PEZHVAKEIRAN.COM دنیای کوچکِ کوچکِ پرستو فروهر
 

دنیای کوچکِ کوچکِ پرستو فروهر
محمد محمودی

در این مقاله چند مورد را نادیده گذاشته و تنها به مصاحبه بی بی سی در برنامۀ گفت و گوی ویژه در میانۀ ژانویه ۲۰۲۶ با پرستو فروهر و نظرات او می پردازم. به گذشته بی رنگ سیاسی او نمی پردازم و اینکه او تازه بعد از قتل فجیع پدرومادرش وارد عرصۀ سیاسی شد و همچنین هر ساله میتواند به ایران مسافرت کند و سپس باز به محل سکونتش در آلمان بازگردد، در همان حال که جان بسیاری از ایرانیان مخالف در خارج از کشور به اعتراف سازمان های امنیتی اروپائی در خطر است.

در رد ادعای دادخواهی او نیز نمی نویسم که او خونخواه و نه دادخواه است. در مورد جایگاه سیاسی-اجتماعی او توجهی نمی کنم، که بدلیل داشتن ژن خانوادۀ فروهر به او اهمیت داده شده است. این نیز مورد توجه نیست، که اگرچه پدر او، داریوش فروهر به همراه همسرش پروانه اسکندری به وضع فجیعی به دست حکومت اسلامی به قتل رسیدند، اما از اهمیت زشتکاری های فروهر در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ و نهایتا نقش مخرب او در فاجعه ۵۷ نمی کاهد. کارنامه سیاسی داریوش فروهر نیز مورد توجه قرار نمی گیرد، مگر آنکه به کنش سیاسی کنونی پرستو فروهر مرتبط باشد. فعالیت های اقتصادی مرموز و مشکوک آرش فروهر برادرش نیز مورد توجه قرار نمی گیرد، مخصوصاً که فعالیت های اقتصادی و مالی آرش فروهر همگی در رابطه با حکومت فاسد و مافیائی جمهوری اسلامی صورت می گیرند. تمرکز بر مصاحبۀ پرستو فروهر قرار دارد .گفته های گویندۀ بی بی سی در ابتدای برنامه، که بیشتر حکم تبلیغات سیاسی داشته تا معرفی فرد شرکت کننده را نیز مسکوت می گذارم.

پرستو فروهر منکر ابراز نظرهای پایه ای می شود و نظرات خود را مختص به شرائط خاص می بیند. او مدعی میشود که بسیاری از ابراز نظرها و اعلامیه ها و فراخوان هائی از بیرون از ایران رابطه ای درونی با اعتراضات مردم نداشتند ولی مشخص نمی کند که منظور دقیق او از این ادعا چیست. او در ادامه می گوید که کنشگران سیاسی باید حق انتقاد از یکدیگر را داشته باشند ولی باز نمی گوید که چه کسی یا چه جریانی و چگونه این حق را از دیگران سلب کرده اند. فروهر این پرسش را مطرح می کند که باید دید اگر به راهکارهائی که در گذشته پیشنهاد میشده توجه می شد شاید این کشتار صورت نمی گرفت، اما باز یک ادعای کلی و غیر مستند است که منظور او از راه هکارهای پیشنهادی چیست و چه کسی در این همراهی مانع بوده است.

او و بی بی سی هر دو همۀ گفتار خود را بر شاهزاده رضا پهلوی متمرکز می کنند. پرستو فروهر از استفادۀ "واژۀ جنگ" انتقاد می کند، احتمالاً او باید از نحوۀ کشتارهای کنونی در ایران بی خبر باشد و یا تصوری از جنگ داشته باشد که دو ارتش در مقابل یکدیگر سنگربندی کرده اند. او مدعی می شود که با استفاده از این واژه کسی که برای مردم فراخوان داده است مردم را به سرباز تبدیل می کند. پرستو فروهر در ادعای خود فراموش می کند که حکومت اسلامی است که معترضان را اغتشاشگر، عامل موساد و تروریست می خواند. او حتی از نام بردن از واحدهای جنایتکار یگان ویژه، بسیج، سپاه و حتی نیروهای بیگانه فلسطینی، حشدالشعبی، فاطمیون افغانی نام نمی برد و از کلمۀ ارتش استفاده می جوید. او تلویحاً مدعی میشود که به منتقدان اینگونه فراخوان ها انگ زده میشود. او انتظار یافت راهکارهائی را دارد که بر اساس توازن قوا صورت گیرد، باید اینجا از پرستو فروهر پرسید که ۴۷ سال این حکومت بر حیات ایران و ایرانیان حاکم است و او و همراهانش برای یافت اینگونه راهکارهائی که مدعی میشود تا کنون چه کرده اند؟ تنها طرح انتظار کافی نیست باید گفت که خود او و اطرافیانش چه کرده اند، بزرگترین دستآورده او و همراهانش در گذشتۀ بسیار نزدیک امضا اعلامیه ای مشترک علیه صدراعظم آلمان به دلیل پشتیبانی او از عملیات نظامی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی بوده است. جالب است که پرستو فروهر بارها از سوی حکومت به عنوان "اپوزیسیون راستین" مورد تشویق و تحسین قرار گرفته است.

