ايدئولوژی رجوی در نوک پيکان تکامل
مژگان پورمحسن

 
در تجربهٔ سياسی دريافته ام که آنچه در « درون» گفته و انجام ميشود با آنچه در « بيرون» ادعا يا اظهار ميگردد بسيار متفاوت و گاه متضاد است. اين واقعيت وقتی به ما ايرانيان با سابقهٔ شکست مستمر از بيگانه و به اشغال مهاجم درآمدن دائمی کشورمان ميرسد ابعاد حيرت انگيزی پيدا می کند که درک آن برای بسياری از نظاره کنندگان ايرانی غير قابل باور و برای برخی از نظاره کنندگان خارجی غير قابل 
توجيه است. به همين چهل سال اخير و به قدرت رسيدن حکومت خمينی توجه کنيد. خمينی درون در کتابهايش از اعتقاداتش چه گفته بود و خمينی بيرون در نوفل لو شاتو در حومهٔ پاريس و در زير درخت سيب چه می گفت و بالاخره خمينی در اوج قدرت سياسی و مشروعيت مذهبی چه گفت و بر کدام اساس عمل کرد؟
خمينی در قدرت هيج ربطی به چهرهٔ بيرونی زير درخت سيب نداشت ولی با خمينی درونی کتابهايش پيش از قدرت يکی و يگانه بود. خارج از شيادی اين آخوند ضد بشر، مسئوليت يک بيک ما که سواد خواندن و نوشتن داشتيم وامکان  تحقيق و پی بردن به ذات آن پليد و آگاه نمودن بخصوص جوانان از خطرات يک حکومت مذهبی را دارابوديم ولی بجای اينکار ولو با يک دعای پيروزی يا يک شعار از اين روح مجسم شيطان پشتيبانی کرديم، اگر وجدانی داشته باشيم،  بر گردنمان تا مرگمان سنگينی خواهد کرد. 
بسياری از ما با برقراری جمهوری اسلامی و ديدن عملکرد حکومت آخوندی بسرعت و يا بمرور از آن کنده شده و به مخالفت با آن پرداختيم. تعدادی از زندانيان سياسی سابق که بنام باقيماندگان مجاهدين و فدايیان خلق شناخته ميشدند و بنيانگذاران و اعضای تعيين کننده و کيفیشان يا در زندان اعدام يا در درگيری کشته شده بودند، طی ديماه ۱۳۵۷ از زندانها آزاد شدند و به بازسازی تشکيلاتشان پرداختند. 
باز نسل ما نه بر اساس درک سياسی و درست بودن تحليلها و شناخت واقعی از استراتژی و حتی شخصيت رهبران جديد اين گروهها بلکه بيشتربخاطر احترام وعاطفه به شهدای گذشته و ناشناخته! و تجربهٔ فضای سياسی بدون ترس از ساواک و بدون سلاح و زندگی مخفی، به هواداری از اين جريانات پرداختند و دهها گروه و سازمان و حزب فعال شدند. از بقيهٔ داستان می گذرم تا همين چند ماه پيش که بالاخره از پرادعاترين  جريان صرفأ خارج کشوری يعنی گروه رجوی، فردی کاملا راستگو آقای سيامک نادری،  خارج شده  و با حفظ اصل دشمنی با رژيم آخوندی دست به واقعيت گويی « درون» ملغمهٔ رجوی پرداخت. 
يکی از رازهای « درون» مترقی بودن رجوي اين است که ديدگاههای او در نوک پيکان تکامل قرار دارند. 
مسلمأ در هر دستگاه عقيدتی يا مکتبی، نگاه آن مجموعه به انسان معرف پايه ای آن طرز تفکر می باشد. در کتاب گزارش به سه نسل نوشتهٔ آقای سيامک نادری که در سايت حقيقت مانا متعلق به خود ايشان قابل دسترسی و مطالعه است، ايشان از مسعود رجوی رهبر عقيدتی اين گروه نقل می کنند که مسعود رجوی مرد را « نرينهٔ وحشی متجاوز» و زن را « مادينهٔ فعل پذير مهرطلب» تعريف کرده است که اعضای گروه خودش نيز مشمول همين تعريف هستند. 
