مبانی ایدئولوژیک زندان و شکنجه در جمهوری اسلامی ایران
ایرج مصداقی

سایت انتگراسیون: نوشته حاضر بصورت کمی کوتاه شده در جلسه سخنرانی تحت عنوان "محل وقوع جنایت ایران: سی سال تعقیب، دستگیری، زندان، شکنجه، تجاوز، اعدام، اعدام زنان باردار و کودکان زیر 18 سال، سنگسار، فقر، فحشا، اعتیاد، بیکاری، سانسور و ... که در شهر زاربروکن آلمان از سوی کانون فرهنگی پیوند برگزار شده بود قرائت گردید. 

 
 ایرج مصداقی: خمینی پیشوای شقاوت و بی‌رحمی در عصر جدید 
برای شناخت پدیده‌ی زندان و شکنجه در جمهوری اسلامی، ابتدا بایستی ایدئولوژی رژیم را که برخاسته‌ از نگاهی بنیادگرایانه به دین و بر پایه‌ی قرائتی ویژه شکل گرفته است، شناخت.
 مقامات سیاسی، قضایی و امنیتی جمهوری ‌اسلامی مدعی هستند در زندان‌های‌شان شکنجه نمی‌کنند، بلکه دشمنان خدا را تعزیر و عقوبت می‌کنند. ‌آن‌ها به زعم خود حتا به هنگام کسب اطلاعات هم کسی را شکنجه نمی‌کنند، بلکه ابتدا از زندانی می‌‌خواهند کلیه اطلاعاتش را در اختیار آن‌ها بگذارد.  از آن‌‌جایی که زندانی مدعی می‌شود که اطلاعاتی ندارد، او را به جرم "دروغگویی" در محضر خدا و نمایندگانش روی زمین، مورد تنبیه و تعزیر قرار می‌دهند. این کار، آنقدر تکرار می‌شود تا زندانی دست از "دروغگویی" بردارد و "حقیقت" مورد نظر ‌آن‌ها را بر زبان آورد. چنانچه به هنگام اجرای حکم تعزیر، متهم جان خود را از دست دهد و یا با نقص عضو و نارسایی‌های جسمی و روانی شدید روبه‌رو شود، کسی ضامن نیست. چرا که ‌آن‌ها برای نجات "بشریت" دست به تعزیر می‌برند و به خاطر رواج "پاکی و طهارت"، زمین را از لوث وجود"دشمنان خدا" پاک می‌کنند.  این نکته را نباید از نظر دور داشت که در نظام جمهوری اسلامی، تنها مخالفان سیاسی نیستند که مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار می‌گیرند، بلکه همه شهروندان بالقوه می‌توانند مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گیرند. بایستی توجه داشت مرتجعین مذهبی که بر اساس "شرع" عمل می‌‌کنند، همیشه می‌توانند در شرایط مختلف با استفاده از "کلاه شرعی" که به دلیل قدرت شرع معنا پیدا می‌کند، هر اقدامی را توجیه کنند و یا مباح جلوه دهند.  

شقاوت، بی‌رحمی و خشونت در عهد "عتیق"

"تورات" به عنوان قدیمی‌ترین متن مذهبی و روایتگر سرگذشت پیامبران و اقوامی‌ که هزاران سال پیش در بین‌النهرین، کنعان و مصر زندگی می‌کردند، خشونت و شقاوت را که ویژگی آن دوران بود، تئوریزه‏ و تقدیس می‌کند.  "یَهُوَه" خدای بنی‌اسرائیل در تورات، خدایی است پرقدرت، بی‌رحم و بی‌گذشت و نمایشگر درک انسان آن دوره از قدرت و عدالت، که در هیأت خدا به تصویر در می‌آید. از آن‌جایی که در زمان نگارش تورات، ادیان در دوران اولیه‌ی تکامل خود به سر می‌بردند، در این کتاب، پدیده‌های متافیزیکی مرتبط با دنیایی دیگر از قبیل قیامت، جهنم و بهشت مطرح نمی‌شوند. مجازات و پاداش عمل که در واقع نشأت گرفته از "قانون حمورابی" است، در همین دنیا به دست پیغمبر خدا و قوم برگزیده‌ی او به بی‌رحمانه‌ترین شکل اعمال می‌‌شود.  در تورات و آیین یهودیت، یَهُوَه فرمان به بی‌رحمی‌هاییباورنکردنی‌ داده است. از جمله آن‌جا که  "یوشع بن نوم" (جانشین موسی) و پیروانش به فرمان خدا به شهر "اریحا"حمله آورده و «هر آن‌چه در شهر بود، از مرد و زن و جوان و پیر حتا گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند ... و شهر را با آن‌چه در آن بود، به آتش سوزاندند.»[1] و یا وقتی که یوشع "حاصور" را به فرمان خدا تسخیر کرد و «همه کسانی‌ را که در آن بودند به دم شمشیر کشته، بالکُل هلاک کرد و هیچ ذی حیات باقی نماند و حاصور را به آتش سوزانید»[2] 


خمینی، پیشوای شقاوت و بی‌رحمی در عصر جدید

در ایدئولوژی‌ای که خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، نماینده، شاخص و معرف آن است نیز رحم و شفقت جایی ندارد و گاه اگر سخنی از آن می رود، معنایی واژگونه می‌یابد.‌ هرچند او بر خلاف تفسیر تورات به مفاهیمی همچون بهشت و جهنم و روز جزای الهی در آن دنیا معتقد است و به تبلیغ آن می‌پردازد اما از مجازات دنیوی گناهکاران نیز لحظه‌‌ای غفلت نمی‌کند. خمینی منطق انبیا را چنین بیان می‌کند: منطق انبیا این است كه "اشدا" باید باشند بر كفار و بر كسانی كه بر ضد بشریت هستند، بین خودشان هم رحیم باشند. و آن شدت هم رحمت است بر آن‌ها. [3] در شریعت خمینی و پیروانش، "یوم‌الله" روز مرگ و نیستی و عذاب است. خمینی خطوط نظام مورد نظر خود را به روشنی ترسیم کرده و از جمله برای آن‌ که فرمان کشتار مخالفان سیاسی را مشروع جلوه دهد، با یک شبیه سازی تاریخی - مذهبی، چنین می‌گوید:  یوم خوارج، روزی كه امیرالمومنین -سلام الله علیه - شمشیر را كشید و این فاسدها را، این غده‌های سرطانی را درو كرد، این هم "یوم الله" بود ... امام - علیه السلام - دید كه اگر این‌ها باقی باشند فاسد می‌كنند ملت را، تمامشان را كشت‌، الا بعضی كه فرار كردند؛ این "یوم الله" بود. [4] و سپس تأکید می‌کند: روزهایی كه خدای تبارك و تعالی برای تنبیه ملت‌ها یك چیزهایی را وارد می‌كند، یك زلزله‌ای وارد می كند، یك سیلی وارد می‌كند، یك توفانی وارد می‌كند، كه شلاق بزند به این مردم كه آدم بشوید، این‌ها هم "یوم الله" است.[5] و در بخشی دیگر از سخنانش تصریح می‌کند: ما خلیفه می‌خواهیم که دست ببرد، حد بزند، رجم کند! همان‌طور که رسول‌الله دست می‌برید، حد می‌زد، رجم می‌کرد![6] 

