PEZHVAKEIRAN.COM در حاشيه‌ی درخواست «جبهه‌ی متحد کرد» برای مجوز فعاليت سياسی قانونی در ايران
 

در حاشيه‌ی درخواست «جبهه‌ی متحد کرد» برای مجوز فعاليت سياسی قانونی در ايران
ناصر ایرانپور

شدر خبرها آمده‌ بود که‌ "جبهه‌ متحد کرد" در ايران درخواست مجوز برای فعاليت سياسی و مدنی در چهارچوب قوانين حکومت اسلامی ايران را نموده‌ است. من بالشخصه‌ آن را ـ صرف نظر از فرجام مثبت يا منفی آن ـ يک حرکت درست و قابل ستايش و پشتيبانی می‌دانم، آن هم به‌ ويژه‌ به‌ دلايل ذيل:

1.   تلاش برای دستيابی به‌ حقوق مردم کردستان از راه‌ مسالمت‌آميز ترجيح‌بند هميشگی نيروهای جنبش کردستان بوده‌ است. اين نيروها ـ برای نمونه‌ ـ هيچگاه‌ راه‌ مذاکره و مصالحه‌‌ با حکومت مرکزی را ـ صرف نظر از ماهيت آن ـ منتفی و مسدود ننموده‌اند، بلکه‌ اين تنها رژيم اسلامی بوده‌ است که‌ راه‌ و ابزاری چون خشونت نشناخته‌ است و حتی از توسل به‌ ترور نيز در حين مذاکره‌ با رهبران کردستان دوری نجسته‌ است. خشونت‌گرايی ذاتی رژيم در هفته‌ها و ماههای اخير در جريان درگيری با نيروهای پژاک نيز باری ديگر خود را نشان داد: نيروهای رژيم به‌ قول خودشان آمده‌ بودند که‌ اثری از پژاک باقی نگذارند و "نابودی تام و کمال" آن را اعلام نمايند، اما دست آخر دست از پا درازتر برگشتند و به واگذاری‌ يک کوه توسط پژاک به‌ آن ـ آنهم با پادرميانی حکومت اقليم کردستان عراق ـ قناعت نمودند! ‌در اين حين اعلانات و ادبيات پژاک جالب بود؛ اين حزب که‌ از سوی حکومت ترورپرور اسلامی مارک "تروريستی" خورده‌ است، از همان ابتدا با نهايت اعتدال و خشونت‌پرهيزی عمل کرد، طوريکه‌ رهبر کنونی پ.ک.ک. گفت که‌ آنها اساسا نمی‌خواهند با حکومت اسلامی به‌ لحاظ نظامی درگير شوند و تنها حق دفاع برای خود قائل هستند و رهبر پژاک نيز گفت که‌ خواست آنها حتی سرنگونی اين حکومت نيست و هر آينه‌ زمينه‌ای برای فعاليت سياسی مدنی در ايران فراهم آيد، از آن با کمال ميل استقبال خواهند نمود و برای فعاليت آزاد سياسی به‌ داخل شهرها باز خواهند گشت. آن از خشونت‌پراکنی رژيم و اين نيز از مدارای جنبش کردی. بنابراين اين بار نيز مشخص گرديد که‌ جنبش کردستان تنها به‌ ناگزير به‌ مقاومت مسلحانه‌ روی آورده‌ است و کمتر از نيروهای سياسی ديگر ايران به‌ راههای سياسی و مسامحه‌جويانه‌ معتقد نبوده‌ و نيست. بديهی است که‌ در همين راستا اگر تشکلی چون "جبهه‌ متحد کرد" بتواند گامی مثبت در جهت غلبه‌ بر‌ خشونگرايی و مدنی‌شدن فضای سياسی جامعه‌ بردارد، مورد پشتيبانی اين نيروها نيز قرار می‌گيرد. اين احزاب "جبهه‌ متحد کرد" را آلترناتيوی برای خود نمی‌دانند، بلکه‌ تجربه‌ای جديد برای مردم کردستان در امر تلاش برای دستيابی به‌ مطالبات آن. لذا يقين دارم که‌ حرکت "جبهه‌ متحد کرد" مورد حمايت اين نيروها قرار می‌گيرد. بر اين مبنا اميد است که‌ تلاشهای مدنی و سياسی آن به‌ ثمر نشيند.