من بدليل مطالعاتم در زمينه های انسانی  و برخوردهايم با متفکران دارای عقايد گوناگون در رابطه با انسانها و فعالان جنبشهای مختلف به شنيدن ادعاها، نظرگاهها و تحليلهای حيرت انگيز عادت دارم ولی واقعأ تا بحال تعريفی بدين درجه مزخرف و بی معنی از مرد و زن نه خوانده و نه شنيده بودم. 
رجوی مدعی است که « مشگل اصلی دوران مشگل جنسی است». اين جمله از همان « درون» به بيرون درز کرده. فرض بگيريم مخاطب صرفأ اعضای گروه خودش می باشد و جملهٔ صحيح اين بوده: عدم سرنگونی رژيم آخوندی بدست ارتش آزادیبخش ملی ايران در مشگل جنسی اعضای اين ارتش است!!!
من بدليل کنجکاوی سرکی به ارتشها زده ام و بدليل تحصيلات و علاقهٔ فردی به شناخت نيروهای چريکی و ارتشهای خلقی و نيروهای پارا ميليتر در کشورهای مختلف تحقيق و مطالعه کرده ام. باور کنيد با وجود برخورد بموارد  شوک آور تا کنون، نشنيده و نخوانده ام که رهبران و فرماندهان هيچ ارتشی اعم از دولتی يا غير دولتی، شکست سياسی ـ نظامی خود را به « مشگل جنسی» اعضای خود نسبت دهند. بجای تحليل هدف سياسی خود و بازبينی توان واقعی نيروی نظامی خويش در برابر توان واقعی نظامی دشمن، بررسی نقشهٔ نظامی حمله، تاکتيک های بکارگرفته شده، تناسب سلاحهای بکار گرفته شدهٔ خودی با  سلاحهای بکار گرفته شدهٔ دشمن؛ بازبينی همهٔ عوامل مربوط به جنگ صورت گرفته و در پايان عدم صلاحيت فرماندهی جنگ و تعويض وی و يا آنها رجوی چه کرد؟
پس از شکست عمليات فروغ جاويدان در مرداد ۱۳۶۷ توسط ارتش جمع آوری شدهٔ رجوی در عراق و با هدف رسيدن به تهران و سرنگون کردن رژيم آخوندی با کمک لجستيکی عراق پس از امضای قرارداد آتش بس توسط خمينی، رجوی با بی صداقتی مطلق و شارلاتانی بی نظير بجای بررسی تحليلهای سياسی اشتباهش تا نقشهٔ نظامی مسخره اش که حتی نه يک غير نظامی نه يک سرباز معمولی ممکن نبود کليهٔ نيروها را در يک خط مقابل نيروی هوايی و نيروی زمينی متشکل از ارتش و سپاه و بسيج رژيم قرار دهد و بيش از هزار و چند صد نيروی خود را به کشتن دهد. هرگز اين فرماندهٔ ترسو و جانشين 
مسخره اش به اين موضوع نپرداختند که بسياری از نيروها در ساعات  پيش از حمله از خارجه آمده و بدون هيچ گونه آمادگی رزمی و جنگی و حتی برخی بدون اطلاع  قبلی ازهدف اعزام به عراق راهی ستون « ارتش آزاديبخش رجوی » شدند. رجوی هرگز اعتراف نکرد که مسئول تماميت اين شکست است. 
حالا چنين « رهبری» را شما در نوک پيکان تکامل می بينيد؟ من به اندازهٔ درک خودم اين جمله را معنی می کنم: رجوی در نوک پيکان شکست سياسی ـ نظامی ـ اجتماعی  مبارزترين نسل  فداکارايران و عاشق بهروزی مردم  وطنمان قرار دارد. رجوی در رأس ارتجاعی ترين تعريف از مرد و زن قرار دارد. 
حال عروسک او می خواهد با آمريکا و اسراييل و عربستان در ايران رئيس جمور دمکراسی اسلامی شود! جل الخالق.
  

رجوی: « خانواده ام الفساد است.»

