آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏
ایرج مصداقی

۶ سال و نیم از دوران حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی می‌گذرد، و در طی این دوران در «ام‌القرا» اسلام، کمتر اعتراضی نسبت به ظلمی که در حق آن‌ها شده، دیده می‌شود.
به جز چند غرولند علی مطهری و چند اصلاح‌طلب حاشیه‌ای، کمتر حرکت مؤثری از سوی «اصلاح‌طلب»‌ها و یا دولت روحانی یا شخص وی که ریاست شورای امنیت ملی را به عهده دارد برای رفع حصر برخلاف وعده‌های انتخاباتی‌اش از ۴ سال پیش به این طرف دیده می‌شود. انگار نه انگار که آن‌ها با توجه به فشارهای وارده و کبر سن، به سمت مرگ هل داده می‌شوند.
حتی در دوران بستری شدن مهدی کروبی در بیمارستان و عمل جراحی قلب او به جز چند نماینده‌ی مجلس هیچ‌یک از حضرات مدعی، تلاشی برای دیدار با وی نکردند. و یا بسیج عمومی در این رابطه نکردند. در حالی که احمدی‌نژاد و یارانش وقتی برای یک بیماری ساده حمید بقایی را به بیمارستان منتقل کردند در آن‌جا حضور یافتند و مصاحبه‌های گوناگون انجام دادند و در حمایت از وی از هیچ چیز فروگذار نکردند.  
خامنه‌ای ولی فقیه بی‌رحم و شقاوت‌پیشه نظام اسلامی، همچنان بر حصر یاران و رفقای دیروز خود پافشاری می‌کند.
موضوع جراحی قلب کروبی و بیماری میرحسین موسوی همزمان شده است با بیست و نهمین سالگرد قتل‌‌عام زندانیان سیاسی که در دوران حاکمیت میرحسین موسوی انجام گرفت. 
 
شش و سال و نیم از حصر می‌گذرد، به یاد خانواده‌هایی که عزیزانشان در حصر هستند می‌آورم که خانواده‌ قتل عام شدگان ۶۷ بعد از تحمل ۷ سال رنج و سختی و مرارت در حالی که آزادی عزیزان‌شان را لحظه شماری می‌کردند با خبر اعدام آنها مواجه شدند. بعضی از خانواده‌ها ناگهان با اعدام چند عزیز‌شان مواجه شدند و همچنان بسیاری از آن‌ها از محل دفن عزیزان‌شان بی‌خبرند. تعدادی از آن‌‌ها با جسمی بیمار و حتی روی برانکارد به دار آویخته شدند.
 
آقای کروبی جدای از تلاش برای برکناری آیت‌الله منتظری به خاطر ایستادگی در مقابل کشتار ۶۷، دهسال پس از این کشتار، در مرداد ۷۷ به جای تلاش برای مشخص کردن محل دفن قتل‌عام شدگان با سرهم‌کردن مشتی دروغ و دغل به احمد منتظری فرزند آیت‌الله منتظری حمله کرد که چرا از حق قتل‌عام شدگان دفاع کرده بود و چند ماه قبل از اسم‌نویسی در انتخابات ۸۸ در مراسم بزرگداشت لاجوردی «قصاب اوین» شرکت کرد.
 
چنانچه انتظار می‌رفت برخلاف سکوت داخلی، سازمان‌های بین‌المللی، سازمان ملل متحد، پارلمان‌ اروپا، دولت‌های اروپایی و آمریکا از حقوق این سه نفر دفاع شایسته‌‌ای کردند. در این مقاله می‌کوشم مواردی چند را یادآوری کنم. امیدوارم دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در ملاقات با پدر و مادرشان این نوشته‌ را به دست آن‌ها برسانند تا تلنگری باشد به آنان. چه بسا بسیاری از مواضع گذشته را فراموش کرده باشند. برای یادآوری دهه‌ی ۶۰ تکرار آن‌ها بد نیست. تا لحظه‌ی مرگ فرصت جبران هست. امیدوارم موسوی و رهنورد و کروبی به همراه خانواده‌هایشان در دوران حصر با گوشه‌ای از رنج‌های ده‌ها هزار خانواده‌ای که آن‌ها به جوخه‌‌های مرگ فرستادند و یا در زندان‌ها به بند کشیدند آشنا شده باشند و به زودی از حصر خلاصی یابند و به آغوش خانواده‌هایشان بازگردند.
 
 
***
 
 در ۵ مهرماه ۱۳۶۰ آیت‌الله منتظری در نامه‌ی محرمانه به خمینی شرایط زندان‌های کشور را اسفبار خوانده و نسبت به اعدام کودکان و شکنجه‌های طاقت‌فرسا به خمینی هشدار دادند. در نامه‌ی ایشان آمده بود:
 
«... ضعف شورایعالی قضایی و بالنتیجه دادگاه‌های انقلاب به حدی است كه افراد صادق و متعهدی كه خود در متن آنها هستند می‎گویند اوضاع جاری زندان اوین و بسیاری از زندانهای شهرستانها از قبیل اعدام‌های بی رویه و احیاناً بدون حكم قضات شرع یا بدون اطلاع آن‌ها و گاهی به رغم مخالفت با آن‌ها و ناهماهنگی بین دادگاه‌ها و احكام صادره و تاثیر جوها و احساسات و عصبانیت‌ها در احكام صادره و حتی اعدام دختران سیزده چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون اینكه اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شركت كرده باشند كاملاً ناراحت كننده و وحشتناك است، فشارها و تعزیرات و شكنجه‌های طاقت فرسا رو به افزایش است.» [1]
 
با وجود حقیقتی که آیت‌الله منتظری بر آن پای می‌فشردند، میرحسین موسوی در همان مهرماه ۱۳۶۰ درحالی‌که دولت جمهوری اسلامی یکی از گسترده‌ترین سرکوب‌های تاریخ معاصر را سازمان داده و اعمال این دولت افکار عمومی بین‌المللی را سخت تکان داده بود، به عنوان وزیر امورخارجه با شرکت در سی و ششمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پاسخ به ادعای نقض حقوق بشر در ایران مى‌گوید:
 
«مردم به مدعیان حقوق بشر که دست‌هاى خود را به خون انسان‌هاى مستضعف فرو کرده‌اند، به دیده تمسخر مى‌نگرند... هم اکنون در کشورهاى مستضعف چهره تازه بشریت در حال تولد است و این چهره بسیار متفاوت از آن سیمایى است که امریکا تصویر مى‌کند.... ما مصمم هستیم که در روش خود کوچک‌ترین لغزشى به شرق یا غرب نداشته باشیم. به عنوان نماینده دولت انقلابى جمهورى اسلامى به همه مستضعفان زمین نوید مى‌دهم که یک میلیارد مسلمان زیر سلطه جهان در حال قیام‌اند و اسلام برکات سازنده خود را دوباره به صحنه آورده است» [2]
 
۳۶ سال از سخنان تاریخی میرحسین موسوی می‌گذرد و همه‌ی ما شاهد «برکات سازنده» اسلام شیعی و سنی و مسلمانانی که «قیام» کرده‌اند، هستیم. قیام و برکاتی که جهان متمدن و بشریت را به چالش گرفته و زبان از بیان آمار جنایات روزافزون آن قاصر است.
 
