اقدام مستقیم کارگران، گامی به‌سوی پالایش جنبش کارگری
عباس منصوران

درود و تبریک به کارگران شرکت
اتوبوس‌رانی واحد تهران و حومه!
 
 
بازتولید همواره‌ی رفرمیسم
منصوراسالو در کارزار اعلام دوباره سندیکای اتوبوس رانان تهران و حومه در  زمستان سال ۸۴، دستگیر و شکنجه شد و به چهره‌ای شاخص،‌ تبدیل گردید. اسالو از همان آغاز، نماینده‌ی گرایش سیاست گریزی و سیاست زدایی تشکل‌های صنفی بود وبا اصلاح طلبی ضدکارگری پیوند داشت. پیشینه و پیوندهای وی، رویکرد به سوی رفرمیسم را در او نهادینه کرده بود. اسالو، در جایگاه دبیری سندیکا، بر دیگر چالشگران این کارزار و خود کارگران عضو، سایه افکند و خودمحور گردید.
در برابر اعلام این نهاد صنفی، لیبرال رفرمیسم حکومتی در ردای خاتمی، به وحشت از حضور کارگران و گرایش خودگستر این خیزش، دندان‌های گرگین خویش را نشان داد. خاتمی و همقطارانش در گروهبندی اصلاحات، برای ماندگاری حکومت و مناسبات سرمایه‌داری، به‌سان کارگزار اجرایی سرمایه در دولت، خطر اعتصاب و سراسری شدن آن را دریافته بود. قدرت سیاسی سرمایه‌داری در ایران، زنگ خطر اعتصاب سراسری را بیش و پیش از همه‌ شنیده بود. آهنگ اعتصاب باید در گلو خفه می‌شد. اسالو به همراه دهها تن از فعالین سندیکا،‌ دستگیر و زندانی و شکنجه شد و نقش قهرمان یافت. وی در چارچوب حکومتیان به دوم خردادی های تکیه داد. او به این توهم و توهم آفرینی دامن زد که با آموزش قانون کار سرمایه به کارگران در دفتر سندیکا، کارگران را از بی‌حقوقی، تا ‌دست‌یابی به «حقوق»‌ خویش آگاه می‌سازد! این آخرین هدف رفرمیسم است.
 الفبای شناخت حقوق صنفی، آغازگاه فراشد به درک دانش مبارزه طبقاتی و ورود به مبارزه طبقاتی است. برای طبقه کارگر، نهادهای صنفی و طبقاتی، تنها ابزاری بیش نیستند، محمل به شمار می‌آیند و نه هدف نهایی. رفرمیسم و صنفی‌گرایی تشکل‌های مورد نظر رفرمیست‌ها، همان پروژه‌ی کنترل و مهار را به پیش می‌برد که سرمایه‌داران خواهان آن هستند.
«سندیکای» مورد نظر اسالو، محمل اجرای اسارت بار قانون کار سرمایه است و نه فراتر از آن. بستر سازمان‌یابی کارگران، آموزشگاه آگاهی و دانش مبارزه طبقاتی است. اسالو، در این روند، بستر بازتولید نیروی کار،‌ کار، سرمایه و انباشت و در اساس، مناسبات حاکم را در بزرگترین بخش مناسبات سرمایه‌داری،‌ یعنی صنعت حمل و نقل با ابزار اصلاحات، هموار می‌کرد. در شرایطی که شبکه حکومتی خانه کارگر اشغال شده و محجوب‌ها و حسن صادقی‌های چماقدار، علی ربیعی‌ها و حسین کمالی‌ها و خانم جلودارزاده‌ها، نفرت انگیز در مجلس و نهادهای سرکوب سرمایه، بیزاری کارگران را با اوباش‌گری‌های خود می آفریدند، کارگران شرکت واحد، آماده‌گی آن را یافته بودند تا شورای اسلامی کار و خانه کارگر- این بازوان اقصادی-ایدئولوژیک حکومتی- را ایزوله و ملغی سازند. برآمد نیمه دوم سال ۱۳۸۴، زاییده چنین شرایطی بود.
                       
