دولتمردان عصر رضاشاه (۲) علی‌اکبر داور نماد مدرنیته اداری در ایران
همنشین بهار

این بحث را از ویدئو، یا فایل صوتی بشنوید
...
 
 نردبانِ آسمان است این کلام - هرکه از آن بر رَوَد آید به بام
نی به بام چرخ کان اخضر بوَد - بَل به بامی کز فلک بَرتر بوَد
مولوی
 
خانم‌ها و آقایان محترم، خواهران و برادران عزیز، سلام بر شما. سلامی پُر از گرما و امید.
دوستان دانشور و فرهنگ‌ورز، مدتهاست طلوع و غروب دولتمردان عصر رضاشاه، مرا به تأمل واداشته‌است و امیدوارم بتوانم با شرح اندیشه‌ها، آرزوها و رنج‌هایشان، از رُخ آنان گرد و غبار بزدایم. در قسمت نخست این بحث، به سیدحسن تقی‌زاده، یک مرد فکور در هیئت یک مرد عمل، اشاره شد. در این بخش به علی‌اکبر خان داور که او هم از رجال سیاسی دورهٔ رضاشاه بود می‌پردازم.
...
ایجاد نظام قضایی در کشور، تأسیس «ادارهٔ ثبت احوال»، تدوین «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاک»، «قانون ازدواج و طلاق» و تأسیس بیمه ایران از مهم‌ترین دستاوردهای آن اندیشه‌ورز فرهیخته است. همچنین، برچیده‌شدن کارگزاری‌های اتباع خارجی و انتقال آنها به وزارت عدلیه، مُدَوّن‌کردن قوانین، به کارگماشتن جوانان تحصیل‌کرده، ایجاد ثبت اسناد رسمی، عُرفی‌کردن دفاتر ثبت، و کوتاه‌کردن دست شیادان و رمالان در عدلیه(وزارت دادگستری)، که از برجسته‌ترین خدمات او به این کشور محسوب می‌شود. علی‌اکبر داور نه تنها تحول در امور قضایی، بلکه تحول در نظام حقوقی ایران از جمله بحث تدوین قانون مدنی را هم در نظر داشت.
متأسفانه بسیاری از ما با او و کار بزرگی که در ایران به انجام رساند، آشنا نیستیم و کارنامهٔ درخشان و سرگذشت غم‌بارش، کمتر برجسته شده، یک دلیلش این است که «ویرانگران عدالت خانه» و مرتجعین بازگشته به دستگاه قضا، دل خوشی از امثال او ندارند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علی اکبر داور سال ۱۲۶۴ خورشیدی در تهران متولد شد. البته اصالتاً اهل چهاردانگه یکی از بخش‌های شش‌گانه شهرستان ساری در استان مازندران در شمال ایران است. وی دروس مقدماتی را نزد معلمین خصوصی فرا گرفت. سپس با تلاش پدرش «کلبعلی خان خازن خلوت» و با وساطت یکی از نزدیکان مظفرالدین شاه، در سن ۱۵ سالگی برای تحصیل رشته پزشکی وارد مدرسه دارالفنون تهران شد، اما پس از چند سال رشته پزشکی را رها کرد و به تحصیل در علوم انسانی روی آورد. در این ایام زبان فرانسه را هم آموخت.
او در سنین جوانی به عضویت حزب دموکرات عامیون(از احزاب سیاسی دوره مشروطه) درآمد و گاه نوشته‌هایش در نشریات حزبی منتشر می‌شد. عضو هیئت تحریریه روزنامه «شرق» هم بود که مسؤولیت آن را «سیدضیاءالدین طباطبایی» بعهده داشت. داور بعداً به یکی از احزاب اصلی ابتدایدوره رضاخانی، «حزب تجدد»، پیوست که اغلب از اصلاح‌طلبان جوان و تحصیل‌کردهٔ اروپا تشکیل می‌شد که قبلاً طرفدار حزب دموکرات عامیون بودند. او بعداً «حزب رادیکال» را هم تأسیس کرد که قائم مقامش عیسی صدیق بود و سردبیری آن را عبدالحمید حکیمی بعهده داشت. (دوره رضاخانی، اشاره یه یک بازه زمانی است که از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ شروع می‌شود و تا پایان ریاست‌الوزرایی سردار سپه ادامه می‌یابد.)
...
داور سال ۱۲۸۹ به استخدام وزارت عدلیه درآمد و اداره اجرای احکام را به او سپردند. در ۲۵ سالگی، دادستان تهران هم شد و به «میرزا علی‌اکبر خان مدعی‌العموم» شهرت یافت. هنگامی که یکی از بازرگانان تبریز بنام حاج ابراهیم پناهی پسر خود را برای تحصیل به سوئیس می‌فرستاد، داور را به عنوان سرپرست او برگزید و داور در این همراهی درس خواند، دکترای حقوق گرفت و به ایران بازگشت و چند گاهی وزیر معارف شد و در کابینه‌های مستوفی‌الممالک و مخبرالسلطنه به وزارت عدلیه رسید.
اروپا که بود، به پیشنهاد دوست دانشمندش سیدحسن تقی‌زاده، نام خود را از علی‌اکبر خازن، به علی‌اکبر داور تغییر داد.
...
وی ۱۲ بهمن ۱۳۰۱ در روزنامه «مرد آزاد»، نوشته بود:
«از مردمی که هنوز با شتر بار می‌کشند، با کجاوه سفر می‌کنند، مشاورشان رمال است و طبیب‌شان جن‌گیر، احیاء اقتصادی‌شان را از فکرهای عامیانه توقع دارند و استقلال‌شان را با حرف می‌خواهند نشان بدهند، از چنین فلک‌زده مردمی چه دستور می‌شود انتظار داشت؟»
به نقش تاریخی سرآمدان جامعه باور داشت و تاثیر توده‌های مردم را کمتر برجسته می‌کرد. گرچه اهل استبداد نبود اما باکی نداشت که چاره کار ایران را نظام استبدادی کوتاه و گذرا بداند. او درواقع خواستار حکومت برگزیدگان جامعه بود و در این مورد «عبدالحسین تیمورتاش» و «نصرت‌الدوله فیروز»، نیز مثل او فکر می‌کردند. واقعش رضاشاه در رسیدن به مقام سلطنت راه دشواری را در پیش داشت که بدون کمکهای نظری و عملیِ نخبگانِ آن روزگار، این امر امکان‌پذیر نبود. تلاش آنان وی را در کسب مقام سلطنت یاری می‌بخشید و فعالیتهای نظری نویسندگان نیز مشروعیت‌سازِ اقدامات وی شد.
...