فروهر در مقابل پرسش مجری که عاملیت و ارادۀ مردم از همراهی با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی را نادیده می گیرد. در پاسخ او به خود و دیگر همفکرانش اشاره می کند و اینگونه فراخوان ها را مشروط به توان مردم می بیند، انتظار او از این برآوردها با ماهیت توتالیتاریستی حکومت اسلامی در تناقض است، احتمالاً ماهیت حکومت دینی و شیعی و سلطۀ مافیائی الیگارشی حاکم بر او روشن نیست. این کنشگر سیاسی مدعی میشود که مردم در روزهای قبل از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی راهکارهای مناسبی برای مقابله با خشونت حکومت را یافته بودند، با این ادعا او منکر کشتار و خشونت از سوی حکومت در روزهای قبل از پنج شنبه و جمعه می شود و متوجه نیست که بالا رفتن خشونت حکومت در ارتباط تنگاتنگ حکومت با ترس از فروپاشی آن قرار دارد و در تاریخ حکومت اسلامی هر گاه حکومت احساس خطر بیشتر کرده است دست به قتل و کشتار بیشتر زده است و این جنایات را دیگر او نمی تواند به شاهزاده رضا پهلوی نسبت دهد.

پرستو فروهر دست به کار عجیبی می زند که در مورد رفتارها و ابراز نظرهای او  تازگی ندارد و با اشاره به تصاویر برجسته از این انقلاب ملی مانند ایستادگی مردم در مقابل ماشین آب پاش یا نشستن معترضی در کف خیابان نیت خوانی کرده و تصورات خودش را به آنها نسبت می دهد و گویا حکومت ولایت فقیه با اینگونه حرکات نمادین عقب نشینی خواهد کرد. در ادامۀ حرف خود معتقد است که مردم در نهایت نباید با دست خالی به جلو گلوله بروند، اما اینجا باید از او پرسید مقصودش چیست؟ آیا تشویق به مسلح شدن مردم می کند؟ اما این گفته با گفتۀ دیگر او و انکار جنگ میان مردم و حکومت در تناقض است. او مدعی نظراتی کلی میشود در حالیکه در ابتدا گفته بود که نمی خواهد کلی گوئی کند. او از نفرت و تهدید به انتقامجوئی برخی سخن می گوید. اما این "برخی" چه کسانی هستند؟ چرا به دفترچۀ اضطرار مراجعه نمی کند که در آن سخن از انتقامجوئی نیست. اگر سخن از مجازات میشود، این یک روال حقوقی است و با انتقامجوئی متفاوت است و باید او به این پرسش پاسخ دهد، که چرا نباید به ماموران قاتل و شرور حکومت ولایت فقیه نگفت که جنایت امروز تو  در آینده بی کیفر نخواهد ماند. او حداقل باید قادر به درک این امر حقوقی باشد که قتل مشمول مرور زمان نمی شود. استفادۀ او از مفاهیم با تفاسیر دلبخواهی بی مایگی این نظرات را تشدید می بخشد.

