مادر معینی، چاووش شادی و امید
دانی که کیست زنده؟ آنکو ز عشق زاید. 
همنشین بهار

 
مادر هیبت الله معینی به میهمانی خاک رفت و من به یاد دو دوست نازنین افتادم.
یکی مرگ، که رفیق شفیقی است و هرگاه از راه برسد قدمش مبارک باد و دیگری هیبت، (هیبت الله معینی چاغروند) که همواره در خروش بود و آسايشش بي‌قرار.
تکبر و تبختر نداشت، مثل درختان سرسبز و پربار افتاده و متین بود و می‌شد زیر سایه اش نشست.

او و مثل او یاد سلحشورانی را زنده می‌کردند که «در جلوت نبرد و چکاکک شمشیرها پا در رکابند و از شبانگاهان تا سپیده‌دمان بر ستمگران می‌‌تازند و تا صبح سحر ندمد از اسب ستیز با ستم و تاریکی پیاده نمی‌‌شوند. بذر مصیبت در هاون صبر می‌کوبند و تلخی آنرا می‌نوشند با این آرزو که روزی ستمدیدگان بر سفره شیرین آن برآیند و از شهدش ساغر برگیرند.»..

از آنجا که مرگ پایان همه چیز و همه کس نیست از یک زاویه مادر معینی نرفته و حضور دارد. بله او که مثل دیگر مادران رنجدیده همانند خود، عمری را در جست و جوی فرزندانش پشت در زندان های شاه و شیخ گذراند، ظاهراً رفته اما نرفته و حضور دارد.
از یاد نمی‌برم وقتی در اتاق ملاقات زندان قصر کنار مادر من ایستاده بود و هردو غم و اندوهشان را از چشم من و هیبت می‌پوشاندند و ما می‌دانستیم در درونشان مثل شمع می‌سوزند و آب می‌شوند.
آخ، یاد آن ایام غنچه لبخند را بر لبانم می‌پزمرد.
با انقلاب بزرگ ضد سلطنتی زندانیان سیاسی به میان مردم آمدند اما چه زود بر بهار آزادی و گلهای زیبایش خزان استبداد وزیدن گرفت و بادهای سموم، شاخه های سبز را درهم شکست و گلها را پژمرد و باز هم و بازهم پدران  و مادران و همسران و کودکان... دم زندانها...
غم بر دل و بقچه به دست از این زندان به آن زندان رفتند تا بلکه فرزندان شان را پشت میله ها و شیشه ها ببینند. اما سال ۶۷ هیبت و حدود ۴۰۰۰ زندانی دیگر به دار شقاوت کشیده شدند.
از آسمان غمزده میهنمان اندوه بارید اما مادر معینی، مثل بسیاری از پدران و مادران داغدار چاووش شادی و امید شدند و در برابر لشگر ستمگر غم ایستادند و در صف مادران صبور و غیور پرده از جنایت سال ۶۷ و فتوای هولناک قتلعام زندانیان سیاسی برداشتند.
آنان دادخواه بیدادی بودند که بر آرزوهای نسل بزرگی از آزادیخواهان این کشور رفت. 
فقدان ظاهری  آن مادر رنجدیده و شریف مرا علاوه بر هیبت، بیاد دوست نازنین دیگرم «مرگ» که اصلاً معنی اش نیستی نیست می‌اندازد.
...
مرگ از مهمترین مسائلی است که انسان در طول تاریخ با آن مواجه بوده است.  فرزانگان عالم و همه فیلسوفان و عارفان به مرگ خیره شده و زنده و مرده را از دید خود تعریف کرده اند.
حکیم سنایی در کتاب حدیقه‌ که بزرگترین حکمت منظوم صوفیانه قبل از مثنوی است، گفته است:هر که از عشق زنده گشت نمرد.
مولوی با یک سئوال و جواب، حرف اصلی خودش را زده است: دانی که کیست زنده؟ آنکو ز عشق زاید.
ناصر خسرو با توجه به مضمون کلام زیبایموتوا قبل ان تموتوا، کسانی را ستایش می‌کند که فاتحانه به مرگ خویش می‌میرند. 
بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می‌زندگی خواهی
...
سقراط و دیوژن و نیچه و عطار و خیام و تولستوی و ولتر و داستایوفسکی و  فردوسی و آیت الله طالقانی، شاملو و اخوان و ابتهاج و شاهرخ مسکوب و بنان و مرضیه و شهریار و پرویز مشکانیان و خیلی های دیگر روی مرگ این راز رازها مکث کرده اند.
یکی از مرکزی ترین مسایل نمایشنامه های شکسپیر مسئله مرگ و سرنوشت انسان است. نقاشان بزرگ آنرا به تصویر کشیده اند. امثال ریچارد واگنر و بتهوون و شوبرت و شوپن آهنگش را نواخته اند، هیچ شاعر و نویسنده و حکیمی را نمی‌شناسیم که به مرگ گوشه نزده باشد.
...
از آنجا که اصالت با زندگی است بیآئیم از زاویه زندگی، زندگی ای که زیباست و رقص شعله اش در هر کران پیداست، به مرگ بنگریم. فرزند شادی باشیم و نگاهمان به مرگ، نگاه اشک و آه و ماتم و عزا نباشد.
مرگ دوست انسان است. بی جهت نبود که امثال مولوی و شیخ صلاح الدین زرکوب هنگامه مرگ جشن و رقص و سماع بپا می‌کردند و از رفتن به سوی محبوب و پیوستن به مطلوب دم می‌زدند و می‌گفتند اگر مرگ نبود جهان ارزشی نداشت، زنجیره تکامل از هم می‌گسست و بشر بسان خرمنی ناکوفته که کاه و دانه اش به هم آمیخته است مهُمل بر زمین می‌ماند
...
مرگ که نزد غالب مردم هراس انگیز جلوه میکند، می‌تواند تولد دیگری باشد.
تن، چو مادر، طفلِ جان را حامله
مرگ، درد زادن است و زلزله
مرگ شاخ و برگ شاخسار جان آدمی و سنگ محک درون او است. دوست آدمی است و هر وقت رسید قدمش مبارک باد.
