PEZHVAKEIRAN.COM کشتار سی خرداد 1360 خورشیدی در ایران! زمینه های سیاسی اقتصادی و اجتماعی
 

کشتار سی خرداد 1360 خورشیدی در ایران! زمینه های سیاسی اقتصادی و اجتماعی
اسماعیل مولودی

لحظاتی هستند که دوران سازند.........؟؟!!

 

درتاریخ جامعه بشری اتفاقات سیاسی، اجتماعی، علمی/پژوهشی واقتصادی مهر خودرا برروند آینده جامعه خواهد گذاشت و این اتفاقات مبنایی برای حرکت نسلهای آینده خواهند شد. بخصوص در اتفاقات سیاسی پنجاه سال اخیر بعضی از کشورها آینده و سرنوشتشان دگرگون شده و میشود. زیرا حرکات تاریخی/ اجتماعی همیشه آن نخواهد شد که شرکت کنندگان در ماجرا آرزویش را میکردند و یا میکنند. بخاطر اینکه هر اندازه آرزوها گسترده باشد بهمان اندازه مسائل بغرنجتر و پیچیده تری را در محاسبات خود جا میدهد. این مسئله بستگی به بزرگی و کوچکی ماجرا نیست بلکه فاکتوری خواهد شد در دل مسائل جاری و بعضا چنان اوضاع را تحت شعاع قرار میدهد که کل ماجرا زیر سوال خواهد رفت. برای روشن شدن مسئله من اول به نمونه های علمی اکتشافات اشاره میکنم. مثلا سازنده و برنامه ریز ماکروسفت فکر نمیکرد کشف جدید در برنامه نویسی کامپیوترآنقدر در زندگی روزمره آدمها نقش پیدا کند!؟ که امروز ما شاهدش هستیم. یا کشف نیروی اتمی و فرمول آن بخاطر این نبود که امروز جامعه جهانی از قبل آن به صدماتش فکر کند تا به نفعش؟! در تغییر و تحولات سیاسی/ اجتماعی هم همینطور. مردم مبارز اندوزی در دهه 1970 فکر نمیکردند که سوهارتو بسادگی بیش از هفتاد هزار فعال مبارز و کمونیست را در یک هفته سلاخی کند. مبارزان و کمونیستهایی که کمک کردند که سوهارتو به قدرت برسد و اورا یک شخص ملی و متمایل به چپ ارزیابی میکردند. یا در ایران در دهه 1330 هیچکس فکر نمیکرد که حزب توده بخاطر دفاع از منافع شوروی آنزمان به مبارزات مردم در ایران خیانت کند. در همین سی سال گذشته چریکهای فدایی نمونه بارزی شدند از خیانت به آرمانهای مردمی که دنبالشان افتاده بودند. یا در دهه 1970 سرهنگ پینوشه شیلی در یک روز آفتابی و در استادیوم رو باز جلو چشم دنیا دهها هزار نفر سلاخی کرد. چون دانشمندان و اقتصاد دانان آمریکای برای جلوگیری از به قدرت سیاسی رسیدن مردم در شیلی خواستند تز شک اقتصادی/ سیاسی خود را آزمایش کنند، که بعدا در اواخر دهه 1970 بخاطر تز شک اقتصادی/ سیاسی شان جایزه نوبل هم بگیرند. این نمونه ها و دهها مثل و نمونه دیگر در دنیا نشان میدهد که شرایط و اضاع چگونه بر مسائل تاثیر میگذارند. اگر به تیتر بحث برگردم میخواهم در این نوشته نشان دهم که قتل عام زندانیان سیاسی در ایران در سی خرداد 1360 خورشیدی بر چه زمینه هایی استوار شد و با توجه به اینکه این اتفاقات افتاد چرا هنوز رژیم جمهوری اسلامی بر سر کار است حتی بعد گذشت سه دهه از این ماجرا؟!

 

سی خرداد 1360 خورشیدی

 

زمینه ها!

