جناب دولت آبادی اشتباه را با اشتباه مجدد تصحيح نمیکنند
عباس علیآبادی
در چند روز اخیر یکی از نگرانی های اهل فرهنگ این بود که محمود دولت آبادی هم بخواهد پاسخی هم چون سروش به یاداشت او بدهد و این دور باطل ادامه داشته باشد ، اما او امروز با انتشار پاسخی به این نگرانی ها پایان داد و نشان داد که مصلحت عمومی را بر مصلحت فردی اش مقدم می داند.
محمود دولت آبادی در گفت و گو با کلمه سبز در این باره گفت: «من ترجیح می دهم سکوت کنم . چون اولا شان و اعتبار من فراتر از این است که بخواهم نسبت به هر حرکت و سخنی موضع گیری داشته باشم و از سوی دیگر ، این اتفاق نشان دهنده یک سری نکات بود که واکاوی آن ها در مجال امروز و فردا نمی گنجد. این بررسی باید زمانی بعد از انتخابات صورت بگیرد . یعنی زمانی که تب و تاب ها فروکش کرده و حاشیه ها به کنار رانده شوند.»
دولت آبادی همچنین معتقد است که نفس چنین برخوردهایی اگرچه برخاسته از یک فضای ملتهب سیاسی است ، اما لزوما نباید پاسخی همراه داشته باشد، چون در میانه این ماجرا موضوع اصلی گم می شود و همه سرگرم بازی با حاشیه هایی می شویم که از درجه اعتبار و اهمیت برخوردار نیستند.
محمود دولت آبادی به منتقدان خارج نشینش هم اشاره ای کرده و گفته است: «دوستان خارج از کشور ما که من همیشه با احترام از آن ها یاد کرده ام بیش تر به جای این که اهل تعمق و تامل باشند ، شتابزده و عجولانه رفتار کنند تا بتوانند به کسی بهتانی بزنند و من از این رفتار حیرت می کنم . مثلا میرزا آقا عسگری مرا متهم کرده که به سوی کسی یا کسانی دست دراز کرده ام . من اگر اهل دست دراز کردن به سوی کسی بودم به پیشنهادهایی که این 30 سال از طرف برخی مقامات به من شده بود پاسخ مثبت می دادم . اما حالا چرا باید دست به سوی کسی دراز کنم؟ که وزارت و وکالت بخواهم؟ آن هم در آستانه 70 سالگی؟ من بارها در مصاحبه هایم گفته ام که قلندری خود را به سلطنت فرضی ترجیح می دهم.»
دولت آبادی همچنین گفته است: «این دوستان اگر این قدر تحمل ندارند که یک متنی را بخوانند و بعد در موردش قضاوت کنند ، من فقط یک نکته به آن ها می گویم. دوستان عزیز 4 میلیون نفر از ایران رفته اند. این اکسدوس ایران بوده . در حمله اعراب نسبت به جمعیت این قدر آدم به هند نرفت . اما سوال من از شما این است که در میان این 4 میلیون فقط 40 نفر می توانید پیدا کنید که یک صدا داشته باشند؟ وقتی شما فاقد چنین چیزی هستید ، وقتی شما هیچ محورنظری ، عملی ، اجتماعی و فرهنگی واحد ندارید ، دیگر به ما چکار دارید؟ ما در بستر خودمان حرکت می کنیم و با تشخیص خودمان عمل می کنیم . متاسفانه ما دچار انوع و اقسام جزمیت ها در داخل و خارج هستیم و افراد حرف هایی به شخص می زنند که خودشان هم می دانند بهتان است ولی به هر حال همگی از خط اعتدال خارج شده اند و این مایه تاسف است.»
