گزارش هفتگی دکتر محمود احمدی نژاد. منتصب مقام مطلقه ی ولايت
عباس علیآبادی
چهارشنبه
/////////////
ما با اجازه ی مقام عظما. به کفرستان رفتيم تا دنيارا پر از فرياد عدالت و مساوات و برادری کنيم و با برادر اوبامای فاميل بلال حبشی دهان به دهان بشويم تا کمی قلب سياه شان رانرم نماييم و از آن برادر بهتر از بوش بخواهيم که مثل بوش رفيق ما بشود و با حمله به يک کشور کوچک. ما را ياری برساند تا بيشتر سلطنت کنيم و کمی زود تر بمب مان را هوا کنيم. ما حرف هايی خواهيم زد که طبق معمول سنواتی در هيچ دکان عطاری هم پيدا نخواهد شد . و فقط مقام مطلقه را بوجد خواهد آورد . و تمام جهان را جارو خواهد کرد. تا دياری نماند که به مقام عظمای ما چپ چپ نگاه کند. ما هر حرفی داشته باشيم در سازمان دولت ها مصرف خواهيم کرد تا برای بازگشت سبکبال باشيم . گور بابای سياستمداران که بخواهند بما بخندند يا برای ما کف نزنند و يا همه از جلسه فرار کنند . هدف . رضايت مقام عظما هست و ديگران عددی نيستند تا برای شان تره خرد کنيم. ما ميگوييم و ميرويم و همه را سرکار ميگذاريم و به سر کار خود بر ميگرديم و به فرمان ولايت مطلقه . از سرگرم کردن برادر اوباما سود ميجوييم و آرزوی رهبر را بر آورده ميسازيم. و دنيا را مات و مبهوت ميسازيم...
/////////////
پنجشنبه
۰۰۰۰۰۰۰۰۰
مهم نيست که مارا به هتل راه بدهند يا ندهند . ما که سالها پيش خدمت دکتر قاسملو رسيده بوديم . اصلا هتل نداشتيم . با هواپيما به اتريش وارد شديم و موتور سواری کرديم و رفتيم آقای قاسملو را از مذاکرات خسته کننده خلاص کرديم و دوباره موتور سواری کرديم و باز رفتيم هواپيما سوار شديم و رفتيم منزل نزد منزل محجبه . و اغذيه و اشربه ی با مزه و ارزان قيمت را بالا کشيديم و در نمک خوابيديم و پس از اينکه آب ها از آسياب رد شد . ناگهان به فرمان ولايت عظما به رياست منصوب شديم و الآن پنجمين سال است که بگير و ببند راه انداختيم و نان پر روغنش را ميخوريم . با اجازه ی بزرگان ...
........
جمعه
۰۰۰۰۰۰۰۰۰
چه کيفی دارد اين جمعه که بهانه ی خوبی داريم برای نرفتن به جمعه بازار.منزل هم با ما هستند و خاطرمان برای نوش و بلع جمع است و بی دغدغه و با چشمانی باز . هر چه که بطن ما می طلبد . تا آخرش سرازير ميکنيم تا به خواب عميقی فرو برويم و بهانه ی خوبی ميشود که به جمعه بازار اصلا فکر نکنيم که اشتهای ما کور بشود و نور از ما دور بشود و اخلاق ما شور بشود . تا ميتوانيم از اين روز مقدس سود جويی ميکنيم و جبران صد روز تب و لرز را مينماييم...
//////////
شنبه
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
امسال بيشتر از سالهای قبل . نور. دور سر ما کارساز شد . چون يک ثانيه نام ما فراموش نميشد و تمام مطبوعات و صدا و سيمای جهان نام مارا و رهبر مطلق ی مارا دراز ميکردند و هرچه کفر و شرک و نفاق و زندقه بود را به حساب ما واريز ميکردند . و دائم با نام و ننگ ما زمان را ميگذراندند . واقعا که جای سپاس دارد که بزرگان جهان دوتا کوتو له اي چون ما و رهبر مطلقه ما را حلوا حلوا کردند و گند ما را پخش کردند . و ما شده ايم تاريخی مثل برادر
حاتم طائی که چاه زمزم را ملوث کرد تا تاريخی بشود...
////////////////
يکشنبه
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
لابی های ما .امسال . هيچ غلطی نتوانستند بکنند . و ما در وقت بيکاری مان سرگردان بوديم و نه رويی در خانه داشتيم و نه رويی در بيرون خانه . چون مردم ايران بدون اجازه ی مقام عظما . يکی شدند و بر خاستند و هر کاری ميکنيم که سر جای شان بنشانيم . نمی توانيم . و هر روز دارد کار دلايت عظما بيخ پيدا ميند و احتمال دارد ببرند ش و ما بشويم يک يتيم تمام عيار و دور از تخت و بخت و رخت. و شناسائی بشويم و ببرندمان به ناکجا آبادی که عرب نی انداخته بود . که نه از تاک نشانی ماند و نه از تاک نشان. و حاجی بی مکه ...
//////////
دوشنبه
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
بازار مصاحبه ما محشر بود . که از طرفی داد خبرنگاران در آمده بود که ميگفتند اين يارو . يعنی ما . معلوم نيست چه ميگويد و از طرفی مقام عظما . کيف دنيا را ميکردند . وقتی که با يک اخم و با يک نوچ جواب استعمار و استکبار را ميداديم . و سرکارشان ميگذاشتيم . بويژه آنزمانی که قتل و غارت و تجاوز را به گردن آمريکا و بريتانيا و فرانسه و تظاهرات کننده می انداختيم و چشم خبرنگار ها و مصاحبه کنند گان را چهار تا ميکرديم ...واقعا کيفور ميشديم . بويژه هر وقت به نگاه رضايت بخش منزل. مکرمه مان نگاهی می انداختيم و چشم غره می رفتيم تا . حکومت در ايجاد وحشت را حالی شان بنماييم...
///////////
سه شنبه
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
ما شگردی از مقام عظما آموختيم که به آسانی . با يادی از امام راحل و ولی قاتل . جنس اعلای افغانی را از نيويورک . با هواپيمای شخصی دولتی . ميتوانيم بار بزنيم برای مقام عظما . و بدون اينکه کسی بويش را استشمام کند . به مقصد جماران می رسانيم تا دل خانم کلينتون آب شود و جگر برادر اوبا ما . کباب شود...
/////
و تا هفته ی آينده . منتظر بمانيد و چشم بند هارا باز نکنيد . به اين طرف و آنطرف نظر نيندازيد و حکم حکومتی رهبر را بپذيريد و قبول کنيد که هر کس در زندان ما به جرمش اقرار کرد . از ديد شرعيات مقام عظما قبول است و فقط فعلا بايد شيخ رفسنجان را چند روز رها کنيد تا ببينيم تا آنموقع ميتواند نفس بکشد يا نه!؟...
الاحقر . دکتر محمود اجمدی نژاد .منتصب ولايت مطلقه ی عظما ...
منبع:پژواک ایران