کارگران شرکت واحد، در نخستین برآمد خویش،‌ بی‌رحمانه به وسیله سپاه سرمایه، سرکوب شدند، اما سرافرازانه پرچمدار یک خیزش  کارگری بودند. پیشتازان این خیزش، هنوز در زندان‌ها و محرومیت از هرگونه حقوق انسانی، ایستادگی‌ می‌کنند. درپی هجوم نیروهای سرکوب، پشتیبانی از این حرکت فزونی گرفت. در دی‌ماه ۱۳۸۴ بود که علیرضا محجوب با غيرقانونی اعلام داشتن سنديکا، ادامه بازداشت و شکنجه‌ی پیشگامان این برآمد، از جمله منصور اسالو  را فرمان داد. محجوب، این چماقدار حکومتی که اکنون در مجلس اسلامی نشسته و از سوی سرمایه‌داران و حزب اسلامی کار، خانه‌‌ی کارگر را در اشغال دارد، و پشتوانه‌ی رفرمیست‌های «فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری (WFTU) در شانزدهمین نشست، در دهم آوریل ۲۰۱۱ در آتن و سپس در کوبا، به‌ دستیاری این نهاد جهانی  سوسیال دمکراتهای ضد کارگری برگزیده شد، فرمان داد:
"اگرمی‌خواهند در ايران زندگی کنند بايد از اين کلمه سنديکا استفاده نکنند، ما نمی‌گذاريم"[[1]]
در پی اقدام مستقیم کارگران، در اعتصاب ۸ بهمن ۱۳۸۴، افزون بر پانصد کارگر بازداشت و شکنجه و دهها نفر اخراج و ربوده ‌شدند، کارگران در صنعت نیشکر هفت تپه در خوزستان، با آزمون اتوبوسرانی، به سوی سازمان‌یابی، گامی فراتر برداشتند.
اسالو در آن برهه، کارگران را به سراب اصلاحات متوهم می‌ساخت و اکنون رسماً و آشکارا، به سراب جبهه ضد انقلابی اپوزیسیون درونی و بیرونی حکومت اسلامی سرمایه پیوسته است. پروژه خاتمیسم، با ارزیابی و مطالعات جامعه شناسی و سیاسی کارشناسان سیاسی حکومتیان و وزارت اطلاعت در سال ۱۳۷۶ یک ضرروت حکومتی مناسبات بود. این رهیافت، گزینه‌ و پروژه سازش موقتی باندهای حکومتی در ایران و نیز سرمایه‌ جهانی بود. به پشتیبانی از خاتمی از سوی ارگان تبلیغی – سیاسی نوبل، باید به یکی از یاران وی، جایزه صلح نوبل داده می‌شد، که به پشتوانه آن از بی حقوقی زندانیان در«گوآنتاناما» داستان بسراید تا از کشتار دانشجویان، از قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای و سرکوب و کشتار کارگران و قتل عام اقتصادی- قانونی سرمایه سخنی به میان نیاید. خاتمی «قانون‌گرا» معرفی می‌شد و رفرمیست‌ها، طبقه کارگر را به جانبداری از وی فرا می‌خواندند. اسالو با این سیاست، همسویی داشت. وعده‌ی «تشکل‌های مستقل» در این برهه، اوج بیشتری گرفت. سازمان جهانی کار و دیگر نهادهای سرمایه جهانی وعده هرگونه پشتیبانی فنی- کارشناسی را از رویکرد رفرمیستی در چارچوب حاکمیت موجود در ایران پذیرا شدند.
اسالو پس از چندی مرخصی گرفت، در بین ارگان‌ها و نشست‌های دولتی بی آنکه وظیفه‌ای از سوی کارگران بیابد خودسرانه به آمد و شد پرداخت، به خارج سفر کرد، و به وسیله‌ی «سولیدارتی سنتر»، این (مرکز همبستگی) جهانی و فسادانگیزسرمایه که هدف آلوده سازی و انحراف جنبش کارگری را پی می‌‌گیرد، بیش از پیش کشف شد. اسالو نیز، پشت کرده به کارگران،‌ منافع خود را در این مبادله  می‌یافت و به تبلیغ و پشتیبانی از خاتمی و جناح‌باندی از حکومت پرداخت. اسالو،‌ بین اردوی  نیروی کار، و جناح های حکومتی سرمایه، اردوی سرمایه را برگزید و با شتاب، بازیگر میدان سلاخان‌ شد.
 
