گزارش هفتگی احمدینژاد
عباس علیآبادی
جمعه ـ ... طبق معمول سنواتی امروز را در خدمت منزل و نزد سفره ی چرب و نرمش مهمان بوديم. اطعمه و اشربه ی منزل مخدره ی مان حرف ندارد. جای دوستان خالی که در سفر های چين و ماچين هم ما از منزل استفاده ی کامل مينماييم که حاسدان و فاسدان را خوش نيايد و کل عالم از لذت های مدام شکمی ما انگشت حيرت و حسرت به دندان ميگزند. راستش ما در اشربه و اطعمه چنان اهل افراطيم که پس از خوردن و نوشيدن. بسيار سنگين ميشويم و سر سفره ی رنگين منزل محترمه. چنان بخواب عميق فرو ميرويم که مثل هميشه از جمعه بازار جور و جنايت و از خطبه های نفاق افکن و دروغپردازی محروم ميشويم . بدون هيچ حزن و آه و افسوس و حساب پس دادنی...
////////////////////////
شنبه ـ ... امروز دم دمای غروب از خواب برخاستيم و دست و رو را شسته و منزل به ما سلام دادند و عصرانه را حاضر کردند و لباس و کفش و شال فلسطينی را آماده کردند و لباس پوشيديم و فی الفور به دربار ولايت مطلقه سرازير شديم و سلام نداده سو رو سات مقام عظما را رديف کرديم و وافور طلائی را با مواد درجه يک افغانی به دهان مبارک شان چسبانديم و لول شان کرديم و گزارش محکوميت های پی در پی و افت قيمت نفت سياه برزنگی بد بورا هم نزد حضرت شان تخليه کرديم و کلی شادی کرديم و افت اقبال مان را بفال نيک گرفتيم و دعای حراج را خوانديم و مرخص شديم و چون هميشه پشتيبانی مقام عظمای ولايت مطلقه را کسب کرديم و کمر بند را شل تر فرموده و به دفترمان تشريف برديم برای سخنرانی بعدی...
////////////////
يکشنبه ـ امروز روز جمعه ی کفار و مشرکين ميباشد که ما بايد انقدر مگس بپرانيم تا دکاکين باز شوند و محتاج نفت و گاز شوند. و احتمالا با قيمت کمتری نفت سياه بو گندوی بی ارزش را از ما بخرند . البته ما درس مان را از حفظيم که چگونه چوب حراج را بمال ملت بزنيم و کلاه گشادی سر استعمار و استکبار سرخ و آبی بگذ اريم.هرچه ارزانتر. زندگی بهتر . که اين از درس های دانشگاهی ما بود بر روال اقتصاد مال خراست امام خاکشير شده . و مقام مطلق و عظمای ولايت که بدون آن امام گوربگوری و اين ولايت شيره ای. دنيا نميتواند روی پای خودش بند شود. چون اگر اين دو مرده و زنده ی عظما نباشند ما کجا و وصف ويتانا کجا!؟...
/////////////////////////////////
دوشنبه ـ امروز هم کمی بکار ها ی مان سرو سامان داديم البته بعد از تلفن به رفيق چاورز عزيز و برادر آ سيد نصر الله مريض و ديگر کفار و مشرکان چينی و کوبايی که جان و جانان ما هستند و ملت شان بيش از ملت ما به گردن ما حق دارند . چون هرچه از ماست بر ماست و هرچه بيگانه است دوستدار ما. و ما برای همين برای دولت های سوريه و مردم آسيد نصرالله و ملت چاورز. خانه و زايشگاه و دانشگاه و پل و پالايشگاه ميسازيم تا در حال فلاکت بما ياری برسانند.مثل آمريکا که آخر عمر شاه ما به او ياری دادند و از کشور فراری دادند و به دوستانش کلی گريه و زاری دادند...
/////////////////////////
سه شنبه ـ در اين روز فرخنده . هرچه زور و اسلحه داشتيم در سراسر پايتخت پخش کرديم تا خواهران و برادران بسيجی مواظب تخت و بخت مقام ولايت مطلق عظما باشند...
/////////////////
چهار شنبه ـ امروز در هر چهار راهی چند تا دار کاشتيم و مردم کوچه و بازار را بدار کشيديم تا ولايت مطلقه بتوانند براحتی پکی به مواد اعلای افغانی بزنند و لول لول شوند و از ما و دولت ما راضی تر شوند و به دهان رسمن جانی و آبدار چی بزدل بزنند و مارا و خيال مارا از شرکا راحت فرمايند و ما بتوانيم با سخنرانی های داغ مان تن استکبار جهانی بلر زانيم و و قيمت کالای بی قيمت نفت و گاز را پائين تر بياوريم تا بتوانيم به ملت ايران بيشتر کمک بکنيم تا فقير تر شوند و ظهور حضرت ولايت عظمای بعدی . شايد هم تمساح يزدی نزديک تر شود . چون اين ولايت مطلقه دارد از دست می رود و راهی دوزخ دانی امام خفته در مبال ميشود...
////////////////////////
پنجشنبه ـ روز جالبناکی بود که با چاقوی زنجان در ميان بسيجی های هميشه در صحنه حاضر شديم و آخرين حرف و حديث مقام مطق ولايت عظما را به جهانيان بويژه چند رقيب اصلی و فرعی زديم تا حواس شان را جمع کنند و زحمت چوب لای چرخ قدرت ما شدن را کم کنند . از جمله رسمن جانی و آبدار چی دروغگو و کر وبی سپاسگو و آخوند فريدون بی بته و امثال قالی باف و
ديگر سر چماقدار های همکار و هم مسلک سابق مان که اکنون تبديل به رقبای خطر ناکی شده اند . هرچند همه سروته يک کرباسيم اما بهتر آن ديديم که خودمان ۴سال ديگر سواری بخوريم و باج گير محله باشيم البته با اجازه و با پشتيبانی مخفی و علنی مقام مطلقه و عظمای ولايت گاهی خمار و اغلب لول لول
........
تا هفته ی آينده منتظر گزارش های بی بديل ما باشيد
ا لا حقر جناب دکتر پريز پريده ی هزار تير ...
۲۶ / ۱۱ / ۲۰۰۸
منبع:پژواک ایران