توطئه يا انقلاب!؟
عباس علیآبادی
مرگ بر شاه. مرگ برشاه. مرگ برشاه ...
فيلسوفی سحر خيز چند شاگرد باهوش داشت که اول هر صبح در کنار حوضچه ی منزلش به آنان درس منطق و فلسفه ميداد. و مسائلی نو طرح ميکرد و با استدلال تام و تمام به پاسخ آن می پرداخت تا شاگردان در تفکر و استدلال ورزيده شوند. يکی از اين صبح ها برای دانشجويان فلسفه و منطقش استدلال کرده بود که در حوضچه خانه اش حتا يک قطره آب هم وجود ندارد . فلسفه بافی و استدلال شفائی استاد چنان درست و صد روی صد بود که کسی جرات اعتراض نداشت و همه ی شاگردان استدلال استاد را از جان و دل پذيرا شدند. وقتی استاد خاطر جمع شد که شاگردان پذيرفتند در حوضچه آبی وجود ندارد دست در حوضچه کرد و خطاب به شاگردانش گفت ببينيد دستم خيس شد . پس انکار آب بی فايده است و تمام حرف و حديث و فلسفه بافی ها و منطق و استدلال های طول و دراز من باطل است و شاگردان نيز با حيرت تمام اما از ته قلب به وجود آب در حوضچه ی کذايی رضايت دادند...
غرض از اين مقدمه و اين قصه پردازی اين است که در سرفصل انقلاب مردمی ايران، شکست خوردگان و بريد گان و عقب ماندگان از قدرت و ثروت دست به تبليغات وسيع ميزنند که جا بيندازند که سی سال قبل در ايران انقلاب نشده بود . بلکه توطئه ای از سوی شرق و غرب عالم بود . بويژه فلسطينی های آواره و بی خانمان نقشی اساسی در اين توطئه داشتند و انگليس و امريکا هم به اضافه ی قذافی و مصر و عيدی امين و لبنانی های بی آب و نان و برق که به سرعت برق کلک شاهنشاه آريامهر بزرگ ارتشداران و بزرگترين قدرت آسيا و آفريقا و بيشتر از نيمی از جهان را راهی گور نابودی کرده اند!!...
راستش را بخواهيد من اين استدلال چوبين را قبول ندارم . و بطور بسيار خلاصه بشما ميگويم که طبق ديده های خودم اين شاه و يارانش بودند که عليه خودشان توطئه کردند و با ستم به زنان و کودکان و مردان و جوانان و گروه ها و احزاب ملی و مردمی و اسراف در سرکوبی مخالفان حتا توده ای های وابسته و لات ها و دستاربندان و روشنفکران و زمين داران و مارکسيست ها و مذهبيون مبارز و بالاتر و والاتر از همه رهبر بزرگ ملت ايران روان شاد دکتر محمد مصدق ارزشمند ترين شهيد راه آزادی با دکتر فاطمی ی شهيد و ديگر اقشار ساکت و صامت مملکت . و برگماری يک مشت نوکر و آبدار چی بر سرنوشت مردم و کشور و باج دهی به همه ی کشورهای قدرتمند و بی اعتنايی به خواسته ها و نيازهای ملت و و بگير و ببند های فراوان و شکنجه و تجاوز و اعدام انسان های فرهيخته و نخوت و غرور ابليسی. چاهی برای خودشان و اعوان و انصار مست قدرت خود کندند و ملت بجان آمده ی کشور ماتم زده را به قيامی سرنوشت ساز وادار نمودند که در اين راستا و در غيبت نيروهای مبارز و ملی و احزاب ملی و وطنی دجال خون آشامی چون خمينی در لباس فرشته ظاهر شد و تمام دست آورد ساليان همه ی مبارزان راه آزادی را درو کرد و پس از سی سال بگير و ببند و دارو درفش دارد مانند همه ی جلادان تاريج به مبال نابودی سرازير ميشود. بی هيچ شک و ترديدی...
منبع:پژواک ایران