بازگشت با ریشه
جای شگفتی نیست که اسالوی اصلاح طلب، اکنون به اسالوی گزینه‌ی علنی- سیاسی سرمایه‌ جلوه‌گر شود.
آلترناتیو سازی سبزهای سرمایه، برای مهار جنبش کارگری همانگونه که در سایت «کلمه» به یک ستون کارگری نیاز دارد، و خانه کارگر اشغال شده «ایلنا» و رادیو فردا، این ارگان تبلیغی سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا، «کارنامه»، را دارد، ‌اصلاحات نیز، به یک چهره‌ی جنبش کارگری نیازمند است. برای این حقنه، به زودی به وی جایزه‌‌ها خواهند داد و به «لخ والسای» ایران نامیده خواهد شد تا در آینده وی را به لخ والسای ایران «ارتقا» دهند. در یک افتضاح، ‌وی در کنار دیگر کارگزاران سرمایه‌ی به پیرامون پریده، وظیفه می‌یابد تا کارگران را با سبز اسلامی سرمایه، به بیعت بکشاند. لخ والسای لهستان، گزینه‌ی واتیکان و پاپ و سیا و سرمایه جهانی، جایزه نوبل می‌گیرد تا ۱۳ میلیون کارگر متشکل، ‌اما ناآگاه به دانش مبارزه طبقاتی خویش را در اردوی سرمایه همچنان به بردگی وادارد. اسالو در جایگاه زرد و سبز خویش نیز، نامزد چنین وظیفه‌ای شده است. او، از آغاز با خاتمیسم پای گرفت، به اعتبار کارگران و جنبش کارگری پشتوانه یافت، در«سولیدارتی سنتر» آکتور شد و به بخش برون مرزی جناحی از حکومت و باندی از گروهبندی سیاسی سرمایه پیوست. در مبارزه  و تضاد آشتی ناپذیر نیروی کار و سرمایه، اسالو یک واقعیت است. جهان واقعی سرمایه، چنین روا می‌دارد. از این سوی، جهان حقیقیِ کارگران آشنا به حقوق خویش، چنین حکم می‌کند که طبقه کارگر برای خودرهایی باید که قاطعانه به دفع و رفع رفرمیسم و از جمله چهره‌ی اسالویی‌آن و یا هر اسالوی دیگر برخیزد.‌
جهان حقیقیِ کارگران حکم می‌کند تا اسالو از جایگاهی که یافته بود برکنار ‌شود. این اقدام، اصولی، ‌ضروری و نیز یک اقدام پیشرو است. اما چه پیشرو تر بود اگر بیانیه‌ی این برکناری را
به کارگران شرکت واحد، و طبقه کارگر اعلام می‌کرد، نه نهادهای رفرمیستی وسوسیال دمکراتیک  جهانی.
 
آسیب شناسی بازتولید رفرمیسم در جنبش کارگری
اما، بیش و پیش از زدودن این سلول بیماری‌زا در جنبش کارگری، باید به آسیب شناسی و طرد رادیکال رفرمیسم در جنبش گارگری دست زد. اسالو یک اصلاح‌طلب بود و به انحراف بردن جنبش کارگری پیشه‌ی رفرمیست‌های نفوذ کرده در جنبش کارگری است. وی خیانت نکرد، او - همانگونه که فرخ نگهدارها و گنجی‌ها عناصر صادق سرمایه‌‌داری و حکومت‌اند، از آغاز رفرمیست بود، دشمن رهایی طبقه کارگر از یوغ استثمارگران و اصلاح طلب باقی ماند. وی بی آنکه پنهان سازد، در نقش دبیری سندیکا، با هرگونه گرایش شوراگرایانه، و خودپو و آگاه‌گرانه‌ی کارگران، مخالفت می‌ورزید. او پیش از آن، اهداف خود را پی گیر بود. وی تشکل مستقلی می خواست که کارگران را به قانون کار پیوند دهد تا روزمرگی کارگران، در همان چارچوب استثماری تداوم یابد. او همان است که بوده؛ هیچ تفاوتی در او نیست، هم قماشان اسالو برای این اصلاح طلب، کف زدند، قهرمان شناساندش، برای خود، بر وی دخیل بستند، و اکنون اشک می‌ریزند و دل  می‌سوزانند. او دیگر جایی در میان کارگران نداشت. وی باید زدوده می‌شد.[[2]]  
 در این تصمیم هشیارانه سندیکا، سلول‌های هشیار و دفاعی پیکر جنبش کارگری ایران خوش درخشیدند. آنان، به‌سان سلول‌های دفاعی بدن، با ورود عنصر بیگانه با جنبش انقلابی کارگران، به رفع ودفع سلول ناشناخته و این یُن سرگردان پرداختند.
«آنتی‌کُرِ» یا دانش مبارزه طبقاتی کارگران،‌ سلاح هرآینه پیشگیرانه، دفاعی و کارسازی هستند در برابر آنتی‌ژن‌های بیماری‌زای ورودی به درون پیکر جنبش کارگری. ‌با این آزمون پر هزینه و وجود پادزهر و این آمادگی، پیش از آنکه دیر شده باشد، و طبقه به بحران فرو رود، هشیارانه می‌توان و باید تا آنجا که شدنی است از بازتولید اسالوها وغلبه چنین گرایشی در جنبش کارگری پیش‌گیری کرد. برای برآمد خیزش ضداستبدای همه با هم، علیه استبداد حاکم، وجود اسالوها در لویی‌جرگه‌ی در حال تدارک اپوزیسیون بورژوایی ضروری است.
رفقای کارگر، وجود هرگونه نهاد کارگری برای طبقه کارگر نخستين ضرورتی است که در خود- سازمانيابی به‌عنوان يک طبقه، بيان سازمانی می‌گيرد. با این همه، همواره و همیشه اين خطر نیز در کمین است که این نهادها در نظم مناسبات اقتصادی حاکم، خود تثبيت گر شوند؛ به بیان دیگر ضرورتی که ساختار سازمانی می‌یابد، به ضد خود تبديل و به جای دگرگون سازی، ‌تثبیت‌گرا می‌شود. تشکل‌های سنتی صنفی، با ساختارهای دیوانسالاری و هرمی، از این روی سرشت بازدارندگی دارند. روی کرد سازمان‌یابی افقی به سوی ره‌یافت نوین شوراگرایانه، این خطر را کاهش می‌دهد. 
 
