حاشيه ای بر يک خبر بدتر از سلاح هسته ای !
عباس علیآبادی
نامه یک دانشجوی محروم از تحصیل بهایی در رابطه با محرومیت از تحصیل
خبرگزاری هرانا : نامه یک دانشجوی محروم از تحصیل بهایی در رابطه با نحوه محرومیت از تحصیل
اینجانب منا رضایی متولد سال 1368 در ککور سراسری 88-87 در دانشگاه سجاد مشهد در رشته کاردانی برق الکترونیک پذیرفته شدم.
پس از طی مراحل اداری ثبت نام به عنوان دانشجو در این موسسه با دوستان واساتیدی مهربان شروع به تحصیل کردم. پس از گذشت یک سال تحصیل من در این موسسه مسئول اموردانشجویی مرا برای تکمبل پرونده احضار کرده و در این رابطه از بنده سوالاتی راجع به دین پرسیده و نظر شخصی خویش(نظری کاملا متعصبانه وخلاف واقعیت بود) را بیان و اظهار داشتند که بهاییان حق تحصیل ندارند.
در روز 21/6/88 که برای انتخاب واحد ترم 3 به سایت مراجعه نمودم فرم انتخاب واحد من بسته شده بود و من قادر به انتخاب واحد نبودم. به آموزش دانشگاه مراجعه نموده و علت را جویا شدم که مسئول مربوطه این موضوع را به مدیریت آموزشی دانشگاه ارجاع دادند. مدیریت آموزشی دانشگاه نیز در جواب سوال من در رابطه با منع انتخاب واحد فرمودند "ما از سازمان سنجش بخش نامه ای دریافت کردیم که شما مشمول این بخشنامه شده و از ادامه تحصیل منع شده اید. برای پیگیری و ادامه مراحل به گزینش دانشجو و استاد سازمان سنجش در تهران مراجعه کنید".
پس از مراجعه به حراست نیز همین جواب را دریافت کردم .در مقام مشخص شدن علت منع تحصیل خود به شورای آموزشی دانشگاه نامه ای ارسال کرده ام که منتظر جواب هستم . هر چند برای اولین بار نیست که ما بهاییان از حقوق حقه خود محروم می شویم ولی امیدوارم آخرین بار باشد و می دانیم که روزی خواهد رسید که ایران گلستان شود امیدوارم ما نیز در این راه سهم بسزایی داشته باشیم.
منا رضایی، دانشجوی محروم از تحصیل
منبع خبر : خبرگزاری هرانا
///////////////////////////////////////////
وقتی اين خبر را خواندم . ياد روزی افتادم که يکی از افراد مشهور انجمن حجتيه . در آخرين روز های سقوط شاه . در مسجدی . در پشت بلند گو از بهائيان . به عنوان هموطن و برادر و خواهر ميخواست که با مسلمانان همراه باشند . دست در دست هم و مثل همه زندگی آرامی داشته باشند.
ابتدا از حرف ها و پيشنهادش تعجب کرده بودم. چون باگريه و ازته دل هم چنين پيشنهادی را مطرح کرده بود. خودش هم اهل سياست نبود . برای اينکه افراد انجمن حجتيه يا ضد بهايی . حق ورود به دنيای سياست را نداشتند و هميشه منتقد ما افراد سياسی بودند . اما تشکيلات مفصلی داشتند. و همه جا نفوذ کرده بودند . و برای همين .پس از انقلاب . هرجا ميرفتی .
چند تن ازاين غير سياسی ها و ضد بهائی هارا ميد يد ی که
فرمانده و مسئول بسياری از پست های کليدی شده بودند. حتا در ارتش. آموزش و پرورش. راديو تلوزيون و سپاه پاسداران .و نوار دکتر عبدالکريم سروش را پخش ميکردند.که بعد دريافتم که صياد مجاهدين بعنوان التقاطی و مارکسيست ها ی فعال و بهائيان هستند. وقتی امثال مرا ميديدند . جيم ميشدند و يا ميگفتند که جای امثال شما را ما گرفتيم. آنهم منصف های شان.البته به اين دليل اين حرف را ميزدند که زندانش را ما رفته بوديم . شکنجه اش را ما شده بوديم . همه چيزمان را ما از دست داده بوديم . و هميشه با کارشان بر ضد بهايی ها مخالفت ميکرديم.و به مسلمان بودن شان شک ميکرديم و حتا ميگفتيم که فرمان ساواک شاه را اجرا ميکنند تا اختلاف اندازی کنند.چون بسياری از ارتشی ها و ساواکی ها هم در تشکيلات شان فعال بودند که پس از انقلاب . دونفر از افراد شان سالها وزير و معاون وزير دفاع شده بودند . و بويژه در زمان نخست وزيری آخوند باهنر . نان شان حسابی در روغن بود.