من به برخی گفته ها و نوشته هايی که برايم غيرقابل دسترس هستند علاقمندم. بخصوص آنچه که از دهان و قلم دشمنان جمهوری آخوندی برای آموزش نيروهای جان برکفشان که قرار است رژيم سراندرپا جنايت ملاها را سرنگون کنند. می دانم دوستان که چنين نيرويی ايرانی متأسفانه وجود ندارد ولی گروهی مدعيست که با سلاح ايدئولوژی رهبری عقيدتيش کمر رژيم را می شکند، بنابراين بايد اين مکتب انقلابی را فهميد.

آگر هر کدام از ما خوانندگان اين سطور امروز وجود داريم  به يمن ازدواج پدر و مادرمان و تصميم آنها برای تشکيل خانواده و علاقهٔ آنها به داشتن بچه و احساس مسئوليت آنها برای بزرگ کردن و تربيت فرزندانشان بوده است. روستايی باشيم يا شهری، از خانوادهٔ کم درآمد بياييم يا ثروتمند، اهل هر کجای دنيا از قبايل ساکن جنگل آمازون تا هند تا آمريکا و آفريقا، در همه جا می بينيم، می شنويم ، می خوانيم که بهترين عامل تعادل انسانها، توان يادگيری، موفقيت در تحصيل و شغل و زندگی خصوصی وقدرت تعامل با ديگران همانا داشتن پدر و مادر علاقمند به فرزندان و متوجه به آنان است. اين واقعيت را نتنها همهٔ متخصصين کودکان، معلمين و استادان و روانشناسان و روانپزشکان و جامعه شناسان می دانند که هر انسانی که عقلش کار کند می تواند در خود و در پيرامون خود ببيند. امن ترين نقطه برای هر کس نزد پدر و مادرش می باشد. از آن جاييکه انسان موجودی نسبی است و نه مطلق پس ميشود گفت که تعريف فوق با روابط موجود درصد در صد خانواده ها در جهان نمی خواند ولی با اکثريت آنها منطبق يا نزديک است. 

ما نمی توانيم  خانواده ها را جدا از فرهنگ، دين، رسومات و قوانين جوامع درنظر بگيريم يا شرايط جنگی، قحطی و فقر مزمن و اعتياد وو را بر انسانها و حتی بر محکمترين بافت اجتماعی که همان خانواده است بی تأثير بدانيم. اما سؤال اينجاست چرا گروهی که برای رسيدن بقدرت در ايران به هر کاری دست زده حتی طی بيش از سی سال برای جانشينی رژيم مدام به دول خارجی آويزان بوده چرا در نگاه فلسفی اش به « ام الفساد بودن خانواده» رسيده است و آيا يک فرد موحد مسلمان شيعه می تواند خلق خدا و فرمان قرآن و روش پيامبر و سيرهٔ آل علی را که پايه های اسلام و تشيع اثنی عشريست را مردود بشمارد و باز ادعای مسلمان بودن و شيعهٔ علی بودن بکند؟ مسلمأ نه، ولی گروه رجوی ديگر نه موحد محسوب ميشود و نه مسلمان و روسری و پرچم سياه يا ابوالفضل هم ديگر مردم را گول نمی زند. 