 
عباس منصوران
 
۲۱ اسفندماه ۱۳۹۱/ دهم فوریه ۲۰۱۳


[1] - علی رضا محجوب، دبیراول "خانه کارگر" و نماينده "حزب اسلامی کار، در گفتگو با ماهنامه توليد در ايران که روزجمعه۲۳دی۸۴(۱۳ژانويه۲۰۰۶) در رسانه‌های دولتی و سایت بازتاب یافت.

[2]  اسالو، حتا عزیزترین خویشان را رها و آن همه وفاداری و درد و رنج‌، هم رزم و همسر خویش را، با آن همه ستم و رنج در برابر اوین، به سودایی سودا کرد. برخلاف ادعای «منتقدان پسامدرنیته‌ای» چند، بیانیه هیئت مدیره‌ سندیکا‌ در برکناری اسالو، به موضوع اخلاقی نپرداخته و در برابرعملکرد  ویرانگرانه‌ی «خصوصی»، در حال حاضر اشاره‌ای حتا به میان نیاورده است.دیدگاه‌هایی که اقدام هیئت مدیره سندیکا در برکناری اسالو را به دلایل «اخلاقی» ربط می‌دهند، می‌توان گفت متاسفانه، برخوردی نازل، سطحی و هالیودی‌اند.

 

