گزارش هفتگی جناب دکتر محمود احمدی نژاد
عباس علیآبادی
گزارش هفتگی ما خاندان خمينی . جناب دکتر محمود احمدی نژاد
......................
شنبه
.......
ما . شبی داشتيم د يشب که بسيار خمار کننده و طالب رعشه ی بعد از نشئه بوده است. بجان خودم که نه . بل بجان ولايت عظما. ما که کيف کرديم . از اينهمه جوشش و يورش به غزه . چون . هم موشک ما سر انجام به هوا رفت . پس از حزب الله لبنان و هم معلوم شد که ما تکزن هستيم در رابطه با فلسطين و از اين قبايل قضايا . و فضول کار و زندگی ی مردم اقصانقاط دنيا . چون غير از ما خاندان خمينی. هيچ دياری شانه های خسته و زخمی و خونين حماسيان را مالش نمی دهد . البته با موشک های اهدايی .راستی که شبی پربار و شير تو شيری داشتيم . و برای همين وقت نکرديم بلحاظ فيزيکی بداد ملت مظلوم فلسطين برسيم . اگر صهيونيست ها نبودند ما اصلا وجود خارجی نداشتيم.
آن ها ميکوبند و ما ميسازيم مواطن بلاد بيگانه را که در عين بيگانگی يگانه اند و مقلد ولايت عظما که فتوا در کردند . هرکه خونش بر زمين بريزد شهيد است و ميتواند جان برکف هوا پيما و در يا پيما و زمين پيمای پسر عمو های صهيونيست خودرا پذ يرا شوند که غفلت از گناهان کبيره است. و عاشورا هم نزديک و ما آماده ی سينه زنی برای برادران حماس هستيم. و با شعار مرگ بر اين و آن و فلان و ممدان مرغ پخته را سيد خندان خواهيم ساخت. با آتش زدن پرچم های شرقی و غربی و جنوبی و شمالی ...
//////////
يکشنبه
.....
ما از تعطيلات دل پر خونی داريم . چون منزل خيلی ظاهر نميشوند و با منازل د يگر تمرين گفتگوی تمدن ها راه می اندازند با رساله ی عمليه ی مرجع خارج کشوری حضرت مقام عظما . که بسيار طولانی مدت ميشود و ما از بلع و نوش مدام محروم ميشويم که بسيار مخمور کننده است و مجبوريم سری به
دارا لخلافه ی مقام عظما بزنيم و در کنار و حاشيه ی نشئه کردنش از خماری خلاص بشويم . که هر چند مايه ی مباهات است اما دل مان برای هنر آشپز خانه ای ی منزل محترمه ی مکرمه ی محجبه مان لک ميزند...
..........
دوشنبه
/////////
خدمت مالک عراق می رسيم و دستوراتی ديکته ميفرماييم البته به نيابت از سوی حضرت مقام عظما . تا خودشان مستقيم بی حيثيت نشوند. چون ديکته های ما غلط زيادی بسيار دارد و هر بار از صفر بالاتر نمی رود. و گواه صادق مصد قش امضا ی برادر معظم مکرم پريزيدانت بوش است که چون موش . تمام فرمان مقام عظمای مارا ميجود و بريش حضرت شان تف ميکند. و ما در خفا خنده سر ميدهيم و با صدايی رسا اما محزون ميگوييم تف تفی . تف تف تفی...
//////////
سه شنبه
/////
روز خنده داری بود . چون شهدای حماس هنوز به هزار تن نرسيده بود تا ما تسبيح هزار دانه بزنيم برای جيم کردن صهيونيست ها متجاوز. و راستش را بگوييم يا بنويسيم . مقام عظما از کمی کشته شدگان مغموم شدند و ما مجبور شديم . وافور طلايی را به دهان مبارک شان فرو کنيم و دود و دمی از جنس اعلای افغانی راه بيندازيم و خودمان هم به نهايت نشئگی نايل شويم . و بخنديم بريش رهبری مان که مقلدان زائرش در کربلا فقط ۳۵ تن به خون تپيدند و لا اقل به ۷۲ تن نرسيدند تا ما بتوانيم در روز عاشورا يک مصيبت حسابی راه بيندازيم و به پهنای صورت فراخ مان اشک تمساح بريزيم. به هر حال اين کشته های فتاده در غزه و کاظمين به غايت در قلت زبان زد شدند و باعث فرح فراوان ما خاندان خمينی...