امریکاستیزی و یهودستیزی پرستو فروهر در میانۀ مصاحبه اش سربرمی آورد و با تکیه به ادعاهای رژیم که ماموران موساد در ایران به اعتراضات دامن زده و هدایت کرده اند را بازگو می کند. در حالیکه تا کنون هم امریکا و هم اسرائیل تنها بطور کلامی از مردم ایران حمایت کرده اند و اگر هم عملیاتی در ایران از سوی اسرائیل و امریکا علیه برنامه های جمهوری اسلامی برای ساخت بمب اتمی و یا تولید و گسترش برنامه های موشکی صورت گرفته اند، در راستای دفاع از اسرائیل بوده است و نه در همراهی با منافع مردم ایران، اگرچه تضعیف این حکومت به نفع مردم ایران تمام می شود. پرستو فروهر باید این ادعای خود را ثابت کند و گرنه نام چنین ادعاهائی بیشتر دروغ است.

فروهر چند دهه است که در آلمان زندگی می کند و اگر کمی به تاریخ همان کشور میزبان خود توجه می کرد، می دانست که حکومت نازی تنها با خشونت می توانست حذف شود و اگر از تاریخ جهانی بخواهیم عبرت بگیریم، باید به فروهر گفت که حکومت توتالیتر بنا بر ماهیت درونی خود کار گذار به آینده ای بهتر را تنها با زبان خشونت می پذیرد. ادعا و انتظار فروهر از خشونت پرهیزی به همان میزانی کاربرد دارد  که تظاهراتی در مسکو زمان استالین می توانست نظام شوروی را به چالش کشد. حتی حافظۀ کوتاه مدت به او کمک نمی رساند تا بداند که تظاهرات سکوت عده ای از اصلاح طلبان در تهران در میدان انقلاب منجر به دستگیری جمعی همۀ افراد سرشناس آن تظاهرات قبل از اجرا شد.

حتی گوینده بی بی سی به فروهر یادآور تاریخ سرکوب و خشونت حکومت اسلامی میشود و او علیرغم گفته های پیشین خود و به مسئول شناختن شاهزاده برای کشتار به دلیل فراخوان او بر این نکته پر تناقض خود اصرار می ورزد که او حکومت اسلامی را مسئول می داند و معترف میشود که بسیاری از ادعاها از سوی دستگاه تبلیغاتی حکومت است، حال آنکه خود او تکرارکنندۀ آن تبلیغات میشود. همراه با احساساتی شدن او مدعی میشود که "مردم به جنگ نرفته اند"، اما من نیز همچون او به عنوان شهروند مسئول می گویم میان ملت ایران یعنی ما و حکومت اسلامی هیچ آشتی و صلحی نمی تواند برقرار شود، این حکومت باید ساقط شود و بطور کل حکومت دینی باید از ایران رخت بربندد و نام دریای خونی که میان ما و ولایت فقیه به دست ولی فقیه براه افتاده است جنگ است!

فروهر ناتوان از درک این واقعیت حکومت توتالیتر دینی است که راه های خشونت پرهیز را دهه ها این حکومت بسته است و آزموده را آزمودن خطاست و نمی بیند که این حکومت در تمام لایه هایش نمی تواند "دیگران" را تحمل کند و حتی هستۀ قدرت همواره تنگ تر شده است. فروهر در ادامۀ نظرات خود مدعی میشود که قیام و انقلاب ملی ایران در ادامۀ همان جنبش زن، زندگی، آزادی است. اینکه در جوامع در مسیر تحولات خود برخی از رخدادهای تاریخی نقطۀ عطفی میشوند، امری واضح است، اما ادعای اینکه جنبش زن، زندگی، آزادی هنوز در راه است، مورد اعجاب انگیزی است، چرا که انقلاب را می توان با نمادهای آن شناخت، به همین دلیل فروهر باید ثابت کند که بر اساس کدامین نماد و حرکت انقلاب و جنبش زن، زندگی، آزادی همچنان در ایران در جریان است.

در بحبوحۀ سرکوب و مسئول شناختن شاهزاده رضا پهلوی برای کشتار عظیم هزاران نفری و اینکه انقلاب ملی ایران جنگی است میان مردم و حکومت، فروهر آنها را دستمایه ای برای تکرار اتهامات تلویحی خود می کند، که جنگ خواندن این انقلاب علیه ولایت فقیه خود سبب کشتار مردم بی دفاع شده است. او تلفات سرکوب را تلفات جنگ نمی داند. تعجب برانگیزتر زمانی است که فروهر ایرانی منکر جنگ حکومت علیه مردم ایران میشود و زلنسکی رئیس جمهور اوکراین حکومت اسلامی را در جنگ با مردم ایران می بیند و اروپا و اتحادیۀ اروپا را به خاطر بی اعتنائی و بی تفاوتی شان نسبت به مردم بی دفاع ایران در خیابان ها سرزنش می کند و نوعی همسوئی با رفتار سیاسی آنها با اوکراین نیز می بیند. به عبارت دیگر حتی زلنسکی چند گام از پرستو فروهر ایرانی جلوتر است.

