گزارش هفتگی ما ! جناب دکتر آقا محمود احمدی نژاد
عباس علیآبادی
دوشنبه
ما رفتیم نزد صا حب و ولی و علی گد ای خودمان که بسيار بسيار مفيد بود . چون با دا ستان پرت کردن حضرت شان از پنجره ی قطار در حا ل حرکت . که بوسيله خودشان کشف و اجرا و بيان شد . و با اين افشاگری تاريخی حرفهای تبليغاتی قبل از انتصاب ما هم بوضوح تفسير شد. يعنی بردن پول نفت سر سفره مردم. و پس از بيا ن ماندگار ولايت عظمای مطلقه وقيح . ما . دستور فرموديم که برادران کمونيست چينی . بيش از ۷۵ ميليون قطار . ترن بسازند و برای ما بفرستند تا سر هر سفره ای قطار باشد . برای يادبود سخنان تاريخی ولايت معظم. گر چه شکم ها را سير نميکند . اما اين افتخار ديدار قطار و ياد کردن پرت کردن خود از پنجره قطار برای نماز صبح . از غذ او هوا و دوا و مدرسه و لباس و خانه... واجب تر و جا لب تر ا ست . هر چند از قديم گفته اند که فکر نان باش که خربزه آب است
با اين و صف حرف ما همين است و جز اين نيست . فقط و فقط قطار و پنجره و پرت شدن و نماز ...
سه شنبه
برادر رسمن جانی ما . آيت حقه و نفا ق . بهرمانی عزيز مريض . جناب رقيب نقيب . رفسنجانی معرف حضور همه . کم لطفی فرموده و مارا چوب کاری فرمودند . و گفتند که بايد نگران باشيم . و از شرق و غرب بترسيم . اما ما ميگوييم هفده هزا بمب متحرک در تهران داريم با نام مبارک تاکسی . ديگر چه ترسی داريم از تمام استکبار جهانی. و ما خود رسوای جهانيم . غم عا لم پشم است...
17 هزار بمب متحرک در سطح شهر تهران
چهارشنبه
محکوميت ما در سازمان ملل متحد و ارزان تر شدن نفت و حکم دادگاه عدا لت اروپا بنفع مقاومت و به بن بست رفتن ليست کذ ايی دوستان اروپايی . بسيار شادی بخش بود . و ما را به رقص و پاپوشی واداشت تا ببينيم چگونه بايد از مخمصه خلاصی يابيم . تازه اها لی مجلس اردن هم مارا خرسند کردند که به اشرفی ها پيوستند و به دشمنان ما ياری رساندند. دنيای ارزانی را ما خلق فرموديم . ا لبته با اجازه جناب رفسنجانی رسمن جانی . و پارهپاره شد ن عکس امام گور بگوری ما بد ست توانای دانشجويان...
به هر حا ل . ما که از اين پيروزی ها خيلی حا ل کرديم و پيشرفت خود مان را با چشم سر ديده ايم .
ادامه سرکوب در دانشگاه شیراز: احضار ۱۹ دانشجوی دیگر
پنجشنبه
اين برادر لاريجانی هم ادای ما و رهبر را در می آورد و چفيه ميگذارد و هی ويراژ ميدهد و نمی خواهد بفهمد که پس از دا ستان قطار بايد بزند گاراژ و دست از سر بی مغز ما بکشد که ما چهار سا ل ديگر انتصاب شده ايم . و کروبی و خاتمی و رفسنجانی و ديگر بازيگران و ميمون های ريز و درشت در بار ولايت عظما با يد بروند پی کار و بار و مار شان و همچنان سر دوستانشان را به هيچ بند کنند و زيادی قر ندهند و غر نزنند...
جمعه
طبق معمول سنواتی گوش ما به جمعه بازار بدهکار نيست و ميرويم در کنار سفره منزل که هميشه پر و پيمان است با ا شربه و اغذ يه های رنگارنگ . که ما عا شق دست پخت منزل مکرمه هستيم و برای همين به منزل مخد ره وابسته ايم و تا هستيم و هست . ما ايم و غذ ا های بامزه اش . و منزل محترمه چنان مارا پروار ميکنند که با ل و پرمان ميشکنند و مارا می برند به هپروت . و خرنا سه مارا تا کاخ رهبر گاهی خمار و گاهی نشئه ما ن ميرسانند. تا بدانند که ما زنده و اما مثل خودشان خماريم و
حا ل حا ل دادن را موقتا نداريم... اما يادمان هست که بايد وافور را در دهان شان بچسبانيم با مواد اعلای افغانی... منتها . رهبر بايد دندا ن روی جگر بگذارند تا ما بتوانيم خودمان را بسازيم و برسانيم و به حضرت شان دود و دمی عرضه کنيم ...
شنبه
در اين روز به کفش !! مهمی نا ئل آمديم . و ياد گرفتيم که امکانش هست که به مقام عظمای ولايت مطلقه ی ما صدمه ای وارد شود . اما خبرگان رهبر آ زار کور خوانده اند . از اين پس روی ما سک .
ما سکی ديگر ميچسبانيم تا تا فلاکت چنان از سر و روی شان نمايان شود در حد هلاکت که ضارب را به غش وادارد تا دست از پا خطا نکند ... پس هيچکس فکر کفش پرانی بسوی دستار رهبر عظمای مطلق وقيح ما نباشد که کفشش بجايی نميرسد...
يکشنبه
چون در بلاد کفر سکوت قبرستانی حکمفرما بود ما نميدانستيم آيا قيمت نفت پايين تر آمد ه است يا نه . و برای همين ما و رهبر ما بسيار خمار بوديم و ما . رفتيم به در بار ولايت و چنان وافور را به دهان مبارک شان چسبانديم که در تمام روز و شب د ود فرمودند و از ارزان شدن نفت تمجيد فرمودند و در تفسير و تحليل شان ابراز فرمودند که احتمالا غزل های شان بايد از نوع خدا حافظ ای ... و ما رفتيم ای ... و ای ... ای روزگار نامناسب باشد ... که نتيجه ارزانی جز آخ و وای و ای ... نبوده و نيست و نخواهد بود . با گوشه ای و د ود و د می بی مزاحم تر ...
......... تا گزارشی د يگر
الا حقر . ما . جناب دکتر آقا محمود احمدی نژاد فيوز پريده ...
منبع:پژواک ایران