رجوی با خانواده دشمنی می کند زيرا قبل از هر چيز خانواده جای هر فرد را تعيين می کند و حتی شخص مسعود در خانواده اش هم کسی نبوده و نيست. تا پدر و مادرش زنده باشند که بزرگتر، محترم تر، باتجربه تر آنها هستند و زمانی هم که مرحوم شوند برادران مسعود بر عکس وی افراد تحصيل کرده، شاغل و در اجتماع، دارای خانواده و انسانهای موفقی هستند و بر عکس مسعود نه احتياج به امام شدن دارند نه غيبت صغری و کبری. اگر به زندگی مسعود رجوی نگاه کنيد بارها باصطلاح ازدواج کرده و خانواده تشکيل داده که سه بار آن توسط نشريهٔ مجاهد اعلام شده و در هر سه، رجوی افتضاح بالا آورده. در اولی که اشرف ربيعی و مصطفی کوچولو را در دهان هيولای خمينی و جلاد اوين گذاشت و خود به پاريس فرار کرد. هنوز بحث شهادت اشرف و مظلوميت طفل يک ساله اش بالای جسد مادرش در ميان مردم ادامه داشت که خبر « ازدواج فرخندهٔ جناب مبارک با دخترهجده سالهٔ بنی صدر» اعلام شد و هنوز جوهر طلاق فيروزه خشک نشده بود که خبر « ازدواج بی مثال آقای مبارک با مريم قجر عضدانلو همسر شرعی و عرفی رفيقش مهدی ابريشم چی» اعلام شد و گفته شد « اين ازدواج ضمانت ادامه و تحکيم روابط ديگر زوجها و خانواده های مجاهدين است». همانطور که می دانيد طولی نکشيد که باز رجوی قولهايش را زير پا گذاشت و بر عکس ادعاهای قبلی دستور طلاق کليهٔ اعضای گروهش را داد و از آن ببعد هم هر کس به آنها پيوست يا همانطور که آقای سيامک نادری در گزارش به سه نسل نوشته اند هر کس که با دروغ و فريب و کلک بصورت قاچاق انسان به پادگان اشرف در عراق وارد

 می کردند، چه اين افراد مجرد بودند چه متأهل و دارای زندگی مشترک طولانی و چندين فرزند، میبايست همگی زن و بچه را در خواب و فکر و عمل طلاق داده و همهٔ هوش و حواس و عاطفهٔ خويش را نثار مسعود و مريم نمايند!! و اما دليل اين رفتار عجيب را چگونه برای اعضای خود توجيه

 می کردند؟ چون بدينصورت می توانند رهبری ـ زوج رجوی ـ را به ايران ببرند!

از طلاقهای اجباری سی و چند سال می گذرد. همهٔ اعضا طلاق دادند و جناب مسعود مرتبأ شاه داماد شد. طفلک عاشق دو چيز است: هی شاه شود و بر جهان حکمفرمايی کند وهمچون برخی شاهان هرشب داماد شود و به زفاف رود. می گويند آرزو بر جوانان عيب نيست اما به پير مردان بازنشستهٔ غايب از صحنهٔ روزگار و صقحهٔ تلويزيون، چرا خيلی هم عيب بزرگيست که چند هزاريا چند صد نفر عمر و سلامت جسمی و روحی و روانی خود و خانوادهٔ مظلوم  خويش را بابت خيالات موهوم و آرزوهای واهی يک پسيکوپات ديگر از دست بدهند.

بواقع خمينی ضد بشر، اين هيولای خونخوار، آن پسيکوبات بگور رفته که می خواست خلافت امام زمان( خودش)  را در جهان برقرار کند و رژيم جنون بارش که چهل سال است از مملکت ما هيچ چيز باقی نگذاشته و دارايی طبيعی اين آب و خاک که متعلق به دهها نسل بوده را يا فرو داده يا بر باد آرزوهايش افشانده،  آيا جنون آن ديوانهٔ خطرناک ـ خمينی جلاد ـ کافی نيست که حال به جنون اين ديوانهٔ خطرناک ـ رجوی ضد ايرانی ـ تن بدهيم؟ هرگز.

 

مهدی ابريشم چی: « ما سلول خانواده را درايران فردا منفجر می کنيم.»

 از جمله  رازهای درونی گروه رجوی که به يمن روشنگری های آقای سيامک نادری تا حدی رو شده است نگاه سران اين گروه به انسان، زن و مرد و خانواده بعنوان پايهٔ اجتماعی انسانی است. من برای هر فردی  در جامعه اين حق را قائلم که موافق يا مخالف موضوعی يا ديدگاهی باشد و بصورت شفاهی و کتبی از نگاه خويش دفاع کند خواه موافقانی داشته باشد خواه نداشته باشد. اين موضوع در مورد گروههای سياسی و مذاهب مختلف نيز صادق است. 

