تلقی فاشيستی از ملت و دولت
ناصر ایرانپور
در روزهای اخير خبر رسيد که رئيس اداره ی آموزش و پرورش شهر سقز در استان کردستان ب ه معلمان اين شهر بخشنامه نموده که از تدريس به زبان
"غيرملی " امتناع ورزند. درک چنين رويکردی با عنايت به مبانی ايدئولوژيک حاکميت در ايران چنان دشوار نيست و از يک تلقی معين از ملت و دولت سرچشم ه می گيرد. اين تلقی در طول 50 سال حاکميت پهلوي ها شووينيستی و در عرض سه دهه ی اخير حاکميت اسلام شيعی در ايران فاشيستی بوده است . پيامد ناگزير اين رويکرد ايدئولوژيک تبعيض گرايانه و واپسگرايانه در صورت تداوم طولانی آن نمی تواند در انتها زير سوال رفتن يکپارچگی ايران نباشد. سطور ذيل تأمل و تأويلی است بر اين موضوع.از فاشيسم تعاريف متفاوتی شده است.
اين امر عجيب به نظر نمی رسد، چه که فاشيسم در هر کشوری خود را به شکل و در سيما و ابعاد دگرگونه ای می نماياند. همچنين نبايد تئوريهای مبانی و همچنين منزلگاه ايدئولوژيک و فکری خود منتقدان فاشيسم را نيز از نظر دور داشت؛ برای نمونه درکی که مارکسيستها و ليبرالها از اين مکتب ارائه داده اند، در دهه های گذشته يک گونه نبوده اند. مع الوصف در سالهای اخير تعريف پزوهشگر علوم سياسی ماتيوليون با اقبال عده ی زيادی از صاحب نظران روبرو بوده است. فاشيسم بر اساس اين تعريف:1.
ايدئولوژی راستگرايانه ی افراطی است که بر "نژاد"گرايی و ملت گرايی و افسانه گرايی حول آنها استوار می باشد،2.
انقلاب گرا، خشونت گرا، جنگ طلب، ستيزه جو و مهاجم است،3.
بيگانه ستيز است و افسانه ی تهديد خارجی شاه بيت توجيهات و توجيه گر اقداماتش است،4.
مدام انحطاط اخلاقی جامعه که از نظر آن به ويژه ريشه در فردگرايی ليبرالی دارد، را به چالش می کشد و پرچم اصلاح خشن اجتماع را برافراشته نگه می دارد،5.
در درون خود اقوام زيردست و در اقليت را مورد تبعيض و تعقيب و آزار خشن قرار می دهد و به بيرون توسعه طلبی امپرياليستی دارد،6.
زن ستيز و مردگرايانه است.تعريف فوق بر اساس خصائل کلی فاشيسم ارائ ه شده است و ويژگيهای متفاوت هر کشور را مدنظر ندارد.
با اين وجود تمام ويژگيهای نامبرده ی بالا در فاشيسم ايرانی نيز قابل رؤيت می باشند.فاشيسم بعد از انقلاب بهمن
1357 در ايران از سوی برخی از صاحب نظران و کنشگران سياسی ايران چون معين و گنجی "فاشيسم دينی" نام گرفته است.من اين توپولوژی را زياد دقيق نمیدانم.
از نظر من فاشيسم حاکم بر ايران تنها می تواند "فاشيسم ملی مذهبی " باشد که بر درک معينی از "ملت " و "مذهب" استوار است.•
اين فاشيسم صرفا دينی نيست، چون بخش مهمی از پيروان همين دين به اصطلاح حاکم نيز چون بی دينان مورد خشم و غضب و تحقير و تبعيض و تعقيب قرار دارند، آن هم آن بخش که به "مذهب رسمی" تعلق ندارند. تشيع و تسنن اکنون ديگر از دو دستگاه فکری متفاوت اگر نگوئيم متضاد برخوردارند. تفاوت آنها تنها در تعداد امامانشان نيست، بلکه بخش عظيمی از اصول و فروع و تأويلات و شئونات دينی و مذهبی را دربرمی گيرد. این دو گروه حتی اعياد مذهبی شان هم يکی نيست. بر همين اساس آن گونه که پيروان اين دو مذهب از همديگر تنفر دارند، از بی دينان ندارند . تعامل حکومتی چون ايران با سنی مذهب ها و عربستان با شيعه مدهب ها از همين امر حکايت دارد. اگر در ايران فاشيسم(تماما) دينی حاکم می بود، دي گر جايی برای اهانت های غيرقابل تصور عريان امثالی چون دانشمند، عضو "بيت رهبر ی" (دربار آقای خامنه ای)، به ميليونها ايرانی پيرو تسنن در اين کشور نمی داشتيم و گروههای معارض مذهبی سنی (در بلوچستان) شکل نمی گرفتند. در ايران "اسلامی" سنی مذهب ها از نظر رژيم حتی اگر طرفدار رژيم نيز باشند، لياقت استاندار بودن هم ندارند و در استانهای سنی مذهب بايد پيروان "مذهب برتر" را بر آنها حاکم گردانند. اين فاشيسم صرفا دينی و حتی صرفا مذهبی نيست، چون حتی بخشی از گروههای قومی ملی شيعه مذهب هم از بخش مهمی از ابتدايی ترين حقوق خود محرومند . آری، براستی چنانچه ايدئولوژی حاکم صرفا دينی می بود، دست کم می بايست دينداران (مسلمانان) و آحاد "امت اسلام" فارغ از تعلق قومی و مذهبی آنها از حقوق مساوی برخوردار می بودند و يا حداقل بی حقوقی آنها به يک ميزان می بود . آيا چنين است؟