فروهر حمایت خارجی و یا احتمالاً کمک نظامی امریکا که ترامپ اعلام کرده بود "در راه است" را کمک نمی بیند و معتقد است که این کمک نیست و باعث رنج بیشتر می شود. اما از فروهر باید سراغ درس تاریخ گرفت که در جهان رخدادهای بزرگ همواره با همیاری حمایت های خارجی بوده است. در همان کشور آلمان که او در صلح و رفاه زندگی می کند و یا فرانسه و حمایت از دوگل در لندن و یا حمایت ناپلئون از امریکا در مقابل قدرت استعماری بریتانیا در انقلاب استقلال ایالات متحده و ده ها مورد تاریخی دیگر، حمایت خارجی کلید موفقیت آنها بودند. او در این رابطه تاکتیک همیشگی خود را بکار می بندد و می گوید که او حق این پرسش را در مورد کارسازی حمایت نظامی از مردم ایران در انقلاب ملی شان را دارد، گوئی کسی او و همفکرانش را از حق پرسش محروم کرده است و می گوید آنان که چنین موردی را تجویز می کنند "موظف اند آشکارسازی کنند"، احتمالاً منظور او به زدوبندهای "پشت پرده ای" هست. البته اینگونه ادعاها و گفتارهای تلویحی امر جدیدی نیستند و زمینه را برای استوار ساختن تئوری توطئه مهیا می سازند.

گوینده بی بی سی یک نکتۀ اساسی را طرح می کند: دوراهی مردم ایران در مقابل انتخاب پایانی پر رنج و یا رنجی بی پایان. پرستو فروهر از پاسخگوئی، تأیید یا رد، با تکرار عبارات همیشگی سرباز می زند. در مقابل پاسخی که شنیده می شود بیشتر به یک رمان و یا شعری شبیه است که کسی از سر دلتنگی گفته و سروده است، حال آنکه دنیای سیاست منطق خود را دارد و حداقل از زمان شناخت ماکیاوللی باید متوجه شده باشیم که مقولۀ سیاست و به زیرکشیدن یک حکومت توتالیتر دینی امری ادبی و هنری نیست، اگرچه هنرمند می تواند در کارهای ادبی و هنری خود آنها را بازگو کرده باشد، اینگونه محصولات برای تهییج و برانگیختن احساسات، مقاومت و امیدواری مناسب هستند، اما نمی توانند جایگزین عوامل حیاتی سیاست شوند. فروهر دست از اتهامات خود بر علیه فراخوان و مردم جان بر لب رسیده بر نمی دارد و باز اتهام مرگ پروری و جنگ پروری را متوجه شاهزاده رضا پهلوی می کند. به سختی می توان فروهر و دشمنی کینه توزانه اما گاهاً مخفی او با شاهزاده رضا پهلوی را نادانسته، ناخودآگاه و یا ناخواسته دانست. در انتها باز مردمی که با رگبار گلوله های ولایت فقیه مواجه هستند قربانی همان کسی هستند که فراخوان را صادر کرده است، این اتهام را بارها پرستو فروهر زده است و در مقابل این پرسش که چرا جمهوری اسلامی را متهم نمی کند، به نادرستی و خلاف حقیقت منکر میشود.