خمینی در فرمان صادره برای قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ بر اصل بی‌رحمی تأکید کرده و می‌نویسد:  رحم بر محاربین، ساده‌اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید‌ناپدیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه‌ی انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند "اشدا علی‌الکفار" باشند. تردید در مسائل اسلام انقلابی، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد.[7] با تعریفی که خمینی از یوم‌الله به دست می‌دهد، روزی که در آن زندانیان و مخالفان سیاسی تحت عنوان "دشمنان اسلام" به شکل گسترده کشتار می‌شوند و روزی که در آن دست خدا از آستین "بندگان صالح‌"‌اش برای شکنجه و مجازات دشمنان خدا و مفسدین بیرون می‌آید، یوم‌الله محسوب می‌شود. 


جهنم، شکنجه‌گاه الهی

دوزخ یا جهنم،کانون غضب و خشم خداوند و زندان و شکنجه‌گاه اخروی گناهکاران است. در آن انواع عذاب‌ها و اقسام بلایایی وجود دارد که برای عقل ما قابل درک نیست. در آیات قرآن و روایات مذهبی، مختصات این دوزخ به روشنی مشخص شده و بنیادگرایان مذهبی به عنوان نمایندگان خدا روی زمین، در صورت دست‌یابی به قدرت و برای حفظ و حراست از آن، در هر کجای کره‌ی خاکی به دنبال ایجاد الگوی زمینی آن خواهند رفت. ویژگی اصلی فرشتگان جهنم خشونت و غضبناكنی آنان است. پیروان خمینی در هیأت مأموران عذاب، جهنمی را که در روز رستاخیز وعده داده شده، روی زمین بنا می‌کنند تا دشمنان خدا از عذاب دنیوی نیز بی‌بهره نمانده و پیش از وصل به برزخ و دوزخ ابدی شمه‌ای از عذاب خداوند را بچشند.  


زنان؛  قربانیان اصلی جهنم موعود

در نگاه معتقدان به این باور، زنان اولین و اصلی‌ترین ساکنان جهنم هستند که به صورت‌های گوناگون و گاه به خاطر دلایلی بسیار پیش پا افتاده به سخت ‌ترین وجه مورد مجازات قرار می‌گیرند. این مجازات‌ها تماماً در ارتباط با نادیده گرفتن "حقوق" شوهر از سوی زن می‌باشد. در روایاتی که از امامان و پیامبر نقل می‌شود کمتر اشاره‌ای به مجازات جداگانه‌ مردان شده است؛ در حالی‌که مجازات‌های زنان در روایات مختلف دسته‌بندی شده‌اند.
 برای مثال "علامه" مجلسی، یکی از فقهای بزرگ شیعه، عذاب زنان در جهنم را از قول پیامبر در سفر معراج، چنین نقل می‌کند:
زنان امتم را دیدم که به انواع عذاب‌ها مجازات می‌شدند. زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد؛ زنی را دیدم که از زبانش آویران کرده‌اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می‌ریزند؛ زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده‌اند؛ زنی را دیدم دست و پایش را بسته‌اند و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط هستند؛ زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخ‌های بینی‌اش بیرون می‌آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود؛ زنی را دیدم که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویزان است؛ زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی‌های آتشین ریز ریز می‌کنند؛ زنی را دیدم که صورت و دست‌هایش در آتش می‌سوزد و امعا و احشای داخلی‌اش را می‌خورد؛ زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود؛ زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می‌شود و از دهانش بیرون می‌آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می‌کوبند.[8] 

پیامبر در پاسخ به فرزندش فاطمه که همراه همسرش علی ابن ابوطالب نزد او رفته بودند، گناه زنانی را که مورد عذاب خداوند قرار گرفته‌اند، چنین عنوان می‌کند:
دخترم! زنی که از موی سرش آویخته شده بود، موی سر خود را از نامحرم نمی‌پوشاند. زنی که از پستانش آویزان بود، زنی است که از حق شوهرش امتناع می‌ورزید. زنی که از زبانش آویزان بود، شوهرش را با زبان اذیت می‌کرد. زنی که گوشت بدن خود را می‌خورد، خود را برای دیگران زینت می‌کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت. زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط شده بودند، به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی‌داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی‌کرد و نماز را سبک می‌شمرد و مورد اهانت قرار می‌داد. زنی که کر و کور و لال بود، زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می‌آورد و به شوهرش می‌گوید بچه تو است. زنی که گوشت بدن او را با قیچی می‌بریدند، خود را در اختیار مردان اجنبی می‌گذاشت. زنی که صورت و دستاش می‌سوخت و او امعا و احشای داخلی خودش را می‌خورد، زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می‌گرفت. زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود، زنی سخن چین و دروغگو بود. و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می‌شد، زنی خواننده و حسود بود... [9] و از قول پیامبر اسلام در سفر معراج روایت می‌‌شود: آگاهی یافتم که اکثر ساکنان دوزخ زنان هستند. [10] 

با چنین رویکردی به زن، هنگامی که اکثر ساکنان دوزخ را زنان تشکیل می‌دهند، وقتی که قرار است جهنمی روی زمین برپا شود، به طور قطع و یقین زنان اولین و اصلی‌ترین قربانیان آن خواهند بود.  