حکومت اسلامی ايران يک حکومت فاشيستی است که بر مبنای فاشيسم قومی و مذهبی تئوريزه و پراکتيزه شده و از همه ی مختصات برشمرده ی بالا همزمان برخوردار است
.يکی از وجو ه اصلی ايدئولوژی حاکم بر نظام سياسی ايران يکسان سازی زورمدارانه ی فرهنگهای گونه گون و غنی ايران و ستيز با تنوع و تکثر فرهنگی و طرد و در صورت عدم موفقيت در آن جذب و ادغام آنها در فرهنگ قوم و ملت حاکم می باشد
. اين گونه "ملت سازی " يکی از اهداف اوليه ی نظام سياسی ايران بوده که نه قابل انکار است، نه قابل توجيه و نه قابل تطهير. اين ايدئولوژی در ايران قدمتی بيش از عمر حکومت اسلامی ايران دارد و در دوره ی جديد به ابتدای تشکيل "دولت ملت ايران " که از سوی عده ای سهوا يا جعلا "دولت مدرن ايران" نام گرفته است، برمی گردد. اين مدرنيسم ادعايی چيزی نبود چز يک ناسيوناليسم ديرهنگام و عقب افتاده که از درون مطلق گرايی سربرون آورد و چون يک پروژه ی استعماری از سوی تحصيلکردگان تازه به دوران رسيده ی کشورهای جهان سومی چون ايران به اين کشورها وارد گرديد . اين ناسيوناليسم با فاشيسم خويشاوندی نزديکی داشت و در صدد آن بود بر پايه ی آسيميلاسيون فرهنگی قومی ملی و صدالبته با ابزار خشونت، معجونی بسازند که در ايران توسط رضاشاه غسل تعميد گرفت و نام "ملت ايران" بر وی نهاده شد. تصميم گرفته شد که با ابزار سيستم آموزشی، رسانه های همگانی و نظام اداری بسيار متمرکز و متراکم و ارتش و سازمان امنيت يک گروه ملی تازه به نام "ملت ايران" ساخته و پرداخته شود که مؤلفه های آن عبارت بودند از زبان فارسی و مذهب شيعه . بقيه ی گروههای دينی و مذهبی و زبانی قربانی شدند، به حاشيه رانده شدند و حتی دفاکتو ممنوع شدند . اکنون می بايست همه چيز در خدمت تنها يک زبان (از مجموعه ی زبانهای مختلف ايرانی) و تنها يک مذهب (از مجموع اديان و مذاهب موجود در ايران ) قرار می گرفت. نتيجه ی آن يک جنوسايد فرهنگی و سرکوب خشن جنبشهای حق طلبانه و آزاديخوانه ی مناطقی چون کردستان و آذربايجان گرديد . اين شووينيسم مثلا "مدرن" با به قدرت رسيدن "روحانيون" شيعه شديد تر نيز شد و جنبه ی فاشيستی به خود گرفت، چه که عنصر مذهبی آن باز غلي ظتر گرديد و بار زن ستيزانه ی آن افزايش يافت .وظيفه ی هر ايرانی به ويژه فارس زبانان کشورمان می دانم، چنانچه می خواهند مردم کردستان ايران بيش از اين در مورد آينده ی مشترک در ايران نوميد نشوند، بر عليه اين حق کشی، بر عليه اين گستاخی رژيم اسلامی و نظام سياسی ايران خموش نمانند
. هر گونه سکوت می تواند اين استنباط و استنتاج را به دنبال داشته باشد که اپوزيسيون نيز در اين مورد بسيار حياتی چون حکومت می انديشد و لذا بايد راه چاره را خارج از مجموعه ی ايران جست.تأکيد صرف بر جنبه ی دينی فاشيسم حاکم و نديدن وج ه قومی آن يافتن آلترناتيو مناسب برای ايران را با دشواری روبرو می کند
. جمهوری اسلامی با تمام عوامل و اياد یاش رفتنی است. بايد راه چاره برای فردای آن انديشيد. اين راه تنها می تواند جايگزين کردن فاشيسم قومی مذهبی حاکم بر ايران با يک نظام سکولار، دمکراتيک و فدرال باشد.آلمان فدرال،
4 دسامبر 2010
منبع:پژواک ایران
