آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
ایرج مصداقی

همزمان با دستگیری فائزه و مهدی هاشمی، ماشین تبلیغاتی ولی‌فقیه با مطرح کردن دخالت تعدادی از مسئولان رژیم در دستگیری و اعدام فرزندانشان،‌ از یک سو تلاش می‌کند سران رژیم را «عدالت» خواهانی معرفی کند که در راه حاکم کردن «ارزش‌های الهی» از هیچ کوششی فروگذار نکرده و حتی فرزندان خود را نیز قربانی کرده‌اند و از سوی دیگر رفسنجانی را به سکوت وادار کند.
 
قبل از هر چیز بایستی بگویم اگر مجازاتی شامل حال فرزندان و بستگان تعدادی از مقامات رژیم در سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی خونین ۶۰ شد به خاطر آن بود که در مقابل نظام و پدرانشان ایستاده بودند و برای سرنگونی رژیم حاکم از هیچ کوششی فرو‌گذار نمی‌کردند. وگرنه کیست که نداند «آقازادگان» وابسته به جناح غالب، در پناه پدرانشان در بزرگترین پرونده‌های مربوط به فساد اقتصادی، مالی و جنایی و اخلاقی دست داشته‌ و از کوچکترین پیگیری حقوقی نیز مصون مانده‌اند و تنها چیزی که در نظام معنا ندارد «عدالت» است.
محسن فلاحیان به اتفاق پسرعمویش مصطفی در قتل گروهبان دوم «خسرو میربیگ» مأمور یگان ویژه دست داشت و یک شب هم در زندان نماند. پرونده‌ی مربوط به مفاسد اقتصادی آستان قدس رضوی و شرکت «المکاسب» و دخالت ناصر واعظ طبسی فرزند تولیت این آستان در آن، پرونده‌های مربوط به ارتشا و فساد فرزندان قربانعلی دری نجف‌آبادی و مرتضی مقتدایی به واسطه‌ی حضور پدرانشان در مراکز اصلی قدرت به بایگانی سپرده شد.
ده‌ها پرونده علیه فرزندان هاشمی و ناطق نوری و محمد یزدی و مکارم شیرازی و مهدوی کنی و ... حتی فرصت طرح در مراجع حقوقی هم پیدا نکردند و حسن طائب در دوران ریاست جمهوری هاشمی به خاطر درافتادن با فرزندان او به یک اشاره‌ از وزارت اطلاعات اخراج و خانه‌نشین شد.
روابط همجنس‌گرایانه‌ی فرزند دیگر فلاحیان که به قتل سیامک سنجری و گویا خودکشی پسر شیخ حسن روحانی دبیر شورای امنیت نظام منجر شد هیچ‌گاه پیگیری نشد. صدها مثال در این رابطه می‌توان مطرح کرد.
اصولاً اگر پای آقازاده‌ای به زندان باز شود مربوط به دعواهای درونی نظام است و «آقازاده» به جناح مغلوب وابسته است مانند زندان افتادن، فرزندان یونسی، معادیخواه، جلایی پور و امروز فرزندان هاشمی رفسنجانی ...
در این روزها هم همگی ما شاهد بودیم علیرغم صدور حکم سنگین ۱۴ سال حبس و ده سال تبعید در زندان برازجان و ۹۰ضربه شلاق برای مهدی خزعلی، چگونه در اثر اعمال نفوذ پشت پرده‌ی پدرش که از حامیان کودتا و خامنه‌ای است از زندان آزاد شد و نزد خانواده بازگشت.  
 
هرچند موضوع فرزندان مشکینی، جنتی، و ملاحسنی (۱) در دهه‌ی ۶۰ آن‌گونه که این روزها رژیم تبلیغ می‌کند نیست و در ادامه به أن‌ها اشاره می‌کنم اما موضوع این یادداشت توضیح درباره‌ی فرزندان محمدی گیلانی و رد ادعای هم‌زمان رژیم و اپوزیسیون مبنی بر صدور حکم اعدام‌ آن‌ها توسط شخص محمدی گیلانی است.  
 
 
***
 
پس از کودتای خرداد ۱۳۸۸ و دستگیری و آزار و اذیت فعالین جناح مغلوب نظام، دستگاه ولایت فقیه با بسیج ماشین تبلیغاتی و اهرم‌های اجرایی،‌ با به صحنه آوردن محمدی گیلانی رئیس حکام شرع اوین در سال‌‌های اولیه پس از انقلاب، تلاش زیادی به خرج داد تا ضمن مطرح کردن کردن این ادعا که وی برای تحکیم نظام، حکم اعدام فرزندان‌اش را شخصاً صادر کرده، در پوشش «عدالت» و اجرای دستورات «الهی» توجیهی برای نمک‌ناشناسی و ناسپاسی خامنه‌ای در به زندان افکندن دوستان و یاران و ولی‌نعمت‌های سابق‌اش بتراشد. این موضوع پیش‌تر در تبلیغات مجاهدین و اپوزیسیون در خارج از کشور مطرح شده بود و رژیم سناریوی خود را روی آن سوار کرد. 
در ششم تیرماه ۱۳۸۸ در حالی که جهان شاهد تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌های سرکوب جنبش مردم ایران بود و افکار عمومی بین‌المللی از دریچه‌ی نگاه ندا آقا سلطان که می‌رفت برای همیشه بسته شود از آن‌چه در ایران می‌گذشت آگاهی می‌یافت، احمدی‌نژاد به همراه مقامات قضایی از جمله آیت‌الله مفید (۲) رییس دیوان عالی کشور، قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور، محسنی اژه ای وزیر اطلاعات، و ... پس از گذشت سه دهه با حضور در منزل محمدی‌ گیلانی، «نشان درجه یک عدالت» نظام اسلامی را به وی هدیه داد.
احمدی نژاد پیش از آن که «نشان عدالت» نظام را به محمدی گیلانی اعطا کند در تمجید از وی گفت:‌
 
«شخصیت آقای گیلانی یک مدال افتخار بر سینه ملت ایران است و همچون نگینی بر تارک ملت ایران می‌درخشد.... با افتخار اعلام کنم که آیت الله گیلانی ابتدا عدالت را در مورد خودشان اجرا کرد و بعدا منشا خدمات ارزنده‌ای به نظام جمهوری اسلامی و انقلاب شد و اگر نبود اقتدار شجاعت و جسارت ایشان شاید در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی آن همه گروهک‌های ضد انقلاب ریشه کن نمی‌شدند.»
 
