ياد جمهوری سرفراز کردستان گرامی باد!
ناصر ایرانپور
دوستان، در سال نخست سلطهی حکومت اسلامی ايران، آن هنگام که رژيم هنوز قادر نگشته بود، استبداد خود را به کلی بر پهنهی ايران بگستراند و هنوز ممکن بود در تهران از آزاديخواهان ايران و جهان بطور علنی و وسيع دفاع کرد، زندهياد احمد شاملو، شاعر نامی ايرانزمين، اولين شمارههای نشريهی وزين خود، "کتاب جمعه" را به آگاهگری در مورد کردستان اختصاص داد و ترجمهی بخشهايی از کتاب "جنبش ملی کرد"، نوشتهی کريس و کوچيرا، برگردان خانم ناهيد بهمنیپور، را درج نمود. دوست عزيزی لينکی برايم فرستاد که اسکنشدهی اين شمارهها در سايت "خلوت" است. اکنون که در آستانهی يابود اين رويداد تاريخی هستيم، اين لينک و پیدیاف شدهی آن را برايتان میفرستم.
همانطور که از مطالعهی اين صفحات (و کل کتاب "کرد و کردستان" کريس و کوچيرا، ترجمهی زندهياد محمد قاضی) نيز مشخص میشود، جمهوری کردستان و مشخصا قاضی محمد از همان ابتدا از يک استراتژی معين ملی ـ دمکراتيک برخوردار بود. اين استراتژی عبارت بود از نيل به رهائی ملی از قيد استعمار به شيوهای دمکراتيک. برای نيل به اين هدف از ابزارها و تاکتيکهای ذيل بهره گرفت:
1. توسل به سياست توازن منفی و بهرهگيری از تضاد بلوکبنديهای وقت. برای اينکار هم با انگليس تماس گرفت و هم با اتحاد شوروی.
2. بهرهگيری از هر دو ابزار سياسی و نيروی چريکی. وزنه را اما بر نيروی سياست و اقتاع و ديپلماسی و ادبياتی متين قرار داد.
3. جستجوی راه برادری و دوستی با خلق همجوار آذربايجان.
4. تلاش برای هماهنگی و دستيابی به اتحاد عمل با نيروهای دمکراتيک سراسری ايران.
5. گزينش شعار و راه و ابزار مبارزاتی، متناسب با توازن نيروها و شرايط سياسی وقت، آنچه که امروز رئاليسم میناميم.
6. تلاش برای دخيل کردن نيروهای اجتماعی عمدهی جامعهی کردستان در اين پروسه.
جمهوری کردستان بلاشک يکی از درخشانترين صفحات تاريخ کردستان بطور کلی میباشد. شعارها و آمال اين جمهوری در 65 سال پيش هنوز هم که هنوز است، از دمکراتيکترين و مدرنترين اهداف بشريت است. دمکراسی و فدراليسم در ايران آن زمان شايد در 10 کشور جهان وجود خارجی نداشت و موضوع کمترين جنبشهای اجتماعی وقت بود. بيشتر کشورهای فدرال و دمکرات امروز جهان آن زمان در عرصهی حيات نبودند. حزب دمکرات کردستان در داخل يک نظام پادشاهی جمهوری اعلام نمود. اين امر هنوز هم از نظر برخی پارادوکس مینمايد، در حاليکه امروز میبينيم که در کشور پادشاهی چون اسپانيا مردمانی با همان باورهای کردستان 65 سال پيش جمهوری دارند و زمين هم به آسمان نرسيده است.
يقينا اين جمهوری اشتباهات و نقصانهايی نيز داشته است که میتوان و بايد در مورد آن نوشت. اما همهی آنها از بزرگی اين رويداد تاريخی برای جنبش کردستان و ايران نمیکاهد.
ناصر ايرانپور
15 ژانويهی 2011
در عظیم خلوت ِ من / Xalvat / نشر ديگران 16 / کریس کوچرا : کردستان و جمهوری مهاباد
منبع:پژواک ایران