بعدها داور به کمک تیمورتاش و نصرت‌الدوله فیروز، ماده واحده واگذاری فرماندهی کل قوای نظامی و تأمین کشور به رضاخان سردار سپه را از تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی گذرانید که خود مقدمه تغییر سلطنت در ایران شد. داور و دو رفیقش، تا جابه‌جایی تاج پادشاهی از سر احمدشاه بر سر سردارسپه – رئیس وزرای وقت – از پای ننشستند.
هر سه نفر از بازیگران تأثیرگذار زمانه خویش بودند اما مغضوب شاه شدند و در بازی قدرت جان باختند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داور نماد مدرنیته اداری در ایران بود و می‌توان گفت فرایند نوسازی و نهادینه‌کردن اندیشه‌های مدرنیته در ایران و تجدد حقوقی، وام‌دار مدیریت و اندیشه‌های اوست. البته گرچه بیشتر به خاطر ایجاد دادگستری نوین و مدیریت آن بر سر زبان‌هاست، ولی می‌توان از داور روزنامه‌نگار نیز سخن گفت. وی با مقالات روشنگرش در روزنامه مرد آزاد و شرق، شرایط نوین جهانی را به تصویر می‌کشید. جدا از روزنامه‌نگاری، او را باید در سِمَتِ نمایندگی مجلس چهارم و پنجم هم دید که با سخنرانی‌های خود، ایده‌های تازه‌ای برای نوسازی جامعه ایران عرضه کرد. نقش داور در وزارت مالیه(دارایی) و بویژه در عدلیه(دادگستری) هم که جای خود دارد. با تلاش وی، تشکیلات اداری، مدیریتی و قضایی وزارت عدلیه زیرورو، و تجدید ساختار شد. کمی بعد از آن به شرح‌تر خواهم گفت.
همین‌جا باید به نقش «حسن پیرنیا»(میرزا حسن خان مشیرالدوله پیرنیا)، در ساختن دادگستری و ساختار حقوقی آن اشاره کنم. در این مورد، نقش وی اگر بیشتر از داور نباشد، کمتر نیست. عدلیه نو پس از مشروطه و قوانینی که در مجلس اول و دوم و سوم در این باب تصویب شد، مدیون کوشش و کار حقوقی حسن پیرنیا است. او مقررات قضایی و امور اجرایی عدلیه را از حالت پیشین به‌درآورد و با اجرای قوانین جدید توسط کمیسیون عدلیه مجلس شورای ملی، نخستین گام را در اصلاحات قضایی برداشت. درواقع او بود که جاده را برای داور صاف کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قبل از انقلاب مشروطیت حکام شرع و حکام عرف اختلافات بین مردم را بر طبق قوانین شرعی رسیدگی می‌کردند. پادشاهان مستبد ایران نیز برای حفظ اقتدار و سلطنت خود مایل بودند که محاکم قضائی اصولاً در ایران وجود نداشته باشد. اما برای نخستین بار قانون اساسی که نتیجه انقلاب مشروطیت و حاصل رنج و شکنج امثال علی مسیو و ستارخان بود اصولی برای قوه قضائیه اعلام نمود. در این مورد بویژه اصول ۷۱ تا ۸۹ قانون اساسی حرف نداشت و براستی کارا و ارزشمند بود اما متأسفانه به مورد عمل و اجرا گذاشته نشد. برای اینکار لازم بود که قوه مقننه قوانین دیگری وضع نماید. در سال ۱۹۱۱ میلادی / ۱۲۹۰ خورشیدی، قانون تشکیلات عدلیه به‌تصویب مجلس شورای ملی رسید. سال بعد قانون اصول جزائی نیز تصویب شد.
دو قانونی که در فوق ذکر شد فقط مربوط به تشریفات و تشکیلات محاکم بود ولی قوانینی که محاکم بتوانند روی آن احکام خود را صادر نمایند هنوز به‌تصویب نرسیده بود.
در سال ۱۹۲۵ میلادی / ۱۳۰۳ خورشیدی، قانون تجارت و یکسال بعد، قانون جزای عمومی تصویب شد. علاوه بر وضع این قوانین برای اینکه دیگر برای بیگانگان ایرادی به تشکیلات عدلیه نماند، علی‌اکبر داور (وزیر دادگستری وقت)، بهمن ۱۳۰۵، شجاعانه آن به اصطلاح عدلیه را که دست ملایان مرتجع بود منحل کرد و برای تشکیلات جدید، از مجلس شورای ملی درخواست اختیار نمود. (در مذاکرات مجلس از آن با عنوان «تمدید قانون مصوب ۲۷ بهمن ماه ۱۳۰۵ راجع به اختیارات وزیر فعلی عدلیه به مدت چهار ماه» یاد شده است)
دکتر مصدق از جمله کسانی بود که با تمدید اختیارات داور برای ادامه اصلاحات مخالفت ورزید و نگران مخدوش‌شدن تفکیک قوا و تداخل وظایف بود، او بر این باور بود که «قوه تقنینیه نمی‌تواند انجام این وظیفه را به عهده یکی از قوای دیگر واگذارد که هم واضع قانون باشد و هم قانون را تطبیق نماید…»
اگر داور بدون مراجعه به مجلس و کسب اجازه از آن نهاد قانون‌گذاری مبادرت به اقدامات اصلاحی می‌کرد، کاری غیرقانونی و مخالف با اصول مشروطیت انجام داده بود. اما وی با کسب مجوز قانونی از مجلس شورای ملی در صدد کارآمدکردن نظام قضایی کشور بود. دکتر مصدق در کمیسیونی که داور برای اجرای نقشه‌های اصلاحی خود تشکیل داده بود، حضور داشت و اگر واقعاً به غیرقانونی‌بودن آن اقدامات معتقد بود، نبایستی عضویت در آن کمیسیون را می‌پذیرفت. بهرحال، داور پس از کسب پشتوانه قانونی از مجلس و با تمدید لایحه خود در ۲۵ خرداد ۱۳۰۶، «کمیسیون اصلاح قوانین عدلیه» را تشکیل داد. اردیبهشت ۱۳۰۶ عدلیه جدید با سخنرانی رضاشاه و داور در کاخ برلیان استقرار یافت که البته سخنرانی یا بهتر بگویم دخالت شاه، بنوعی دخالت قوه مجریه در قوه قضاییه بود و صورت خوشی نداشت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کم‌کم سیستم قضایی ایران اصلاح و مدرن می‌شد. اهداف این اصلاحات که انصافاً رضاشاه نیز پشت آن را گرفت، بدین قرار بودند:
دادگاه‌ها می‌باید توسط قضاتی که قوانین مدنی سکولار را آموخته‌‌اند، اداره شود. نه توسط ملایان که از دستورات شریعت پیروی می‌کنند. خواست داور این بود که با به کار گرفتن قوانین مدنی سکولار در کشور به هدف دوم خود یعنی پایان‌دادن به حق کاپیتولاسیون در ایران برسد. او بدرستی معتقد بود تا کشوری دادگاه‌هایی که با قوانین سکولار اداره شوند نداشته باشد، نمی‌تواند قوانین ویژه برای اتباع خارجی را هم لغو کند و همه، چه اتباع خارجی و چه محلی در برابر قوانین سکولار برابر و همسان جوابگو باشند.
