محیط زیست ، فقر جهانی و توسعه پایدار
امیر خوش سرور
حفاظت از محیط زیست آشکارا یکی از اصول شاخص قرن بیست و یکم، به شمار می آید. بی تردید دلایل متعددی را می توان به منظور چرایی این مهم ترسیم نمود. اینکه انسان ها به خاطر مصلحت خودشان باید از محیط زیست حفاظت کنند و یا اینکه محیط زیست ارزش ذاتی دارد، به این معنا که ارزش آن تنها در این نیست که وسیله برآوردن نیازهای انسانی است، چرا که حتی اگر نتواند وسیله ای برای برآوردن نیازهای انسانی باشد، باز هم ارزش خود را از دست نخواهد داد، موضوع چندان حائز اهمیتي محسوب نمی شود. به بیان دیگر گرچه هر دو گروه راهکارهای مدنظر خود را دارند،اما این راهکارها در سپهر راهبرد اساسی فوق موضوعیت می یابد.
حفاظت از محیط زیست آن هم در چارچوب مفهوم توسعه و تئوریهای آن تا جایی پیش رفته است که مفهوم «توسعه پایدار» به مثابه دیالوگ سازنده اقتصاد و محیط زیست از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. این مهم از آنجا نشأت می گیرد که امروز تأثیر متقابل اقتصاد و محیط زیست بر یکدیگر غیرقابل انکار است. به گونه ای که هر تصمیم اقتصادی مستقیماً بر محیط زیست تأثیر می گذارد و سیاست های زیست محیطی نیز اقتصاد را متأثر می سازد. از همین منظر پرداختن به یکی از چالشهای مهم زیست محیطی ـ گازهای گلخانه ای و رشد فزاینده آنها ـ در صدر دغدغه های فعالین جنبش سبزها و هواداران محیط زیست قرار گرفته است. از سوی دیگر فقر جهانی و مبارزه با آن که معلول سیاست های توسعه ای و یا حداقل همبستگی معنادار با آن است در قالب انگاره های زیست محیطی جایگاه درخور توجهی را به خود اختصاص داده، لذا برخی صاحبنظران بر این باورند که فقر با محیط زیست رابطه ای تنگاتنگ دارد به طوری که در کشورهای فقیر حفظ محیط زیست محلی از اعراب ندارد. از همین روست که در کشورهای توسعه یافته که به نوعی توسعه پایدار دست یافته اند محیط زیست از جایگاه والایی برخوردار است. در یک عبارت می توان گفت در کشورهای فقیر محیط زیست رها شده اما در کشورهای توسعه یافته وضعیت محیط زیست مورد توجه است و در کشورهای درحال توسعه غیر فقیر تلاش می شود محیط زیست جایگاه خود را بازیابد.
همانطور که ذکر شد یکی از قابل ملاحظه ترین مسائل زیست محیطی، انتشار و رشد فزاینده غلظت گازهای گلخانه ای در جو است. دکتر پی نین تی کریشنارائو معتقد است احتمال آنکه براساس آمار طی 500 سال آینده یک شهاب سنگ بزرگ با کره زمین برخورد کرده و آن را نابود کند وجود دارد، اما آثار مخرب دوبرابر شدن گازهای گلخانه ای که طی 50 سال آینده کره زمین را به شدت تهدید خواهد کرد بسیار واقعی تر است.
گازهای گلخانه ای که مهم ترین دلیل تأثیر انسان بر گرم شدن زمین می باشد شامل بخار آب، دی اکسید نیتروژن، دی اکسید کربن، و متان است. جزءاصلی گازهایی که برآورد شده و منجر به بروز اثر گلخانه ای و گرم شدن کره زمین می شوند، دی اکسید کربن است. مهمترین فعالیت های مولد این گازها شامل بخش تولید و مصرف انرژی خصوصا مصرف سوخت های فسیلی نظیر نفت، گاز و ذغال سنگ است. در سال 1992 میلادی، کل انتشار گاز دی اکسید کربن جهان بالغ بر 4/26 میلیارد تن در سال بوده است که 84 درصد آن ناشی از فعالیت های صنعتی بوده است. به همین ترتیب برآورد گردیده که انتشار ناشی از فعالیت های صنعتی طی سال های 1972 تا 1992، تا 38 درصد افزایش یافته که ایالات متحده آمریکا با 22 درصد از کل انتشارات در سطح جهان، آلوده کننده ترین کشور بوده است. همچنین مقدار مشابه اي را کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه باعث شده اند.
