دل نوشته های یک کارگر پس از جلسه تعدیل نیرو
امیر خوش سرور
تقدیم به احمد امیری
جغد شوم بد سرشت، بام خانه کارگر را جولانگاه خودنمایی یافت
سرمایه فرار کرد؛
امنیت مطالبه او است
حکم اخراج فلان کارگر فلان بخش فلان شرکت مادر مرده بخش خصوصی صادر شد
حق همیشه با سرمایه دار است؛
تردید نکنید
خواهش می کنم ..... و گرنه .....!
مدیریت محترم اداری فرمود:
"از تمام پرسنل محترم موسسه که حکم تعدیل نیرو دریافت کردند صمیمانه تشکر می کنیم."
مدیریت محترم اداری افزود:
"همه شما خوب بودید اما ما مجبور بودیم. امیدوارم شرایط را درک کنید."
شرایط درک شد!
یک کارگر از تمام همکارانش حلالیت طلبید
یک کارگر به فکر نماز مغرب و عشاء است، مبادا قضا شود
یک کارگر معتقد است "غم حسین ما را بس"
یک کارگر به جلد کتاب "عصر ظهور" چشم می دوخت
یک کارگر در حال قرائت جوک سکسی برای کارگر بغلی است
یک کارگر در فکر اندام خوش تراش کارگر زن روبروست
یک کارگر برای جلب رضایت مدیریت محترم اداری، خودش را به گه می کشد تا شیرین شود
یک کارگر چرند می نویسد تا بگوید هنوز زنده است، هنوز نیروی کار ارزان قیمت است،
هنوز می توانید استثمارش کنید
به جلال و جبروت الهی سوگند!!!
.....
یک کارگر شرایط را درک نکرد
چون و چرا کرد
سکوت بر جلسه سایه افکند
مدیریت محترم اداری با معاونت محترم اداری پچ پچ کرد
کارگر گستاخ است،
جسور است،
وقیح است
یکی گفت: "برای سلامتی خودتون و خانواده هاتون صلوات بفرستید."
فرستادند.
فضای جلسه تلطیف شد
اما .....
کارگر گستاخِ جسورِ وقیح ول کن نیست
او قصد دارد با حکم اخراجِِ پیچیده شده در زرورق "تعدیل نیرو"، کون ریده اش را پاک کند
او سوسیالیست نیست
او مارکسیسم را نمی شناسد
او تضاد اصلی و فرعی و عمده را به تخم چپش می گیرد
او هنوز معتقد است کمونیست یعنی خدا نیست
او نماز می خواند، روزه می گیرد، احیاناً زنش چادری است
.....
او غم نان دارد، من هم دارم، شاید شما هم داشته باشید ..... شرایط را درک می کنید؟!
بگذریم!!!
***
.....
در ولایت فرنگ اما
فلان کمونیست صاحب نام، شیر فلکه را باز می کند تا رقیب خود را ریده مال کند و بالعکس
- تضاد طبقاتی - (!)
سرود انترناسیونال .....
27 / بهمن/ 1389
شب همان روزی که گفتند دیگر نیا
منبع:پژواک ایران