عدلیه -پیش از اصلاحات داور- وضع زاری داشت و آشفته بود. گویا مستوفی‌الممالک(نخست‌وزیر) به داور پیغام می‌دهد اگر توانستی عدلیه را اصلاح کنی، من این سبیل‌ها را می‌تراشم! اما دادگستری نوین با همت و پایمردی داور سامان گرفت و سبیل‌های مستوفی‌الممالک هم تراشیده نشد.
داور چه کار کرد؟ او در یک اقدام سریع کلیه تشکیلات قضائی در مرکز - و پس از گرفتن اختیارات کامل از مجلس- در سراسر ایران را منحل اعلام نمود. سازمانی که وی در انحلال عدلیه و تأسیس دادگستری نوین برای جامعه ایرانی به ارمغان آورد، تمامی ارکان ـ لایه‌ها ـ قوانین و حتی زبان قضایی را در برمی‌گرفت. داور می‌دانست که با نهاد دادرسی سنتی و قضاوت شرعی، نمی‌توان به عدالت و برابری حقوقی ـ که از اهداف جنبش مشروطیت است ـ رسید، به همین خاطر در راستای اجرای مفادی از قانون اساسی که در متمم آن مورد توجه قرار گرفته بودند، انحلال عدلیه و بنیاد دادگستری را بر عهده گرفت، اصل ۲۷ متمم قانون اساسی با صراحت تفکیک قوای سه‌گانه و تقسیم قدرت را پذیرفته بود و اصل ۷۱ متمم قانون اساسی مقرر می‌داشت: «دیوان عدالت عظمی و محاکم عدلیه، مرجع رسمی تظلمات عمومی‌ هستند.»
داور به استناد ماده ۱۷۴ قانون اصول تشکیلات عدلیه، لایحه اعطای اختیارات را برای رفع نواقص قوانین قضایی و اصلاح تشکیلات عدلیه، به مجلس ششم تقدیم نمود و مجلس شورای ملی در جلسه ۲۷ بهمن ۱۳۰۵، آن را به‌تصویب رسانید. وی پس آز آن برای کوتاه‌کردن پای آخوندها از دستگاه قضا - آخوندهایی که خواب دوران «سید محمد باقر شفتی» را می‌دیدند، تشکیلات عدلیهٔ تهران را منحل اعلام کرد، و با تصویب لایحه‌ای در مجلس، صاحب‌اختیار گردید تا به اصلاح و تغییر دستگاه قضا و قوانین موجود بپردازد. (سید محمد باقر شفتی تأکید داشت «اقامه حدود شرعی در زمان غیبت امام زمان بر مجتهدین واجب است»، از همین رو احکام را خود صادرکرده، اجرا هم می‌نمود و چه خونها که نریخت...)
...
عدلیه به مدت ۴ماه تعطیل بود و داور کارمندان فاسد و رشوه‌خوار را کنار گذاشت.
او مدل سکولار و لاییک عدلیه را برای ایران در نظر گرفته بود و کوشش می‌کرد تشکیلات تازه را با نیروهائی که غالباً تحصیلات جدید داشتند، بنا نهد اما دست تنها بود و نیروی کافی و مصالح لازم را در اختیار نداشت، پس عجیب نبود که بعد از نوسازی عدلیه، باز هم شمار زیادی از قضات و داوران پیشین در مصدر کار بودند. البته که این، آن چیزی نبود که داور برایش تلاش کرده بود. نظام قانونی در مملکت مستقر شده بود، اما آموزه‌های قبیله‌ای و نظام ارباب و رعیتی و سیستم خدایگان و بندگی، هنوز در کشور لایه‌های اجتماعی ـ سیاسی را پابرجای نگه داشته بودند. داور بعدها گفته بود:
«من یک عمارت کهنه کثیف و بی‌سروته‌ای را در عدلیه خراب کردم که روی آن یک بنای سنگی محکم عدل و داد بسازم ولی در موقع ساختن عده زیادی از اشخاص بانفوذ سررسیدند و هر یک به اصرار خشت یا آجری بدون تناسب در وسط ساختمان من گذاشتند و حالا که تمام شده خودم می‌بینم در میان نمای سنگی عمارت، چند آجر و چند خشت سست و زشت گذاشته شده و آن بنای محکم را، هم از ترکیب انداخته و هم از استحکام»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اساس اصلاحات داور موارد زیر بود:
  • انحلال تشکیلات عدلیه موجود و از بین بردن سازمان‌ها و متصدیان امور قضایی‌ که از کارایی بازمانده بودند.
  • انتخاب اشخاصی که صلاحیت تصدی امور قضایی را داشتند.
  • ایجاد شرایط جدید برای استخدام قضات و الغای قوانین پیشین.
  • وضع قوانین تازه به صورت لوایحی که از سوی دولت به صورت آزمایشی اجرا می‌شدند و در صورت موفق‌بودن به تصویب مجلس شورای ملی می‌رسیدند.
بطور خلاصه، اصلاح تشکیلات عدلیه از حیث شایستگی اشخاص برای امر قضا، و رفع نواقص قوانینی که تجربه و عمل ناکارآمدی آنها را نشان داده بود.
در ضمن اقدامات برای تدوین حقوق جدید، در ایران کار بزرگ دیگری صورت گرفت و آن تأسیس دانشکده حقوق بود. هنگامی که در ۱۳۱۳ دانشگاه تهران تأسیس شد آنچه دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی نام گرفت در واقع نهادی بود شکل گرفته از ادغام سه مدرسه سیاسی، مدرسه حقوق و مدرسه عالی تجارت. مدرسه سیاسی آذر ۱۲۷۸ در چارچوب وزارت امور خارجه تأسیس شد. مدرسه حقوق در ۱۲۹۸ در چارچوب وزارت عدلیه و مدرسه عالی تجارت، در ۱۳۰۴ که داور [وزیر وقت فوائد عامه) بوجود آورد. 
...
داور با پایه و اساس دستگاه قضایی که پیش از او فعالیت داشته، مخالف بود و از این‌رو تشکیل وزارت عدلیه‌ای متفاوت را در سر داشت اما این کار گفتنش ساده بود. مخالفین اعتراض می‌کردند انحلال تشکیلات عدلیه مغایر قانون اساسی و به منزله تعطیل رکنی از ارکان مشروطیت‌است که طبق قانون اساسی جزئاً و کلاً تعطیل بردار نیست. ازاین گذشته، دخالت در امر قانونگذاری توسط یک وزیر که از وظایف و اختیارات مجلس است، نقص اصل تفکیک سه قوه به‌شمار می‌آید. دستگاه عدلیه‌ای را که وجود داشت، اما بد عمل می‌کرد، باید اصلاح کنید، نه منحل.