2.   اما متأسفانه‌ با شناختی که‌ از ماهيت و عملکرد حکومت اسلامی در دست است، نمی‌توان به‌ اين حرکت اميد بست؛ نيک می‌دانيم که‌ رژيم اجازه‌ی فعاليت نزديکترين نيروها به‌ خود را نيز نمی‌دهد، چه‌ رسد به‌ يک جريان کردی، مگر اينکه‌ محاسباتی اعلام نشده و پشت پرده‌‌ در ميان باشد، من جمله‌ به‌ منظور رويگردانی مردم از احزاب کردستان . حالا رژيم به‌ اين دليل  و با اين نيت نيز اجازه‌ی فعاليت "جبهه‌ متحد کرد" را بدهد، باز آن را به‌ سود مطالبات مردم و مطرح‌ترشدن آنها و سياسی‌ترشدن فضای کردستان می‌دانيم. تجارب مثبت کردستان ترکيه‌ پيشاروی ماست.

3.   پاسخ رژيم به‌ اين تقاضا محکی ديگر برای سنجش ميزان پايبندی حکومت اسلامی به‌ قوانين خودش می‌باشد. آيا رژيم بهانه‌ای قابل قبول می‌تواند داشته‌ باشد، جلو فعاليت اين تشکل کاملا مدنی و مصالحه‌گر و مسامحه‌جو در چهارچوب قوانين اعلام شده‌ی خود را بگيرد، غيراز ادامه‌ی پافشاری بر مبانی ضددمکراتيک و ضدکردی تاکنونی خود؟ بگذار يک بار ديگر برای مردم کردستان و همه‌ی آنانی که‌ در آرزوی ممکن‌گردانيدن تعامل غيرخشونت‌آميز سياسی با حکومت اسلامی هستند، روشن شود که‌ اين رژيم در ظرفيت و توانش نيست، کوچکترين حرکت مردمی را بپذيرد. لذا از اين نظر نيز اين حرکت و پاسخ رژيم سودمند است.

4.   رژيم يا بايد به‌ حرکتهای مدنی و مردمی تمکين کند ـ که‌ به‌ نظر من نمی‌کند ـ يا بايد با توسل به‌ راهها و ابزارهای ديگر ـ از جمله‌ اعمال زور ـ به‌ زيرکشيده‌ شود. در صورت ناکامی اين حرکت مردمی، دمکراتيک و سياسی‌ برای عده‌ی باز هم بيشتری مشخص می‌گردد که‌ بايد راه‌های ديگری در دستور کار فعالان سياسی و مدنی داخل و خارج قرار گيرد. باری، اعمال رژيم در چندين سال گذشته خود‌ باعث گسترش اين معرفت شده‌ است که‌ اين رژيم زبانی جز خشونت نمی‌شناسد و تنها با اين زبان است که‌ بايد با وی تعامل نمود. هر راه‌ ديگری دستيابی مردم ايران به‌ دمکراسی را باز هم بيشتر به‌ تعويق می‌اندازد و کميت و کيفيت ستمهای رژيم اسلامی بر مردم ايران را بيشتر خواهد نمود. اين استنتاجی دلبخواه‌ نيست، بلکه‌ شناخت از ماهيت و عملکرد تاکنونی حاکمان آن را بدست داده‌ است. برخورد اين باره‌ی رژيم در صورت رد اين تقاضا تعداد باز هم بيشتری را به‌ اين درک سوق خواهد داد و لذا باز سودمند است.

مع‌الوصف اميدوارم در اشتباه‌ باشم و از اين امامزاده‌ معجزه‌ای برآيد و "جبهه‌ متحد کرد" بتواند در چهارچوب اعلام شده‌ به‌ فعاليت مدنی و سياسی بپردازد. اين می‌تواند تنها به‌ سود تحقق مطالبات مردم کردستان و تحقق دمکراسی در گستره‌ی ايران باشد.