بیفزاییم که اگرچه در فرایند گرمایش زمین نوک پیکان اتهام به سوی کشورهای پیشرفته صنعتی بویژه ایالات متحده امریکا نشانه رفته است اما کشورهای در حال توسعه از جمله ایران نیز به گونه ای فزاینده بر میزان انتشار این گازها می افزایند. الگوهای غلط مصرف، شیوه های تولید غیر زیست محیطی، فرسودگی بیش از حد وسائط نقلیه موجب می شود تا در آینده ای نه چندان دور ایران نیز با چالش هایی جدی در زمینه انتشار گازهای گلخانه ای در جامعه بین المللی روبه رو شود.
در واقع می توان موضوع را به این صورت مطرح نمود: بشر در طی چند قرن اخیر به ویژه پس از انقلاب صنعتی و اختراع ماشین، با توجه به فعالیت های صنعتی و کشاورزی دستاوردهای عظیمی در عرصه های مختلف به دست آورده و بر بسیاری از مشکلات، بیماریها و موانع سر راه تکامل بشری فائق آمده و متعاقبا سطح قابل قبولی از توسعه و رفاه را برای خود به ارمغان آورده است اگرچه این دستاوردها به شکل نابرابری بین کشورها توزیع شده است و به خلق جهان اول، دوم، سوم و حتی چهارم انجامید و قطب بندی شمال و جنوب را ترسیم نمود، اما این موارد تنها مشکل بشر نبوده و نیست. با شروع انقلاب سبک و شیوه زندگی مردم دگرگون شد و مصرف گرایی رشدی افسانه ای یافت. قبل از آن تعداد گازهای گلخانه ای در جو کم بود، اما با رشد جمعیت و افزایش استفاده از سوخت های فسیلی ترکیب گازهای گلخانه ای از حدود 270 واحد به 367 واحد رسیده است. در واقع بشریت به قیمت نابودی محیط زیست، این دستاوردهای مهم را به دست آورده است. لذا به همراه دستاوردهای مهم علمی، رفاهی و توسعه ای باروند منفی و مخرب زیست محیطی مواجه بوده ایم. از همین روست که فرایند توسعه بدون ارزیابی اثرات زیست محیطی را توسعه ناقص و ناپایدار می داند، زیرا توسعه اقتصادی پایدار فقط با تمرکز بر رشد اقتصادی حاصل نمی شود، بلکه موضوعات مهمی مانند موضوعات زیست محیطی نیز نقش اساسی دارند.
اثرات مخرب گازهای گلخانه ای که دلیل اصلی گرم شدن کره زمین است بر همگان مشخص است: آلودگی هوا، رشد فزاینده بیماریهای قلبی، عروقی و ریوی و ... تغییر الگوی بارش، ذوب شدن یخ های قطبی، افزایش سطح آب دریاها، کاهش فزاینده منابع آب شیرین، کاهش سطح آب دریاچه ها، کاهش منابع غذایی، فرسایش منابع خاک، تخریب جنگل ها و بیابان زایی، نابودی تنوع زیستی و تاثیرات وسیع دیگر بر انسان ها، حیوانات و گیاهان از قبیل خشکسالی، طوفان، سیل، گردباد و ... ، به تمامی موارد فوق بحران شدید مهاجرات را بیفزاید.
تمامی این موارد گویای دلیل نگرانی شدید فعالین جنبش سبزها و هواداران محیط زیست است. زیرا پیش بینی می شود تا سال 2100 دمای کره زمین از یک تا 5/3 درجه سانتی گراد افزایش یابد و این مقدار بیش از تغییرات دما در 10 هزار سال گذشته خواهد بود. از این رو واضح است جامعه جهانی به چه دلیل به فکر ضرورت کنترل و تثبیت گازهای گلخانه ای برآمده، در یک کلام فاجعه ای انسانی در پیش است، فاجعه ای آرام و پیوسته که اگر به منظور برون رفت از بن بست های ناشی از آن چاره ای نیندیشیم فجایعی بدتر از سونامی و سونامی ها در پیش داریم.
