گزارش هفتگی محمود احمدی نژاد
عباس علیآبادی
به ياران گفتيم که تيز بشوند روی زنده زنده پوست کندن غاز ها .آنهم سالی سه بار . در کشور کمونيستی سابقکه الآن دمکرات شدند و انتخابات دارند و مثلا ميخواهند جبران مافات کنند.کارم کاری شد و الآن سوئدی ها هم کالای آنکشور را که از پر های غازهای زنده درست ميشود تحريم کرده اند. و ما در تحريم شريک قدری پيدا کرده ايم که غدر مارا می پوشاند و با ما در يک سنگر قرار می گيرد و مهمتر از همه بکش بکش ما هم از ياد ها می رود. و در ضمن ثابت ميشود که مقام عظما هنوز مرجع خارج کشور ی هستند بويژه رهبر بلا منازع کمونيست های سابق که غاز هارا زنده زنده پوست ميکنند . آنهم سالی ۳ بار ...
يک شنبه
................
روز جالبی هست و مارا بسيار خوشحال می کند. چون جهان کفر و زندقه يکسره ساکت است و درب مغازه های شان هم بسته است. و ما ميتوانيم بی سرو صدا دست بکارهايی بزنيم که شاهنشاه سابق خوابش را هم نميديد. مثلا خراب شدن روی بهايی ها و دستگيری دانشجويان بويژه دختر دانشجويی که دوست عزيز و دانشمندم به او بی احترامی کرد و با نقشه گير افتاد و رسوای واقعی جهان شده بود . و يا دستگيری تعدادی از خانم های طرفدار آقای بروجردی که اهل سياست نيست . اما آبروی نداشته ی مقام عظما را برباد داد و به دنيا نشان داد که ما توان تحمل هيچکس به غير از تدارکچی های مقام عظما را نداريم. و همان مقام مطلقه ی وقاحت ما را بس...
دوشنبه
...........
ديگر حوصله ای برای مقام عظما نمانده است و از بس در حال بگير بگير و بزن بزن و بکش و بکش بوديم . نرسيديم به دهان مبارک مقام عظما وافور معروفش را فرو کنيم با مواد اعلای طالبانی. آنهم از نوع تاپ و نابش. تا نشئه بشوند و بگويند بجنبيد که در بار جماران در حال فرو ريختن است و برادران نا تنی هم چشم می زنند اينهمه نشئگی را که مورد حسد منافقان و کفار و مشرکان و مرتدان می باشد. به خصوص آقای اوباما هم دارد دوزاری اش می افتد که با چه کسی بايد گفتگوی تمدن هارا راه بيندازد تا هرچه زودتر ما به مشروعه ی خودمان به تمام و کمال برسيم با موشک های جهان پيما...
سه شنبه
..............
جگر مقام عظما با از ليست خارج شدن منافقين روسی، آمريکايی، التقاطی، مارکسيست اسلامی، صدامی و درهم کوبيده شده و از بين رفته و نيست در جهان، آتش گرفته و زحمت ما بيشتر از پيش که شبانه روز ۲۰ بار بايد سری به خماری اش بزنيم و بسازيم و نشئه يش بکنيم و پول نفت و گاز را سر سفره شان ببريم که چند ميليارد تومان را بپای نشئه کردنش ريختيم و الآن روی رو کردن علت گم شدن اينهمه پول مردم را نداريم و مجبوريم به جناب چاورز و اسد و امثال اين قدرت های جهانی رو بزنيم و چند روزی مهمان سفره شان باشيم و سفره ی دل مان را نزد اين ياران يک طرفه خالی کنيم...
چهارشنبه
................
دل مان برای عبا شکلاتی امتحان پس داده ی مردود شده اصلا تنگ نشده بود اما بفرمان مقام عظما وارد ميدان تدا رکچی شدن شد به اتفاق کروبی و موسوی و شايد ديگران که همه مثل اين الاحقر سروته يک کرباسند و همه مهره های بازی مقام عظما. که راستش هنوز معلوم نيست که کبوتر مقام عظما روی سر چه تدارکچی يی می خواهد بنشيند. ما که هاج و واج و گيج و ويجيم اما همچنان اميد وار به چشمک مقام عظما ...
پنجشنبه
.............
مقام عظما نان را به نرخ روز ميخورد و ممکن است تيپايی به اين الاحقر بزند و عبا شکلاتی و يا يک ريشدار ديگری را بالا ی تخت تدارک بنشانند که راستش فرقی با بنده ی شرمنده ندارند . اين مهم را مردم داخل خوب می دانند . چون سفره های خالی خود را می بينند و بگير و ببند و بزن و بکش هارا. فقط تعداد کمی از خارج نشين ها هنوز دل به عبا شکلاتی و امثالهم دارند و فکر ميکنند که نان شان بيشتر روغنی می شود. البته بقول حافظ ،چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند و روی سر و کول همديگر بالا می روند و بيهوده دست و پا می زنند. هرچند احتمال قوی ميرود که اين الا حقر را ادامه بدهند تا ما بتوانيم با آقای اوبا ما جام زهری بزنيم و همسطح امام راحل بشويم. و تاريخ را دوباره بنويسيم و مابقی را در آتش خشم مقام عظما بسوزانيم . با يک فتوای جديد برای خارج کشوری هايی که می خواهند شريک بخور بخور ما بشوند ...
درود درود درود بر منزل مخدره مان که اين بار سفره ای شاهانه ترتيب دادند که از مغازه های اطراف خانه ی مان جمع و جور کرده بودند با ارزان ترين قيمت ممکن که در دهکده جهانی نمی توانيد فراهم کنيد . و ما با شگرد های خاصی که مثل شکافتن ذره اتم می باشد و بالا ترين کشف دنيای معاصر است کاری کرديم تا در تاريخ بماند و جوان آينده بخواند و اين ارزانی را اشاعه دهد . و ما قصد داريم در حضور منزل مکرمه نکته هايی از اين نبوغ ژنتيکی را بنويسيم و به تاريخ بسپاريم و همچنانکه ميدانيد در اين روز ما تا می توانيم می خوريم و می نوشيم و سر انجام در کنار سفره ی منزل محترمه دراز به دراز می افتيم و به جمعه بازار نمی رويم . و تا ميتوانيم در عالم هپروت ميمانيم و خرناسه مان را به فضا ميفرستيم و مقام عظما را تشنه ی نشئگی مينماييم و از دنيا و ما فيها بی خبر ميشويم . تا روز و روزی از نو ...
تا گزارش هفتگی ی ديگر. احتمالا پس از يکماه تفکر و تدبر و تفرج!!
الا حقر جناب دکتر آق محمود احمدی نژاد...
منبع:پژواک ایران