 
موضوعی که احمدی‌نژاد در لفافه به آن اشاره می‌کند صدور حکم اعدام فرزندان محمدی گیلانی توسط خودش است.
صدور حکم اعدام فرزندان محمدی گیلانی توسط وی موضوعی است که این روزها پس از بازگشت مهدی هاشمی و دستگیری او و فائزه، دوباره از سوی جناح غالب به جریان می‌افتد تا در پناه آن بتوانند اهداف سیاسی خود را دنبال کنند.
با این حال حسین شریعتمداری که سابقه‌ی اطلاعاتی و امنیتی دارد در سرمقاله‌ی کیهان ۴ مهرماه ۱۳۹۱ که با عنوان «آن سوی این هیاهو!» انتشار یافت همچون احمدی‌نژاد موضوع فرزند محمدی گیلانی را در هاله‌ای از ابهام مطرح می‌کند و تنها به دخالت پدر در دستگیری او اشاره می‌کند :
 
«آیا دستگیری فرزند حضرت آیت الله محمدی گیلانی که از قضا با دخالت خود ایشان صورت پذیرفت و اعدام وی را در پی داشت، اقدامی علیه شخصیت آن بزرگوار بود؟ و یا دستگیری فرزند مرحوم آیت‌الله مشکینی یا دستگیری منجر به اعدام فرزند حجت الاسلام والمسلمین حسنی- از پیشگامان شجاع و برجسته انقلاب اسلامی- دستگیری و زندانی شدن فرزند حضرت آیت الله خزعلی و (۳)»
 
از آن‌جایی که محمدمهدی محمدی‌گیلانی زندگی مخفی داشت اصولاً پدرش نمی‌توانست دخالتی در دستگیری او داشته باشد.
اما همین موضوع وقتی به رسانه‌های رژیم و دستگاه تبلیغاتی آن می‌رسد با دست بازتری به آن شاخ و برگ می‌دهند. «صدای شیعه» که بنیادش بر دروغ و جعل استوار است در این باره می‌نویسد:‌

«يکي از بارزترين نمونه‌ها در اين خصوص نحوه برخورد آيت الله محمدي گيلاني در قبال دو فرزند ناخلف خود مي‌باشد که در جریان بلوای منافقین در خرداد سال ۶۰ ، به همراه عده زیادی از منافقین دستگیر شدند. در آن زمان، برخلاف امروز، که فرزندان خواص! حاشيه امني جهت انجام اقدامات خود احساس مي‌کنند، فرزندان ايشان گرفتار تيغ عدالت پدر شده و نهايتا حضرت آیت الله خود شخصا آنها را محاکمه و حکم اعدام را صادر نمود.»
 
 
در هفته‌ی جاری رسانه‌های رژیم اعم از فرارو و مهر و خبرآنلاین و جهان نیوز و رجا نیوز و باشگاه خبرنگاران و تابناک و فردا و فارس و ...  بطور هماهنگ در مطلبی تحت عنوان «آیت‌الله‌هایی که به خاطر انقلاب فرزندانشان را دادگاهی کردند»، به موضوع فرزندان مسئولان نظام که کشته یا اعدام شده‌اند پرداختند و ادعاهای عجیب و غریبی نیز مطرح کردند. در بخشی از این نوشته با تیتر «صدور حکم اعدام برای دو فرزند» به نقل از محمدرضا سرشار پژوهشگر و نویسنده وابسته به رژیم در مورد نحوه‌ی برخورد محمدی گیلانی آمده است:‌
 
