«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
گل‌زادگان- مریم 
ایرج مصداقی

 مریم گلزاده در هشتم آبانماه ۱۳۳۹ به دنیا آمد. وی در سال ۵۷ وارد دانشگاه شد و در خردادماه ۱۳۵۹ با علیرضا حاج صمدی دانشجوی دانشگاه تهران ازدواج کرد. مریم پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی به هواداری از سازمان مجاهدین پرداخت و در خردادماه ۱۳۶۱ به همراه همسرش دستگیر و به زیر شکنجه‌های وحشیانه برده شد. علیرضا به زندان ابد و مریم به ۱۲ سال حبس محکوم شد. وی که در زندان به علت خصائل انسانی‌اش به «مریم گل» معروف بود جزو اولین دسته زنان مجاهد بند ۳ آموزشگاه اوین در مردادماه ۶۷ بنا به فرمان خمینی به جرم «محاربه با خدا» و «فساد روی زمین» به دار آویخته شد. همسرش علیرضا نیز به فاصله چند روز به او پیوست.

در زیر تعدادی از نامه‌های مریم به خانواده‌اش را می‌آورم تا صحت و سقم ادعاهای رژیم مشخص شود. تأمل در کلمات مریم نشانگر بطلان ادعاهای خمینی برای به دار کشیدن بهترین فرزندان میهن است. درنگ در نامه‌های مریم نقاب از چهره‌ی جنایتکار خمینی و عوام‌فریبی او بر می‌دارد. ترجمه آیات در متن نامه‌ها نیامده و توسط نگارنده به متن اضافه شده است.  

 

 

بند ۲۴۶ بالا اتاق ۵

نام پدر: علی

نام و نام خانوادگی:‌ مریم گل‌زاده

 

به نام خدا

 

مامان جون و آقاجون سلام بر شما و بقیه. امیدوارم حال همگی‌تان خوب باشد و روز بروز بهتر شود. دلم برای همگی‌تان یک ذره شده است از قول من نسیم کوچولو، هدای ناز و ندای شیطون و حامد و سپیده را ببوسید. عکسشان را برایم بفرستید که حتماً‌ خیلی بزرگ شده‌اند. از طرف من به همه سلام برسانید. طاهره جان و احمدجان شما هم خوب درس بخوانید. جواب نامه را بدهید. آقاجون هم اگر می‌تواند یک چیزی بنویسد. ما را خیلی دعا کنید.

 

خدا یار و نگهدار همگی‌تان مریم

 

۱۶/۷/ ۶۱

از طرف خانواده در ماه بیشتر از یک الی ۲ نامه ارسال نمی‌گردد.

 

مسئول نامه

 

بند ۲۴۶

نام : مریم گل‌زاده غفوری

نام پدر:‌علی

 

بنام خدا

 

سلام به همه اعضای خانواده و فامیل امیدوارم همه خوب باشید. هادی جانم دلم برایت خیلی تنگ شده حتماً برایم نامه بنویس و از حال خودت بگو و تا می‌توانی مامان و ‌آقاجون را تنها نگذار. مامان جان اگر هوا بارانی و خراب بود برای ملاقات خودت را به زحمت نیانداز. ما هم خوب هستیم و محتاج به دعای شما هستیم. احمدجان تو هم به مامان کمک کن و از وقتت استفاده کن همه شما را به خدا می‌سپارم.

 

با آرزوی موفقیت و به امید دیدار مریم

 

نام:  مریم گل زاده

نام پدر: علی

 

به نام خدا

 

فاذکرونی اذکرکم واشکروالی ولا تکفرون (ٰپس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم سپس شکر نعمت من را بجای آورید و کفران نعمت نکنید)

طاهره جان سلام. نمی‌دانی وقتی شنیدم آزاد شدی چقدر خوشحال شدم البته تو باید خیلی زودتر به خانه می‌رفتی ولی شاید از این که این مدت زندان باشی حکمتی بوده. حتماً‌ نگذاشته‌ای در این مدت وقتت تلف شود و درس‌هایت را کم و بیش خوانده‌ای. انشاءالله عقب ماندگی از بقیه دوستانت را جبران کنی و امسال را با موفقیت پشت سر بگذاری. احمد جان دلم برایت یک ذره شده و آرزو دارم دوباره بتوانم تو و بقیه اعضای خانواده را از نزدیک ببینم. از هر دوی شما انتظار دارم به مامان و آقاجون کمک کنید و قدر هم را بدانید و همه تان ما را دعا کنید. خدا نگهدارتان

 

مریم

۱۱/۱/ ۶۱

 

 

نام و نام خانوادگی: مریم گل‌زاده

نام پدر: علی

بند ۲۴۶

 

به نام خدا

 

خدمت پدر و مادر گرامیم، سلام بر شما و تک تک اعضای خانواده و همه دوستان و فامیل. آرزو می‌کنم همه در راه خدا و در جهت خدمت به مردم قدم بردارید و در کارهاتان موفق باشید. مامان و آقاجون در همه وقت به یاد شما هستم و یک لحظه از یادم نمی‌روید. به یاد زحمات و سختی‌هایتان. متأسفانه آنطور که باید قدردانی نکرده‌ام. امیدوارم در هر کجا که هستیم بتوانیم شکر نعمات خدا را بجا آوریم و فتنه‌ها و آزمایشات باعث هدایتمان شود نه گمراهی. همه شما را به خدای بزرگ می‌سپارم. طاهره جان و احمد عزیزم دلم برای هردوتان یک ذره شده . قربان همگی تان مریم

 

۲۲/ ۱۱ / ۶۱

 

 

مریم گلزاده

بند ۲۴۶ بالا اتاق ۵

نام پدر: ‌علی

 

به نام خدا

 

کل نفس ذائقه الموت و نبلوکم بالشر و الخیرفتنه والینا ترجعون (هر انسانی طعم مرگ را می چشد! و شما را با بدی‌ها و خوبی ها آزمایش می کنیم وسرانجام به سوی ما باز گردانده می شوید)

 

 

سلام بر مادر و پدر خوب و خواهر و برادران عزیزم:‌

آقا جون حدود ۲ سال است شما را ندیده‌ام خیلی ضروری می‌دانم که از نزدیک شما را ببینم. چون هم ذهنیات شما در مورد زندان و هم واقعیات درون زندان را می‌دانم و در این زمینه حرف‌ زیادی دارم شاید تا عمری باقیست قدمی در جهت احیای اسلام بردارید اگر بتوانید برای ملاقات حضوری با مسئولین تماس بگیرید و پی‌گیری کنید شاید موفق شویم. مامان خوبم آخر هر ملاقات طوری خداحافظی می‌کنی که واقعاً‌ از محبتت شرمنده می‌شوم. انشاءالله که بتوانم زحماتتان را جبران کنم. با آرزوی سلامت برای همگی .

