نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
ایرج مصداقی

توضیح: بی مناسبت ندیدم پس از برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری نگاهی دوباره داشته باشیم به نامه های مسعود رجوی به نمایندگان مجلس خبرگان رهبری و خامنه ای و رفسنجانی در بحرانی ترین شرایط نظام. رجوی هیچ گاه نسبت به نامه نگاری به سران رژیم و جانیان نه توضیح داد و نه پوزش خواست. معلوم نیست چرا این بار در جنگ قدرت بین جناح های رژیم وارد نشده است! آیا سیاست کهنه عبور از مرز سرخ با رژیم را به کنار گذاشته؟ آیا به اشتباه خود پی برده؟ آیا همچنان فکر می کند هرکاری که او انجام دهد نیکوست؟

نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای

  آقای رجوی مشکل اساسی من و امثال من عدم سرنگونی نظام و ادامه‌ی حکومتی است که هست و نیست میهن‌مان را به تاراج برده و آینده‌ی کشورمان و مردممان را به مخاطره افکنده است. هسته‌ی اصلی نقدمان به شما و رفتارهایتان از این جا مایه می‌گیرد.

در نامه‌ی سرگشاده‌ام به شما که تحت عنوان «گزارش ۹۲» انتشار یافت از منظر سیاسی به پیام‌تان به اعضای مجلس «خبرگان» که تحت عنوان «اندرز و پیشنهاد» در تاریخ ۲۰ تیرماه ۱۳۸۸ انتشار یافت اشاره کردم‌.


http://www.pezhvakeiran.com/pfiles/massoudRajavi_15khordad_iraj_20130502_bakhsh_9.pdf

در چهارمین سالگرد آن پیام، به بررسی «اندرز و پیشنهاد»‌تان به «خبرگان» و نامه‌‌های اخیرتان به خامنه‌ای و رفسنجانی که به تعبیر خودتان در ادامه‌ی همان نامه‌ی قبلی و خیرخواهی برای نظام «ولایت مطلقه فقیه» است از نگاه ایدئولوژیک مجاهدین که پیشتر «تبیین» کرده بودید می‌پردازم. شما بارها گفته‌اید که مواضع سیاسی‌تان خواستگاه ناب ایدئولوژیک دارند و تفکیکی بین آن‌ها نباید قائل شد. متأسفانه شما در یک بن‌بست ایدئولوژیک هم گرفتار آمده‌اید.

شما نامه‌تان به «ریاست و اعضای مجلس خبرگان» را با عبارت «والسلام علی من‌ اتبع الهدی» که بخش انتهایی آیه ۴۷ سوره «طه» است آغاز کرده و بلافاصله به آن‌ها «سلام» کرده و می‌نویسید: «با سلام به آقایانی که در خبرگان رهبری جلوس فرموده و ...» (۱)
http://www.mojahedin.org/pages/detailsNews.aspx?newsid=44537

در آیه‌ی مزبور خداوند در آغاز رسالت خطاب به موسی می‌گوید :
فَأْتِیاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَاكَ بِآیةٍ مِّن رَّبِّكَ وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى
«پس به سوى او بروید و بگویید ما دو فرستاده پروردگار توایم پس فرزندان اسرائیل را با ما بفرست و عذابشان مكن به راستى ما براى تو از جانب پروردگارت معجزه‏اى آورده‏ایم و بر هر كس كه از هدایت پیروى كند درود باد.»

حتماً در این نامه حساب تک تک کلمات را کرده‌اید تا به زعم خودتان گزک به دست این و آن ندهید. شما با در نظرگرفتن جنبه‌های مختلف این نامه که بدعتی شگفت نیز به حساب می‌آمد دست به قلم شدید و در همان صدر نامه دوبار به کسانی که دست در خون عزیزانمان دارند «سلام» کردید. معنا و مفهوم «سلام» را با توجه به نگاه ایدئولوژیک شما بایستی تشریح و افق آن را «تبیین» کرد. بدون درک این موضوع نمی‌توان به سمت و سوی پیام تان پی‌برد.