///////
چهار شنبه
......
باز آمده يار سر گرازم
تا جسم حقير ا و بسازم
تريا ک بنا ف ا و ببند م
هر جا که روم به او بنازم
ريا نشود که گهگاهی بيت های بياتی از ما صادر ميشود که در کنار مقام عظما عر عری ميفرماييم و مورد تشويق شان واقع ميشويم که صدای بلند احسنت احسنت شان بگوش منزل محترمه مان هم می رسد که خونش را بجوش آورده و بسيار ممنان و متشکر ميشوند منزل مکرمه مان از ولايت عظما که ميخواهند بنده اش همچنان بر سر کار و بار و يار ۴ سال ديگر باقی بمانم تا مابقی حساب های تصفيه ناشده با رسمن جانی و منافق خندان و کروبی سپاسگو را تسويه کنيم و به دنيا حالی کنيم که مقام عظما همچنان با حال هستند و می توانند ميليارد ميليارد خرخ خرابی های نيکاراگوئه و لبنان و غزه و سومالی و سوريه و تمامی بلاد بيگانه را بپردازند. هرچند استعمار و دنيای استکبار بمبارد مان بکند يا نکند اما ما برای بيگانگان هميشه آماده هستيم...
///////
پنجشنبه
.........
ما . در اين روز . بار ديگر . باز . رفتيم نزد مقام عظما و شاکی شديم از دست همپياله های حسود و بزدل و سرمايه دار. که هر روز در افشای ما مسابقه ميدهند و بيش از پيش دست ما را رو ميکنند . بی خبر از اين قضيه که هرچند هرکس مسئول عمل خودش هست اما ما در بست . عمله ی مقام عظما هستيم و . که هرچه ايشان امر بفرمايند ما در اتريش حاضريم و صد تا قاسملو هم باشد . لولو ميشويم و د قمرگش ميکنيم و در قتل های زنجيره ای هم خدمت هزار تا دکتر سامی عليه الرحمه هم می رسيم بدون هيچ تزلزلی . که مرام ما همان مرام شهيد نفله شده جناب شهيد اسلامی يا امامی و يا سعيد جان است که عزيز دردانه ی مقام عظما بود و محرم را ز شان ...
//////////
جمعه
////////////
طبق روش هميشگی مان . در منزل مانديم و از رفتن به جمعه بازار سر باز زديم . و عوضش ده ها ران مرغ گاز زديم . آنهم از دستپخت جناب منزل محجبه مان که همتا ندارند . و از اغذيه های ارزان هم تناول فرموديم در حد ترکيد ن. که سعی کرديم دراز بکشيم و نصيب آمبولانس قراضه نشويم با آن دستگاه های عهد بوقی اش . که بهداشت و درمان مان . به علت ميليارد ها کسری بود جه برای اين نوع ادارات تشريفاتی بوی الر حمن ميدهد .که بسيار برای مزاج ما خطر ناک ا ست .و اين بچه ی شهيد مطهری هم . با پشتيبانی داماد ش که رئيس طويله مان شد ه است . هر روز دارد از ما نکته ميگيرد و به ديکته ما نمره ی بد ميدهد که فقط در حد مدرک دکترای مان ارزش دارد . نه بيشتر.
و ما وقتی از کنار سفره ی پر و پيمان منزل مکرمه مان بر خاستيم که فر مان مقام عظما را لب دهان مان نهادند تا برويم وافور طلايی را به دهان شان فرو کنيم ...
//////////// تا گزارشی ديگر
الاحقر جناب دکتر محمود احمدی نژاد .
منبع:پژواک ایران