 

همگی عزیزانم را به خدای بزرگ می‌سپارم

 

مریم

۶ / ۳/  ۶۲

 

نام: مریم گلزاده غفوری

 

نام پدر : علی

بند ۳ اتاق ۵ بالا

 

هوالحق

 

سلام به مادر و پدر خوب و خواهر و برادران عزیزم

خواهر خوبم خوشحالم که دیگر بزرگ شده‌ای و بیشتر به فکر آینده‌ات هستی. خدا را همانطور که هست بشناس و بدان اوست که در همه جا و در همه وقت یار و یاور بندگان خوبش می‌باشد. احمد جان خوبم می‌دونی دو سال است که ندیدمت. آرزوی دیدنت همراه با یک دنیا حرف دارم. حتماً‌ روزه‌هایت را می‌گیری و مرا هم از دعا فراموش نکرده‌ای. کارهای خوب یاد بگیر و مامان و آقاجون را کمک کن. برایم نامه بنویسید.

 

قربان شما مریم

 

۲۷ / ۷ / ۶۲

 

 

نام:‌ مریم گل‌زاده غفوری

نام پدر:‌علی

بند ۳ اتاق ۵

 

به نام خدای بزرگ

سلام به همه اعضای خانواده گرامیم:

 

عید فطر بر همه مبارک باشد. برای همگی آرزوی سلامتی می‌کنم. خدایا به ما زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ به بی‌ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخوریم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشیم. همه ما در ایام امیدو آرزو هستیم و مطمئناً در پی آن مرگ است. خوشی های دنیا خیلی فریبنده و زودگذر است. خوشا به حال آن که ارزش‌های انسانی را در خود زنده نگهدارد. دایی جان از محبت‌هایت تشکر می‌کنم.

 

خدا نگهدارتان

نامه تان رسید

 

مریم

 

۱۷/ ۴ / ۶۲

 

 

نام:‌ مریم گل‌زاده غفوری

نام پدر:‌علی

بند ۳ اتاق ۵

 

به نام خدای قادر متعال

 

سلام به همگی شما

 

الحمدالله حالم خوب است و خدا را در همه حال شکر می‌کنم. در زندان وقتی انسان تنهای تنها می‌شود و به عظمت خدا می‌اندیشد واقعاً‌ به ارزش‌های واقعی پی می‌برد و مهم نیست که انسان در کجا باشد البته ان‌الانسان لفی خسر. در حال حاضر در دوران سازندگی هستم (خودسازی) و سعی دارم عربی و قرآن را خوب یاد بگیرم (خداشناسی) و کتاب حیات و هدفداری را نیز می‌خوانم

 

خدا نگهدارتان

 

به امید دیدار مریم

 

۷ / ۵ / ۶۲

 

اوین- زندان اوین- بند ۳ – اتاق ۵ بالا

مریم گل‌زاده غفوری

 

تولد امام رضا (ع) را به همگی تبریک می‌گویم. اندیشیدن در حیات امامان راهگشای زندگی‌مان می‌باشد و از دست دادن فرصت غم و اندوه است. امیدوارم هرگز فرصت‌ها را بیهوده هدر ندهید. مامان جان از ملاقاتت خیلی خوشحال شدم ولی از این که بچه‌ها را آورده بودی واقعاً‌ شرمنده شدم و راضی به زحمت شما نیستم. در مورد جراحی پا از دکتر سؤال کنید. به همه دوستان سلام برسانید.

خدا یار و یاورتان باشد

 

مریم

 

۲۸/ ۵ / ۶۲

 

 

 

مریم گل‌زاده غفوری

نام پدر:‌علی

بند ۳ اتاق ۵ بالا

 

به نام خدای بسیار بخشنده

بر همگی خانواده سلام و  درود و با آرزوی دیدن‌تان و امید به آن .

قبل از سپیده صبح فقط یک ستاره نورانی است که تا روشنایی کامل هوا در ‌آسمان است که من همیشه مدتها به این ستاره بسیار زیبا تماشا می‌کنم که طبیعت واقعاً‌ مملو از شگفتی‌ است ولی خیلی اوقات از زندگی کردن در این دنیا با همه زیبایی‌هایش نفرت دارم. دنیایی که در آن انسانیت مرده است. ولی امیدوارم تا زنده هستم در جهت شناخت اصول اسلام و عمل به آن کوتاهی نکنم و کفران نعمت نکنم. توکل به خدا

 

«برای عاقبت به خیری ما دعا کنید»

 

خدا نگهدارتان

مریم

 

۸ / ۷ / ۶۲  جمعه

 

نام: مریم گل‌زاده غفوری

نام پدر:‌ علی

بند: ۲۴۶ اتاق ۵ بالا

 

به نام خدا

 

سلام به تک تکتان و سلام به همه

طاهره جان از موقعیت فکری و روحیت خبر ندارم ولی می‌ دانم که مرتب درس می‌خوانی ولی در هر حال می‌خواستم چند کلمه از میان گفتنی‌هایم برایت بنویسم نمی‌دانم خوشت می‌آید یا نه. در کارهایت دقیق باش و سطحی به مسائل نگاه نکن و به عمق قضایا فکر کن و خودت را به اندیشیدن عادت بده تا در زندگی راهت را درست انتخاب کنی. احمد جان تو هم کارهایت با برنامه باشد. هر دوی شما را بی‌نهایت دوست دارم.

«خدا حافظ  همگی عزیزانم»

 

مریم  ۲۹/ ۷ / ۶۲

دعا کنید

 

نام:‌مریم گلزاده غفوری

نام پدر: علی

بند ۳ اتاق ۵ بالا

 

به نام او که بسیار مهربان و بخشنده است

 

سلام به همگی- مامان جان واقعاً شرمنده‌ام که با این حالت بدیدن من می‌آیی ولی خواهش می‌کنم به سلامتی خود و آقاجون برسید و مراقب باشید و کوتاهی نکنید و از داداش پرکار می‌خواهم لااقل در این مورد هوای شما را داشته باشد. احمد جان عزیزم دوست دارم خیلی دقیق و منظم باشی تا موفق شوی. در ضمن درس خواندن سعی کن قرآن را نیز یاد بگیری. همیشه در یادم هستید.