داور استدلال می‌کرد که انحلال عدلیه، کاری غیرقانونی نیست، چرا که من به عنوان وزیر طرح خود را به مجلس شورای ملی ارائه نمودم و مجلس با اکثریت آرا تصویب کرده‌است. من در پی استقرار خواسته‌ای از خواسته‌های مشروطیت و اتفاقاً عمل‌کردن به اهداف مشروطیت و قانون اساسی بود که به انحلال عدلیه و جایگزینی دادگستری با سبکی نوین تمایل پیدا کردم، بنابراین عملی مغایر با قانون صورت نگرفته‌است. فلاکتی که دامنگیر عدلیه در معطل‌ماندن احکام شده بود، تنها با راه‌حل تحولات بنیادی در آن نظام می‌توانست به مرحله عمل برسند.
...
داور تا سال ۱۳۰۸، موفق شد تشکیلات جدید وزارت دادگستری را برپایه‌ی انحصار امور قضایی در دست دولت، و تا حدودی خلع ید از محضرها و محکمه‌های شرع بنا کند. وی تشکیلات دادگستری را به سبک جدید به تصویب مجلس رساند و جانشین او «محسن صدرالاشراف» (که به جلاد باغشاه معروف بود) هم، مقدمات ساختمان کاخ دادگستری را بنا نهاد که سال ۱۳۲۵، در دوره نخست‌وزیری قوام السلطنه افتتاح و مورد بهره‌برداری واقع گشت. اما...
اما گرچه تشکیلات دادگستری نونوار شد و در ساختمان زیبای دادگستری اسکان یافت، ولی متأسفانه بعد از داور، ماهیت قانونی که با آن حکم صادر می‌کردند، همچنان با گفتمان مرتجعین آلوده بود و در نهایت قانونی که شریعتمداران در آن دست داشتند، با زور سرنیزه رضاشاه همگانی شد تا نکند از گوشه و کنار کشور، صدای آخوندها بلند شود! این زمانی است که دادگاه‌ها از ترس روحانیون جرئت نمی‌کردند عنوان صدور حکم به خود بدهند و رأی خود را «راپرت به مقام وزارت» عنوان می‌کردند.
...
قانون مجازات عمومی، قانون دیوان جزای عُمال دولت و قانون اصول محاکمات جزایی، جزء قوانینی است که زمان داور تصویب شدند. در این قوانین مجازات تبعید، جایگزین برخی از کیفرها شد، بنابراین در این دوره افزایش استفاده از مجازات تبعید دیده می‌شود...
قانون محاکمات نظامی هم که در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۰۷ خورشیدی به تصویب کمیسیون پارلمانی عدلیه مجلس شورای ملی رسید، با تلاش داور تدوین شده‌است که متاسفانه بعدها، ساواک از آن سوءاستفاده کرد.
داور همزمان با تشکیل محاکم قضایی، قانون ثبت اسناد و املاک را برای سرتاسر ایران تهیه کرد و به تصویب رسانید. وی برای تربیت قاضی و در نتیجه تکمیل کادر قضایی و ثبت اسناد و دفاتر اسناد رسمی و وکالت دادگستری دست به اقدامات دامنه‌داری زد. از جمله با مساعی «سیدمحمد تدین» وزیر معارف، مدرسه حقوق و مدرسه علوم سیاسی را با هم ادغام کردند که از ادغام آن‌ها مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی به وجود آمد. وی امتیاز پر سود ثبت اسناد رسمی را از روحانیون گرفت و به دفاتر و محاضر غیرمذهبی سپرد، سلسله مراتبی از دادگاه‌های کشوری به شکل دادگاه شهرستان، دادگاه منطقه‌ای، دادگاه استان و دیوان عالی کشور ایجاد کرد و بنیادی‌تر از همه اختیار تصمیم‌گیری در این خصوص را که کدام موارد باید در محاکم شرع و کدام در دادگاه‌های مدنی رسیدگی شود، به حقوقدانان جدید تفویض کرد. این موضوع البته برای مرتجعین خوشایند نبود. چرا؟ چون نفوذ خود را نه تنها در سیاست بلکه در امور حقوقی، اجتماعی و اقتصادی از دست دادند. همینجا بگویم که گرچه میرزا علی‌اکبر خان داور تصریح می‌کرد دادگاه‌ها می‌باید توسط قضاتی که قوانین مدنی سکولار را آموخته‌‌اند، اداره شود، نه توسط ملایان که از دستورات شریعت پیروی می‌کنند، اما وی فردی معتقد بود و هیستری ضدمذهبی نداشت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داور را باید پدر اقتصاد دولتی ایران نیز شمرد. یکی از خدمات او طرح و اجرای پروژه‌های بزرگی بود که با تأمین اعتبار دولت، مناسبات و دادوستدهای اقتصادی را دولتی می‌کرد. شرکت بیمه ایران و شرکت ساختمان را تشکیل داد و کارخانجات پنبه پاک‌کنی را تأسیس کرد. وی پس از چند ماه خدمت در وزارت مالیه(دارایی) به این نتیجه رسید که باید برای متعادل‌کردن بودجه و درآمد بیشتر، روّیهِ بازرگانی دولتی را اِعمال کند و انحصارات را توسعه دهد، لذا وقتی وارد وزارت دارایی شد، شروع به ایجاد سازمان‌هایی به سبک شرکت‌های سهامی کرد و با این کار بخشی از فعالیت‌های اقتصادی از سرمایه‌داران خصوصی گرفته شد و به دولت واگذار گردید، ایجاد ۴۰ شرکت سهامی از قبیل ساختمان ایران، حمل‌ونقل، گله‌داری، قند و شکر، کبریت‌سازی، نساجی، آبیاری، پنبه، برنج، پشم و پوست، بیمه و… نتیجه این سیاست بود. خوب است بدانیم که شروع فعالیت شرکت سهامی بیمه ایران، ۱۵ آبان ۱۳۱۴ است. علی‌اکبر داور در این روز، پس از سخنرانی کوتاهی که در افتتاحیه این شرکت داشت، منزل مسکونی خود را تحت پوشش بیمه آتش‌سوزی درآورد و اولین بیمه‌نامه صادره ایرانی، در همین روز به نام وی ثبت شد.
داور در انحصار تجارت خارجی و در واقع سیطره حکومت بر اقتصاد کشور، نقش مهمی ایفا نمود و در گسترش تجارت خارجی میان ایران با برخی از مهم‌ترین کشورهای اروپایی و شوروی(سابق) تلاش‌های گسترده‌ای انجام داد. در دوره او تجارت ایران با شوروی بر اساس دادوستدهای پایاپای گسترش یافت. یک پیمان بازرگانی مشابه نیز میان ایران و 
آلمان بسته شد که در راستای آن دولت آلمان در برابر صادرات پنبه، چوب، برنج، جو، قالی، خشکبار، خاویار و طلا و نقره و… از ایران به این کشور، تجهیزات صنعتی و ماشین آلات به ایران صادر می‌کرد.
