PEZHVAKEIRAN.COM اوضاع سیاسی جامعه ایران و صف بندیهای سیاسی!
 

اوضاع سیاسی جامعه ایران و صف بندیهای سیاسی!
اسماعیل مولودی

 مقدمه

در چند ماه اخیر جنبش سرنگونی طلب و آزادیخواه در ایران چهره ای علنی و جدی از خود نشان داد. این جنبش که از سالها قبل شروع شده، بخصوص بعد از اعتراضات کارگری سالهای اخیر مثل مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه، اعتراضات طولانی کارگران و کارکنان شرکت واحد، اعتراضات و اعتصابات کارگران پتزوشیمی، اعتراضات کارگران پارچه بافی در سنندج، مس سر چشمه و در دهها اعتراضات و اعتصاب دیگرکارگری مثل اعتراضات کارگران کوره پز خانه های و کارگاههای کوچک در جامعه. مضاف بر اینها مبارزات دو سال اخیر کارگران در اول ماه مه ها و هشت مارسهای گسترده ای که بر گزارشد. در همان حال اعتراضات دانشجویی، اعتراضات معلمان و بخصوص ایجاد تشکل گسترده و متحد معلمان برای بالا بردن حقوق خود. در کنار اینها مبارزات زنان و مردان در کوچه و خیابان علیه مزدوران لباس شخصی، بسیج، دایره منکرات و خلاصه جوی از اعتراض و مبارزه در کلیه زمینه ها در محیط کار و زندگی روزانه مردم برای برابری و رفاه. این اعتراضات و تحرکهای سیاسی  جامعه ایران را به یک میدان وسیع/سیاسی/ مبارزاتی تبدیل کرده است. یعنی از نظر اعتراضات اجتماعی و صف بندی های سیاسی کلا جامعه در توان بالای از فضای سیاسی و مبارزاتی را از خود نشان داده است. اگر به کارنامه سیاسی جامعه ایران در صد سال اخیر نگاه کنیم، در هیچ دورانی سیاست و بحث سیاسی این همه فضا و مناسبات بین مردم در جامعه و تعارض و ایجاد تنش با دولت را اشغال نکرده است. یعنی اگر به یک مقایسه کوچک دست بزنیم، هیچوقت مردم در فضای کاملا پلیسی،ترور و اختناق در ایران این همه با سیاست و مسائل سیاسی روز خودرا قاطی و در گیر نکرده است. مثلا اگر به فضای دوران انقلاب 1357 نگاه کنیم، که جدی ترین تحول سیاسی در ایران را بوجود آورد، مردم در مقیاس معین خودرا درگیر سیاست کردند. بعد از دوسال اول حاکمیت جمهوری اسلامی و ایجاد فضای ترور و رعب در جامعه (اینجا لازم است اشاره کنم که فضای سیاسی در کردستان را باید از این اوضاع جدا کرد که بعدا به آن خواهم پرداخت) دیگر فقط سازمانها و گروههای سیاسی درگیر مسائل سیاسی جامعه بودند. یعنی مردم به خانه هایشان بر گشتند و رژیم توانست از این فضا برای تثبیت خود استفاده کند و مسئله جنگ ایران و عراق باران رحمتی شد برای تثبیت رژیم جمهوری اسلامی.

 