شما در مجموعه سخنرانی‌هایی که تحت عنوان «تببین جهان» در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد و سپس بصورت کتاب نیز انتشار یافت از «سلام» به عنوان «یک رمز بسیار پرمعنای دیگر فرهنگ اسلامی» یاد کردید:

«اجازه دهید از یک رمز بسیار پرمعنای دیگر فرهنگ اسلامی صحبت کنیم. همین کلمه‌ی «سلام»، در هیچ مذهب یا مکتب دیگری نیست: ما وقتی به هم می‌رسیم، می‌گوئیم سلام. این رمز اسلام است. یعنی رسیدن به عمق شناختی از گرایش اساسی جهان، نیل به وحدت، صفا، صلح و آشتی، فقدان تضاد و اصالت دادن به وحدت. در بحبوحه‌‌ای از تضادها، یک جهان معنا، انطباق و وحدت تکاملی. یعنی در این بینش، اصالت با سلام است؛ سمت، سلام است. ما به عنوان یک موحد، تضاد را قبول داریم، ولی اصالت با تضاد نیست. لذا به رغم همه‌ی تضادهایی که وجود دارند و آن ها را در همه‌‌ی کشاکش‌ها می‌بینیم، اصالت، یعنی سمت و یا جهت؛ سمت وحدت است، سمت آشتی است. آشتی‌ای که حتی نهایتش، «توحید» هم در این جهان میسر نیست.»

تببین جهان (قواعد و مفهوم تکامل) کتاب اول قواعد تکامل، سازمان مجاهدین خلق ایران، چاپ اول ۱۰ تیر ۱۳۵۹، صفحات ۶۱۴ و ۶۱۵

سلام البته معانی گوناگون دارد ولی سلام شما در این نامه‌ها، معنایی جز تهنیت و درود ندارد.
آیات متعددی در قرآن با كلمه «سلام» شروع می‌شوند و یا در متن‌شان به این «رمز» اشاره‌کرده‌اند و بخشی از آنها رو به پیامبران و نیکان است. از جمله می‌توان به (سلام علی المرسلین، سلام علی نوح فی العالمین، سلام علی ابراهیم، سلام علی موسی و هارون، سلام علی آل یاسین) اشاره کرد.
آیا اعضای مجلس خبرگان و خامنه‌ای و رفسنجانی در دستگاه ایدئولوژیک شما در خط نوح و ابراهیم و موسی و مرسلین و آل یاسین هستند؟!

شما با توجه به «رمز بسیار پرمعنای فرهنگ اسلامی» به «ریاست و اعضای مجلس خبرگان» دوبار «سلام» کردید. «سلام» را در جهت «نیل به وحدت، صفا، صلح و آشتی، فقدان تضاد و اصالت دادن به وحدت» معرفی کرده بودید. به همین دلیل در آن نامه به صراحت عنوان کردید: « هدف از تحرير اين سطور، طعن و لعن نیست».

آیا این برداشت غلط است که با توجه‌ به آموزش‌های ایدئولوژیک‌تان به گیرندگان پیام‌ می‌گویید:

«تضاد را قبول داریم، ولی اصالت با تضاد نیست. لذا به رغم همه‌ی تضادهایی که وجود دارند و آن‌ها را در همه‌‌ی کشاکش‌ها می‌بینیم، اصالت، یعنی سمت و یا جهت؛ سمت وحدت است، سمت آشتی است.»

آیا از مفاد پیام‌تان که از آن به عنوان «اندرز و پیشنهاد» یاد می‌کنید این گونه بر نمی‌آید که به دنبال «وحدت» و «آشتی» با بخشی از نظام حاکم بر کشورمان بودید؟ من کاری به پاسخ «خبرگان» به درخواست‌تان ندارم آیا چنین رویکردی را نمی‌توان سمت‌گیری جدید در مواضع مجاهدین پنداشت؟ شما به صراحت گفته‌ بودید:‌

«ما وقتی به هم می‌رسیم، می‌گوئیم سلام. این رمز اسلام است». شما در پیام‌تان وقتی به «ریاست و اعضای خبرگان» رسیدید از آن‌جایی که مفهوم «سلام» را تشریح و تببین کرده بودید، گفتید «سلام»! آیا شما از «رمز اسلام» استفاده نکردید؟

جدا از دیدگاه خودتان نسبت به «سلام»، شما با دیدگاه هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس خبرگان هم که گیرنده‌ی اصلی پیام‌تان بود آشنا بودید. وی در تفسیر آیه ۹۴ سوره‌ی نساء و در ارتباط با «سلام» می‌گوید:‌

