به بهانه ویدئوی یک دخترک نابغه!
عاطفه اقبال

امروز این ویدئو را دیدم. دخترک سه ساله ای از شهر اردبیل که بسیار جلوتر از سن خودش می خواند و می نویسد و انگلیسی حرف میزند. دخترکی که با قرار گرفتن در یک سیستم آموزشی درست شاید بتواند در آینده دستی در پیشرفت های جامعه بشری داشته باشد. با خود فکر کردم براستی سرنوشت چنین کودکانی در حکومت جمهوری اسلامی چه خواهد شد؟ با اینهمه استعداد به کجا خواهد رسید؟ وقتی امید کوکبی ها و بسیاری دیگر را در زندان می بینم برای این کودک نگران میشوم. کودکانی که امید زیادی به بارور شدن استعدادشان در کشور سرکوب و دیکتاتوری ولایت فقیه نیست. کافیست به تعداد دانشجویان، دانش آموزان و اندیشمندانی که رژیم جمهوری اسلامی در طی بیش از سه دهه بر سر دار جنایت برده، نگاهی بیندازیم. کافیست به زندانیان تحصیلکرده و فعالان حقوق بشر که  به سودای آزادی و عدالت برای مردم، تمامی زندگیشان بر باد فنا رفته، بنگریم! به آتناها به نرگس ها به ارژنگ ها به امیدها،  حسین ها و ...... یا به کودکانی که در خیابانها کارتون خوابی میکنند یا در کارخانه ها دستهای کوچکشان پینه می بندد. به دخترکان و پسرکانی که هنوز شکفته نشده به غارت می روند. براستی سرنوشت چنین کودک با استعدادی در این کشور ویران چه خواهد شد؟ دخترکی که باید به محض پا گذاشتن به دبستان مقنعه ای سنگین را بر سر خود تحمل کند. بزرگتر که میشود یاد بگیرد که یا روسری یا توسری! و برای بیرون بودن چند تارمو باید همواره حضور گشت های محسوس و نامحسوس را تحمل کند و همیشه چماق سنگسار و دستگیری برای بدحجابی  ... را به جرم زن بودن بالای سر خود داشته باشد. اگر بخواهد کار کند باید حواسش باشد که نکند مثل ریحانه به خانه یک مامور وزارت اطلاعات برود و بدلیل دفاع شجاعانه از خود در برابر تجاوز به دار آویخته شود!