«روایت برخورد آیت‌الله محمدی گیلانی با دو فرزند خود نیز از عجایب انقلاب است. آنجا که پای انحراف از مبانی اسلام باشد، فرزند گرفتار تیغ عدالت پدر می‌شود. آیت‌الله محمد مجمدی گیلانی که از انقلاب به دستور امام ریاست دادگاههای انقلاب را بر عهده گرفته بود در خرداد سال ۱۳۶۰ فرزندان خود را در جمع تعدادی زیادی از منافقین می‌یابد که در بلواها و آشوب های آن مقطع دستگیر شده بودند. آیت الله شخصا محاکمه فرزندان را انجام می‌دهند. محمدرضا سرشار، پژوهشگر و نویسنده، در سایت شخصی خود درباره ایت الله گیلانی می نویسد:« چنین مشهور بود که دو تن از پسرانش را به سبب فعالیتهای ضد انقلابی، شخصا به اعدام محکوم کرد. و هنگامی که استنکاف ماموران تحت امر خود را از اجرای این حکم، لابد از نظر خودشان مهیب – دید ، برخاست تا به دست خود این حکم را اجرا کند. و تنها در این هنگام بود که آن ماموران –برای آنکه پسرانی به دست پدر خود اعدام نشوند به ناچار تن به اجرای این احکام دادند»
«عجایب انقلاب»، از جمله‌ دروغ‌هایی است که «روضه‌خوانان» و «مداحان» رژیم تولید می‌کنند و پیشتر بخشی از آن را در «معجزات» منسوب به خامنه‌ای شنیده‌ و خوانده‌ایم.
واقعیت این است که محمدی گیلانی دارای سه فرزند پسر به نام‌های جعفر، کاظم و محمدمهدی بود که هر سه از اعضا و فعالین سازمان مجاهدین به شمار می‌رفتند. جعفر در سال ۵۹ در تصادف رانندگی کشته شد. کاظم و محمد مهدی سرنوشت دیگری یافتند که به آن اشاره خواهم کرد.
این دو در تیرماه ۱۳۶۰ در نامه‌ای سرگشاده خطاب به پدرشان ضمن اعلام برائت از او، روی مواردی چند از فرصت‌طلبی‌های وی دست گذاشتند.
بنابر این داستانسرایی محمدرصا سرشار مبنی بر دستگیری آن‌ها در خرداد ۶۰ و چگونگی اجرای حکم اعدام از اساس ساختگی و غیرواقعی است.
نامه فرزندان محمدی گیلانی پس از پخش مصاحبه‌ی محمدی گیلانی و لاجوردی از سیمای جمهوری  اسلامی در تیرماه ۱۳۶۰ که افکار عمومی نسبت به آن واکنش منفی نشان داد انتشار یافت. در این مصاحبه، محمدی گیلانی، مادر رضایی‌ها و هواداران مجاهدین را محارب، باغی و طاغی خواند و به صراحت عنوان کرد که حکم مادر رضایی‌ها در صورت دستگیری به جرم «محاربه» و «بغی» علیه «امام عادل» اعدام خواهد بود.
با آن که ۳۱ سال پیش نامه‌ی کاظم و محمدمهدی محمدی گیلانی خطاب به پدرشان را خوانده‌ام همچنان به روشنی خطوط اصلی آن را که به شرح زیر بود به یاد دارم.
 ۱- این دو، در ابتدا از مبارزات خود در زمان شاه یاد کرده و به پدرشان یادآور شده‌ بودند که در ملاقات زندان چگونه از آن‌ها می‌خواست که با اظهار ندامت از زندان آزاد شوند.
۲- به وی تأکید کرده‌ بودند که پس از آزادی از زندان چگونه از آن‌ها می‌خواست که به دنبال زندگی بروند و برایشان خانه و اتومبیل خریده بود.
۳- به خاطر او آورده بودند که مسعود رجوی را شایسته‌ی ریاست جمهوری معرفی کرده بود. محمدی گیلانی در سال ۵۹ در خانه‌ی رضایی‌ها در خیابان ملک تهران به دیدار مسعود رجوی شتافت. بی اعتمادی به او در رژیم تا آن‌جا بود که مقامات قضایی حاضر نشدند پرونده‌ی تقی شهرام و محمدرضا سعادتی را برای محاکمه به وی بسپارند. برای محاکمه‌ی تقی شهرام، معادیخواه را که وردست بهشتی در حزب جمهوری اسلامی بود مأمور ساختند و محاکمه‌ی سعادتی را به سید حسین موسوی تبریزی سپردند. حتی به محمدی گیلانی اجازه ندادند پرونده‌ی سعید متحدین یکی از هواداران مجاهدین را که در سال ۵۸ به اتهام حمله به یک جواهرفروشی دستگیر شده بود مورد رسیدگی قرار دهد. این امر با اعتراض و نامه‌‌ی سرگشاده‌ی زهرا رهنورد روبرو شد که سعید را از نزدیک می‌شناخت.
۴- با توجه به خصوصیات محمدی گیلانی، کاظم و مهدی تأکید کرده بودند محال است آن‌چه را که برای دیگران می‌پسندد برای خانواده خود بپسندد و در خاتمه با اشاره به احکام اعدامی که صادر کرده بود و اظهاراتی که در مصاحبه تلویزیونی داشت، تاکید کرده بودند چنانچه وی حکم اعدام‌شان را صادر کند بلافاصله برای اجرای حکم حاضر خواهند شد. چیزی که هیچ‌گاه اتفاق نیفتاد. من در زندان، صحت پیش‌بینی کاظم و محمد مهدی محمدی گیلانی در مورد پدرشان را با چشم‌های خودم تجربه کردم. او برخلاف لاجوردی به شدت پارتی‌باز بود و به توصیه‌ها عمل می‌کرد. چنانچه در دادگاه متوجه می‌شد که متهم نسبتی با یکی از آشنایان و یا افراد مورد احترام وی دارد در حکم او تخفیف می‌داد.
۵- کاظم و مهدی از او به عنوان پدر اعلام برائت کرده و وی را مایه‌ی ننگ خود خوانده بودند.
 
ای کاش مجاهدین این نامه و بسیاری از اسناد دیگر را در عصر «انفجار اطلاعات» انتشار دهند.
 
کاظم و محمدمهدی محمدی گیلانی نه در سال ۶۰ و در اوین بلکه در سال ۶۱ در درگیری با نیروهای رژیم کشته شدند.
کاظم در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ همراه با ده‌ها مجاهد خلق در حمله به خانه‌های تیمی این سازمان کشته شد.
 
کتاب «سازمان مجاهدین خلق پیدایی نافرجام ۱۳۴۴- ۱۳۴۸» که توسط مؤسسه مطالعات و پروهش‌های سیاسی وابسته به وزارت اطلاعات انتشار یافته، در جلد دوم صفحه‌ی ۶۹۶ در مورد چگونگی کشته شدن کاظم محمدی گیلانی به نقل از صفحات متعدد داخلی نشریه‌ی مجاهد شماره‌ی ۲۱۴ می‌نویسد:‌
 