در اینجا به دو مورد از فجایع انسانی قرن حاضر به اجمال می پردازیم:
1- کاهش فزاینده منابع آب شیرین: مصرف آب شیرین به سرعت روبه افزایش است و دسترسی به آب در برخی نواحی، احتمالا یکی از مهمترین موضوعات در سال های آتی خواهد شد. یک سوم مردم دنیا در کشورهایی زندگی می کنند که هم اکنون کمبود آب را به طور نسبی و یا شدید تجربه می کنند. این نسبت براساس پیش بینی های جاری جمعیت در 25 سال آینده به نصف یا حتی بیشتر افزایش خواهد یافت. مگر اینکه نهادها مقدار ذخیره یا تخصیص آب را تغییر دهند. در سال 1995 بیش از یک میلیارد نفر در کشورهایی با درآمد کم و متوسط و 50 میلیون نفر در کشورهای با درآمد بالا، فاقد دسترسی به آب سالم برای نوشیدن، بهداشت شخصی و استفاده های دیگر بودند.
2- بحران مهاجرت: بحرانی که نشات گرفته از استثمار توامان طبیعت و انسان است. برخی از صاحبنظران معتقدند مهاجرت های ناشی از تخریب بی امان محیط زیست و اثرات مخرب آن حتی بیش از آنچه در جنگ جهانی دوم دخ داده می شود تا آنجا که براساس پیش بینی ها، این تغییرات آب و هوایی بیش از یک میلیارد نفر را آواره می کند. براساس گزارش هیات بین المللی سازمان ملل (IPCC) تا سال 2080 یک تا سه میلیارد نفر با کمبود آب، دویست یا ششصد میلیون نفر با گرسنگی و دو تا هفت میلیون نفر در سال با سیلاب ساحلی مواجه خواهند شد. جالب آن است که این فجایع چندان دامان پاک! کشورهای صنعتی که بانیان این وضع وحشتناک هستند را نمی آلاید، بلکه آنچه در حال وقوع است گریبان محروم ترین و فقیرترین کشورهای جهان را خواهد گرفت، سودان، کلمبیا، اوگاندا، برمه، سریلانکا، مالی ... این در حالی است که هم اکنون 155 میلیون نفر به خاطر جنگ، بلایای طبیعی که چندان هم طبیعی نیستند و طرح های توسعه آواره هستند.
چهره بدهیبت و بی قواره فقر جهانی و بحران شدید مهاجرت دیدگان پرمهرتان را نمی آزارد؟
خوشا به حال قاچاقچیان انسان، مواد مخدر و سلاح که از وضعیت به وجود آمده و پیش رو چه منافع هنگفت مالی نصیبشان می شود، خوشا به حال دست اندرکاران پرسود سکس که چه انسانهای شریفی را در منجلاب تباهی بردگی جنس وامی نهند، خوشا به حال جنگاوران قاره سیاه که بر سر هیچ و فی الواقع هیچ بر سر هم می کوبند. خوشا به حال راست های اروپایی که از اخراج و نفی مهاجرین دم می زنند و خوشا به حال ... راستی ما با مهاجرین افغانی چه کرده ایم؟
دقيقاً در همين جاست كه مفهوم توسعه پايدار موضوعيت مي يابد. توسعه پايدار در زماني مطرح مي شود كه مردم جهان بيش از پيش در مورد گرم شدن زمين و اثرات مخرب آن نگران مي شوند. از سوي ديگر سرمايه داري جهاني با تمامي ترفندهاي موجود و حتي خلاقانه سعي در متقاعد ساختن آنها به اين موضوع دارند كه حفاظت از محيط زيست و سرمايه داري تقابلي با يكديگر ندارند. جالب آن است كه نظرياتي نيز در اين مورد مطرح مي كنند مبني بر اينكه فعاليت هاي صنعتي انسان تاثير چنداني بر گرم شدن زمين ندارد