او مبارزان و همراهان شاهزاده رضا پهلوی را متهم می کند که به گفته ها و وعده های ترامپ و نتانیاهو دلخوش کرده اند. این بخشی از واقعیت است و هر گاه تنها بخشی از واقعیت منعکس گردد باید آنرا دروغ خواند. بخشی از واقعیت این است که بسیاری از ایرانیان امیدوارند که ترامپ به جمهوری اسلامی حمله نظامی کرده و راه سقوط ولایت فقیه را برای ایرانیان آسان تر کند، اما این نکته که شاهزاده رضا پهلوی اذعان داشته چه با حمایت شما و چه بدون حمایت شما این حکومت را ساقط خواهیم کرد را بازگو نمی کند. پرستو فروهر در دنیای کوچکِ کوچک خود نیاموخته: "تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف-مگر اسباب بزرگی به فراهم آید" شاید او هنرمند باشد، اما دنیای سیاست واقعی امری هنری نیست و می توان گفت هنری متفاوت است و توانائی های لازم را می طلبد که او فاقد آنهاست و اگر در حرف و عمل خود اندکی صداقت داشته باشد، فریب جو پیرامون خود را نخواهد خورد و اجازه نمی دهد، قربانی پروژه های سیاسی شود و اگر در جهان سیاست عملی بماند، در انتها در راهی گام برمی دارد، که در انتهای راهش چیزی جز جمهوری اسلامی نخواهد بود و او در کنار جلادان پدر و مادرش قرار خواهد گرفت.

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب محمد محمودی در سایت پژواک ایران 

*دنیای کوچکِ کوچکِ پرستو فروهر  [2026 Jan] 
*محمد رضا نیکفر - نمونه ای از درماندگی چپ ایرانی  [2026 Jan] 
*از «نترسید نترسید ...» تا «بترسید بترسید ...»  [2026 Jan] 
*مدارا، سلطه، هویت  [2025 Dec] 
*انقلاب حشیش نقش حزب الله و سپاه پاسداران در تولید و پخش مواد مخدر در خاورمیانه  [2025 Dec] 
*مدارا - مفهومی پر چالش  [2025 Dec] 
*اعدام در ایران آینده؟ پاسخی به سعید قاسمی نژاد و موضع او نسبت به اعدام [2025 Oct] 
*چرخش نگاه اسلام به انسان  [2025 Mar] 
*پوپولیسم چپ ایرانی پدیده ای غریب!  [2025 Feb] 
*پدیده شناسی توهین  [2025 Jan] 
*پدیده شناسی توهین  [2025 Jan] 
*«او را بشوئید اما خیس نکنید!» انقلاب پرهام بدون انقلاب است!؟ [2024 Feb] 
*موشک های موجه و ضروری رامین پرهام  [2024 Jan] 
*کانت، سیصد سال اندیشۀ نقاد  [2024 Jan] 
*مکه یا آتن؟ راه ایران از غرب می گذرد!  [2023 Dec] 
*رابطه شایعه و یهودستیزی  [2023 Dec] 
*شکل حکومت و شیوۀ کشورداری  [2023 Dec] 
*چرا ائتلاف سیاسی با نیروهای اسلامی غیر ممکن است؟  [2023 Dec] 
*تناقض درونی شعار «استقلال، آزادی»  [2023 Oct] 
*اُکلوکراسی اسلامی  [2023 Oct] 
*دیکتاتور کیست  [2023 Aug] 
*فدرالیسم برای ایران - راه یا بیراهه؟  [2023 Jul] 
*خمینی – آخرین «روشنگر» ایران  [2023 Jul] 
*«بگید کشتنش!»/ نکته ای در اخلاق سیاسی در ایران   [2023 Jul] 
*پارادوکس دوتوکویل در حکومت اسلامی  [2023 Jun] 
*پیدایش و زوال روحانیت شیعه (۵)  [2023 Jun] 
*پیدایش و زوال روحانیت شیعه (۴)  [2023 Jun] 
*پیدایش و زوال روحانیت شیعه (۳)  [2023 Jun] 
*پیدایش و زوال روحانیت شیعه (۲)  [2023 Jun] 
*پیدایش و زوال روحانیت شیعه (۱)  [2023 May] 
*استقلال قوۀ قضائی، شاه کلید ورود به دمکراسی و بقاء دمکراسی در ایران  [2023 Apr] 
*روان گسیختگی دین  [2023 Apr] 
*سربازان گمنام امام زمان – «بی شرف!»   [2023 Apr] 
*تأملی در مفهوم ملت   [2023 Mar] 
*دیروز هایدگر – امروز هابرماس؟  [2023 Mar] 
*لبخند جلاد  [2023 Mar] 
*نکروفیلی حکومت اسلامی  [2023 Mar] 
*به یاد ریحانه  [2023 Mar] 
*اسرائیل دشمن من نیست!  [2023 Mar] 
*ده فرمان  [2023 Feb]