فرجام دوزخیان در دارالشفای الهی و زمینی

هرچند برای بسیاری از اهل جهنم دوزخ همیشگی است؛ اما فرجام بعضی از دوزخیان از نظر مـدت مـاندن در جهنم یكسان نیست. از آن‌جایی که در طبقه‌ی اول دوزخ، "موحدین گناهکار" جای گرفته‌اند و در دیگر طبقات نیز افراد مرتکب گناهان یکسانی نشده‌اند، برخى از آنان احتمال دارد روزى با توجه به عفو و رحمت الهی از دوزخ نجات یابند.خمینی، با توجه به این مسئله، دوزخ را  "رحمت در صورت غضب" نامیده و از آن به عنوان دارالشفای الهی یاد کرده و می‌نویسد: جهنم، باطنش صورت لطف و رحمت الهى است كه براى تخلیص مومنان ‏معصیت كار و رساندن آن‌ها به سعادت ابد، چاره منحصره است; ... جهنم براى كسانى كه‏فطرتشان به‌كلى محجوب نشده و به كفر و جهود و نفاق نرسیده ‏باشند، رحمت است در صورت غضب. [11] 
با چنین نگاهی به جهنم، زندان‌های جمهوری اسلامی همچون دوزخ الهی به عنوان "دارالشفا" آغاز به کار می‌کنند. در این "دارالشفا" زندانیان علی‌رغم صورت خشونت‌آمیز و بی‌رحمانه‌‌‌ی شکنجه و عذابی که متحمل می‌شوند، در باطن از "لطف" و  "رحمت" نظام برخوردار می‌شوند. این شکنجه‌ها "چاره منحصره" و تنها راه درمان است. در این"دارالشفا" شکنجه‌گران حکم دکتر و روانپزشک را دارند.  

عذاب دنیوی، عاملی برای تخفیف عذاب اخروی

خمینی در حضور سران قوای سه گانه و مسئولان کشوری و لشگری جمهوری اسلامی، می‌گوید:‌ اگر یك نفر فاسد‌ [را] كه مشغول فساد است بگیرند و بكشند، به صلاح خودش است‌، برای این كه این اگر زنده بماند فساد زیادتر می‌كند و فساد كه زیادتر كرد، عمل چون ریشه عذاب است‌، عذابش در آن جا زیادتر می‌شود. این یك جراحی است برای اصلاح . حتا اصلاح آن كسی كه كشته می‌شود، یك كسی كه دارد یك زهر كشنده را به خیال این كه یك شربت است‌، می‌خواهد بخورد. اگر چنانچه جلویش را شما بگیرید و با فشار و زور و كتك از دستش بگیرید، یك رحمتی بر او كردید ولو او خیال می‌كند كه طعمه او را از دستش گرفتید و یك زحمتی برایش ایجادكردید؛ لكن خیر، این جور نیست. اگر امروز، این سران استكباری بمیرند، برای خودشان بهتر است از این كه ده سال دیگر بمیرند. [12] 

در این دیدگاه هرچه فرد زودتر توسط مؤمنین کشته شود، هرچه بیشتر مورد آزار و اذیت نمایندگان خدا در روی زمین قرار گیرد، از عذاب الهی او در آخرت کاسته می‌شود. خمینی در ادامه همین سخنرانی می‌گوید:
این كه می‌فرماید كه: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ» [بکشید آن‌ها را تا رفع فتنه در جهان] بزرگترین رحمت است بر بشر. آن‌هایی كه خیال می‌كنند كه این آسایش دنیایی، رحمت است و بودن در دنیا و خوردن و خوابیدن حیوانی رحمت است‌، آن‌ها می‌گویند كه اسلام چون رحمت است‌، نباید حدود داشته باشد، نباید قصاص داشته باشد، نباید آدمكشی بكند. آن‌هایی كه ریشه عذاب را می‌دانند، آن‌هایی كه معرفت دارند كه مسائل عذاب آخرت وضعش چی است‌، آن‌ها می‌دانند كه حتا برای این آدمی كه دستش را می‌برند برای این كاری كه كرده است‌، این یك رحمتی است‌. رحمتش در آن طرف [روز رستاخیر] ظاهر می‌شود. برای آن كسی كه فساد كن است‌، اگر او را از بین ببرند یك رحمتی است بر او. ... این طور نیست كه این جنگ‌های پیغمبر مخالف با رحمه‌للعالمین باشد، موكد رحمه للعالمین است. «الجنه تحت ظلال السیوف» [بهشت در سایه شمشیر است]، ممكن است یك معنایش هم این باشد كه اشخاصی كه در این جنگ‌ها هم كشته می‌شوند، باز هم به آن مرتبه از عذابی كه باید برسند نمی‌رسند، و ممكن است كه یك مرتبه رحمتی برای آن‌ها باشد. [13] 


انسان، حیوان و مقوله‌ی ایمان

خمینی در تاریخ ۲۳ دی ۱۳۶۰ در حضور رؤسای جمهور، مجلس، نخست وزیر و هیأت دولت، شکنجه و مرگ را تنها راه چاره‌ی کسانی معرفی می‌کند که در زندان‌ها تهذیب و تربیت نمی‌شوند:  در ایران هم این مسئله كه می‌بینید كه در همه جا برای ما هی طرح می‌شود كه این‌ها آدم می‌كشند، آن‌ها خیال می‌كنند كه ایران آدم می‌كشد، ایران تا امروز یك دانه آدم را نكشته است، ایران یك سباعی را كه حمله كردند بر همه چیز اسلام، ملت، انسانیت، آن‌ها را اگر بتواند تهذیب می‌كند و اگر بتواند با حبس آن‌ها را نگه می‌دارد تا تهذیب بشوند، اگر نتواند تصفیه می‌كند. این همان كاری است كه همه انبیا از اول خلقت تا حالا كرده‌اند و آن اشخاصی را كه دیگر قابل اصلاح نبوده‌اند، آن اشخاص را یا غرق كرده‌اند و یا از بین برده‌اند. [14]

در نگاه فقهی، کافر انسان نیست. چرا که ایمان وجه تمایز آدمی از حیوانات است و انسانیت آدمی به ایمان وی شناخته می‌شود. فقها به همین خاطر در بیان حکم نجاست، کافر را در ردیف ادرار، مدفوع، خون، منی، سگ، خوک و مردار قرار می‌‌دهند. و بالاخره خمینی داغ کردن و بریدن و زجر دادن را راه  علاج مشکلات معرفی می‌کند و می‌گوید:‌ آدم گاهی درست نمی‌شود، مرض گاهی صحیح نمی‌شود، الابالكل؛ باید ببرند، داغ كنند تا درست بشود جامعه. باید آن‌هایی كه فاسد هستند، از آن بیرون ریخته بشوند؛ جنبه رحمت است همه‌اش [15] 

در کتاب جدیدم «دوزخ روی زمین» چگونگی شکل‌گیری «دوزخ روی زمین» و شرایط حاکم بر آن جا را توضیح می‌دهم که در حوصله‌‌ی این بحث نمی‌گنجد.


