دختر بابام‌ ام، دکتر عباس میلانی و استنفورد
مهدی اصلانی

بخش ایران‌شناسی‌ی دانشگاه استنفورد که ریاست آن با دکتر عباس میلانی است، به‌تازه‌گی با دعوت از فائزه هاشمی ‌رفسنجانی میزبان ایشان بود. در آغاز جلسه دکتر عباس میلانی از این‌که ایشان دعوت استنفورد را پذیرفتند، تشکر کرد. فائزه هاشمی به این پرسش که شما نمی‌ترسید از این‌که دعوت استنفورد را پذیرفتید، چنین پاسخ داد: به‌ من گفته‌اند که شما مستقل هستید و دکتر میلانی هم با تاًئید که بله البته که ما مستقل هستیم، خیال ایشان را آسوده کردند.
دکتر میلانی، در مقام گرداننده‌ی پرسش و پاسخ‌ با فائزه هاشمی، با برگردان پرسش‌های انگلیسی به فارسی برای فائزه هاشمی و هم‌چنین ترجمه‌ی انگلیسی سخنان ایشان، به‌مثابه‌ یک دیلماجِ ماهر برنامه را به‌خوبی پیش بردند.
نخست چشم می‌گردانیم به فرازهای مهم سخنان فائزه هاشمی در برنامه‌ی استنفورد.
 
۱- من خود را یک فمینیست اسلامی می دانم و اسلام با حقوق بشر و زنان منافاتی ندارد.
۲- ما وقتی از برابری حرف می‌زنیم، یک برابری‌ی حقوق داریم و یک‌سری تفاوت‌های فیزیکی. من فکر نمی‌کنم کسی یک زن زیبا را بدون حجاب و یا کم‌لباس ببیند، همان حس را داشته باشد که یک مرد را بخواهد ببیند. مردها بدن زیبا و تحریک‌کننده و یا هوس‌آنگیز ندارند، اما زن‌ها دارند برای همین تفاوت‌های فیزیکی، وقتی مردهای لخت را می‌بینید، شاید خیلی صحنه‌ی جالبی نباشد. مقایسه خارج از چیز است!! حجاب را من فکر می‌کنم یه‌‌ خورده بد نیست! من این‌را جز تضییق حقوق و نابرابری‌ی حقوق نمی‌بینم از قضا جز نقاط قوت اسلام است! در اسلام به مردها هم توصیه شده لباس مناسب تن‌شون کنند. این نابرابری نیست! شبیه آن می‌ماند بگوییم در خلقت چرا زن‌ها حامله می‌شوند و مردها نه؟ پس نابرابر اند. تفاوت‌های فیزیکی وجود دارد و نقطه‌ی قوت اسلام است که این تفاوت‌ها را می‌بیند و راه حل ارائه می‌‌دهد. 
۳- ممکن است شماری از آیات قرآن به‌ظاهر نابرابر به‌نظر برسند، اما برایشان راه حل وجود دارد. مثلا این پرسش که اگر اسلام دین برابری است پس چرا در قانون مربوط به ارث، زنان نصف مردان ارث می‌برند؟ اما قرآن این مجوز را داده که با دخالت پدر‌مادرها موضوع حل شود. مثلاً خود ما بعد مرگ بابا، پسران خانواده قرار گذاشتند سهم ارث به‌تساوی بین پسران و دختران خانواده تقسیم شود. 
۴- نقش تعیین کننده‌ی اجتهاد و مجتهد‌ها در این‌گونه موارد بسیار اهمیت دارد.
بسیاری از قوانین اسلام را مجتهدها می‌توانند به روز کنند. چرا که شماری از آیات قرآن در شرایط خاص نازل شده؛ مثلاً در دوران جاهلیت موضوع زنده‌به‌گور کردن! شرایط روزگار طوری بود که امکان وضع قوانین مترقی‌تر وجود نداشت، اما اسلام این قابلیت را دارد که با مسائل حقوق بشر و حقوق زنان خود را تطبیق دهد! مجمع تشخیص مصلحت نظام برای همین تشکیل شد!
۵- روایت‌ها و تفسیرهای قرآن عمدتاً مردسالارانه است و همه مجتهدها هم مرد هستند و متاسفانه ما زنان کوتاهی کردیم و نرفتیم حوزه تلاش کنیم!