 مسئله کردستان، همچنانکه قبلا هم اشاره کردم فضای سیاسی در کردستان با توجه به وجود نیروی مسلح متشکل در سازمانهای سیاسی مثل حزب دمکرات، کومه له (این دو تشکل نیروهای اصلی مبارزات مسلحانه در کردستان ایران بودند، سازمانها سیاسی دیگری هم مثل مجاهدین، انواع چریکهای فدایی، خه بات نیروهای مسلح محلی وکوچکی بودند،که نقش جدی نداشتند) کلا در ایران بعد از انقلاب 1357 فضای سیاسی جامعه و مردم کوچه و بازار دوران کمی در گیر جدی سیاست شدند. در کردستان با توجه به سابقه مبارزاتی، با توجه به بالا بودن فضای سیاسی و وجود تنش و تعارضات ناسیونالیستی با سابقه در منطقه،بخصوص حضور تشکل کومه له آنزمان( کمونیست، برابری طلب و جدی در برخورد به ناسیونالیسم بخصوص دفاع علنی، طبقاتی/ مبارزاتی از حقوق مردم زحمتکش در کردستان) جو مبارزاتی و تقابل با دولت جمهوری اسلامی زنده نگهداشته شد. در کردستان حتی بعد از یک دهه حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران مردم و نیروهایی سیاسی اجازه نمیدادند که دولت جمهوری اسلامی کاملا در منطقه ثبات بگیرد. یعنی اگر اغراق نکنم ده سال از انقلاب 1357 گذشته بود، هنوز جو اعتراضی در کردستان داغ و جدی بود و کردستان به مکان و مائوایی امنی برای مبارزین ایران تبدیل شده بود. شاید اغراق نباشد که 90% همین سازمانها و تشکلهای ایرانی که در خارج کشور هستند از طریق کردستان و با توجه به فضای مبارزاتی کردستان توانستن خودرا به خارج کشور برسانند. کردستان دالان فرار کسانی بود که تحت تعقیب سیاسی بودند. در صورتیکه مردم در بقیه جاهای دیگر مرعوب شده بودند و فشار ترور و اختناق آنها را منزوی کرد. اما در کردستان این فضا نتوانست تا ده سال حاکم شود. حتی رژیم جمهوری اسلامی در مورد مسئله حجاب در ده سال اول در کردستان دست به عصا بود.

 

بهر رو غرض از یادآوری این بحث میخواهم این را بگویم که در ایران بیش از 5 سال است ما شاهد جو رو به رشد مبارزات و اعتراضات بزرگ، گسترده، کارگران، دانشجویان ، زنان و مردان آزادیخواه علیه حاکمیت جمهوری اسلامی هستیم.  پس باید اوضاع سیاسی امروز ایران را بر بستر مبارزات سالهای اخیر و بالا رفتن شعور سیاسی و هشیاری سیاسی در جامعه بررسی کنیم. همین مسئله باعث میشود که با چشم باز به صحنه سیاسی ایران نگاه کرد و دید که نیروهای اصلی و محرک اعتراضات خیابانی اخیر میرحسین موسوی سبزه قبا و یا کروبی لیبرال و رفسنجانی توبه کرده در پیشگاه علی خامنه ای نیستند. جنبش سبز نام رمز بالا گرفتن دعوای خانوادگی کمپ دشمنان مردم است. جنبش سبز کارت عبور طرفداران ولایت فقیه بدون علی خامنه ای است. جنبش سبز دعوای تیم لیبرالهای اسلامی با تیم خودیهای به اصطلاح اصولگراست در کمپ خود یعنی در جمع خانوادگی جمهوری تروریست اسلامی سرمایه. اینجاست که باید هشیار بود که سرمایه سیاسی و توان مبارزاتی کارگران، دانشجویان و زنان و مردان آزادیخواه به کیسه سبزه قباهای اسلامی سرمایه نرود.

 

وضعیت موجود و صف بندی نیروهای سیاسی!

 

جنبش اعتراضی و سرنگونی طلب  در دو سه ماه اخیر بشدت رژیم و سیستم حکومتی جمهوری اسلامی را به مبارزه رو در رو طلبیده است. سالهای قبل اعتراضاتی مقطعی و در محدوده ها کوچکی بودند؛ مثلا اعتراضات کارگران شرکت واحد برای شرایط کار مناسب و گرفتن حقوق های عقب افتاده شروع شد، یا کارگران پترو شیمی با پشتیبانی دانشجویان توانستند به خواستهای خود برسند.اما اینبار کل مردم ایران با توان سیاسی و اعتراضی که از خود نشان دادند (همه میدانیم که توان اعتراضی مردم و قدرت مانور سیاسی مردم باعث شق شدن حاکمیت جمهوری اسلامی شده) توانستند نیروی دشمن یعنی جمهوری اسلامی را چند تکه کنند و اجازه ندهند که حاکمیت با یک پارچگی خود مثل سابق به قلع و قمع مبارزات مردم برود. وقتی زمین زیر پای دشمنان مردم داغ میشود، حاکمین تقصیر آنرا به گردن یکدیگر میاندازند. بقول مثل معروف ایرانی" وقتی گاری به سر بالایی میرسد، اسبها همدیگر را گاز میگیرند"