رژیم جمهوری اسلامی در یک توافق خائنانه به مبارزات مردم ایران بوسیله غرب و شرکایش سر کار آورده شد. حاکمان اروپا و آمریکا برای جلوگیری از بقدرت رسیدن یک حکومت آزادیخواه و رادیکال در ایران لاشه متعفن مذهب را از گور در آوردند و با اختناق و ترور بر مردم ایران حاکمش کردند. این سیاست باتوجه به زمینه سازی های سیاسی در دهه 1970 در خاورمیانه و سیاست کمر بند سبزبرای آمریکا و متحدان غربی اش حیاتی بود درخاورمیانه. آمریکا و اروپا حاضر نشدند که خواستهای مردم ایران در انقلاب 1357 خورشیدی را برسمیت بشناسند. پس شاه که مورد تنفر مردم ایران بود را برداشتند و برای پر شدن خلائ قدرت و نیز با توجه به برنامه های قبلی خود تلاش کردند یک حکومت مذهبی را به قدرت برسانند. زمینه این کار وجود داشت زیرا آمریکا از ده سال پیش و برای کوتاه کردن دست شوروی سابق از خلیج فارس تلاش کرد جریانات مذهبی را سازمان دهد و این کار را تحت عنوان ایحاد کمر بند سبز از ترکیه، افغانستان، ایران و پاکستان شروع کرد. از همان اول دهه 1970 علی بوتو را سر به نیست کردندو حکومت مذهبی ارتجاعی ضا الحق را سرکاآوردند، دار ودسته بن لادن که در غرب بودند سازمان دادند و به افغانستان فرستادند، تماس با نیروهای اسلامی در ایران شروع شد، بارها کسانی مثل محمد بهشتی در آلمان و دیگر سران بعدی جمهوری اسلامی را دیدند و با آنها سر مسئله قدرت سیاسی در ایران بعد از شاه به توافق رسیده بودند. بازرگان که به چهره لیبرال آنزمان مشهور بود را چند بار چک کردند. روشنفکران تحصیل در آمریکا و اروپا جنازه خمینی را جلو انداختند(قطب زاده، امیر انتظام، یزدی، و...) . وقتی مبارزات مردم در سال 1357 شدید تر شد خمینی را از بغداد به ترکیه بردند و از آنجا روانه نوفل لوشاتو در فرانسه کردند. اما همه اینها نبود بلکه بودن پایه ارتجاع از داخل هم این سناریو را تکمیل میکرد. اعتراضات مردم ایران که همه اقشار جامعه شرکت میکردند، آمریکا و غرب اساسا بر ارتجاعی ترین قشر شرکت کننده در این روند تکیه کردند و از آنها بکمک تبلیغات و میدیا غول ساخت. من رد مقاله قبلی اشاره کردم که 15 خردا مسجد اعظم قم در سال 1342 یک روندی شد برای نشان دادن حضور اسلام سیاسی در معادلات سیاسی ایران. بنابراین با این محاسبات جمهوری اسلامی بقدرت رسید. دردوازدهم فروردین سال 1358 خورشیدی رای گیری شد و رسما جمهوری اسلامی بعنوان حکومت قانونی مردم ایران در جهان برسمیت شناخته شد. از این زمان تا خرداد 1360 اتفاقات زیادی افتاد مثل حمله به کارگران بیکار، خلع سلاح کردن مردم، سازمان دادن اوباش حزب الله، سپاه پاسداران،ایجاد مجلس اسلامی، و خلاصه سازمان دادن دستگاه تمام عیار مذهبی و ارتجاعی علیه هر چیزی که مردم آزاده ایران با انقلابشان آرزویش را داشتند. این مسائل امر این نوشته نیست بلکه در مقاطع مختلف و با توجه به مناسبتهای مختلف من و هزاران انسان آزادیخواه دیگر در این رابطه نوشته ایم و خواهیم نوشت. اما در اینجا من میخواهم به سهم خود به زمینه هایی بپردازم که قتل عام زندانیان سیاسی در سی خرداد 1360 را موجب شد. چون در هر معادله سیاسی اگر به زمینه های ماجرا پرداخته نشود هویت خود ماجرا لوس میگردد . بجای تحلیل درست سیاسی مسائل حاشیه ای برجسته خواهند شد.

 

زمینه سیاسی قتل عام زندانیان سیاسی در سی خرداد!

 