[1]  کتاب مقدس، عهد عتیق، صحیفه‌ یوشع، باب۶ ، آیه ۲۱، انجمن پخش کتب مقدسه در میان ملل، ص ۳۴۰. 
[2] پیشین، باب ۱۱، آیات ۱۱ و ۱۲، ص ۳۵۰. 
[3]  صحیفه‌ نور، مؤسسه نشر آثار امام خمینی، جلد نوزدهم، ص ۱۴۱ اینترنتی.   
[4]  صحیفه‌ نور، مؤسسه نشر آثار امام خمینی، جلد نهم، ص ۴۶۵ اینترنتی.
[5] پیشین.
[6]  سخنرانی خمینی به مناسبت هفته‌ی وحدت (میلاد پیامبر)
[7]  متن کامل خاطرات منتظری، اتحاد ناشران ایرانی در اروپا، چاپ دوم، دیماه ۱۳۷۹، ص ۵۲۰.
[8]  داستان‌های بحار الانوار ٬ جلد ۵ ٬ ص ۶۹ - زبدة القصص ٬ ص ۲۰۲.
[9]  پیشین.
[10]  بسام درویش، الناقد، http://www.annaqed.com/ar/content/show.aspx?aid=15660
[11]  شرح حدیث جنود عقل و جهل، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۷، ص ۱۴۲. حدیث (جنود عقل و جهل)، روایت مفصلى است كه شیخ كلینى آن را درنخستین باب از ابواب (كافى) آورده است.
[12]  صحیفه‌ نور، مؤسسه نشر آثار امام خمینی، جلد نوزدهم، صص ۱۱۲، ۱۱۳ اینترنتی.
[13]  پیشین.
[14]  صحیفه‌ نور، مؤسسه نشر آثار امام خمینی، جلد پانزدهم، ص ۴۹۳ اینترنتی.
[15]  پیشین، جلد نوزدهم، ص ۱۳۸ اینترنتی.

 
Ideologische Grundlage der Gefängnisstrafe und Folterin der Islamischen Republik Iran 

Iraj Mesdaghi
 
Iraj Mesdaghi, Ehemaliger politische Gefangener und  Schriftsteller Iraj Mesdaghi wurde 1960 in Teheran geboren. Aus politischen Gründen war er zehn Jahre lang im Iran inhaftiert. Nach seiner Freilassung wurde er auf der Flucht mit seiner Frau und seinem neugeborenen Kind in der Türkei festgenommen und drei Monate lang gefangen gehalten. Im Exil setzte er seine Arbeit zur Unterstützung der Menschenrechte im Iran mit Hilfe internationaler Organisationen fort. In Schweden veröffentlichte er sein Werk „Nicht das Leben, nicht der Tod“, in dem er seine Erinnerungen an die Gefangenschaft in der Islamischen Republik Iran festhielt. Dieses Buch ist eines der wichtigsten Dokumente über die Massenmorde an politischen Gefangenen im Jahr 1988 im Iran. In einem anderen Werk trug er die Gedichte, die er im Gefängnis verfasste, zusammen. 
                                                                      ***
Hinweis: Folgende Texte wurden am 20. September 2008 bei einer Veranstaltung in Saarbrücken (30 Jahre Verletzung der elementarsten Menschenrechte; Hinrichtungen Erwachsener und Minderjähriger; Steinigung; Vergewaltigung; Folter; Gliedamputation; Repression; Verfolgung; Zensur; Armut und vieles mehr…) in kürzeren Fassungen vorgetragen. 
*** 
Um das Phänomen der Haft und Folter in der islamischen Republik zu beurteilen, muss man zunächst die Ideologie des Regimes kennen. Diese Ideologie entstammt einer fundamentalistischen Betrachtung der Religion und beruht auf einer spezifischen Lesung der Religion. Die Verantwortlichen der Politik, Justiz und des Sicherheitsapparates der islamischen Republik behaupten, sie folterten in ihren Gefängnissen nicht, sondern bestraften und züchtigten lediglich die Feinde Gottes.

Nach Auffassung der Machthaber wenden sie bei der Informationsgewinnung selbst keine Foltermethoden an, sondern fordern die Gefangenen lediglich auf, ihre Informationen den Sicherheits-organen zur Verfügung zu stellen. Aber da die Häftlinge behaupten, nichts zu wissen, wird ihnen zunächst die Straftat „Lügen“ zur Last gelegt. Sie werden dann dafür vor Gott und seinen Vertretern auf der Erde vom Gottesstaat gezüchtigt und bestraft. Diese Praxis wird so lange und so oft wiederholt, bis die Gefangenen mit der „Lügerei“ aufhören und die „Wahrheit“ preisgeben. Und die Sicherheitskräfte trügen keine Verantwortung, wenn die/der Gefangene bei der Vollziehung des Züchtigungsurteils sein Leben lässt, ein wichtiges Körperorgan verliert oder andere schwerwiegende körperliche und seelische Schäden nimmt, zumal sie die Gefangenen für die Rettung der „Menschheit“ bestrafen und züchtigen würden, um die Welt von den Feinden Gottes zu säubern und „Reinheit“ zu verbreiten.  

Es darf nicht übersehen werden, dass in der islamischen Republik Iran nicht nur die politischen Gegner Folter und Repressalien ausgesetzt werden, sondern alle Bürger, die in den Augen der Machthaber potentielle Straftäter sind, können Opfer dieser Praxis werden. Man muss bedenken, dass religiöse Reaktionäre, die auf der Grundlage der „Scharia“, des Islamischen Rechts, handeln, ihr Handeln in jeder be-liebigen Situation unter Berufung auf das Gottesrecht rechtfertigen und als „Mobah“, d. h. „religiös zu-lässig“ hinstellen. Es ist die Berufung auf das behauptete Gottesrecht selbst, dass Ihnen  hierzu die Macht verleiht. Mit anderen Worten gibt es ganz im Sinne des Totalitarismus keinen Bereich und keinen Menschen, der vom Zugriff der angeblich im Auftrag Gottes handelnden islamischen Machthaber verschont bleibt. 

