خرداد خونین!
نگاهی به اتفاقات تاریخی پنجاه سال اخیر ایران در خرداد ماه!
اسماعیل مولودی
مقدمه
تاریخا در جنبشهای اجتماعی و اعتراضات سیاسی بعضی وقتها زمان و بخصوص زمان مشخص به روندی جدی در سیاست جامعه تبدیل میشود. مثل ماههای آذر(16 آذر)، تیر(18تیر) و شهریور( کشتار مردم درمیدان ژاله، یا حمله ددمنشانه رژیم در فروردین 1359 به کردستان و ترکمن صحرا). این ماهها تداعی کننده مبارزات دانشجویی و مردم برابری طلب هستند. ماههایی هستند که در تاریخ مبارزات مردم نه تنها در ایران بلکه درخاورمیانه ورق میخورند و جهت تعیین میکنند. مثل ماههای فوریه، مارس، می و اکتبر در جنبش کارگری و کمونیستی نقش داشته و دارند. خرداد ماه هم جزو آن ماههایی است که قریبا در پنجاه سال اخیر در صحنه سیاسی ایران تداعی بعضی اتفاقات و حوادث جدی سیاسی و خونین در ایران بوده و هست. اگر به سیر حوادث سیاسی ایران نگاه کنیم 15 خرداد سال 1344 جریان مذهبی مسجد اعظم قم و که در آن بارقه های نظرات ارتجاعی اسلام/ سیاسی خودرا نشان داد. اعتراضات دانشجویان و مردم به رفرم ارضی شاه مستمسکی شد که مرتجعان مذهبی مثل خمینی و نواب صفوی در آن نقش پیدا کنند. هم اکنون از نظر جمهوری اسلامی خرداد ماه جایگاهی در روند شکل گیری حکومت هار مذهبی شان دارد و سالوسانه وجود جنبش اسلامی بعد از مشروطیت را به 15 خرداد منتسب میکنند و برایشان مبدایی تاریخی شده است. بعد از سرکار آوردن جمهوری اسلامی (اشاره من به توافق کنفرانس گواد لوپ، تسلیم و فرار شاه از ایران، خلع سلاح مردم و سازمان دادن اوباش حزب الله) انتخابات ریاست جمهوری ها و نیز بعضی اتفاقات سیاسی دیگر را در خرداد ماه آنرا به تاریخ سیاسی ایران اضافه کرد"مثل پس گرفتن خرمشهر در جریان جنگ ایران و عراق ، سرکوب خونین و قتل عام زندانیان سیاسی مبارز و کمونیست درخرداد 1360 "
صف بندی ها و مصافهای سیاسی
جمهوری اسلامی بر دریایی از خون و ترور و جنایت زندگی میکند. مبارزات مردم بجان آمده از رژیم سفاک مذهبی از بدو سرکار آمدن رژیم شروع شد که بر عالم و آدم عیان و روشن است. رژیم جمهوری اسلامی با علم به این تنفر سیاسی مردم در ایران جنایاتی را خلق کرد که در تاریخ سیاسی ایران و خاور میانه ثبت است "حمله به کارگران بیکار در اصفهان در اسفند 1357 حمله به کردستان، ترکمن صحرا، کشتار خونین زندانیان سیاسی در خرداد ماه 1360 و شهریور 1367. اینها برای رژیم حیاتی بودند و بدون هیچ تاملی سند جنایت و ترور اختناق را به پلاتفرم و اساسنامه حکومتی خود تبدیل کرد و بر این اساس به حاکمیت خود ادمه میدهد. اگر به صف بندیهای سیاسی در این دهه نگاه کنیم در تمام سالها بدون وقفه مبارزات مردم در خرداد ماه مورد تجاوز و تعدی رژیم هار مذهبی سرمایه در ایران قرار گرفته، ولی این تجاوز و تعدی بارقه ای از مبارزه و تقابلات سیاسی جدی در جامعه را نیز بیان میکند. چرا میگویم این دهه زیرا در دهه های قبل مردم در اعتراضات تدافعی بودند و هیچگونه تعرض به رژیم را شاهد نیستیم. اما از اواسط دهه 1370 خورشیدی و بعد از مرگ خمینی اعتراضات مردم از حالت تدافعی در آمد و وارد عرصه خیابان شد. نتیجه آن در انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 1377 باعث انشقاق از بالا گردید و محمد خاتمی به ریاست جمهوری رسید. از قبل اعتراضات مردم ، صفی لیبرال