دولت جمهوری اسلامی درگیر دو جبهه جنگ بود جنگ اصلی جمهوری اسلامی با مردم آزادیخواهی بود که حاضر نبودند زیر بار حاکمیت مذهب بروند و دوم جنگ ایران و عراق . جمهوری اسلامی از بدو سرکار آمدنش با مسئله حجاب اجباری برای زنان تلاش کرد سیاست و قوانین ضد انسانی آپارتاید جنسی را با زور وحشت ووترور به نیمی از جامعه تحمیل کند برای اینکار در طول سالیان دراز در گیر با مردم آزادیخواه است. بعد از آن اندک اندک تلاش نمود دستاوردهای مردم در بهمن 1357 را ازشان بگیرد و گرفت (روزنامه ها تعطیل شد، کتاب فروشی ها آتش زده شد، فضای سیاه مذهبی و فرهنگ گریه کردن را بر جامعه گستراندند) در یک کلام فضایی از وحشت و ترور بر جامعه گستراندند. سال 1359بنی صدر رئیس جمهوری وقت دستور داد که تا جنبش مبارزاتی مردم در کردستان را سرکوب نکنند پوتین هایش را در نخواهد آورد. زیرا قبل از آن دولت بخاطر جنگی تمام عیار که با مردم مبارز در کردستان و ترکمن صحرا داشت نتوانسته بود خودرا بعنوان یک دولت یک پارچه تثبیت کند. در همان زمان هم در داخل نیروهای سیاسی چریکهای فدایی اعلام کردند که اگر به سلاح سنگین سپاه مجهز شود، غایله کردستان را مهار خواهند کرد. همچنین در همین حال یورش گسترده ای از طرف رژیم به همگی سازمانها و تشکلهای آزادیخواه آغاز شده بود. انقلاب فرهنگی تمام دانشگاهها و مراکز آموزشی بست. رژیم جمهوری اسلامی و حامیانش تصمصیم خودرا گرفته بودند، که بهر قیمتی باید دولت جمهوری اسلامی را نگهداشت حتی اگر دریایی از خون راه بیفتد. میدیای غرب و کل سیاست گذاری غرب و آمریکا پشت سر این سیاست بودند. در همین اوان مسئله اشغال سفارت آمریکا متاسفانه باد وطن پرستی و ضد امریالیسم بودن را در غبغب نیروهای سیاسی انداخت و در سکوتی مرگبار تمامی جنایتهای رژیم را لاپوشانی میکردند. حزب توده و رنجبران و چریکهای فدایی مزدور رژیم شدند و در بدام انداختن فعالین سیاسی در ایران رژیم را یاری میرساندند. جامعه ایران در یک تب سیاسی بسر میبرد. مردم در هواداری از گروههای سیاسی شق شده بودند و در خانواده ها مردم درگیر با نظرات سیاسی گروهی بودند. مثلا در خانواده ای یکی پیکاری بود، یکی چریک بود ، یکی خط سه بود و دیگری طرفدار کارگران بیکار و رئیس خانواده هم بعنوان پدر یا مادر هم مسلمان بود هم طرفدار بچه هایش بود کارشان این بود که بچه هارا آرام نگهدارند و میگفتند اجازه بدهید دولت کار خودرا بکند و حرف نزنید و الا میگیرندتان. خمینی دستور مذهبی داد که جاسوسی کردن از همسایه درست است و این فضای بی اعتمادی و ترس در بین مردم را گسترده تر کرد. یعنی با این اوضاع آن اتحاد سیاسی که از اول ماجرا برای سرنگونی رژیم شاه بود بدلیل اینکه برپایه یک جهتگیری سیاسی معینی نبود شکسته شد. کل جامعه در یک فضا و خلا سیاسی/ تحلیلی قرار داشت. خود نظام جمهوری اسلامی هنوز رسمیت نداشت و تمام دستگاه دولتی در چند جبهه درگیر بود. (کردستان، جنگ ایران و عراق، مسئله بیکاری در جامعه، رکود اقتصادی و پایین آمدن سطح تولیدات) فضای سیاسی ایران بعد و قبل از انقلاب 1357 با توجه به اینکه از زیر فشار دیکتاتوری پادشاهی آزاد شده بود مثل یک فنر از در رفته هنوز هیچ جایی آرام نگرفته بود. بحثهای هیستریک و نا دقیق سیاسی، نبودن دانش سیاسی جدی در بین فعالین سیاسی سازمانها و گروهها، تشتت و نا دقیقی سیاسی در تشکلهای سیاسی، از یک طرف و نیز فشار روزانه اوباش حزب الله بر فضای سیاسی ایران یک جنگ و فشار روانی تمام عیار را بر مردم و نیروهای سیاسی تحمیل شده بود. در این فضای رعب ووحشت مسئله جنگ ایران و عراق فرجه ای شده بود که ناسیونالیسم ایرانی و وطن خواهی بورژوایی را علیه مردم آزادی خواه و مبارز تقویت کند و همه چیز تحت نام دفاع از وطن را بخود اختصاص داده بود. کشورهای غربی و آمریکا در جهت تقویت رژیم برای ثبات سیاسی میگشتند و در همین رابطه بهترین امکانات رزمی را در اختیار ایران (از طرف بلوک روسیه) و غربی ها هم که مبهوت اشتباه خود ش(در سرکار آوردن خمینی شده بودند) آهسته و با برنامه تلاش میکردند که جمهوری اسلامی از بین نرود اما بتوانند رامش کنند. این برخورد دوپهلو و موذیانه غرب به جمهوری اسلامی فضا را برای جولانهای سیاسی بین المللی به ایران میداد. جمهوری اسلامی در یک معادله سیاسی منطقه ای همه چیز را به نفع خود میدید و نیز همکاریهای زیادی بین نیروهای ارتجاعی منطقه و جمهوری اسلامی ایجاد شد که غرب را غافل گیر کرده بود. در همین اوان مسئله شکست شوروی در افغانستان خود مزید برعلت شد و ایران تلاش میکرد جای خلا سیاسی چند سال گذشته را پر کند. بهمین خاطر اوباش خزب الله در لبنان، فلسطین، کشورهایی دیگر مثل سوریه، عمان، آفریقا و همکاری های پاکستان ایران را از انزوای سیاسی در میآورد.