Grausamkeit, Brutalität und Gewalttätigkeit in der Antike
 
Die Thora ist der älteste religiöse Text und die vielleicht wichtigste historische Quelle, aus der man Wissen über das Leben der Propheten und der Menschen gewinnen kann, die vor Jahrtausenden in den Regionen Mesopotamien, Kanaan und Ägypten lebten. Die Thora hat die Gewalt und Brutalität, welche eine Besonderheit jener Zeiten war, theorisiert und lobgepriesen.  „Jahwe“, der israelische Gott der Thora, ist ein Gott, der allmächtig, erbarmungslos und unnachsichtig ist. Dies drückt das Verständnis der damaligen Menschen von Macht und Gerechtigkeit aus, welches sich in der Gestalt Gottes gesehen wurde. Da die Religionen sich zur Zeit der Schreibung der Thora in den Anfängen ihrer Entwicklung befanden, werden auch in diesem Buch metaphysische Phänomene im Bezug auf eine andere, transzendentale Welt wie z.B. der Auferstehung, dem Leben nach dem Tod in der Hölle oder dem göttlichen Paradies nicht thematisiert. Die Menschen werden für ihre Taten noch in dieser Welt seitens des Propheten und des auserwählten Volkes auf drakonische Weise sanktioniert, was auf das „Hammurapi-Gesetz“ zurückgeht.   

In der Thora und im Judentum hat Jahwe unvorstellbare Grausamkeiten befohlen, und zwar unter anderem aufgrund des Umstandes, dass Josua, der Sohn Nuns (der Nachfolger des Mose), und seine Anhänger auf Befehl „Gottes“ die Stadt Jericho angriffen und alle dort lebenden Wesen vernichteten. In der Thora heißt es:
Sie erschlugen nach dem Befehl des Herrn alles, was in der Stadt lebte, mit dem Schwert:Männer und Frauen, Kinder und Alte, Rinder, Schafe und Esel.”[1] 

„Hasur wurde auf Befehl Gottes erobert und “die Männer Israels vollstreckten an allen Einwohnern den Bann. Niemand blieb am Leben; die Stadt wurde niedergebrannt. Auch alle anderen Städte eroberte Josua und ließ ihre Könige und alle Einwohner töten, wie es Mose, der Bevollmächtigte des Herrn, befohlen hatte. Die Israeliten nahmen alle wertvollen Dinge undalles Vieh für sich; aber von den Menschen ließen sie niemanden am Leben.”[2]  

Khomeini, Führer der Grausamkeit und Gewaltherrschaft in der Neuzeit
 
Auch in der Ideologie der Islamischen Republik Iran, deren Hauptvertreter und Gründer Khomeini ist, hat Barmherzigkeit und Gnade keinen Platz. Und wenn ab und zu die Rede davon ist, ist in solchen Fällen das Gegenteil gemeint. Obwohl Khomeini an Begriffe wie Paradies, Hölle und Tag der göttlichen Bestrafung in einer jenseitigen Welt glaubt und dies auch propagiert, versäumt er keinen Moment, um die „Sündigen“ auch auf dieser Welt zu bestrafen. Er gibt die „Logik der Propheten“ wie folgt wieder:
„Die Logik der Propheten ist die härteste Bestrafung der Ungläubigen und jener Menschen, die gegen die Menschheit sind. [...] Diese Härte [gegen die Gegner des Islam] ist gleichzeitig als eine Barmherzigkeit gegenüber ihnen selbst [den Gegnern] zu verstehen.“[3]
 
In der Scharia von Khomeini und seinen Anhängern ist das „Jüngste Gericht“ der Tag des Todes, der Vernichtung und des Leidens. Khomeini hat die Linien des von ihm gewünschten und angestrebten Systems deutlich gemacht. Und um den Befehl zu Massakern an den politischen Gegnern zu rechtfertigen, zieht er eine geschichtlich-religiöse Parallele. 
Er sagt:
„Auch der Tag der Khawaridschiten, also jener Tag, an dem Ali (Friede sei mit ihm), der Führer der Moslems, sein Schwert gezogen und diese Verdorbenen, diese Krebstumore, gemäht hat, war ein „Jüngster Tag Gottes“. […] Imam (er sei gegrüßt) [Ali] hat eingesehen, dass diese Leute die Nation verderben, wenn sie übrig [am Leben] bleiben. Deshalb hat er alle getötet, ausgenommen diejenigen, die flüchteten. Das war auch der „Tag Gottes“ [das Jüngste Gericht].[4] 
Er betont:„Tage, an denen der gelobte und erhabene Gott zur Bestrafung der Nationen gewisse Dinge einführt, ein Erdbeben einführt [auslöst], eine Überschwemmung einführt [bewirkt], einen Sturm einführt [loslässt]; all dies macht er, um die Leute damit auszupeitschen, damit sie endlich zu [rechtschaffenden] Menschen werden. Diese Tage sind auch „Tage von Allah“ [Tage des Jüngsten Gerichts].[5]
Er unterstreicht in einem Teil seiner Rede:„Wir wollen einen Kalifen haben, der Hände abschneidet, prügelt und steinigt, so wie der Gesandte Gottes Hände abgeschnitten und die Leute geprügelt bzw. gesteinigt hat!“[6] 

Khomeini hat in seinem Befehl zum Massaker an den politischen Gefangenen im Jahre 1988 die Richtigkeit und Notwendigkeit des Grundsatzes Grausamkeit betont und geschrieben:
„Gnade mit Gottesgegnern zu haben, ist naiv. Die Entschiedenheit des Islam gegenüber den Feinden Gottes ist eines der unzweifelhaften Prinzipien des islamischen Staates. Ich hoffe, Sie können mit ihrem revolutionären Hass und Zorn gegen die Feinde des Islam die Zufriedenheit des erhabenen Gottes gewinnen. Die Herren, die darüber befinden müssen, dürfen nicht Skrupel und Zweifel haben, sondern sollten versuchen, auf härteste Weise gegen die Ungläubigen zu handeln. Zweifel in Fragen des revolutionären Islam gleicht der Missachtung des reinen Blutes der Märtyrer.“[7] 

Der Tag, an dem politische Gefangene und Gegner unter dem Titel „Feinde des Islam“ zu Tausenden getötet werden und an dem die Hände Gottes von den Ärmeln seiner „aufrichtigen Leibeigenen“ zur Folterung und Bestrafung der Verdorbenen und der Feinde Gottes hervorkommen, wird mit der Definition von Khomeini „Yomallah“, zu Deutsch: „Tag Gottes“, genannt.
   
