درباره «عظمت» ناشناخته ایرج مصداقی
مختار شلالوند

سازمان مجاهدین که مدعی است «دو هزار کانون شورشی» در داخل کشور و هزاران شهید دارد فعلا عمده فعالیت خود را صرف مبارزه با ایرج مصداقی کرده است تا حاکمان میهن‌مان. آیا این بیانگر «عظمت» ایرج مصداقی در نگاه حقیر رجوی نیست؟‌
رجوی، که احساس می کند خود توان برخورد با مصداقی را ندارد در اقدامی تازه و در هراس از فعالیت های حقوق بشری و روشنگرانه او در آمریکا دست به دامن Paul A Gosar نماینده کنگره آمریکا شده و از این نماینده خواسته فعالیت‌های مصداقی را مورد تردید قرار داده و به سازمان «اف بی ای» خطر او را گزارش کند.
بی اختیار یاد ترانه «سر کوچه کمینه مجاهد پر کینه، آمریکایی بیرون شو خونت روی زمینه» و سرود «نبرد با آمریکا»، «سد اصلی دوران» افتادم؛ سقوط و اضمحلال را می بینید!
«مجاهد پر کینه» دست به دامان پل گوسار، آمریکائی نماینده ایالت آریزونا شده و از او خواسته با نوشتن نامه به «اف. بی. ای» نسبت به تردد مصداقی به آمریکا ابراز نگرانی کند.  
جالب است که نماینده آمریکائی هم در بیان گزارش دریافتی از رجوی، ضمن سلب مسئولیت از خود در در ابتدای نامه اش به اف بی ای، می نویسد:
در حالیکه من شخصاً آگاهی ندارم، اما مجاهدین توجه دفتر مرا نسبت به تردد شخص ایرانی- سوئدی بنام ایرج مصداقی، به آمریکا و اهداف او جلب کرده که نگران مقاصد حقیقی این فرد در آمریکا هستند...
 
 
طنز داستان اینجاست که مصداقی ده سال سابقه زندان در رابطه با مجاهدین دارد، بعد از زندان نیز سال ها در داخل و خارج از کشور با مجاهدین همکاری داشته و بارها مجاهدین را در کنفرانس ها و برنامه‌های متعدد دوایر حقوق بشری و سیاسی در آمریکا و اروپا نمایندگی کرده است. فرقه رجوی قطعاً از بیان سوابق مصداقی به پل گوسار، خودداری کرده است تا او را که گوئی دفعتاً و بطور ناگهانی مهره خطرناک رژیم شده، به آمریکائی ها معرفی کند.
هراس رجوی از مصداقی آنقدر شدید است که حتی مسافرت های وی به آمریکا باعث نگرانی‌اش شده است.
این اقدامات رجوی در حالی صورت می‌گیرد که او اعتراض چندانی نسبت به حضور بالاترین مقامات نظام اسلامی در آمریکا و در دانشگاه‌های آمریکایی ندارد.
خواب رجوی را ایرج مصداقی یک پناهنده‌ی سیاسی و فعال حقوق بشر که تمام مکنت و سلاحش یک کامپیوتر و تعدادی کتاب و کاغذ است آشفته کرده و نه خامنه‌ای و رژیم اسلامی با این همه تروریست و ارتش برونمرزی و لابی‌ها‌‌ی رنگارنش.
رجوی دشمن آشتی‌ناپذیر را که از راهروهای مرگ جان به در برده و سر سازش ندارد خوب شناخته است، مشکل او با خامنه‌‌ای و شورای نگهبان و جانیان قابل حل است چنانچه در سال ۸۸ و ۹۲ به آن‌ها نامه نوشت، خود را حقیر خواند و برای موسوی و کروبی دم تکان داد و عاقبت درخواست ریاست جمهوری رفسنجانی را کرد.
برای همین است که جدا از ارتش سایبری خود و ردیف‌کردن مزد‌بگیرانش، دست به دامان «سد اصلی دوران» یعنی مقامات آمریکایی شده است.
این در درحالیست که بیش از صد نفر از شخصیت های خوش نام ادبی، هنری و حقوق بشری در فراخوانی از مصداقی و زحمات و روشنگری های وی در خصوص نقض حقوق بشر  در ایران، بویژه دستگیری حمید نوری، از دژخیمان هیئتِ مرگِ زندانِ گوهر دشت و تسلیم وی به پیشگاه عدالت حمایت کرده اند، و از او بعنوان شخصیتی برجسته در امر دادخواهی یاد کرده اند که مستمراً بر حجم افشاگری های مستدل و نمایان کردن چهره های جانی و عناصر امنیتی می کوشد. شخصیت های خوش نامی که توتالیتر حاکم بر این فرقه نتوانست هیچ یک از آنان را جذب کند. 
در مقابل چنین حمایتی، اقدام  رهبری این فرقه با منتسب کردن ایرج مصداقی به رژیم جنایت کار خود توهین آشکار به این چهره هاست.
عجیب نیست حجم حملات رجوی به مصداقی پس از دستگیری حمید نوری ابعاد حیرت‌انگیزی یافته است و هرچه به محاکمه او نزدیکتر می‌شویم بر دامنه‌ی آن افزوده می‌شود.
پرسیدنی است این پریشان گوئی و هرزه نویسی و سنگ اندازی در راه پیش بردن محاکمه حمید نوری به چه منظور است که در این تلاش مذبوحانه از رژیم منحوس پیشی گرفته است؟
 
رجوی عناصر بی وجود خود را نیز به صحنه فرستاده تا در یک شو مسخره ضمن محاکمه مصداقی او را تهدید به ترور کنند. زهی وقاحت و بی شرمی.
بعید است مصداقی با این تهدیدات صحنه را خالی کند اما رسوایی این اقدامات آبروی نداشته رجوی را بیش از پیش خواهد برد.