منبع:پژواک ایران


عباس منصوران

فهرست مطالب عباس منصوران در سایت پژواک ایران 

*هوشنگ عیسی بیگلو‌، نماد آزادیخواهی، مقاومت و منش انسانی  [2015 Jan] 
*اکراین جبهه اروپایی رویارویی دو بلوک سرمایه داری جهانی [2014 Mar] 
*«غریبه ای به نام کتاب» [2014 Feb] 
*بحران سازی هایی که هنوز هم نادیده گرفته می شوند [2014 Feb] 
*بیعت در وحدت، در لانه ی کرکس ها [2014 Jan] 
*لغو«اعدام» یا توهم زایی لغو [2013 Dec] 
*آگاهی طبقاتی [2013 Dec] 
*رفیق صدیقه حائری،زنی از گردان انقلاب  [2013 Dec] 
*حافظه تاریخی، آگاهی تاریخی [2013 Dec] 
*حافظه تاریخی، آگاهی تاریخی (۲) [2013 Nov] 
*حافظه تاریخی، آگاهی تاریخی (۱) [2013 Nov] 
*«خدایان نجاتم نمی‌دادند» (۱) [2013 Sep] 
*استبداد حاکم بر سازمان مجاهدین [2013 Jun] 
*تناقض‌های حکومت باندها و بمب‌ موعود عجله ‌فرجه [2013 Jun] 
*اتحادیه های سنتی، بستری برای رفرمیسم [2013 Mar] 
*اقدام مستقیم کارگران، گامی به‌سوی پالایش جنبش کارگری [2013 Mar] 
* هوشنگ عیسی بیگلو‌، نماد آزادیخواهی، مقاومت و منش انسانی [2013 Feb] 
*سوسیالیسم پرولتری در نقد بولیواریسم ضد سوسیالیستی (6) [2012 Dec] 
*سوسیالیسم پرولتری در نقد بولیواریسم ضد سوسیالیستی (5) [2012 Dec] 
*سوسیالیسم پرولتری در نقد بولیواریسم ضد سوسیالیستی (۴)  [2012 Nov] 
*سوسیالیسم پرولتری در نقد بولیواریسم ضد سوسیالیستی (۳) [2012 Nov] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه‌داری (۱۸) [2012 Nov] 
*سوسیالیسم پرولتری در نقد بولیواریسم ضد سوسیالیستی (2) [2012 Nov] 
*سوسیالیسم پرولتری در نقد بولیواریسم ضد سوسیالیستی (۱) [2012 Nov] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه‌داری(۱۷) [2012 Nov] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه‌داری (۱۶) [2012 Nov] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه‌داری (۱۵) [2012 Oct] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه‌داری (14) [2012 Oct] 
*آب را گل بکنید! علیه تریبونال دادخواهی  [2012 Sep] 
*«ایدئولوژی آلمانی»[1]،دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی (۹) [2012 Aug] 
*«ایدئولوژی آلمانی»[1]،دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی (۶) [2012 Jun] 
*پایان دوران کیمیایی تشکل های کارگری و ضرورت سازمان یابی‌های نوین [2012 May] 
*دوران کیمیایی تشکل های کارگری و ضرورت سازمان یابی‌های نوین [2012 May] 
*دوران کیمیایی تشکل های کارگری و ضرورت سازمان یابی‌های نوین [2012 Apr] 
*آلترناتیوِ بازتولید فرهنگی استبداد شرقی و تقویم برهنگی ها [2012 Apr] 
*«ایدئولوژی آلمانی»[1]، دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی (۶) [2012 Apr] 
*«ایدئولوژی آلمانی»، دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی [2012 Mar] 
*«ایدئولوژی آلمانی» ، دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی (۴) [2012 Feb] 
*حکومت یا دولت؟ هیاهوی انتخابات حکومتی [2012 Feb] 
*«ایدئولوژی آلمانی» ، دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی (۳) [2012 Feb] 
*نظام بحران، بحران تحریم، بحران تغییر [2012 Jan] 
*«ایدئولوژی آلمانی»، دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی (۲) [2012 Jan] 
*در بیان کرکس ها و فداییان! [2012 Jan] 
*«ایدئولوژی آلمانی»، دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی (۱) [2012 Jan] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه‌داری (۱۳) [2012 Jan] 
*آدونیس های زمینی، چکامه سرایان سوریه [2011 Dec] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه‌داری (۱۲) [2011 Dec] 
*نیروهای کار اعتراض‌های کارگری و جهانی‌سازی از ۱۸۷۰ تا به امروز [2011 Nov] 
*پرستو در باد، روایتی از مبارزه، عشق و بازنگری بینش چریکی [2011 Nov] 
*گزارشی از مرگ کارگر گمنامی که در ۲۲ تیر ۱۳۷۸ به دست جنایت‌کاران جمهوری اسلامی کشته شد [2011 Nov] 
*چشم‌انداز تغییر نظام در ایران و مداخله‌ی خارجی [2011 Nov] 
*بحران فراگیر سرمایه‌ نقد اقتصاد سرمایه‌داری (۱۱) [2011 Oct] 