از طرفی با خود فکر کردم وقتی این کودکان بزرگتر شوند و نخواهند به وضعیت کنونی یعنی به فقر و سرکوب و جنایت رضا دهند، چه در انتظارشان خواهد بود؟ آیا نیروهای سیاسی داخل کشور این پتانسیل را دارند که چنین نیروهایی را در مبارزه ای بحق بر علیه سرکوب رژیم دیکتاتوری مذهبی جذب کنند؟ یا در چرخه پراکندگی و سردرگمی رهبرانی که خود در بپا داشتن این سیستم دست داشته اند و در حصر بودن و نبودنشان در بی عملی و سکوتشان تقاوتی ندارد! گرفتار خواهند آمد!  
براستی سرنوشت این کودکان در آینده در این سرزمین چه خواهد بود؟ اگر نخواهند به وضع موجود تن دهند! برای کشیدن یک کاریکاتور یا برای کمک به کودکان کار  به زندان خواهند رفت؟ یا  برای نوشتن چند کلمه اعتراضی در یک وبلاگ مثل ستار زیر شکنجه جان خواهند سپارد و یا با اتهام جاسوسی برای دشمن!! در زندان به بدترین بیماری ها دچار خواهند شد!؟ یا در تظاهرات اعتراضی مثل ندا بخون خواهند تپید؟
اگر ناچار به مهاجرت شوند و یا به هر شکلی برای تحصیل به خارج کشور بیایند چه چیزی در انتظارشان است؟ آیا در چنین وضعیتی نیز باید برای همیشه دوری از عزیزانشان را در هراس از سرنوشتی چون امید کوکبی ها تحمل کنند؟ و تازه این در صورتی است که گروه های سیاسی که سرقفلی مبارزه با رژیم ولایت فقیه را از آن خود می دانند با هزار شیوه آنها را جذب خود نکنند! در آنصورت دیگر باید از تمام استعدادهایشان به کل دست بکشند، چون فردیت و استعداد ویژه داشتن در چنین گروه هایی گناهی نابخشودنی محسوب میشود. ویژه و نابغه بودن از خصوصیات رهبران عقیدتی خاص الخاص است و دیگران باید با وصل به او به عنصر اجرایی تبدیل شوند. فکر کردن ممنوع! رهبر بجای همه  فکر خواهد کرد. آنها باید فقط دستورات را عمل کنند،  هورا بکشند و به وعده های یکماهه و ششماهه و دو ساله و....برای سرنگونی دل ببندند! با سپردن خود به راهبران عقیدتی به دل نبردهای خونین بشتابند و با انبوهی کشته بر دوش بازگردند و مسئولیت شکست را نیز به عهده بگیرند تا مبادا خاطر رهبر خاص الخاص مکدر شود!!  از این مراحل که گذشتند در اعتصاب غذاهای سفارشی و در مقابل زرهی ها و مسلسل سربازانی که حتی زبانشان را نمیدانند معلول، زخمی و کشته و ناپدید شوند تا عکسشان در قابها اسیر گردد.
آنها چون مهره های سرباز در بازی شطرنجی هستند که رهبرانش خود بازی را سالها است باخته اند! دو طرف بازی ; مهره های سیاه، مهره های سفید، ولیان فقیه و رهبران عقیدتی هر دو به بن بست رسیده اند. بازی مدتها است که خنثی اعلام شده. اما های و هوی دو طرفه برای پیروزی های تو خالی در زمینی که تمامی "ساده مهره ها" به خاک افتاده اند گوش فلک را کر میکند. هر دو برای ماندن ناچارند به این بازی خنثی ادامه بدهند. هر دو بود و نبودشان به یکدیگر بسته است. برای هر دو طرف، جان انسانها بی ارزش است و در عوض فدا کردن آنها در راستای اهدافشان را برای مهره ها تبدیل به ارزش کرده اند. آن یکی کشته های جنگ را در خیابانها به گردش در می آورد و فریاد جنگ جنگ تا پیروزی سر میدهد و نوجوانانی که هیچ از زندگی نمیدانند را با آویزان کردن کلید بهشت و عکس امام کذایی بر گردن روی مین می فرستد. این یکی با شعار مبارزه تا پیروزی و سرنگونی به هر قیمت! نوجوانانی که هیچ از مبارزه نمیدانند را با انداختن عکس طلایی رهبر به گردنشان به جلوی نفربرها و مسلسل های بیگانه می فرستد تا تکه ای خاک در سرزمینی بیگانه را حفظ کند. انسانهایی که در قاب عکس جا می گیرند و لیست شهدایی که باز طولانی تر می شود تا به هر کس و ناکسی هدیه شود و روی این خونها معامله صورت گیرد! 
و باز خانواده ها هستند که در هر دو طرف به سوگ نشسته اند. هر دو گفته اند نفر آخرشان نفر آخر دیگری را نابود خواهد کرد. تا زمانی که جز برهوتی از ویرانی و مرگ چیز دیگری از مردمان این سرزمین نماند. در انتهای این بازی خونین،  وقتی تمامی مهره ها از هر دو طرف بر خاک افتادند و رهبران از خون سیراب شدند. ولیان فقیه و رهبران عقیدتی بر پشته ای که از کشته ها ساخته اند با هم دست خواهند داد!
دیدن ویدئوی این دختر پراستعداد جرقه این نوشته را در قلم من زد. و چه افسوس برای اینهمه استعدادهایی که هرگز نشکفتند! با تمام قلبم آرزو دارم که سرنوشت این دخترک سه ساله نازنین غیر از این باشد.
 