منبع:پژواک ایران


مختار شلالوند

فهرست مطالب مختار شلالوند در سایت پژواک ایران 

*«نه زیستن نه مرگ» زبان می‌گشاید [2021 Sep] 
*دستگیری حمید نوری و دادگاه وی، محک آزمایش همه ما [2021 Aug] 
*خانواده‌های دادخواه بین دو سنگ آسیاب [2021 Jul] 
*خط دادن به وکلای حمید نوری، اوج بی شرمی است [2021 Jun] 
*مهدی تقوایی- یکی داستانیست پر از اشک چشم [2021 May] 
*محاکمه حمید نوری ، محک دوری و نزدیکی به جنبش دادخواهی [2020 Dec] 
*درباره «عظمت» ناشناخته ایرج مصداقی [2020 Nov] 
*بمباران اندیمشک [2020 Nov] 
*آستانبوسی و چاکرمنشی یک عنصر فرومایه [2020 Sep] 
*آقای هادی خرسندی از شما انتظار می رود [2020 Aug] 
* جنازه های سیاسی سر بر می دارند  [2020 Jul] 
*مهدی تقوائی و برخی از رنج هایش [2020 Mar] 
*ورشکستگی ایدئولوژیکی رهبری مجاهدین [2020 Feb] 
*باز داشت حمید نوری و دلواپسان آشار و نهان [2019 Dec] 
*سخنی از سر درد [2019 Nov] 
*«همیشه به یادت هستم مقاومت»  [2019 Nov] 
*از تاریخ هیچ درسی نگرفتید [2019 Nov] 
*کار گر قهرمان [2019 Aug] 
*طاقت سر کردن شب  [2019 Jun] 
*روزی روزگاری؛ از بندرعباس تا تهران [2019 Mar] 
*شمخانی و قتلی که در سال ۵۹ مرتکب شد [2019 Jan] 
*دارجنگه [2019 Jan] 
*شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد [2019 Jan] 
*سیاوش‌کُشی، رسم دیرین روزگار [2018 Oct] 
*چنین گفت رُستم به اسفنديار  [2018 Aug] 
* مامان عمو تفنگ نداشت [2018 May] 
* خیمه شب بازانِ شهرِ ما ‏  [2018 Apr] 
*بازهم ۶۷ [2017 Sep] 
* تابستان ۶۷ هنوز میسوزد و دود می کند  [2017 Aug] 
*پناهنده [2017 Jun] 
*دوستی‌های بی‌مانندش  [2017 Apr] 
*«زندان یونسکو» و درختان تنومندش [2016 Oct] 
*قاتلانی که با خمینی به جهنم رفتند [2016 Sep] 
*فایل صوتی آیت‌الله منتظری و مفتشان عقیده [2016 Aug] 
* «یه مرد بود یه مرد» [2016 Jan] 
*دل نوشته ای برای دوست نازنین عباس رحیمی که همچنان زندگی را می سراید [2015 Dec] 
*قتلعام شصت و هفت و گل‌هائی که پَرپَر شدند [2015 Aug] 
*تهمت و افترا دیگر اثر ندارد [2015 Apr] 
* دیگی که برای من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد! [2015 Apr] 
*ردیه نویسان [2015 Feb] 
*اسیر کشی سال شصت و هفت، درد ها و درس ها [2014 Sep] 
*گزارش ۹۳ و انتظاری که بر آورده نشد [2014 Aug] 
*مادر و چشمان پر از اندوهش [2014 May] 
*نامه سرگشاده ایرج مصداقی و شرح یک درد. [2013 Jul] 
*کوچه خاطره ها و طوطی داش اکل [2013 Feb] 
*«حاج‌آقا رضا» پایش را از گلیم‌اش دراز تر می‌کند [2012 Jul] 
*اوین ویران شوی  [2012 Jun] 
*کُچیرِ سر به دار [2012 May] 
*مادر کوگی به فرزندان دلاورش پیوست  [2011 Nov] 
*به بھانه ی انتشار کتاب رقص ققنوس ھا و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*پيکار با تبعيض جنسي ، خانم آندره ميشل ترجمه‌ي زنده ياد محمد جعفر پوينده [2011 Mar] 
*که می رویم به داغ بلند بالائی [2010 Jan] 
*کمال؛ به خاک افتاده عشق، یادی از کمال رفعت صفائی [2009 Dec]