نوسازی و اصلاحات داور در عدلیه و مالیه و پرورش گروهی از کارشناسان شایسته برای کشور، او را از مردان نامی عصر خود کرده بود. نیاز اقتصاد کشور به برنامه و آنچه به نام «شورای اقتصاد» می‌شناسیم با پیشنهاد او، تهیه و در فروردین ماه ۱۳۱۶ به تصویب هیئت دولت رسید. داور از «یالمار شاخت» Hjalmar Schacht اقتصاددان آلمانی و کمیسر مالی و رئیس رایش بانک در جمهوری وایمار، دعوت کرد تا برای ارائه برنامه جامع نوسازی اقتصاد ایران به تهران بیاید. 
...
داور به مشارکت مردم در حکومت اعتقاد داشت اما گفته بود مردم آنچنان که باید آشنا به کارهای اساسی نیستند و تشکیلاتی وجود ندارد. یکی از وظایف دولت آموزش مردم است. دولت باید شروع کند و عملاً فوائد و چگونگی کارها را به مردم نشان بدهد و بعداً به تدریج هر رشته‌ای را به آنان واگذار نماید. او اگر از فرصت مناسبی برخوردار بود در اجرای طرح اقتصاد متمرکز خود به نتیجه مناسبی دست می‌یافت. اینطور که کارشناسان توسعه گفته‌اند هر برنامه توسعه‌ای تقریباً ربع قرن به طول خواهد انجامید تا به نتیجه پیش‌بینی شده دست یابد حال آنکه دوران اقتدار مدیریتی داور بر عرصه اقتصاد حدود ۴ سال بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فراهم آمدن بستر قانونی دستیابی سردار سپه به سلطنت، بدون اقدامات امثال داور امکانپذیر نبود. دانش حقوقی و توانائی داور در خلق قوانین جدید و تفسیر قوانین موجود به نفع رضاخان، از نقاط قوت جبهه سردار سپه و دست یافتن تدریجی او به قدرت بود، اما استبداد رأی و قدرناشناسی رضاشاه که تیمورتاش و نصرت‌الدوله فیروز را هم آزرده بود، داور -آن حقوقدان فرهنگ‌ورز و دانشور را از زندگی سیر کرد و ۲۰ بهمن ۱۳۱۵ خود را از نابخردی‌ها خلاص کرد. بدستور رضاشاه، برخی روزنامه‌ها دلیل مرگ او را سکته قلبی نوشتند اما خودکشی وی را نمی‌شد انکار کرد.
...
رضاشاه خدمات بزرگی به ایران کرد. احداث راه آهن سراسری با کمترین امکانات مالی و فنی، اعزام اولین دسته از دانشجویان ایرانی برای آموختن فنون جدید به اروپا، بنیانگزاری دادگستری به جای محاکم شرع، ساختن راه ارتباطی با شمال ایران و بنای تاسیساتی چون پل ورسک و تونل کندوان در دل کوهها و تاسیس دانشگاه تهران کار کوچکی نیست. ضمنا او خالی از عِرق میهنی نبود. سید ضیاء را که عامل انگلیس بود با حمایت و همراهی احمد شاه ظرف سه ماه از ایران بیرون راند. به آثار باستانی ایران ارج می‌گذاشت. در زمان رضاشاه تخت جمشید که سالها در زیر خرابه‌ها و تله‌ای از خاک قرار داشت بازسازی و ترمیم شد و ما به تاریخ خودمان، به شـنـاخـت فـرھـنـگ خـود و بـه دوره ھخامنشی و اشکانی توجه بیشتر نمودیم. در آن دوران اوستا از نظر زبان‌شناسی بررسی شد. همچنین شناخت متون تاریـخـی و ادبی، و تصـحـیـح مـتـون در دستور کار قرار گرفت و خطوط میخـی هم خـوانـده شد. سال ۱۹۳۵ رضاشاه دستور داد اتحادیه بین‌المللی پست، دیگر نامه‌هایی را که برای آدرس‌هایی چون Persia یا اسامی مشابه آن مانند le perse ارسال می‌شدند نپذیرد. البته ایران همیشه آنطور که در بالاترین سطر حکاکی طاق بستان دیده می‌شود و در تمام آثار شعر پارسی با قدمت بیش از هزار ساله، ایران نام داشت و اینکه گفته می‌شود رضاشاه نام ایران را برای کشور به تصویب رساند، واقعی نیست، او ایران را دوست داشت اما تنها در خدمات بزرگش خلاصه نمی‌شود. با استبداد رأی و جباریت رضاشاه، قرارداد دارسی به زیان مردم تمدید شد، داور و تقی‌زاده و تیمورتاش و فروغی و اسعد بختیاری و حتی کمال الملک آزارها دیدند و نصرت‌الدوله فیروز، ارانی‌ و میرزاده عشقی و... به قتل رسیدند. بله، قدرناشناسی و برخورد ناسنجیده با داور، آن حقوقدان فرهنگ‌ورز و دانشور را از زندگی سیر کرد. گویی به او امر شده که سر بذار(بگذار) و بمیر، او هم رفت و مُرد.
...
 
مرگ او چه بسا بی‌ارتباط با لایحهٔ پیشنهادیش به مجلس در راستای گفتگو با اولین شرکت نفتی چندملیتی آمریکایی - استاندارد اویل، Standard Oil - نبود. لایحه‌ای که از سوی بریتانیا و شوروی مورد اعتراض قرار گرفت. ایران در ۱۳۰۱ در دوران قوام‌السلطنه با شرکت مزبور پیمانی امضا می‌کند. سال ۱۳۱۵ داور(با نظر شاه)، دوباره بر آن پیمان صحه می‌گذارد، اما حضرت اشرف رو تُرش می‌کند و می‌توپد که بر داور خیلی گران می‌آید. 
جدا از این مسئله، گفته می‌شود داور خیلی پیشتر، مقاله‌ای با عنوان «اسرار عدلیه» نوشته بود که درون‌مایهٔ آن انتقادی به یکی از آرای محاکم وقت تفسیر شد. پرونده‌سازی سرلشکر «محمدحسین آیرُم» هم که وی(داور) از وضعیت مملکت انتقاد کرده و صلاح کشور و راه خروج از بحران را روی کار آمدن خودش می‌داند، او را آزار داده بود. از این مسائل که بگذریم، لغو انحصار تجارتِ برخی کالاهای نه چندان مهم نیز کار دست داور داده بود.
