علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه»
ایرج مصداقی

 
 
این روزها تلاش دستگاه‌های قضایی و امنیتی و تبلیغی نظام اسلامی به توصیه‌ی خامنه‌ای می‌کوشند تا جای «شهید» و «جلاد» را عوض کنند و تصویر وارونه‌ای از سیاه‌ترین دهه‌ی تاریخ معاصر ایران به دست دهند. قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی خیلی زود مجبور به ترک صحنه شد، اما نقش مهمی در نابودی دستاوردهای انقلاب مشروطه و برپایی نظام قضایی اسلامی داشت. در این نوشته نگاهی کوتاه خواهم داشت به زندگی و مرگ کسی که «عدالت‌خانه» را ویران کرد.  
 
 شهید آیت الله علی قدوسی در آیینه تصاویر
علی قدوسی در مرداد ۱۳۰۶ در خانواده‌ای روحانی در نهاوند به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی را در مدارس نهاوند به اتمام رساند و در سال ۱۳۲۱ وارد حوزه علمیه قم شد.
قدوسی به همراه بهشتی و مطهری در زمره‌ی شاگردان علامه طباطبایی بود و سپس داماد وی و باجناق محمدجواد نوایی‌مناقبی[1] واعظ مشهور و استاد ممتاز دانشگاه تهران شد. وی از زمانی که دختر آیت‌الله طباطبایی ۹ ساله بود درصدد ازدواج با وی بود و عاقبت در ۱۲ سالگی او را عقد کرد و در ۱۴ سالگی با وی ازدواج کرد و صاحب چهار پسر و دو دختر شد.
 .
از راست/من الیمین: علی قدوسی و محمدجواد مناقبی
.
.
تاریخ عکس: اوایل دهه چهل
مکان: طوس
.
.
#مجالسات
 از راست علی قدوسی و محمد‌جواد مناقبی
فرزند بزرگ او محمدحسن در جبهه‌های جنگ در منطقه هویزه کشته شد. در خاطرات منتشر شده‌ی زندانیان سیاسی و تبلیغات گروه‌های سیاسی از جمله مجاهدین، مجید قدوسی یکی از مسئولان بدنام زندان اوین به غلط پسر او معرفی می‌شد در حالی که وی پسری به این نام نداشت و مجید قدوسی نام مستعار مجید ملاجعفر است.
حجت‌الاسلام فتح‌الله امیدنجف‌آبادی حاکم شرع اصفهان که قدوسی را از نزدیک می‌شناخت در مورد سوابق وی می‌گوید:‌
«اگر سوابق گذشته آقای قدوسی را ببینید متوجه خواهید شد که ایشان حتی سابقه یک روز زندان را ندارد. اصلاً ایشان اهل مبارزه نبود و فعالیت‌های انقلابی نداشته.... در مورد معرفی آقای قدوسی باید بگویم ایشان را آقای بهشتی به امام معرفی کرد و همین آقای بهشتی است که از آقای قدوسی حمایت می‌کند. » [2]
 
قدوسی و مدرسه‌ی حقانی
قدوسی در فروردین ۱۳۴۵ همراه با عده‌ای از روحانیون برای مدت کوتاهی بازداشت و به زندان قزل‌ قلعه برده شد. ‌پس از آزادی از زندان و عزیمت به قم، با همکاری بهشتی اقدام به تأسیس مدرسه حقانی[3] کرد.
وی که در دوران زندگی خود فعالیت سیاسی بر علیه رژیم شاهنشاهی نداشت، می‌کوشید طلبه‌های مدرسه‌‌ی تحت‌ ریاستش نیز به فعالیت سیاسی نپردازند. در اسناد ساواک به نقل ار رئیس ساواک قم آمده است:‌
«شاگردان مدرسه‌ مذکور پس از ثبت‌نام نیز اگر مبادرت به فعالیت سیاسی بنمایند، قدوسی به هر کیفیتی که از ماجرا اطلاع یابد، آن‌ها را از مدرسه اخراج می‌کند و علی عرفا نیز از این گونه افراد است، زیرا اولین دفعه‌ای که عرفا دستگیر و زندانی گردید، پس از آزادی از زندان از مدرسه ‌مذکور اخراج شد و در مدرسه حجتیه سکونت داشت.» [4]
وی حتی شاگردانش را تشویق می‌کرد در صورت دستگیری توسط ساواک با استفاده از «تقیه» توبه‌نامه نوشته و آزاد شودند.
 
مبارزه با رژیم پهلوی
 
قدوسی از سال ۱۳۵۷ با شعله‌ورشدن احساسات ضد‌سلطنتی و در چشم‌انداز قرارگرفتن سقوط رژیم پهلوی و انتشار پیام خمینی مبنی بر این که فعالیت علیه رژیم سلطنتی بهای چندانی نمی‌طلبد و سیاست رژیم تغییر کرده به فعالیت سیاسی روی آورد و همچون بسیاری از روحانیون به فعالیت دامنه‌دار علیه شاه دست زد.
 
وی در آستانه‌ی ورود خمینی به ایران، از اعضای فعال کمیته استقبال بود و در اولین روزهای پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی و تا پیش از عزیمت خمینی به قم در مدرسه علوی و رفاه، اداره‌ی زندان و دستگیرشدگان را به عهده داشت اما به خاطر مخالفت‌هایی که با اقدامات او صورت می‌گرفت استعفا داد و به قم بازگشت و به فعالیت در جامعه‌ی مدرسین ادامه داد. اما دیری نگذشت که با حکم خمینی متصدی قضاوت در دادگاه انقلاب اسلامی قم شد و سپس با حکم جدیدی «مأمور اداره امور دادستانی و دادگاه‌ها و رسیدگی به امور زندان قم» شد.
در تابستان ۱۳۵۸ وی‌ مأموریت پیدا کرد تا در دادگاه‌های انقلاب تهران حاضر شده و متصدی مقام قضاوت شودو سپس در تاریخ ۱۸ مرداد همان سال در پی استعفای مهدی هادوی، به فرمان خمینی دادستان کل انقلاب اسلامی شد. وی در تاریخ ۲۶ شهریور همان سال، دادستانی انقلاب اسلامی مرکز را نیز که توسط احمد آذری قمی اداره می‌شد، عهده‌دار گردید.
 
مبتکر نابودی «عدالت‌خانه» با همراهی دانش‌آموختگان مدرسه حقانی
قدوسی پس از تصدی دادستانی انقلاب اسلامی به منظور قبضه قدرت قضایی دانش‌آموختگان مدرسه حقانی از جمله علی رازینی، حسینعلی نیری، غلامحسین محسنی اژه‌ای، علی فلاحیان، روح‌الله حسینیان، علی‌اصغر میرحجازی، سید‌ابراهیم رئیسی، مصطفی پورمحمدی، قربانعلی دری نجف‌آبادی، علی یونسی، غلامحسین رهبرپور، عباسعلی علیزاده، ابوالقاسم رامندی، مرتضی آقا‌تهرانی، کاظم صدیقی، علی مبشری، محمود شریفی، محمود مهدی‌پور، محمدکاظم بهرامی، کمال‌الدین خدامی، محمد سلیمی، محمد رامیزی، سیداحمد طباطبایی، اکبریان، پورقناد و ... وارد دستگاه قضایی کرد. این افراد در دهه‌ی ۶۰ تبدیل به مخوف‌ترین چهره‌های امنیتی و قضایی نظام اسلامی شدند و همچنان اهرم‌های قضایی و امنیتی را در دست دارند.
 
عبدالکریم موسوی‌اردبیلی مسئول دستگاه قضایی دوران خمینی در گفت‌وگویی با روزنامه کیهان در ۱۳ شهریور ۱۳۶۲ در این باره گفت:
«شهید قدوسی برای اصلاح ترکیب نیروهای دادستانی و دادگاه‌های شهرستان‌ها در حجم گسترده‌ای، از طلاب و فارغ‌التحصیلان مدرسه حقانی بهره گرفت و طلبه‌های مدرسه حقانی پست‌های کلیدی دادستانی و دادگاه‌های انقلاب را در اختیار گرفتند و این به لحاظ اعتمادی بود که ایشان به توانایی‌ها و ایمان و تعهد این نیروها داشت و البته در سایه تکیه به این نیروها توانست اصلاحات مورد نظرش را به اجرا گذارد.»
 