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَتَبَیَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَی إِلَیْکُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! وقتی [برای جهاد] در راه خدا سفر می‌کنید [درباره دشمن] تحقیق کنید و به کسی که [به نشانه مسلمان بودن] بر شما سلام می‌کند نگویید: تو مؤمن نیستی.
... آیه شریفه سلام کردن شخص را علامت مسلمانی او دانسته و لذا تعرض به او را تحریم کرده است. بنابراین هر کردار و گفتاری که نشانه مسلمانی باشد همین حکم را دارد و گوینده آن مسلمان تلقی می‌شود. با توجه به معنای لغوی «سلام» (صلح)، مراد از القای سلام، صلح خواهی است. یعنی اگر دشمن خواهان صلح است، نبرد با او جایز نیست و جمله «لست مؤمنا»، اشاره به این معنی دارد که در ترک تعرض، تنها ایمان شرط نیست; بلکه تسلیم و یا صلح خواهی نیز کافی است.»
http://www.hashemirafsanjani.ir/fa/tafsir/1943

این تنها شما نیستید که از «سلام» به عنوان یک «رمز» برای «وحدت» و «اخوت» و «نزدیکی» نام می‌برید فرهنگ حاکم بر «حوزه» و صاحبان قدرت در کشورمان نیز چنین است. شما با در نظر گرفتن این فرهنگ و با استفاده از «رمز» آن دست به قلم شدید و در آغاز پیام «سلام» کردید. شبکه‌ی «تیبان» یکی از نهادهای فرهنگی وابسته به رژیم در این مورد می‌گوید:

«سلام رمزی است که باعث وحدت و اخوت و نزدیکی دل‌ها به یکدیگر می‌گردد. سلام در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا در سایه «سلام» است که صمیمیت و الفت و برادری حکمفرما می‌گردد. ... سلام کردن در واقع نوعی اظهار تواضع و فروتنی است و خود را در مقابل دیگران کوچک می‌بیند و اقدام به سلام کردن می‌کند .
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=413241

یا در جای دیگری می‌گوید:‌
«اين كلمه (سلام) كه در آن معنى و مفهوم سلامتى و ايمنى نهفته، به مخاطب اطمينان مى‌دهد كه طرف مقابل قصد صحيحى در راه آغاز رابطه را با او در نظر گرفته است. در اين صورت مخاطب نيز اين پيام را دريافت نموده و در صورت تمايل دو طرف رابطه اجتماعى جديد و كوچكى تشكيل مى‌شود، ضمن اين كه سلام، روح تعاون و همكارى و همدلى را بين مسلمانان افزايش مى‌دهد.»
http://library.tebyan.net/newindex.aspx?pid=102834&ParentID=693&BookID=16199&MetaDataID=268&Volume=1&PageIndex=49&PersonalID=0&NavigateMode=CommonLibrary&Content=

آیا «قصد صحیح» و «تمایل» خودتان را برای ایجاد «رابطه‌ی اجتماعی جدید» نشان نمی‌‌دادید؟
آیا شما در سودای «پاسخ» مناسب از جنایتکاران نشسته در خبرگان از «رمز» مورد قبول دوطرف که «سلام» است استفاده نکردید؟ در روایات و به نقل از پیامبر اسلام آمده است:‌

مَنْ بَدَأَ بِالْكَلَامِ قَبْلَ السَّلَامِ فَلَا تُجِیبُوه،‏ هر كه پیش از سلام كردن آغاز به‌ سخن كند پاسخش را نگوئید .
http://abp-kids.com/fa.php/page,14362A16436.html

از همه‌ی این‌ها می‌توان نتیجه گرفت که شما در سال ۸۸ قصد «ترک تعرض» داشته و «خواهان صلح» با بخشی از نظام بودید! با توجه به دیدگاه رفسنجانی به او تأکید می‌کردید که «نبرد با» مجاهدین «جایز» نیست. شما موضوع را در حد دعوای بین «مسلمانان» می‌دیدید یا این‌گونه جلوه می‌دادید.
چه چیزی در نظام تغییر کرده که می‌توان به دنبال «صلح و صفا و آشتی» لااقل با بخشی از آن بود؟ آیا چنین چشم‌انداز و ظرفیتی در نظامی که در حال «انقباض بود وجود داشت؟‌

شما می‌توانید هر توجیهی برای نامه‌نگاری به قاتلان مجاهدین و مبارزین و میهن‌دوستان بتراشید اما اجباری به «سلام» کردن به جنایتکاران گرد آمده در مجلس خبرگان با توجه به «تبیین»‌تان از این «رمز» نداشتید.
رفسنجانی در نامه‌ی تاریخی‌اش به خامنه‌ای که در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ یکماه قبل از انتشار نامه‌ی شما به اعضای مجلس خبرگان انتشار یافت از واژه‌ی «سلام» استفاده نکرد و شیفتگان خامنه‌ای روی آن‌ بارها علیه رفسنجانی موضع‌گیری کردند.
http://www.kayhan.ir/890225/8.htm