Hölle, Folterkammer von Allah 
Die Hölle ist das Zentrum und der Kern des göttlichen Zorns, ist der Kerker und die Folterkammer der Sünder im Jenseits. Darin hat man so viele schreckliche Torturen, so viel Leid zu erwarten, die wir uns heute mit unserem Verstand kaum vorstellen oder annähernd begreifen könnten. In den Versen des Ko-ran und in den religiösen Überlieferungen sind die Eigenschaften dieser Hölle deutlich umschrieben worden und die religiösen Fundamentalisten, welche sich als Vertreter Gottes auf Erde verstehen, sind bemüht, da, wo sie an die Macht kommen, um ihre göttliche Macht zu erhalten und zu schützen, ein weltliches Exemplar dieser Hölle auf der Erde einzurichten. Die wichtigsten Charakterzüge der Engel der Hölle sind als cholerisch wütend beschrieben. Die Anhänger Khomeinis in Gestalt der Henker und Peiniger des Regimes haben eine Hölle, die eigentlich für den jüngsten Tag, den Tag der Auferstehung versprochen war, bereits in dieser Welt errichtet, damit den Feinden Gottes auch das weltliche Leid zuteil wird und damit sie bereits vor dem Anschluss an den ewigen Verdammnis eine Kostprobe des göttlichen Leids bekommen.
  
Frauen, die Hauptopfer der verheißenden Hölle 
Aus der Sicht dieser Art von Gläubigen sind die Frauen die ersten und die Hauptbewohnerinnen der Hölle, in der sie auf diverse Weise und manchmal sogar aus den unbedeutendsten Gründen auf drastischste Weise bestrafen werden. Sämtliche dieser Strafen bekommen die Frauen, weil sie die „Rechte“ ihrer Ehemänner nicht genug beachteten. In den Überlieferungen der Imame und des Propheten ist selten auf die separate Bestrafung der Männer hingewiesen worden, während die Bestrafung der Frauen genau beschrieben und kategorisiert wird. Beispielsweise zitiert „Allameh“ [der Allwissende] Majlesi, einer der größten Rechtsgelehrten des Islam und des Schiitentums, bezüglich der Bestrafung von Frauen in der Hölle den Propheten Mohammad wie folgt:
„Ich habe die Frauen meiner Nation gesehen, die zur Strafe verschiedenen Qualen ausgesetzt waren. Ich habe eine Frau gesehen, die an ihren Haaren aufgehängt war und ihr Gehirn vor lauter Hitze [des Feuers der Hölle] sprudelte; ich habe eine Frau gesehen, die man an ihrer Zunge gehängt hatte und vom brennenden Wasser der Hölle in ihren Mund gegossen hat; eine Frau, die man an ihren Brüsten aufgehängt hatte; eine Frau, der man die Hände und Füße gebunden hatte, die von Skorpionen und Schlangen befallen war; eine Frau, die taub, blind und stumm und in einem Sarg von Feuer war, deren Hirn aus den Löchern ihrer Nase rauskam und ihr Körper vor lauter Lepra und Aussatz zerfetzt war; eine Frau, die an den Füßen in der Feuergrube der Hölle aufgehängt war; eine Frau, deren Körperfleisch man mit brennender Schere zerstückelte; eine Frau, deren Kopf der eines Schweins und deren Körper der eines Esels war und die mit Tausenden Qualen gepeinigt wurde; eine Frau, die wie ein Hund war und in deren Hintern Feuer einfloss, das aus deren Mund wieder herauskam und bei der Egel des Leides brennende Pfeile auf ihren Kopf und Körper schossen.“[8] 

Der Prophet hat nach seiner Himmelfahrt und seinem Besuch in der Hölle seiner Tochter Fatemeh und ihrem Ehemann Al Ebn Abu Taleb die bestialische Folterung der Frauen beschrieben, die den Zorn Gottes auf sich gezogen hatten:
„Meine Tochter! Die Frau, die an ihren Haaren gehängt war, war eine, die ihre Haare nicht vor den Blicken fremder Menschen bedeckt hielt. Die Frau, die an den Brüsten gehängt war, war eine, die sich ihrem Mann verweigerte. Die Frau, die an der Zuge gehängt war, war eine, die ihren Mann verbal gequält [beschimpft] hat. Die Frau, die ihr eigenes Fleisch aß, war eine, die sich für die anderen schminkte und sich den Fremden nicht verweigerte. Die Frau, die an den Händen und Füßen gebunden und von den Skorpionen und Schlangen befallen war, war eine, die der rituellen Waschung, der Sauberkeit der Kleider, dem Waschen der Körper nach dem Verbrechen und der Menstruation keine Bedeutung beigemessen hat, das Gebot der Reinheit und Sauberkeit nicht einhielt, leichtfertig mit dem Gebet umgegangen ist und sich lästernd darüber äußerte. Die Frau, die taub, blind und stumm war, war eine, die uneheliche Kinder geboren und ihrem Ehemann gesagt hatte, dass die Kinder von ihm wären. Die Frau, deren Körperfleisch man mit einer Schere zerschnitt, war eine, die sich fremden Männern zur Verfügung stellte. Die Frau, deren Hände und Gesicht brannte und die eigenen Eingeweide aß, war eine, die als eine Vermittlerin bei den unsittlichen Taten fungiert hatte. Die Frau, deren Kopf wie der des Schweins und deren Körper wie der des Esels war, war eine, die petzte und log. Aber die Frau, die in der Figur eines Hundes war und Feuer in ihr Gesäß einging und aus ihrem Munde rauskam, war neidisch und Sängerin.“[9] 

Und der Prophet des Islam wird nach der Himmelfahrt mit folgenden Worten zitiert: „Ich habe die Erkenntnis erlangt, dass die Mehrzahl der Einwohner der Hölle Frauen sind.“[10] 

Mit der derartigen Betrachtung der Frauen, wonach die Mehrzahl der Bewohner der jenseitigen Hölle Frauen sind, wird deutlich, dass die Frauen auch diesseits die Hauptopfer werden, wenn auf der Erde diese Hölle errichtet wird. Das Schicksal der Höllenbewohner in der göttlichen und irdischen „heiligen Anstalt“ Obwohl für viele Einwohner der Hölle die Hölle ewig ist, ist aber ihre Verbleibdauer dort nicht gleich. Da im ersten Stock der Hölle die „sündigen Monotheisten“ untergebracht werden und auch die Einwohner der anderen Stockwerke nicht gleichermaßen Sünden begangen haben, wird einigen von ihnen möglicherweise eines Tages die Gnade und Barmherzigkeit Gottes zuteil werden und sie werden aus der Hölle gerettet. Vor diesem Hintergrund hat Khomeini die Hölle als „Gnade in Ungnade“ bezeichnet und nennt sie folglich „Göttliche Heilige Anstalt“.  