همگی را به خدا می‌سپارم

 

مریم ۲۰ آبان ۶۲

 

راستی طاهره جان هفدهمین سالگرد تولدت مبارک باشد.

 

 

سلام به همه‌ی همه‌ی همه . مامان و آقاجون و بقیه

 

آقاجون نمی‌دانم برای شما چی بنویسم ولی هر موقع دیدمتان از وضعیت خودم برایتان خواهم گفت چه خوب می‌شود و چقدر لازم حتی یک لحظه دیدن. مامان جان خوشحالم از این که قبل از آن که خدا به حسابمان رسیدگی کند فرصتی یافتیم که خود به پشت سر نگاه کنیم و خود را از هر ناخالصی پاک کنیم. طاهره جان و احمد جان شما هم از خود انسانی فداکار و وفادار و منظم و دقیق و کوشا و جدی بسازید.

 

همه عزیزان را به خدای بزرگ می‌سپارم

 

جمعه   مریم    ۱۱/ ۹ / ۶۲

 

نام : مریم گلزاده غفوری

بند: ۲ طبقه پایین اتاق ۳

نام پدر: علی

 

 

بسمه تعالی

 

فلا تطع المکذبین ودوا لو تدهن فیدهنون( از منکران و کذابین اطاعت نکن آنها‌ دوست‌ دارند که‌ نرمی‌ کنی‌ تا نرمی‌ کنند)

 

سلام بر شما عزیزانم و ‌آرزوی موفقیت برایتان

 

از این توفیق اجباری که نصیبم شده خدا را شکر می‌کنم چرا که خارج از این محیط با روحیه‌ای که داشتم سعی نمی‌کردم دیگران را بهتر بشناسم و تجربه کسب کنم، بیشتر به درونم می‌پرداختم و این‌جا اجتماعی از انسان‌هایی است که همه باید به تنهایی فقط مطالعه کنند. امیدوارم بتوانم جسم و روحم را درست تربیت کنم برای عاقبت به خیری هم دعا کنیم به مادر شوهر و پدر شوهر مهربانم سلام برسانید. همچنین به همه دوستان و ‌آشنایان.

 

خدا نگهدارتان – مریم ۸ / ۱۱ / ۶۲

 

 

نام : مریم گلزاده غفوری

بند: ۲ طبقه پایین اتاق ۳

نام پدر: علی

 

هوالحق

 

سلام بر شما

 

روزگارم را چگونه بگذرانم؟!! روزگارتان را چگونه می‌گذرانید؟ خدا را شکر که نمی‌شود جلوی موج اندیشه را گرفت و این که چگونه شکر آن را به جا آوریم. به چه باید اندیشید و چگونه؟ زمان را چطور بگذرانیم که جوابگوی آن باشیم. امیدوارم سالی که گذشت با همه غم‌ها غروب تاریکی ها و شروع سال نو طلوع شادی‌ها و موفقیت هایتان باشد. حول حالنا الی احسن‌ الحال

 

۲۰ / ۱۱ / ۶۲

 

خدا نگهدار

 

نام پدر: علی

 

بند : ۴ واحد ۳ (قزلحصار)

 

به نام خداوند مهربان

 

سلام به خانواده عزیزم

 

امیدوارم همیشه خوب باشید در هر حال و در همه جا. و خیلی دوست دارم نامه‌ام بدستتان برسد برای اطلاع از این که حال و جای من هم خیلی خوب است. راستش حیاط این‌جا مثل پارک می‌ماند و مرا به یاد تمامی خاطراتم می‌اندازد و این که چگونه سرگذشتم را ساخته‌اند. به سرنوشتم می‌اندیشم. طاهره جان تو هم اگر در دانشگاه قبول نشدی بدان مهم یادگیری است نه چیز دیگر. این‌جا هم دانشگاه خوبی برای من می‌باشد.

 

خدا نگهدارتان – مریم گل‌زاده غفوری

 

۱۰ / ۴ / ۶۳

 

نام‌: مریم گلزاده غفوری

نام پدر:‌ علی

بند :‌۴ واحد سه (قزلحصار)

 

به نام خدای مهربان

 

سلام بر همه عزیزانم

 

طاهره خواهر خوبم، لحظه‌های بیادماندنی را با تو می‌گذرانم. می‌دانم اندکی از آن‌چه در درونت می‌گذرد را برایم نوشته بودی. بهترین امیدم تنهایی و جدایی اگر در رابطه با کل هستی در نظر بگیریم معنایی ندارد که جزیی از آنیم و همگی عاشقانه به سوی خدا شناوریم. دوست دارم بدانی که همیشه با همیم و همراز و  دوری راه مانع یکی بودن قلب‌های بی قرارمان نمی‌باشد. گویا تو هم صدایم را می‌شنوی که هر لحظه در پی ساختن گذشته و و بنای آینده هستیم. پس نباید خود را به کارهای نامفید مشغول کنیم. آقاجون سؤال‌هایی دارم که جوابش را فقط از شما می‌خواهم.

 

به امید دیدار – مریم

 

خدایا یار و نگهدارتان باشد

 

۹ / ۸ / ۶۳

 

 

نام‌: مریم گلزاده غفوری

نام پدر:‌ علی

بند :‌۴ واحد سه قزلحصار

 

 

به نام خدای مهربان

 

سلام بر خانواده خوبم و همه فامیل

 

مادرم درود بر تو روی مهربان و چشمان با نفوذ و نگاه غمبارت. وقتی که با تو ملاقات دارم گویا حقیقت محض را یافته‌ام . به تو عشق دارم پایان ناپذیر به خاطر ایثار و گذشت همیشگی‌ات که تو سوختی تا ما شعله شویم و تو همه امید هستی. آرزو داشتم هم ( را ) درک و یگانگی را تجربه و شیرینی با هم بودن را قدر می‌دانستیم. مادرم دیدم که چگونه درد و ناراحتی را به تمسخر گرفته‌ای. پس به خدا توکل کردی که برای همیشه تو را بس می‌باشد. آقا جون قلمی بردارید و بنویسید که به چه سان باید در طریق هدایت ماند.

