PEZHVAKEIRAN.COM چندین پاسخ کوتاه به چند نقد مصداقی بر روایت آماری مجاهدین از قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367
 

چندین پاسخ کوتاه به چند نقد مصداقی بر روایت آماری مجاهدین از قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367
ایران رهامی

 (این نوشته را به  روان پاک و شاد دو اسطوره دلاور، مجاهدان شهید مهدی فتحی و علی صارمی، تقدیم می کنم و در برابر عظمت  مقاومت شان در نبرد با  دیکتاتوری عمامه دار در اوین، و عوامل و انصار آن در  اشرف  تعظیم می کنم.  به راستی در غیاب چنین انسان های دلاور و رشیدی، چه کسانی توانایی حمل  بارجمیل امانت را دارند؟ بار امانت مقاومت در برابر آنهایی که به نام الله،  زشت ترین اعمال را بر روی زمین مرتکب می شوند و به جای ارایه تصویری مهربان و بخشینده از او، تصویر خالقی جنایتکار را ترسیم می کنند. بار امانت مقاومت در برابر آنهایی که شان و منزلت انسان را به قیاس از خود به حیوانیت و غرایز حیوانی تنزل داده اند؛ بار امانت مقاومت در برابر آنهایی که گوهر گرانبهای انسانیت که همانا برخورداری از اختیار و آزادی است را از جامعه سلب کرده اند تا به خیال خود مشتی "رعیت" رام شده  تربیت کنند و آنها را به هر راهی که می خواهند هدایت کنند. زهی خیال باطل. تا مهدی ها و علی ها و یارانشان در اشرف هستند، بار امانت مقاومت در برابر رژیمی خونخوار، هر چند بسیار جمیل و سنگین و پر هزینه و بر بها، بر روی زمین باقی نخواهد ماند. در برابر این همه عظمت و شکوه مقاومت چه کاری جز هم دات پنداری و افتخار به چنین شانی از انسانیت و تعظیم در برابر آن می توان کرد. اینجاست که چنین حماسه هایی هم تبریک دارد و هم تسلیت. اینجاست که از یکسو از چشمان مان اشک که نه خونابه جاری می شود و سینه های مان از آتش دل می سوزد، و از سوی دیگر با دیدن مهدی که در اشرف آگاهانه و دلیرانه  گام به گام به سراغ مرگ می رود و روشنایی شمع وجودش را نثار خلق می کند و علی که با آغوشی باز بر سر دار می رود و بر چوبه های دار بوسه های رهایی می زند تا کوس رسوایی جلاد را بر بام عالم بزند، احساس شادمانی می کنیم. بله چنین تصویری که اینان از انسان خلق می کنند مایه مباهات و افتخار است . ما، از خانواده های این عزیزان گرفته تا دوستان و آشنایانشان، از  یاران و همرزمانشان گرفته تا هموطنانشان، همه و همه ،به این دلاوری ها می بالیم و از انسان بودنمان احساس رضایت می کنیم و آرزو می کنیم ای کاش ما هم چنین استواری  و صلابتی در مسیر مبارزه برای رهایی مردم مان از چنگال آخوندهای خون آشام و پاسداران شب  داشته باشیم. )

 

1.    ایرج مصداقی  در مطلبی با عنوان " یادی از آیت الله منظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی 30 آدر 88 سیمای آزادی" (سایت پژواک ایران، 30 آدر 89)  سعی می کند با نقد برداشت احسان امین الرعایا و سنا برق زاهدی از نامه  زنده یاد آیت الله منتظری، روایت مجاهدین از تعداد زندانیان سیاسی قتل عام شده در تابستان 1367 را به عنوان روایتی نادرست و مخدوش ثابت کند.   امین الرعایا و زاهدی در حین استدلال در باره  اینکه چرا روایت آماری مجاهدین نزدیک به حقیقت است، به نکته ای در نامه مورخ 9 مرداد 1367 آیت الله منتظری به خمینی استناد می کنند؛  و آن اینکه وی به هنگام اشاره به تعداد زندانیان اعدام شده در ابتدا از قید "چندین هزار" استفاده کرده ولی بعدا  آن را به "چند هزار" تبدیل کرده است؛ بنابراین، با توجه به اینکه چندین به معنای بیش از 20 است، منتظری منظوری چز بیش از 20 هزار نفر نمی توانسته مد نظر داشته باشد.