۶- در میان ۵۸ کشور اسلامی ۵۸ نوع برداشت از اسلام وجود دارد. اسلام آمریکایی، اسلام داعشی، اسلام طالبانی، اسلام مالزیایی و ....
۷- ما با ایجاد حکومت اسلامی به اسلام آسیب رساندیم و اسلام را خراب کردیم. اسلام بد نیست. ما بد عمل کردیم.
۸- حجاب تنها محدود به چادر نیست! من حجاب را مانع پیش‌رفت نمی‌دانم. برای من حجاب موجب پیش‌رفت بوده و مانع من نبوده.
۹-در مورد قتل‌های ناموسی مانند قتل رومینا، در قرآن چنین آیه‌هایی نیامده و این‌ها  درروایات متنوع وجود دارد که در قرآن نیامده، بل‌که آیه‌های قتل در قرآن عام   است!                        
سرآخر «دختر بابام ‌ام» به پرسشِ نقشِ پدرشان در قتل‌های مخالفان و چپاول و غارت و مسائل مالی، چنین پاسخ می‌دهند: ببینید ده سال اول که موضوعاتی که پیش آمد در ذات هر انقلاب و دوران انقلابیگری است و می‌گذاریم کنار و مرا با آن کاری نیست. بعد در دوران ریاست جمهوری‌ی بابا و بعد در ادامه‌ی دوران آقای خاتمی، اگر همان راه رفته شده بود، به مسیر درست می‌افتادیم، که متأسفانه از راه خارج شدیم. بابا فکر می‌کرد می‌تواند اوضاع را اصلاح کند؛ که نشد. بابا و ما، یعنی کل خانواده، نه در مسائل مالی و نه در شراکت در جنایت دامن‌مان پاک است و به امید خدا چنین نیز بمانیم!
نگاه فائزه هاشمی نوعی خوانش دینی و پذیرش «اسلام رحمانی» بر مبنای حفظ اندیشه‌ی به‌غایت ضدانسانی‌ی نظامی است که به‌‌تمامی و در تمام بود نامبارک‌اش نماد آپارتاید جنسی و دینی بوده.
در نگاه «دختر بابام‌ ام» آن‌جا که بابا با صدای کشتار هم‌صدا بوده، ایشان فروتنانه! آن ‌را طبیعت و اقتضای انقلابیگری‌ی دوران انقلاب می‌خواند (به‌شمول تمام جنایات دهه‌ی شصت). بعد که دایره‌ی قدرت بابا در تعارض جناحی و درونی محدود شد، صدای او می‌شود عین حقانیت. پدر شما در تمام جنایات و سرکوب‌های انسان‌کش حکومت بخش جدایی‌ناپذیر قدرت و کنار دست آن بود و هماره در دوران خمینی، فرد دوم نظام، و در تمام سرکوب‌های بهیمی‌ی حکومت وفادار به کلیت نظام ماند. شروع ریاست جمهوری‌ی پدر که از آن به‌عنوان مسیر درست نام می‌برید از ماه اول چنین با قتل آغازیدن کرد: تابستان 68 ترورِ عبدالرحمان قاسملو و یاران‌اش، عبدالله قادرى و رسول فاضل در اتریش. تابستان 69 ترور دکتر کاظم رجوی در ژنو. بهار 70 کاردی کردن عبدالرحمان برومند در مقابل آسانسور منزل‌اش در پاریس. تابستان 70 چاقو‌کش کردن شاپور بختیار در پاریس. تابستان 71 مثله کردن و سلاخی‌ی فریدون فرخزاد در بن آلمان. تابستان 71 ترور دکتر شرفکندی و یاران‌اش در رستوران میکونوس آلمان. زمستان 71 ترور محمد‌حسین نقدی در ایتالیا. و شماری از مهم‌ترین ترورهای سیاسی در داخل کشور در دورانِ قدرقدرتی‌ی وی: پائیز 68 سلاخی کردن دکتر کاظم سامی. پائیز 73 قتل سعیدی سیرجانی با تزریق شیاف پتاسیم. پائیز 74 کشتن احمد میر‌علایی با آمپول پتاسیم. پائیز 75 کشتن دکتر غفار حسینی به شیوه‌ی پیشین. زمستان 75 کشتن دکتر احمد تفضلی.
و..... لیستِ تباهی‌های جنایت‌کارانه‌ در کارنامه‌ی دوران پدرتان چنان بلند است که شماره کردن‌اش موجب انزجار است و تعفن! و البته نقش مهم پدرتان در کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان 67.
جان‌مایه‌ی سخن و تمام تلاش شما آن است که از پدر قدیس بسازید و از قفس تقدس!        
تصور می‌کنم به‌تر آن باشد برای حفظ هیجان هم که شده، تمام ویدیوی پرسش ‌پاسخ «دختر بابام ‌ام» را تعریف نکرده و دوستان در صورت تمایل روی شبکه‌ی یوتوب سیر به‌‌ تماشایش نشسته و از سخنان این مدعی‌ی «فمینیست اسلامی» مکیف شوند!
اما بهانه‌ی اصلی‌ی این مکتوب نه سخنان فائزه هاشمی که سخنی است با دکتر عباس میلانی!
دعوت از فائزه هاشمی را  می‌‌توان قوزکرده‌گی‌ی بخشی از اپوزیسیون و روشن‌فکری‌ی ایران خواند! آقای میلانی! دعوت از فائزه هاشمی چه چیز به استنفورد اضافه می‌کند، جز خرید اعتبار برای دختر بابا ام. متأسفانه شما، یعنی شخص دکتر عباس میلانی، با تنزل دادن خود به‌عنوان دیلماج «دختربابام ام»، قوزکرده همان خطایی را مرتکب شدید که در هنگام دعوت از اکبر گنجی!
اکبر گنجی را به استنفورد فراخواندید، میکروفون‌اش را صاف کردید و آب یخ جلویش نهادید تا در استنفورد بگوید گونه‌ای دیگر از اسلام هم وجود دارد که رحمانی است! و مدیر برنامه‌ی مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد  در مقام دیلماج، این سخنان برای روشن‌فکران غربی برمی‌گردانند تا بر اعتبار گنجی اضافه شود، و این به‌تمامی باخت بخشی از روشن‌فکری‌ی ایران بود.                                                                                                           آقای میلانی! نیت‌خوانی نمی‌کنم و تنها متن را  چشم می‌گردانم! ما با دعوت هر کس به‌ویژه در حوزه‌ی سیاست با پژواک و جایگاه دادن به صاحب سخن، بدان جایگاه ویژه می‌بخشیم! یعنی این صدا از چنان اهمیتی برخوردار است که باید منعکس شود. فائزه هاشمی بر روی صندلی‌ی که شما به او بخشیدید، جایگاه پیدا می‌کند! استنفورد اما چیزی بزرگ را از دست می‌دهد و از نمره‌اش کاسته می‌شود. آقای میلانی! شما از جایگاه یک آکادمیکر و تاریخ‌پژوه و روشن‌فکر و ریاست بخش ایران‌شناسی استنفورد - فارغ از هر نیتی - جایگاهی به فائزه هاشمی می‌بخشید که نه در شاْن شما و استنفورد است و نه این لباس قواره‌ی تن فائزه هاشمی‌رفسنجانی.
 
 
 

منبع:پژواک ایران


مهدی اصلانی

فهرست مطالب مهدی اصلانی در سایت پژواک ایران 

*«ابلیس خدای بی‌سروپایی ست؛ انگشت‌نما شده به ناپاکی»* [2021 Aug] 
*دختر بابام‌ ام، دکتر عباس میلانی و استنفورد  [2021 Jul] 
*زارممد! خودتو ضایع نکن! نرو! [2021 Jul] 
*خلق کوپن‌فروش [2021 May] 
*ارتفاع ابتذال  [2021 May] 
*بر کدام مُرده‌ی پنهان می‌گرید این سازِ بی‌زمان؟ [2021 Apr] 
*پوزیسیون و ‌‌اپوزیسیون، آب‌هویج بستنی یا معجون [2021 Apr] 
*عیدنوشت: جواد وستینگهاوس و جواد یساری  [2021 Mar] 
*سکولاریسم، «فاعتبروا یا اولی‌الابصار» و خانم شیرین عبادی  [2021 Jan] 
*«به جز تصویرِ دوردستِ من نیست.» (نگاهی به «این بامداد خسته») [2020 Dec] 
*شاملو و حاج‌سیدجوادی و حکایت ۴ نامه  [2020 Nov] 
*«جانی پُراز زخمِ به‌چرک درنشسته.» (۱) نگاهی به کتاب تابوت زندگان [2020 Oct] 
*«آواز نگاه از دریچه تاریک»: روایت‌ خانواده زندانیان سیاسی از دهه ۶۰  [2020 Sep] 
*معرفی کتاب: «آواز نگاه از دریچه‌ی تاریک» منتشر شد [2020 Aug] 
*پری بلنده [2020 Jul] 
*تنها یک راه دارد  [2020 May] 
*بهر آزادی‌ی قدس از تورنتو باید گذشت [2019 Dec] 
*صبح به‌خیر عالی‌جناب قاتل!‏  [2019 Nov] 
*هنوز دردناک‌ترین ترانه‌هاشان را نخوانده‌اند *  [2019 Aug] 
*جنون را نشانی از این آشکارتر؟ *  [2019 Aug] 
* نه مُردنِ شمع و‎ ‎‏ نه بازماندنِ ساعت*  [2019 Jul] 
*شغالی که ماهِ بلند را دشنام گفت [2019 Jun] 
*«باید تماشای خود‌ویرانی انسان را از سکه انداخت»  [2019 Jan] 
*دست‌خط! نه خط‌خوردگی‌ دست. مسئله این است آقای بهکیش  [2018 Dec] 
*«بازماندگان در صف نخست دادخواهی راستین تابستان ۶۷ هستند»  [2018 Dec] 
* قاضی مقیسه سرسپرده‌ی ساطور و دارِ قاتلان است [2018 Aug] 
*هذیان تابستانی [2018 Jul] 
*درگذشت امیرانتظام دست‌کاری‌ی حافظه در روایت مخدوش [2018 Jul] 
*تکثیر زخم، گفتمان توجیه [2018 Jun] 
*فسقلی گز بده [2018 Mar] 
* فرمون کجایی که حجاریان قیصر را کشت [2018 Jan] 
*آب‌گوشتِ گربه، واگویی‌ی روایتی مخدوش  [2018 Jan] 
*می‌دانستند دندان برای تبسم نیز هست! تنها بردریدند [2017 Oct] 
* طوفان خنده‌‌ها، تمیز بمانید آقای بابک داد [2017 Aug] 
*آقای کروبی من با شما پدرکشته‌گی دارم [2017 Aug] 
*بچه‌ها بلند شین خمینی مرد!  [2017 Jun] 
* نگاهی به لقب‌سازی‌های اکبر گنجی [2017 May] 
*کسب و کارش مرگ بود [2017 Jan] 
*جعبه سیاه [2016 Aug] 
*به بچه‌های دروازه غار بگین «داش‌عباس» مُرد  [2016 Jan] 
*آقای طاهری‌پور با این کفش‌های لنگه‌ به لنگه راه به جایی نخواهید برد  [2015 Dec] 
*کاپیتان هفتاد ساله شد [2015 Dec] 
*سازمان اکثریت؛ هم‌صدایی با قدرت و «کمیسیون حقیقت‌یاب» مقام عظما [2015 Oct] 
*و حاشا این خروس را سرِ بُریدن نیست [2015 Jul] 
*نقدی بر نحوه‌ی پوزش‌خواهی بی‌بی‌سی از اکبر گنجی [2015 Jun] 
*نگاش نکن ظریفه؛ شیش نفر رو حریفه و اسکار یواشکی برای مسیح علی‌نژاد [2015 May] 
*عزیز اصلی هم رفت [2015 Apr] 
*به جای تبریک نوروزی؛ جواد وستینگ‌هاوس. جواد یساری [2015 Mar] 
*پيش‌مرگِ بهارم؛ اسفندم، از کوچه دردار تا سرزمين وايکينگ‌ها [2015 Mar] 
*به کوری‌ چشمِ شاه عکس آقا تو ماه نمایون شده [2015 Jan] 
*بدرود رفيق لب‌دوخته [2015 Jan] 
*آقای مهاجرانی ولی افتاد مشکل‌ها [2014 Dec] 
*آقای بهنود! روشن‌فکر دماسنج جامعه است نه بادنمای آن [2014 Nov] 
*حالا کو تا بهار بیاید. برویم از برگ‌برگِ پائیز گریه برچینیم [2014 Oct] 
*همیشه کسی هست تا از دریا بگوید [2014 Sep] 
*«و هنوز از چشم‌ها خونابه روان است.» آمارِ واقعی کشته‌گان تابستان 67 مهدی اصلانی [2014 Jul] 
*نام همهٔ فرزندان اسماعيل است، فروغِ جاودان. مرصاد. کشتار تابستان ۶۷ [2014 Jul] 
*از دروازه‌غار تا اشرف؛ از اشرف تا لندن [2014 Mar] 
*آوازه‌خوان نه آواز؛ شرم رقیه دانشگری و مسئولیت فردی [2014 Mar] 
*پری بلنده [2014 Feb] 
*نوزده بهمن؛ موسی خیابانی؛ سیاهکل؛ پایکوبی اکثریت [2014 Feb] 
*«نشود آن‌که بشود که نشود. امام خمینی» و آن سال وبایی  [2014 Jan] 
*پیروزی وجدان بر وظیفه. زانو زد اما تسلیم نشد [2013 Dec] 
*شگرف است! این حد خون‌سرد از جنایت گفتن [2013 Nov] 
*چيدنِ گل سرخ با تبر [2013 Oct] 
*می‌خواهم ببوسم‌ات! نشانی خانه‌ات کجاست؟ [2013 Aug] 
*یکی از قاتلین رفقایم وزیر شد. تکبیر برادران!  [2013 Aug] 
*اکبر قاتل [2013 May] 
*فردین و فروردین [2013 May] 
*اکبر شالگونی هم رفت؛ سفر به خیر مسافرِ جاده‌ی شمشیر  [2013 Jan] 
*هشت عکس فوری از آلبومی خصوصی برای ۶۷ ساله‌گی پرویز قلیچ‌خانی  [2012 Dec] 
*بند هشت، زندان گوهردشت [2012 Oct] 
*خدا، شاه، ميهن، ابرو‌کمانی سلطنت در دام‌چاله‌ی رژيم اسلامی [2012 Jul] 
*تبهکارِ تحقير‌کار اعدام بايد گردد! «آی نقی» خودت اصلاح‌طلب‌ها را اصلاح کن [2012 May] 
*رجبعلی مزروعی را با سیاهکل چه کار  [2012 Feb] 
*"تابستان۶٧، پرونده‌ای‌ست هنوز ناگشوده" متن سخنراني در پارلمان اروپا  [2011 Nov] 
*خودشيفته‌گی بدخيم، دير تشريف‌فرما شده‌ايد آقای گنجی! لطفاً ته صف [2011 Nov] 
*zoroo با خاطره و یادِ بلندِ بهروز سلیمانی [2011 Nov] 
*کجای این بازی عدالت است؟ [2011 Nov] 
*ما هنوز زنده‌ایم  [2011 Oct] 
*خاوران، تفاهمِ وجدان‌های زخمی [2011 Aug] 
*طاقت بیار رفیق [2011 Aug] 
*دروغ می‌فرمایید! شما مخالف اعدام نبودید [2011 Jun] 
*آقای کروبی هیچ می‌دانید خاوران کجاست؟  [2010 May] 
*سازمان اکثریت، اراده‌ی معطوف به قدرت برخورد با گذشته یا فرار به جلو؟  [2010 Mar] 
*احمد رشیدی‌مطلق کیست؟ [2010 Jan] 
* در گذشت آیت‌الله منتظری. بازنگرى‌اى نادقیق به یک رخ‌داد تاریخی. [2009 Dec] 
*رندان سلامت می‌کنند، جان را غلامت می‌کنند  [2009 Sep] 
*پنجم شهريور ۶۷، آغاز چپ‌کُشی در زندان گوهردشت [2009 Aug] 
*خاکستری [2008 Sep] 
*اعتراض  [2008 Sep] 
*فرزندان نسل خاکستری  [2008 Sep] 
*شامیت [2007 Dec]