يک خاطره و يک سروده
عباس علیآبادی
سلام خسرو جان
روانت شاد. و ياد و خاطره ات گرامی باد.
نميدانم . ميدانی که . وقتی . شاه قاتل . پيکر پاکت را به گلوله بست
يک جوان مذهبی. بر افروخته شد و شبانه . خود را به شهربانی شهرش رساند. و بر روی ديوار دکان شاه / شهربانی / نوشت.
درود بر گلسرخی شهيد . !؟
و پس از آن به دليلی سياسی دستگير شد. و زير شکنجه مجبور به اعتراف گرديد. و پس از لت و پار کردنش . به لحاظ روحی و جسمی . . در بيدادگاه شاه . به ده سال زندان محکومش کردند. و به علت داشتن پارتی های شاه پرست و بيماری شديد روحی و جسمی . پس از يکسال مجبور به آزاد کردنش شدند. اما. او با تمام بيماری ها و شکنجه شدن هايش . عاشقت بود !؟...
و پس از پيروزی انقلاب . در جنگ ضد ميهنی . جانش را از دست داد.
نميدانم . احمد اولاد اعظمی قاديکلايی را . در آنجا می بينی يا نه !؟
سلام بر هردوتای تان. که دل در گرو مردم محروم تان داشتيد . و سر انجام . در عنفوان جوانی . مجبور به پرواز شديد.
به دست پليد . قدرت تاج و دستار...
و اکنون يک سروده ی انقلابی از . خسرو
..........
يک اگر با يک برابر بود
ا ز . زنده ياد . خسرو گلسرخي
معلم پای تخته داد ميزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسيها
لواشک بين خود تقسيم می کردند
وآن يکی در گوشهای ديگر «جوانان» را ورق می زد.
برای اينکه بيخود هایو هو می کرد و با آن شور بیپايان
تساويهای جبری را نشان میداد
با خطی ناخوانا بروی تختهای کز ظلمتی تاريک
غمگين بود
تساوی را چنين بنوشت : يک با يک برابر است
از ميان جمع شاگردان يکیبرخاست
هميشه يک نفر بايد بپاخيزد...
به آرامی سخن سر داد :
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچهها ناگه به يک سو خيره گشت و
معلم مات بر جا ماند
و او پرسيد : اگر يک فرد انسان ، واحد يک بود
آيا يک با يک برابر بود؟
سکوت مدهشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگين فرياد زد آری برابر بود
:و او با پوزخندی گفت
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پايين بود؟
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آنکه صورت نقره گون ، چون قرص مه میداشت بالا بود
وآن سيه چرده که می ناليد پايين بود؟
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
اين تساوی زير و رو می شد
حال میپرسم يک اگر با يک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده میگرديد؟
يا چهکس ديوار چينها را بنا میکرد؟
يک اگر با يک برابر بود
پس که پشتش زير بار فقر خم میگشت؟
يا که زير ضربه شلاق له میگشت؟
يک اگر با يک برابر بود
پس چهکس آزادگان را در قفس میکرد؟
:معلم نالهآسا گفت
:بچهها در جزوههای خويش بنويسيد
یک با یک برابر نیست........
منبع:پژواک ایران