آی آدمها
عباس علیآبادی
آی آدم ها
که در ساحل نشسته
شاد و خندانید
یک هزار زن
چند هزار مرد
اهل ایثار و فدا
از سوی ایران
از جان ملت
در میان آتش و خون
سخت در بندند
حصار ظالمان
بر دور شان
تنگ تر گشتست
مشت ها
با آهن و پولاد اهریمن
مصاف آخرین را
میکند فریاد
و دست ارتجاع
بیگانگان
در این جنایت
هست پیدا
...
آی آدمها
که در ساحل نشسته
شاد و خندانید
میشنوید
فر یاد شیران را
زنان
مردان
جوانان وطن را
که هستند
اسیر چنگ دشمن ها!؟
چرا ساکت
خموش و
بی خیال هستید !؟
چرا فریاد خود را
بر سر ظا لم
نمیبارید
چون باران
چون سیل
چو طوفان!؟
تو ای روشن ضمیر
ای زن و
مرد وطنخواه نشسته در دل تبعید !؟
صدای اشرف ایستاده در روی خمینی
همه فریاد خلق در زنجیر ایران است
که سی سال تمام
همچون گذشته
زیر تیغ ظلم ظالم هست
زیر تیخ فقر و فحشای استبداد حاکم
گر نپایی حرمت خویش
ارزش ارزشهای نامدار خویشتن
تا ابد
در قعر رنج و
درد و
تبعید
غرق خواهی بود
و د یگربار
بی نان و
آب و
آزادی
اسیر بدترین ها
در وطن
در کوی بیگانه
که هردو
زهر جانند
سوهان روحت
ای تو خواهر
ای برادر
ای رفیق
ای هموطن
با هر تفکر
خیزشی
از بهر خود
از بهر فرزندان
برای کشور و
مردم
که این
تنها ترین راه هست
برای ماندگاری
آدمیت
ماندنت
چونان بشر
بر روی این خاک پر از رنج و
پر از شادی
...
آی آدم ها
آی آدم ها
آی آ دم ها
منبع:پژواک ایران