آلمان، ششم اکتبر 2011

منبع:پژواک ایران


ناصر ایرانپور

فهرست مطالب ناصر ایرانپور در سایت پژواک ایران 

*سه‌ آزمون از بربريت اخير اسلامگرايان  [2014 Oct] 
*«تدبير» يا «تقيه»‌؟ آنگاه‌ که‌ واژگان با واقعيات درمی‌ستيزند! [2013 Oct] 
*آنچه‌ هر ايرانی بايد در مورد کردستان بداند آنچه‌ کردستان می‌گويد به‌ اختصار و به‌ زبانی ساده‌ ـ [2013 Oct] 
*کردستان و شعار «سرنگونی رژيم»  [2013 Apr] 
*فدراليسم، انديشة بالنده‌ در ايران  [2012 Jun] 
*برزخ مذهب و مبارزه‌ ـ از فتوای جهاد عليه‌ مردم کردستان تا حکم ارتداد عليه‌ شاهين نجفی ـ [2012 Jun] 
*جنبش ملی کرد و روابط خارجی  [2012 May] 
*معضل احزاب در کردستان: وحدت يا اتحاد؟  [2011 Dec] 
*آقای گنجی، "خطر تجزيه‌" يا "تلقي فاشيستي از حکومت"؟  [2011 Nov] 
*کشمکش هسته‌ای و موضع ما  [2011 Nov] 
*ضرورت دگرديسی در مقوله‌ «دخالت نظامی» ـ نه‌ ايجاد منطقه‌ امن به‌ منزله‌ دخالت نظامی است و نه‌ هر دخالت نظامی قابل تقبيح است ـ [2011 Nov] 
*موانع فدراليسم يا موانع دمکراسی؟!  [2011 Oct] 
*در حاشيه‌ی درخواست «جبهه‌ی متحد کرد» برای مجوز فعاليت سياسی قانونی در ايران  [2011 Oct] 
*مستمسک «اردوگاه‌» ستيزی  [2011 Sep] 
*يورش حکومت اسلامی به‌ پژاک و اهداف نهان و آشکار آن  [2011 Jul] 
*نقش خبرنگاریِ شهروندی در تحولات اخير ايران  [2011 Mar] 
*کومله‌؛ ديروز، امروز، فردا  [2011 Feb] 
*ياد جمهوری سرفراز کردستان گرامی باد!  [2011 Jan] 
*پيرامون بيانيه‌ی جمعی از «کمونيستهای حکمتيست» در باره‌ی درگيريهای احزاب دمکرات و کومله در اوايل دهه‌ی شصت شمسی   [2010 Dec] 
*تلقی فاشيستی از ملت و دولت  [2010 Dec] 
*در دفاع از دوستدار حکمت آرامش دوستدار  [2010 Nov] 
*سوسياليسم کمتر ـ ليبراليسم بيشتر  [2010 Nov] 
*آقای جهانبگلو، درک خود را از دمکراسی برايمان مشخص سازيد!  ـ در دفاع از حقانيت يک جنبش مردمی ـ  [2010 Oct] 
*شاخصهای شووينيسم در ايران  [2010 Jul] 
*«زبان رسمی» ضامن وحدت و استقرار دمکراسی در ايران؟!  [2010 Jul] 
*ناسيوناليسم، از هر سنخی که‌ باشد، مضر است!  [2010 Jun] 
*اسرائيل بايد محکوم شود، اما از کدام منظر؟  [2010 Jun] 
*اسرائيل بايد محکوم شود، اما از کدام منظر؟  [2010 Jun] 
*جمهوري فدرال آلمان از سوي ديوان عالي حقوق بشر اروپا محکوم شد! ـ شکنجه‌ در آلمان فدرال و ايران اسلامي ـ [2010 Jun] 
*برقراری يک نظام آزاد و آباد و دمکراتيک پيکار پيگير و مشترک همه‌ی ايرانيان را می‌طلبد!  تا سرنگونی رژيم مرگ‌آفرين اسلامی ايران از پای ننشينم! [2010 May] 
*باز حکومت اسلامی ايران جان فرزندان کردستان را گرفت! پاسخ شايسته‌ کدام است؟ [2010 May] 
*حزب دمکرات کردستان ايران و معضل وحدت  [2010 Mar] 
*تکرار يک انتقاد صريح  [2010 Feb] 
*مجملی بر آسيب‌شناسی بحث ارتباط جنبش دمکراسی‌خواهی با جنبش ملی  [2010 Feb] 
*مجملی بر آسيب‌شناسی بحث ارتباط جنبش دمکراسی‌خواهی با جنبش ملی  [2010 Feb] 
*تأکيدي مجدد‌ بر يک ضرورت  [2010 Feb] 
*جايگاه‌ شايسته‌ی جنبش کردستان را در جنبش دموکراسي‌خواهي ايران تثبيت کنيم!   [2010 Feb] 
*از تبعات محتمل سرکوب جنبش مدنی  [2010 Jan] 
*"جنبش سبز"، سرنوشت رژيم و رسالت ما  [2010 Jan] 
*يادداشتی پيرامون دور جديد اعدام فرزندان مردم به‌‌ جرم   [2010 Jan] 
*فدرالیسم متضمن حقوق ملی – پاسخی به یک پرسش مهم-   [2009 May] 
*نجات جان اعضای سازمان مجاهدين خلق ايران در عراق، يک وظيفه انسانی  [2009 Jan]