و فعاليت هاي ديگري نظير دوره هاي فعاليت خورشيد و پديده هاي زمين شناسي آن قدر قدرتمند هستند كه ديگر جايي را براي تاثير انسان بر دماي متوسط زمين باقي نخواهند گذاشت و يا نظريه كاسبكارانه اي كه معتقد است چنان چه رشد اقتصادي كافي داشته باشيم آن گاه مي توانيم به مسايل زيست محيطي پرداخته و آنها را حل كنيم. اين در حالي است كه هر دو نظريه باتوجه به شواهد و قرائن موجود، بي اعتبار است. تحقيقات در موسسه اقيانوس شناسي آمريكا نشان داده كه نمودارهاي فعاليت هاي بشري مثلا نمودار ميزان دي اكسيد كربن در جو با افزايش دماي زمين منطبق است. در مورد نظريه دوم نيز در حالي كه رشد اقتصادي و ثروت انباشته شده در جهان، به همان نسبت ميزان تخريب واقعي و بلاياي قريب الوقوع آن بيش از تمام دوران گذشته است. از سوي ديگر به موازات ثروت، فقر عمومي گسترش يافته و شمار فقيران در جهان بيش از تمام جمعيت جهان در 50 يا 60 سال گذشته است. چنانچه در حفاظت از محيط زيست آن قدر صبر كنيم تا به قول آقايان رشد اقتصادي كافي داشته و آن گاه به مسايل زيست محيطي بپردازيم و يا به عبارت ديگر تا فقر آنچنان فراگير شود از انجام آن چه كه در نيم قرن گذشته قادر به انجامش بوديم نيز دور خواهيم افتاد.
از همين منظر به تبيين كلان مفهوم توسعه پايدار خواهيم پرداخت، بي ترديد پرداختن به تمامي وجوه اين مفهوم در حوصله اين مختصر نمي گنجد اما در هر حال شناخت اجمالي آن به گشودگي باب بحث مدد خواهد رساند.
تعريف ناپايداري شايد مشكل تر از بيان نشانه ها و خصوصيات آن است. در واقع اين بحث از مشاهده اختلال ها و ناپايداري هاي وضعيت و روند زيست محيطي كره زمين به علت نقش اصلي فعاليت انسان عليه طبيعت آغاز شده است.با توجه به مؤلفه هاي فوق منظور از پايداري، توازن وضعيت در بيواسفر كره زمين است چه حضور انسان مطرح باشد و چه نباشد. در شرايط حضور بهره برداري انسان پايداري مستلزم اعمال تمهيداتي لازم و كافي است كه هم بهره برداري لازم و هم توان بيواسفر را تضمين كرده و ضمنا استمرار پايداري را براي نسل هاي بعدي نيز ممكن سازد. بنابراين حصول به شرايط بهتر اقتصادي اجتماعي در چارچوب حفظ تنوع زيستي جوامع مختلف و تضمين توازن بيواسفر و بالاخره استمرار اين وضع براي نسل هاي بعدي مستلزم تمهيدات خاص حفاظتي و بهره برداري منابع است.
پايداري بيوفيزيكي بيواسفر بايد در شرايط بهره برداري از منابع و حضور انسان ميسر گردد به علاوه پايداري بايد با اعمال تمهيدات مناسب حفاظتي و بهره وري منابع براي نسل هاي بعدي نيز تضمين گردد. چنين هدفي تنها با اعمال تمهيدات لازم و كافي بهره وري و حفاظت ميسر است. متاسفانه امكان دستيابي به راهكارهاي عملي و مشخص از طريق طرح اين الزامات با ترديد توام است. اما حمايت از مجموع دل نگراني هايي مرتبط با حصول به اين الزامات و بررسي هاي بيشتر در اين زمينه مي تواند مبناي اصلي تعريف و برنامه ريزي در جهت رسيدن به توسعه پايدار باشد.