Er schreibt dazu:„Die Hölle ist im Grunde genommen die gnädige und barmherzige Gottesgestalt, die den gläubigen Sündern die einzigartige Gelegenheit bietet, sich von den Sünden zu befreien und ewig würdig zu werden. […] Die Hölle ist für diejenigen, deren Wesen nicht völlig verkommen ist und das Niveau der Gotteslästerung, des Judentums und der Verführung nicht erreicht haben, Gnade in Ungnade.“[11]   

Entsprechend dieser Betrachtung der (jenseitigen) Hölle arbeiten die (irdischen) Gefängnisse der Islamischen Republik Iran nach dem Verständnis der Machthaber als „Heilige Anstalt“. In diesen „Heiligen Anstalten“ profitieren die Gefangenen trotz des gewaltsamen und skrupellosen „Anscheins“ der Folter und des Leides, dem sie ausgesetzt sind, inwendig von der „Gnade“ und „Barmherzigkeit“ des Systems. Diese Folter ist, so die Ideologie, „die einzigartige Gelegenheit“ und der einzige Weg der Heilung. In diesen „Heiligen Anstalten“ fungieren die Henker und Peiniger als Ärzte und Psychologen.   

Irdisches Leiden als Linderung des jenseitigen Leidens
 
Khomeini sagt in einer Rede vor den Oberhäuptern der drei staatlichen Gewalten sowie Staats- und Militäroberen der Islamischen Republik Iran:
„Wenn man einen verdorbenen Menschen fasst und tötet, geschieht dies auch im Interesse des Festgenommenen selbst. Denn, wenn er am Leben bleibt, wird seine Verdorbenheit zunehmen und damit auch seine Schuld, für die er dann [in der Hölle] gequält werden muss. Damit ist dies eine Chirurgie für die Besserung auch dieser Person selbst. Als ob sie ein tötendes Gift nähme, es für Saft hielte und dabei wäre, es zu trinken. Wenn Sie es unter Druck, Gewalt und Prügel von ihr nehmen, tun Sie ihr im Grunde genommen einen Gefallen, auch wenn die Person irrtümlicherweise denkt, dass Sie ihr den Köder weggenommen und Unannehmlichkeiten bereitet hätten. Dabei ist es nicht so. Für die Oberhäupter der Großmächte [des Westens] ist es besser, dass sie heute sterben als etwa in 10 Jahren.“[12] 

Wie hier zu sehen ist, wird in dieser Weltanschauung das Leiden der „Sünder“ in der Hölle nachlassen, je früher sie durch die Moslems und der Gesandten Gottes auf der Erde getötet, je mehr sie gequält und gefoltert werden.  
Khomeini setzt fort: „Dass Gott sagt ‚Tötet sie, bis es auf der Welt keine Verführung mehr gibt!‘, ist die größte Gnade für die Menschen. Diejenigen, die denken, dass dieser weltliche Wohlstand Gnade wäre und das Sein auf der Welt und das tierische Essen und Schlafen Gnade wäre, sagen, dass der Islam, weil er eben so gnädig sei, keine Strafe, keine Vergeltung üben sollte, dass er keinen Menschen töten müsse. Diejenigen, die die Wurzel des Leidens kennen, diejenigen, die wissen, worauf das Leiden zurückzuführen ist, die wissen aber, dass dies selbst gegenüber dem Menschen, dessen Hände man für seine Tat abgehackt hat, eine Gnade, eine Barmherzigkeit ist. Dies wird ihm jenseits [am Tag der Auferstehung] zugute geschrieben, [Mit dieser Strafe] macht man dem Menschen, der verdorben ist, einen Gefallen. […] Damit ist festzustellen, dass die Kriege, die der Prophet geführt hat, nicht gegen die Barmherzigkeit gegenüber den Völkern geführt wurden, sondern hingegen als Zeichen der Barmherzigkeit. [Der Koranvers] ‚Paradies wird unter dem Schatten [der Herrschaft] des Schwerts errichtet‘ kann auch bedeuten, dass Leute, die in diesen Kriegen getötet werden, [in der Hölle] nicht in dem Maße gepeinigt werden, in dem sie gepeinigt werden sollten und dass sie möglicherweise in gewissem Masse ein weiteres Mal in den Genuss einer Gnade kommen.“[13]  

Der Mensch, das Tier und die Kategorie Glaube
 
Khomeini hat in einer Rede am 13.01.1982 im Beisein des iranischen Staatspräsidenten, des Parlamentspräsidenten, des Ministerpräsidenten, der Kabinettsmitglieder, die Folter und Hinrichtung derjenigen politischen Gefangenen befohlen, die in den Zuchthäusern des Islamischen Staates sich nicht „umerziehen“ und „bessern“ lassen:
„Überall wird behauptet, dass im Iran Menschen hingerichtet werden, dabei hat der Iran bis jetzt keinen einzigen Menschen getötet. Der Iran erzieht wilde Tiere um, die den Islam angegriffen haben, die Nation, die Menschlichkeit angegriffen haben, soweit er kann und bessert sie. Und wenn er kann, behält er sie, und zwar um sie zu bessern. Aber wenn er das nicht kann, säubert er das Land von ihnen. Das ist genau die Arbeit, die die Propheten von der Schöpfung der Menschen an gemacht haben, indem sie die Personen, die nicht umerziehbar sind, entweder ertränkt oder vernichtet haben.[14] 

Aus der Sicht der islamischen Rechtsgelehrten ist der „Ungläubige“ kein Mensch, weil in ihrem Gedankengut der Glaube das Unterscheidungsmerkmal zwischen Mensch und Tier schlechthin ist und das Menschsein des Menschen an seinem Glauben erkannt und ermessen wird. Deshalb diffamieren sie bei Erteilung einer Fatwa den „Ungläubigen“ als unrein und stellen ihn auf eine Stufe mit Urin, Kot, Blut, Sperma, Hund, Schwein und Kadaver.  Und schließlich stellt Khomeini das Brandmarken, Abschneiden von Körperteilen und Zufügen von Leiden als Mittel der Problemlösung dar. 
Er sagt:
„Der Mensch bessert sich manchmal nicht, die Krankheit heilt manchmal nicht, deshalb muss man abschneiden, brandmarken, bis geheilt wird. Diejenigen, die verdorben sind, müssen aus der Gesellschaft rausgeschmissen werden; das alles geschieht aus Barmherzigkeit.“[15] 

 
In meinem neuen Buch „Hölle auf der Erde“ beschreibe ich, wie sich die „Hölle auf der Erde“ bildet und welche Bedingungen darin herrschen, auf die ich hier nicht eingehe, um den Rahmen nicht zu sprengen.