« طی ضربه ۱۰ مرداد [۱۳۶۱]، سازمان تلفات سنگینی را متحمّل شد. اسامی نیروهای عملیاتی و روابطی که وظیفه‌‌ی تغذیه سیاسی ایدئولوژیک «تروریسم سازمان» را به انجام می‌رساندند و برای استمرار و بقای ترور می‌کوشیدند ٬ و در صورت لزوم خود نیز به قتل دست می‌زد‌ند و عاقبت در دامی که خود تنیده بودند ٬ قربانی شدند ٬ به قرار زیر است:
سیاوش سیفی ، فاطمه مددپور (سیفی)،  علی رحمانی، زهره گودرزی (رحمانی) ، افشین قهرمانی،  شهاب راسخی،  کاظم محمّدی گیلانی،  فاطمه اثنی عشری،  مهدی زائریان مقدّم، محمدعلی بیات، علیرضا حسینی،  مریم خدایی صفت (حسینی) ، هادی غلامی،  فرهاد فتح پور پاکزاد،  باقر آل‌ اسحاق،  محمّد لقانازنده،  طاهره وزیری،  جعفر آمرطوسی، افسانه امینیان (آمر طوسی)،  مصطفی موسوی، فائزه زائریان مقدّم (موسوی)،  اردلان صفی یاری، زبیده جعفری ثانی، افسانه شمس.
 
در جلد 2 کتاب «سازمان مجاهدین خلق پیدایی نافرجام ۱۳۴۴- ۱۳۴۸»  صفحه‌ی ۲۵۷ که در بهار ۱۳۸۵ و پیش از هیاهوی اخیر رژیم و نیازش به سناریو سازی انتشار یافته هم آمده است که «كاظم محمدي گيلاني و برادر كوچكترش در سال ۱۳۶۰ طي درگيري‌هاي مسلحانه كشته شدند. كاظم در درگيري 10 مرداد ۶۰ كشته شد ولي برادرش بر اساس شنيده‌ها در حين فرار از غرب كشور بر اثر سرعت زياد ماشين، چپ كرد و كشته شد.»
 
همانطور که در بالا اشاره کردم کاظم در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ و در جریان ضربه به بخش «روابط» مجاهدین و محمد مهدی در تلاش برای خروج از کشور کشته شدند.
روزنامه جمهوری اسلامی که به هاشمی رفسنجانی نزدیک است در پاسخ به ادعای حسین شریعتمداری سردبیر کیهان نوشت:‌ «فرزندان آیت​الله محمدی گیلانی در درگیری مسلحانه و با سیانور کشته شدند.» این روزنامه در ادامه یادآور شد:‌                        
«با برگشت مهدی هاشمی، برخی افراد و جریانات، داستان سرائی‌های عجیب و غریبی را شروع کرده‌اند. یک نمونه از این اقدامات، به رخ کشیدن دادن دستور بازداشت و صدور حکم اعدام فرزندان آیت‌الله محمدی گیلانی توسط ایشان است که در سرمقاله یک روزنامه و گزارش یک هفته نامه با آب و تاب به چاپ رسیده تا از آن چنین بهره‌برداری شود که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هم باید در مورد فرزندان خود مثل ایشان عمل کند. جالب این است که یکی از سه پسر آیت‌الله محمدی گیلانی در درگیری با مأموران کشته شد و دو پسر دیگر ایشان درحال فرار به سوی مرز ترکیه در اطراف ارومیه با واژگون شدن خودرویشان و از ترس اینکه مبادا توسط مأموران دستگیر شوند با خوردن سیانور خودکشی کردند.»
 
 
تبلیغات جناح غالب رژیم در مورد صدور و اجرای حکم اعدام فرزندان گیلانی توسط وی دروغی بیش نیست که هر از چند گاه یک بار آن را به خاطر مطامع سیاسی‌شان در بوق می‌کنند.
 
سال‌ها پیش در خاطرات زندانم و بعدها در مصاحبه‌ با رسانه‌ها و ... بارها تأکید کردم که فرزندان محمدی گیلانی دستگیر نشدند و پایشان به اوین نرسید که کسی حکم اعدام‌شان را بدهد.
 
در تمام دوران زندان هیچ شواهد و یا خبری در مورد دستگیری فرزندان محمدی گیلانی انتشار نیافت. ناصر و سوسن باقری خواهرزادگان محمدی گیلانی و همچنین یکی دیگر از خواهرزادگان او که در بند زنان بود  و پس از آزادی به مجاهدین در عراق پیوست و در یکی از عملیات‌های این سازمان در مقابله با نیروهای رژیم کشته شد سال‌ها در کنار دیگر زندانیان سیاسی بودند و قطعاً دستگیری پسر محمدی گیلانی در خانواده‌شان انعکاس پیدا می‌‌کرد و ما از آن با خبر می‌شدیم. توجه شما را به این نکته جلب می‌کنم که خانواده‌ی محمدی گیلانی از همسرش گرفته تا اگر اشتباه نکنم دخترش، تحت تأثیر جو خانواده به مجاهدین گرایش داشتند. محمدی‌گیلانی نمی‌توانست از پس مادری که در فاصله‌ای کوتاه دو فرزند پسرش را از دست داده بود و به لحاظ عاطفی شدیداً به آن‌ها گرایش داشت برآید و حکم اعدام سومی را خودش صادر کند.
چنانچه محمدمهدی دستگیر شده بود از آن‌جایی که وی تنها پسر باقیمانده‌ی محمدی‌ گیلانی بود، به خاطر فشارهایی که از سوی همسرش و اعضای خانواده‌‌ روی او بود اگر اعمال نفوذی جهت آزادی یا تخفیف حکم او نمی‌کرد از صدور حکم اعدام پسرش خودداری می‌کرد و یا آن را به دیگری می‌سپرد. بماند که خود مسئولان رژیم در این گونه موارد جانب احتیاط را رعایت می‌کردند. (۴)
حتی لاجوردی با همه‌ی شقاوتش وقتی کار به اعدام فرزندان دوستان و نزدیکانش می‌کشید از پذیرش مسئولیت آن سرباز می‌زد. (۵)
بماند که گیلانی عنصر فرصت‌طلبی بود که نه اعتقاد و باور مذهبی عمیقی داشت و نه آنقدر به لحاظ شخصیتی ثابت قدم و استوار بود که بر اساس آن حکم اعدام فرزندانش را صادر کند.
امکان ندارد، محمدمهدی محمدی‌گیلانی دستگیر شود، پدرش حکم اعدام وی را صادر کند، اما مقامات دادستانی نخواهند از موضوع در زندان استفاده‌ی سیاسی کنند. با توجه به این که هواداران مجاهدین در جریان نامه‌ی فرزندان محمدی‌گیلانی علیه پدرشان بودند.
برای وجهه بخشیدن به محمدی‌گیلانی و دستگاه قضایی رژیم و «عدالت» حاکم بر آن به سادگی می‌توانستند روی موضوع مانور دهند و در ذهن افراد ساده اندیش مسئله ایجاد کنند. اگر چنین اتفاقی افتاده بود قطعاً بازجویان و شکنجه‌گران برای خالی کردن دل متهمان و تضعیف روحیه‌ی آنان به دستگیری و صدور حکم اعدام فرزند گیلانی توسط وی اشاره می‌کردند تا نشان دهند با کسی تعارف ندارند.
یادم هست پسر حجت‌الاسلام جمال‌الدین دین‌پرور رئیس بنیاد نهج‌البلاغه و عضو شورای فرماندهی سپاه دستگیر شده بود لاجوردی در زندان روی او کلی مانور داد چرا که می‌گفتند او در شناسایی پدرش برای ترور شرکت داشته و دین پرور را برای سخنرانی به اوین آوردند.
 