در حاکمیت بوجود آمد که خودرا دوم خردادی نامیدند و با پشتوانه مبارزات رو در روی مردم معترض توانستند به قدرت برسند. دوم خردادی ها تلاششان این بود که کلیت جمهوری اسلامی را حفظ کنند و قول به رفرمهایی دادند. از طرف دیگر با توجه به اینکه هر دوره توان مبارزاتی مردم بالا میرفت و انتظارات از دوم خردادی ها بالا گرفت "خواست آزادیهای بیقید و شرط سیاسی، خواست آزادی تشکل و مطبوعات" باعث شد ماهیت دوم خردادی هارا بیشتر روشن گردد. دوم خردادی ها هم نتوانستند در مقابل خواستهای برحق مردم تاب آورند و بنا به ماهیت سازشکارانه ای که از خصوصیت لیبرالهاست، در مقابل توان و خواست رادیکال مردم دوباره با حکومت همدست شدند و کشتار دانشجویان را در 18 تیر بوجود آوردند. البته باید به این اشاره شود که جریانهای لیبرال درون حکومتی "جریان سبز و کروبی و موسوی و امثالهم" مشکل جدی که هنوز هم دارند این است که بدلیل مرتجع بودن اندیش شان سر در آخور اسلام سیاسی دارند و در تند پیچهای سیاسی صف اسلامی هارا در نهایت انتخاب میکنند و به مردم و مبارزات مردم خیانت میکنند و تا حال کرده اند. بنابراین مبارزات مردم در بیش از یک دهه در ایران خود مظهر توان سیاسی بالا و توقع بالای جامعه از خود و تغییر و تحولات اجتماعی است. بهمین خاطر امروز اگر با ده سال پیش مقایسه کنیم صف بندیها تا اندازه زیادی روشن تر شده و تقابلات طبقاتی سیاسی در عرصه جامعه تمام نیروهای سیاسی از راست راست تا چپ چپ را به موضعگیری سیاسی وامیدارد. در این صف بندیها بو ضوح جایگا و خواست طبقاتی هر نیرویی روشن در جلو چشم جامعه قرار گرفته است. این صف بندی های روشن جزو دستاورد تاریخی مبارزات بیش از یک دهه است. طبقه کارگر ایران بمناسبت سالگرد 22 بهمن در 21 بهمن 1388 پلاتفرم مطالباتی حداقل خودرا ارئه داد. این یعنی روشن شدن صف و پلاتفرم طبقاتی" که اینجا بحث در این مورد در توان این مقاله نیست اما این مقاله میخواهد نشان دهد که صف طبقاتی و روشن شدن آن یکی از دستاوردهای مبارزات بر حق مردم زحمتکش و کارگر جامعه ایران است که نمیخواهد زیر بار پلاتفرمهای لیبرالها ، ناسیونالیستها ، مذهبیون و یا ملی/مذهبی ها برود"
در هر صف بندی اجتماعی و سیاسی برآیند نیروها و توان مانور نیرو ها تعیین کننده است. طبقه کارگر ایران در این سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی نسبتا نسلی از فعالین خودرا از دست داده و این نسل جدید میخواهد در زمان حال خودرا متشکل کنند تا بتوانند در آینده برای تقابلهای اساسی آماده شوند. از طرف کمپ دشمنان سیاسی طبقه کارگر اگر به عرصه سیاست امروز در رسانه ها نگاه کنیم از راست و چپ دارند اتحادهای نامیمون علیه کارگران سازمان میدهند. تلاش میکنند سالوسانه با توان مالی و قدرتی که در جامعه سرمایه داری جهانی از آنها پشتیبانی میکنند میدان تبلیغاتی را بدست گیرند. هم اکنون در انواع و اقسام رسانه های بورژوایی ساز انتخابات دوباره شروع شده و طرفداران سبز با موسوی/کروبی سبز قبایشان را باد میزنند. اما کسی در مورد پلاتفرم خواستهای حداقل مطالبات کارگران که بیش از چند ماه است علنا ارائه شده سکوت مرگ کرده اند. آری خرداد ماه خونینی است که کارگران و مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران در هر دوره بهایش را پرداخته اند و میپردازند.