وقتی گروهی يا قشری در قدرت است يا برای بدست آوردن قدرت تلاش می کند حق ندارد اعتقادات اساسی اش که با کشور و مردم رابطهٔ مستقيم دارد را مخفی نگاه داشته و هر وقت صلاح ديد همچون  شعبده باز از کلاهش خرگوشی را درآورد. رجوی سالهای طولانيست که بجز شعبده بازی برای نيروهايش کاری انجام نداده . نيروهايی که نه ارث پدری وی بلکه فرزندان مبارز ملت ايران بوده و هستند و نمی بايست انرژی کلان و عمر نازنينشان بيهوده تلف میشد و همچنان توسط اين رهبر حرام شده و از بين برود. 

آقای سيامک نادری نوشته اند که مهدی ابريشم چی در سال ۱۳۷۹ در قرارگاه العماره و مصادف با اعزام نفرات برای عمليات داخل کشور و خمپاره زنيها می گفت: « ما سلول خانواده را منفجر می کنيم...خانواده مظهر فساد و استثمار است...» يکی از جديدالورودها به سازمان سؤال کرد: « پس توليد مثل چه ميشود، چون در اينصورت ديگر ادامهٔ نسل در کار نخواهد بود؟»؛ ابريشم چی جواب داد: 

« می خواهيم توليد مثل نداشته باشيم. خانواده کانون فساد است، بايد منهدم شود. در آينده اگر خواستيم به يک صورت ديگر مسئله اش را حل می کنيم.» ( خارج از رابطهٔ زناشويی احتمالأ بشيوهٔ آزمايشگاهی)

هرذهن سالمی می پرسد اين تئوری ضد انسانی از کجا آمده؟ در کدام کشور قابل اجرا بوده و نتيجهٔ بدست آمده چيست؟ واقعيت اين است که در کشورهای دمکراتيک اگر رهبری سياسی يا مسئول حزبی چنين کلمات قصاری حتی در برابربرخی اعضاء حزبش ابراز کند او را سريعأ به متخصص روانی معرفی کرده و در بيمارستان بستری می کنند. چنين روان پريشی در غرب برای ديگران خطرناک محسوب ميشود و بهمين دليل از جامعه و ارتباط با ديگران منع شده و تا اين درجه از جنون در فرد وجود دارد صرفأ در محيطی بسته و تحت نظر پزشکان ميتواند بسر برد.

آنها که هنوز تحت عنوان مبارزه با آخوندها يا با بهانه قراردادن خون شهدا از اين ديوانگان زنجيری دفاع می کنند آيا به مسئوليتشان در امروز و فردای ايران فکر میکنند؟ آيا آنها حاضرند خودشان به رهنمود رهبرشان عمل نموده و خانواده (همسر و فرزندان) را طلاق داده و « ام الفساد» را بگفتهٔ رهبرشان منفجر نمايند؟ آيا حاضرند هم اکنون اين برنامهٔ آينده رهبرشان را به اطلاع فاميل و بستگان و دوستانشان برسانند؟ آيا حاضرند از مريم رجوی بخواهند که بعوض تکرار حرفهای دروغ بيايد و با افتخار اين پروژهٔ بی مانندش را برای ايران فردا در تلويزيونش رسمأ اعلام  کند؟ 

اينهم آيندهٔ درخشان کشور و مردم ايران به رهبری ماه تابان و سکولار و دمکرات و مسلمان و شيعهٔ رجوی. چهل سال آزگار خمينی ضد بشر از پيکر مجروح اين مردم مظلوم و ساده خون ريخت و بر درد و رنجشان لحظه به لحظه افزود و حالا آلترناتيو سکولار دمکرات اسلامی شيعه را ببينيد که سراندرپا نفرت از مردم ايران و کشور ايران می خواهد ديگر اين ملت وجود نداشته باشد. چنين برنامه ای هم بمذاق عربستان و امارات خوش می آيد هم بمذاق اسرائيل. چو ملت ايران نباشد آنها که هستند که ساکن وطن خالی از سکنه شوند.