 

خدا یار و نگهدار تک‌تکتان

 

مریم- ۱۳ / ۹ / ۶۳

 

نام‌: مریم گلزاده غفوری

نام پدر:‌ علی

بند :‌۴ واحد سه قزلحصار

 

 

به نام خدای مهربان

 

سلام به تمامی خانواده عزیزم

 

اکنون خوشحالم که توانستم خود را و خدای خود را بهتر بشناسم و به مراتب با دید بازتر و واقعی‌تر به محیط زندگی و واقعیات موجود نگاه کنم. بهترین و زیباترین درس‌ها را که به روابط انسان‌ها مربوط می‌شود بگیرم. ملموس شدن واژه‌هایی چون عشق و محبت و درک مفهوم انسانیت. بیایید یگانه باشیم و زندگی‌مان را با بالاترین هدف‌ها انتخاب کنیم و لحظه‌های زمان را از نو تعریف کنیم. راستی دیشب، شب یلدا بود. طولانی ترین شب سال را گذراندیم. اینجا دور هم نشستیم و حافظ خواندیم البته به یاد شما. احمدجان و طاهره جان شما هم مثل همیشه پرتلاش باشید.

 

خدا یار و نگهدار همگی‌تان – مریم

 

۱/ ۱۰ / ۶۳

 

نام‌: مریم گلزاده غفوری

نام پدر:‌ علی

بند :‌۴ واحد سه قزلحصار

 

به نام خدا

 

احمد جان سلام

 

اگر بدونی چقدر دلم برای روح با نشاط و خوشمزگی‌هایت تنگ شده. اما حتماً‌ همه آن‌ها جهت و مفهوم عالی‌تری پیدا کرده است و توانسته‌ای خود را به بهتر شدن عادت و پرورش دهی. آیا خود را رها کرده‌ای تا جامعه هر طور می‌خواهد ترا بپروراند؟ حتماً‌ نه. احمد خوبم، تو و طاهره و مامان می‌توانید زندگی جمعی و منظمی داشته باشید و خودتان مشکلات‌تان را حل کنید بدون آن که کارها زمین بماند کارها را تقسیم کنید که مامان احساس تنهایی و دلتنگی نکند. با همه وجودم همگی‌تان را دوست دارم و انتظار زیادی هم به همراهش.

 

خدا یار و نگهدارتان – مریم

 

۳۰ / ۱۰ / ۶۳

 

نام‌: مریم گلزاده غفوری

نام پدر:‌ علی

بند :‌۴ واحد سه (قزلحصار )

 

به نام خدا

 

به خواهر و برادر خوبم طاهره و احمد

 

همیشه  هر بار در انتظار ملاقاتم تا حالتان را جویا شوم. روحیات و برنامه‌تان را می‌پرسم حتماً مامان تعریف می‌کند که چقدر مشتاق پیشرفت شما هستم. راستی وقتی همدیگر را دیدیم چه چیزهایی را به هم می‌گوییم. واقعاً‌ حیف است انسان وقتی می‌تواند پرواز کند دست و پای خود را ببندد و بجز محدوده‌‌ای افق‌های گسترده و عمیق را نبیند. غالباً بی‌خیالی‌ها ناشی از فراموش کردن پویایی خود و نادیده گرفتن حرکت و جهت دار بودن تمام پدیده‌ها در جهان می‌باشد. اگر به پایداری عدل معتقد هستیم باید عدالت را از خود شروع کنیم. سیر در خیالات و اوهام جز ناامیدی نتیجه‌ای ندارد.

 

خدانگهدار همگی عزیزانم- مریم

 

۲۴ / ۱۱ / ۶۳

 

 

 

نام‌: مریم گلزاده غفوری

نام پدر:‌ علی

بند :‌۴ واحد سه (قزلحصار )

 

هوالحق

 

سلام به همه‌ی خانواده‌ گرامیم

 

امیدوارم که همیشه سرحال و خوب باشید تا بتوانید در زندگی در جهت خواستهای خدایی و انسانی خود تلاش کنید. بعد از آن دیدار کوتاه و جالب نمی‌دانم فرصت کردید کمی به چرایی و چگونگی آن فکر کنید یا نه. گرچه من در شیوه‌ها و رفتار تغییری ندیدم اما بخصوص در مورد طاهره و احمد عزیزم که خیلی بزرگ شده بودند خیلی مایلم مرتب از طریق نامه از کیفیت آن مطلع شوم. نمی‌دانم چرا نامه نمی‌نویسند. طاهره جان گرچه از این که نتوانستم در دفترچه خاطراتت چیزی بنویسم متأسفم اما حتماً‌ به من حق می‌دهی ولی تو می‌توانی برای من بنویسی. من می‌خواهم واقعاً‌ اعضای به هم گره خورده یک خانواده باشیم نه افراد تک تک جدا و دور از هم و بی‌تفاوت. راستی در ‌آغاز ماه رمضان هستیم انشاءالله بتوانیم عظمت آن را، قرآنی که در این ماه نازل شده را درک کنیم. به همه فامیل سلام مرا برسانید. دعا کنید

 

خدا نگهدار همگی عزیزانم- مریم

 

۲۸ / ۲ / ۶۴

 

خدا را وصف کن

 

الان لحظه‌ی فریاد است و سلامم اشک آلود. بعد از فیلم ماری کوری که آموزنده بود به تماشای تصویرهایی از بهترین صحنه‌های طبیعت که برای ما دنیایی از مفاهیم پر عظمت هستی داشت نشستیم. طاهره جان و احمد عزیزم ساعتی در تنهایی به تماشای جریان آب که گاهی خروشان و شاید آرام و روان گاهی جوشان و مواج و شاید شاداب بنشینید. از شما می‌پرسم که چگونه پر فریاد و با شتاب و به کدام سو در حرکت است که در سرود پرطنین جاودانه‌اش شما هم به سوی نهایتی جاری می‌شوید و مطمئناً عشق را تماماً درک خواهیم کرد. اگر همه انسان‌ها چون قطرات آب در جهت کمال مطلق هم‌آهنگ و همراه بودند که اگر بایستند دریا و اگر بروند رود باشند، اگر می‌جوشند چشمه و اگر نه آبشاری انرژی بخش شوند، دیگر نه مردابی بود و نه تعفنی و نه مردنی! عزیزم اگر در پی قلب پاکی، اگر محبت و زیبایی را دوست داری، از طبیعت بیاموز و چون خدا زیبایی آفرین باش. محبت کن و همه را دوست داشته باش که باید تلاش کرد که باید تلاش کرد زیرا که جهان به جز تلاش عاشقانه نیست و زندگی ما بر همین است.