در تئوری تکامل، وجود مرگ، یکی از ویژگی‌های مهم بقا برای ژن است. البته توضیح دقیق پدیده مرگ و جزئیات لحظه آن هنوز با گره و پیچیدگی همراه است و چگونگی پیر شدن یعنی فرآیند زوال و کاهش نیروی موجود زنده در گذر زمان هنوز به صورت قطعی مشخص نشده است.
پرونده:DNA orbit animated.gifمی دانیم به صورت نظری سلولها نامیرا هستند یعنی می‌توانند تا بینهایت تقسیم شوند اما در دی ان ای(DNA) یعنی دئوکسی‌ریبونوکلئیک‌اسید (نوعی اسید نوکلئیک که دارای دستورالعمل‌های ژنتیکی است و برای کارکرد و توسعه بیولوژیکی موجودات زنده مورد استفاده قرار می‌گیرد)
در DNA زائده‌هایی به نام تلومر (Telomere) وجود دارد که در هر تقسیم سلولی اندازه اشان کوتاه و کوتاهتر شده و در نهایت، پس از به پایان رسیدن آن، تقسیم سلولی متوقف می‌گردد.
وقتی کاهش طول تلومر به حد بحرانی برسد و در تقسیم سلولی اندازه تلومر ثابت بماند، فرد آرایش سلولی مغز خود و در نتیجه اطلاعات ذخیره شده آن را از دست می‌دهد و مرگ از راه می‌رسد و در می‌زند...
...
براستی مرگ چیست؟ درون ما لانه دارد یا از بیرون می‌آید ؟
موت است یا حیات؟ از جنس هستی است یا نیستی؟ نردبان است یا بام ؟ آیا مرگ هم سایه دارد ؟ مرد است یا زن ؟ و آیا خود مرگ هم می‌میرد. آیا مثل هاونی که به کار سائیدن می‌آید اما خودش نیز اسیر سائیدن می‌شود، خود مرگ هم می‌میرد و سائیده می‌شود یا تنها چیزی که زنده می‌ماند خود اوست ؟
آیا فی المثل باخ، موزارت، اشتراوس، مندلسون یا علی تجویدی و روح الله خالقی و پرویز یاحقی و مرتضی محجوبی که آهنگ ها را به نیایش و رقص وامی داشتند و شور و مستی می‌آفریدند،
آیا امثال ارانی و حنیف نژاد و جزنی و اینک مادر معینی آیا برای همیشه پژمردند و خاک و علف شدند؟ کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست ؟...
باور نمی‌کنم که عشق نهان می‌شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
...
واقعش این است که نیستی و آنتروپی، قانونمندی هستی است. هستی در عین نیستی و نیستی در عین هستی آدمی را مبهوت می‌کند. 
مرگ اساساً امری است مجازی که واقعیت ندارد. چرا؟ چون رسیدن به سکون مطلق، یعنی به دمایی که آنتروپی صفر می‌شود (دمای منهای ۲۷۳٫۱۵ درجهٔ سانتی‌گراد). در همه حوزه ها عملی و امکان پذیر نیست و آنچنان که باید و شاید، تسخیر نشده است.
اگرچه مولکولها در دمای چند صد میلیونیم درجه بالاتر از صفر مطلق نیز می‌توانند مبادله اتم داشته باشند،
اگرچه ناسا در دهانه یک آتشفشان که در قطب جنوبِ ماه قرار دارد و همیشه در سایه است، دمای نزدیک به ۲۴۰- درجه سانتیگراد را اندازه گیری کرده است..
اگرچه سال ۱۹۹۷ دانشمندان گزارش دادند که گازهای منتشر شده از یک ستاره در حال مرگ، پس از انبساط به دمای ۱ درجه نزدیک صفر مطلق رسیده اند و انبساط سحابی بومرنگ،  Boomerang Nebula که ۵۰۰۰ سال نوری با ما فاصله دارد یک یخچال کیهانی پدید آورده که گاز ها را تا دماهای بسیار بسیار بسیار پایین سرد می‌کند. (اما) رسیدن به سکون مطلق، یعنی رسیدن به منهای ۲۷۳٫۱۵ درجه حرارت یا سرمای زیر صفر، عملی و امکان پذیر نیست.
...
گفته می‌شود سال ۱۹۹۹، دانشمندان دانشگاه صنعتی هلسینکی (فنلاند) قطعه ای از فلز رودیوم را بیش از حد تصور سرد کردند و در سال ۲۰۰۳، در انستیتوی تکنولوژی ماساچوست (MIT) ابری از اتم های سدیم را تا دمای ۰٫۴۵ نانو کلوین (یک میلیاردم درجه کلوین است، سرد کردند! اما توجه کنیم که این دمای بسیار بسیار پائین، فقط برای نوع خاصی ازجنبش (چرخش هسته ای) به دست آمده و عمومیت ندارد.
از نگاه فیزیک، رسیدن به سکون مطلق، یعنی رسیدن به منهای ۲۷۳٫۱۵ درجه زیر صفر، امکان پذیر نیست.
اگر در آنچه گفتم دقیق شویم مرگ اساساً امری ست مجازی که واقعیت ندارد ! و ما که خیال می‌کنیم می‌میریم نمی‌میریم ! این نه بازی با خیال و پندارگرائی، که اوج واقع بینی است.
یعنی نیستی سرشار از وجود و آبستن‌ هستی بوده و مرگ که نمادی از کهولت و آنتروپی است کلید قفل بقا و خود دروازه ای به نگانتروپی و زندگی است.
بگذریم...
... 
هیچکس نمی‌داند کی و کجا خواهد افتاد. امروز نه فردا من و تو نیز به خاک می‌افتیم. ما که اکنون تماشا می‌کنیم خود روزی تماشا می‌شویم.
پنج سال یا صد سال همچون پر کشیدن پرنده ای می‌گذرد و زمان چونانکه دندان های اسب را می‌خورد سال ها را خواهد خورد، اما آنچه می‌ماند و تنها چیزی که میماند پاکی و نیکی است... عشق نمی‌میرد.
باور نمی‌کنم که عشق نهان می‌شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
...
سلام بر مادر شهیدان، مادر عفت مرادی (مادر معینی) که مهربان تر از برگ در بوسه های باران بود. نمادی از مظلومیت زندانیان سیاسی در دوران شاه و شیخ.و
او جویباری زلال و جاری بود.
از شما دعوت می‌کنم ویدیوی ضمیمه را ببینید.
 
