پيرامون بيانيهی جمعی از «کمونيستهای حکمتيست» در بارهی درگيريهای احزاب دمکرات و کومله در اوايل دههی شصت شمسی
ناصر ایرانپور
هر ناظر منصفی صرفا با مطالعهی اين "بيانيه" میتواند استنباط کند که چه کسانی در عرض اين سی سال اخير درسی گرفته و چه کسانی نگرفتهاند و به ويژه متوجه خواهد شد چه کسانی مروجان خشونت و "موی دماغ هر انسان متمدن" میباشند. يکی از منشاهای درگيری داخلی در کردستان ـ باز به قول خود اين دوستان ـ "راديکاليسم" آنها بوده است که هنوز هم با ادبياتی "بهداشتی" و ستيزگرايانه از آن دفاع میکنند. لذا افراد فوقالذکر کافی است همين "راديکاليسم" را به نسبت حدکا، حدک، کوملهی ح. ک.، حزب کوملهی کردستان ايران و کوملهی زحمتکشان و هر دگرانديش ديگری "عملياتی" (ببخشيد "طبقاتی") کنند، تا به نام دفاع از "کارگران" و "کمونيسم" کردستان را به کامبوجی ديگر تبديل کنند، همان تلاش عبثی که يکبار در اوايل دههی 60 به آن دست زدند و اکنون با وجود کشتهشدن صدها تن از فرزندان اين مردم و زيانهای غيرقابل انکار آن برای جنبش کردستان چنان "با افتخار" از آن ياد میکنند. من بطور يقين نمیدانم آغازگر درگيری در آن هنگام کدام نيرو بود. اما اينرا میدانم که هيچکدام از نيروهای درگير در آن راويان بیطرف و امينی نيستند. برای نشاندادن امانتداری اين دوستان در تاريخنگاری ـ به عنوان مشت نمونهی خروار ـ میبينيمکه امضاکنندگان اين طومار مدعیاند که اين کومله بوده که به حزب کمونيست و کمونيسم منصور حکمت پيوسته است!! پرداختن به چنين موضوعاتی خارج از امانتداری متانت نيز میطلبد. اما مشاهده میکنيم که اين دوستان با وجود پناهندگی 20 سالهيشان در خانهی بورژوازی و خوردن نان آن هنوز از ميزبانشان ابتدايیترين اصول و قواعد گفتگو و فرهنگ سياسی دست کم بورژوازی را نياموختهاند و اين نشان از فضل و متانت ادب و بلاغت سخن و کمال هنر و درستی استدلال آنها از جمله در همين ارتباط دارد.
منبع:پژواک ایران