روح‌الله حسینیان می‌گوید:‌
«شخص شهیدبهشتی، شخص آیت‌الله‌ قدوسی و شخص آیت‌الله ‌جنتی مورد اطمینان امام بودند. طلبه‌های مدرسه حقانی هم وابسته به این سه بزرگوار بودند و لذا این نكته را نباید نادیده بگیریم که شاید اگر این سه بزرگوار در حکومت نمی‌آمدند و مورد اعتقاد و اطمینان امام نبودند، کسی طلاب مدرسه حقانی را به خاطر آن درس‌هایی که خوانده و‌ یا نظم و انضباطی که با آن پرورش یافته بودند دعوت به کار نمی‌کرد و شاید اصلاً کسی توجهی هم به آن‌ها نمی‌کرد و اینها فراموش می‌شدند و چندان جایگاهی پیدا نمی‌کردند .» [5]
 
Qodousi_2.jpg
قدوسی بالای درخت
 
پیش از انتصاب لاجوردی به دادستانی انقلاب اسلامی مرکز، قدوسی خود شخصاً اداره دادستانی انقلاب تهران را به عهده داشت و غفارپور معاون او بود و لاجوردی مسئول حفاظت دادستانی انقلاب بود و در چندین پرونده نمایندگی دادستان را به عهده داشت.[6]
اهرم‌های دادستانی انقلاب اسلامی در دوران او به دست اعضای مؤتلفه افتاد که بعدها جنایات بسیاری را در دهه‌ی ۶۰ مرتکب شدند.
معاون اجرایی او حاج احمد قدیریان بود که تنها شش کلاس سواد داشت. وی مسئولیت‌ جوخه‌های اعدام را در دست داشت و نقش مهمی بعدها در قتل‌های زنجیره‌ای به عهده گرفت.
قدوسی به همراه بهشتی نقش تعیین کننده‌ای در نابودی عدالتخانه و سیستم قضایی مدرن داشت. آیین‌نامه‌ی دادگاه‌های انقلاب توسط وی تهیه شد و تغییرات اصولی و زیربنایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با پیشنهادهای او صورت گرفت. تلاش او بر این پایه استوار بود که مقررات و قوانین ارتجاعی اسلامی برپایه‌ی فقه و فتوای روحانیون را جایگزین قوانین عرفی و مترقی کند.
او پس از تصدی دادستانی کل انقلاب اسلامی به همراه بهشتی با پرونده‌سازی برای حسن نزیه رئیس کانون وکلا و هدایت‌الله متین‌دفتری نایب رئیس کانون وکلا توطئه خود برای تضعیف یکی از ارکان مهم دفاع از حقوق مردم را آغاز کرد.
او و بهشتی از ابتدا به دنبال بهانه‌ای برای دستگیری حسن نزیه بودند. وی ضمن تهدید نزیه و رحمت‌الله مقدم‌مراغه‌ای از آن‌ها خواست ظرف ۲۴ ساعت خود را به دادستانی انقلاب معرفی کنند. در همان روز هم اعلام شد که بر اساس حکم شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مرکز اموال حسن نزیه مصادره شد. [7] قدوسی  ضمن پاپوش‌دوزی علیه نزیه او را متهم کرد که به اسرائیل نفت فروخته و پول‌اش را دریافت نکرده و هرماه حقوقی ۶۶ هزارتومانی دریافت کرده است، در حالی طبق مصوبه‌ی دولت حقوق کارمندان نبایستی بیش از ۲۰ هزارتومان باشد.[8]
حسن نزیه در پاسخ پرونده‌سازی او گفت:
«من علاوه بر این که شخصاً حقوقی از شرکت نفت بر نداشتم بلکه دستور داده بودم پرداختی‌های متفرقه را در حساب بدهی‌ام منظور کنند. خودداری از کاهش حقوق کارکنان شرکت به ۲۰ هزارتومان نیز با اطلاع و با اجازه‌ی مهندس بازرگان و تصویب هیأت مدیره به منظور جلوگیری از استعفای مدیران و تعطیل صنعت نفت انجام شد. علاوه بر این طی مدت اشتغال در شرکت نفت وکالت نمی‌کردم. در مورد فروش نفت به اسرائیل نیز باید گفت من از فروش حتی یک قطره نفت به این کشور و آفریقای جنوبی جلوگیری کردم و بدهی اسرائیل به شرکت نفت مربوط به رژیم گذشته بوده است که اقدامات من در زمینه‌ی وصول آن با برکناری‌ام ناتمام ماند. من مصراً از مقامات مملکت خاصه از شخص آیت‌الله خمینی و شورای انقلاب خواستارم و چند نفر از حقوقدانان سرشناش مملکت به اتفاق رئیس دیوان‌عالی کشور و دادستان کل کشور و یک یا دو نفر از مراجع عالیقدر یا اعضای بلند‌پایه‌ی روحانیت به شرکت نفت مراجعه و درباره‌ی آن‌چه که ضمن اطلاعیه‌ی آقای دادستان انقلاب دیروز در روزنامه اطلاعات منتشر شده دقیقاً رسیدگی نمایند تا روشن شود هیچ‌ کدام از اتهامات مقرون به واقع نیست. اما بر فرض محال که من مرتکب یک یا تمام اتهامات موضوع اطلاعیه شده بودم موضوع اولاً در صلاحیت دادسرا و  دادگاه انقلاب نبوده و بر فرض این که در صلاحیت مراجع مذکور قرار داشت هرگز مستوجب امول من همسر و ۴ فرزندم نبوده است. » [9]
 
شروع سرکوب مطبوعات
 
پس از سخنرانی خمینی علیه مطبوعات و گروه‌های سیاسی و وعده‌ی برپایی چوبه‌های دار در میادین، قدوسی با انتشار علامیه‌ای به کلیه نویسندگان و مدیران و سردبیران مطبوعات اخطار کرد:‌
«از آن‌جا که عناصر ضد‌انقلاب و بقایای رژیم فاسد نتوانستند گذشت و اغماض رهبر عالیقدر نهضت را به معنای وسیع و همه‌جانبه آن درک کنند و مانند همه فرصت‌طلبان به جای آن که به صف ملت به‌پیوندند از این گذشت بهره‌‌گیری غلط نموده و در هر روز و هر گوشه از مملکت به بهانه‌ای توطئه‌ای را تدارک دیدند، لذا بدینوسیله به عموم نویسندگان، سردبیران و مدیران مطبوعات و تمام‌ کسانی‌که به عناوین مختلف حزبی و غیره علیه انقلاب اسلامی ایران قدمی بردارند و یا مقاله‌ای منتشر کنند، ابلاغ می‌شود که هرگونه توطئه با عکس‌العمل شدید دادگاه‌های انقلاب روبرو خواهند شد....» [10]
روز بعد به دستور احمد آذرقمی که دادستانی انقلاب اسلامی تهران را اداره می‌کرد ۱۹ مجله و روزنامه توقیف شد .
وی با صدور اطلاعیه‌ای خطاب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ضمن اعلام اسامی روزنامه‌ها که نشریات «کار» «پیکار»، «مردم»‌، آذربایجان، آرمان ، تهران، جوان، ‌امید ایران، صدای ملیون، جوانان و ... را شامل می‌شد گفت:‌
«به شما مأموریت داده می‌شود که با مراجعه به محل و مؤسسات چاپ، آن‌ها را توقیف و مکان پخش را بسته و کلیه کارکنارا اخراج و نتیجه را گزارش نمایید. در صورت مقاومت، کس یا کسانی را طبق مقررات جلب و مشارالیه را تحویل دادسرای انقلاب دهید. » [11]
روز بعد دوباره با صدور اطلاعیه‌ای ۲۲ نشریه از جمله، آزادی (نشریه جبهه دمکراتیک ملی ایران)، مش حسن، جوشن، تهران مصور، آهنگر ،پیکار (ارگان سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر)، کار (ارگان سازمان چریک‌های فدایی خلق)، مردم( ارگان حزب توده ایران)، کارگر (ارگان حزب کارگران سوسیالیست)، جوانان، جوان،‌ حاجی‌بابا، امید ایران، ایران، آرمان، یولداش، آذربایجان، چه باید کرد( نشریه حزب کارگران سوسیالیست)، تهران، گزارش روز، خلق(ارگان سازمان اتحاد مبارزه برای ایجاد حزب طبقه کارگر) و صدای ملیون را توقیف کرد.
و در مورد نشریات زیر گفته شد که تحت بررسی هستند تا تصمیم نهایی در مورد آن‌ها اتخاذ شود.
«مهر ایران، رنجبر( ارگان سازمان انقلابی و حزب رنجبران)، توفان (ارگان حزب کمونیست کارگران و دهقانان ایران)، توفان(ارگان گروه مارکسیست لنینیست توفان)، سپیده سرخ ( ارگان اتحادیه انقلابی زنان مبارز)، شنبه سرخ (ارگان اتحادیه انقلابی دانش آموزان)، برابری (ارگان اتحاد ملی زنان)، زحمت (نشریه دیگری از سازمان انقلابی)، عدالت( ارگان جمعیت عدالت)، هفته نامه رهایی (ارگان سازمان وحدت کمونیستی ایران)، ستارخان بایراغی. » [12]
 
ضدیت با ملی‌گرایان و همراهی با عوامل کودتای ۲۸ مرداد
قدوسی در دوران ملی‌شدن نفت به فدائیان اسلام گرایش داشت و به همین دلیل یکی از دشمنان قسم‌خورده‌ی مصدق بود. وی که یکی از حامیان کودتای بیست ۲۸ مرداد بود در مقام دادستان انقلاب تلاش بسیاری برای جلوگیری از اعدام مهدی میراشرافی یکی از عوامل این کودتا به خرج داد. 
سید مهدی میراشرافی افسر ارتش، نماینده مجلس، سناتور، سرمایه‌دار و مدیر روزنامه دست راستی تندرو «آتش» بود.
پس از سقوط مرکز رادیو در ۲۸ مرداد او نخستین کسی بود که پشت میکروفن رفته و خبر سرنگونی مصدق را اعلام کرد و گفت:‌
«الو الو! اینجا تهران! الو الو! اینجا تهران! مردم خبر بشارت‌آمیز! خبر بشارت‌آمیز! چند دقیقه دیگر سرلشگر زاهدی نخست وزیر  پیام شاهنشاه را برای شما قرائت می‌کند. مردم‌ شهرستان‌های ایران  دیدار شاه باشید. مصدق خائن فرار کرده است! هزاران نفر را در تهران، امروز مصدق خائن به مسلسل بسته است! مردم شهرستان‌ها من که با شما سخن می‌گویم میراشرافی نماینده‌ی مجلس شورای ملی هستم. مردم! امروز در تهران ملت قیام کرده و خانه مصدق، روزنامه اطلاعات، روزنامه کیهان، روزنامه باختر را آتش زده‌اند. مردم حسین فاطمی را قطعه قطعه کردند!» [13]
 