 

1 جنبش سبز موسوی /کروبی و شرکا

 

 

 مبارزات مردم  در 5 ،6 سال اخیر حاکمیت را چند تکه کرده. حال هر آخوند یا حجت الاسلامی خود یک بارگاه دارد و فتوا میدهد. آخوند ها و هواداران جنبش سبز که بخشی از سیستم حاکمیت اسلامی هستند، در این میدان جنگ داخلی همه بر مسئله حفظ نظام تاکید دارند. اما از طرف دیگر مبارزات سرنگونی طلبانه مردم هر روز به این شکاف در بالا عمق و شدت میدهد. اعتراضات و تظاهرات بعد از انتخابات 22 خرداد ریاست جمهوری در ایران، بالا گرفتن دعوا بین برندگان و بازندگان انتخابات این فضا را ایجاد کرد که مردم درصف میلیونی به خیابان بریزند و صدای اعتراض خود به نظام سیاسی در جامعه نشان بدهند و حاکمیت جمهوری اسلامی را به لرزه بیاندازند. این نیروی خیابان آمده انفجار ی است که سالها هاست مردم، کارگران و مبارزان در ایران آنرا جمع کرده اند. از انتخابات دور قبل و افتضاحات سیاسی آندوره  تا کنون یک دعوای جدی بین سران حکومت اسلامی برقرار بوده است. این دعوا در اساس بنیادش بر فشاری است که مبارزات در جامعه حکومت اسلامی را تحت فشار قرار داده. در همین رابطه بخشی از حکومت مداران تلاش میکنند که هویت و اصل نظام اسلامی را حفظ کنند، اما کسانی که امروز در مصدر کار هستند را قبول ندارند و روش حکومتی متد خودرا میواهند پیاده کنند. این متد و شیوه حکومتی که با سرکار آمدن جریان دوم خرداد در 1376 و سرکار آمدن محمد خاتمی شروع شد خواهان فضای سیاسی ملایم تری است. زیرا با توجه به فضای امروز جهان و فشار اعتراضات سیاسی در جامعه سردمداران حکومت اسلامی در برقراری و ادامه حکومت دچار اختلاف شده اند. البته اختلاف در بالاقائم به ذات به نفع مردم است ولی اساسا خود مبارزات مردم باعث این اختلاف و شکاف در رهبری شده است. بهر حال طیف لیبرال اسلامی در ایران با توجه به فضای سیاسی جهان در دو دهه اخیر قدرت پیدا کردند و حکومتهای سرمایه داری در دنیا تلاش میکنند برای گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی این اوضاع یعنی کمپ لیبرالهای حکومتی را تقویت کنند. در اوائل دهه 1380 و مسئله "بحث تمدنها" لیبرالهای حکومتی از خارج کشور حمایت شدند و شاهدیم که انواع و اقسام جریانهای ملی/ اسلامی شروع به رشد کردند. از نظرات حجاریان تا مسئله و سخنرانی های سیاسی گنجی و کریم سروش در اروپا و آمریکا و افشاگری از جمهوری اسلامی در خارج به نفع جریان لیبرال یا اطلاح طلب شد. اما از آنجا که دوم خردادی ها نتوانستند خواستهای انتخاب کنندگان خود یعنی مردم را جواب بدهند، همان مردم بعد از جریان دانشجویان در 1378 دوم خرداد را به زباله دان تاریخ فرستادند، که در این رابطه کنفرانس برلین که منصور حکمت رهبریش را میکرد توانست با کمک مبارزات مردم دوم خرداد را به پروژه آی بیخاصیت تبدیل کند. از سالهای 1380 با بالا رفتن تورم اقتصادی در ایران و جهان جمهوری اسلامی با ترور و اختناق (مسئله حجاب، جولان اوباش حزب الله در خیابانها، ضرب و شتم جوانان و دانشجویان، برخورد ضد انسانی به خواستهای انسانی و آزادیخواهانه مردم) دوباره مردم را به سکوت کشاند و با ارعاب و خشونت احمدی نژاد را سرکار آوردند. لازم است اینجا یک نکته را باز کنم؛ چرا میگویم سرکار آوردند: شاید کسی بگوید بالاخره مردم رفتند و در یک روز معین رای دادند؛ آری اما،در ایران فضایی که رای دهندگان درش رای میدهند و یا دادند فضای آزاد و باز نیست. اول در جمهوری اسلامی و کلا حکومتهای