يك مورد خاص اين چنين كه براي تعريف رهيافت و راهكار عملي در چندين جهت و از چندين بعد توانايي پيگيري دارد چنين بيان شده است:
«مفهوم توسعه پايدار را مي توان به عنوان شيوه اي از حفاظت و بهره وري مناسب از عملكردهاي ارائه شده توسط اكوسيستم هاي طبيعي و بيواسفر كره زمين تعريف كرد (بهره برداري از كالا و خدمات ارائه شده توسط طبيعت). برعكس آن و شرايط عدم پايداري، بهره برداري هاي انساني بيش از ظرفيت برد و توان پايداري اكولوژيك عرضه خدمات و كالاها توسط بيواسفر است. اين در حالي است كه در عين حال مي دانيم حتي بدون توجه به ابعاد پايداري و توسعه پايدار بدون رعايت ابعاد مناسب حفاظتي هرگز نمي توان از عملكردهاي بالقوه محيط زيست بيواسفر به صورتي كامل و صحيح برخوردار گرديد.» به بيان ديگر توسعه پايدار توسعه اي است كه نيازهاي اوليه جامعه معاصر را بدون از دست دادن توانايي هاي رفع نياز در نسل هاي بعد تامين كند. در اين ميان دو مفهوم كليدي وجود دارد: مفهوم «نياز» به ويژه نيازهاي اوليه (فقيرترين) افراد جهان، كه اولويت بسيار زيادي به آن داده مي شود و مفهوم «محدوديت ها» در ارتباط با توان محيط زيست از نظر رفع نيازهاي جاري و آتي جامعه جهاني كه به علاوه با نارسايي هاي نهادي، اجتماعي و فناوري در بهره وري از اين توان محدود نيز روبرو مي باشيم. اين بيان در سطح كلان تعريفي مناسب و فراگير خواهد بود. مساله توزيع عادلانه منابع ميان نسل هاي متوالي به وضوح مطرح است و به همين علت برخي جوامع جهاني اشاره داشته و بر آن تاكيد مي گردد.
اهميت اين قضايا تا حدي است كه اجلاس اخير هشت كشور صنعتي جهان (G8) را تحت الشعاع قرار داد تا جايي كه به رويارويي آشكار كشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريكا منجر شد. اين درحالي است كه آمريكا به تنهايي بيش از 50 درصد گازهاي گلخانه اي جهان را توليد مي كند! جالب آن است كه معاهده كيوتو كه امضا كنندگان خود را به كنترل روند توليد گازهاي گلخانه اي متعهد مي سازد نيز راه به جايي نبرده است. دليل آن واضح است، آمريكا حاضر به امضاء اين معاهده جهاني نيست و يقينا بدون حضور بزرگترين كشور آلوده كننده محيط زيست، تمامي تلاش ها با نقص آشكاري مواجه خواهند بود.
از سوي ديگر فرايند گرم شدن زمين به حدي فعالان محيط زيست و مسئولان جهاني را نگران كرده است كه «بان كي مون» دبير كل سازمان ملل متحد، پيام خود به مناسبت روز جهاني محيط زيست را به همين موضوع اختصاص داده است. او در اين پيام اعلام كرد: «توليد گازهاي گلخانه اي ناشي از فعاليت انسان ها، موجب گرم شدن زمين شده و غلظت گاز دي اكسيد كربن در هوا، ظرف 600 هزار سال گذشته به اين حد نبوده و به شدت در حال افزايش است.
دبير كل سازمان ملل متحد با اشاره به روز جهاني محيط زيست با عنوان «يخ درحال ذوب، يك موضوع داغ» و با برشمردن اثرات مخرب گرم شدن زمين توصيه مي كنند:
كشورهاي در حال توسعه مي توانند براي كاهش گازهاي گلخانه اي و بهبود بازدهي انرژي، تلاش بيشتري كنند. آنها مي توانند از توسعه براي كاهش آلودگي محيط زيست در اقتصادهايي كه به سرعت روبه رشد هستند مانند برزيل، چين و هند حمايت كنند.»
در سخنان «بان كي مون» هرچند اشاره اي به نقش آمريكا در توليد گازهاي گلخانه اي و مخالفت اين كشور با پيمان كيوتو نشده است، اما رنگ و بويي از تلاش براي تغيير روند موجود را مي توان مشاهده نمود و اينكه آيا اين تلاش ها در ساختارسرمايه داري جهاني به نتيجه اي مي رسد يا خير مجال ديگري مي طلبد!
منبع:پژواک ایران