تا انقلاب شد . نميدانم چه شده بود که ناگهان مثل لشکر مغولان . هجوم بردند و همه جا را اشغال کردند.احتمالا با خمينی ساخته بودند و چون تشکيلات داشتند . از موضع منافع کوتاه مدت شخصی . بی پرداخت کوچکترين چيزی در زمان شاه . بالا نشين شدند.و در آن زمان بود که شهروندان بهايی را به زير ضرب گرفتند.
انگار اينان ايرانی و هموطن و همشهری و همسايه و خواهر و برادر و فاميل و انسان نيستند. در آن زمان . تنها گروه و سازمانهايی که خودم ديدم . نه تنها کاری با هموطن نان بهايی نداشتند. بلکه همدردشان بودند.مبارزان راه آزادی بودند. از طيف مرحوم بازرگان گرفته تا مجاهدين و مارکسيست های مبارز. که به ديد هموطن و همنوع به آنان نگاه ميکردند . بدون هيچ تمايزی ميان خود و بهائيان.
يادم می آيد استانداری در يک استانی که بهايی بيشتری داشت. با بهائيان مثل هر کارمند ديگری رفتار ميکرد . طوری که هيچکس جرات نداشت به آن بهايی مسئول يک قسمت بگويد که بالای چشمت ابرو است. حتا بارها . از استاندار مجاهد خواسته بودند . که فرد بهايی را از کار برکنار کند . اما . او در پاسخ ميگفت . تا من هستم . کسی حق چنين کاری را ندارد. اينها هم هموطن ما هستند و حق و حقوقی دارند و کارشان را به درستی انجام ميدهند. به چه دليل من بايد . از زندگی ساقطش کنم. و حتا حاضر نشد از شغل قبلی اش . جابجايش کند.
اما چرا تا هم اکنون اين داستان باقی هست. هرچند تنها برای هموطنان بهايی نيست . و برای خاتمی و کروبی و موسوی هم . الآن هست و برای مسلمانان دو آتشه و حتا قبلا قاتل مجاهد و فدايی و بهايی . اما مخالف کودتای خامنه ای و منتصبش احمدی نژاد.
نکته مهمی که درباره بهائيان وجود دارد . اين است که هموطنان بهايی . نه جنگ سياسی با اين رژيم داشتند و دارند و نه جنگ نظامی و نه مخالفتی با اين دولت کودتائی. اما اين قدرت دوستان حاکم . آزارشان ميدهند.
به امثال آقايان رئيسان جمهور آمريکا و اروپا بايد گفت . خانم ها و آقايان مذاکره کنند ه هسته ای. آنچه که برای بشريت متمدن امروز خطرناکتر است . بمب هسته ای خامنه ای نيست . بلکه انديشه عقب افتاده خمينيست که جانهای پاک فدائيان و مجاهدان و آزادی خواهان و مسيحيان و يهوديان و بهائيان و لائيک ها و هر انسان انديشمندو ديگر انديش را ميگيرد. الآن به دستور رژيم ايران در بند و زنجير .سی و شش تن پاک مجاهد در حال مرگ در زندان مخوف عراق شما گرفتارند با اعتصاب خشک و هزاران نفر در اشرف بغداد شما زخمی و تشنه و گرسنه و بی دارو در محاصره ی دست پروردگان خامنه ای . با يازده تن کشته به نام.وجود دارند.
آقای اوباما و ياران و همپيمانان قدرتمند ش. هش داريد که بد تر از بمب اتمی اين رژيم خون آشام خمينی . سر کوبی انديشه است . سر کوبی آزادی خواهان است . سر کوبی رای دهندگان است . و جلوگيری از تحصيل مجاهدين و فدائيان و ستاره داران مخالف ديکتاتوری ولايت مطلقه فقيه
و محروميت حتا يک بهايی از تحصيل.
آقای اوباما و شرکا. شما داريد وقت تلف ميکنيد .از دولتمردان قلابی يی که به ولينعمت خود تجاوز ميکند . جانش را و مالش را غارت ميکند . انتظار داريد به شما راست بگويد!؟
همان خبر بالا بايد برای هفت جد تان کافی باشد . تا با حيثيت بشری برای چند قطره نفت و گاز . معامله نکنيد که قدرت شما هم ناماندنی و ناپايدار است.
بس کنيد اينهمه معامله و مذاکره و مشاوره و معانقه و مسابقه را. باد قدرت امثال شما هم در ميرود . و تنها نام بد و خوب ميماند . که شما بايد دنبالش باشيد . نه در پی سراب وعده های پوچ و پوشال قاتلان انديشه و غاصبان قدرت مردم.
اگر بخواهيد همچنان به کجراهه برويد . بايد برای آخرين بار بشما و ياران اهل قدرت و نفت و گاز و طلا ی تان بگويم...
چندين چراغ دارد و بيراه ميرود
بگذار تا بيفتد و بيند سزای خويش...
منبع:پژواک ایران