مذهبی رای مردم فقط یک دکور است، زیرا طبق قوانین اسلامی ولی فقیه برگزیده خداست و مردم باید اطاعتش کنند. در نتیجه در انتخاباتی هم که میکنند اساسش بر تقلب و دستکاری و باجگیری از مردم است. مثلا اگر مهر انتخابات بر روی شناسنامه ات نباشد روغن و برنج نمیتوانی بگیرید. پس انتخابات به شیوه آزادنه و مدرن نیست ؛ انتخابات به شیوه اسلامی است، که اساسا ضد دمکراتیک و برفشار بر رای دهندگان واقع میشود. قبل از احمدی نژاد هم فضای سیاسی در ایران کاملا متشنج بود و اعتراضات کارگری جامعه را دو قطبی کرده بود. حکومت احمدی نژاد با دادن امتیازات و امکانات به مرتجعین و سازمان دادن یک نیروی شبه فاشیست دیگر بنام لباس شخصی ها فضای جامعه را بیشتر ملیتاریزه کرد. در سالهای اول حکومت احمدی نژاد با ایجاد رعب و وحشت بنام مسئله حمله به ایران از طرف آمریکا کلا جامعه را مسخ کردند. در این دوره انتخابات ریاست جمهوری کمپ اصلاح طلب حکومتی بار دیگر خودرا سازمان داد. این سازمان دادن اساسا نیرویش همچنانکه گفتم از قبل مبارزات چند ساله کارگران، دانشجویان و زنان و مردان آزادیخواه بود که فرجه داد اصلاح طلبان درون حاکمیت جمهوری اسلامی علیه انتخابات حرف بزنند. یعنی فضای سیاسی جامعه امکان داد  کارگران، روشنفکران و مردم زحمتکش بار دیگرصدای اعتراض خودرا بلند کنند.. که در این میان از نبود یک تشکل کارگری قوی ویا متشکل بودن یک جریان رادیکال و سکولار در جامعه جنبش دوم خردادی اینبار بنام سبز از طرف اصلاح طلبان راه افتاد و از فضای سیاسی جامعه و اعتراضات مردم استفاده کرد. هویتان جنبش سبز موسوی و کروبی و شرکا هیچ فرقی با حاکمیت اسلامی ندارد. اما همچنانکه گفتم اختلاف در بالا که مبارزات مردم بوجود آورده بود دستمایه جنبش سبز موسوی شد. بارها در نوشته های قبلی اشاره کردم و همین حالا هم تکرار میکنم. غلط است فکر کنیم موسوی و کروبی وشرکا آزادیخواه هستند، غلط است فکر کنیم رهبر اعتراضات موجود در ایران هستند اما در نبود تشکل قوی کارگری و آزادیخواهی اینها دارند مبارزات مردم و کارگران را دستمایه دعوای خانوادگی اسلامی خود میکنند. جریانی که فکر میکند چون موسوی علیه خامنه ای شعار میدهد باید ازش حمایت کرد همان اشتباهی را میکند که توده ای ها و اکثریتی ها در زمان و بعد از انقلاب 1357 کردند.  نه موسوی نه کروبی و آخوندهای شریکشان ربطی به جنبش مردم ندارند. اینها شیادند و دارند از نبود تشکل کارگری و توده ای استفاده میکنند. شاید این بحث پیش آید بالاخره مردم چکار کنند؟ دقیقا سوال اینجاست. یا یکی بگوید مثل حالا که احزاب کمونیستی توده ای شده  میگویند؛ بالاخره موسوی هم شعار مرگ بر دیکتاتور میدهد. شعار دادن موسوی مساوی با همراه بودن جنبش برابری طلبی که در جامعه وجود دارد نیست، مسئله اساسی این است که فشار مبارزات مزدم جاکمیت را به انشقاق و دو دستگی کشانده است و هر کدام میخواهند به شیوه خود نظام را از سرنگونی نجات دهند. موسوی و کروبی و شرکا آزادیخواه و برابری طلب نیستند؛ اما مرگ بر دیکتاتور گفتنشان برای جابجایی آدمها در سیستم اسلامی است نه سرنگونی حکومت اسلامی. موسوی و کروبی و شرکا اعتقاد دارند که زن باید نصف مرد ارث بگیرند. اعتقاد دارند که حکومت جمهوری اسلامی حکومت الهی است ولی خامنه ای بدرد نمیخورد و دیکتاتور است. جنبش سبز موسوی/کروبی و شرکا پلاتفرم حکومتی ندارند. از نظر این آقایان، احمدی نژاد رای آنها را دزدیده و نباید رئیس جمهور شود.