[1]  Heiliges Buch, Altes Testament, Buch Josua, Kapitel 6, Vers 21; Vereinigung der Verbreitung der Heiligen Bücher unter die Nationen, S. 340.

[2]  Ebenda, Kapitel 11, Vers 11, 12 und 15, S. 350.

[3]  Buch des Lichtes, Institut für die Veröffentlichung der Werke von Imam Khomeini, neunzehnter Band, S. 141 (Internetversion).

[4]  Buch des Lichtes, Institut für die Veröffentlichung der Werke von Imam Khomeini, neunter Band, S. 465 (Internetversion)

[5]  Ebenda.

[6]  Rede Khomeinis anlässlich der „Woche der Vereinigung“ (Geburt des Propheten Mohammad).

[7] Vollständige Memorarien von Montazeri, Vereinigung der iranischen Verleger in Europa, 2. Auflage, Januar/Februar 2001, S. 520.

[8]  Geschichten des Ozeans des Lichtes, Band 5, S 49, Zidatolghesas, S. 202.

[9]  Ebenda.

[10]  Yasam Darwish, Alnaghed, http://www.annaqed.com/ar/content/show.aspx?aid=1566

[11]  Neue Beschreibung der Geschichte der Heere der Vernunft und Unvernunft, Institut für die Bearbeitung und Veröffentlichung der Werke von Imam Khomeini, 1377 [1998], S. 142. Die Geschichte der Heere der Vernunft und Unvernunft ist eine umfangreiche Erzählung, die Sheikh Koleini im ersten Kapitel seines Buches „Abwabe Kafi“ wiedergegeben hat.

[12] Buch des Lichtes, Institut für die Veröffentlichung der Werke von Imam Khomeini, neunzehnter Band, S. 112 und 114 (Internetversion).

[13]  Ebenda.

[14] Buch des Lichtes, Institut für die Veröffentlichung der Werke von Imam Khomeini, fünfzehnter Band, S. 493 (Internetversion).

[15]  Ebenda. Neunzehnter Band, S. 138, (Internetversion).

 

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست/ پاسخی به ادعاهای میرحسین موسوی [2018 Sep] 
*تابستان ۶۷ و انتخابات ۹۶؛ چه کسی مسئول است؟ [2018 Sep] 
*مبانی ایدئولوژیک زندان و شکنجه در جمهوری اسلامی ایران [2018 Sep] 
*«شکنجه به نام خدا» Torture in the name of allah [2018 Sep] 
*پافشاری بر دادخواهی و تهدید آینده نظام  [2018 Sep] 
*سرگذشت غمبار اسیران ایرانی پیوسته به مجاهدین در عراق  [2018 Aug] 
*۴ دهه فراز و نشیب در روابط ایران و اسرائیل  [2018 Jul] 
*عباس امیرانتظام، یک پرونده نمادین [2018 Jul] 
*بهانه‌جویی آمریکا برای حمله‌‌ی نظامی؟ [2018 Jun] 
*همچنان می‌گویم ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت [2018 Jun] 
*برای ممانعت از تحریم و جنگ، در برابر نظام ولایی بایستیم [2018 Jun] 
*تیم ملی فوتبال ایران همچنان نماینده مردم ایران [2018 Jun] 
*سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رو در روی منافع ملی [2018 Jun] 
*تذکر: عکس پرویز یعقوبی در میان شهدای مجاهدین [2018 May] 
*فردی که در دسامبر ۲۰۱۵ در هلند کشته شد محمدرضا کلاهی عامل بمب‌گذاری در حزب جمهوری بوده است  [2018 May] 
*قدرت و فقاهت – نمونه یوسف صانعی  [2018 May] 
*همسر و فرزند سعید امامی می‌توانند به آمریکا بروند اما بسیاری از ایرانیان نه!  [2018 May] 
*چرا سیستم ناتوان از حل مسئله فساد سیستماتیک است؟ − نمونه ولی فقیه و نماینده‌اش در گیلان [2018 Apr] 
*جای خالی «قاضی حداد» در میان متهمان کهریزک [2018 Apr] 
*جایگاه روشن سعید مرتضوی در نظام، توضیح‌دهنده ابهام در جای کنونی او [2018 Apr] 
*«طب اسلامی» و خطری که جان مردم را تهدید می‌کند  [2018 Apr] 
* صادق خلخالی نماد «انقلاب اسلامی»  [2018 Feb] 
*این یکی هم رؤیای رهبری در سر دارد: محسن اراکی [2018 Feb] 
*اشغال سفارت آمریکا: سرگذشت گرو‌گان‌گیران  [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی و امیدوار رضایی پزشکان ویژه‌ی هاشمی شاهرودی [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی پزشک هاشمی‌شاهرودی حقه‌باز و کلاهبردار یا «ابر جراح» [2018 Jan] 
*در تجمعات اعتراضی شرکت کنیم یا نکنیم؟ چه شعاری انحرافی است؟ [2017 Dec] 
*جفنگیات مأموران امنیتی نظام تحت نام دشمن اسلام و نظام [2017 Dec] 
*کارنامه‌ی صادق لاریجانی و محک‌زدن ادعای احمدی‌نژاد [2017 Dec] 
*راه اندازی «زندان جدید» فرقه رجوی در اروپا [2017 Dec] 
*مکارم شیرازی حکم به «بیزاری» از جمهوری اسلامی می‌دهد!  [2017 Nov] 
*ادعای غیرواقعی «به‌رسمیت شناخته شدن قربانیان کشتار ۶۷ به عنوان ناپدیدشده قهری»  [2017 Nov] 
*دادخواهی در ایران: هنوز در ابتدای راه [2017 Nov] 
*محسن آرمین شکنجه‌گر دهه‌ی ۶۰ همچنان در باتلاق دروغ دست و پا می‌زند [2017 Nov] 
*انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم) [2017 Oct] 
* داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰ [2017 Sep] 
*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]