رضاشاه در رابطه با کمبود گندم در خراسان یقه داور را گرفته بود که «این چه سیاستی است که گندم را از خراسان به روسیه صادر کنید (که اتفاقاً آنقدر در بندر شاه می‌ماند تا بپوسد) و آنوقت در خراسان قحطی گندم پیش بیاید؟
همچنین احضار وی، سرتیپ رضاقلی امیرخسروی و محمود جم نخست‌وزیر به کاخ مرمر و سخنان عتاب آلود رضاشاه که دربارهٔ معامله پنبه با دولت شوروی حرفهای بی‌ربط می‌زد بویژه وقتی علاوه بر امیرخسروی، داور هم بین صحبتش از واژه‌های خارجی استفاده کرد. وقتی داور بین کلام خود از واژه فرانسوی «دفیکولته» که به معنی اشکالات است استفاده کرد شاه برآشفت و گفت: از اتاق گم شوید پدرسوخته‌ها! پس از این برخورد، داور از اتاق خارج شد و حتی تعادل خود را در راه رفتن از دست داده بود و برای همین، محمود جم زیر بغلش را گرفت تا زمین‌نخورد.
مرگ تیمورتاش در زندان و سپس دستگیری و قتل فجیع سردار اسعدبختیاری (جعفرقلی‌خان)، هم او را افسرده می‌کند. دستگیری و اعدام محمدولی اسدی و برکناری محمدعلی فروغی از سمت رئیس‌الوزرایی و تحت نظر بودن توسط پلیس، بازداشت قوام‌الملک شیرازی، محمدتقی اسعد(امیر جنگ)، امیر حسین‌خان ایلخان، تبعید عدل‌الملک دادگر رئیس شورای ملی که در انتخابات دوره دهم، نماینده اول تهران شده بود، حتی دستگیری علی دشتی چاپلوس حکومت، زین‌العابدین رهنما، فرج‌الله بهرامی و محمدرضا تجدد(قاضی عالی‌رتبه دادگستری) همه و همه داور را به فکر فروبرده بود. 
اینکه داور به دلیل توهین و بی‌احترامی از سوی رضاشاه، که خود ازجمله حامیان او برای رسیدن به قدرت بود، دست به خودکشی زد، تردید برنمی‌دارد.
براستی آن مرد بزرگ چرا باید مجبور شود تریاک در الکل حل کند و بخورد تا بمیرد؟ می‌گویند نوشته‌ای در کنار تختش بود که داور روی آن شعری از کلیم کاشانی را نوشته بود:
افسانه حیات دو روزی نبود بیش 
آن هم کلیم با تو بگویم چه سان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن 
روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت
تاریخ مدرن ایران مدیون داور است. او وقتی که مُرد، تنها ۱۵ تومان پول نقد در جیب پالتوی خود داشت و این تنها دارایی نقدی دولتمردی بود که روزگاری در جایگاه وزیر مالیه، اقتصاد کشور را زیر فرمان داشت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیا علی اکبر خان داور، گل بی‌عیب بود؟ خیر. نه او و نه هیچ‌کس دیگر برتر از سؤال نیست. او توجه نداشت که پیشرفت بدون آزادی ابتر است. گرچه با کوشش و همت داور بود که «گوش و دماغ کردن»(گوش و بینی افراد را بریدن) جای خودش را به دادگستری و کانون وکلا داد. گرچه داور برای استقلال کانون وکلا تلاش کرد و... اما از او «متحدالمآل»(بخشنامه‌)ای در دست است خطاب به دکتر احمد متین‌دفتری که وکلا حق اجتماع ندارند!
( احمد متین‌دفتری از همراهان و همفکران داور بود. وی در خلال فعالیت‌های قضایی خود، قوانین مهمی را برای تسهیل در کارها و امور قضایی دادگاه‌های کشور، تدوین کرد که اهم آن‌ها عبارتند از: قانون تشکیلات دادگستری، قانون استخدام قضات، قانون آیین دادرسی مدنی، قانون امور حسبی، لایحه قانون کیفر و آیین دادرسی کیفری، قانون اجرای احکام و ...داور، خیلی کارها را با او پیش می‌بُرد.)
داور به منظور انحصار صادرات و واردات، ایجاد شرکت‌های دولتی را در دستور کار خود قرار داد، اما در عمل، این شرکت‌های انحصاری کارایی زیادی نداشتند و کم کم در اثر نبودن مدیریت شایسته یکی بعد از دیگری ورشکسته شدند. هر روز اتفاق ناخوشایندی می‌افتاد. برای مثال به علت عدم پیش‌بینی در ورود وسایل تخلیه اتومبیل از یک کشتی باری در بندر شاهپور،  تخلیه اتومبیل‌ها خیلی دیر صورت گرفت و شرکت مزبور، آنها را روی یک اسکله بارگیری شناور رها کرد که با وزیدن تندبادی ۶۰ دستگاه از آنها به ته دریا فرورفتند و داور همه جا سؤال‌پیچ شد. او دست تنها بود و با همه درستکاری و توانمندی نمی‌توانست به همه جا، سر بزند، اما مخالفینش نمی‌پذیرفتند. 
...
معاصرین داور که از نیکی او تعریف کرده‌اند، این را هم گفته‌اند که وی به سرنوشت اشخاص «زیاد مطمئن» دچار شده بود. از خودش خیلی متشکر بود و فکر نمی‌کرد بر او انتقادی هم وارد است. البته این بی‌باکی را داشت که دل به دریا می‌زد و از خطر نمی‌ترسید. یکبار که دشواری کاری را به وی گوشزد می‌کنند می‌گوید: «نترسید، بگذارید وارد این کار بشویم، وقتی وارد شدیم و گیر افتادیم راه چاره آن را حتماً پیدا خواهیم کرد...» 
...
علی‌اکبر داور، دکتر محمود افشاریزدی را بنا بر سابقه‌ی هم‌کاری و هم‌فکری در اروپا، به وزارت دادگستری دعوت می‌کند و در سمَت مستشاری استیناف قرار می‌دهد که نامبرده در دادگستری نمی‌ماند و کناره می‌گیرد، هرجند نامش در ترکیب کنایی «قانون دکتر افشار»، باقی ماند. خودش نوشته‌است: «در شعبه‌ای که بودم دعوایی مطرح بود که نظر خاص‌ی در آن وجود داشت. چون در من نمی‌توانستند اعمال نفوذ نمایند، تغییر من از آن شعبه به شعبه‌ی دیگر به نظرشان لازم شده بود. اما چون نمی‌خواستند با تغییر‌دادن یک قاضی به تنهایی قضیه علنی شود. مقام‌های مستشاران استیناف را میان خود آن‌ها عوض و تبدیل نمودند. همه زیر بار تغییرات رفتند و متأسفانه کسی جز من اعتراض نکرد. بنده علی‌رغم ابلاغی که داده بودند، به شعبه‌ی جدید نرفتم. داور از من رنجید...ولی مطلب به نظر من اساسی بود، قبول ننموده و از دادگستری کناره‌گیری کردم.»