 

 تقلب و رای دزدی در اسلام  جرم نیست. چون حکومت اسلامی مشیت الهی است هیچکس حق ندارد مورد سوالش قرار دهد. اینها برای مردم کارگر و زحمتکش ایران نان و آب نمیشود. این روزها آقای میر حسین موسوی تازه بیدار شده و میگوید چه باید کرد؟ یعنی موسوی نمیخواهد قبول کند که خواست اکثریت ملت ایران سرنگونی نظام حکومت اسلامی است. آیا آقایان کروبی و موسوی وشرکا موافقند یانه؟ موسوی بعنوان نماینده یک جریان اسلامی سرمایه داری ایرادی به سیستم حکومتی ندارد. اما عده ای ساده لوح سیاسی میگویند، بالاخره حالا مردم پشت سر این باند راه افتاده اند. اصلا این طور نیست. بارها، در این دوسه ماهه مردم و جنبش برابری طلب شان کاری کردند که رسما میر حسین موسوی و کروبی و دارو دسته جنبش سبز مخالفش بودند. مردم خواستار سرنگونی نظامند ولی موسوی کروبی پشت سر هم اطلاعیه میدهند که خودرا متعهد به نظام میدانند. در این میان هاشمی رفسنجانی وقتی اوضاع را دید بنفعش نیست، رفت توبه  کرد و موئدب نشسته است. رفسنجانی میداند که ادعاهای کروبی دروغ است وارزش مصرفش در دعواهای داخلی است. اساسا تجاوز به عنف و حرمت انسانها هویت حکومتهای مذهبی است. آقای کروبی خود در مقام رئیس مجلس در دهه های 1360 شاهد تجاوز به همگی مردم ایران بوده. تجاوز جنسی شیوه ای است که دیکتاتور ها برای در هم شکستن حرمت انسانها در جامعه استفاده میکنند. تجاوز جنسی یک حربه ای است برای برقراری حاکمیت ضد بشری در جامعه و این در جمهوری اسلامی به کرات اتفاق افتاده و حتی در جریان جنگ ایران و عراق و در تجاوزات ارتش و سپاه در کردستان و ترکمن صحرا اتفاق افتاده. باند موسوی و کروبی با جنبش سبز شان نمیتوانند برنامه ای (که نمونه تعهد به سمبل و پرچم اسلامی است ) برای کارگران و مردم ایران داشته باشند. هر دو طرف دعوا(موسوی و شرکا از یک طرف و خامنه ای و احمدی نژاد از طرف دیگر)  میخواهند در دعوای خانوادگی و تقابل داخلی بالانس قدرت را به نفع خود بالا ببرند. بنا براین حرکت سبز ربطی به مبارزات کارگران، دانشجویان و زنان و مردان برابری طلبی که برای رفاه و آسیایش در جامعه مبارزه میکنند ندارد. و از نظرمحاسبات سیاسی این نوع حرکتها دوره ای و محل ناراضیان حکومتی یا گروه فشار داخلی حکومت هستند. منطقا در معادلات سیاسی در جامعه جدی گرفته نمیشوند چون در فضای بحران در جامعه رو میآیند و با فروکش کردن آنها از بین خواهند رفت.