در یک نگاه جدی به چارت سیاسی در جامعه و در خارج ایران جمهوری اسلامی بر سر یک دوراهی قرار داشت. توانسته بود تا اندازه ای کارگران و مردم آزادیخواه را به سکوت بکشاند با مسئله جنگ ایران و عراق و با فضای ترور و رعب در محیط کار و زندگی مردم، کلیه تشکلهای کارگری، و سازمانهای غیر وابسته به جمهوری اسلامی را لغو کردند. ایجاد تشکلهای اسلامی در محیط کار و زندگی کارگران توانسته بود تا اندازه ای مردم را با مسئله جنگ سرگرم کند و فضای موشک باران شهرها از طرف عراق باعث پراکندگی وفضای وحشت در بین مردم شده بود. باتوجه به همه اینها جمهوری اسلامی هرگونه فضای باز سیاسی را بضرر خود میدید. در این اوضاع برای رها شدن از فشار اجتماعی ، جمهوری اسلامی بعنوان یک دولت دیکتاتور و ضد بشر

 

1 / حمله به سطح معیشت مردم را سازمان داد(که در بخش اقتصادی به ان اشاره خواهم کرد)

 

2/ تلاش کرد از نظر سیاسی خودرا غربال کند. مردن طالقانی، از دایره بدر کردن هاشمی و باندش، شریعمداری و باندش در آذربایجان ، فشار سیستماتیک بر سازمان مجاهدین و از همه مهمتر تلاش برای تعیین تکلیف کردن با جریانات غیر مذهبی مثل حزب توده، حزب رنجبران و جریانات فدایی که شق شده بودند. چون خمینی به عینه این را میدید که همکاری سازمانهای غیر مذهبی نمیتواند در پرنسیب او باشد. از فرصت استفاده کرد هم آنهارا بکارگرفت برای مقاصد خود و هم از طریق آنها نیرویش را اموزش داد که شگردها و تیپ کار جریانهای غیر مذهبی و کمونیست را بشناسد. یکی از فرماندهان سپاه و بخصوص محسن رضایی در نوشته های خود مینویسند که جمهوری اسلامی بدون همکاری بی دریغ حزب توده و جریانهای غیر مذهبی نمیتوانست بر جو جامعه جلو دانشگاه تهران فایق آید. در همین راستا هویت دادن و رسمیت دادن به آپارتایید جنسی در ایران و سرکوب هرگونه حرکتی علیه حجاب و مسئله حجاب را به نرم جامعه تبدیل کردن. جمهوری اسلامی لازم داشت برای ماندن در قدرت هر صدای مخالفی را از بین ببرد، هر ندای آزادیخواهی را سرکوب وحشیانه کند و در یک کلام با اینکار فضایی از وحشت و ترور را بر جامعه بگستراند. در کنار اینها جامعه ایران بدلیل نبودن فضای سیاسی در دورانهای قبل و دیکتاتوری مطلق پادشاهی امکان استفاده سیاسی از فضای آزاد را نداشتند و جامعه از نظر سیاسی با انقلاب 1357 تازه چشم به دنیای سیاست باز میکرد که شوک سرکوب و اختناق دوباره آنها را خموده و آرزو هایشان را در یک خلائ قرار داد. در سطح بین المللی روزنامه های خارخی یا سکوت میکردند یا فطقط در مورد جنگ ایران و عراق خبر میدادند. گاردین نوشت ایران با جنگ عراق فضایی از همکاری مسلمانان عیله اسرائیل را بوجود آورده است. روزنامه واشتنگتن پست در یک خبر از پس گرفتن خرمشهر به عینه جمهوری اسلامی رااز همه جنایتهاش در سطح جهانی تطهیر کرد.

 

زمینه های اقتصادی سی خرداد

 