مصداقی بر این برداشت نقد وارد می کند و می نویسد: "حتی اگر بپذیریم که آیت الله منتظری چندین را به چند تبدیل کرده باز هم تغییری در اصل ماجرا حاصل نمی شود. چرا که در نظر آیت الله منتظری قطعا مثل  اکثریبت قریب  به اتفاق ما، و از جمله مجاهدین " چندین " به هیچ وجه به بیش از 20 معنی نمی دهد".  در ادامه، سخنانی از مسولان مجاهدین در سال های گذشته را به عنوان فاکت نقل می کند که در آنها  چندین به همان معنای چند بکار رفته است و بنابراین نتیجه می گیرد منتظری نیز خارج از این قاعده نیست.   در عین حال، از امین الرعایا و زاهدی می خواهد فرهنگ لغت مورد استنادشان را معرفی کنند تا او نیز بتواند با چشمان خود تقاوت معنایی دو قید چندین و چند را در یابد. همینطور از آنان می خواهد که به خاطر چنین اشتباهی  دست به عذرخواهی بزنند.

2.    من با ایرج مصداقی در این باره که برای بیان حقیقت جنایات رژیم از جمله قتل عام زندانیان سیاسی نیازی به اغراق و آمارسازی نیست کاملا موافق هستم. همینطور از خواندن خاطرات زندان او در کتاب " نه زیستن نه مرگ" ، به رغم  مواضعی که در قبال روایت   آماری مجاهدین از این قتل عام دارد، با چشمانی اشک آلود لذت برده ام و خواندن آن را به دیگران نیز توصیه کرده ام. اما، ایرج اشکال بزرگی در کار دارد که به مواضع نادرستی نسبت به مجاهدین  منجر می شود. مصداق این اشکال را می توان در جمله نقل شده در بالا دید و آن تاکید بیش از اندازه بر قطعیت روایت خود اوست؛ حال آنکه به راحتی می توان دید که  کاملا به خطا رفته است.

تردیدی نیست بسیاری از ما  دو قید  چندین و چند را در گذشته به جای هم بکار برده ایم اما بعید است که از این پس و با فرض بر اینکه تفاوت ذکر شده صحیح است، همین کار را ادامه دهیم. فرهنگ فارسی عمید (انتشارات امیر کبیر، 1360، ص 410)  چند (بفتح اول) را "عدد و مقدار مجهول و نامعین از سه تا نه" و چندین را " عدد مجهول و نامعین که از بیست ببالا باشد، مقدار و تعداد زیاد" تعریف می کند.  بنابراین،  اول، تفاوت معنایی ذکر شده صحیح است و این نشاندهنده دقت و نکته سنجی مجاهدین در چنین اموری است؛ دوم، بعید است هر کسی که به معنای واژه ها، قیدها و صفات حساس باشد، با اطلاع از چنین تفاوتی این دو را به جای هم بکار برد؛ و سوم اینکه، کسی مانند منتظری وقتی "چندین هزار" را به "چند هزار" تبدیل می کند، به احتمال بسیار زیاد از چنین تفاوت معنایی مطلع بوده است در غیر اینصورت دلیلی برای چنین خط خوردگی نمی تواند وجود داشته باشد. در واقع، اگر خط خوردگی وجود نداشت و همان "چندین هزار" در متن نامه باقی می ماند  جای چندانی برای چون و چرا در باره تعبیر "چندین" به معنای بیش از بیست بافی نمی ماند؛ شاید او نیز مانند بسیاری دیگر بر این تفاوت معنایی آگاهی نداشت. اما، تبدیل آن به "چند" نشان دهنده موضوعیت داشتن چنین تفاوت معنایی برای وی است. 

با این توضیحات،  آنچه را می توان بر مبنای سند مذکور برداشت کرد این است که  منتظری یا تعداد اعدامیان تا زمان نگارش نامه و روزهای بعد از آن را بیش از 20 هزار نفر حدس می زده و بنابراین از خمینی می خواسته  دست کم در مقطع نگارش نامه دستور توقف آن نسل کشی را بدهد، یا اینکه اشتباها به جای "چند هزار"، "چندین هزار" نوشته و بعد آن را اصلاح کرده است. گزینه ی دوم نمی تواند معتبر باشد چرا که  وی با توجه به اشرافی که بر اهمیت تاریخی این نامه و پیامدهای آن، احتمالا، داشت،   می توانست آن را دوباره نویسی کند تا مانع از وقوع چنین برداشت هایی شود؛ اگر چنین نکرد، می توان نتیجه گرفت که تا حدی به دلیل ملاحظات امنیتی بود. تردیدی نیست که او از چنان صداقتی برخوردار بود که بر سر همین موضوع رو در روی خمینی ایستاد و عطای ولایت فقیهی را به لقایش بخشید؛ با وجود این نمی توان ملاحظات امنیتی را برای مثال به امید اثرگذاری بیشتر بر خمینی و گشایش فرجی رد کرد؛ همان کاری که طی ماه های گذشته پس از انتخابات خرداد 88، موسوی و کروبی انجام داده اند.   اینان نیز از کشته شدگان همین دوره به عنوان شهید نام می برند و به این صورت مرزبندی خود را با خامنه ای  مشخص می کنند و در همین مسیر در برابر او، به رغم نقدهای وارده،  ایستادگی می کنند؛ با  این حال، به یقین این دو  ناگفته ها ی بسیاری در سینه دارند که برملا کردن آنها را دست کم در شرایط کنونی صحیح نمی دانند.   