 
در اسفند ۶۰ و بهار ۶۱، محمدی گیلانی هر از چندی خواهرزاده‌اش ناصر باقری را که در سال ۵۹ دستگیر شده بود و با ما در «آموزشگاه» اوین هم بند بود نزد خود در دادگاه انقلاب فرا می‌خواند و ضمن نصحیت به او می‌گفت اگر الان آزادت کنم می‌روی به مجاهدین می‌پیوندی و دستگیر می‌شوی و آنوقت حکم اعدامت را می‌دهند. فعلاً در زندان بمان تا بلکه آب‌ها از آسیاب بیفتد. در زمستان ۶۲ ناصر پس از پایان حکم سه سال زندانش چنانکه معمول آن دوران بود در جمع زندانیان قزلحصار مصاحبه کرد. در آن سال‌ها چنانچه فرد تواب نبود  و با رژیم همکاری اطلاعاتی نمی‌کرد علیرغم محکومیت گروه متبوع خود و اعلام انزجار از آن، با شعار «مرگ بر منافق یا کمونیست» تواب‌ها مواجه می‌شد و دادستانی از آزادی او جلوگیری می‌کرد.  در جریان مصاحبه‌ی ناصر نیز توابین شعار «مرگ بر منافق» سردادند اما حاج داوود رحمانی رئیس زندان بلافاصله گفت: «ایشان پارتی‌شان کلفت است و زور ما به او نمی‌رسد» و به این ترتیب خواهرزاده‌‌ی محمدی گیلانی برخلاف معیارهای رایج دادستانی آزاد شد.
 
مجاهدین خلق و محمدی گیلانی
 
مجاهدین خلق اولین نیرویی بودند که در دهه‌ی ۶۰ از صدور حکم اعدام فرزندان محمدی‌گیلانی به دست خودش خبر دادند و بعدها دیگران بدون آن که شواهدی در دست داشته باشند و یا به منبع خبر اشاره کنند به تکرار آن پرداختند.
در طول سال‌های گذشته نیز این سازمان با هدف نشان دادن شقاوت و بیرحمی رژیم، روی موضوع فوق تبلیغات زیادی کرده‌است که از نظر من مستند نیست. (۶) این سازمان تاکنون حتی از تاریخ و محل دستگیری محمدمهدی محمدی گیلانی که قاعدتاً بایستی در جریان آن باشند هم خبر نداده است چگونه از انتقال وی به اوین و صدور حکم و شخصی که آن را صادر کرده مطلع‌ شده‌اند؟
 
مسعود رجوی در پیام ۲۴ بهمن ۸۸ خود به موضوع فرزندان محمدی گیلانی اشاره کرد و گفت:
 
«از سال ۵۹ و اوایل دهه‌ی ۶۰ از سه پسر مجاهد محمدی گیلانی سردژخیم و رئیس دادگاه خمینی در شکنجه‌گاه اوین خاطراتی دارم که چندبار در نشست‌ها گفته‌ام و در نشریه هم نوشته شده بود. محمدی گیلانی، سه پسر داشت و هر سه، مجاهد خلق بودند. برادرمان جعفر از کادرهای سازمان و مجاهد والاقدری بود. جعفر در فاز سیاسی در یک تصادف اتومبیل حین مأموریت به شهادت رسید. دو مجاهد دیگر کاظم و محمد مهدی بودند که یکی در درگیری به شهادت رسید و حکم اعدام دیگری را محمدی گیلانی را خودش داد. حالا گوش کنید! وقتی موج اعدام‌های مجاهدین به حکم همین محمدی گیلانی که قاضی شرع خمینی بود، بالا گرفت. یک روز من نامه‌ای از کاظم و مهدی دریافت کردم که نوشته بودند: «ما دیگر طاقت و تحمل این دژخیم را نداریم و به سادگی آب خوردن می‌توانیم و می‌خواهیم او را به جزای این همه حکم اعدام برسانیم. تا وقتی که این نامه در آن شرایط به من برسد، چند روز طول کشیده بود، بنابر این بلادرنگ برای مهدی و کاظم پیام دادم که دست نگه‌ دارید و چرا می‌خواهید حساب کسی را برسید که به هر حال پدرتان است. چند روز بعد، یک پیام شفاهی دریافت کردم که مهدی و کاظم گفته بودند این چه سؤالی است که از ما شده؟ مگر ما بچه‌ایم و سازمان به ما اعتماد ندارد و مگر ما کلام ۵۵ در نهج‌البلاغه را نخوانده‌ایم؟ جمله‌ای که از همان زمان در گوشم زنگ می‌زند و آن دو مجاهد شهید نوشته و پیام داده بودند، این بود که : به برادر [«مسعود» بایستی درست باشد. در زمان یاد شده مجاهدین مسعود رجوی را «برادر» نمی‌خواندند. لقب «برادر» پس از انقلاب ایدئولوژیک در سال ۶۴ در مجاهدین باب شد. در سال‌های یاد شده از وی با عنوان «مسعود» یاد می‌شد.] بگویید یک بار دیگر کلام ۵۵ را بخواند و روی ما هم حساب کند. ما مجاهدیم... برای این که کارشان را متوقف کنند، من زود پیام دادم که به لحاظ سیاسی خواهش می‌کنم این کار را نکنید، ممکن است به ضررمان تمام شود.(۷) البته در آن زمان، من نمی‌دانستم که دژخیم بر ما پیشدستی خواهد کرد و حکم اعدام پسر را، خودش خواهد داد تا پیش خمینی عزیزتر شود و بعدها هم از پاسدار احمدی‌نژاد نشان عدالت بگیرد.»
 
