يك شعار و يك سوال
امیر خوش سرور
از آنچه از دونان به منت خواستي
بر تن افزودن و از جان كاستي
شارلاتان هاي اصلاح طلب يكبار ديگر و به دليل عدم وجود يك نيروي راديكال در فضاي زيست جمعي ايرانيان داخل كشور، امكان مناسبي (و البته موقتي) يافتند تا با دروغ پردازي و فريب توده هاي مردم تحركات گسترده اي را دامن بزنند. اما فراتر از ادعاهاي شداد و غلاظِ گرگهاي در پوشش ميش درآمده، بسياري از ناظران سياسي، بروز ماهيت ارتجاعي اين جناح به اصطلاح ميانه رو را شاهد بودند.
بي ترديد سير نزولي مدعيان اصلاحات از طرح ادعاهايي چون "توسعه سياسي" و "جامعه مدني" تا شعار به غايت پوپوليستي " يك يا حسين؛ تا مير حسين" يكي از معدود نمودهاي بروز ماهيت ارتجاعي اين جناح حكومتي است.
همان طور كه مي دانيم شعارهايي كه در اين چند روز توسط مردم مطرح شده است از يك ويژگي بارزي برخوردار بوده است. در واقع ما با دو نوع شعار و با دو ماهيت متفاوت مواجه بوده ايم. طبيعتاً در فضاي توأم با شور و هيجان موجود، پس از سالها سركوب سيستماتيك، اين كه چه شعاري و با چه ماهيتي بيان مي شود مورد توجه عوام قرار نمي گيرد.
1)شعارهايي كه مردم به صورت خودجوش و با توجه به فضاي به وجود آمده بيان مي كردند.
شعارهاي مردمي به قرار ذيل است:
توپ، تانگ، بسيجي، ديگر اثر ندارد
توپ، تانگ، طالبي، چه دكتر جالبي
مرگ بر ديكتاتور؛ چه شاه باشه چه دكتر
اتل متل توتوله، ديكتاتور كوتوله
بسيجي حيا كن؛ مفت خوري رو رها كن
اكبر شاه، اكبر شاه؛ مرگ بر شاه
يه هفته، دو هفته، احمدي حموم نرفته
نصر من الله و فتح القريب، مرگ بر اين دولت مردم فريب
2)شعارهايي كه توسط ستادهاي انتخاباتي متناسب با سطح نگرش مسئولين ستاد مزبور عرضه شده است. به عنوان مثال يكي از شعارهايي كه پس از ذكر نام زهرا رهنورد و متأثر از گفتمان حاكم بر ستاد مير حسين موسوي بيان شده است به قرار ذيل است:
هر كي كه كم مياره، ناموس وسط مياره
اين نوشتار تأمل مختصري در مورد اين شعار است.
فراتر از جنگ گرگها، در ماهيت اين شعار نمود كاملاً واضحي از نگرش مردسالارانه را شاهد هستيم. گويا زهرا رهنورد كه مورد تهاجم تبليغاتي احمدي نژاد قرار گرفته است (صحت و سقم ادعاي احمدي نژاد موضوع بحث من نيست) هيچ شأن و جايگاهي به جز ناموسِ مير حسين بودن ندارد. در اينجا توهين و يا تهمتي به شخص زهرا رهنورد نشده است بلكه آنچه اتفاق افتاده صرفاً توهين و تهمت به مير حسين، به واسطه به ميان كشيده شدن ناموسش بوده است.
در واقع به صاحبِ زهرا اهانت شده است و نه به خود زهرا!!!
حال با توجه به موارد فوق مي توانيم از امثالي چون مير حسين موسوي، انتظار تغييري هر چند اندك در رابطه با موضوع مشخص زنان داشته باشيم؟
پاسخ به اين سوال بر عهده كساني است كه بدون در نظر گرفتن "محتوا" اسير "شكل" شده اند، پاسخ اين سوال را امسالي چون راقم اين سطور مي داند.
ارتجاع، ارتجاع است؛ "تندرو" و "كندرو" ندارد!
20/3/88
منبع:پژواک ایران