ابوالقاسم رضایی یکی از نزدیکان شما با توجه به آموزش‌های‌تان، نامه‌اش را به من در دیماه ۸۸ بدون «سلام»‌ آغاز کرد چرا که در پایان آن تأکید کرده بود:
«اما اكنون با توجه به مجموعه رذیلت‌های فوق، از هر گونه ارتباط و تماس با بریده نادمی تا این حد وقیح و نمك ناشناس (۲) كه چند نعل [چهار‌نعل] علیه آن‌ها بجانب رژیم ضد بشری ولایت فقیه می‌تازد، معذورند.»
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-51919.html

این نامه را به عنوان سند رسمی مدت‌ها در پیشانی سایت‌تان گذاشتید. هرچند این «ابوالقاسم رضایی» بود که خواهان «ارتباط و تماس» با من بود و تماسی از جانب من با وی گرفته نمی‌شد اما در جایی که تصمیم می‌گیرید که با من دیگر «ارتباط و تماس» نداشته باشید در نامه‌تان از «سلام» کردن اجتناب می‌کنید. اما از آن‌جایی که به نظر می‌رسد خواهان «ترک تعرض» و «صلح و صفا و آشتی» با «ریاست و اعضای خبرگان» هستید در نامه‌تان به آن‌ها «سلام» می‌کنید.

شما من را شایسته «سلام» نمی‌دانید اما به جانیان و دژخیمان رژیم «سلام» می‌کنید. کمی انصاف داشته باشید چه کسی «چند نعل بجانب رژیم ضدبشری ولایت فقیه می‌تازد»، من یا شما؟

آقای رجوی توجه داشته باشید شما هم در نامه به «ریاست و اعضای خبرگان» و هم در نامه به خامنه‌ای و رفسنجانی خود را «حقیر» معرفی کرده‌اید و آن‌ها را «آقایان». حتماً که معنای «حقیر» و «آقایان» را می‌دانید.
آیا استفاده از واژه‌ی «حقیر» به منظور تکمیل «تواضع و فروتنی» و سلامی که در ابتدای نامه کرده‌اید نیست؟

شما در پیام ۱۴ مردادماه ۱۳۸۸ خود که تحت عنوان «تعمیق شقه در بالای رژیم و تداوم قیام در میان توده مردم» صادر شد پس از اشاره به نامه‌ی کروبی به وزیر اطلاعات با تأکید روی «شقه‌ی رژیم» گفتید:
«... هركس كه با دیكتاتوری دینی و با ولایت فقیه نیست و هركس كه به حاكمیت مردم و رأی مردم پایبند است، با ماست.»
http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=18027

این پیام را پس از نامه‌نویسی به «ریاست و اعضای خبرگان» و در توجیه اقدام‌تان دادید. واضح‌ است که تأکیدتان روی «هرکس»، شامل کسانی که در «مجلس خبرگان» نشسته‌اند هم می‌شود. به تعبیر شما جنایتکاران به سادگی می‌توانند با «شما» باشند، کافیست با خامنه‌ای و «دیکتاتوری دینی» نباشند. اما نکته‌ی کلیدی آن که من و امثال من و اعضای مستعفی شورای ملی مقاومت شامل «هرکس» نمی‌شویم.

