى باز گرديم ! ؟

آيا شایسته تر نيست به دانش آموز آموخته شود كه واژه " گاه " پارسى است و نمى توان آنرا تنوين دار كرد و نوشت گاهاً و يا اينكه واژه تيپ فرانسويست و نمى توان آنرا با تنوين نوشت و گفت تيپاً ،،،، 

منبع:پژواک ایران