PEZHVAKEIRAN.COM «وقتی خون، به استراتژی بدل می‌شود: نقدی سیاسی–روانکاوانه بر یک منطق شکست‌خورده»
 

«وقتی خون، به استراتژی بدل می‌شود: نقدی سیاسی–روانکاوانه بر یک منطق شکست‌خورده»
هوشنگ رشدیه

در هفته‌های اخیر، اعدام شماری از زندانیان و فعالان سیاسی عضو و هوادار سازمان مجاهدین، بار دیگر وجدان عمومی را جریحه‌دار کرد. این اعدام‌ها، پیش از هر چیز، جنایتی آشکار از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی ست و باید بی‌قید و شرط محکوم شود.

در آغاز باید بدون هیچ ابهام و تردیدی گفته شود: اعدام زندانیان سیاسی، در هر شکل و تحت هر عنوان، جنایتی آشکار و غیرقابل توجیه است. آنچه در هفته‌های اخیر رخ داده، استمرار یک الگوی سرکوب سازمان‌یافته است؛ الگویی که طی دهه‌ها، با زندان، شکنجه، اعدام و ایجاد فضای رعب، تلاش کرده هر صدای مخالفی را خاموش کند. این واقعیت، نقطه عزیمت هر تحلیل منصفانه است: سرنگونی جمهوری اسلامی یک ضرورت است، نه یک انتخاب.

اما در کنار این حقیقت، یک پرسش جدی نیز مطرح است: چرا این چرخه خون‌بار همچنان تکرار می‌شود اگرچه به سرنگونی رژیم نمی انجامد؟ و چه سازوکارهایی در درون این جریان به تداوم آن کمک می‌کنند؟

برای پاسخ، ناگزیر باید به نقد رویکرد نظرگاه های «رهبری عقیدتی» در این جریان پرداخت که ۴۵ سال‌ است، بر آن اصرار دارد.

در ادبیات وی، شعاری محوری به عنوان مبنایی تردید ناپذیز برای مبارزه ابداع و تبلیغ و تحمیل گردید: "رود خروشان خون شهدا، ضامن پیروزی محتوم خلق ماست"

این جمله، اگر از سطح عاطفه عبور داده شود، حامل یک گزاره خطرناک است: تبدیل رنج و مرگ به ابزار اثبات حقانیت. یعنی هرچه هزینه انسانی بیشتر، ادعای مشروعیت نیز بیشتر.

اما اگر کمی عمیق‌تر شویم، این پدیده فقط یک خطای سیاسی نیست - بلکه ریشه‌هایی در ساختار روانی رهبری و مناسبات درونی آن دارد.

از منظر روانکاوانه، یکی از ویژگی‌های قابل مشاهده در چنین ساختارهایی، نوعی «نیاز مفرط به تأیید» است؛ نیازی که فراتر از سطح طبیعی انسانی می‌رود و به یک الزام دائمی تبدیل می‌شود.

در این چارچوب، رهبر نه فقط انتظار وفاداری، بلکه نیاز به تمجید مستمر دارد.
تمجید، نه به‌عنوان یک واکنش طبیعی، بلکه به‌عنوان سوخت روانی برای تداوم ساختار.

چرا؟
زیرا در چنین ساختاری، هویت رهبری با «بی‌خطا بودن» گره خورده است.
و وقتی یک رهبر خود را در موقعیتی قرار می‌دهد که خطاناپذیر تلقی شود، هرگونه نقد یا حتی تردید، به تهدیدی علیه کل ساختار تبدیل می‌شود.

این همان جایی است که "روان‌شناسی قدرت" وارد میدان می‌شود.

در نظریه‌های روان‌شناسی سیاسی، چنین الگویی به حالتی نزدیک است که در آن "خودِ بزرگ‌پندار" شکل می‌گیرد - تصویری از خود، که نیازمند بازتاب مداوم در آینه تحسین دیگران است.

در این وضعیت:

  • تمجید، تقویت‌کننده هویت است
  • نقد، تهدید محسوب می‌شود
  • و سکوت یا تردید، نوعی خیانت تلقی می‌گردد

نتیجه چه می‌شود؟
یک محیط بسته که در آن، تنها صدا، صدای تأیید است.

نگاهی به رفتارهای بیرونی این جریان نیز این تحلیل را تأیید می‌کند.

در پیام‌های بانو، همسر "رهبر عقیدتی"، پس از اعدام‌ها، اگرچه محکومیت وجود دارد، اما بلافاصله این وقایع در چارچوب همان روایت تثبیت‌شده قرار می‌گیرند: تأیید مسیر، تمجید از پایداری، و برجسته‌سازی "حقانیت".

در گردهمایی‌ها نیز، حضور مهمانان خارجی با سخنرانی‌هایی که مملو از ستایش و بدون نقد هستند، به‌نوعی بازتولید همین نیاز است. این سخنان، اغلب چنان هم‌راستا و یکدست‌اند که گویی بیش از آنکه بازتاب ارزیابی مستقل آنها باشند، در چارچوبی از پیش تعریف‌ و کنترل شده، قرار دارند.

از منظر روانکاوانه، این فضا را می‌توان "اتاق پژواک "نامید - محیطی که در آن، فقط صداهای همسو بازتاب می‌یابند و هر صدای متفاوتی حذف می‌شود.

در چنین ساختاری، حتی «خون» نیز به این چرخه وارد می‌شود.