آقای رجوی شما وقتی هاشمی رفسنجانی و اعضای خبرگان رهبری را که تعدادی از آن‌ها عبارتند از :
محمد محمدی گیلانی
سید ابراهیم رئیسی
علی رازینی
علی فلاحیان
قربانعلی دری نجف آبادی
احمد جنتی
محمد یزدی
محمدتقی مصباح یزدی
عباس واعظ طبسی
مرتضی مقتدایی
محمدرضا مهدوی کنی
محمدباقر باقری کنی
احمد اعلم‌الهدی
ابوالقاسم خزعلی
محمدعلی موحدی‌کرمانی
زین‌العابدین قربانی
سید محمدعلی موسوی جزایری
سید ابوالفضل میرمحمدی
عبدالنبی نمازی
محمود هاشمی شاهرودی
محمدرضا فاکر
محی‌‏الدین حائری شیرازی
حسن روحانی
محمدحسن مرعشی شوشتری
صادق لاریجانی
احمد خاتمی
امامی کاشانی
و ... مورد خطاب قرار داده و با «سلام» به آن‌ها از در «صلح و صفا و آشتی» و حل تضادها بر آمدید چگونه انتظار دارید من و ما بپذیریم که «از جانب محکومان به اعدام، از جانب شکنجه شدگان، از جانب زندانيان سياسی» به جانیان «اندرز و پیشنهاد» دهید و دم فرو بندیم؟ بین ما و نامبردگان یک دریا خون است. من و ما برخلاف شما هیچ انتظاری از آن‌ها نداشته و نداریم و هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی نمی‌توانیم با «آن‌ها» باشیم و نمی‌توانیم بپذیریم کسی به این سادگی «آب توبه» سرشان بریزد.
مخاطبان شما همچون محمد محمدی گیلانی و علی فلاحیان و سید ابراهیم رئیسی و علی رازینی و قربانعلی دری‌نجف‌آبادی و محمد یزدی و محمدرضا فاکر و ... مستقیماً دست در خون و شکنجه‌ی مجاهدین و مبارزین میهن‌مان داشته‌اند.
شما بدون هیچ ابهامی می‌دانستید که محمد یزدی و هاشمی شاهرودی و صادق لاریجانی (می‌رفت که رئیس قوه قضاییه شود) ریاست قوه قضاییه را به عهده داشته‌ و مسئولیت کشتار و سرکوب مردم را به دوش می‌کشند و اهرم‌های قضایی کشور برای دوران طولانی در دست میرمحمدی و نمازی و مقتدایی و مرعشی شوشتری و... بوده و علی فلاحیان و دری نجف‌‌آبادی رؤسای دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم بوده‌اند و یا افرادی همچون مهدوی کنی و باقری کنی و اعلم‌الهدی و ... مسئولیت دستگیری و کشتار جوانان مهین‌مان را داشته‌اند. هاشمی رفسنجانی و احمد جنتی و واعظ طبسی و محمدتقی مصباح یزدی و ابوالقاسم خزعلی و موحدی کرمانی و حسن روحانی و ... از جمله سیاستگذاران اصلی نظام بوده‌اند. با این‌حال شما به آن‌ها «سلام» کردید. معلوم است وقتی به آن‌ها «سلام» می‌کنید و سمت «صلح و صفا و آشتی» با آن‌ها می‌گیرید بایستی از «سلام» کردن به من نوعی «معذور» باشید.

پس از آن که با بی‌اعتنایی «ریاست و اعضای مجلس خبرگان» مواجه شدید در نامه‌ی اخیرتان به خامنه‌ای و رفسنجانی تنها از عبارت «والسلام علی من اتبع الهدی» استفاده کرده و «سلام به آقایان» بعدی را حذف کردید. حتماً بار قبل که به «آقایان» سلام کردید دلیلی داشت و این بار که رسم «ادب» را رعایت نکرده و از «سلام» دوم پرهیز کردید دلیلی داشت. به گمانم این‌بار تلاش کردید بدون آن که توضیحی دهید موضع قبلی را بپوشانید.

در پایان نامه‌تان متأسفانه برای «ریاست و اعضای خبرگان» که تعدادی‌شان را نام بردم، «آرزوی توفیق برای پذیرش رأی و حاکمیت مردم ایران و جلب رضایت خلق و خالق» کردید.
http://www.mojahedin.org/pages/detailsNews.aspx?newsid=44537

اما همین «آرزوی توفیق» و «جلب رضایت خلق و خالق» را برای آقایان محمدرضا روحانی و کریم قصیم که سه دهه همراه شما بودند و در کمال متانت و وقار از «شورای ملی مقاومت» استعفا دادند و ضمن خداحافظی از شما «از دور روي ديگر همراهان ديرينه را» بوسیدند، نکردید و در پرونده سازی علیه‌‌شان از هیچ چیز فروگذار نکرده و نخواهید کرد.
http://pezhvakeiran.com/maghaleh-52475.html

انتظار شما از محمدی گیلانی و رئیسی و فلاحیان و رازینی و دری نجف‌آبادی و ... بیش از همراهان سی‌ساله‌ی خودتان است.
شما «هدف» از نامه‌نگاری به خامنه‌ای را «هرچه کمتر شدن خون و خونریزی» خواندید.
http://vimeo.com/65949681