 

دعا کنید – خدا نگهدارتان

 

مریم- ۲۸ / ۵ /  ۶۴

 

 

بسم‌الله الرحمان‌الرحیم

 

شماره ۱

تاریخ ۲۸ / ۱۰ / ۶۴

 

نام و نام خانوادگی: مریم گل زاده غفوری

 

 
خواهر و بردار خوبم بر شما که سال‌های جدایی را صبورانه تجربه کردید و پدر و مادر عزیزم سلام بر شما و روح بزرگتان و قلبتان که روزگار آنرا دردناک کرده است و طاقت آوردید و زندگی را مفهومی دیگر دادید. محسن جان راستی از دانشگاه با موفقیت فارغ شدی، خیلی خوشحال‌ام. امیدوارم در دنیای مجهولات راهی نو بیابی. شنیده‌ام که وضع مالی حاج خانم و حال روحی حاج آقا خرابه اما باورم نمی‌شه. دلم برای همه بخصوص عمو جان و خاله‌ها و دخترها و پسرهای فامیل می‌تپد. راستی لباس‌های اضافه‌ را برگرداندم. یکی دوتاش مال تو هست راضی به زحمت تو نیستم و خودت را اذیت نکن. از وضع دندون پرسیدی خیلی بهم ریخته اما فکر می‌کنم بیشتر پرکردنیه تا کشیدنی. به امید زندگی با صفا و صمیمت و سرشار از عشق.

 

آدرس فرستنده: زندان اوین- بند ۳ دختران، اتاق ۳ پایین.

 

 

نام و نام خانوادگی: مریم گل زاده غفوری

 

۲ / ۱۲ / ۶۴

 

سلام به نسیم دختر گلم، تولد تو در زمستان یاد تو همیشه زنده خاطرها می‌باشد

وقتی با تحمل درد و صبر مثال دانه که زمین را می‌شکافد متولد شدی، آغاز راهی به تو سپرده شد که به عظمت هستی است.

از تصور رشد و شکوفاییت هر دم که راه را می‌ پایی و می‌دانی به چه سمتی می‌روی و چه هدفی داری احساس عجیبی دارم و از دوریت عطش را عمیقاً درک می‌‌کنم که ترا روی قلب هر دم بفشارم. وقتی به خلوص و پاکی تو و هدای نازنین می‌اندیشم از این که قدردانی نشود به خود می‌لرزم و اشک می‌ریزم. عزیزم آقا جون خیلی مهربونه سؤال کن که چرا انسان‌ها مثل هم نیستن و چرا هر کدام هدفی دارند و برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند و بپرس نقش تویِ انسان چیست؟ و حقیقت زندگی یعنی چه؟ امیدوارم همیشه سرشار از عشق و زندگی باشی.

 

خداحافظ – مریم

 

اوین، زندان اوین،‌ بند ۳ پایین، اتاق ۳

 

 

بسمه‌تعالی

۲ / ۱۱ / ۶۵

 

نام و نام خانوادگی : مریم صمدی

 

سلام به همه عزیزان که شاهد دردها و با همه‌ی سختی دور کننده همه‌ی رنج‌ها می‌باشند. آقا جونم، جون جونم قربون آقاجون خوبم. چطوری برایتان از این روزهای دور از هم بگویم؟ دیدن، شنیدن، سخن گفتن و با شما بودن، با شما رفتن و با شما زندگی کردن و فکر کردن برایم چقدر گرامیه. همانطور که گفتید هرچه داریم در عمل آموختیم نه ارثی و تحمیلی. من در روح بزرگ شما به زیبایی و پویایی و عظمت آن پی‌بردم و آن را یافتم. وقتی که می‌گفتید سخنی نگویید مگر محکم، و عملی نکنید مگر صالح، یعنی همین. و هنگامی که صراط مستقیم را معنی می‌کردید به دوری و عظمت راه و هدف جهان و جایگاه انسان پی‌بردم اما این‌جا از همه لحظات در کشاکش یافتن هستیم. همه‌ی کلمات مفاهیم نوینی برایم مطرح می‌شود.

 

خدانگهدار – مریم

 

اوین- ساختمان ۲۱۶- بند ۴- مریم صمدی

 

بسمه تعالی

  ۶ / ۴ / ۶۶

 

نام و نام خانوادگی: مریم صمدی

 

سلام به مادرم. دیدار اخیرمون خیلی برایم ناراحت کننده بود. اما مدتهاست که می‌خواهم از تو برای خودم  بنویسم و حالا برایت می‌نویسم و نمی‌دانم می‌رسد یا نه. تو جمعان را در قلب خود نهفته داری. بارها می‌خواستم انتظار دیدارت را ترسیم کنم اما نتوانستم فقط می‌گویم در تمام لحظاتم با تمام دوری راه ترا می‌بینم با تمام دردها و رنج‌ها و ناراحتی‌ها اما از تو چه بگویم؟ دریا رو میشه تعریف کرد، تلاطم موج ، کوه، استقامت خاک، صحرا، صبور و تنها، پروانه، عاشق سوختن، رود پیوستگی رفتن، چشمه، جوشش زاینده، خورشید، بی‌دریغ بودن، ماه، همدم و همراز گل، لطیف و پراحساس. درخت، متکی و مطمئن. ستاره، یاد هر عزیز، تاریخ، درس انسان‌ها، آسمان رمز تکامل و تو بزرگترین و قوی‌ترین قلب دنیا. نمی دانم فعلاً‌ همین.

 

خدا نگهدار – مریم

 

آدرس فرستنده:  اوین- ۳۲۵ بند ۲ مریم صمدی

 

 

بسمه تعالی

 

۳ / ۷ / ۶۶

 

نام و نام خانوادگی: مریم صمدی

 

سلام به همه‌ی عزیزان، احمد، عبدالحق. سلام دیگری بر تو.

می‌خواهم نامه‌ای برایت بنویسم اما فرقی نمی‌کند، برای کاظم می‌نویسم اما تو جوابم را بنویس. این زندگی برایم عینی و ملموس است با ذره ذره وجودم، رشدی سریع و کوتاه. مثل نیلوفرها، تنها یک طلوع را شاهدند و من خیلی دوستشان دارم. زندگی به این کوتاهی و زیبایی!‌ راستی اگر ما هم یک روز عمر داشتیم چه می‌‌کردیم؟ البته الان هم یک روز است و تکرار نشدنی اما این ما هستیم که آن را تکرار می‌‌کنیم. چه خوب اگر به هر لحظه از زندگی‌مان ارزش خودش را بدهیم و بدانیم چرا زنده‌ایم؟ راستی زندگی چیه؟ سخته یا راحت؟ طاهره جان تنها خواهرم، نمی‌دونی چطور برای قبولی دانشگاه و انتخاب رشته‌ات لحظه‌شماری می‌کنم. بعضی انتخاب‌ها در زندگی واقعاً‌ تعیین کننده هستند که در رابطه با هدف و آینده انسان مفهوم دارند.