در اولین ماه‌های پیروزی انقلاب، میراشرافی و پسرش دستگیر و پس از مصادره‌ی اموال‌شان با تعهد آزاد شدند. میراشرافی که سابقه‌ی دوستی با خمینی و قدوسی داشت به منظور برخورداری از حاشیه‌ی امنیت به قم رفت اما با حکم حجت‌الاسلام فتح‌الله امیدنجف‌آبادی یکی از نزدیکان آیت‌الله منتظری دستگیر و به اصفهان برده شد. وی در دادگاهی علنی و با حضور صدها شاکی خصوصی، به ویژه تعدادی از کارگران معلول، محاکمه و به اعدام محکوم شد. [14]
خمینی که در جریان محاکمه قرار گرفته بود از طریق قدوسی و محمد مؤمن و بهشتی خواستار آزادی او شد اما امیدنجف‌آبادی مدعی شد پیش از آن که حکم خمینی به اطلاع او برسد پاسداران مهدی میراشرافی را اعدام کرده بودند. پسر وی ابوالحسن میراشرافی معروف به کیوان،[15] پس از ابلاغ کیفر خواست و قبل از اجرای حکم، اقدام به خودکشی کرد که به بیمارستان منتقل و تحت درمان قرار گرفت. [16]
پس از اعدام میراشرافی جنازه وی به قم منتقل شد و آیت‌الله سیدمرتضی پسندیده برادر خمینی بر آن نماز گزارد و در قبرستان ابوحسین به خاک سپرده شد و امید‌نجف‌آبادی به خاطر سرپیچی از حکم خمینی از قضاوت برکنار شد و عاقبت در پاییز ۶۷ به اتهام لواط اعدام شد.
قدوسی به خاطر ضدیت هیستریکی که با جبهه ملی و مصدق داشت در سال ۵۷ حتی اجازه نمی‌داد اطلاعیه‌های جبهه ملی را در مدارس تحت نظرش پخش کنند. او به خاطر همین ویژگی‌اش بود که «به آقای ‌یزدی و بازرگان و کلاً حتی به نیروهای مذهبی وابسته به جبهه ‌ملی که نوعی ملی‌گرایی داشتند، همواره حساسیت داشت، حتی نسبت به مهندس بازرگان.» [17]
وی پس از انتخاب خسرو قشقایی و دریادار احمد مدنی و ابوالفضل قاسمی به نمایندگی مجلس شورای ملی به منظور جلوگیری از حضور آنان در مجلس با خدعه و نیرنگ برای آن‌ها پرونده‌سازی کرد و دستور دستگیری‌شان را صادر کرد. مدنی به خارج از کشور گریخت. قشقایی سال بعد دستگیر و اعدام شد. ابوالفضل قاسمی دستگیر و به حبس ابد محکوم شد.
وی یکی از حامیان پروژه‌ی گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا بود. رضا سیف‌اللهی یکی از «دانشجویان پیروخط امام» و گروگان‌گیران جزو شاگردان وی در مدرسه‌ی حقانی بود و بطور مرتب گزارش‌هایی را برای او می‌برد.
 
او همچنین با دستگیری قطب‌زاده در آبان ۱۳۵۹ بحران بزرگی را ایجاد کرد که با دستور خمینی مبنی بر آزادی وی، موضوع فروکش کرد. بهانه‌ی قدوسی برای دستگیری قطب‌زاده، مناظره تلویزیونی او در شبکه  دوم سیمای جمهوری اسلامی بود. او به همراه محمد مبلغی‌اسلامی در این گفتگو شرکت داشتند و به انتقاد از «نهاد‌های انقلابی» و دانشجویان پیروخط امام و وضعیت رادیو و تلویزیون پرداختند.[18] هرچند پس از آزادی قطب‌زاده، قدوسی و لاجوردی کوشیدند موضوع را به پذیرش کفالت قطب زاده از سوی برادرش ربط داده و پرونده را همچنان باز جلوه دهند، اما سخنرانی قطب‌زاده و شهاب‌الدین اشراقی داماد خمینی در بازار تهران [19] به وضوح نقش خمینی در آزادی قطب‌زاده را نشان می‌داد. به ویژه که قطب‌زاده در بهمن‌ماه به دیدار خمینی رفت و با او گفتگو کرد.
 
پرونده‌سازی برای امیرانتظام
ضدیت قدوسی با نیروهای ملی‌گرا تا آن‌جا بود که خود شخصاً برای دستگیری مقدم‌مراغه‌ای و امیرانتظام وارد شد و نیروهای تحت‌امرش از جمله روح‌الله حسینیان، مصطفی پورمحمدی و اکبریان را که جملگی طلبه‌های مدرسه حقانی بودند توجیه کرد. [20]
ضدیت قدوسی با امیرانتظام بر سر موضوع جاسوسی برای آمریکا نبود. او به دست‌خط امیرانتظام دست‌یافته بود که در آن طرح انحلال مجلس خبرگان را پیشنهاد کرده بود. این طرح از طریق پرویز خزایی [21] یکی از کارمندان سفارت در استکهلم که پس از دستگیری امیرانتظام به صندوق محرمانه سفارت، دسترسی پیدا کرده بود، به دست قدوسی رسیده بود. خزایی پس از این خوش‌رقصی کاردار سفارت ایران در استکهلم شد. قدوسی در کنفرانس مطبوعاتی نهم تیرماه ۱۳۵۹ خود به این نامه که مبنای اصلی محکومیت امیرانتظام شد، اشاره کرد و گفت:
«ما یكی از نامه‌های ایشان را كه به خط خود ایشان هست برای شما قرائت می‌كنم البته این نامه‌ای است كه غیر از نامه‌هائی كه از لانه جاسوسی بیرون آمده است. چند جمله‌ای از این نامه را برای شما می‌خوانم تا وقتی منعكس گردید خودتان ببینید مردم ایران چطور خواهند كرد.
سپس دادستان انقلاب از روی یك نامه كه بنا بر اظهار دادستان به خط خود امیر انتظام نوشته شده بود شروع به خواندن قسمتی از آن كرد. دادستان انقلاب گفت نامه نوشته شده است كه ایشان به اتفاق چند تن دیگر كه در متن نامه آمده است تصمیم گرفته بودند كه مجلس [خبرنگان قانون اساسی] را منحل كنند. ایشان در این نامه نوشته‌اند كه قرار گذاشته بودیم بلافاصله پس از تصویب انحلال مجلس تصویب آن را از طریق جراید و رادیو ، تلویزیون به اطلاع مردم برسانیم ،به همین دلیل بود كه جلسه تا ساعت شب به درازا كشید ما حتی روزنامه‌ها را آماده گذاشته بودیم كه در همان ساعت شب بتوانند مصوبه را بصورت فوق‌العاده چاپ كنند. ... علی قدوسی اضافه كرد تصریحاً می‌گویند كه به اتفاق افرادی برنامه داشتند مجلس خبرگان را تعطیل كنند، در جائی از نامه مزبور ایشان نوشته‌اند فردا بازرگان و عده‌ای هیأت دولت به دیدن امام رفتند و طرح را مطرح کردند. پر واضح بود كه امام آنرا رد خواهد كرد، در حالیكه اگر قبلاً اعلام شده بود شانس رد كردن آن بود ولی در عوض ملیون مردم كه بدلیل خاص زمان فكر می‌كنند بجای پیاده شدن قانون، اسلام بر مملكت حكومت خواهد كرد، بپا می‌خاستند و بازگشت بازرگان را از ایشان می‌خواستند. .... یعنی ایشان با صراحت گفت كه چرا این كار را نكردیم تا ۳۶ میلیون جمعیت به حركت بیاندازیم ... اگر خود من بخواهم برای ایشان كیفر خواست بنویسم، اتهام اصلی ایشان را اقدام امنیت جمهوری اسلامی خواهم نوشت.... ایشان در داخل همین زندان برخی از نامه‌ها را با كردن در جلد كتاب‌ها می‌خواسته است به بیرون از زندان بفرستد كه مأموران و پاسداران متوجه این مسئله آیا این كاری جز جاسوسی نیست ؟» [22]  
 
بعید می‌دانم در هیچ‌کجای دنیا تلاش برای ارسال مخفیانه نامه به بیرون از زندان را «جاسوسی» بنامند.
 
راه‌ اندازی دایره «مبارزه با منکرات»
 
یکی از اقدامات قدوسی پس از تصدی دادستانی کل انقلاب اسلامی، راه‌اندازی «دایره مبارزه با منکرات» بود.
شیخ حسین انصاریان در این رابطه می‌گوید:‌
«روزی آقای قدوسی، دادستان انقلاب، که از فعالیت من در این زمینه آگاهی داشت، مرا دعوت کرد و گفت: «برای براندازی این مجموعه (شهرنو) چه کار می‌توانی انجام بدهی؟»
من گفتم: «فقط پول و جا و مکان مناسب می‌خواهد.» او چکی به مبلغ سیصد هزار تومان برایم نوشت و نیز آقای گیلانی، که بیشترین کمک مالی را در این زمینه کرد، سه میلیون تومان در اختیار ما گذاشت. سپس حکمی برایم صادر شد و مرکزی به نام دایره مبارزه با منکرات – وابسته به دادستانی انقلاب – تأسیس گردید. همچنین مرکز بزرگی را در شمیران، برای اسکان زنان در اختیار ما قرار دادند. 
من دوستان قبل از انقلاب را جمع کردم و پس از سر و سامان دادن محل کارمان، آن‌ها را برای آمارگیری به مرکز فحشا فرستادم. هزار و ۱۲۰ خانه یک طبقه و دو طبقه و در مسافتی برابر با ۸۰ هزار متر مربع در آنجا وجود داشت. خانه‌ها همه کلنگی بود و مالک شخصی داشت... پس از آن، موقعی که دیگر تمام خانه‌ها در اختیار ما قرار گرفته بود، با اعلامیه‌ای همه زنان آنجا را فراخواندیم؛ ... بدین ترتیب کل منطقه از فحشا و منکر و موادمخدر پاکسازی شد. فوراً با چند بلدوزر، منطقه را با خاک یکسان کردیم؛ بخشی به بیمارستان فارابی واگذار شد و بخش اعظم دیگر برای احداث پارک و مرکز تفریحی برای همشهریان اختصاص یافت....  کار دیگر دایره مبارزه با منکرات، تعطیلی کاباره‌ها بود. بعد از پیروزی انقلاب، برنامه‌های آن مراکز همچنان ادامه داشت و مجالس رقص و آواز و عیش و نوش برپا بود. همه صاحبان کاباره‌ها را احضار کردیم و دستور دادیم آن شغل را ترک کرده، به شغل دیگری روی آورند و به زودی در آن مراکز، کارهای مفید اجتماعی راه‌اندازی شد.
روزی خبر رسید که یک کامیون فیلم مفتضح [23] در لاله‌زار وجود دارد. افرادی را فرستادیم که آن‌ها را کشف و ضبط کردند. با بچه‌های اداره، آتش روشن کردیم و همه فیلم‌ها را سوزاندیم. همچنین کارهای دیگری از این قبیل در طول نه ماه فعالیت در دایره مبارزه با منکرات انجام شد. من از طرف آیت‌الله گیلانی وکالت تام داشتم و مورد اطمینان و اعتماد ایشان بودم. با این وجود، برای انجام هرکاری با ارسال نامه‌ای با ایشان هماهنگی می‌کردم.» [24]
 
اداره‌ی دایره «مبازره با منکرات» و دادسرای مبارزه با مواد مخدر به عهده‌ی حاج احمد قدیریان معاونت اجرایی قدوسی گذاشته شد و این دادسرا در یکی از باغ‌های مصادره‌ شده‌ی پل رومی مستقر شد. در تابستان و مهر ۱۳۶۰ از این محل به عنوان شکنجه‌گاه و یکی از بازداشتگاه‌های دادستانی انقلاب اسلامی مرکز استفاده می‌شد.
دایره مبارزه با منکرات وابسته به دادستانی انقلاب اسلامی از همان ابتدای تشکیل نقش تعیین‌کننده‌ای در مقابله با شادی و نشاط جامعه داشت. سخنگوی این «دایره» در فروردین ۱۳۵۹ در گفتگو با روزنامه اطلاعات گفت:‌
«به مسئولان مجالس عروسی و تئاتر‌های لاله‌زار، هتل‌ها و رستوران‌ها برای آخرین بار اخطار داده می‌شود که از تخریب شرف انسانی و اخلاق اجتماعی دست بردارند و فعالیت‌های خود را با موازین اسلامی منطبق نمایند، والا این مراکز که جز ضرر اخلاقی و اقتصادی برای ممکلت ندارند، بسته و مسئولان آن به دادگاه انقلاب اسلامی معرفی خواهند شد. » [25]
روز بعد دایره مبارزه با منکرات اعلام کرد که «مجالس عروسی زنانه و مردانه باید جدا از هم باشند». همچنین به مسئولان آرایشگاه‌های مردانه و باشگاه‌های تفریحات سالم اخطار کرد که از تخریب اخلاق اجتماعی و اشاعه فساد دست بردارند. [26]
فضاحت دایره منکرات تا آن‌جا بالا گرفت که بالاخره در دیماه ۱۳۵۹ موسوی‌‌اردبیلی دادستان کل کشور آن را منحل کرد. وی در مورد علت انحلال این مرکز گفت:
«دایره مبارزه با منکرات به علت ندانم‌کاری و سهل‌انگاری و مسامحه‌کاری و همچنین خودسرانه عمل کردن و کم‌توجهی به موازین شرعی منحل شد. به عبارت دیگر دایره مبارزه با منکرات به جای آن که در انجام کارها تسهیلاتی فراهم کند اختلال بیشتری به وجود می‌آورد. پس از تحقیق کافی و بررسی کیفیت عملکرد دایره مبارزه با منکرات، وجود این دایره زائد تشخیص داده شد و به همین جهت منحل گردید. پرسنل و مأموران دایره مبارزه با منکرات چون آموزش لازم ندیده و آگاهی کافی نداشتند و با آیین‌نامه دادگاه‌های انقلاب و موازین شرعی آشنا نبودند خودسرانه افراد را متهم و دستگیر و مجازات می‌کردند و یا مجازات محکومین را کم و زیاد اجرا می‌‌نمودند و این امر باعث نگرانی عمومی شده بود.» [27]
 
تحمیل حجاب اجباری به زنان و «ارشاد اسلامی»
روز ۲۳ فروردین ۱۳۵۹ قدوسی خود وارد میدان شد و دستور ضبط کلیه سینما‌های کشور را صادر کرد:‌
«دادستانی کل انقلاب جمهوری اسلامی ایران در صدد رفع فساد و فحشاء در کلیه سطوح است و اماکن فرهنگی قابل استفاده عموم باید در اختیار ارگان‌ قابل اعتمادی باشد تا جنبه پیشرفت دین مبین اسلام تقویت گردد و در ضمن منافع حاضل از این اماکن در اختیار بهبود فرهنگ یا شرایط زیستن مستضعفین قرار گیرد. در اجرای این منظور، به بنیاد مستضعفین اجازه داده می‌شود که به تشخیص آن بنیاد با رعایت کامل موازین شرعیه نسبت به دراختیار گرفتن سینماهای کشور اقدام لازم به عمل آید.»[28]
در تاریخ ۱۶ تیر ماه ۱۳۵۹، شورای انقلاب با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که «خانم‌ها بدون پوشش اسلامی حق ورود به ادارات را ندارند». به دنبال این مصوبه  قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی هشدار داد:
«بدین وسیله به تمام وزارت خانه‌ها و موسسات و ادارات تابعه شدیداً اخطار می‌شود چنان چه اثری از آن چه مورد تأکید حضرت امام و خواست ملت ایران است دیده شود یا بانوی کارمندی بدون پوشش اسلامی در محل کار حضور یابد، بلادرنگ حقوق و مزایای او قطع خواهد شد.»[29]
او همچنین وعده داد که به زودی لباس کار اسلامی بانوان ارائه و برای همه زنان کارمند اجباری خواهد شد.
قدوسی نخستین کسی بود که آیین‌نامه دادگاه‌های انقلاب را نوشت و تغییرات اصولی و زیربنایی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با پیشنهادهای وی صورت گرفت.
 
رشد آمار اعدام در دوران دادستانی قدوسی
علیرغم این که قدوسی در شهریور ۱۳۵۸ به دادستانی انقلاب اسلامی رسید و ماه‌های پرالتهاب سقوط نظام سلطنتی پشت سر‌گذاشته شده بود، اما ماشین اعدام فعال‌تر از قبل به کار خود ادامه می‌داد. در سال ۱۳۵۹ قاچاقچیان مواد مخدر، کودتاچیان، اقلیت‌های مذهبی از جمله بهایی نیز در زمره‌ی قربانیان نظام اسلامی قرار گرفتند و به بهانه‌های مختلف از جمله جاسوسی به جوخه‌ی اعدام سپرده شدند.
برای مثال در شهریور ۱۳۵۹ روزنامه اطلاعات خبر از تیرباران ۷ جاسوس در یزد داد. در ارتباط با جرائم این هفت تن آمده بود:
«دادگاه انقلاب اسلامی یزد، هفت تن را به جرم جاسوسی علیه حکومت جمهوری اسلامی ایران محکوم به اعدام کرد. این رأی با توجه به نظر مرکز اسناد ملی در مورد تجمع این گروه در یک ارگان جاسوسی، اتخاذ شد و رأی صادره سحرگاه دیروز به اجرا درآمد.» [30]
این عده با استناد به اسناد جعلی دایره اسقفی اصفهان، مبنی بر اینکه دولت آمریکا ۴ میلیون دلار برای بهاییان ایران ارسال کرده تا حکومت جمهوری اسلامی را ساقط کنند، اعدام شدند و اموال‌شان مصادره شد. دو ماه بعد جعلی بودن این اسناد از طرف قدوسی اعلام شد. اما وی مسببین این جنایت را که وابستگان محمد صدوقی[31] امام جمعه یزد بودند مورد پیگرد قرار نداد.
  
ضدیت هیستریک قدوسی با مجاهدین، بنی‌‌صدر و چپ‌ها
 
هرچقدر او نسبت به نیروهای ملی، ملی‌مذهبی، مجاهدین، و چپ سخت‌گیر بود نسبت به وابستگان نظام سلطنتی با تسامح برخورد می‌کرد. همین ویژگی با توجه به جو ضدسلطنتی باعث بروز مخالفت‌های زیادی با او در دادستانی انقلاب اسلامی مرکز شده بود.
روح‌الله حسینیان در مورد مخالفت‌هایی که در دادستانی انقلاب با قدوسی می‌شد می‌گوید:‌
«اتفاقا من روزی به عنوان مسئول روابط عمومی و بررسی مطبوعات منصوب شدم که کارمندان دادستانی کل در اعتراض به مخالفت آقای ‌قدوسی با مصادره‌ اموال یک نفر، تحصن كرده بودند. ... یک بار بحث سپهبد کاتوزیان بود که از زندان با ضمانت ایشان آزاد شد و کارمندان اوین، به قول خودشان، در اعتراض به عدم قاطعیت آقای قدوسی نسبت به مصادره اموال طاغوتی‌ها و آزادی کاتوزیان دست به اعتصاب زدند.» [32]
مخالفت‌ اعضا و کارکنان دادستانی انقلاب اسلامی با قدوسی تا آن‌جا جدی بود که حتی نزدیکان وی نیز به آن اشاره می‌کنند.
علی مبشری یکی از حکام شرع اوین در این باره می‌گوید:‌ »نه حفاظت اطلاعاتی بود و نه تصفیه‌ای و علیه آقای قدوسی سمپاشی می‌کردند و شعار می‌نوشتند و گاهی هتک حرمت می‌کردند. » [33]
در بهمن ۱۳۵۸ مخالفت با قدوسی در دادستانی کل انقلاب بالا گرفت و کارکنان دادستانی دست به اعتصاب و تحصن زدند و دلایل خود را چنین معرفی کردند:‌
«- ممانعت از اجرای احکام صادره که غالباً موجب گریزگاهی برای مفسدین فراهم آورده است؛ - تأثیر و نفوذ صاحبان قدرت در تصمیمات دادستانی؛- سستی و اهمال در تعقیب و مجازات ضد‌انقلابیون و مفسدین؛ - اخراج بی‌دلیل عناصر مؤمن و انقلابی و تحکیم موقعیت عناصر فرصت‌طلب و دست‌نشانده؛ - نقض احکام دادگاه و رفع مصادره‌ی اموال طاغوتیان.»
همچنین کارکنان در کنفرانس مطبوعاتی خود در ۲۹ بهمن می‌گویند: «... دادستان کل انقلاب از یک سپهبد که وزیر کار کابینه‌ی  ازهاری بوده است حمایت کرده‌اند و دلیل این کار خود را حفظ روحیه‌ی پرسنل ارتش قلمداد کرده‌اند. آیا حمایت ایشان ... از یک سرباز بوده است؟ ... آیا حمایت از کاتوزیان‌ها برای تقویت روحیه‌ی پرسنل ارتش بوده است یا تضعیف روحیه‌ی ارتشی‌ها؟» [34]
این عده که در سالن شعبه اول دادگاه انقلاب متحصن شده بودند در اطلاعیه خود می‌گویند:
«... ما هیچ کدام خواستار مسائل رفاهی نبوده و نیستیم بلکه خواستار بازسازی این ارگان انقلابی در خط شخص رهبر انقلاب امام خمینی و ملت مبارز ایران هستیم. ۴- انحرافات موجود در دادستانی را در چند بند عنوان کرده‌ایم که تماماً با مدارک مستدل در اولین فرصت با حضور نماینده متحرم امام امت‌مان برای ملت مبارز ایران افشا خواهیم کرد.» [35]
قدوسی در پاسخ به ادعاهای آنان در حالی که از سوی کچویی رئیس زندان اوین همراهی می‌شد، گفت:‌ «می‌مانم و دادستانی انقلاب را تصفیه می‌کنم» [36]
وی یک‌ماه بعد طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد:
«خواهران و برادران مبارز چون این‌جانب پنج‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۵۸ در محضر مبارک امام مدظله‌العالی شرفیاب شده و استعفای خود را تقدیم داشته و فعلاً به انتظار عنایت خاص معظم‌له برای قبول آن هستم تقاضا دارم تا ابلاغ اوامر حضرتشان از مراجعه به این‌جانب  خودداری فرمایید.» [37]
با توجه به وعده‌ای که برای ماندن و تصفیه دادستانی انقلاب داده بود، به نظرمی‌رسد استعفای او صوری بوده تا با تأیید دوباره خمینی به قلع و قمع نیروهای مخالف و منتقد خود بپردازد.
وی سپس لاجوردی را به حفاظت اطلاعات دادستانی گمارد تا در زمینه‌ی تصفیه نیروها و ... به او یاری رساند. 
 
قدوسی در بهار ۱۳۵۹ به منظور مقابله با انتشار اخبار تحصن کارمندان دادستانی علیه وی، در یک گفتگوی مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی شرکت کرد و به اتهاماتی که متوجه او بود پاسخ داد و به منظور انحراف افکار عمومی مدعی شد که توطئه‌ای را كه بر علیه دادستانی و نخست وزیر رادیو و تلویزیون و محاصره‌ی بیمارستان قلب و ستاد ارتش قرار بوده انجام پذیرد خنثی کرده‌اند. او به طور تلویحی با یک سناریو نخ‌نما و ابلهانه مجاهدین را متهم به توطئه برای کودتا کرد اما خیلی زود موضوع به دست فراموشی سپرده شد و دیگر کسی دنبال ماجرا را نگرفت. در به اصطلاح افشاگری قدوسی آمده بود:‌
«ببینید آقا ما دفعتاً با یك پرونده برخورد كردیم كه به نحو تصادفی این پرونده دست ما آمد ، این پرونده خیلی مسائل را برای ما نشان می‌دهد و در این پرونده برنامه‌هایی برای گروه خاصی ترتیب داده شده كه این‌ها بایستی با چه شكل با مردم رفتار كنند ...
بنام خدا و بنام خلق قهرمان ایران
عملیات بزرگ هر لحظه كه بچه‌ها آمادگی و بسیج لازم را داشتند درنگ جایز نیست رادیو و تلویزیون ، نخست وزیری و زندان اوین باید بطور همزمان با تسخیر نیروهای انقلابی مسلمان در بیاید بیمارستان مهدی رضایی نیز به منظور جلوگیری از هر گونه صدمه احتمالی به امام البته آن‌ها نامؤدبانه تعبیر كرده‌اند و من می‌گویم امام باید به محاصره كامل نیروهای انقلابی در آید در لحظه شروع عملیات و واحد تسخیركننده نخست وزیری مرا هم همراه خودش بر دارد كه یك اصطلاح رمزی است همین امروز چطور است ستاد ارتش نیز بوسیله نظامیان انقلابی باید تسخیر شود.
این تصادفاً یك جائی پیگیری شده و به دست آمده و مطالب بسیار جالب و تكان دهنده‌ای دارد كه ما چون مشغول پیگیری هستیم و اصولا می‌خواهیم همه مطالب قبل از فاش شدن روشن شود لذا از اشاعه و افشای بقیه مطالب خودداری می‌كنم.» [38]
قدوسی برای مقابله با جو به وجود آمده علیه او، تعدادی پاسدار اهل «قهرود» کاشان را به اوین آورد که تبدیل به بازجویان و نگهبانان بسیار خشنی در زندان شدند.
وی در زمانی که تلاش بسیاری برای جلوگیری از مصادره‌ی اموال وابستگان نظام سلطنتی و تبرئه‌ی آن‌ها داشت و دائم به «فرمان عفو امام» اشاره می‌کرد درصدد کشتار فعالان سیاسی و اعمال سرکوب همه‌جانبه بود. در زندگی‌نامه‌ی او آمده است:
«آیت‌الله قدوسی با توجه به شناختی که از مردم و رهبران سازمان منافقین داشت و شناسایی‌هایی که در باره‌ی فعالیت‌های سازمان انجام شده بود، همواره به مقامات عالی‌رتبه پیشنهاد می‌‌کرد که در یک اقدام قاطع و همه‌جانبه رهبران و اعضای سازمان را دستگیر کنند و سازمان را متلاشی کنند.» [39]
او همچنین در گفتگو‌های مطبوعاتی قبل از ۳۰ خرداد جهت‌گیری خود را نشان می‌داد و برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته برای سرکوب نیروهای سیاسی اشاره می‌کرد:‌
«دادستان كل انقلاب اسلامی در پاسخ این سؤال كه دادستانی انقلاب اسلامی در مورد حوادث اخیر چه تصمیماتی گرفته است، گفت ما تصمیمات جدی در این باره گرفته‌ایم، مردم مرتباً این روزها به‌وسیله تلفن و نامه و با عصبانیت می‌گویند چرا می‌خواهید مملكت را در اختیار یك عده افراد خاص بگذارید با این‌كه اكثریت قاطع مردم در مقابل این قبیل مسائل ایستاده‌اند؟ حتی یك كسی می‌گفت كه آیا پدر و مادر‌های این بچه‌های شانزده و هفده‌ساله بویژه دخترها كه در خیابان‌ها هستند، نمی‌خواهند خودشان را با آن مادرهایی كه فرزندان‌شان در میدان‌های جنگ كشته می‌شوند و با كمال اشتیاق علاقمندند كه فرزند دیگری داشته باشند و بفرستند به جبهه، مقایسه كنند؟ آیا دولت قصد ندارد در این باره تصمیم جدی بگیرد؟ كه ما در جواب گفتیم طبق همان اطلاعیه ده ماده‌ای خیلی جدی و قاطع مسئله را تعقیب می‌كنیم، منتهی ما می‌خواستیم قبلاً‌ تمام حجت‌ها تمام شده باشد كه بعداَ گروهك‌ها نگویند آزادی در این مملكت نیست.» [40]
 
حسینعلی نیری در مورد نگاه او به بنی‌صدر در حالی که رئیس جمهور بود می‌گوید:‌
« شهيد قدوسي اساساً به طيف ملي‌گراها بدبين بودند. آن اوايل كه هنوز بني‌صدر در اوج محبوبيت بود و خيلي‌ها قبولش داشتند از شهيد قدوسي، نظرشان را در باره اين فرد پرسيدم. ايشان گفتند: او از شاه بدتر است! يك عمر در خارج خورده و خوابيده است! درست است به حسب ظاهر مسلمان است، ولي اعتقاد انقلابيون واقعي را به اسلام و نظام ندارد.» [41]
 
حسینیان در مورد رویکرد قدوسی به مسئله‌ی بنی‌صدر می‌گوید:‌
«وقتی جریان بنی‌صدر پیش‌آمد، چندتا از دوستان هم بودند كه ایشان فرمودند: «من تصمیم دارم یک شب بنی‌صدر را دستگیر کنم و اعدامش کنم و صبح اول وقت هم در رادیو اعلام کنم که بله من دیشب بنی‌صدر را دستگیر و اعدام کردم و اکنون هم در مقابل امام، انقلاب و شورای انقلاب خاضع هستم. هر تصمیمی که در مورد من می‌خواهند، بگیرند.» ایشان معتقد بودند که بنی‌صدر با کارهایش دارد اساس نظام را به هم می‌زند و بنابراین باید اعدام شود.» [42]
قدوسی بلافاصله پس از اعلام عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر و برکناری او از ریاست جمهوری توسط خمینی، حکم دستگیری وی را صادر کرد و اعلام نمود:‌
«بنی‌صدر در رابطه با مسائل متعددی از جمله تحریک گروه‌ها و مقاومت و ایستادگی در برابر نهاد‌های قانونی و نظام جمهوری اسلامی و تشویق زندانیان به اعتضاب غذا، تحت تعقیب قانونی است و برخلاف ادعای واهی خود به مقاومت و ایستادگی برای فرار از کیفر متواری است. ... از همه ملت قهرمان تقاضا می‌شود که هرجا ایشان را بیابند، دستگیر و به کمیته‌ها و یا مراکز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحویل دهند.»
 
وی سپس به تهدید مردم پرداخته و اعلام کرد:
«۱- پناه دادن به ایشان و همکاری برای هرگونه فعالیت تحریک‌آمیز جرم محسوب شده و عامیل به عنوان شریک جرم ایشان مورد تعقیب قرار می‌گیرند.
۲- کمک به خروج نامبرده از مرزهای زمینی یاهوایی یا دریایی از هرکس و هر مقام، موجب تعقیب و پیگرد شدید قانونی است. » [43]
او از همان ابتدا درصدد خاموش کردن صدا‌ی مخالفان بود. به همین دلیل نه تنها نشریات گروه‌های سیاسی را ممنوع اعلام کرد بلکه عده‌ای از صاحبان چاپخانه‌ها که اقدام به چاپ نشریات غیرقانونی کرده بودند نیز توسط دادستانی کل انقلاب دستگیر و چاپخانه آن‌ها مهر و موم شد. قدوسی همچنین با انتشار اطلاعیه‌ای اخطار داد اگر موارد مشابهی مشاهده شود شدیداً تحت تعقیب قانونی قرار خواهند گرفت. [44]
 
وی دوباره در پاییز ۱۳۵۹ به تهدید نشریات پرداخت و گفت:‌
«هر كدام از این مجلات و این احزاب ، از آن مسیر صحیح مبارزات مردم كه شكی ندارد مبارزات مردم یك مبارزات اسلامی است و به خاطر اسلام و به خاطر رسیدن به آن حقایق و معارف اسلام بوده است ، هر كدام از اینها بنا باشد از آن مسیر منحرف بشوند ، به فرمان امام قطعاً با شدت عمل مواجه خواهند شد»!  [45]
 
قدوسی در ۲۰ تیرماه ۱۳۶۰ شرایط را مغتنم شمرده و اطلاعیه تهدیدآمیز دیگری صادر کرد.
او در این اطلاعیه در مورد کلیه گروه‌هایی که نامشان در «اطلاعیه ده‌ماده‌ای دادستانی و اطلاعیه شماره ۲» آمده بود، اعلام می‌کند که «گروه‌های فوق‌الذکر محارب، مفسد و باغی شناخته شده و با اعضا و هواداران آن‌ها که این شرایط را داشته باشند طبق حکم قرآن کریم عمل خواهد شد:
۱- کلیه اعضا و هواداران فعال
۲-کسانی که در رابطه با گروه‌های مذکور مستقیم یا غیرمستقیم دست به ایجاد بلوا و آشوب زده و با ارعاب سبب بهم‌زدن آرامش و نظم عمومی شوند.
۳-کسانی تظاهرات مسلحانه تدارک دیده و یا مسلحانه در چنین تظاهراتی شرکت کنند.
۴-کسانی که برای گروه‌های مذکور اسلحه و مهمات جنگی مخفی نمایند.
۵- کسانی که منزل پول و سایر امکانات در اختیار گروه‌های مذکور قرار دهند. »
 
و در خاتمه اطلاعیه آمده است:
«با توجه به شرایط جنگی و اوضاع داخلی هرگونه تظاهرات غیرمجاز، اعتصاب، خرمن‌سوزی، تحصن، پخش اعلامیه و نشریات ممنوعه عمل ضدانقلابی محسوب شده عاملین و آمرین تحت پیگرد قرار خواهند گرفت و به اشد مجازات خواهند رسید. » [46]
 
رابطه‌ی قدوسی با حزب توده
قدوسی حزب توده را جز مخالفان محسوب نمی‌کرد و به همکاری با آن‌ها حتی در حد دستگیری و بازجویی از متهمان توسط این حزب نیز می‌پرداخت. مهدی پرتوی مسئول شبکه‌ی مخفی این حزب می‌گوید:‌
 
«اواخر مرداد سال ۵۹ در یکی از جلسات هفتگی با کیانوری، خدایی و هاتفی، کیانوری به من گفت یک مأموریت برای تو دارم.
گفت یکی از افراد ساواکی متعلق به جریان ضدانقلاب هست که اینها می‌خواهند در نمازجمعه بمب‌گذاری کنند.
خُب قبلاً هم حزب به این قبیل جریانات نفوذ می‌کرد و به دادستانی خبر می‌داد، مثل جریان قطب زاده.
کیانوری در این جلسه گفت من با آقای قدوسی که در آن زمان دادستان انقلاب تهران بود صحبت کردم و به او گفتم ما این افراد را پیدا می‌کنیم و به شما می‌دهیم منتها چون شما درست بازجویی نمی‌کنید سرنخشان گم می‌شود و بقیه افراد آنها دوباره شروع به سازماندهی و فعالیت می‌کنند. آنها (قدوسی) گفتند مقدورات ما همین است چون ما نمی‌توانیم شکنجه کنیم و شکنجه از نظر قانون اسلام ممنوع است.
کیانوری به قدوسی می‌گوید این مورد را تحویل ما دهید تا ما برای شما اطلاعات بگیریم. در این مورد خاص آقای قدوسی مخالفت نمی‌کند. سازمان هم این وظیفه را به گردن تشکیلات مخفی انداخت.
….
زیرزمین منزل یکی از دانشجویان پزشکی که خودش و همسرش عضو حزب بودند را در نظر گرفتیم که دیوارهای آکوستیک داشت. از آن طرف هم به تیم تعقیب و مراقبت خبر دادیم بروند روبروی خانه آن فرد که تا صبح فرار نکند. ‌یک نفر را هم همراه ما کردند که کاراته کار بود و گفتند وقتی ضربه می‌زند، جایش نمی‌ماند. قرار بود او مسؤل بازجویی باشد.
داستان عجیب و غریبی است. کیانوری با من در خیابان قرار گذاشته بود در حالی که در ماشین دادستانی به همراه یکی از معاونین دادستان نشسته بود. مثلاً من مسئول تشکیلات مخفی بودم. ... به هر حال ما با ۲ نفر از بچه‌های عضو تشکیلات و ۳ نفر از پاسداران دادستانی به خانه آن متهم رفتیم و او را دستگیر کردیم.» [47]
 
چگونگی اداره دستگاه قضایی
 
آیت‌الله منتظری در مورد دستگاه قضایی که قدوسی اداره می‌کرد و نحوه‌ی صدور حکم توسط حکام شرعی که غالباً نزدیکان قدوسی بودند می‌گوید:‌
«بعد از مدتی مرحوم آقای قدوسی را به عنوان دادستان انقلاب معین فرمودند، ایشان هم رفته بود بعضی از مسائل را به صورت کلی از امام پرسیده بود، یك نمونه از آن را من دیدم یازده مساله بود در ارتباط با بعضی از جرم‌های قضایی که حكم فلان جرم چیست و امام به طور کلی به آن جواب داده بودند و بعد آقای قدوسی همان صفحه کاغذ را کپی گرفته بود و به دست قضات داده بودند که طبق آن عمل کنند، این پرسش و پاسخ‌ها خیلی کلی و متشابه بود، هر قاضی طبق برداشت و نظر خود به یك شكل حكم می‌کرد، قضات بسیار بی تجربه بودند، مثلاً یك پرونده را پیش من آوردند که قاضی! زیر آن نوشته بود" بسم‌الله الرحمن الرحیم «اعدام» حالا برای چی اعدام ! چه کسی اعدام؟ این‌كه علت و دلیل حكم را بنویسد به جای خود، حتی اسم متهم را ننوشته بود، فقط خودش زیر آن امضا کرده بود، خوب با این حكم می‌شود هرکس را گرفت اعدام کرد!  خلاصه وضع قضایی به این شكل بود، افراد را تندتند می‌گرفتند و هر کسی را که می‌گرفتند بعضی افراد و جریان‌ها تظاهرات و سرو صدا می‌کردند که اعدام باید گردد !
آقای حاج سید جعفر کریمی به من می‌گفت من یك پرونده را دیدم که یك قاضی به او شش ماه زندان داده بود و پرونده مشابه آن را دیدم که قاضی دیگر آن را به اعدام محكوم کرده بود، ناهماهنگی تا این حد بود !» [48]
 
آیت‌الله سید‌ابوالفضل موسوی، مجتهد بزرگ تهران طی اعلامیه‌ای که در ۱۲شهریور سال ۱۳۵۹ منتشر شد ضمن حمله‌ی شدید به رژیم تازه تأسیس، در مورد قدوسی و حکام شرعی که بر جان و مال مردم حاکم کرده بود نوشت:
«عدّه‌ای از فیضیه‌نشینان را که بیشترشان فاقد علم و تقوا بوده و شایستگی قضاوت نداشتند، به نام حاکم شرع و یکی دیگر از ندانم کاران را به نام دادستان انقلاب بر جان و مال و ناموس مردم مسلط نمودند. در میان این حکام شرع کم نبودند افراد عقده‌ای که حس انتقام‌جویی را تا مرز سادیسم می‌رساندند، در صورتی یکی از شرایط صلاحیت قاضی این است که نسبت به هیچ کدام از طرف دعوی سابقه‌ی خصومت و پیش داوری نداشته باشد. متهمان را عجولانه بی‌آنکه فرصت کافی دفاع و انتخاب وکیل مدافع به آنان داده و یا تقاضای تجدیدنظر پذیرفته شود، برخلاف ما انزل‌الله به مجازات‌های دلخواه محکوم نمودند.» [49]
 
وی همچنین اضافه کرد:‌
«مکرراً در روزنامه‌ها خواندیم که چند نفر زن را به تهمت قیادت که در صورت ثبوت شرعی مجازاتش هفتاد و پنج ضربه تازیانه است، به جوخه‌ی اعدام سپردند. آقایان قضات! اگر در روز جزا در محکمه‌ی عدل الهی زنانی که بدین تهمت اعدام شدند، به دادخواهی برخاسته و بگویند: “خدایا! به فرض اینکه ما به جرم انتسابی مرتکب شده بودیم، به قانون اسلام مجازات ما را هفتاد و پنج ضربه معّین کرده بودی، از این حکام و دادستانان بپرس ما را به چه مجوزی اعدام کردند؟” چه جوابی خواهید داد؟ مسلماً هیچ! خون یکی از این زنان برای محکومیّت همه‌ی شما از قاضی و دادستان و آنان که شما قاضیان جور را بر گُرده مردم سوار کرده‌اند کافی است، و دامنگیر همه‌تان خواهد بود.» [50]
 
نگاه قدوسی به مسئله شکنجه و اعدام
قدوسی در بهار ۱۳۵۹ در حالی که کشور دومین «بهار آزادی» را طی نکرده بود، مانند آب خوردن حکم اعدام صادر می‌کرد. او بر اساس شنیده‌هایش یکی از وحشیانه‌ترین احکام را صادر کرد:‌
«از قرار مسموع عوامل فریب‌خورده و ایادی امپریالیسم که از همه جا دست خود را کوتاه و شکست ضد‌انقلاب را قطعی دیده‌اند، تلاش گسترده‌ای را برای آتش‌زدن خرمن‌ها شروع نموده‌اند، لذا بدین وسیله به تمام دادگاه‌های انقلاب ابلاغ می‌شود با لزوم دقت و پیگیری برای شناخت عوامل این توطئه‌‌، چون این‌گونه افراد از مصادیق مفسد می‌باشند اجراء حکم محکومین به اعدام در این مورد نیازی به تأیید مرکز و ارسال پرونده به تهران ندارد، و دادستان‌ها موظفند احکام شرعیه دادگاه‌ها را بلافاصله اجرا و به اطلاع همگان برسانند.»‌ [51]
 
در آذرماه ۱۳۵۹ زمزمه‌ی شکنجه در زندان‌ها بالا گرفت. ابتدا شورای سرپرستی زندان‌ها به صحنه فرستاده شد. اعضای این شورا در مصاحبه‌‌ی مطبوعاتی اعلام کردند:‌
«در مورد قاچاقچیان موارد مخدر دادگاه ویژه و آن قاطعیتی که حجت‌الاسلام خلخالی در کارهایشان دارند این قاچاقچیان حاضر نیستند که بسادگی دست از کارشان بکشند قطعاً‌ بایستی خشونت اعمال بوشد این را نمی‌شود اسم‌‌‌اش را شکنجه بگذاریم. این‌ها را بایستی با قاطعیت عمل کنیم و اگر کسانی پیدا می‌شوند و اسم این‌را شکنجه بگذارند فکر می‌کنم با تجاهل می‌کنند یا در این زمینه کم لطفی می‌کنند. اصولاً این مأمورین و مسئولین زندان هستند که مظلوم واقع می‌شوند و به لحاظ روحی شکنجه می‌بینند نه زندانیان... کسی‌ نمی‌تواند تنبیهات داخلی را شکنجه تلقی بکند. » [52]
در بهمن ۱۳۵۹ وقتی که اخبار مربوط به اعمال شکنجه‌ در زندان‌ها به بحث روز کشور تبدیل شده بود، قدوسی در پاسخ به سؤالی در مورد شکنجه گفت:
«مسئله شكنجه به دو معناست یكی به معنایی است كه سرو صدای زیادی نیز داشته و در این رابطه عكس‌هایی را نیز منتشر كرده اند كه از آن نیز بدست خود من رسیده است مسئله حد شرعی در اسلام است وی اضافه كرد این یك مسئله طبیعی است كه اگر بدن انسان ۸۰ تازیانه بخورد حتی اگر این تازیانه‌ها سبك باشد آثاری از زخم و ضربه در بدن مشاهده می‌شود پس اگر شكنجه به این معنا است بله وجود دارد ولی معنای دوم شكنه كه مورد نظر ما بوده است از طرف كمیته صلیب سرخ بین‌المللی اعلام خواهد شد ولی همانقدر می‌توانم بگویم كه شكنجه در اصطلاح مسائل سیاسی حتی یك مورد نیز دیده نشده است.» [53]
 
داستانسرایی در مورد انفجار دادستانی انقلاب
 
 
قدوسی پس از سی خرداد نه تنها به شدت عمل معتقد بود بلکه به توجیه نیروهای تحت امرش نیز می‌پرداخت. روح‌الله حسینیان در این مورد می‌گوید:
«بعد از شروع فاز نظامی، در سپاه پاسداران برای رؤسای دادگاه و دادسراهای انقلاب، سمیناری را ترتیب دادند و ایشان سخنرانی و تأکید کردند که این‌ها محارب هستند و باید به عنوان محارب با آن‌ها برخورد کنیم. ایشان در برابر هر اقدامی که خطر براندازی نظام را در برداشت، شدت عمل به خرج می‌دادند. » [54]
 
در ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ قدوسی که نقش مهمی در اعدام‌های پس از ۳۰‌خرداد داشت توسط بمبی که از سوی مجاهدین تهیه شده بود به قتل رسید. محمد فخارزاده کرمانی یکی از هواداران نفوذی مجاهدین که از کارمندان دادستانی انقلاب اسلامی بود زیر اتاق وی بمبی تعبیه نموده و از دادستانی خارج می‌شود. انفجار بمب دیوار پشت سر قدوسی را خراب کرده و او از اتاقش در طبقه دوم به کف حیاظ پرتاپ می‌شود و در اثر ضربه و خونریزی مغزی کشته می‌شود.
مسئولان قضایی و امنیتی رژیم می‌کوشند با دروغپردازی به گونه‌ای جلوه دهند که گویا قدوسی از نقش دوگانه فخارزاده باخبر بود اما به خاطر رأفت اسلامی اقدامی علیه او انجام نمی‌داد.
 
روح‌الله حسینیان در این مورد می‌گوید:‌
«کسی که آقای ‌قدوسی را ترور کرد، جداً متهم بود که وابسته به سازمان هست. یادم هست که حدود یک هفته یا ده روز قبل از شهادت ایشان خدمت‌شان رسیدم و گفتم: «آقای ‌قدوسی! ما احتمال قوی می‌دهیم كه آقای‌ فخار از منافقین است و باید اخراجش کنید.» آقای‌قدوسی فرمودند: «شما در مورد این موضوع مطمئن هستید؟» گفتم: «مطمئن که نیستیم، ولی از شواهد و قرائن بر می‌آید كه باید دستگیر و تهدید شود تا بالاخره معلوم شود كه وابسته هست یا نیست.» ایشان فرمودند: «آقای حسینیان! آقای فخار تازه ازدواج کرده. كاری را که به صحت آن یقین نداریم، نباید انجام بدهیم».[55]
دستگاه تبلیغاتی نظام اسلامی ادعاهای مشابهی را در ارتباط با محمد کچویی رئیس زندان اوین و کاظم افجه‌ای یکی از پاسداران اوین که او را به قتل رساند نیز مطرح می‌کنند که دروغی بیش نیست تا مسئولان قضایی و امنیتی خود را انسان‌هایی دل‌رحم و رئوف جلوه دهند که حتی به قیمت بذل جان‌شان هم حاضر نیستند کسی را به خاطر شبهاتی که موجود است از کار برکنار کنند.
آخوند‌ها ۱۴۰۰ سال است که همین دروغ‌ها را در داستان ضربت خوردن علی‌ابن‌طالب از ابن ملجم مرادی تکرار می‌کنند. آن‌ها ادعا می‌کنند که امام اول شیعیان هنگام ورود به مسجد با آن که می‌دانست ابن‌ملجم قصد کشتن وی را دارد او را از خواب بیدار کرد تا مأموریت‌اش را انجام دهد!
 ایرج مصداقی 
۱۴ شهریور ۱۳۹۶
irajmesdaghi@gmail.com


[1]   وی یکی از باهوش‌ترین روحانیون ایرانی بود که همزمان در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در همه‌ی سطوح تحصیلی شاگرد اول بود و به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران سال‌ها به تدریس پرداخت. او که در زمره‌ی شاگردان ویژه آیت‌الله بروجردی و علامه طباطبایی بود جزو روحانیونی بود که از محمدرضا شاه حمایت می‌کرد و به آیت‌الله شریعتمداری نزدیک بود. مناقبی در جریان موسوم به کودتای قطب‌زاده مدتی بازداشت و در اوین مورد آزار و اذیت قرار گرفت و خلع لباس شد. وی در سال ۱۳۸۰ در هفتاد سالگی درگذشت.

[2]   روزنامه اطلاعات ۳ شنبه ۷ اسفند ۱۳۵۸.

[3]   محمدتقی مصباح‌یزدی، احمد جنتی، محمد محمدی‌‌گیلانی،  محمد مؤمن، فاضل هرندی، محی‌الدین حائری شیرازی و ... از جمله اساتید این مدرسه بودند.

[4]   http://www.parsine.com/fa/news/47318

[5]   http://www.parsine.com/fa/news/47318

[6]   خاطرات حاج احمد قدیریان، صفحه‌ی ۱۴۹-۱۵۱، تدوین: سید حسین نبوی، محمدرضا سرابندی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول

[7]   روزنامه اطلاعات پنج‌شنبه ۲۹ آذر ۱۳۵۸، ص ۱.

[8]   روزنامه اطلاعات، شنبه ۱ دی ۱۳۵۸، ص ۱ و ۲.  

[9]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۳ دیماه ۱۳۵۸، ص ۱۰

[10]   روزنامه اطلاعات، یک شنبه  ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، ص ۳.  

[11]   روزنامه اطلاعات، دوشنبه  ۲۹ مرداد ۱۳۵۸ ، ص ۱.

[12]   روزنامه اطلاعات، سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۵۸، ص ۱۰ .

[14]   سینائی، وحید؛ دولت مطلقه، نظامیان و سیاست در ایران، تهران، انتشارات کویر، ۱۳۸۴، چاپ اول ص ۵۰۸

[15]   اداره کل نهم ساواک (تحقیق) در نامه مورخ ۵/۱۰/۱۳۵۱ به اداره کل سوم ساواک، ارزیابی خود را از میراشرافی چنین بیان می‌دارد:

«آقای سید مهدی میراشرافی ... نماینده اسبق مجلس شورای ملی و مدیر کارخانه تاج اصفهان از حسن شهرت خصوصا در مورد مادیات برخوردار نمی‌باشند. کینه توز و سوء استفاده طلب، در دوستی ناپایدار ولی متظاهر به رفیق دوستی، از لحاظ خانوادگی چندان خوشنام نیست و پسرش نیز به نام کیوان، فردی عیاش بوده و به اتهام دو فقره قتل مورد تعقیب قرار گرفته است.»

به نقل از ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج۲، ص۵۰۷ و ۵۰۸.

[16]   روزنامه کیهان ۲۶ آذر ۱۳۵۸

[17]   http://www.parsine.com/fa/news/47318

[18]   روزنامه اطلاعات، شنبه هفدهم آبان ۱۳۵۹، ص ۲

[19]   روزنامه اطلاعات، یک‌شنبه ۲۵ آبان ۱۳۵۹، ص ۲.

[20]   http://www.parsine.com/fa/news/47318

[21]   او بعدها به شورای ملی مقاومت پیوست و به منظور گذران زندگی از انجام هیچ سیاهکاری‌ای فروگذار نکرد.

[22]   http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/90049/13#17

[23]   منظور از «فیلم‌های مفتضح»، آثار سینمای ایران و فیلم‌های مربوط به خوانندگان و ... است.

[25]    روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۵۹، ص ۱۱.

[26]   روزنامه اطلاعات، چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۵۹، ص ۲.

[27]   روزنامه اطلاعات، سه شنبه دوم دی ۱۳۵۹، ص ۲.

[28]   روزنامه اطلاعات، یک‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۵۹، ص ۲.

[29]   http://revolution.pchi.ir/show.php?page=contents&id=11556

[30]   روزنامه اطلاعات سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۵۹، ص ۲.

[31]  محمد صدوقی یکی از مرتجع‌ترین امامان جمعه بود که در تیرماه ۱۳۶۱ طی یک عملیات انتحاری توسط یکی از هواداران مجاهدین در نماز جمعه یزد به قتل رسید.

بعد از اعدام این هفت نفر، به حکم صدوقی موج مصادره اموال بهاییان یزد آغاز شد . در بعضی موارد علاوه بر افراد زنده ، بهایی‌هایی که سال‌ها از فوتشان گذشته بود را به صورت تصنعی به دادگاه احضار کرده و به جرم فراری بودن ، حکم به مصادره اموالشان می‌دادند و دراکثر موارد علاوه بر مصادره اموال شخص محکوم ( اعم از زنده یا مرده ) ، به مصادره اموال همسر و فرزندان آن شخص نیز می‌پرداختند .

[32]   http://www.parsine.com/fa/news/47318

[34]   نشریه مجاهد، شماره‌ی ۳۴، ۱۸ فروردین ۱۳۵۹.

[35]   روزنامه اطلاعات ۲۹ بهمن ۱۳۵۸.

[36]   روزنامه اطلاعات ۲۹ بهمن ۱۳۵۸.

[37]   روزنامه اطلاعات ۲۶ اسفند ۱۳۵۸.

[38]   http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/90049/13#18

[39]  زندگی‌نامه‌ی شهید آیت‌‌الله علی قدوسی ، مرکز نشر اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴، صفحه‌‌ی ۱۲۲.

[40]   http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/90049/13#8

[41]   http://www.javanonline.ir/fa/news/737527

[42]   http://www.parsine.com/fa/news/47318

[43]   اطلاعات دوشنبه ۱ تیرماه ۱۳۶۰.

[44]   بامداد ، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۹ ، صفحه ۱۲

[45]   http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/90049/13#1

[46]   روزنامه اطلاعات یک‌شنبه ۲۱ تیرماه ۱۳۶۰

[47]   http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940312000355

[48]   خاطرات آیت‌الله منتظری جلد ۱ صفحه ۵۱۸

[49]   http://kadivar.com/?p=15486

[50]   http://kadivar.com/?p=15486

[51]   روزنامه اطلاعات پنج‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، ص ۲.

[52]   روزنامه اطلاعات، پنج‌شنبه ششم آذر ۱۳۵۹، ص ۲.

[53]   http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/90049/13#7

[54]   http://www.parsine.com/fa/news/47318

[55]   http://www.parsine.com/fa/news/47318

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]