وقتی اعدام‌ها نه فقط به‌عنوان فاجعه، بلکه به‌عنوان «سند حقانیت» و حتی شاخصی برای میزان بازتاب رسانه‌ای مطرح می‌شوند، در واقع یک پیوند میان «رنج انسانی» و «نیاز به تأیید» شکل می‌گیرد.

به بیان ساده‌تر:
هرچه فاجعه بزرگ‌تر، امکان تمجید و دیده‌شدن نیز بیشتر.

و اینجاست که مفهوم تلخی شکل می‌گیرد که پیش‌تر به آن اشاره شد:
تبدیل رنج به سرمایه نمادین- یا همان چیزی که می‌توان آن را «تجارت خون برای تثبیت روایت» نامید.

اما مهم‌ترین پیامد این ساختار چیست؟

فقدان بازنگری.

در طول بیش از چهار دهه، وعده‌های متعددی داده شده- از افق‌های کوتاه‌مدت سه ماهه، یکساله، دو ساله و... سرنگونی جمهوری اسلامی توسط این جریان. علیرغم تحقق نیافتن وعده‌ها، هیچ سازوکار واقعی برای بازبینی مسیر دیده نمی‌شود.

چرا؟

زیرا در ساختاری که بر تمجید بنا شده،
اعتراف به خطا،  مساوی است با فروپاشی تصویر رهبری.

و در نتیجه، ساده‌ترین راه این است: ادامه دادن- بدون تغییر.

اما سیاست، با روان‌شناسی متفاوت است.

در سیاست، نتیجه مبارزه مهم است.کارآمدی مهم است. و مهم‌تر از همه، حفظ جان انسان‌هاست.

هیچ استراتژی‌ای نمی‌تواند بر پایه از دست دادن مستمر نیروها، بدون دستاورد ملموس، خود را موفق بداند -حتی اگر در درون خود، هزاران بار مورد تمجید قرار گیرد.

در نهایت، پرسش اساسی نه فقط سیاسی، بلکه روانی نیز هست:

آیا رهبری‌ای که تا این حد نیازمند تمجید است، می‌تواند نقد را بپذیرد؟ می‌تواند مسیر را اصلاح کند؟
می‌تواند بپذیرد که شاید راهی دیگر، کم‌هزینه‌تر و مؤثرتر وجود داشته باشد؟

یا آن‌قدر در تصویر ساخته‌شده از خود غرق شده که هر بازنگری را تهدیدی برای بقا می‌بیند؟

پاسخ به این پرسش‌ها، فقط برای تحلیل یک جریان نیست.
برای آینده هر حرکت سیاسی در ایران حیاتی است.

زیرا اگر مبارزه برای آزادی، خود به ساختاری تبدیل شود که در آن پرسش ممنوع،
نقد خطرناک، و تمجید اجباری باشد، آن‌گاه تفاوتی بنیادین با همان چیزی که قرار است تغییر دهد، باقی نخواهد ماند.

و این شاید مهم‌ترین هشداری است که باید جدی گرفته شود.

۲۵ آوریل ۲۰۲۶

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب هوشنگ رشدیه در سایت پژواک ایران 

*«وقتی خون، به استراتژی بدل می‌شود: نقدی سیاسی–روانکاوانه بر یک منطق شکست‌خورده»  [2026 Apr] 
*وقتی نفرت، مرز میان «اپوزیسیون» و «همراهی با جمهوری اسلامی» را از میان برمی‌دارد  [2026 Apr] 
* «رهبری عقیدتی» آزادی را قربانی انحصار می‌کند: شکافی که به سود استبداد تمام می‌شود  [2026 Apr] 
*دیگر بس است؛ وقتی «رهبری عقیدتی» به ابتذال سیاسی و اخلاقی فرو می‌غلتد  [2026 Apr] 
*شعارهای انحرافی و تجارت خون: نقدی بر ذهنیتی که از رنج مردم نردبان می‌سازد  [2026 Apr] 
*از سوگ تا مسئولیت: صدای یک رهبر ملی در برابر پژواک یک ایدئولوژی انحصارطلب  [2026 Apr] 
*از «سیزده‌بدر» تا قدرت سیاسی: دگردیسی رهبری عقیدتی، کنترل ذهن و تقابل با دموکراسی- بخش چهارم  [2026 Apr] 
* دگردیسی رهبر عقیدتی: از کاریزما تا خودکامگی و فرقه‌ وارگی  [2026 Mar] 
* رهبری عقیدتی و از خودبیگانه‌سازی پیروان: تحلیلی روانکاوانه از قدرت و فروپاشی فردیت (۲)  [2026 Mar] 
*رهبری عقیدتی، کنترل ذهن و تجربه زیسته انسان: تحلیلی علمی-روانشناختی از قدرت و وابستگی  [2026 Mar] 
*فروپاشی در راه است: رژیمی که از درون پوسیده و از بیرون در آستانه ضربه نهایی است  [2026 Mar] 
*سالی به نام «جنگ جنگ‌ها» یا جنگ با واقعیت؟  [2026 Mar] 
* «بیا بیا» و تهدید جنگ داخلی؛ افول یک «رهبر عقیدتی»  [2026 Mar] 
*وقتی خطابه جای پاسخ را می‌گیرد؛ نامه به خبرگان، خشم علیه شاهزاده  [2026 Mar] 
* وقتی مدعیان سرنگونی، آینه را می‌شکنند: از «کینگ مجتبی» تا طلبکاری چهل‌وپنج ‌ساله  [2026 Mar] 
*شب‌ها که پیر می‌شوی...  [2026 Feb]