 
 
 
چنانچه در بالا آمده است مسعود رجوی اعدام یکی از فرزندان گیلانی را مورد تایید قرار می‌دهد و خبر از کشته شدن دیگری در درگیری می‌دهد، با این حال سخنگوی مجاهدین برخلاف نظر رهبر این سازمان همچنان بر صدور حکم اعدام فرزندان گیلانی توسط وی تأکید می‌کند:
 
«سخنگوی مجاهدین نشان درجه یک عدالت برای سردژخیم قضایی آخوندها در رژیم را، نشانه ترس و وحشت فوقالعاده لوطی نظام ولایت و عنترش از قیام سراسری خواند و گفت: اولاً-بار دیگر معنی عدالت و رأفت و مهرورزی را در فقه ولایت و نظام آخوندی به خوبی فهمیدیم! آخوند محمدی گیلانی همان سفاک خونخواری است که حکم اعدام فرزندان مجاهد خودش را هم برای خوشآمد خمینی صادر نمود
 
 
و سیمای آزادی در ۲۸ آبانماه ۸۹ با وجود آنکه مجاهدین در مورد کشته شدن کاظم محمدی گیلانی در درگیری ۱۰ مرداد ۶۱ ، اطلاعیه داده بودند و مسعود رجوی در بپام خود به کشته شدن یکی از فرزندان گیلانی در درگیری اشاره می‌کند به منظور شقی و بیرحم نشان دادن رژیم، تبلیغات دروغین آن‌ها را که با مقصود دیگری مطرح می‌شود تکرار می‌کند و با آب و تاب خبر صدور حکم اعدام فرزندان گیلانی توسط خودش را از منابع رژیم اعلام می‌کند.
 
 
گویا برای نشان دادن درجه‌ی بیرحمی و شقاوت رژیم نیاز به بزرگ‌نمایی و نشر اخبار غیرواقعی هم هست. در همین برنامه مجری خبر نادرست دیگری مبنی بر «دخالت مستقیم» احمد جنتی در کشته شدن فرزندش حسین را با آب و تاب نقل می‌کند! در صورتی که چنین چیزی مطلقاً واقعیت ندارد و گوینده خبر می‌داند که محمد حسین جنتی در حمله‌ی پاسداران به یکی از پایگاه‌های مجاهدین کشته شد و احمد جنتی کوچکترین دخالتی در ماجرا نداشت.
محمدی گیلانی برای آن که به عنوان یکی از بزرگترین جنایتکاران علیه بشریت در دوران معاصر معرفی شود حتماً‌ نبایستی حکم اعدام فرزندانش را هم صادر کرده باشد. او بدون دست زدن به چنین جنایت و شقاوتی هم شایسته‌ی این عنوان هست. تولید چنین داستان‌هایی همچون «تیرخلاص زنی» و بازجو و شکنجه‌گر بودن احمدی نژاد در اوین، «اعدام در استخر اوین»، جعل سند مبنی بر «کشیدن خون محکومان به اعدام به فرمان خمینی» که بعدها به «درآوردن کلیه زندانیان محکوم به اعدام در کشتار ۶۷» و خلق شاهد برای چنین ادعاهایی هم کشیده شد جز مخدوش‌ کردن جنایات فجیعی که رژیم مرتکب شده حاصلی ندارد. بیان حقیقت بالاتر از هر مصلحتی است.
 
 
ایرج مصداقی ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۲
 
 
 
پانویس:
 