عفو بین‌الملل در مهرماه ۱۳۶۰ به خاطر انتشار اخبار هولناک در مورد شرایط زندان‌های ایران و اعدام‌های لجام‌گسیخته درخواست دیدار از زندان‌های ایران را داد.
بعد از حملات مستمر خمینی و موسوی‌تبریزی و امامان جمعه و جماعات و ... به عفو بین‌الملل، وزارت امورخارجه که میرحسین موسوی وزیر آن بود شرایط ابلهانه‌ای را برای ورود این نهاد حقوق بشری به ایران تعیین کرد که نمونه‌‌‌ی آن را در تاریخ هیچ‌یک از دیکتاتوری‌های عالم مشاهده نمی‌کنید. در اطلاعیه وزارت امورخارجه آمده بود:‌
 
«بسم‌الله الرحمن الرحیم، استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا برای پشتیبانی از ایادی آدمکش خود در کشور ما و نیز تلاش گسترده‌اش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، از ترفند‌های گوناگونی سود می‌جوید. اصلی‌ترین محور فعالیت تبلیغاتی امپریالیسم آمریکا در چند ماهه گذشته، این بوده است که به جهانیان چنین وانمود سازد در ایران ثباتی وجود ندارد. شرکت نزدیک به ۱۷ میلیون تن در انتخابات ریاست جمهوری، پیروزی بزرگ در جبهه آبادان وحضور مستمر و گسترده‌ توده‌ای میلیونی در صحنه این محور تبلیغاتی را بطور کامل درهم شکست و اینک آمریکا می‌کوشد با استفاده از شگردی تازه قوه قضایی انقلابی کشور ما را مورد تهاجم تبلیغاتی خود قرار دهد تا شاید به نعش بی‌جان ضد‌انقلاب جانی تازه بدهد. هیاهوی سازمان‌ عفو بین‌المللی درست در چهارچوب این توطئه تازه معنای خود را پیدا می کند. همانسان که رهبر بزرگ انقلاب فرمودند هدف هیاهوی این سازمان و دیگر سازمان‌های مشابه جز کمک و یاری رساندن به اربابان خود نیست.
از آن‌جا که ما به سلامت نظام و قدرت  الهی آن یقین داریم و دلیل روشن این مسئله عیان بودن تمام فعالیت‌هایی است که از طریق قوای سه‌گانه کشورمان انجام می‌پذیرد، مانعی نمی‌بینیم تا واقعیات جامعه اسلامی ما در معرض دیدگان توده‌های میلیونی جهانیان قرار گیرد. و این امپریالیسم است که سعی می‌کند به هر نحو ممکن این واقعیات در معرض قضاوت انسان‌های مستضعف جهان قرار نگیرد.
با توجه به درخواست اخیر سازمان عفو بین‌المللی برای بازدید از جریان قضایی در جمهوری اسلامی ایران، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران برای آن که یکبار دیگر فریبکاری این سازمان‌ها و ماهیت پنهان آن‌ها را برای جهانیان افشا نماید پیشنهادات اصولی و روشن زیر را به عنوان شرط ورود هیئتی از این سازمان برای بررسی واقعیات مربوط به قوه قضایی ما و گزارش آن به جهانیان اعلام نماید.»
 
پیشنهادات اصولی میرحسین موسوی برای پذیرش عفو ‌‌بین‌الملل
 
«۱- برای آن‌که  هرگونه شبهه ای در مورد تمایلات صهیونیستی این سازمان از اذهان زدوده شود پیشنهاد می‌شود به صورت صریح کشتار‌های کفرقاسم و دیریاسین [در سال ۱۹۴۸ میلادی اتفاق افتاده] و جنوب لبنان که توسط جنگ‌افروزان اسرائیلی صورت گرفته است صریحاً با ذکر مورد توسط این سازمان محکوم گردد و در مورد شرایط وحشیانه زندان‌های رژیم اشغالگر قدس و شکنجه‌های طاقت فرسای آن افشاگری به عمل آید. (البته جای شکرش باقی‌است درخواست محکومیت کلیه جنایات صورت گرفته توسط یهود در طول تاریخ را نداده‌ است. چرا که کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند. )
۲- برای آن که شبهه‌ای در زمینه وابستگی این سازمان به امپریالیسم آمریکا وجود نداشته باشد، پیشنهاد می‌شود این سازمان دخالت‌های آمریکا را در امور ملت‌های دیگر به ویژه مصر، السالوادور و عربستان محکوم سازد و به بهانه‌ سیاسی بودن این موضوعات و خارج بودن آن‌ها از چهارچوب رسالت‌هایی که عفو بین‌الملل برای خود قائل است شانه از زیر تعهدات انسانی خالی نکند، یقیناً‌ گردانندگان این سازمان بهتر از هرکس دیگر می‌دانند که دخالت‌های آمریکا در امور ملت‌های دیگر باعث کشتارهای وسیع و گسترده‌ای در سراسر جهان گردیده است که فاجعه ۱۷ شهریور در میدان شهدای تهران یک نمونه از آن‌هاست. چه کسی است که نداند که جنایات بر علیه زندانیان سیاسی منفک از شرایط سیاسی و عملکرد دولت‌ها نیست و ضعف این پندار در آن‌جا آشکار می‌شود که عفو‌ بین‌المللی برای بازخواست از آمریکا، به عنوان خشن‌ترین و خونخوارترین رژیم روی زمین، صرفاً به دلیل ادعای این دولت مبنی بر نداشت زندانی سیاسی، برای خود حقی قائل نیست.» (یکی از وظایف عفو بین‌الملل از نظر میرحسین موسوی خلق و جعل زندانی سیاسی برای آمریکای جهانخوار است.)
 
۳- در بیانیه‌های این سازمان بارها به اصول پذیرفته شده جهانی و یا حقوق بین‌المللی اشاره شده است ما می‌خواهیم این سازمان به شکلی روشن اعلام نماید آیا اصول حقوق اسلامی که یک میلیارد مسلمان به آن باور دارند جزو این اصول پذیرفته شده جهانی هست؟ و یا این که در نظر این سازمان جهان مساوی آمریکاست و هر اصلی مورد پسند رژیم جنایتکار آمریکاست جهانی نیز محسوب می‌گردد؟‌ (منظور میرحسین موسوی از اصول حقوق اسلامی شلاق زدن، تعزیر، حد، قطع عضو، سنگسار، قصاص، پرتاب از بلندی، آتش زدن مجرم، به صلیب‌کشیدن و دیگر مجازات‌های اسلامی و همچنین پذیرش نفی بدیهی‌ترین حقوق زنان از جمله ارث، شهادت، حق سفر، حق پوشش ، حضانت و نفی حوقق کودک از جمله سن بلوغ و اعمال وحشیانه‌ترین مجازات‌ها در مورد آن‌ها و نداشتن حق تغییر دین و ... می‌باشد.)
 
۴- در صورت آن که سازمان اعلام نماید اصول حقوق اسلامی را نیز جزو حقوق پذیرفته شده بین‌المللی می‌پذیرد: سازمان اعلام نماید آیا گردانندگان این سازمان و افراد اعزامی آن با این حقوق آشنایی دارند و آیا به مکانیسم‌های پیچیده و طولانی تربیت قاضی شرع در اسلام و دادگاه‌های اسلامی وقوف دارند یا نه؟‌ ( میرحسین موسوی البته توضیحی به عفو بین‌الملل در مورد «مکانیسم‌های پیچیده و طولانی تربیت قاضی شرع و دادگاه‌های اسلامی نمی‌دهد تا بدانند چگونه نابغه‌هایی چون رییسی و پورمحمدی و ... با داشتن ۲۰ سال سن به مقام قضاوت و دادستانی می‌رسند.)
 
۵- طبیعی است که ما انتظار داشته باشیم در میان هیئت اعزامی حداقل یک حقوقدان مسلمان و متعهد که دقیقاً به فقه اسلامی و قضایی آشنایی داشته باشد حضور یابد و ما پیشنهاد می‌کنیم که در این زمینه از دانشمندانی چون شیخ کوشک ... در مصر و یا دیگر فقیهان ناوابسته که کششی به سمت آمریکا نداشته باشند استفاده گردد. (جای شکرش باقی‌ است میرحسین موسوی درخواست حضور «آیت‌الله گیلانی» در هیأت مزبور را نکرده است. هرچند چندنقطه‌ای که گذاشته دست عفو بین‌الملل را برای انتخاب فقهای اسلامی بازگذاشته است. )
 
۶- سازمان تعهد نماید اگر بعد از مسافرت به ایران ثابت شد تبلیغات و ادعای سابق سازمان دروغ بوده است رسماً از ملت بزرگ ایران عذر خواهی نماید. (جای شکرش باقی‌ است از عفو بین‌الملل نخواسته است از بازجویان و شکنجه‌گران و قضات و حکام شرع عذرخواهی کند و یا پیشاپیش بپذیرد که به خاطر دروغ گویی و اتهام زدن به مراجع قضایی اسلامی مجازات حد در مورد مسئولان این سازمان اجرا شود.)
 
۷- سازمان باید قبل از ورود به ایران عمل جنایتکارانه گروه مجاهدین خلق را که باعث کشتارهای وسیع خیابانی شده‌اند و بیش از ۱۰۰ نفر از دولتمردان متقی ما را به شهادت رسانده‌اند ، به زن و بچه و پیرمرد رحم نکرده و در مساجد و معابر و بیمارستان و مغازه‌ها بمب گذاشته‌اند، اتوبوس‌‌ها را آتش زده‌اند و بچه ها و بزرگسالان بیگناه را سوزانده‌اند، به شکل واضح محکوم نماید و اگر تردیدی در این زمینه برای سازمان وجود دارد دولت جمهوری اسلامی ایران حاضر است دلایل کافی در اختیار سازمان عفو بین‌المللی قرار دهد تا تمام جنایات فوق را ثابت نماید، به شرط این که این اسناد از طرف سازمان عفو بین‌المللی منتشر گردد. (این سازمان به جای تحقیق در مورد شرایط زندان‌های ایران پیشاپیش بایستی ادعاهای نظام اسلامی در مورد مخالفانش را پذیرفته  و ان‌ها را محکوم کند. البته میرحسین موسوی هیچ قولی نمی‌دهد که دولت جمهوری اسلامی اسامی کلیه اعدام‌شدگان و سن و سال و مشخصات‌ و ... آن‌ها را در اختیار هیأت بگذارد.)
 
۸- سازمان مزبور تضمین نماید که متن کامل و بدون سانسور گفتگو‌های خود با مقامات مسئول قضایی ایران را در اختیار افکار عمومی جهان قرار دهد و در این زمینه بدون مجامله و بهانه آوردن جواب دهد که این مذاکرات در کدام نشریه و در کدام رادیو و کدام تلویزیون اروپایی و آمریکایی پخش خواهد شد و برای قدم اول پخش کامل بیانیه موجود می‌تواند علامت صداقت سازمان در این مورد محسوب گردد.
اگر سازمان ادعا می‌کند این وسایل در اختیار او نیست پس چگونه است هنگام حمله به نظام انقلابی ما تمام بوق‌ها به صدا در می‌آیند. در این صورت آیا همین دلیل کافی نیست تا سازمان بداند که بازیچه‌ای در دست امپریالیسم خبری نشده است؟‌ (فکر نمی‌کنم به غیر از حضرات هیچ ابلهی در دنیا پیدا شود که ادعا کند یک سازمان بین‌المللی موظف است نام کلیه رسانه‌هایی که ممکن است یک خبر را انتشار دهند، از پیش در اختیار آن‌ها بگذارد.)
 
مسلماً با احراز شرایط فوق دولت و ملت ما با کمال بزرگواری این هیئت را خواهد پذیرفت و اینک بر عهده‌ سازمان عفو بین‌المللی است که ثابت کند بازیچه آمریکا و متحدانش در سراسر دنیا نیست. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران.» [3]
 
ظاهراً میرحسین موسوی انتظار داشت عفو بین‌الملل « کمال بزرگواری» ایشان و «ملت ایران» که ظاهراً منظور «امت حزب‌الله»‌ و بازجویان و شکنجه‌گران و حکام شرع و دست‌اندرکاران قضایی است را ارج بگذارد.
 
عفو بین‌الملل چاره‌ای جز رد پیشنهادات خیره‌سرانه‌ی میرحسین موسوی نداشت. یونایتدپرس در مورد واکنش عفو‌ بین‌الملل گزارش داد:
«سازمان عفو‌ بین‌المللی شرایط پیشنهادی ایران را برای بازدید نمایندگانش از زندان‌های ایران نپذیرفت. این سازمان اطلاع داده است شرایط ایران با ماهیت عملکرد این سازمان مغایرت دارد و این سازمان هیچ‌گونه شرط از قبل تعیین‌شده‌ای را نخواهد پذیرفت. سازمان عفو بین‌المللی مدعی شده است که قبول این شرایط تمامی اعتبار‌ها را از بین خواهد برد» [4]
 
میرحسین موسوی به‌خوبی از جنایاتی که در اوین می‌گذشت با خبر بود و با مطرح کردن این شرایط ابلهانه می‌کوشید مانع دیدار عفو‌ بین‌الملل شود. چرا که پیش از شروع سرکوب گسترده نیروهای سیاسی در ۳۰ خرداد ۶۰ «صلیب سرخ جهانی» از زندان اوین دیدار به عمل آورده بود.
 
محمد‌ کچویی رئیس زندان اوین در مصاحبه مطبوعاتی خود در آذر ۱۳۵۹ می‌گوید:‌
«شما کافیست رجوع کنید به گزارشات صلیب سرخ که سه بار از زندان‌های ما بازدید کرده است و در این سه باری که از این جا بازدید کرده‌اند و همین امروز هم بازدیدی داشته‌اند و با تک تک زندانی‌ها صحبت می‌کنند و بعد گزارشات خود را می‌نویسند حال شما توجه کنید که اجنبی می‌آید و از ما تعریف می‌کند و خودی …؟» [5]
 
در طول سال‌های گذشته، «عفو بین‌الملل» بدون توجه به ادعاهای سابق میرحسین موسوی و برخلاف دوستان سابق وی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی، آن‌ها را از یاد نبرده و بیشترین تلاش ممکن را برای رهایی آن‌ها از حصر و دسترسی به خدمات مناسب پزشکی به خرج داده است.
«عفو بین‌الملل» هر بار که گزارشی راجع به ایران داده است نسبت به وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی ابراز نگرانی کرده است و مطلقاً به یاوه‌گویی‌های خامنه‌ای و نهاد‌های قدرت در نظام اسلامی گوش نداده است.
 
میرحسین موسوی در اولین سفر خارجی‌اش به آمریکا به عنوان وزیر امور خارجه دولت اسلامی درحالی که مست قدرت بود و شیرینی کودتا علیه بنی‌صدر زیر دهان او و گردانندگان حزب جمهوری اسلامی مزه کرده بود، در حاشیه‌ی اجلاس سالانه ملل متحد به گفتگو با نیوریورک تایمز می‌نشیند که ترجمه‌ی مشروح آن در روزنامه اطلاعات ۲۳ مهرماه ۱۳۶۰ انتشار پیدا می‌کند.
 
موسوی در مورد دلیل ممنوعیت فعالیت خبرنگاران آزاد غربی در کشور می‌گوید:‌
«متأسفانه مسائل ایران را آژانس‌های خبری بین‌المللی و دیگر رسانه‌ها در اروپا و آمریکا قلب شده، منعکس می‌کنند که مشکلاتی را هم برای خود آنان در ایران به وجود آورده است. ... من خود روزنگار هستم و سردبیر و پایه‌گذار روزنامه جمهوری اسلامی بوده‌ام و نسبت به مسائل خبری حساسیت دارم، ولی این آژانس‌های مطبوعاتی تاکنون برخلاف حقیقت گام برداشته‌اند. »
وقتی خبرنگار نیوریورک تایمز به او می‌گوید:‌
«ما نمی‌توانیم قربانی اشتباهات دیگران شویم. »
میرحسین موسوی پاسخ می‌دهد:
«جو ایران در مجموع باید نسبت به رسانه‌های غربی و بعضی نشریات دگرگون شود تا امکان بازگشت و فعالیت‌ خبرنگاران غربی به وجود آید. جو کنونی ایران به خاطر قلب اخبار ایران علیه خبرنگاران غربی به ویژه خبرنگاران آمریکای بسیار تند است. »
خامنه‌ای و قوه قضاییه و اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات و دولت احمدی‌نژاد با همین ادعاها در سال ۱۳۸۸ جلوی حضور خبرنگاران مستقل غربی را گرفته و با قطع اینترنت و ... تلاش کردند مانع آگاهی افکار عمومی بین‌المللی از آن چه در ایران می‌گذشت شوند.
روزنامه‌‌‌ی «جمهوری اسلامی» که میرحسین موسوی بین سال‌های ۵۸ تا ۶۰ اداره می‌کرد، ارگان حزب حاکم بود که به درستی از آن به عنوان «حزب چماق‌بدستان» یاد می‌شد. این روزنامه یکی از ننگین‌ترین نشریات در حیات سیاسی ایران بود.
خبرنگار نیویورک تایمز سوال می‌کند:
«اگر حکومت ایران از حمایت مردم برخوردار است چرا سعی می‌کند مخالفین خود را از صحنه خارج کند؟»
موسوی در پاسخ می‌گوید:‌
«انقلاب ایران متکی به نیروهای خارجی نیست و در این انقلاب یک خط اساسی وجود دارد که توده‌های مردم به آن عقیده دارند و گروهی به خاطر انحصارطلبی و در دست گرفتن قدرت از راه اسلحه خواستند در برابر این حرکت بایستند و مسلم است که در مقابل کشتار زن و بچه، رئیس جمهور و نخست‌وزیر انقلاب ما نمی‌تواند ساکت بماند و ما برای حفظ و حراست انقلاب خود حاضریم بیش از آن‌چه شهید داده‌ایم قربانی بدهیم و ترجیح می‌دهیم که مبارزه ادامه یابد تا این انقلاب بماند و برای استمرار انقلاب، طبیعی است که هر گروه و یا دسته‌ای بخواهند با حرکت مسلحانه در مقابل انقلاب بایستند از بین خواهند رفت و آن پدیده‌ای طبیعی در مقابل انقلاب عظیم اسلامی ایران است. »
حتماً‌ میرحسین موسوی شعار «کروبی و موسوی اعدام باید گردنند» را در مجلس شورای اسلامی و بعد از سخنان حداد عادل نماینده‌ی بیت رهبری در مجلس شورای اسلامی به همراه شعارهای «مرگ بر موسوی و خاتمی و کروبی» شنیده است.[6] اتفاقاً نمایندگان مجلس که به تعبیر «امام خمینی» در «دوران طلایی» حیات‌شان «عصاره فضائل ملت» بودند این شعارها را راجع به آقایان می‌دادند و نه بوق‌های استکباری و ضدانقلاب و مفسدین و محاربین. سرکوبگران او و رهنورد و کروبی را به عنوان سران «فتنه‌گر» به زندان یا حصر خانگی افکندند . خامنه‌ای و دیگر جانیان مدعی هستند برای «حفظ و حراست انقلاب» دست به چنین کاری زدند. فرماندهان سپاه و دستگاه قضایی می‌گویند «ترجیح می‌دهیم که مبارزه ادامه یابد تا این انقلاب بماند و برای استمرار انقلاب طبیعی است» کسانی که در مقابل آن بایستند را جارو کنیم.
 
میرحسین موسوی در باره فعالیت احزاب و گروه‌ها در ایران به خبرنگار نیویورک تایمز می‌گوید:‌
«بر اساس قانون اساسی ما اگر گروه‌ها و احزاب به این قانون احترام بگذارند و توطئه و اقدام مسلحانه انجام ندهند در کشور ما آزاد هستند و این آزادی به حدی است که حتی می‌توانند از تلویزیون دولتی استفاده بکنند. و نمونه‌اش را می‌توان مناظره‌‌های آزاد فدائیان خلق (اکثریت) و حزب توده در تلویزیون ایران دانست و سایر گروه‌ها که با خم اصلیهم همگام نیستند، مثل گروه دکتر پیمان نیز توانستند شرکت کنند. همچنین بارها از گروهی که هم‌اکنون حرکت مسلحانه انجام می‌دهد خواسته شد که نماینده خود را برای شرکت در مناظره تلویزیونی معرفی و براساس قانون اساسی حرکت بکنند. حتی بعد از توطئه‌های مسلحانه این گروه به آن‌ها گفته شد اگر اعلام بکنند که جنگ مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی نمی‌کنند و اسلحه را کنار بگذارند و از راه‌های سیاسی وارد شوند می‌توانند آزادانه نشریات خود را منتشر کنند و فعالیت‌‌های سیاسی خود را به راحتی انجام دهند و حتی نماینده‌‌هایی به مجلس بفرستند. ولی متأسفانه آن‌ها با اسلحه و از راه بمب‌گذاری و انفجار وحشیانه در خیابان‌ها ، میادین و مساجد به میدان آمدند. »
 
تردیدی نیست آن‌چه موسوی در مورد مجاهدین و دعوت نظام اسلامی از آن‌ها می‌گوید، واقعیت ندارد. او به خبرنگار نیویورک تایمز نمی‌گوید که در همان مناظره، «شهید بهشتی» به کیانوری وعده‌ی محاکمه داد و محافظانش نمایندگان «اکثریت» را تهدید به قتل می‌کردند. همان مناظره نیز برای مقابله با پیشنهاد بنی‌صدر برای بحث در مورد مسائل اساسی کشور سرهم‌بندی شد تا به جایش در مورد خدا و ماده و ... به «بحث آزاد» بپردازند.
لازم به توضیح نیست که میرحسین موسوی در مقام نخست‌وزیر، اولین کسی بود که دستگیری رهبران حزب توده را تبریک گفت و اطلاعات نخست‌وزیری و اطلاعات سپاه پاسداران که اتفاقاً به او و دیدگاه‌هایش نزدیک بودند پروژه‌ی سرکوب این حزب را دنبال می‌کردند.
حتماً او به خاطر می‌آورد که بازجویان نظام اسلامی در زیر شکنجه رهبران حزب توده را وادار کردند که در مصاحبه‌ها و میزگرد‌های «آزاد» اسلامی شرکت کرده و ضمن «اعتراف» به محکومیت عقایدشان و سیاست‌هایشان بپردازند و سناریو‌های بازجویان و شکنجه‌گران نظام اسلامی را اجرا کنند.
کسی که محاکمه و اعدام‌ آن‌‌ها را هدایت می‌کرد وزیر اطلاعات کابینه‌ی میرحسین موسوی شد.
 
خبرنگار نیویورک تایمز درباره فعالیت آزاد حزب توده از او می‌پرسد «چون این حزب از حزب جمهوری اسلامی پشتیبانی می‌کند آزاد است»؟
مهندس موسوی در پاسخ می‌گوید:
«خیر فقط حزب توده نیست که فعالیت می‌کند، بلکه فدائیان خلق اکثریت نیز هستند و جنبش مسلمانان مبارز که خطش مقابل خط حاکم است نیز آزاد است و حتی رهبر آنان با شهید بهشتی نشستند و بحث کردند و یک شاخه از مجاهدین خلق به نام نهضت مجاهدین خلق هم در ایران فعالیت دارند.»
 
میرحسین موسوی اعضای «جبهه‌ متحد ارتجاع» که در آن دوران زشتی‌های زیادی را مرتکب شدند ردیف می‌کند. حتماً میرحسین موسوی به یاد دارد که اعضای فدائیان خلق اکثریت هم بعد از دستگیری‌ گسترده اعضا و هواداران حزب توده مجبور به فرار از کشور شدند. بسیاری از آن‌ها در سال‌های بعد دستگیر و همراه با توده‌‌ای‌ها در جریان کشتار ۶۷ به دار آویخته شدند. میرحسین موسوی فراموش می‌کند به خبرنگار توضیح دهد در همان موقع انتشار نشریه «نامه مردم» ارگان حزب توده ممنوع بود.
امیدوارم میرحسین موسوی زنده بماند و توضیح دهد چرا در دولتی که او اداره می‌کرد بیش از ۹۰ درصد اعضای دفتر سیاسی و مشاوران دفترسیاسی و اعضای کمیته مرکزی حزب توده به خاطر عقایدشان «ارتداد» کشته شدند. آیا زمانی که میرحسین موسوی راجع به عقاید حزب توده در گفتگو با نیویورک تایمز مانور می‌‌داد نمی‌دانست آن‌ها مارکسیست هستند؟ نمی‌دانست اکثریتی‌ها «مرتد» هستند؟
لطف‌الله میثمی نیز که نابینا بود توسط لاجوردی هم‌حزبی میرحسین موسوی دستگیر شده و در اوین زیر فشار بود تا با صدور اطلاعیه‌ای شخصاً محفلی را که اداره می‌کرد و درحمایت از نظام اسلامی از چیزی فروگذار نمی‌کرد منحل اعلام کند.
 
خبرنگار نیویورک تایمز می‌پرسد:‌
«اگر شما به مقابله زور با زور باور دارید، به عنوان مثال اگر دولت آمریکا بیاید در این‌جا شما را گروگان بگیرد خوب است یا بد؟»
 موسوی در پاسخ می‌گوید:
«‌مسئله این است که شرافت ما و آزادی ما بستگی به این انقلاب دارد. ما بعد از مدت‌ها رنج و مصیبت و ضربه خوردن از رژیم‌های وابسته به غرب و امپریالیسم خودمان را آزاد کردیم و این آزادی را که برای ما بسیار پربهاست به سادگی از دست نمی‌دهیم و حاضریم در راه تأمین این آزادی و شرافت انسانی، خود را فدا بکنیم و اصولاً مسئله مرگ و حیات انقلاب برای ما مطرح است.»
 
پاسخ موسوی از جنس پرت‌وپلاهایی است که احمدی‌نژاد در پاسخ به سؤالات خبرنگاران می‌داد. آیا آن‌چه وی می‌گوید پاسخ سوال خبرنگار است؟‌
 
خبرنگار نیویورت تایمز می‌پرسد «اگر به عقب باز گردیم و به مسئله گروگان‌ها نگاه کنیم شما اکنون آن را یک اشتباه می‌دانید، یا یک کار مثبت؟»
میرحسین موسوی شطح و طامات بافته و می‌گوید:‌
«عمق این عمل و معنای آن شاید سال‌ها به طول انجامد تا در جهان غرب احساس شود به طور کلی مسئله گروگان گیری به دلیل عملکرد نادرست سفارت آمریکا در ایران صورت گرفت و همان طوری که امام خمینی فرمودند شروع یک انقلاب دوم بود و عملا بعد از آغاز این مرحله از انقلاب هست که ما می توانیم دقیقتر هویت اصلی و اسلامی خودمان را احساس بکنیم و دقیقا بعد از این عمل است که ما احساس می کنیم دیگر خرگوش آزمایشگاهی در زیر تیغ مستشرقین و دانشمندان غربی و تمدن غربی نیستیم و بعد از این عمل است که ما چشم در چشم قدرت‌های بزرگ می‌اندازیم و احساس می‌کنیم ما نیز می‌توانیم راجع به تمدن‌های دیگر و قدرت‌های دیگر به قضاوت بنشینیم و در مورد آن‌ها ارزش گذاری و ارزیابی بکنیم .
اتفاقات سیاسی که بعد از گروگان‌گیری در ایران به وجود آمد منجر به برکناری طبیعی جناح متمایل به آمریکا در ایران شد و این یکی از نتایج گروگان گیری است. »
همگی زنده هستیم و می‌توانیم راجع به «تمدن» مورد نظر میرحسین موسوی و اسلاف‌اش ارزش‌گذاری و ارزیابی کنیم. احتمالاً حالا دیگر میرحسین موسوی بعد از گذشت نزدیک به ۴ دهه می‌تواند راجع به «عمق این عمل و معنای آن» توضیح دهد. امیدوارم او از حصر خارج شود و ارزیابی و ارزش‌گذاری خودش را بیان کند. آیا او امروز به خاطر بلایی که سر بازرگان و «جناح متمایل به آمریکا» آوردند خود را سرزنش نمی‌کند؟ آیا او از خیانت به ولی‌نعمت‌اش که بازرگان بود، شرمسار نیست؟‌
آیا او که امروز شش و سال و نیم مزه‌ی گروگان‌ بودن را چشیده است، همچنان همان نظرات را در مورد گروگان‌های آمریکایی دارد؟‌
موسوی همچنین می‌گوید :
«در صورتی که سفارت‌خانه‌های ما در کشورهای دیگر همان کاری را بکنند که سفارت آمریکا در ایران می کرد ما به مردم این کشورها حق می‌دهیم که با سفارتخانه ما همان کاری را بکنند که ما با لانه جاسوسی آمریکا کردیم.»
 
آیا میرحسین موسوی دستگیری دیپلمات‌های ایرانی در افغانستان و اعدام‌شان از سوی طالبان را هم از همین جنس می‌داند؟ آیا حمله و بمبگذاری در سفارت جمهوری اسلامی در بیروت را نیز مشروع می‌داند؟
خبرنگار نیویورک تایمز از مخفیانه‌بودن و عدم انتشار آمار رسمی اعدام‌ها می‌پرسد و میرحسین موسوی در پاسخ می‌گوید:‌
«دولت جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی آمار اعدام شدگان را اعلام می‌‌کند و مانند بعضی از رژیم‌هاحکومتی در ایران حاکم نیست که کسانی که مجازات می‌شوند مجازاتشان از نظر مردم پنهان بماند. بلکه حکومت ما از پشتیبانی مردم برخوردار است و ضرورتی برای پنهان کردن این گونه مسائل وجود ندارد.»
 
تردیدی نیست که موسوی دروغ می‌گوید. اما از آن‌جایی که قصد مجادله ندارم تنها می‌پرسم، کشتار ۶۷ در دولت میرحسین موسوی و تحت نظارت وزرات اطلاعات و وزیر کابینه‌ی او صورت گرفته است و در غالب دادگاه‌ها به تصدیق آیت‌الله منتظری نماینده وزارت اطلاعات که نماینده قوه مجریه بوده، نقش اساسی را داشته است، آیا میرحسین موسوی و دولت او آمار قربانیان این کشتار را اعلام کرده‌اند؟ کی و کجا؟ اگر نه، چرا به مسئولیت قانونی و شرعی  خود عمل نکرده‌اند؟ چرا از دیگر ارگان‌های نظام نخواسته‌اند چنین کنند.
موسوی و نظام اسلامی چرا اسامی اعدام شدگان را از «نظر مردم پنهان»‌ داشتند. با علم بر این حقیقت آیا نظام اسلامی در زمره‌ی «بعضی از رژیم‌»‌ها هست یا نه؟ با تعریفی که او می‌کند آیا از مردم می‌ترسید؟‌ چه «ضرورتی برای پنهان کردن» اسامی و آمار قتل‌عام شدگان ۶۷ و همچنین اعلام رسمی آمار اعدام شدگان دهه‌ی ۶۰ هست؟‌ مگرنه این که نظام اسلامی حمایت مردم را دارد و درخواست ارائه‌ی مدال افتخار به جانیان می‌شود.  
 
خبرنگار نیویورک تایمز در ادامه در مورد اعدام چند ده هزار نفر می‌پرسد و میرحسین موسوی در پاسخ می‌گوید:‌
 
«اصولاً اگر ما می‌خواستیم چنین کشتارهایی انجام دهیم، انقلاب صددرصد شکست می‌خورد. این شایعه‌ای بیش نیست. وی افزاد هرکس در ایران مجازات شود بلافاصله مشخصات وی، جرائم و تمام ویژگی‌هایش اعلام می‌شود. در رژیمی که مطابق رقم شما آدم بکشد مردم آن کشور نمی‌توانند بیایند و در انتبابات ریاست جمهوری شرکت کنند و نسبت به سابق آرای بیشتری به رئیس جمهوری جدید بدهند و عملاً چنین کشتاری مردم را از صحنه سیاسی خارج می‌کند در صورتی که ما روز به روز مواجه با گسترش مشرکت مردم در امور سیاسی هستیم. اصولاً اگر مى‌خواستیم چنین کشتارهایى انجام دهیم، انقلاب صد درصد شکست مى‌خورد. در ایران هر کس اعدام مى‌شود، بلافاصله مشخصات وى، جرائم و تمام ویژگى‌هایش اعلام مى‌شود.»  
 
خبرنگار نیویورک تایمز احتمالاً اشتباه لپی می‌کند و یا به شایعات نادرست توجه می‌کند، چرا که در مهرماه ۱۳۶۰ هیچ گروهی در ایران چنین ادعایی در مورد تعداد اعدام‌شدگان نداشت. اما سوال این‌جاست حالا که نظام اسلامی چیزی در حدود ۲۰ هزار نفر را اعدام کرده و یا به قتل رسانده است پاسخ موسوی چیست؟ آیا در این آمار مناقشه است؟ آیا بهتر نیست مسئولان نظام آمار دقیق را اعلام کنند تا به شایعات خاتمه داده شود؟ چرا میرحسین موسوی در دورانی که قدرت داشت از طریق وزارت اطلاعات «بلافاصله مشخصات، جرائم و تمام ویژگی‌های» قتل‌عام شدگان را انتشار نداد؟‌
 
خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها، مجلات، رادیو و تلویزیون‌های اروپایی و آمریکایی که مجموعه‌ی «بوق‌های امپریالیستی» را تشکیل می‌دهند برخلاف ادعا‌های موسوی، بیشترین انعکاس‌های مربوط به ایران را به میرحسین موسوی و رهنورد و کروبی اختصاص داده و یک دم از وضعیت آن‌ها در «حصر» غافل نشده‌اند.
 
برخلاف مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ‌آن که شعار مرگ بر «موسوی و کروبی و خاتمی»‌ می‌دادند و خواستار اعدام‌شان بودند، این پارلمان اروپا، و پارلمان‌های کشورهای اروپایی بودند که نسبت به وضعیت ناگوار آن‌ها در حصر اعتراض کرده و خواستار آزادی‌شان شدند.
 
هرچند میرحسین موسوی وقتی برنامه خود برای وزارت امورخارجه را تشریح کرد گفت:
 
«وزارت خارجه باید نقطه ثقل فعالیت‌های دیپلماتیک خود را از اروپا و آمریکا به آسیا و آفریقا منتقل کند چرا که زبان فرهنگ و پیام انقلاب ما را ملت‌های دربند بهتر می‌فهمند و زمینه حرکت برای آن‌ها فراهم‌تر و گسترده‌تر است ...  رژیم سابق در فعالیت‌های سیاسی‌اش به کشورهایی اهمیت می‌داد که آن کشورها در دیدگاه ما دیگر آن اولویت سابق را ندارند چون ما داریم از آن ها رو بر می‌گردانیم و در جهت عدم وابستگی به آن‌ها حرکت می‌کنیم و دلمان می‌خواهد که طوری پیش برویم که به قضاوت‌های آن‌ها کمتر اعتنا کنیم و بر عکس نقطه ثقل فعالیت‌های دیپلماتیک و کنسولی خود را به سمت آسیا و آفریقا برگردانیم . » [7]
 
اما ملت‌ها و دولت‌های آسیایی و آفریقایی پس از گذشت ۳۶ سال آن‌چنان غرق در «زبان فرهنگ و پیام انقلاب» اسلامی شدند که متأسفانه حتی یک بار هم به ذهن‌شان خطور نکرد که نگرانی‌شان را بابت حصر گوینده‌ی این سخنان اعلام کنند.
 
با این حال دولت‌های اروپایی به ویژه انگلیس، فرانسه و آلمان، در کنار اتحادیه اروپا و کانادا و استرالیا بارها خواستار آزادی موسوی، رهنورد و کروبی شدند.
 
آن روزها میرحسین موسوی سرمست از مبارزات ضدامپریالیستی و ضد صهیونیستی بود اما امروز مردم ایران بهای آن را با ضبط اموال‌شان در آمریکا و کانادا می‌پردازند و چنانچه معلوم است این قصه سر دراز دارد. او بود که وعده‌ی حمله به منافع آمریکا را می‌داد:‌
 
«اگر ما برگردیم و ملاک و معیار را اراده ملت‌ها بشمریم، یقینا این حمله و ستم‌ها اراده یک میلیارد مسلمان جهان را برای مقابله با امپریالیزم و صهیونیزم منسجم‌تر خواهد ساخت . و نشان خواهد داد که مبارزه با امپریالیزم فقط در مرزهای اسرائیل خلاصه نمی‌شود بلکه این موضوع باعث خواهد شد که منافع امریکا در سراسر کشورهای اسلامی مورد تهاجمات تازه‌ای قرار بگیرد و ما امیدواریم که چنین بشود .» [8]
 
دولت اوباما و وزیرخارجه‌اش که هیچ، دولت ترامپ و وزارت‌خارجه‌اش نیز در مورد وضعیت میرحسین موسوی و ... اظهار نگرانی کرده و خواستار آزادی‌شان شده‌اند.
« وزارت امور خارجه ایالات متحده
دفتر سخنگو
۱۴ فوریه ۲۰۱۷
بیانیه مارک تونر، سخنگوی موقت
ششمین سالگرد حصر خانگی میر حسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد
این هفته ششمین سالگرد بازداشت بدون تفهیم اتهام رسمی مقامات ارشد ایرانی و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ ، مهدی کروبی و میر حسین موسوی، و همچنین همسر موسوی، فعال حقوق زنان، زهرا رهنورد، است. آنها همچنان در جمهوری اسلامی ایران تحت حصر خانگی هستند. ما خواستار آزادی فوری این افراد و همه زندانیان عقیدتی که به طور ناعادلانه در ایران محبوس هستند، هستیم.» [9]
 
البته تاکنون خامنه‌ای بر اساس رهنمود‌های سابق میرحسین موسوی که گفته بود «دلمان می‌خواهد که طوری پیش برویم که به قضاوت‌های آن‌ها کمتر اعتنا کنیم»، پشیزی ارزش برای اعتراضات دولت‌های اروپایی و آمریکایی قائل نشده است.
نمی‌دانم میرحسین موسوی، حمایت آمریکا از حقوق ابتدایی خودش را چگونه ارزیابی می‌کند؟ البته سخنگوی دولت روحانی دخالت آمریکا در این زمینه را محکوم کرده است. [10] در «دوران طلایی‌ امام» به خاطر حمایت اروپایی و آمریکایی‌ها از زندانیان سیاسی، آن‌ها را بعد از اعدام در پرچم آمریکا می‌پیچیدند.
سیاست عدم تعامل با مکانیسم‌های حقوق بشری سازمان ملل یکی از ویژگی‌های «دوران طلایی امام» (۱۳۶۰-۱۳۶۸) بود که میرحسین موسوی اداره کشور را به عهده داشت. دولت میرحسین موسوی از هرگونه پاسخگویی و یا همکاری با نهادها و مکانیسم‌های مزبور خودداری کرده و به فراخوان‌ قطعنامه‌های بین‌المللی برای رعایت معاهدات و میثاق‌های بین‌المللی حقوق بشر که قانوناً موظف به رعایت آن‌ها بودند توجهی نمی‌کرد.
میرحسین موسوی نیز از هیچ‌فرصتی برای محکومیت سازمان‌های حقوق‌بشری و ارگان‌های بین‌المللی کوتاهی نمی‌کرد. درست همین کاری که خامنه‌ای و لاریجانی و محسنی‌اژه‌ای و رئیسی و پورمحمدی و رازینی و ... در حال حاضر می‌کنند.
موسوی در دوران مسئولیت‌اش شرق را به غرب وصل می‌کرد تا بهانه‌ای بیابد برای فراز از زیر بار مسئولیت‌هایش.
 
به پیام او به ملت نیکاراگوئه توجه کنید:
«آمریکای جنایتکار با پشتیبانی از عوامل مزدور داخلی خود در کشورهای آزاد شده هر روز جنایت تازه ای مرتکب می‌شود اگر این بار در کشور شما عاملین وابسته به قدرت فاسد و لجام گسیخته امپریالیسم غرب جنایتی هولناک آفریده و چهره کریه خود را به قتل رساندن اطفال معصوم نمایان تر کردند در ایران اسلامی نیز ما شاهد جنایات بی‌شماری در کوچه و خیابان شهرها بوده‌ایم .
 

610922

 

 
یقیناً انجام چنین جنایاتی در سازمان‌های به ظاهر بین‌المللی و به اصطلاح مدافع حقوق بشر ، ولی در واقع تحت سیطره ابرقدرت‌ها، عکس‌العملی ایجاد نخواهد کرد چرا که در قاموس آنان حقوق بشر در دفاع از حقوق جانیان و جنایتکاران خلاصه می‌شود نه دفاع از مظلومین و محرومین و ستم‌دیدگان.
ملت ما تجربه کرده است که هر گاه معدودی از این جنایتکاران به دست عدالت سپرده شده‌اند صدای اعتراض این سازمان ها به وسیله امپریالیسم خبری گوش جهانیان را آزار داده و حقایق را تحریف نموده است ، اما بمباران‌های مکرر مناطق غیر نظامی و مسکونی توسط عراق ، ترور شخصیت‌ها و افراد، بمب‌گذاری‌ها در معابر عمومی و آتش زدن اتوبوس حامل مردم عادی هیچ‌گاه اعتراض گردانندگان این سازمان‌های به اصطلاح مدافع حقوق بشر را باعث نگشته است .» [11]
 
آیا در ۸ سال گذشته که این «سازمان‌های به ظاهر بین‌المللی و به اصطلاح مدافع حقوق بشر» به همراه «ابرقدرت‌ها» به دفاع از حقوق میرحسین موسوی و رهنورد و کروبی برخاسته و حتی قتل بیرحمانه‌ی خواهرزاده‌ی موسوی را محکوم کرده‌اند، در حال دفاع از «حقوق جانیان و جنایتکاران» هستند؟  آیا این سازمان‌ها حالا که حضرات «به دست عدالت سپرده شده‌اند» به وسیله‌ی «امپریالیسم خبری گوش جهانیان را آزار داده و حقایق را تحریف نموده‌اند»؟
 
البته آن روزها خانم زهرا رهنورد هم ضمن حمایت از سیاست‌های همسرشان حتی از سیاست جدایی زنان و مردان حمایت می‌کرد:‌
«زهرا رهنورد طی مصاحبه‌ای در توصیف همسرش میرحسین موسوی که چندی است نخست وزیر شده است گفت : شوهرم غیرتمندانه قائل به جدایی محیط فعالیت زنان از مردان است . میرحسین موسوی مسئولیت مادری را برای زن بالاترین مقام می‌داند او معتقد است برنامه‌های اسلامی باید طوری پی‌ریزی شود که اهمیت درجه اول به نقش مادری داده شود.
به همان رسم خوب و سنتی که مکتبی نیز هست به ارزش و قدسیت مقام زن به صورت متعصبانه و غیرتی بها می‌دهد و در روابط اجتماعی زن و رفت و آمد او در محیط خارج از خانه به هیچ وجه گرفتار ترقی خواهی‌های روشنفکرانه و رفتار و روابط باز و بی‌ضابطه نیست. به ویژه در محیط‌ها و محل‌هایی که مردان هم حضور دارند او معتقد است تا حد امکان باید حریم جدایی حفظ شود بدون این که به فعالیت اجتماعی زن لطمه‌ای وارد شود.» [12]
 
خود میرحسین موسوی هم در مورد رهایی از «تسلط فرهنگ غربی» سنگ‌تمام می‌گذاشت.
 
وی در نماز جمعه تهران به عنوان وزیر پیشنهادی کابینه محمدعلی رجایی که با مخالفت بنی‌صدر مواجه شد، در سخنان پیش از خطبه نمازجمعه تهران گفت :
«استمرار صدسال تسلط فرهنگ غربی در کشورمان و حضور ۵۰ سال تبلیغات سازمان یافته دستگاه‌های تبلیغاتی زمینه را طوری فراهم کرده که حتی کسانی را که خالصانه در راه اسلام گام می‌نهند آغشته نماید. ما باید در موضع‌گیری‌های سیاسی، اجتماعی ، اقتصادی‌مان دقت کرده و آثار تسلط فرهنگ منحط غربی و ارزش‌های نادرست آن را بزدائیم .... بزرگترین اسلحه امپریالیزم تاکنون در مقابل ما این بوده که ما قضاوت‌های آن‌ها را در باره خودمان باور کنیم و به آن‌ها بها دهیم، اما یکی از رهاوردهای تسخیر لانه جاسوسی درهم شکستن این اسطوره بوده است.
... یکی از بزرگترین دستاوردهای اشغال لانه جاسوسی این است که آمریکایی را که سعی برای نفوذ در ایران داشت به طور مستقیم در مقابل ملت قرار داد و این مقابله رو در رو حرکت عظیمی را در سطح فرهنگی و ایدئولوژیکی به وجود آورد که ما به برکت آن توانسته ایم فاصله بیشتری را با امپریالیسم در مملکت خود ایجاد کنیم.
... ما برای سالم‌سازی این کشور باید به طور مستمر خود و شخصیت‌ها و گروه‌ها را ارزیابی کنیم تا چه اندازه از معیارها و گفته‌های غرب و آمریکا تاثیر پذیرفته است.» [13]
 
وخامت اوضاع و عدم همکاری دولت جمهوری اسلامی در «دوران طلایی امام» باعث شد تا وضعیت حقوق بشر بصورت مداوم توسط ارگان‌های مختلف سازمان ملل مورد بررسی قرار گیرد و در اسفند ماه ۱۳۶۲ قطعنامه کمیسیون حقوق بشر انتخاب نماینده‌ی ویژه‌ برای بررسی وضعیت نقض حقوق بشر در ایران را تصویب کند. در سال ۱۹۸۴ کمیسیون حقوق بشر از این که دولت میرحسین موسوی از پذیرش هیأت تعیین شده از سوی دبیرکل برای دیدار از کشور امتناع کرده اظهار تأسف می‌کند.
 
آندریاس آگوئیلار اولین نماینده ویژه کمیسیون حقوق بشر برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران، در گزارش خود E/CN.4/1985/20) ) به کمسیون حقوق بشر می‌نویسد: در ارتباط با درخواست او برای دیدار از ایران و ایجاد ارتباط مستقیم با «مراجع ذیربط»، هیچ پاسخی از سوی مقامات ایرانی دریافت نکرده است. آگوئیلار فاش می‌‌‌‌کند که دولت میرحسین موسوی پیشنهاد داده بود به شرطی نماینده دبیرکل ملل متحد را به ایران دعوت می‌کند که کمیسیون حقوق بشر هیچ قضاوت منفی در مورد ایران نکند. 
میرحسین موسوی در دوران صدارتش کمی پیشرفت کرده و دیگر مانند قضیه «عفو بین‌الملل» اطلاعیه رسمی نمی‌دهد و شرایط‌اش را مخفیانه با مراجع ذیربط در میان می‌گذارد.
 
دولت میرحسین موسوی با رد اتهامات مندرج در قطعنامه ۳۹/۱۹۸۵ کمیسیون حقوق بشر می‌گوید:‌ «در ایران هیچ کس به خاطر اعتقادات شخصی‌اش محکوم نمی‌شود و اعدام‌های خودسرانه سازگار با دستگاه قضایی نیست، اگر چه با جاسوس‌ها و تروریست‌ها مطابق قانون برخورد می‌شود. زندان‌ها‌ی ایران دارای همه‌‌گونه امکانات رفاهی ممکن هستند و تحت هیچ شرایطی شکنجه مورد استفاده قرار نمی‌‌گیرد چرا که در تضاد با قانون اسلامی است .»
 
در مارس ۱۹۸۶ آندریاس آگوئیلار اولین نماینده ویژه کمیسیون حقوق بشر به علت عدم همکاری دولت میرحسین موسوی و ناممکن بودن انجام مأموریتی که به‌ عهده‌اش گذاشته شده بود به عنوان اعتراض از سمت خود استعفا داد. و رینالدو گالیندوپل بر اساس قطعنامه ۱۹۸۷/۵۵ کمیسیون حقوق بشر  در تاریخ ۱۱ مارس ۱۹۸۷ که مطابق است با ۲۱ اسفند ۱۳۶۵ به جای او انتخاب می‌شود.
 
در دوران میرحسین موسوی مجمع عمومی و کمیسیون حقوق بشر بارها از دولت جمهوری اسلامی می‌خواهند که به اتهامات دقیق و با ذکر جزئیاتی که در گزارش نماینده ویژه آمده پاسخ رضایت‌مندانه بدهد و همچنین از این که دولت جمهوری اسلامی به فراخوان‌های فوری گزارشگر اعدام‌های خودسرانه و شتابزده و گزارشگر شکنجه پاسخی نداده اظهار نگرانی کرده‌اند.
 
در دوران صدارت وی، دولت جمهوری اسلامی حاضر به پاسخگویی رسمی و کتبی به تماس‌های نماینده ویژه نیست و توضیحاتی را که غالباً‌ انکار موارد مطرح شده است، بطور شفاهی ارائه می‌دهد.
 
سیروس ناصری (که بعدها در ترور دکتر کاظم رجوی نیز دست داشت)، نماینده دولت میرحسین موسوی در نشست ۶۷۳ کمیته حقوق بشر در  ۱۰ آوریل ۱۹۸۶ به صراحت عنوان می‌کند: «ابزارهای بین‌المللی حقوق بشر از جمله میثاق‌ها و اعلامیه جهانی حقوق بشر حاوی مفادی هستند که در تضاد با قوانین‌ اسلامی است که در کشورها اسلامی اجرا می‌شوند... برای مثال، حق آزادی دینی که در میثاق‌ها آمده در تضاد با قوانین اسلامی است، چرا که در جامعه اسلامی افراد نمی‌توانند مذهب دیگری را اختیار کنند. و یا تنبیه بدنی منع شده است، در حالی که این بند در تناقض با عدالت بر اساس قوانین اسلامی است. » (CCPR/C/SR.673 ، ص 13).
 
توجه داشته باشید هیچ تفاوتی بین استدلال‌های نماینده دولت میرحسین موسوی با محمد جواد لاریجانی نماینده دولت جمهوری اسلامی در دوران احمدی نژاد نیست.  
 
توجیه دیگر آن‌ها این است که به هنگام تدوین «اعلامیه جهانی حقوق بشر»، متخصصان اسلامی در آن حضور نداشته‌اند.
 
نماینده ویژه در گزارش ۲۵ ژانویه ۱۹۸۸ E/CN.4/1988/24)) خود دلایل دولت میرحسین موسوی برای عدم پاسخگویی به موارد نقض حقوق بشر در ایران را  به شرح زیر معرفی می‌کند:‌
 
۱- متد انتقال اتهامات به دولت ۲- عدم صلاحیت شاهدانی که با نماینده ویژه ملاقات می‌کنند. ۳- استفاده از واژگان به کار رفته در قطعنامه‌‌‌ها و اسناد رسمی ۴- اعتراض به نقش مأموریت نماینده ویژه؛
 
دولت میرحسین موسوی مدعی می‌شود منابعی که اطلاعات مربوط به نقض حقوق بشر را در اختیار نماینده ویژه می‌گذارند از طرف دولت جمهوری اسلامی رد صلاحیت شده و نمی‌توانند طرف گفتگو قرار گیرند. چنانچه دولت به موارد مطرح شده از سوی آن‌ها پاسخ دهد حاکی از نوعی شناسایی آن‌ها خواهد بود و این در تضاد با قوانین ایران است!
طبق ادعای دولت موسوی از آن‌جایی که صلاحیت من و امثال من از سوی این دولت رد شده است، شهادت‌هایمان نبایستی در اسناد رسمی آورده شود!
 
دولت موسوی به نماینده ویژه پیشنهاد می‌کند گزارش‌های مربوط به نقض حقوق بشر از گروه‌های سیاسی بصورت غیررسمی گرفته شود و همانطور به دولت ایران ارائه شود و این گزارش‌ها در اسناد رسمی سازمان ملل نیاید.
در واقع شهادت هیچ قربانی نقض حقوق بشری نباید آورده شود.
 
یکی دیگر از دلایل عدم پاسخگویی دولت موسوی به گزارش‌‌های نقض حقوق بشر این است که چرا بهایی‌ها در اسناد بین‌المللی به عنوان «اقلیت» نام برده شده‌اند.
دولت موسوی در واقع به نفی کلی و انکار نقض حقوق بشر می‌پردازد، چیزی که با مخالفت نماینده ویژه و مجمع عمومی روبرو می‌شود.
 
برخلاف موسوی و دولت او که به دشمنی با گزارشگر ویژه ملل متحد و مأموریت او می‌پرداخت، در هفت سال گذشته وی بیشترین حمایت را از سوی آن‌ها داشته است. احمد شهید و عاصمه جهانگیر و گزارشگران موضوعی ملل متحد از هیچ کوششی برای رفع حصر و آزادی آن‌ها فروگذار نکرده‌اند. مجمع عمومی، کمیته سوم ملل متحد و شورای حقوق بشر در تمامی قطعنامه‌های خود راجع به وضعیت حقوق بشر در ایران نسبت به وضعیت ‌وی و رهنورد و کروبی ابراز نگرانی کرده‌اند. آیا میرحسین موسوی قدر این تلاش‌ها را می‌داند؟ آیا از مواضع گذشته‌ی خود شرمگین است؟ آیا حاضر است بر اساس اعتقادات مذهبی‌اش «توبه» کرده و عذر تقصیر بخواهد؟ آینده نشان خواهد داد.
 
ایرج مصداقی
 
۶ آگوست ۲۰۱۷
 
 
 
 
 
 


[1]   https://shabtabnews.com/2016/09/27

[2]   http://www.etemaad.ir/Released/88-03-05/296.htm

 

[3]   روزنامه اطلاعات چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۶۰.

[4]   روزنامه اطلاعات پنج‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۶۰.

[5]   جمهوری اسلامی، ۵ آذر۱۳۵۹،صفحه‌ ۶.

[6]   http://www.entekhab.ir/fa/news/1715

[7]   روزنامه جمهوری اسلامی ، ۱۵ تیر ۱۳۶۰ .  

[8]   روزنامه کیهان ۲۰ خرداد ۱۳۶۱.

[9]   https://ir.usembassy.gov/fa/6thanniversary/

[10]   https://www.radiofarda.com/a/o2-iran-reaction-green-movement/28311950.html

[11]   کیهان ۲۲ آذر ۱۳۶۱.

[12]   روزنامه اطلاعات به نقل از زن روز ، ۱۹ آذر ۱۳۶۰.

[13]   روزنامه جمهوری اسلامی ، ۱۵ شهریور ۱۳۵۹

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]