محمود دولتآبادی و باستانگرایان افراطی
مختار شلالوند
محمود دولت آبادی میگوید: «ممکن است بگویند ما طرفدار حکومت و مملکت هستیم، طرفدار کسی است که نگهدارنده مملکت باشد نه پوککنندهاش محمود دولتآبادی خطاب به باستانگرایان افراطی: شما کار را به جایی رساندید که بیگانه جرات کرد برای نابودی مملکت بیاید مدام به اعراب دشنام میدهند که آمدند پدر ما را درآوردند. شما خودتان پدر خودتان را درآوردید. الان هم کار را به جایی رساندهاند که ممکن است خارجیها بیایند مملکت ما را نابود کنند و آیندگان ما ناسزا بگویند که خارجیها آمدند نابود کردند. ممکن است بگویند ما طرفدار حکومت و مملکت هستیم، اما طرفدار کسی است که نگهدارنده مملکت باشد نه پوککنندهاش. بنابراین من بعید نمیدانم دوباره حرکتهای خیابانیِ کور پیش بیاید و باورهای فاشیستی یا شوونیستیِ افراطی که مدام به گذشته احاله میدهد فراگیر شود.»
دولت آبادی، قطعاْ آگاه است جمهوری اسلامی چه جنایات و تبهکاری هایی مرتکب شده.
خوب می داند مردم تحت ستم، چگونه چهل و هفت سال در جنگی نابرابر مقابل رژیم تبهکار مقاومت و از جان و مال خود و فرزندانشان هزینه می کنند. 47 سال است که نشان دادند از این نظام جنایتکار بیزارند از گلوله های جنگی و دار و درفش واهه نداشتند.
دولت آبادی، همچنان در مغاک تاریک با چشمان شیشه ای کنار رژیم نشسته، با طعنه توده های میلیونی معترض را «باستان گرا و افراطی با باورهای فاشیستی یا شوونیستیِ » معرفی می کند.
گویی نگاه به تاریخ و تمدن نیاکانمان، ایستادگی های غرور آمیز مقابل دشمنان از نگاه ایشان منسوخ و تکیه به تمدن دیرپایِ گذشته خطاست.
می گوید: «شما خودتان پدر خودتان را درآوردید»!
ظاهرا طرف هیچ گونه خفقان و فشاری را احساس نمی کنید پیشکش، یعنی حتی چشمتان نیز این همه تبهکاری را نمی بیند و باور دارد «مردم خودشان پدر خود را در آورده اند»!
چشمان شیشه ای اما نمی بیند؛ از پشت بام مدرسه رفاه و جنگ عراق و فاجعه تابستان 67 و آن کشتار مهیب تا «دیماه خونینن»امسال دریایی خون است.
چون نیک بنگری خواهی دید، این اعقابِ اعرابِ ویرانگر هستند که پدرشان در آمده، این سرسپردگان رژیم هستند که بی پدر شده اند و خوابشان آشفته شده. نمی بینی سراسیمه به طناب دار و شلیک رگبار دخیل بسته اند فقط طی دو شب( ۱۸و ۱۹ دیماه)چه جنایت مهیبی رقم زدند. سی چهل هزار جوان را به رگبار بستند. چقدر خون چقدر ویرانی چقدر جنایت، ناله و فغان مردم بویژه داغداران به گوش خود «خدا». هم رسید الا اصحاب جنایت و پا منبری ها و متحدین جبهه جنایت. نمی بینی؟
البته راحت می شه چشمان را بست، تا امورات بگذره، دستگاه ممیزی چشم بپوشد ... شما «نیک بختان» را چه باک.
این همسویی آشکار محمود دولت آبادی با حاکمیت یادآور بابقلی بندار، از شخصیت های بی شخصیت رمان کلیدر نوشته خود محمود دولت آبادی است.
بابقلی بندبازی ماهر، محللی کار کشته، حساب و کتاب خوب سرش میشه، قدرت را خوب می شناسه و درآن زمین جولان می دهد، درست برعکس گل ممد که دشمن شناسه.
عجیب نیست که گل محمد، ایلاتی دلاور را درست شبیه امام حسین، به تصویر کشیده که پهلو به جنگ کربلا می زند، چناکه در محافل ایادی رژیم آن را یاد آور واقعه کربلا ترجمه می کنند. باید پرسید در این تصویر سازی روشن، نگاهت به کجا بود؟ که رُمان ات چاپ شود؟ که به مهمانی افطار «قوم دغا» دعوت بشوی؟ که جوانان جان به لب رسیده، را چنین خطاب کنی.
چرا چون بابقلی بندار، هیچ گاه روشن و شفاف سخن نمی گویی.
شما می گویید: « کار را به جایی رساندید که بیگانه جرات کرد برای نابودی مملکت بیاید، بنابراین من بعید نمیدانم دوباره حرکتهای خیابانیِ کور پیش بیاید و باورهای فاشیستی یا شوونیستیِ افراطی که مدام به گذشته احاله میدهد فراگیر شود».
مگر این ها که روزانه حکم به قتل می دهند و مثل برگ خزان جوان می کشند و هست و نیست مردم را به تاراج داده اند خودی هستند؟
شما نشانه های غزه و لبنان و مزدوران حشد الشعبی که در کوی و برزن پرچم گردانی می کنند را نمی بینید اما پرچم شیروخورشید در دست جوانان باعث می شود کهیر بزنید.
راستش هیچ دشمن و بیگانه ای خون ریزتر از نظامی که بیگانگان را برای سرکوب مردم استخدام و مزد و مواجب می دهد وجود ندارد.
اینکه بعید نمیدانید دوباره حرکتهای خیابانیِ کور پیش بیاید و باورهای فاشیستی یا شوونیستیِ افراطی که مدام به گذشته احاله میدهد فراگیر شود..
بعید ندانید! این کابوس همیشگی رژیم و دلواپسان آشکار و نهان آن است هم هست.
بی تردید جوانان باز می گردند و خیابان ها را تسخیر می کنند، نسل آزادی ستان نوین برابر میراث داران نکبت 57 ایستاده اند و جلوتر از سازمانهای ایدئوکراسی حرکت می کنند. جامعه در حال گذار از این رژیم نکبت بار استَ
منبع:پژواک ایران