وضعیت کنونی
رژیم جمهوری اسلامی از یک ماه قبل تحت لوای مبارزه با بد حجابی فضایی از ترور و حشت را بر جامعه گسترانده است. نیروهای مزدور از هر رنگ و لباسی در کوچه ها و معابر عمومی پرسه میزنند و با توهین به مردم و تحقیر مردم هر تجمعی را بهم میزنند. یکی از دوستان از اصفهان در فیسبوک میگفت "وقتی دو یا سه نفر راه میروند حال در حال حرف زدن باشند یا هر چیزی، لباس شخصی ها از بین آنها عبور میکنند و چند قدمی با آنها راه میروند و گوش میکنند که ببینند این جمع کوچک در مورد چی حرف میزنند" اینها و دهها نمونه دیگر شگردی است که رژیم برای زهره چشم گرفتن از مردم و ایجاد رعب و وحشت استفاده میکنند. از ماهها قبل رژیم با اعدام پنج مبارز در زندانها و نیز اعدامهای دیگر در زندانهای تبریز و رشت دارد فضای سیاسی را وحشت زده میکند تا بتواند از زمین لرزه های سیاسی مردم که حیات ننگین رژیم را نشانه گرفته است خلاصی یابد. جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی و بخاطر سرکوب خونین در داخل ایران بکمک حامیان دیگرش مسئله انرژی اتمی را در دنیا علم کرده . کشورهای جنایتکار غربی هم بخاطر مسئله استفاده های اقتصادی خود با مسئله انرژی اتمی دارند با جمهوری اسلامی لاس میزنند. با سیاست کثیف خود در مقابل تمام تجاوزات و بیحقوقی هایی که جمهوری اسلامی علیه مردم و مبارزات مردم بکار میبرد سکوت مرگ کرده اند. رهبران فاسد اروپا و آمریکا وقتی در مقابل این سوال قرار میگیرند که ایران جنایتکار است! جواب میدهند ما در مسائل داخلی ایران دخالت نمکنیم. همین چند روز پیش دولت فرانسه در معامله ای به جمهوری اسلامی باج داد و یکی از مهرهای تروریستی در اروپا را آزاد کرد در مقابل گرفتن امتیازات اقتصادی و آزادی یکی از شهروندانش. در این فضا و در شرایطی که تعریف کردم مردم خودرا برای سالگرد راهپیمایی خودشان در 25 خرداد 1388 دارند تدارک میبینند. آری اگر در خرداد 1360 و شهریور 1367 رژیم جنایتکار زندانیان سیاسی را در زندان بگلوله بست و صدها هزار زندانی سیاسی را تاحال اعدام و ترور کرده است.اگر امروز رژیم جمهوری اسلامی با اعدام فرزاد کمانگر و همرزمانش میخواهد فضای رعب و وحشت را گسترده تر کند. در همان حال میداند که خون جانباختگان در زندانها و در ملائ عام امروز درخت مبارزاتی مردم و کارگران ایران را در خیابانهای شهرهای ایران آبیاری کرده است. خرداد ماه تنها ماه خونین و سرکوب نیست! ماه مبارزات میلیونی مردم برابری طلب برای سرنگونی رژیم سفاک جمهوری اسلامی هم هست. در خرداد ماه مبارزات مردم توانست رژیم جمهوری اسلامی را از بالا شق کند و اتحاد رهبران حکومتی را بهم بزند "اشاره به انتخاب محمد خاتمی در 1377 و جریان دوم خرداد، اشاره به اعتراضات مردم در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سالهای اخیر و اعتراضات گستره مردم علیه فساد اداری و مالی در جمهوری اسلامی و بالخره از قبل مبارزات مردم هنوز جنگ بالایی ها یک فاکتور و کابوس جدی برای جمهوری اسلامی است" . تاریخ خونین مبارزات مردم و کارگران در ایران نشان بارز این ادعا ست. ما امروز در شرایط سختی قرار داریم. اگر خرداد 1344 شروع روند اسلام/ سیاسی در صحنه سیاست ایران شد باید در دور جدید خرداد ماه به روند رو به رشد مبارزات کارگران تبدیل شود و در سالگرد تظاهرات میلیونی مردم در 25 خرداد سال 1388 پلاتفرم خواست حداقل مطالبات کارگری را به پرچم مبارزات خود تبدیل کند و خواست سرنگونی حکومت اسلامی و بدیل کارگران برای سرنگونی را مطرح کند. بنا براین:
الف:
ما کارگران و کمونیستها خواستار رفاه و آسایش برای جامعه هستیم، خواستار آزادی بیقید و شرط کلیه زندانیان سیاسی هستیم . ما خواستار آزادیهای بیقید و شرط سیاسی و برابری انسانها در جامعه هستیم . ما کارگران و کمونیستها علیه آپارتاید جنسی در ایران هستیم.
ب:
. نباید اجازه دهیم که جنبشهای غیر کارگری که علیه برابری انسانها در جامعه اند، صف متحد ما کارگران و کمونیستها را مخدوش کنند. ما اجازه نخواهیم داد از توان مبارزاتی مردم برابری طلب، نیروهای ارتجاعی و ضد کاگر که میکوشند حکومت مذهبی را نجات دهند استفاده کنند. کارگران ایران پلاتفرم مبارزاتی خودرا در 21 بهمن 1388 بنام "مطالبات حداقلی ....." ارائه داده اند. این پلاتفرم ما مردم رحمتکش و مبارز است. بدور آن جمع شویم، خودرا متشکل کنیم و با جدیت و اتحاد آنرا ارتقا دهیم و به پیش رویم.
مرگ بر سرمایه
مرگ بر جمهوری اسلامی
منبع:پژواک ایران