براستی رجوی را ميشود فقط موجودی تمامأ عقده ونفرت نسبت به انسان، کشور ايران و مردم وطنمان تعريف کرد يا بدل همان خمينی جنايتکار که در بدو ورود به ايران پس از پانزده سال گفت که « هيچ احساسی ندارد.» ديديم اين «هيچ احساسی» وطن و مردم را بر باد داد؛ مجددأ مملکت داغان و مردم زجرکشيده مان را بدست ديوانهٔ متنفر از ايران و ايرانی ندهيم.

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب مژگان پورمحسن در سایت پژواک ایران 

*هموطنان مخالف رژيم، همديگر را پشتيبانی کنيم  [2018 Sep] 
*نوشتاری دررابطه با بيانات خانم فرشته هدايتی  [2018 Aug] 
*مردم کجا و حکومت کجا واپوزيسيون ها کجا [2018 Aug] 
*ايدئولوژی رجوی در نوک پيکان تکامل  [2018 Jul] 
*« مشگل اصلی دوران همانا مشگل جنسی است»  [2018 Jul] 
*یک تاريخ درد گفته نشده  [2018 Jun] 
*تلاقی نئوليبراليسم و رژيم آخوندی  [2018 Jun] 
*چشممان به جمال مجاهدی روشن!  [2018 May] 
*چند نکته در امرفتوحات های رهايی بخش رجوی  [2018 Apr] 
*فتح قله های رهايی توسط چند هزار اسير  [2018 Apr] 
*پس از رقص رهايی نوبت قلهٔ رهايی است!  [2018 Apr] 
*دگرديسی تا به کجا؟  [2018 Apr] 
*رقص رهايی بر بالای دار  [2018 Apr] 
*اسلام و تشيع و ما ايرانيان  [2018 Mar] 
*کشتن آرزوها چه حکمی دارد؟  [2018 Feb] 
*آيا دردِ مردم ايران نبودن آلترناتيو است؟ [2018 Jan] 
*ملت ايران سرفراز ایستاده است  [2018 Jan] 
*اخلاقیات آخوندی و اخلاقیات گروه رجوی [2017 Dec] 
*انسان فروشی دستاورد حکومت آخوندها [2017 Nov] 
*بشر ثابت کرده هیچ چیز مقدّس نیست [2017 Nov] 
*الله و پیامبر و آخوند در جنگ با ما زنان ایرانی  [2017 Oct] 
*آتنا، اهورا، ایران با هویت آخوندی  [2017 Oct] 
*قرآن و ما زنان ایرانی [2017 Oct] 
*اخلاق و معنویت محصول فکری بشر است  [2017 Oct] 
*قرآن و ما زنان ایرانی  [2017 Sep] 
*قرآن و تضادهایش  [2017 Sep] 
*قرآن و ما زنان ایرانی  [2017 Sep] 
*معنویّت در قرآن [2017 Sep] 
*قرآن و اسلام و ما زنان ایرانی [2017 Sep] 
*تغيیر قرآن و اسلام توسط ایرانیان  [2017 Sep] 
*قرآن ما و لباسهای نو پادشاه [2017 Aug] 
*قرآن نه کتابی اخلاقی. نه معنوی.تضادهای قرآن بیش ازآیه هایش می باشد! (قسمت‌های اول تا هفتم) [2017 Aug] 
*تضادهای قرآن بیش از آیاتش می باشد! (بخش سوّم)  [2017 Aug] 
*تضادهای قرآن بیش از آیه هایش می باشد! ( قسمت دوّم)‏‎  [2017 Aug] 
*تضادهای قرآن بیش ازآیه هایش می باشد! ( قسمت اوّل)  [2017 Aug] 
*خدای یکتای توحیدی دانا ترست یا شیطان؟  [2017 Aug] 
*خدای ادیان «توحیدی» از بشرش کمتر است [2017 Aug] 
*مگر خداوند انسان است؟ [2017 Aug] 
*خداوند ادیان توحیدی، کلامی با آقای یغمايی و تلویزیون میهن [2017 Jul] 
*ترکی الفیصل مرد جدید گروه رجوی [2016 Jul] 
*بیشعوری و بی فرهنگی مسعود و مریم رجوی [2016 Jan] 
*عیاران [2016 Jan] 
*جنگ مردم با رژیم آخوندی  [2015 Jul] 
*دمکراسی و مبارزهٔ مسلحانهٔ چریک مخفی ـ قسمت آخر [2015 Jul] 
*دمکراسی و سازمانهای چریک مخفی ـ قسمت چهارم  [2015 Jul] 
*دمکراسی و مبارزهٔ چریک مخفی ـ قسمت سوّم [2015 Jul] 