سایت همنشین بهار
ایمیل

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم
*تیرباران چائوشسکو و همسرش
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن
*یکبار دیگر ماندلا
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن
*Exit Strategy استراتژی خروج
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹
*آسیمیلاسیون Assimilation
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸)
*سیاست‌زدگی واگیر دارد
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲)
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است
*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه
* R2P (اصل حمایت و حفاظت)
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد.
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان
*گذری به اسپانیا
*رؤيا خود نوعی زندگی است.
*تجربهِ رؤیاوَش وحی
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است.
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم.
*انسان موجودی خاطره گرا است
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد.
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت.
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی
*خاطرات خانه زندگان (۲۳)
*مادر معینی، چاووش شادی و امید
*ما پروردگان سفره استبدادیم
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت.
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند
*میراث باستانی ایران در جای جای جهان
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit
*ما همه از دَم، «پریود» یم.
*خاطرات خانه زندگان (۱۸)
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم)
*کلام بی صدای برف Silent Snow
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد
*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر
*قتلعام کاتین The Katyn massacre
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم)
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴)
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم)
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱)
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر»
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو)
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو)
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو)
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا»
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز)
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو)
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان)
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو)
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو)
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو)
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو)
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو)
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو)
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو)
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو)
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو)
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو)
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو )
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو)
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو)
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو )
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو)
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس)
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو)
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина
*شورشِ نان در تهران
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو)
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو)
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است.
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو)
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو)
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو)
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو)
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو)
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو)
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو)
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو)
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو)
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو)
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد.
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران)
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد.
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون)
*یک بار دیگر تقی شهرام
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود.
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها)
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت...
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است !
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد.
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد
*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین»
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷)
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌
*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد
*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان»
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا
*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار»
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد.
*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی»
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...)
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...)
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است)
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد!
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ»
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند.
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟
*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا...
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا»
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود.
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش »
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷)
*سفره هفت‌سین در هتل اموات
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف»
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد...
*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته]
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم)
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست)
*سیاست پدر و مادر ندارد
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش
*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ »