PEZHVAKEIRAN.COM به جان هم، به سود حکومت اپوزیسیون؛ میان نقد سازنده و تخریب متقابل
 

به جان هم، به سود حکومت اپوزیسیون؛ میان نقد سازنده و تخریب متقابل
محمود زهرایی

در جریان حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی، بخشی از اپوزیسیون این حملات را فرصتی برای تضعیف ماشین سرکوب و جنگی رژیم تلقی کردند؛ فرصتی که می‌تواند زمینه‌ساز حضور کم‌هزینه‌تر و بی‌هراس‌تر مردم در خیابان‌ها و نهایتاً تغییر سیاسی شود. در مقابل، بخشی دیگر از اپوزیسیون این حملات را نه صرفاً علیه حکومت، بلکه علیه ایران دانسته و با صراحت با آن مخالفت کردند.

هرچند روشن است که موضع‌گیری این گروه‌ها تأثیری در تصمیم‌گیری قدرت‌های نظامی ندارد، اما این اختلاف نظر، بیش از آنکه سیاسی باشد، ریشه‌ای اخلاقی دارد. هر دو طیف، خود را دلسوز مردم و خواهان نجات ایران می‌دانند و هر دو بر آرمان ایران آزاد تأکید دارند. با این حال، تفاوت در راه گذار و‌ شیوه رسیدن به این اهداف است. 

مخالفان حمله نظامی، بیش از هر چیز بر مفهوم حاکمیت ملی و تمامیت ارضی تأکید کرده و هرگونه اقدام نظامی خارجی را مصداق تجاوز می‌دانند. اما در مقابل بخش دیگری از اپوزیسیون این پرسش را مطرح می کنند: آیا تسلط و عملکرد حکومت فعلی، با تمام ابعاد ضدملی آن، خود نوعی نقض حاکمیت مردم ایران و شکلی از «اشغال داخلی» محسوب نمی‌شود؟ و اگر چنین است، مرز میان این دو نوع «تجاوز» کجاست؟

بی‌تردید هر دو بخش اپوزیسیون را ایرانیان وطن‌دوستی تشکیل می‌دهند که خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند.

اما بر سر موضوع حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، که هیچ‌یک از این دو بخش نقشی در آغاز آن نداشته‌اند و نخواهند داشت، و نقشی نیز در پایان آن نخواهند داشت، چنان به کشمکش و درگیری لفظی دچار شده‌اند که هفته‌هاست هر دو طرف، دشمن اصلی یعنی جمهوری اسلامی را عملاً به حاشیه رانده‌اند و یا بسیار کمتر به آن پرداخته‌اند.

این اختلاف نظر سیاسی از یک بحث نظری فراتر رفته و در ابعاد گسترده‌تر، حتی مرزهای اخلاقی و اجتماعی را نیز زیر پا گذاشته است. نگاهی گذرا به محتوای نوشته‌ها، مصاحبه‌های تلویزیونی و بحث‌های کلاب‌هاوسی نشان می‌دهد که این دو‌قطبی‌شدن در میان اپوزیسیون خارج از کشور تا چه اندازه عمیق و نگران‌کننده شده است.

درگیری‌های کلامی پیرامون تحلیل‌ها و دیدگاه‌های سیاسی، گاه از چارچوب اخلاق خارج شده و به توهین، اتهام‌زنی و تخریب شخصیت یکدیگر رسیده است. بارها با تأسف شاهد گفت‌وگوها و مصاحبه‌هایی بوده‌ایم که در آن‌ها، افراد چنان در حمله به طرف مقابل و زیر سؤال بردن دیدگاه‌های او اغراق می‌کنند که در نهایت، تنها چیزی که نادیده می‌ماند، نقش جمهوری اسلامی در ایجاد جنگ، بحران و رنج روزمره مردم ایران است.

شوربختانه، در این میان، مبارزه علیه جمهوری اسلامی نیز به‌طور محسوسی کمرنگ شده است. شاید بتوان گفت در هیچ مقطعی از تاریخ اپوزیسیون، این میزان از شکاف، گستردگی و حتی خشونت درونی مشاهده نشده است.

بررسی و رصد پست‌های فعالان اپوزیسیون در پلتفرم‌های مختلف اجتماعی نشان می‌دهد که گاه، بدون اغراق، بیش از ۹۵ درصد این محتواها نه علیه جمهوری اسلامی، بلکه در تقابل با یکدیگر، و حتی شامل حملات شخصی، توهین و فحاشی، منتشر می‌شود. سهم بسیار اندکی از این پست‌ها به نقد رژیم و افشای جنایات آن اختصاص دارد.

در چنین فضایی، رژیم در سایه سکوت و درگیری‌های درونی اپوزیسیون، بی‌وقفه به دست گیری ها و اعدام‌ها ادامه می‌دهد؛ در حالی که انتظار می‌رود نیروهای مخالف، صدای زندانیان و خانواده‌هایشان باشند، اطلاع‌رسانی بین‌المللی کنند و برای توقف این روند اقدامات مؤثر انجام دهند. اما در عمل، بخش قابل‌توجهی از انرژی‌ها صرف تقابل‌های درونی و حذف رقبای سیاسی می‌شود.

 

در مصاحبه‌های تلویزیونی، مناظره‌ها و بحث‌های کلاب‌هاوسی نیز گاه شدت این درگیری‌ها و فاصله گرفتن از نقد رژیم و جنایاتش و گاه همخوانی و تایید عملکرد رژیم برای به حاشیه کشاندن رقیب خود، به حدی است که تشخیص مرزها دشوار می‌شود؛ به‌گونه‌ای که گاهی مشخص نیست فردِ در حال بحث، عضوی از اپوزیسیون است یا از عوامل رژیم در خارج کشور.

به‌راستی به کدام سو می‌رویم؟

و چرا این‌چنین شتابان و بی محابا، صداقت، باورهای سیاسی و مرزهای اخلاقی را زیر پا می‌گذاریم؟

این در حالی است که در درون حاکمیت، گروه‌ها و جناح‌های مختلف، از اصلاح‌طلب تا تندرو، در بزنگاه‌هایی که مردم به خیابان می‌آیند و نظام در تنگنا قرار می‌گیرد، اختلافات خود را کنار می‌گذارند و متحد در برابر مردم می‌ایستند. نمونه روشن آن، موضع‌گیری یکپارچه همه جناح‌های حکومتی در برابر اعتراضات دی‌ماه و توجیه سرکوب و خشونت بی‌سابقه علیه مردم است. به بیان دیگر، در جبهه حاکمیت، اتحاد و انسجام در برابر مردم دیده می‌شود؛ اما در میان اپوزیسیون، حتی در زمان اوج سرکوب دی ماه ، باز شاهد تفرقه، اتهام و تخریب یکدیگر هستیم.

بدیهی است که این به معنای یکسان‌سازی دیدگاه‌ها یا تعطیلی بحث و تحلیل‌های گوناگون، از جمله درباره موضوع حساسی مانند حمله نظامی، نیست. اما آنچه نگران‌کننده و غیرقابل‌قبول است، غرق شدن افراطی در تقابل با یکدیگر است؛ مسیری که به‌جای هم‌افزایی، نیروها را به دشمن یکدیگر بدل می‌کند و در نهایت، دشمن اصلی یعنی جمهوری اسلامی را به فراموشی می‌سپارد.

جمهوری اسلامی در ادامه همان فریبکاری‌هایی که طی ۴۷ سال گذشته با آن آشنا بوده‌ایم، امروز نیز پشت میز مذاکره در پی امتیازدهی برای بقای خود است. در سوی دیگر، اگر این امتیازها منافع و اهداف سیاسی طرف آمریکایی را تأمین کند، انتظار این‌که برای منافع مردم ایران چانه‌زنی جدی انجام دهد، چندان واقع‌بینانه نیست.

در چنین شرایطی، در فردای هرگونه سازش یا توافق سیاسی میان رژیم و آمریکا، این مردم خواهند بود که بار دیگر با دست‌های خالی، و در کنار اپوزیسیونی چندپاره و ازهم‌گسیخته، در برابر حکومتی قرار می‌گیرند که، با وجود آسیب‌هایی که دیده، با اتکا به همین شکاف‌ها و هم چنین کم شدن فشارهای خارجی، توان سرکوب خود را بیش از پیش تقویت خواهد کرد.

مردم ایران هرگز حمایت‌ها و صدا‌رسانی بی‌نظیر بخش‌های زیادی از اپوزیسیون در بازتاب مبارزاتشان و انعکاس درد و فریادهایشان در برابر افکار عمومی و دولت‌های جهان را فراموش نخواهند کرد.
با این حال، کاملاً حق دارند که از این‌همه اختلاف، نابسامانی و چنددستگی در میان اپوزیسیون، و از کمرنگ شدن تدریجی صدای خود، ناامید و دل‌زده شوند.

 

 

 

منبع:پژواک ایران


محمود زهرایی

فهرست مطالب محمود زهرایی در سایت پژواک ایران 

*به جان هم، به سود حکومت اپوزیسیون؛ میان نقد سازنده و تخریب متقابل  [2026 Apr] 
*سرنگونی یا مصالحه؛آینده مبارزات آزادی‌خواهانه مردم ایران   [2026 Mar] 
* تلخی جنگ، اگر به رهایی یک ملت بینجامد  [2026 Mar] 
*ایران آینده؛ سکولار یا لائیک؟   [2026 Feb] 
* جشنواره فیلم روتردام، صحنه همدلی با مردم ایران  [2026 Feb] 
*فراخوان جرم نیست، رسانه ها مجرم نیستند  مسئولیت غیرقابل تقسیم حکومت در کشتار معترضان [2026 Jan] 
*حقوق بشر گزینشی و معیار دوگانه در انسان دوستی سلبریتی های جهانی صدایی که برای غزه بلند است چرا برای ایران رسا نبود؟ [2026 Jan] 
*چشم ‌انداز حضور گسترده مردم در اعتراضات و فکت‌های تعیین‌کننده پیروزی  [2026 Jan] 
*سفیدشویی سرکوب با نام تحلیل سیاسی  [2026 Jan] 
*حمله به مراکز درمانی؛ جنایتی که نباید عادی شود  «آزمون وجدان جامعهٔ پزشکی ایران» [2026 Jan] 
*وقتی شجاعت بی صدا فریاد می زند  [2025 Dec] 
*علی کریمی؛ دیو یا فرشته؟ «یک توییت و چهرهٔ نگران‌کنندهٔ اپوزیسیون»  [2025 Dec] 
*قهرمان دیروز، هنرمند امروز؛ آیا جامعه به درستی از شروین خشمگین است؟  [2025 Dec] 
* اعتراض محمد رسول اف به پخش فیلم « دانه انجیر معابد» در جشنواره تازه تاسیس فیلم در اسرائیل  [2025 Dec] 
*ضدیت با هویت ایرانی، بهره‌گیری از نمادهای ایرانی، شاپوراول، قربانی جدید پروپاگاندای حکومتی،  [2025 Nov] 
*بی توجهی به حریم خصوصی بیماران توسط پزشکان و رسانه ها در ایران  [2025 Nov] 
*زهران ممدانی، برچسب ها و واقعیت ها جلوه ای درخشان از دموکراسی یا رویکرد سئوال برانگیز رای دهندگان [2025 Nov] 
* خودکشی در میان رزیدنت‌های پزشکی در ایران ‎  [2025 Nov] 
*آیا مواضع جمهوری اسلامی در قبال چین و روسیه نوعی از کاپیتولاسیون است؟  [2025 Nov] 
* دادگاهی از حق حیات گرگ ها هم دفاع می کند و دادگاهی جان انسانها را بی محابا می ستاند  [2025 Oct] 
*انقلاب مهسا در ایران و انقلاب فیلترینگ در نپال  [2025 Sep] 
* بی پرده با مردم راهپیمایی اربعین؛ ایمان، سیاست یا معامله‌ای بی‌صدا  [2025 Aug] 
*چه مانع و یا موانعی بر سر راه سرنگونی جمهوری اسلامی وجود دارد؟   [2025 Aug] 
*دانشجویان در کجا ایستاده اند؟   [2025 Jun] 
*به بهانه مرگ دردناک حسن عرب زاده و فرزندش و نقدی بر نوشته هایی در این رابطه  [2025 Apr] 
*از مبارزه با دشمن جعلی تا مذاکره با دشمن واقعی  [2025 Apr] 
*رسول اف و فیلم « دانه انجیر معابد » در جشنواره فیلم رتردام در هلند. پنجاه و چهارمین جشنواره فیلم رتردام -هلند [2025 Feb] 
*اپوزیسیون و بردارهای ناهمسو  [2025 Jan] 
*حمید نوری و ادامه شیادی ها و فریبکاریهایی که در در دادگاه سوئد داشت  [2024 Dec] 
*خشونت علیه کادر پزشکی در ایران، فساد و ناکارآمدی حکومت یا فروپاشی اخلاقی بخشی از مردم   [2024 Nov] 
*آقای زیدآبادی « گندش بزنن» یا « گندش زده اند»؟  [2024 Nov] 
*آهو دریایی صدای رسای زن زندگی آزادی  [2024 Nov] 
* به بهانه فیلم «دانه انجیر معابد»، ساخته محمد رسول اف   [2024 Oct] 
*آزادی به شرط انتشار نامه و یا آزادی پس از انتشار نامه  [2024 Sep] 
*یک شرمساری دیگر برای جامعه پزشکی ایران   [2024 Jul] 
*«نه» به جلیلی، «نه» به پزشکیان، «نه» به صندوق رای، «نه» به خامنه ای  [2024 Jul] 
*قربانی شدن عدالت و شرافت بر خوان کثیف سیاست  [2024 Jun] 
*پزشکیان، محلل نظام یا پزشکی برای دردهای خامنه ای  [2024 Jun] 
*شادمانی و خشم در یک قاب  [2024 May] 
*زنان شجاع را در خیابانها و دانشگاهها تنها نگذاریم  [2024 Apr] 
*سیزده بدر امسال و درسی که مردم به حکومت دادند  [2024 Apr] 
*گزارش کمیته حقیقت ‌یاب سازمان ملل؛ گزارشی که فعالان حقوق بشر باید قدر آن را بدانند  [2024 Mar] 
* انقلاب ۵۷، شرمساری یا افتخار؟  [2024 Feb] 
*تاثیرات برگشت ناپذیر جنبش زن زندگی آزادی بر سینمای ایران   [2024 Feb] 
*گزارشی از پنجاه و سومین جشنواره بین المللی فیلم رتردام - هلند  [2024 Feb] 
*قانون ضدبشری و هولناکی بنام قصاص  [2024 Jan] 
*آیا اپوزیسیون به بن بست رسیده است؟  [2023 Dec] 
*در ستایش عدالت و دموکراسی تایید محکومیت حمید نوری توسط دادگاه تجدید نظر به مثابه پیروزی عدالت و دادخواهی [2023 Dec] 
*مستند پنج قسمتی ثابتی و نقد مخالفان و تحسین موافقان  [2023 Dec] 
*آخرین جلسه دادگاه تجدید نظر حمید نوری و استدلالهای بی پایه وکلای مدافع   [2023 Nov] 
*مسلمانان و پوست هندوانه دموکراسی زیر پای اروپائیان  [2023 Oct] 
*سالگرد قتل مهسا و انتظارات ما  [2023 Sep] 
*واکاوی حضور یا عدم حضور قشر خاکستری جامعه ایران در خیزش (های) آینده  [2023 Aug] 
*خبر نادرست بستری شدن نیری در کلینیک هانوفر و اظهارات نادرست پروفسور سمیعی  [2023 Jul] 
*تفاو‌ت‌ها و تشابهات دو دادگاه آدولف آیشمن و حمید نوری  [2023 Jul] 
*آیا رهبری انقلاب الزاما باید در دست سیاستمداران با سابقه باشد؟   [2023 Jan] 
*درک نادرست از شرایط موجود به بهانه تجربه آموزی از انقلاب ۵۷  [2023 Jan] 
*پزشک، درمانگر انسان یا ناظر و همکار شکنجه‌گر  [2022 Aug] 
*وقتی حمید نوری...  [2022 Jul] 
*محاکمه حمید نوری و درس‌هایی که از آن باید آموخت   [2022 Apr]