3.    روایت آماری مجاهدین بر مبنای منابع مختلف، از جمله چنین اسنادی شکل گرفته و قوت پیدا کرده است. ممکن است آمار ارایه شده چندان هم دقیق نباشد کماینکه آمار دیگران نیز چندان دقیق نیست. اما، آنچه را با احتمال بسیار بالا می توان گفت این است که تعداد زندانیان سیاسی اعدام شده در تابستان 67 و ماه ها و سالهای بعد از آن باید بسیار بیشتر از آمار تاکنون قطعی شده باشد. دلایل مختلفی در این باره وجود دارد. اول اینکه، برخی از اسامی، بعد از گذشت سالها، همین اواخر به لیست جانباختگان اضافه شده اند. این نشاندهنده وجود اسامی دیگری است. دوم، در تجربه سایر کشورها نیز می بینیم که بعد از گدشت سال های طولانی گورهای دسته جمعی کشف و برآوردهای قربانیان جنایات تغییر قابل توجهی می کند. سوم، بعد  از قتل های زنجیره ای موارد دیگری از قتل نویسندگان و روشنفکران نیز برملا شد که تا آن زمان کسی چندان اطلاعی از آن موارد نداشت.

4.    به این اعتبار، شمارش دقیق شهیدان و جانباختگان تابستان 67 به بعد را باید به فردای سرنگونی نظام موکول کرد؛ تا آن زمان کاری که می توان کرد احترام به روایت های مختلف است که هر کدام مبتنی بر دعاوی خاص خود است. در عین حال، باید به یاد داشته باشیم که مجاهدین در لیستی که از شهیدان و جانباختگان تهیه کرده اند، هیچ گونه آمار سازی نکرده اند. لیست، مستند به مشخصات و در صورت امکان عکس و تصویر است. (عدم دسترسی مجاهدین به عکس برخی از شهدا نیز می تواند نشان دهنده عدم دسترسی به اطلاعات و مشخصات سایر شهدا و جانباختگان باشد). بعد از سرنگونی نیز تنها کاری که خواهند کرد  تکمیل لیست احتمالا از طریق فراخوان عمومی خواهد بود؛ در آن مرحله ممکن است  آمار کمتر یا بیشتر از آن چیزی باشد که مجاهدین در حال حاضر روایت می کنند. این چندان اهمتی ندارد چرا که امکان دسترسی به اطلاعات کامل در شرایط فعلی وجود ندارد و باید حدس هایی زد؛ آنچه اهمیت دارد این است که آیا مجاهدین در فردای سرنگونی رژیم، برای اثبات حدس کنونی خود دست به آمار سازی خواهند زد ؟ پاسخ روشن است: در منطق نیرویی که نکته به نکته و مو به موی هر آنچه می نویسد و می گوید را مستند به اسناد معتبر می کند،  صنعت مونتاژ و جعل واقعیت  نمی تواند مصداقی داشته باشد. اگر این را بپذیریم ، پس عمل شایسته این است که انرژی ها را   به جای صرف چنین مواردی و طلب بی مورد عذر خواهی از مجاهدین برای طرح نکانی که از قضا  صحیح  است، صرف تقویت جبهه همبستگی ملی در مصاف با رژیم خونخواری بکنیم که هنوز که هنوز است خون بر زمین می ریزد و "گورستانی چندان بی مرز" شیار می کند.

5.    در پایان، ضمن تشکر از برادران مجاهدم احسان امین الرعایا و سنابرق زاهدی برای این نکته سنجی، عنوان این مطلب را به این صورت اصلاح می کنم:  "چند پاسخ کوتاه به چند نقد ایرج مصداقی از روایت آماری مجاهدین  از قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367"

 

ایران رهامی

نهم دی 89

پاریس

 

منبع:پژواک ایران