طبق آمار سازمان برنامه و بودجه د رتابستان 1361 کشور درحال جنگ جمهوری اسلامی همگی فعالیتهای اقتصادیش یا ناقص مانده بود یا بدون کنترل و بی رویه هرکس سازی میزد. سازمان تازه تاسیس بنیاد مستضعفین که صاحب همه ثروت صنعتی و تولیدی و تجاری ایران شده بود نمیتوانست از نیروی تحصیل کرده استفاده کند و نیز بدلیل فرار صاحبان صنایع از ایران صنعت ایران دچار یک وقفه طولانی شده بود برای راه انداختن و صیقل کردن خط تولید توان لازم نداشتند. کارگران ایران تحت فشار سیاسی و از دست دادن رهبران فعال خود قدرت مقابله با این فضا را نداشتندو بیکاری بیداد میکرد. مسئله رفتن به جبهه زندگی و آینده آنهارا تحت شعاع قرارداده بود. جمهوری اسلامی برای راه انداختن ماشین جنگی اش همه مایحتاج مردم را به جنگ وابسته کرده بود. تقسیم ارزاق و مسئله کوپنی کردن(بنزین، و ارزاق عمومی) شد یک کنترل جدی دولت بر جان، مال و قوت زندگی مردم. مزدوران حزب الله صاحب همه چیز شده بودند و از این برای تطمیع مردم و کارگران استفاده میکردند. فشار گله حزب الله برای فرستادن کارگران به جبهه جنگ، ایجاد کمیته های اعزام نیرو به جنگ و راه انداختن تبلیغات کر کنند به نفع جنگ( انواع سرودها و نحه ها که همین آقایان ملی/مذهبی سر دمدارانش بودند) پول سرسام آور نفت بیشتر از 65 درصد درآمد دولت را تشکیل میداد. در عین حال تورم در بازار از مرز 22 درصد گذشت و میدان جنگ وسیله ای شده بود برای مردم که بتوانند باهاش زندگی کنند. خانواده های فراوانی بچه ها و جوانهایشان را به جبهه میفرستادند تا بتوانند با پول آن کودکان دیگرشان را غذا دهند. یعنی تلاش برای زندگی و ایجاد جو تنازع بقا در جامعه. تولیدات کارخانه ها طبق آمار سال 1363 و گزارش دولت( در سال 1359 تا 1361) به مجلس تا 56 تا 60 در صدش در خومت جنگ بود و برای جبهه. تولیداتی که لازمه مایحتاج مردم بود بیشتر آن با پول نفت وارد میشد و آنهم در اختیار سپاه در درجه اول، بعد ارتش و نیروهای مزدور و بین 12 تا 15 در صدش در اختیار جامعه قرار میگرفت، آن هم با توزیع و نظارت مسئولین کمیته و ارگانهای محلی مثل مسجدها. در چنین شرایطی و مسئله زندگی مردم قطعا تن دادن به فشار و به سکوت کشاندن مردم در مقابل حاکمیت کار آسانی میشود. مسئله استفاده از فشار ها و جنگهای روانی دیگر مثل بیکاری، تحت کنترل نگهداشتن مایحتاج مردم در کنترل مسجد، سپاه و نیروهای دولتی، مردم را برای ادامه زندگی بر سر دوراهی قرا داد! قدرت تقابل را به پائیین ترین حد خود خواهد رساند. با توجه به این فاکتورها دولت جمهوری اسلامی احتیاج داشت جامعه را با فشار و وحشت به سکوت بکشاند و موفق شد. اما این کافی نبود باید تعیین تکلیف اساسی میکرد و نیز آگاه بود که با کم کردن فشار حیات و کلیت حکومتش در خطر نابودی خواهد بود. قدرت کنترلش را بر اقتصاد جامعه داشت فلج از دست میداد زیرا بخاطر نبودن امنیت سیاسی در جامعه جمهوری اسلامی هنوز مورد تائید صاحبان سرمایه در ایران نبود. سر کا آمدن هاشمس رفسنجانی و پلاتفرم اقتصادی دانش در سالهای بعد، مثل برنامه های عمرانی اساسا بعد از سرکوب خونین سی خرداد 1360 خورشیدی بوقوع پیوست زیرا دولت احساس امنیت بیشتری میکرد در این رابطه. بهمین خاطر ضمن کنترل مایحتاج مردم جمهوری اسلامی دست به یک کودتای خونین سیاسی زد تا بتواند خودرا سرپا نگهدارد. کودتای خونین جمهوری اسلامی علیه انقلاب 1357 در سی خرداد به واقعیت گرایید. هر چند خلخای و اوباش حزب الله تا توانستند اعدام کردند.

 

زمینه های اجتماعی سی خرداد

 

جامعه در تقابلات سیاسی وقتی عکس العمل نشان میدهد که فعالان در جامعه بتوانند روشنگری کنند و همچنین فضا برای ابراز نظر و دخالت باز باشد. این یکی از اصول اساسی روانشناسی اجتماعی تقابلات سیاسی/ اجتماعی است. اگر این امکان وجود نداشته باشد فضای سیاسی آن میشود که قدرت حاکمه آنرا رقم میزند. شاید این سوال پیش بیاید که هیچ دولتی مردم را به اعتراض عیله خودش دعوت نمیکند!؟ آری: ولی وقتی مردم در جامعه خواهان تغییر اند باید در توازن قوای سیاسی جامعه بتوانند مانور بدهند. مثلا دولت شاه واقعه میدان ژاله را برای ترساندن مردم بوجود آورد، اما از آنجا که مردم قدرت مانور داشتند و خواستند در آرایش نیروهایشان تحول ایجاد کنند، موفق شدند از ابن مسئله به نفع خود استفاده کنند. روز چهل جانباختگان شد وسیله ای برای سازمان یابی مردم، علیه رژیم شاه. وقتی شاه زبونانه گفت مردم صدای انقلاب شمارا شنیدیم: علنا نشان داد که در میدان مانور سیاسی در جامعه مردم ابتکار را بدست دارند. مردم هم از آنجا که فعالین و سازماندهندگانشان را داشتند راحت به چپ چپ و به راست راست میشدند. حتی فضا طوری شد که در این حرکت سازمانهای سیاسی قدرت بیشتر گرفتند و مردم بدورشان بیشتر جمع میشد.