سايت پيک ايران
جناب دولت آبادی اشتباه را با اشتباه مجدد تصحيح نمیکنند
و اما جناب دولت آبادی اشتباه بزرگی مرتکب شده اند که به يکی از مسئولان قتل عام مردم می خواهند رای بدهند. فردی که از ابتدا ی انقلاب با قدم و قلم و سخن و مقام انتصابی و در کنار بالاترين دشمنان مردم تا توانست در تمامی ستم های خمينی جلاد در روزنامه ی خمينی ساخته به مديريت خامنه ای و به سردمداری بهشتی و در پست ۸ ساله ی نخست وزيری خمينی ، شريک اصلی بوده است و درتمام اين سال ها . يا مويد تجاوز و غارت و قتل عام ها بوده است و يا به حسب ظاهر سکوت پيشه کرده است . و حالا از آب نمک در آمده تا به امر خامنه ای بيشتر مردم کشی و وطن فروشی راه بيندازد. راستی جناب دولت آبادی نميداند اين چهارتن عروسک خيمه شب بازی هستند و هيچ اختياری از خودشان ندارند؟ اينهمه سالها چه خاکی بسر خودشان کرده اند که حالا بخواهند نظر مساعدت نسبت به ملت در بند و زنجير ايران داشته باشند؟
مگر خاتمی آنهمه کبکبه و دبدبه نداشت با ياری رای و حمايت استعمار و تبليغات وسيع و مثبت روشنفکران داخل و خارج کشور ، آنهم به مدت هشت سال تمام ؟ آيا به غير فريب ملت و دنيا و قتل و غارت، چيزی هم نصيب ملت کرده است، که خودش با صدای رسا اعلان کرده بود که بيش از يک آبدار چی خامنه ای نبوده است. حالا اين عمله های مقام عظما چه ميتوانند بکنند ، که حضرتعالی بميدان آمده ايد و موسوی قاتل را تاييد ميکنيد ؟ مگر شما نوری زاده هستيد يا بهنود و امثال اين دل چند جايان که پا پرهنه به ميدان شعبده بازی مقام عظما می آييد و می گوييد از چهار ميليون تبعيدی چهل نفر هم يک فکر نيستند ؟
اگر براستی اينطور هست . چرا به اوور حمله شده است ؟ چرا اشرف را بمباران کردند و کشته و زخمی بجای گذاشتند و الآن رزمندگان آزادی را در اشرف زندانی کرده اند ؟ نه ۴۰ يا ۱۰۰ و يا ۱۰۰ نفر را . بلکه ۳۵۰۰ رزمنده را . که گفته اند . / که يک مرد جنگی . / به از صد هزار / . و چرا به دستور و خواهش مقام عظما . اينهارا در ليست تروريستی گذاشته اند ؟ و چرا هر روز معرکه گيران جمعه بازار عليه شان عر عر ميکنند و حاضرند تمام امتيازات را به همين استعمارگران بدهند تا کلک شان را بکنند ؟ . اگر ۴۰ تا همفکر درميان اين ۴ مليون نيستند . پس اينهمه سفارش مقام عظما به عراق و شرق و غرب برای چيست ؟
جناب نويسنده ی شهير شما به قلم و نظر امثال جناب دکتر ملکی نگاه کنيد و پاسخ تان را دريافت کنيد . اين مرد بزرگ هم مثل شما پر سن و سال است و سابقه ی زندان هم دارد با تمام شکنجه ای که شده است اما دست از افشاگری بر نميدارد . چون مثل شما روشنفکر و فرهيخته و درد کشيده است و مسئول.
شما چرا مثل آقای سروش به عروسک های کوکی ارتجاع رای ميدهيد ؟
آيا پس از ۳۰ سال بزن و ببند و بگير و بکش و غارت اموال عمومی و تجاوز به نواميس مردم ، هنوز متوجه نشده ايد که صاحب قدرت کيست و اين بازی انتخاباتی فرمايشی هست؟
حالا ارتکاب خطای بزرگ تان کم بوده است که از تبعيديان هم طلبکار شده ايد؟
بفرض محال دشمنان متحد و فعال رژيم آدمکش حاکم بر ايران ۴۰ نفر هم نباشند . آيا دليل ميشود که امثال شما آدمهای فرهيخته ، بجای نه گفتن به خيمه شب بازی رژيم خون آشام و در کنار مردم بودن . قاتلان را تطهير کنيد ؟
منبع:پژواک ایران