از نگاه محمود افشار بنیاد استقلال قوه‌ی قضاییه در همین نقطه بود، و نباید مخدوش می‌شد، بخصوص که در ماده‌ی ۸۱ و ۸۲ قانون اساسی نیز آن تأکید شده بود.
مضمون اصل ۸۱ و ۸۲، این بود که هیچ حاکم محکمه‌ی عدلیه را نمی‌توان از شغل خود بدون محاکمه و ثبوت تقصیر تغییر داد، مگر این‌که خودش استعفا دهد. تبدیل مأموریت حاکم محکمه‌ی عدلیه ممکن نمی‌شود مگر به رضای خود او.
بعد از پافشاری در عدم قبول مقام جدید و تعرض نامبرده، داور اصل ۸۲ را تفسیر به رأی می‌کند و می‌گوید بله هیچ حاکم محکمه‌ی عدلیه را نمی‌توان بدون رضای خود از شغل قضایی به شغل اداری و یا صاحب‌منصبی پارکه parquet (دادسرا) منتقل نمود اما تبدیل محل مأموریت قضات با رعایت رتبه‌ی آنان مخالف با اصل مذکور نیست. قضاتی که با رعایت ماده‌ی اول این قانون محل مأموریت آن‌ها تبدیل شده و از قبول مأموریت امتناع نمایند متمرد محسوب و در محکمه‌ی انتظامی تعقیب و مطابق نظام‌نامه‌های وزارت عدلیه مجازات خواهند شد.
...
بعدها که دیگر رضاشاه در ایران نبود، پیرامون این موضوع در مذاکرات مجلس، تفسیر به رأی داور، زیر سؤال می‌رود و ارسلان خلعتبری نماینده مجلس و وکیل دادگستری می‌گوید: «داور اگر مؤسس عدلیه بود، مخرب عدلیه هم خود او شد. زیرا با تفسیر اصل ۸۲ قانون اساسی از قوه‌ی قضاییه سلب استقلال نمود...»
ـــــــــــــــ
قضاوت‌کردن ساده نیست. شاید داور تصورش را هم نمی‌کرد که سردارسپه را روزی در قامت دیکتاتور مطلق ایران ببیند. او وقتی دریافت که قضات، بعضی از خواسته‌های شاه را به دلیل مغایرت با قانون انجام نمی‌دهند، و قانون را به رُخ او می‌کشند، بر سر دوراهی قرار گرفت. و از آن‌جا که در تصورش، رضاشاه او را مسبب نافرمانی قاضیان می‌شناخت، (قاضیان‌ی که می‌باید خواسته‌ی شاه را برتر از قانون بپندارد)، ناگزیر برای گرفتن مهار قضات در دست خود، به سوی تفسیر به رأی از اصل ۸۲ قانون اساسی رفت.

پانویس
  • با وقوع کودتای سوم اسفند(کودتای نظامی که توسط رضاخان و هم‌دستی سیدضیاءالدین طباطبایی اجرا شد) و بعد از تغییرات سیاسی در جامعه آن روز، وکلای دادگستری هیئت مدیره شش نفره‌ای انتخاب کردند و ۲۷ تیر ۱۳۰۰، مجمع وکلای رسمی تشکیل شد اما دو سال بعد منحل گشت. این وضع تا آبان ۱۳۰۴ ادامه داشت تا اینکه علی‌اکبر داور، به وزارت دادگستری رسید. داور بانی ماده ۱۵۰ اصول تشکیلات عدلیه(تشکیل کمیسیون مقرر در ماده ۱۵۰) بود که باید آن را سنگ بنای استقلال کانون وکلا یا حداقل به رسمیت شناختن تصمیمات وکلا در خصوص همکاران خود دانست. ۲۰ آبان ۱۳۰۹، کانون وکلاء رسماً، با حضور داور، تشکیل شد اما با خروج وی از وزارت عدلیه و تصدی وزارت دارایی و سپس خودکشی‌ای که بر او استبداد حاکم تحمیل کرد، کانون وکلاء حامی اصلی خود را از دست داد.
  • یک سند نویافته که تاریخ آن به سال ۱۳۱۰ خورشیدی بازمی‌گردد، به رأی دیوان عالی تمیز اشاره دارد، درخصوص شخصی به نام محمدعلی عینکچی، که متهم به سیلی زدن و توهین‌کردن به وزیر عدلیه(علی اکبر داور) است. وی در دادگاه ابتدا به سه سال حبس محکوم می‌شود و پس از تجدیدنظرخواهی مجازاتش به دو سال تقلیل می‌یابد.
  • همسر داور، نوه دختری میرزا محسن‌خان تبریزی معروف به «مظاهر» بود که مشیرالدوله هم، لقب داشت. البته وی تنها مشیرالدوله تاریخ معاصر ایران نیست. افراد زیر همه، لقب مشیرالدوله داشته‌اند.
۱- میرزا نصرالله خان نائینی مشیرالدوله
۲- میرزا جعفرخان مشیرالدوله مهندس باشی
۳- میرزا حسین خان مشیرالدوله سپهسالار
۴- میرزا یحیی‌خان مشیرالدوله قزوینی وزیر خارجه
۵- میرزا محسن‌خان تبریزی معروف به «مظاهر»
۶- میرزا حسن خان مشیرالدوله پیرنیا 
 
منابع

روزنامه مرد آزاد، شماره ۱، ۸، شماره ۱۱۹
یرواند آبراهامیان. ایران بین دو انقلاب 
نصراالله انتظام. خاطرات
علی جان‌زاده، خاطرات سیاسی رجال ایران از مشروطیت تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
ماجرای خودکشی داور، سالنامه دنیا، سال ۱۸ (۱۳۴۱)
سلیمان بهبودی، بیست سال با رضاخان میرپنج، خاطرات سلیمان بهبوی
ابراهیم خواجه نوری، بازیگران عصر طلایی، داور، تیمورتاش...
عیسی صذیق اعلم، یادگار عمر
عبدالله روحی، خاطرات و خطرات
احمد متین‌دفتری، خاطرات یک نخست وزیر
علی وکیلی (خاطرات)، داور و شرکت مرکزی
تورج اتابکی، تجدد آمرانه، جامعه و دولت در عصر رضاشاه
احمد کسروی، زندگانی من
مهدیقلی هدایت، خاطرات و خطرات
حسن اعظام قدسی، خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله
مهدی، بامداد. شرح رجال ایران در قرون ۱۳٬۱۲ و ۱۴ق
محمدتقی، بهار. تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران
احمد، سمیعی، بَرکشیده به ناسزا
اسدالله، عمادی، بازخوانی تاریخ مازندران
ساتن. الول، رضاشاه کبیر 
علی عروضی، زندگینامه ابوالحسن ابتهاج
حسن شجاعی دیو کلائی، مقدمه سلطنت پهلوی، مسئله جمهوریخواهی در ایران
محسن، صدر. خاطرات صدرالاشراف
محمد امینی، دادگستری در ایران(گفتگو با حسین مهری)
باقر عاقلی. داور و عدلیه
مبارکیان. عباس، چهره‌ها در تاریخچه نظام آموزش عالی حقوق و عدلیه نوین
مذاکرات مجلس ششم. (۱۳۰۶). (ج ۱).