 

آدرس فرستنده: اوین- ۲۱۶ – بند ۲ – مریم صمدی

 

بسمه تعالی

 

۳ آبان ۶۶

 

نام و نام خانوادگی: مریم گلزاده غفوری

 

سلام به همه نگاه‌های بچگانه. برای کدامتان نامه بنویسم. برای نسیم، سپیده گلم که هنوز جواب نامه را نداده‌اند. نمی‌دانم چرا؟‌و برای هدای نازنینم که منتظرم از تصوراتش برایم بنویسد. برای محسن و داداش هم که جای گله نیست مثل واقعیت‌های دیگر زندگی. تا به حال هیچ پاسخی از هیچکدام نداشته‌ام. چیزی نمی‌دانم فقط احساس می‌کنم زندگی جریان ندارد. راستی طاهره جان با عکاسی چطوری. می‌دونی که من خیلی علاقه دارم از ابتکارتان خوشم اومد روزی که آمدم خانه را می‌گویم. عکس‌های قشنگ بگیر و اگر فرستادنی بود بفرست. روز جمعه گذشته روز جهانی غذا بود. در این همزمانی که سفره‌هایمان خالی و گرسنه بودیم جالب بود. درسته که از خیلی واقعیت‌ها دوریم اما سعی می‌کنیم آنها را درک کنیم بعضی‌ها را هم شما باید به ما بگوئید تا بدانیم چه می‌‌گذرد. یک اتفاق ساده‌ی شما (برای ما) موضوع فکری خوبی برای ماست. چه برسد به موضوعات فکری‌تان!

 

خدا نگهدار – مریم

 

آدرس فرستنده: اوین- ۲۱۶ – بند ۲ – مریم گلزاده غفوری

 

بسمه تعالی

 

۳ / ۸ / ۶۶

 

نام و نام خانوادگی: مریم صمدی

 

سلام بر تمام عزیزانم و بر مادرم که هر بار با دیدارش زندگی دوباره می‌گیرم. سال‌ها درد و رنجت را شاهدم چه بگویم که گویای عمر تو باشد. زندگیت را در  استقامت کوه و صبوری صحرا در تنهایی و عاشق بودن و سوختن پروانه و در پاکی هر درخت می‌بینم از تو درس انسان‌ها و تاریخ را می‌‌گیرم و بحق که سزاوار مادر بودنی. یعنی در برگیرنده قلب‌های بزرگ. غم دوری‌مان با محبت‌ها گره خورده کاری نمی‌شود کرد جز تلاش در جهت رهایی!‌

آقا جون نمی‌دونم دفترچه خاطراتتون بازهست یا بسته شده اما می‌خواهم تمام آن‌چه را که بر شما می‌گذرد بدانم و قبلاً  هم گفته‌ام که همتون بنویسید و صداتون را ضبط کنید و هرکاری که این‌همه جدایی را جبران می‌کند که یک لحظه آن برایم راحت نمی‌گذرد و فکر آن آزارم می‌دهد و با امید دیدارتان این فاصله را تحمل می‌کنم و از این‌جا با صفای شما زندگی می‌کنم.

به همه آشنایان و فامیل سلام برسانید- مریم

 

آدرس فرستنده: اوین- ۲۱۶ – بند ۲ – مریم صمدی

 

بسمه تعالی

 

۴ / ۹ / ۶۶

 

نام و نام خانوداگی: مریم گلزاده غفوری

 
 

سلام بر تمامی عزیزانم . نامه‌‌های نرسیده بسیاری برایتان نوشته‌ام ولی هرگز  این احساس نداشته‌ام که از نوشتن مأیوس شوم زیرا که این تنها راهیست که می‌توانم لحظه را جویا شوم. اگر هم نرسید که هیچ!‌باز هر بار تکرار. هر چیز همین حالت را دارد. مامان خوبم توی ملاقات وقتی داشتی از خاموش و روشن شدن چراغ‌ها و تماشای آن‌ها و گذران زندگی در خانه می‌گفتم، خنده‌ات نشانی از تمامی رنج‌ها داشت. به مهربانی و قلب پاکت حسرت خوردم فکر کردم به انسان‌هایی که هیچ درکی از پاکی ندارند و مجبوری با آن ها زندگی کنی. ظاهره جان از دل تنگت خبر دارم اما باید دلهایمان را بگشاییم و همه خوبی‌ها را که در دل بدیها عمق می‌یابد بفهمیم. باید حقیقت را کشف کنیم. من نیز دلم از این جدایی و دوری تنگ می‌شود و این فاصله ها نیز بخشی از واقعیت هستند. باید همه چیز را در ذهنمان بسپاریم و به امید دیدار زندگی را در تلاشی پیگیر و همیشه رفتن بیابیم. آقاجون باور کنید یک لحظه آروم ندارم و همیشه بیاد آموزش‌هایتان و این همه محرومیت می‌سوزم و در انتظار خواندن نوشته‌هایتان که نمایانگر روح هستی می‌باشم.

 

خدا نگهدار- مریم

 

آدرس فرستنده: اوین- ۲۱۶ – سالن ۳ – مریم گلزاده غفوری

 

 

 

بسمه‌تعالی

 

۱ / ۱۰ / ۶۶

 

نام و نام خانوادگی: مریم گلزاده غفوری

 

هادی جان سلام و هزار بار که هزار روز است همدیگر را ندیده‌ایم. روزهایی که هرکدام در انتظار دیدارت چه طولانی می‌گذرد. هربار که در تنهایی ساعتی را به تماشای کوه‌های سرسخت و خشن می‌گذرانم و زندگیت و زندگیمان را در تلاطم وقایع می‌بینم خدا را شکر می‌کنم که چه سان ‌آزمایشی. شاید دیگر دیداری نداشته باشیم اما در احساس و عشق و یگانگی‌‌مان خللی نیست. از پشت دیوارها دستت را بگرمی می‌فشارم. برادر خوبم هر بار که باد سرد زمستان تا مغز استخوان را می‌سوزاند گذری است که برگهای خشک بسوزند تا ریشه‌ها را نسوزاند و دوباره جوانه‌ها حیات نوینی را نوید می‌دهند. برای هدای نازنین نامه نوشته‌ام منتظر جوابش هستم. ازش خواسته‌ام برایم از خودش بنویسد. این اولین نامه‌ای است که برایت می‌نویسم و امیدوارم به دستت برسد. نگران سلامتی‌ات هستم مرا از حالت با خبر کن.

 

خدا نگهدار – مریم

 

آدرس فرستنده: اوین – سالن ۳ – مریم گلزاده غفوری

 

بسمه تعالی

 

۲ دی ۶۶

 

نام و نام خانوادگی:‌ مریم صمدی

 

سلام به عزیزانم امینه جان به آقاجون و خواهرها و برادرها که سال‌هاست بی‌خبرم سلام مرا برسان.

امینه جون خوش می‌گذره!‌ البته جوابش رو می‌دونم ولی منتظر جوابت هستم. سپیده جان از نامه‌‌ای که نوشتی متشکرم، نه مچکرم! طاهره جان برایم نامه بنویس و به آقاجون هم بگو نامه بنویسد و فکری هم برای ملاقات من بکند. مامان همیشه امیدوارم، آش پشت پا چه حکمتی داشت. یک بار یادمه طاهره تعریف می‌کرد که همه رفته بودن مشهد برای دعا بعد هم که بر عکس شد پشیمان شدند. نکنه این‌بار هم این مدلی باشه. بدون تلاش نتیجه‌ همین خواهد شد. نسیم جان چرا نامه سپیده را کامل نکردی یک خط جای خالی داشت. به دایی حسین و خانمش سلام مرا برسانید و بگویید از راه دور همیشه بفکرشان هستم و یاد محبت‌هایشان مرا شرمنده می‌‌کند. به امید سلامتی‌شان و دیداری دوباره. خدا نگهدارتان . مریم

 

آدرس فرستنده: اوین- سالن ۳ – مریم صمدی

 

 

بسمه تعالی

 

۷ / ۱۲ / ۶۶

 

نام و نام خانوادگی: مریم گلزاده غفوری

 

سلام بر همه، از آن‌جایی که نمی‌دانم این نامه‌ها سر از کجا در می‌آورد و چرا تا بحال جوابی نیامده است نمی‌دانم خطاب به چه کسی بنویسم. ترجیح می‌دهم آقاجون به خدا نامه بنویسم گرچه نامه‌‌ها همه نزد خداست و احتیاجی به نوشتن نیست. مامان خوبم از ملاقات که برگشتم حسابی حالم گرفته بود اصلاً‌ نتوانستم حال هم را بپرسیم راستی به خاله و دخترخاله سلام برسانید و بخصوص خاله سکینه و دخترش قدسی‌خانم. خدیجه را هم خدا بیامرز عاقبت بخیر شد. از پسرخاله‌ها هم اصلاً‌ نمی‌دانم کسی مانده یا نه. از عموجان هم بی‌خبر بی‌خبرم. اگر می‌شد به جای آقاجون به ملاقات هم بیاید خیلی خوب بود. به خانواده علیرضا سلام برسانید و بگویید قلب‌هایمان به هم گره خورده و از محبت سرشار است. خدانگهدار – مریم

 

آدرس فرستنده: اوین – ساختمان ۲۱۶- سالن ۳- اتاق ۱۱۳ مریم گلزاده غفوری

 

بسمه تعالی

 

۳۰ / ۱۲ / ۶۶

 

نام و نام خانوادگی: مریم صمدی

 

سلام امسال سال نو زمانی طلوع می‌کند که زندگی بسیاری غروب کرده است. سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد. آیا کسی هست که آنرا دریافت کند و یا پاسخی دهد. نمی‌دانم نامه‌ام را کسی می‌رساند؟

سلامی از دورها به نزدیک‌ترین قلب‌ها که بدون شک خواهد رسید. سلام به خاک‌ها و سنگ‌های شهرمان که بهاری نداشته‌اند و سلام به رودها و کوه‌ها که کسی به دیدارشان نرفته است. به هر حال طبیعت نو می‌شود ما هم با قرار دادن تک شاخه درختی در اتاقمان و تماشای عکس نونهالان که سرشار از طراوت و شادابی هستند بهار خود را آغاز کردیم و آن را جشن گرفتیم و بهترین آرزوها را بهم تقدیم کردیم به امید آن که سال بعد را در بین خانواده‌ها جشن بگیریم.

 

خدا نگهدار – مریم

 

آدرس فرستنده: اوین- سالن ۳- بند ۲۱۶ – مریم صمدی

 

بسمه تعالی

۴ / ۳ / ۶۷

 

نام و نام خانوادگی: مریم گلزاده غفوری

 

سلام بر شما، سلامی از اعماق قلبم بر تمامی خانواده گرامیم. امسال دومین ماه رمضان بود که در تنهایی گذراندیم و چه خوب تنهایی بود. راستی چه لذت بخش است که انسان مفهوم کلمات خدا را درک کند. تمام وجودش احساسی شود که پاکی آن‌ها را لمس کند. شاید باور نکنید اما واقعاً‌... ایمان و صبر شما بخصوص آقاجون و مامان خوبم شرمنده‌ام. خدا را شکر می‌کنم به خاطر همه چیز، لابد عید فطرهای گذشته را بخاطر دارید من نیز در آن روز مروری داشتم بر همه‌ی ‌آن‌ها و در پی یافتن شکوفایی بودم. قبلاً‌ هم موضوع ... همیشگیم بود. فقط کمی مانده و می‌خواهم از زندگی یک روزم را برایتان بنویسم. اما چگونه می‌توانم؟ تغییر رنگ آسمان در سحر که هوا رو به روشنایی می‌رود و گنجشکان یک ریز و پی در پی می‌خوانند برایم بسیار جالب است. حتماً در نور آفتاب که یک ... روی دیوار می‌افتد می‌ایستم. به آسمان هم زیاد نگاه می‌کنم. اصلاً نگران من نباشید. در انتظار دیدارتان هستم.

 

خدا یار و یاورتان- مریم

 

آدرس فرستنده: اوین- بند ۲۰۹ – مریم گلزاده غفوری

 

 

نامه مریم گلی به پدرش

 

از آن‌جایی که دکتر گلزاده تمایل نداشت با جنایتکاران روبرو شود هیچ‌گاه به ملاقات فرزندانش در زندان نیامد. عاقبت در اثر فشارهای آیت‌الله منتظری یک بار مریم و هادی را با مأمور به دیدار پدر بردند.

مریم از طریق نوشتن نامه‌های بلند به درد دل با پدرش می‌پرداخت. در زیر توجه شما به یکی از این نامه‌‌ها جلب می‌کنم.

 

بنام خدا

هربار که با یاد شما و برای گفتگو با هم قلم و کاغذ را جلوی خود می‌گذارم و می‌بینم که نمی‌توان لحظات را با همان کیفیتی که گذشت روی صفحه گذاشت ترجیح می‌دهم قلم حرکت نکند و کاغذ سفید بماند شاید اینگونه سخن گفتن در خاموشی گویای همه چیز باشد. حدود چهارسال دوری از شما که دورانی بود که با پایان شدن هر سال دوره‌ای جدید آغاز می‌شد بالطبع با کیفیت نوین، ما اینجا در مکان ثابت شاهد گذشت سریع زمان می‌باشیم و بیش از هر موقع در عطش ساختن خود و فردای جهان که به دست نسل نو می‌باشد می‌سوزیم و می‌دانیم همه کسانی که اندیشه و تفکری دارند همواره چشم بسوی آینده‌ای دوخته‌اند و با کمال دقت مراقب هستند و می‌دانند در این زمان پرآشوب آرامشی برای ما وجود ندارد. تمام دنیا در تلاش و اختلاطی شگفت‌انگیز از حق و باطل شده است. آیا باید از حوادث روگردان شویم یا در جهت دادن به آن نقشی اساسی داشته باشیم. آیا برای تحقق جامعه‌ای که خدا وعده تحققش را داده است فقط اعتقاد به شعارهای زیبا یا ادا  و ادعا کافی است یا باید مایه گذاشت و خود و عقایدمان را در رو در رویی با مشکلات و دشواری‌ها محک زد و پی برد رو به کدام سو دارد! آیا باید به شرایط تعیین شده تسلیم شد یا بر زمان تسلط یافت؟ البته که باید خود را باید در برابر نیروی عظیمی که برخلاف سنت حق کار می‌کند حرکت کنیم تا حقیقت همانطور که هست ... روشن شود و شاهد پیشرفت عظیم درونی و جهانی و گذراندن دوره‌های پایین تر تکامل باشیم. هر شخصی برای زندگی تعریفی متناسب با شعور و درک از جهان هستی دارد. آرزو داشتم می‌توانستیم و می‌خواستیم که درک‌هایمان بر هم منطبق باشد تا کجی در آن راه نیابد و بصورت یک واحد پیوسته و جدایی ناپذیر باشیم که هر بخش برای پویایی دیگری در تلاش می‌باشد نه برای راحتی و آسایش خود. همه می‌دانیم که زندگی به مرگ می‌‌انجامد پس چه چیز می‌تواند ارزش ماندن داشته باشد. به قول شما باید عرض عمرمان را حساب کنیم طولش که در دست ما نیست که به نظر من هرچه کوتاهتر و کیفی‌تر بهتر. باور کنید جامعه ما باید برای خالص شدن و پاک ماندن بهای لازم را بپردازد. همانطور که می‌دانیم من به دانستن، فهمیدن، ایمان آوردن و عمل صالح داشتن علاقه زیادی داشتم ولی اکنون نیاز شدید آن را با تمام وجودم درک می‌کنم و عمق آن را که عشق به خدا و راه او می‌باشد را می‌پیمایم. اینجا معنی و مفاهیم هر زندگی آشکار می‌شود.

البته همیشه می‌گویم ای کاش می‌شد باز با شما می‌بودم ولی این‌بار با دیدی عمیق‌تر، واقعی‌تر و عینی تر از نو به تمام موضوعات تعیین کننده، به تک تک آیات قران و رهبری یکایک امامان و می‌اندیشیدیم و من می‌توانستم عمق نگاهتان و وسعت سینه‌تان و بزرگی روحتان را درک کنم. حتما می‌دانید این که می‌گویم ای کاش نه به خاطر شکایت از وضعیت پیش‌آمده و از روی یأس و پشیمانی بلکه از این بابت که می‌دانم هیچ چیز دوباره تکرار نمی‌شود پس باید در هر شرایطی جهت را پیدا کرد و آگاهانه راهی را به آن سو انتخاب کرد و با سرعت حرکت کرد زیرا که شرایط آن‌چنان متحول و شگفت آور دگرگون می‌شود که اگر در مسیر خود مصمم نباشی حتما و ناخودآگاه یا پا در جای پای دیگران می‌گذاری یا دیگر هرگز راه پاک رهایی را نخواهی یافت. باید زمان و مکان‌مان را بشناسیم و خودمان را ارزیابی کنیم و راه رفته را بازیابیم. البته از صمیم قلب دوست داشتم می‌توانستم با یکسان کردن فرکانس اندیشه‌هایمان بر این گونه جدایی‌ها و فاصله‌ها غلبه کنیم زیرا که با کیفیت دادن به کمیات تمام پدیده‌‌ها و حوادث ... نتیجه‌ دیگری خواهد داد و در اراده‌ای که پشتوانه ایمان داشته باشد هرگز تزلزل راهی ندارد و باز می‌شود هر شب بعد از تمام شدن کارها به یاد هم قلمی برداریم و تاریخی بنویسم تا همه بدانند بر ما چه گذشت.

شبهای زندان معنویت خاصی دارد و تماشای آسمان در تنهایی از پشت میله‌ها و سیم‌های خاردار مرا به یاد انسان‌هایی می‌اندازد که در دل ظلمت درخشیدند. شب‌های چهاردهم که ماه قرص کامل می‌شود بی اختیار به یاد یکی از عکس‌های یادگاری در یکی از پارک‌های شیراز می‌اندازد و آنگاه میهمانی ماه را باور می‌کنم.

راستی منظورتان از تلقینات، توهمات و انقطاع از غیر حق چیست؟

 

قلهک – خیابان دولت، کوچه کی کاووس  کوچه هجدهم – پلاک ۱۲

 

***

 

چنانکه می‌بینید این صداقت و لطافت روح مریم بود که وی را «مریم گل» کرد. او که معتقد بود «جهان به جز تلاش عاشقانه نیست»، عاشقانه زیست و عاشقانه جان باخت. همه‌ی ما در ۸ ماه گذشته دیدیم که چگونه «سلام غریبانه‌»‌ی مریم گل به خانه‌های مردم راه یافت و چه زیبا و صمیمی پاسخ گرفت. مریم نماند که سال بعد را در میان «خانواده‌ها» جشن بگیرد؛ او چون سلام غریبانه‌اش جاودانه شد.

 

«سلام بما صبرتم فنعم عقبی‌الدار »

 

«سلام هی حتی مطلع الفجر»

 

ایرج مصداقی

 

۱۵ بهمن ۱۳۸۸

 

www.irajmesdaghi.com

 

Irajmesdaghi@yahoo.com

 

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا)
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)