 

ادامه دارد

 

 

 

 

                

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب اسماعیل مولودی  در سایت پژواک ایران 

*دنیا در یک نقطه عطف سیاسی قرار دارد و تقسیم مجدد خاورمیانه در دستور روز است  [2014 Aug] 
*مبارزه با فرهنگ واخلاق مردسالارباید در صدر وظایف طبقه کارگر آگاه و کمونیست باشد!  [2014 Mar] 
*مصر سه سال بعد از سرنگونی مبارک؟  [2014 Jan] 
*اعدام قتل عمد است! بمناسبت دهم اکتبر روز مبارزه علیه اعدام! [2013 Oct] 
*هرساله مردادماه برایم سنگین وغمناک است!! یاد زندانیان سیاسی جانباخته در مرداد/شهریور 1367 گرامی باد! [2013 Aug] 
*باید علیه آپارتاید جنسیتی متحدانه مبارزه کرد!!   [2012 Nov] 
*بمناسبت دهم اکتبر روز جهانی مبارزه علیه اعدام!  [2012 Oct] 
*دهه 1360 شمسی ، دهه کشتار زندانیان سیاسی ! زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشتارزندانیان سیاسی در ایران [2012 Jun] 
* اوضاع خاور میانه، یک بررسی کوتاه سیاسی! تنشها و چاره جویی های بی حاصل! [2012 Jun] 
*اوضاع جهانی در بین تنشهای قدرتهای بزرگ! سوریه و ایران خط قرمز تناقضات بین آمریکا و غرب از یک طرف، روسیه و چین در طرف دیگر! [2012 Mar] 
*دریکصدو چهارمین سالگرد روز زن" هشتم مارس"  [2012 Mar] 
*جایگاه حساس 22 بهمن امسال!! نگاهی گذرا به وضعیت جهانی و منطقه در سالگرد 22 بهمن! [2012 Feb] 
*نگاهی مختصر به جنبشهای بهار عربی و اشغال والستریت (جنبش 99%)  یک بررسی کوتاه طبقاتی! [2012 Jan] 
*انتخابات مجلس نهم؛ جمهوری اسلامی در یک تند پیچ دیگر!  [2012 Jan] 
*چرا اعدام کودکان؟ مقصر کیست؟! درحاشیه اعدام نوجوانان در جمهوری اسلامی در یک سال اخیر! [2011 Dec] 
*تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خدشه دار کردن روز 16 آذر را در نطفه خفه کنیم  [2011 Dec] 
*خشونت علیه زنان بازمانده از دوران بربریت بشر است! بمناسب روز 25 نوامبر روز جهانی مبارزه علیه خشونت برزنان [2011 Nov] 
*رابطه بحران اقتصادی موجود و سر بر آوردن فاشیسم! در حاشیه حضور فعال گروهای فاشیستی درآلمان و کل اروپا! [2011 Nov] 
*چرا انقلابات مرخم !  [2011 Sep] 
*عزیزان یادتان همیشه گرامیست!  [2011 Aug] 
*هيجدهم تير!سر آغازی بر رشد اعتراضات در جامعه و شکاف در حاکمیت ایران!   [2011 Jul] 
*شمال آفریقا، خاورمیانه و معضل حل نشده! نگاهی گذرا به تغییر و تحولات سیاسی اخیر و باز کردن فضای بحث در مورد آن! [2011 Jun] 
*شمال آفریقا و خاورمیانه در تب و تاب تغییراتی بنیادی! نظری بر اوضاع فعلی و موقعیت نیروهای مردم در قبال اوضاعی که رو به تغییر است [2011 Mar] 
*تحولات شمال آفریقا، خاورمیانه و ضرورت اتحاد ما!  نظری بر سیر تحولات تاکنونی و ضرورت اتحاد گرسنگان [2011 Feb] 
*در سالگرد 22 بهمن! سرنگونی کل نظام فاسد جمهوری اسلامی هدف ما است  [2011 Feb] 
*شمال آفریقا و تنشهای سیاسی! وظایف عاجل تشکلهای مبارز، مردم برابری طلب و کارگران کمونیست [2011 Jan] 
*بحران شمال آفریقا !  اعتراض رادیکال تونس، سیلی محکم مردم آزادیخواه به دیکتاتورهای جهان عرب است! [2011 Jan] 