علی‌اصغذ حقدار، تجدد حقوقی‌ در ایران‌ و علی‌ اکبر داور
مکی. حسین (۱۳۷۴)، تاریخ بیست ساله ایران
علی وکیلی، داور و شرکت مرکزی
قاسم غنی، یادداشت‌های دکتر قاسم غنی، به کوشش سیروس غنی
ابراهیم خواجه‌نوری، بازیگران عصر طلایی
جمشید بهنام، ، حلقه برلنی‌ها
میرزا فتاح خان گرمرودی، سفرنامه میرزا فتاح گرمرودی به اروپا موسوم به چهار فصل
رجال‌شناسی عصر رضاخانی
مجلس در دوره رضاخان پهلوی، ج ۱۴
رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، مهدی مجتهدی
جلال عبده، چهل سال در صحنه قضایی، سیاسی، دیپلماسی ایران و جهان
فتح‌الله نوری اسفندیاری، رستاخیز ایران حسن زندیه،
تحول نظام قضايي ايران در دوره پهلوي اول(عصر وزارت عدلیه علی اکبر داور)
محمود افشار، سیاست اروپا در ایران، اوراقی چند از تاریخ سیاسی و دیپلماسی 
باقر عاقلی، داور و عدلیه
سیف‌الله وحیدنیا، خاطرات و اسناد
مشیری، بهرام، تصحیح حکایت نادرست رضاشاه و خودکشی علی‌اکبر داور
خسرو سعیدی، اللهیار صالح، زندگینامه
اسنادی از انتخابات مجلس شورای ملی در دوره پهلوی اول
مجله وکالت، ۱۳۸۳مهدوی نجم‌آبادی، سیدرضا، شماره ۲۳ و ۲۴
غلامحسین مصاحب، دایره‌المعارف فارسی
نصرت‌الله سیف‌پور فاطمی، آیینه عبرت، خاطرات دکتر نصرت‌الله سیف پورفاطمی
ابوالحسن عمیدی نوری، یادداشتهای یک روزنامه‌نگار 
همنشین بهار، کاپیتولاسیون (قضاوت سپاری)، خاطرات خانه زندگان(۴۸)
علی‌اکبر داور، اساس بحران ما اقتصادی است، مجلةآینده‌ سال ۱۳۳۱
سیدحسن تقی‌زاده(خاطرات)، زندگی طوفانی، به کوشش ایرج افشار


همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است: 
...
همنشین بهار 

 

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*داستان پَهپاد آمریکایی حقیقت نباید در بند این پرسش باشد که به نفع کیست  [2019 Jun] 
*تئوری ریسمان String Theory تارهای رقصندهٔ انرژی Dancing Filament of Energy [2019 Jun] 
*خطابه دکتر مصدق در دیوان بین‌المللی دادگستری(دادگاه لاهه) [2019 Jun] 
*نگاهی دوباره به یک استعفا [2019 Jun] 
* دولتمردان عصر رضاشاه (۵) محمدعلی فروغی (ذُکاءالمُلک) سیاست‌ورز چندساحَتی [2019 Jun] 
* دولتمردان عصر رضاشاه (۴) نصرت‌الله فیروز، و داستانِ حذف و قتل وی در سمنان [2019 May] 
*دولتمردان عصر رضاشاه (۳) تیمورتاش، تواناترین چهره سیاسی دوران مدرن  [2019 May] 
* دولتمردان عصر رضاشاه (۲) علی‌اکبر داور نماد مدرنیته اداری در ایران  [2019 Apr] 
* عدالتخانه و ویرانگرانش گفت‌وشنود با ایرج مصداقی  [2019 Apr] 
*سیدحسن تقی‌زاده یک مرد فکور در هیئت یک مرد عمل  [2019 Mar] 
*عَلَمِ دولت نوروز به صحرا برخاست بهار می‌آید هر چند زمستانیان نخواهند  [2019 Mar] 
*پرونده احمد کسروی، ننگ دادگستری ایران بود  [2019 Mar] 
*تنظیم رابطه نظامهای استبدادی شاه و شیخ با وکلای مستقل [2019 Feb] 
*عشق، شب‌چراغ زندگی‌ست «وَلـِنـْتـایـْنْ دِی» Valentine's Day  [2019 Feb] 
*«بختیارِ» با اختیار، و نامه‌هایش به خمینی  [2019 Feb] 
* نشست تعیین‌کننده سران ارتش شاه صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷  [2019 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷  [2019 Feb] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۲) قرارداد ۱۹۱۹  [2019 Feb] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۱) قرارداد سن پترزبورگ(۱۹۰۷)  [2019 Jan] 
*گفت‌وشنود با مرجان براتی دختری با گوشواره مروارید  [2019 Jan] 
*«آمور میو» Amor mio کجاست عشق که سرود زندگی سر کند؟  [2019 Jan] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۰) پیمان آخال(آخال تِّکه) (1881) Treaty of Akhal [2018 Dec] 
* سیروس نهاوندی، اسب تراوای ساواک  [2018 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی [2018 Dec] 
* نامه تهرانی(بازجوی ساواک) به آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله لاهوتی  [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۹) Goldsmid Arbitration قرارداد(حَکَمیّتِ) گلدسمید [2018 Dec] 
* ۶۰۰ ویدئو و مقاله... لحظه‌هایِ بودن Moments of Being [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (8) Treaty of Paris 1857 معاهده پاریس [2018 Dec] 
*پای سخن «آذر بی‌بی»(آذر قشقایی) - به یاد بهمن  [2018 Nov] 
*لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰  [2018 Nov] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۷) Treaties of Erzurum قرارداد ارزنه‌الروم [2018 Nov] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (66) جنگ جهانی اول یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر [2018 Nov] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۶) قراردادِ نوامبر ۱۸۱۴ (عهدنامهٔ تهران)  [2018 Nov] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(۱) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با خانم هایده ترابی - استوانه گِلی کورش واقعیت دارای حقیقت‌های گوناگونی است  [2018 Oct] 
* مدیحهِ کورش، یا لعنت‌‌نامه برای نَبونَئیدوس  [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۵) معاهده صلح ترکمانچای [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]