*دمکراسی و مبارزهٔ چریک مخفی درایران ـ قسمت دوّم [2015 Jul] 
* دمکراسی خواهی درمبارزهٔ مسلحانهٔ و زندگی مخفی چریکی ! [2015 Jul] 
*از محمّد حنیف نژاد تا مسعود و مریم رجوی [2015 Mar] 
*کلامی با اعضاء فعلی و سابق گروه رجوی  [2015 Feb] 
*آنها که جان خویش را فدای خلق قهرمان کردند و آنها که خلق قهرمان را فدای جان خویش نمودند [2015 Feb] 
*اگر نخواهیم حقّ و نا حقّ را بهم گره بزنیم (۲ ) [2015 Jan] 
*اگرنخواهیم حق و نا حق را بیکدیگر گره بزنیم [2015 Jan] 
*تبریک به خانواده های رهاشدگان از زندان لیبرتی و ایرانیانِ مخالف آخوند ها [2014 Dec] 
*تبریک به خانواده و دوست دارانِ زندانیانِ جُسته از اسارتِ در عراق [2014 Dec] 
*جهانِ سرمایه و جنگ هیچگونه شرافتی نمی شناسد  [2014 Aug] 
*اسراييل جنایتکارو یهودیان  [2014 Jul] 
*از اوج باورهای انسانی تا سقوط ذلّت بار واقعیت ها [2014 Apr] 
*هشدار! [2014 Mar] 
*سؤال وجواب [2014 Feb] 
*سرنگونی آخوند ها چه شد؟ ( قسمت چهارم ) [2014 Feb] 
*کلامی با خانم شقایق ـ ع ( بخش آخر) [2014 Feb] 
*کلامی با خانم شقایق ـ ع ( بخش دوّم)  [2014 Feb] 
*کلامی با خانم شقایق ـ ع از ایران [2014 Feb] 
*سرنگونی آخوندها چه شد؟ ( بخش سوّم) [2014 Feb] 
*سرنگونی رژیم آخوندها چه شد؟ (بخش دوّم ) [2014 Feb] 
*سرنگونی رژیم آخوندها چه شد؟ (بخش اوّل) [2014 Feb] 
*رابطهٔ انتقاد با پروژهٔ سرنگونی آخوندها [2014 Feb] 
*انتقاد در فرهنگ ما ایرانیان [2014 Feb] 
*حالا سکوت کنید، شما نمیدانید، به خون شهدا خیانت نکنید! [2014 Feb] 
*ما ایرانیانِ خارج از کشور به کدام سو می رویم؟ [2014 Jan] 
*ادب را از که آموختی؟ از بی ادبان [2014 Jan] 
*توان مدیریت یا رهبری سیاسی بحران حیات گروه رجوی [2014 Jan] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت آخر [2014 Jan] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت هفتم [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست قسمت ـ ششم [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت پنجم  [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت چهارم [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست ـ قسمت سوّم  [2013 Dec] 
* ما ایرانیان وسیاست ـ قسمت دوّم  [2013 Dec] 
*ما ایرانیان و سیاست  [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت هشتم** [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت هفتم [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت ششم ملی گرایی وعاطفهٔ ایرانی [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت پنجم  [2013 Dec] 
*آیا اعتصاب غذای نا محدود مبارزه با رژیم آخوندیست؟  [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت چهارم [2013 Dec] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ قسمت سوّم [2013 Nov] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست ـ بخش دوم [2013 Nov] 
*ولایت ناپذیری گناه ماست [2013 Nov] 
*به زجر کش کردن افراد تا مرگ پایان دهید [2013 Nov]