 

اما در سال 1360 با وجود حاکمیت نکبتبار جمهوری اسلامی و نبودن تشکل سیاسی رادیکال و نبودن تحلیل و توان سیاسی در بین مردم، مردم به حاشیه رانده شدند. طبق قوانین روانشناسانه سرکوب و وحشت همیشه نتیجه خوب برای مبارزه مردم ندارد. جمهوری اسلامی آگاهانه با فضا سازی و ایجاد رعب ووحشت در جامعه از یک طرف و از طرف دیگر فشار تبلیغاتی و کنترل اقتصادی بر زندگی مردم فضا را ترسناک و وحشت زده کرد. جامعه به یک خلا و به یک فضای ترس و رعب رانده شده بود. مزدوران ریز و درشت ژریم در خیابانها رژه مرگ به مردم نشان میدادند و چهرهای کریه شان مردم را وحشت زده کرده بود. وجود دسته های مختلف درون حاکمیت برای این بود که بتوانند منظم و سیستماتیک تمام جریاناتی که مخالف ولایت فقیه هستند را از دور بیرون بیاندازند.

رژیم جمهوری اسلامی در طول دوسال با فشار ممتد و سیستماتیک بر مردم در کلیه عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی تبلیغاتی " بستن کتاب فروشی ها، تحت تعقیب قرار دادن مجله ها و روزنامه هایی که هر چقدر کمرنگ صدای آزادیخواهی داشتند، مثل روزنامه های پیغام امروز، آیندگان و دهها روز نامه دیگر از جمله روزنامه های سیاسی سازمانهای سیاسی، فضای مذهبی برجامعه گستراندن و دست تمامی خدم و حشم مذهبی را در جامعه باز گذاشتن، زنده کردن خرافات مذهبی و غیر انسانی عهد حجر، بستن دانشگاهها و فضای ترور و تسویه حساب را با دانش و علم باز کردن،ابله ترین آدمها مثل مطهری، مفتح و سروش،منتظری تئوریسین دستگاه حاکمه شدند. همه و همه به ایجاد فضای مذهبی در جامعه خدمت میکردند. تمامی تشکلهای کارگری را بدون استثنا بستند و با ایجاد شوراهای اسلامی مزدوران رژیم فضای وحشت و ترور را بر زندگانی مردم در محیط کار گستراندند. شوراهای کارگری و محلات و نیز تشکلهای انساندوست که حاصل دوران قیام و بعد در سالهای 1358 و 1359 بوجود آمده بوند را لغو کردن و درشان را بستند. در این فضا تمام مدرنیسم و دستاوردهای علمی بشر زیر سوال رفت. در این فضا انسانهای مسخ شده و ارتجاعی و مذهبی سردمدار جامعه شدند. چاپ و نشر خزعبلات مذهبی خمینی و دیگر سران مرتجع رژیم جای ترجمه آثار علمی و ادبی را درجامعه گرفت و فضای اجتماعی جامعه از بوی این تعفنات مذهبی و سیاسی آلوده و سنگین شده بود. پا به پای آن مسئله حجاب اجباری در جامعه نصف جامعه مدنی و انسانی ایران را تحت ضد بشری ترین فشار ها قرار داد. بیسوادی سیاسی در جامعه حتی بین گروههای سیاسی باعث شد مسئله حجاب زنان از طرف بعضی از سازمانهای سیاسی تایید شود و تحت نام احترام به سنت مردم آنچنانکه باید و شاید جرئت مقابله با مسئله حجاب را نداشتند.از طرف دیگر تحت نام جنگ امپریالیستی و خزبلات جهان سومی سازمانهای سیاسی به دنباله روی از فشار در جامعه شدند و مسخ شرایط شدند. زنان در جامعه تنها از طرف دولت و اوباش حزالله تحت فشار نشدند، بلکه زنان در خانواده هم تحت فشار و اذیت و آزار بودند. زمینه اجتماعی اینها وجود مذهب در جامعه و فضای بعد از انقلاب و حاکمیت جمهوری اسلامی این فضا را صد چندان کرده بود. رژیم جمهوری اسلامی با سازماندهی ارتجاع مذهبی و جو اختناق توانست جامعه انسانی ایران را بر اساس جنسیت شق کن و بعد ها قانون آپارتاید جنسی را رسمیت بخشید.

 

آری سی خرداد 1360 و قتل عام زندانیان سیاسی و کودتای خونین جمهوری اسلامی علیه مردم در جامعه بر بستر این اوضاع بوجود آمد. دسته های اپوزیسیونی که امروز در درون جمهوری اسلامی بوجود آمده اند مثل موسوی، کروبی، و همگی دارو دسته های ملی /مذهبی در خرداد 1360 حاکم بودند و بارای و عمل آنها این جنایات بوقوع پیوست. اینهایی که امروز سبزند، اصلاحات میخواهند از حکومت جمهوری اسلامی تک تک شان در جنایت سی خرداد 1360 شریک اند و دستشان به خون زندانیان سیاسی آغشته است تا آستین. با کمک و تلاش عبدلکریم سروش، مفتح، مطهری و منتظری تئوری ولایت فقیه و سیاست های مذهبی رژیم پا گرفت. با دخالت و تعهدی که خاتمی به نظام دارد و داشت سازمان جنایتکار ارشاد اسلامی دایر شد. با دخالت مستقیم و فعالیت شبانه روزی آقایان میر حسین موسوی و کروبی قوانین اسلام و اقتصاد اسلامی در جامعه ایران تصویب و اجرا شد. همین جمهوری اسلامی که امروز این نجبا!! میخواهند اصلاحش کنند دست پخت جنایتهای سالهای در قدرت بودن خودشان است. جنبش اعتراضی و ضد حکومتی ایران ربطی به این جنایتکارها ندارد.