*بازگشایی مدارس و آموزشگاه‌ها [2011 Sep] 
*بحران فراگیر سرمایه‌ نقد اقتصاد سرمایه‌داری (۱۰) [2011 Sep] 
*بحران فراگیر سرمایه، نقد اقتصاد سرمایه‌داری (۹) [2011 Aug] 
*یونان به چند پول می ارزد؟! [2011 Jun] 
* جنایت کشتار در اردوگاه اشرف، جنایت علیه بشریت است [2011 Apr] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه‌داری (۷) [2011 Mar] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه داری (۶) [2011 Mar] 
*اعتصاب سراسری کارگران، تنها سلاح در برابر نسل کشی [2011 Mar] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه داری  [2011 Mar] 
*بحران فراگیر سرمایه‌، نقد اقتصاد سرمایه داری (۴) [2011 Feb] 
*بحران فراگیر سرمایه‌ با خوانش مارکس (۳) [2011 Jan] 
*بحران فراگیر سرمایه‌ با خوانش مارکس (۲) [2011 Jan] 
*بحران ساختاری سرمایه‌ با خوانش مارکس (۱) [2010 Dec] 
*یادِ بسیارانِ اسیر [2010 Dec] 
*قتل‌های حکومتی و حکومت قاتل‌ها [2010 Dec] 
*براي كشورما نمي‌شود خط فقر تعريف كرد  [2010 Nov] 
*از شهلا جاهد باید دفاع کرد [2010 Nov] 
*کابوس نئوفاشیسم، ناسیونال مهدویسم [2010 Aug] 
*دکترین شوک یا فاشیسم اقتصادی میلتون فریدمن (۱) [2010 Aug] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها (۱۰) [2010 Jul] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها (۹) [2010 Jul] 
*نظریه‌پرداز دکترین شوک و اقتصاد فاشیستی و راز ظهور یک زبان شناس (۴) [2010 Jun] 
*نظریه‌پرداز دکترین شوک و اقتصاد فاشیستی و راز ظهور یک زبان شناس (۳) [2010 Jun] 
*جایزه‌ی نظریه‌پرداز دکترین شوک و اقتصاد فاشیستی و راز ظهور یک زبان شناس (2) [2010 May] 
*جایزه‌ی نظریه‌پرداز دکترین شوک و اقتصاد فاشیستی و راز ظهور یک زبان شناس (۱) [2010 May] 
*نان و خون نه!‌ نان و گل سرخ! [2010 May] 
*ضرورت سازمان‌یابی شوراهای بیکاران [2010 Apr] 
*منافات حقوق بشر با حقوق انسان [2010 Apr] 
*پیمان شوم و «روحانیت کمپرادور» [2010 Mar] 
*تعیین حداقل دستمزد،‌ چالش شديد کار و سرمایه [2010 Mar] 
*پیامی بر پیکر علی کروبی، با امضا کبود ومُهر ولایت [2010 Feb] 
*برای کار ، نان و آزادی [2010 Feb] 
*بودجه بحرانی و بحران زای حکومت نظامی ۸۹ [2010 Feb] 
*یاد سازمانده اعتصابات و جنبش شورایی نفتگران گرامی‌باد [2010 Feb] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها [2010 Jan] 
*همصدایی هراسناکان قیام [2010 Jan] 
*طبقه کارگر ایران، در سالی که گذشت [2010 Jan] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها [2009 Dec] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها(۷) [2009 Dec] 
*۱۶ آذر، پیوستار اعتراض‌ و جنبش در پیوند [2009 Dec] 
*قطعنامه چهارم شوراى حكام آژانس بين‌المللى انرژى اتمى و روانپریشی الیگارش‌مهدویون [2009 Dec] 
*بحران حاکم و حاکمیت بحران  [2009 Nov] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها (۶) [2009 Nov] 
*هدف فوری و استقلال طبقاتی کارگران [2009 Nov] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها (۵) [2009 Oct] 
*نشست وین گام دیگری در مرداب مشروعیت بخشی  [2009 Oct] 
*انرژی هسته‌ای، چماق ارتجاعی! [2009 Oct] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها (۴) [2009 Oct] 
*پیرامون شعارها [2009 Sep] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها (۳) [2009 Sep] 
*«سبد» سرکوب و راه‌کار حاکمیت کودتا [2009 Sep] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها (۲) [2009 Aug] 
*«نه زیستن، ‌نه مرگ»، «دوزخ روی زمین» و گزمه‌گان دوزخ [2009 Aug] 
*خیزش همه‌گانی و ستیز الیگارش‌ها [2009 Aug] 
*شکاف مرگ آور و کودتای باندهای حکومتی در برابر قیام حکومت شوندگان  [2009 Jun] 
*انتخاب متجاوز [2009 May] 
*ایدئولوژی کشتار و تروریسم در غزه [2009 Jan] 
*طرح موازی یک موضوع یا پنهان‌داشتن منبع و مرجع [2008 Dec] 
*آسیب‌شناسی «هشدار» زرافشان [2008 Nov] 
*محمود درویش قلب بیدار فلسطین  [2008 Aug] 
*این امیرحسین فطانت همان شکارچی دانشیان و گلسرخی‌ست؟ [2008 Jan]