*حذف یارانه (سوبسیدهای اقتصادی) تلاش سرمایه برای خلاصی از بحران!؟  [2011 Jan] 
*مردم ایران خواهان سرنگونی کلیت نظام اسلامی هستند! در حاشیه سخنان اخیر محمد خاتمی در جمع طرفداران اصلاحات در مجلس اسلامی [2010 Dec] 
*جنبشهای سیاسی/اجتماعی و تاثیرات فضای بحران زده دنیا بر آنها!  [2010 Dec] 
*با مبارزه متحدانه به خشونت علیه زنان باید خاتمه دهیم ! بمناسب روز 25 نوامبر روز جهانی مبارزه علیه خشونت برزنان.  [2010 Nov] 
*حکومتهای دوران بحران، یا بحران در حکومتها!  [2010 Aug] 
*یاد زندانیان سیاسی جانباخته در مرداد 1367 گرامی باد!  [2010 Aug] 
*ناامنی در محیط کار، کارگران در ایران! سند جنایت و محکومیت جمهوری اسلامی است [2010 Jul] 
*هيجدهم تير، نقطه عطفی در اعتراضات رو به رشد در جامعه ایران!  [2010 Jul] 
*کشتار سی خرداد 1360 خورشیدی در ایران! زمینه های سیاسی اقتصادی و اجتماعی  [2010 Jun] 
*میر حسین موسوی بند نافش با اصل نظام جمهوری اسلامی محکم تر میکند! نظری کوتاه به نامه شماره 18 ( منشور هواداران سبز ) میر حسین موسوی!؟ [2010 Jun] 
*خرداد خونین! نگاهی به اتفاقات تاریخی پنجاه سال اخیر ایران در خرداد ماه! [2010 May] 
*اول می و تشدید تنش های طبقاتی!  [2010 Apr] 
*نگاهی اجمالی به منشور مطالبات حداقلی کارگران ایران در آستانه اول می!  [2010 Apr] 
*علیه خشونت بر زنان مبارزه خودرا متحد تر کنیم ! جا دارد در روز هشت مارس ، یاد مبارزات خواهران میرابل را گرامی بداریم [2010 Mar] 
*هشت مارس را به روز مبارزه عیله آپارتاید جنسی در ایران تبدیل کنیم!  [2010 Mar] 
*پایان یک دوره! نگاهی اجمالی به روند جنبش برابری طلب در ایران در دور اخیر و22 بهمن 1388 [2010 Feb] 
*جنبش برابری طلب در ایران و خواستهای اقتصادی آن؟ بیاد جانبازیها و مبارزات کارگران و مردم زحمتکش در انقلاب 1357 که بخون کشیده شد. [2010 Feb] 
*بمناسبت شانزدهم آذر  [2009 Dec] 
*بحران در جامعه سرمایه داری و مارکس!  [2009 Nov] 
*اوضاع سیاسی جامعه ایران و صف بندیهای سیاسی!  [2009 Oct] 
*باز گشت به اوردوگاه یار! در حاشیه صحبتهای آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام ، که عملا توبه نامه اش است [2009 Aug] 
*باید با تمام توان جنبش سرنگونی طلب را تقویت کرد!   [2009 Jun] 
*شعار آزادی زندانیان سیاسی را نباید فراموش کرد!  [2009 Jun] 
*ایران، انتخابات یا مضکحه ای بنام انتخابات!   [2009 Jun] 
*تاثیر پیامدهای سیاسی در جامعه بر مناسبات و اخلاق سیاسی احزاب!  در حاشیه بحثهای اخیر در رابطه با ارزشها و اخلاق سیاسی  [2009 May] 
*زنده باد "هشتم مارس" روز جهانی زن!  [2009 Mar] 
*سی سال حکومت فاشیستی و مذهبی!  به بهانه سالروز انقلاب ۲۲بهمن ۱۳۵۷ در ایران [2009 Feb] 
*جنگ غزه و مسئله خاورمیانه !  [2009 Jan] 
*در دفاع از مردم نوار غزه؟!  نظری به جنگ دولت فاشیستی اسرائیل و گروه تروریست اسلامی حماس!  [2009 Jan] 
*کدام تشکل کارگری ؟!  [2009 Jan] 
*بیاد جان باختگان مرداد ۱۳۶۷!  [2008 Aug]