 

آری سی خرداد و کودتای خونین اسلام سیاسی در جامعه ایران علیه مردم آزادیخواه ایران باعث شد که رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بکمک مسئولین و دست اندر کارانی "میر حسین موسوی، مهدی کروبی و دهها خدم و حشم دیگر مثل محسن کدیور، اکبر گنجی، محمد خاتمی، کریم سروش، عطا مهاجرانی حسن خمینی نوه خمینی و امثال هم" پابگیرد و بر جان و مال دها میلیون انسان در جامعه ایران گسترانده شود.

 

یاد همگی عزیزان جانباخته گرامی باد

مرگ بر جمهوری اسلامی

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب اسماعیل مولودی  در سایت پژواک ایران 

*دنیا در یک نقطه عطف سیاسی قرار دارد و تقسیم مجدد خاورمیانه در دستور روز است  [2014 Aug] 
*مبارزه با فرهنگ واخلاق مردسالارباید در صدر وظایف طبقه کارگر آگاه و کمونیست باشد!  [2014 Mar] 
*مصر سه سال بعد از سرنگونی مبارک؟  [2014 Jan] 
*اعدام قتل عمد است! بمناسبت دهم اکتبر روز مبارزه علیه اعدام! [2013 Oct] 
*هرساله مردادماه برایم سنگین وغمناک است!! یاد زندانیان سیاسی جانباخته در مرداد/شهریور 1367 گرامی باد! [2013 Aug] 
*باید علیه آپارتاید جنسیتی متحدانه مبارزه کرد!!   [2012 Nov] 
*بمناسبت دهم اکتبر روز جهانی مبارزه علیه اعدام!  [2012 Oct] 
*دهه 1360 شمسی ، دهه کشتار زندانیان سیاسی ! زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشتارزندانیان سیاسی در ایران [2012 Jun] 
* اوضاع خاور میانه، یک بررسی کوتاه سیاسی! تنشها و چاره جویی های بی حاصل! [2012 Jun] 
*اوضاع جهانی در بین تنشهای قدرتهای بزرگ! سوریه و ایران خط قرمز تناقضات بین آمریکا و غرب از یک طرف، روسیه و چین در طرف دیگر! [2012 Mar] 
*دریکصدو چهارمین سالگرد روز زن" هشتم مارس"  [2012 Mar] 
*جایگاه حساس 22 بهمن امسال!! نگاهی گذرا به وضعیت جهانی و منطقه در سالگرد 22 بهمن! [2012 Feb] 
*نگاهی مختصر به جنبشهای بهار عربی و اشغال والستریت (جنبش 99%)  یک بررسی کوتاه طبقاتی! [2012 Jan] 
*انتخابات مجلس نهم؛ جمهوری اسلامی در یک تند پیچ دیگر!  [2012 Jan] 
*چرا اعدام کودکان؟ مقصر کیست؟! درحاشیه اعدام نوجوانان در جمهوری اسلامی در یک سال اخیر! [2011 Dec] 
*تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خدشه دار کردن روز 16 آذر را در نطفه خفه کنیم  [2011 Dec] 
*خشونت علیه زنان بازمانده از دوران بربریت بشر است! بمناسب روز 25 نوامبر روز جهانی مبارزه علیه خشونت برزنان [2011 Nov] 
*رابطه بحران اقتصادی موجود و سر بر آوردن فاشیسم! در حاشیه حضور فعال گروهای فاشیستی درآلمان و کل اروپا! [2011 Nov] 
*چرا انقلابات مرخم !  [2011 Sep] 
*عزیزان یادتان همیشه گرامیست!  [2011 Aug] 
*هيجدهم تير!سر آغازی بر رشد اعتراضات در جامعه و شکاف در حاکمیت ایران!   [2011 Jul] 
*شمال آفریقا، خاورمیانه و معضل حل نشده! نگاهی گذرا به تغییر و تحولات سیاسی اخیر و باز کردن فضای بحث در مورد آن! [2011 Jun] 
*شمال آفریقا و خاورمیانه در تب و تاب تغییراتی بنیادی! نظری بر اوضاع فعلی و موقعیت نیروهای مردم در قبال اوضاعی که رو به تغییر است [2011 Mar] 
*تحولات شمال آفریقا، خاورمیانه و ضرورت اتحاد ما!  نظری بر سیر تحولات تاکنونی و ضرورت اتحاد گرسنگان [2011 Feb] 
*در سالگرد 22 بهمن! سرنگونی کل نظام فاسد جمهوری اسلامی هدف ما است  [2011 Feb] 