۱- موضوع علی مشکینی، پسر آیت‌الله مشکینی که دارای دو همسر ایرانی و لبنانی بود اساساً ربطی به مسائل سیاسی نداشت و پس از آزادی از زندان مشغول و کار و زندگی شد. او به گفته‌ی خودش به جرم «بریدن آلت تناسلی یک حاجی بازاری با قیچی» دستگیر شده بود. گاهی وی را به داشتن رابطه با فرقان هم متهم می‌کردند.
محمدحسین جنتی در جریان حمله‌ی پاسداران به یکی از پایگاه‌های مجاهدین در ۲۳ خرداد ۶۱ کشته شد و جنتی دخالتی در این امر نداشت. فاطمه سروری همسر حسین توانست از مهلکه گریخته و به خارج از کشور عزیمت کند. وی در عملیات فروغ جاویدان در مرداد ۶۷ به شهادت رسید. چنانکه گفته می‌شود احمد جنتی به شکرانه‌ی کشته شدن فرزند خود ۴۰ روز روزه گرفته بود. این گزارش توسط جنتی تاکنون تأیید نشده است. عاصف (محسن) جنتی فرزند فاطمه سروری و محمد حسین جنتی در هیجده ماهگی به پدربزرگش احمد جنتی تحویل داده شد و توسط او بزرگ شد و در سال ۷۷ و در سن ۱۷ سالگی در هیئت یک بسیجی در یکی از مأموریت‌های ستاد «امر به معروف و نهی از منکر» (که به وسیله‌ی جنتی هدایت می‌شد) در اثر سانحه‌ی تصادف کشته شد.
غلامرضا حسنی، معروف به «ملاحسنی» امام جمعه پریشان‌حال ارومیه محل اختفای فرزندش رشید را که از اعضای فدائیان اقلیت بود به مهدوی کنی و مأموران کمیته‌ی مرکز لو داد. رشید پس از دستگیری به سرعت اعدام شد. حسنی در طول سال‌های گذشته بارها حتی در گفتگو با مرکز اسناد انقلاب اسلامی عنوان کرده که فرزندش مستحق اعدام نبود. پس از اعدام رشید، رحیم پسر دیگر ملاحسنی در یک تصادف رانندگی کشته شد و دخترش حمیده که مادر سه فرزند بود در سال ۸۲ خودسوزی کرد.
 
۲- اتفاقاً آیت‌الله مفید یکی از کسانی بود که با اعمال نفوذش نه تنها مانع اعدام فرزندش محمدحسن در جریان رسیدگی به پرونده‌اش شد بلکه در قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ هم جان او را نجات داد. آیت‌الله مفید که از ابتدای دست‌درازی روحانیت به دادگستری و از بین بردن سیستم قضایی مدرن به دعوت موسوی اردبیلی در دیوان عالی کشور مشغول به کار شده بود پس از بیماری و خانه‌نشینی محمدی‌‌گیلانی در دهه‌ی ۸۰ به ریاست دیوان عالی کشور رسید. پسر وی از جمله زندانیان انگشت‌شماری بود که در جریان کشتار زندانیان سیاسی در بند ۳ اوین در تابستان ۶۷ زنده ماند. وی از هواداران مجاهدین خلق بود که به حبس ابد محکوم شده و پرونده‌ی سنگینی داشت. برادرزاده‌ی دیگر آیت‌الله مفید با نام هادی بیگی که در همان بند اسیر بود به خاطر عدم دخالت عمویش در جریان کشتار ۶۷ اعدام شد.
در تابستان ۶۷ در زندان قم تنها شش زندانی به سر می‌بردند که به جز مهدی زندیه همگی اعدام شدند. مهدی پسر آیت‌الله زندیه امام جمعه ماهشهر بود که در قم نفوذ داشت.
 
۳- چنانچه ملاحظه می‌شود شریعتمداری تنها از دستگیری فرزند آیت‌الله مشکینی یاد می‌کند.
«حاج رضا»، صاحب‌منصب قضایی رژیم که با اصرار غیرمسئولانه‌ی مسعود نقره‌کار، روایت‌های جعلی‌اش از دهه‌ی ۶۰ و داستان غیرواقعی تماس‌هایش با مسئولان امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی رژیم بر روی اینترنت انتشار می‌یافت، مدعی شده بود که سعید پسر آیت‌الله مشکینی در تیم‌های ترور مجاهدین  بهشتی‌نژاد رئیس دادگاه انقلاب شیراز و امام جعمه موقت اصفهان و ... را به قتل رسانده بود در درگیری با پاسداران کشته شد. وی در مطلب دیگری مدعی شده بود که پسر آیت‌الله جمی امام جمعه آبادان نیز توسط رژیم اعدام شده بود و به همین دلیل پدرش دچار سکته‌ی مغزی دیگری شده بود که به کج‌شدن بیشتر صورتش انجامیده بود. «حاج رضا»ی یاد شده تا آن‌جا پیش رفت که مدعی شد خود آیت‌الله جمی خبر اعدام پسرش را به وی داده است. او همچنین ادعا کرده بود فاطمه حسینی از نزدیکان بسیار نزدیک خامنه‌ای که "۵ ماهه حامله بود، بیهوش و در حال خونریزی به دار آویخته شد". البته همان موقع دکتر محمود مرادخانی خواهرزاده‌ی خامنه‌ای در گفتگو با تلویزیون «میهن» ادعای «حاج رضا» را تکذیب کرد.
من همه‌ی موارد یاد شده را کذب دانسته و توضیح دادم مشکینی فرزندی به نام سعید نداشت که در درگیری کشته شده باشد و اعدام پسر ‌آیت‌الله جمی امام جمعه آبادان و فاطمه‌ حسینی یکی از بستگان بسیار نزدیک خامنه‌ای را هم در زمره‌ی داستان‌های «هزار و یک شب» معرفی کرده و تأکید داشتم نه رژیم و نه مجاهدین ادعایی در مورد اعدام فرزند آیت‌الله جمی و کشته شدن فرزند آیت‌الله مشکینی و وابستگی این دو نفر به مجاهدین ندارند.
 
 
در روزهای اخیر که رژیم به شدت محتاج ردیف کردن نام آیت‌الله‌هایی است که فرزندانشان در ارتباط با گروه‌های سیاسی اعدام شدند باز هم نام چنین کسانی برده نمی‌شود چرا که اساساً دارای چنین فرزندانی نبودند. متأسفانه پس از روشنگری من، مسعود نقره کار به جای پذیرش اشتباه و عذر تقصیرخواستن، همراه با «حاج‌رضا» به نوشتن نامه‌های مشترک تحت نام او و خودش مبادرت کرد و همچنان بر دروغگویی‌‌های وی و امدادرسانی به یکی از صاحب‌منصب‌های قضایی رژیم پافشاری کرد. انتشار مقالات گوناگون در رسانه‌های رژیم و ردیف کردن نام آیت‌الله‌هایی که فرزندانشان اعدام شده‌ و یا در درگیری کشته شدند به خوبی بطلان ادعاهای «حاج رضا» و اصرار غیرمسئولانه‌ی مسعود نقره‌کار بر صداقت منبع‌اش را نشان می‌دهد.
 