عاطفه اقبال - 7 خرداد 95 برابر با 27 می 2016
 

منبع:پژواک ایران


عاطفه اقبال

فهرست مطالب عاطفه اقبال در سایت پژواک ایران 

*انتقال پایان یافت! زنده باد انتقال! ...  [2016 Sep] 
*قلب های تکه پاره شده!   [2016 Sep] 
*بیانیه رسمی کمیساریای عالی پناهندگان : اتمام انتقال ساکنان لیبرتی تا پایان سال 2016   [2016 Jul] 
*آیا آرزوهای شهرام احمدی محقق خواهد شد؟  [2016 Jul] 
* نرگس محمدی، زنی ایستاده بر بیداد!  [2016 Jun] 
* به بهانه ویدئوی یک دخترک نابغه!  [2016 Jun] 
*شیما بابایی دختری که نمیخواهد بی تفاوت باشد!  [2016 May] 
*جان ساکنان لیبرتی یا اموال کمپ لیبرتی، کدام مهمتر است؟   [2016 Apr] 
*«ستایش» این دخترک کوچک افغان  [2016 Apr] 
*کتاب «همه می میرند» از سیمون دوبووار   [2016 Apr] 
*انفجار! در انفجار!   [2016 Mar] 
*تا آن بهار آزادی، بهار طبیعت مبارک باد !  [2016 Mar] 
*هشدار جدی در رابطه با جان ساکنان لیبرتی!  [2016 Mar] 
*مجموعه اسامی منتقل شدگان از کمپ لیبرتی به کشور ثالث  [2016 Feb] 
*حاصل یک انقلاب!   [2016 Feb] 
*تجمع خانواده های کرد در مقابل کنسولگری ترکیه در اربیل عراق  [2016 Feb] 
* بیدار شو، عباس، بیدار شو! در سومین شب رفتن عباس رحیمی  [2016 Jan] 
*از حرف تا عمل راهی نیست! ننگ ما ننگ ما مادر الدنگ ما  [2016 Jan] 
*مادران دلیر ایران زمین!   [2016 Jan] 
*چهارصد خانواده ی بی نام و نشان!  [2015 Dec] 
* نمایشنامه چند پرده ای!   [2015 Dec] 
*شب تاریک پاریس!  [2015 Nov] 
*هشدار به مجاهدین : با خانواده های نگران بازی نکنید!  اسامی مجروحان را منتشر کنید [2015 Nov] 
*قتلگاه مهاجران  [2015 Apr] 
*نگران آتنا هستم!  [2015 Mar] 
*تولد  [2015 Feb] 
*آتنا بسوی مرگ می‌رود!  [2015 Feb] 
*هیچ کس از آنها یاد نکرد!   [2015 Feb] 
*روزگار غریبی است نازنین   [2015 Feb] 
*انتقال دو گروه از ساکنان لیبرتی به کشور آلبانی   [2014 Nov] 
*عجب اینها پیشرفته شده اند!  [2014 Nov] 
*تردید : آیا ریحانه جباری شب آخر،پیش از اعدام، زیر شکنجه بوده است؟ بعد از اعدام! [2014 Oct] 
*گرفتن یقه مخالفان اعدام به جای حاکمان قاتل!  [2014 Oct] 
*نگرانی برای سرنوشت ساکنان کمپ لیبرتی در عراق  [2014 Oct] 
*چگونه میتوان از بحران انسانی در کمپ لیبرتی جلوگیری کرد؟  [2014 Aug] 
*پذیرش صد نفر از ساکنان لیبرتی توسط دولت آمریکا  [2014 Aug] 
*وای اگر از پی امروز بود فردایی!  [2014 Jul] 
*کشتار مردم غزه را متوقف کنید !   [2014 Jul] 
*اطلاعیه یواشکی مجاهدین در مورد ساکنان لیبرتی!  [2014 Jul] 
*به بهانه کشته شدن سه نوجوان اسرائیلی  [2014 Jul] 
*نگرانی خانواده ها را پاسخگو باشید!  [2014 Jun] 
*باحجاب! بی حجاب! مهم نیست. علیه اجبار باشیم  [2014 Jun] 
*اعدام سنی ها چرا؟ پاسخ دادگاه به زندانیان اهل سنت : سنی های سگ شما همه مجرم هستید!؟ [2014 Jun] 
* !وضعیت عراق برای ساکنان لیبرتی هر چه خطرناک تر میشود  [2014 Jun] 
*عاطفه اقبال: برای ثبت در دل تاریخ  [2014 Jun] 
*فرزندان فریده چشم براهش هستند  [2014 May] 
*موضع گیری نیم بند مجاهدین در قبال سخنان لاریجانی!   [2014 May] 
*توطئه و معامله بر سر جان ساکنان لیبرتی موقوف!   [2014 May] 
*راضیه هم رفت و مجاهد صدیق نام گرفت!  [2014 May] 
*روزنامه لوموند: زنان ایرانی که حجابشان را برمیدارند  [2014 May] 
*حجاب اجباری دغدغه است،«آزادی‌های یواشکی»زیباست.  [2014 May] 
*یک سئوال ساده ولی بی جواب!  [2014 Mar] 
* به بهانه یکسالگی کمپین   [2014 Feb] 
*گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی در عراق   [2014 Jan] 
*هدف اطلاعیه های هشدار دهنده مجاهدین در رابطه با لیبرتی چیست؟  [2014 Jan] 
*هشدار جدی : ساکنان لیبرتی در معرض خطر قتل عام قرار دارند! برای خروج سریع آنها اقدام کنید! [2014 Jan] 
*عراق غرق آتش و خون  [2014 Jan] 
*«اما بونینو» از همبستگی با مجاهدین تا توافق با جمهوری اسلامی اما بونینو یا با اونا یا با اینا! [2013 Dec] 
*اعتصاب غذا در جهت پاسداشت مدنیت معاصر!  [2013 Dec] 
* به بهانه ی «هفت حصار»  [2013 Dec] 
*زندان قزل حصار- سال شصت السابقون سابقون اولئک مقربون [2013 Nov] 
*نگران نباشید ، قاب عکس های مرگ آماده شده اند! خانم رئیس جمهور برگزیده! تا دیر نشده به اعتصاب غذا پایان دهید [2013 Nov] 
*چند سطری از زندگی من ! قسمت اول  [2013 Nov] 
*پارلمان اروپا، تصویب قطعنامه یا خوراک تبلیغاتی  برای به صلیب کشیدن اعتصابیون لیبرتی؟ [2013 Oct] 
*اعتصاب غذا در لیبرتی؛ به چه جرمی قرار است تک به تک کشته شوند؟  [2013 Oct] 
*مسئولیت قانونی سایت های مجاهدین در قبال انتشار اتهامات بدون سند سایت  [2013 Sep] 
*۹۷ نفراز ساکنان لیبرتی، از آلمان پناهندگی و ویزای ورود دریافت کرده اند  [2013 Sep] 
* تصویری از کشتن اسیران اشرف با دست از پشت بسته!   [2013 Sep] 
*شرایط سخت ساکنان اشرف یا حافظان اموال!  [2013 Aug] 
*آیا براستی میتوان؟  [2013 Aug] 
*شعرنمونه یک انسان طراز مکتب  [2013 May]