*شمال آفریقا و تنشهای سیاسی! وظایف عاجل تشکلهای مبارز، مردم برابری طلب و کارگران کمونیست [2011 Jan] 
*بحران شمال آفریقا !  اعتراض رادیکال تونس، سیلی محکم مردم آزادیخواه به دیکتاتورهای جهان عرب است! [2011 Jan] 
*حذف یارانه (سوبسیدهای اقتصادی) تلاش سرمایه برای خلاصی از بحران!؟  [2011 Jan] 
*مردم ایران خواهان سرنگونی کلیت نظام اسلامی هستند! در حاشیه سخنان اخیر محمد خاتمی در جمع طرفداران اصلاحات در مجلس اسلامی [2010 Dec] 
*جنبشهای سیاسی/اجتماعی و تاثیرات فضای بحران زده دنیا بر آنها!  [2010 Dec] 
*با مبارزه متحدانه به خشونت علیه زنان باید خاتمه دهیم ! بمناسب روز 25 نوامبر روز جهانی مبارزه علیه خشونت برزنان.  [2010 Nov] 
*حکومتهای دوران بحران، یا بحران در حکومتها!  [2010 Aug] 
*یاد زندانیان سیاسی جانباخته در مرداد 1367 گرامی باد!  [2010 Aug] 
*ناامنی در محیط کار، کارگران در ایران! سند جنایت و محکومیت جمهوری اسلامی است [2010 Jul] 
*هيجدهم تير، نقطه عطفی در اعتراضات رو به رشد در جامعه ایران!  [2010 Jul] 
*کشتار سی خرداد 1360 خورشیدی در ایران! زمینه های سیاسی اقتصادی و اجتماعی  [2010 Jun] 
*میر حسین موسوی بند نافش با اصل نظام جمهوری اسلامی محکم تر میکند! نظری کوتاه به نامه شماره 18 ( منشور هواداران سبز ) میر حسین موسوی!؟ [2010 Jun] 
*خرداد خونین! نگاهی به اتفاقات تاریخی پنجاه سال اخیر ایران در خرداد ماه! [2010 May] 
*اول می و تشدید تنش های طبقاتی!  [2010 Apr] 
*نگاهی اجمالی به منشور مطالبات حداقلی کارگران ایران در آستانه اول می!  [2010 Apr] 
*علیه خشونت بر زنان مبارزه خودرا متحد تر کنیم ! جا دارد در روز هشت مارس ، یاد مبارزات خواهران میرابل را گرامی بداریم [2010 Mar] 
*هشت مارس را به روز مبارزه عیله آپارتاید جنسی در ایران تبدیل کنیم!  [2010 Mar] 
*پایان یک دوره! نگاهی اجمالی به روند جنبش برابری طلب در ایران در دور اخیر و22 بهمن 1388 [2010 Feb] 
*جنبش برابری طلب در ایران و خواستهای اقتصادی آن؟ بیاد جانبازیها و مبارزات کارگران و مردم زحمتکش در انقلاب 1357 که بخون کشیده شد. [2010 Feb] 
*بمناسبت شانزدهم آذر  [2009 Dec] 
*بحران در جامعه سرمایه داری و مارکس!  [2009 Nov] 
*اوضاع سیاسی جامعه ایران و صف بندیهای سیاسی!  [2009 Oct] 
*باز گشت به اوردوگاه یار! در حاشیه صحبتهای آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام ، که عملا توبه نامه اش است [2009 Aug] 
*باید با تمام توان جنبش سرنگونی طلب را تقویت کرد!   [2009 Jun] 
*شعار آزادی زندانیان سیاسی را نباید فراموش کرد!  [2009 Jun] 
*ایران، انتخابات یا مضکحه ای بنام انتخابات!   [2009 Jun] 
*تاثیر پیامدهای سیاسی در جامعه بر مناسبات و اخلاق سیاسی احزاب!  در حاشیه بحثهای اخیر در رابطه با ارزشها و اخلاق سیاسی  [2009 May] 
*زنده باد "هشتم مارس" روز جهانی زن!  [2009 Mar] 
*سی سال حکومت فاشیستی و مذهبی!  به بهانه سالروز انقلاب ۲۲بهمن ۱۳۵۷ در ایران [2009 Feb] 
*جنگ غزه و مسئله خاورمیانه !  [2009 Jan] 
*در دفاع از مردم نوار غزه؟!  نظری به جنگ دولت فاشیستی اسرائیل و گروه تروریست اسلامی حماس!  [2009 Jan] 
*کدام تشکل کارگری ؟!  [2009 Jan] 
*بیاد جان باختگان مرداد ۱۳۶۷!  [2008 Aug]