۴- رفسنجانی در خاطراتش از روز دوشنه ۲۵ آبان ۳۶۰ می‌‌نویسد: «آقای اسماعیل معزی نماینده‌ی ملایر آمد. دو فرزندش را به خاطر عضویت در مجاهدین خلق بازداشت کرده‌اند؛ کمک می‌خواست و معتقد است آن‌ها حاضرند توبه کنند.» عبور از بحران، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، صفحه‌ی ۳۷۰.
 
هاشمی در ادامه ماجرا در روز پنج‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۶۰ می‌نویسد:
 
«آقای اسماعیل معزی نماینده ملایر که پسرش جزو منافقان [بوده و] اعدام شده، تعرضاً از مجلس استعفا داده بود. دیروز در هیأت رئیسه، قرار شد استعفای ایشان را مطرح کنیم. ممکن است با کمک به نجات پسر دیگرش که از منافقان است و در درگیری مجروح شده و در بیمارستان است، ایشان را در مجلس نگه داریم.» عبور از بحران، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، صفحه‌ی ۴۵۳.
 
۵- وقتی طیبه خلیلی اعدام شد، در حسینیه‌‌ی اوین، علی خلیلی که پدرش عزت‌الله خلیلی از بنیانگذاران مؤتلفه بود به لاجوردی گفت: «حاجی گفت بهت بگم خیلی بی‌غیرتی». لاجوردی در پاسخ به دروغ سوگند یاد کرد که من در جریان اعدام او نبودم. همچنین وقتی لاجوردی حسن فرزند بزرگ دوست نزدیک و شریک‌ سابق‌اش «حاج معافی» را اعدام کرد، در پاسخ به «مادر معافی» که در مقابل اوین نفرین‌اش می‌کرد، مدعی شد که نمی‌دانسته وی دستگیر شده است.
 
۶- موارد متعددی بود که شکنجه‌گران، خواهر و برادر خود را به زیر سبعانه‌ترین شکنجه‌ها می‌بردند. اعظم حاج‌ حیدری که برادر‌ها و پسرعموهایش در زمره‌ی شکنجه‌گران و رئیس زندان اوین بودند یکی از این موارد است. محسن آرمین به برادرش کابل می‌زد. یا جعفر ذاکر شاهد شکنجه‌ی برادران و خواهرانش بود و هنگامی که مادرش خانم سکنیه‌ی محمدی بدون آن که جرمی مرتکب شده باشد اعدام شد پایش نلرزید و همچنان در رکاب سید‌حسین موسوی تبریزی به جنایت مشغول بود تا آن که کشته شد. جعفر ذاکر همان کسی است که همراه با تقی محمدی، گروگان آمریکایی را با چشم‌بند در سفارت آمریکا در میان دارند. در تبلیغات اپوزیسیون به غلط تقی محمدی را که در سال ۶۴ در اوین خودکشی کرد احمدی‌نژاد معرفی کردند. 
 
۷- ای کاش مسعود رجوی بر همین سنت حسنه (عدم اجرای حکم مجازات پدر جنایتکار توسط فرزند انقلابی) همچنان پافشاری می‌کرد و اجازه نمی‌داد مجاهدین در اشرف و لیبرتی اعضای خانواده‌‌شان را که از سوی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم با هدفی خاص تحریک و بسیج می‌شوند آماج حملات تبلیغاتی خود قرار دهند. چرا که با توجه به حساسیت‌های جامعه‌ی ایران اگر مجازات محمدی گیلانی توسط فرزندانش «ممکن بود» به «لحاظ سیاسی» به «ضرر» این سازمان تمام شود این یکی قطعاً به نفع‌شان تمام نمی‌شود.
کما این که وقتی تلویزیون رژیم صحنه‌ی مشمئز‌کننده‌‌ی دیدار «مادر» محمود طریق‌الاسلام با فرزندش قبل از اجرای حکم اعدام را نشان داد که از وی اعلام برائت و انزجار می‌کرد و حکم صادره از سوی دادگاه اسلامی را مورد تأیید قرار می‌داد، افکار عمومی واکنشی به شدت منفی علیه «مادر» نشان داد و او مورد لعن و نفرین مردم قرار گرفت.
همچنین بایستی توجه داشت که در فقه اسلام به خاطر همین حساسیت‌ها و دافعه‌ای که ایجاد می‌کند شهادت فرزند علیه پدر در دادگاه قابل قبول نیست. یادش به خیر «آقا»، موضوع فوق را در بند ۵ واحد ۳ زندان قزلحصار با چه شور و حراراتی برایم شکافت. او سابقاً معمم بود و کتابی در رابطه با قضا و زندان در اسلام نوشته بود. شهباز (شیخ عباسعلی) شهبازی «آقا» که از جان و دل مصدفی بود به اتهام کمک به مجاهدین و ... دستگیر شده بود. او سال‌ها پیش از انقلاب از کسوت روحانیت بیرون آمد و در رودسر کتابفروشی داشت و بارها دستگیر و شکنجه‌شده بود. «آقا» در اوایل انقلاب معاون سیاسی- امنیتی استانداری گیلان بود و کاندیدای انتخابات مجلس شورای اسلامی و چهره‌ی محبوب گیلان. پیرمرد در کشتار ۶۷ در حالی که مدت‌ها بود لگن‌ خاصره‌اش شکسته بود، روی برانکارد همراه فرزندش علی به قتلگاه برده شد.
 
 

منبع:پژواک ایران

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا)
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)