نکته‌ی حیرت‌انگیز آن که چهار سال پیش در نامه به رفسنجانی و «اعضای خبرگان» به منظور «ممانعت از خونريزی و بغی و فساد هرچه بيشتر از سوی» خامنه‌ای، خواهان برکناری او شده بودید و حالا برای «هرچه کمتر شدن خون و خونریزی» به خود خامنه‌ای متوسل شده‌اید!
http://www.mojahedin.org/pages/detailsNews.aspx?newsid=44537
این همه چرخش را چگونه توجیه می‌کنید؟

شما در خرداد ۱۳۶۴ وقتی مهندس بازرگان خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرد در حالی‌که در هیجان ناشی از «انقلاب ایدئولوژیک» و رسیدن به رهبری عقیدتی مجاهدین بودید خطاب به او گفتید:‌
«می‌خواهید بروید بلکه چند صباحی عمر این رژیم منحوس را طولانی‌تر کنید و در انظار بین‌المللی به آن نوعی توجیه ببخشید؟»
(مجاهد شماره ۲۵۱ بیست و سوم خرداد ۱۳۶۴)

آیا چنانچه بازرگان رئیس جمهوری می‌شد باعث « هرچه کمتر شدن خون و خونریزی» نمی‌شد؟ چرا در سال ۶۴ از چنین منطقی برخوردار نبودید؟ چرا وقتی خاتمی رئیس جمهوری شد خواهان خون و خونریزی کمتر نشدید؟ چرا حالا خواهان سپردن ریاست جمهوری به رفسنجانی می‌شوید؟ آیا انتخاب او باعث «هرچه کمتر شدن خون و خونریزی» می‌شد؟

شما که همان موقع به بازرگان «هشدار و انذار» داده و او را به محاکمه تهدید می‌کردید:
«اعلام می‌کنم، فردای سرنگونی این رژیم پلید اگر بجرم همکاری با رژیم خمینی و معاونت در جرائم رژیم او از موضع نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری و ... مردم شما را به داوری بخوانند،‌ نگوئید که خبر نداشتیم. چهار سال است ما با زبان خوش با امثال شما صحبت کردیم، چهار سال است که ما به شما هشدار و انذار دادیم، گفتیم دستتان را از توی خون بکشید بیرون. گفتیم اگر به مقاومت مردم کمک نمی‌کنید، از پشت به آن‌ها خنجر نکشید. »

چرا حالا به خبرگان رهبری «اندرز و پیشنهاد» می‌دهید و به خامنه‌ای خط می‌دهید که برای «هرچه کمتر شدن خون و خونریزی» رفسنجانی را از صندوق درآورد؟

شما در پیام‌تان به بازرگان می‌گوئید:‌
«پس بنابر این اگر هم بازرگان در این خیمه شب بازی ریاست جمهوری و در این انتخابات فرمایشی فرضاً به بازی گرفته شود، به تمام و کمال به سود خمینی است. به سود لاجوردی و گیلانی و رفسنجانی و به سود آن‌هایی است که اعدام می‌کنند. به سود سیاهی و اختناق و زنجیر بر دست و پای تمام مردم ایران است. »

«انقلاب ایدئولوژیک» چه بر سر شما آورد که برای گره‌گشایی و «ذخیره کردن خون» به «گیلانی و رفسنجانی» متوسل شدید؟

اگر به بازی گرفتن بازرگان به سود سیاهی و اختناق است چرا به بازی گرفتن رفسنجانی آن‌هم در دورانی که رژیم در انزوای شدید بین‌المللی به سر می‌برد به سود نظام نباشد؟

شما که نامه‌ی ابوالحسن بنی‌صدر به خمینی را که بسیار از پیام‌ها و نامه‌های شما به ریاست و اعضای خبرگان رهبری و خامنه‌ای و رفسنجانی وزین‌تر، منطقی‌تر و یکدست‌تر بود و خواسته‌هایش نیز بیشتر و محکم‌تر بود نشانه‌ی وادادگی بنی‌صدر دانسته و او را «معتاد خمینی» لقب دادید، نامه‌‌نویسی خود به «آقایان» نام‌برده را ناشی از چه چیز می‌دانید؟

شما بندهای مختلف «بیانیه ملی» ایرانیان را که خودتان مبتکرش بودید و من هم یکی از امضا‌کنندگانش بودم، زیرپا گذاشته‌اید. برای همین بایستی در برابر تمامی کسانی که «بیانیه ملی» را امضا کردند پاسخگو باشید.

در حیرتم مریم رجوی که بنا به «بیانیه‌ی تفضیلی شورای ملی مقاومت» به آقای روحانی برای ارسال مقاله به سایت «پرواک ایران» اخطار داده بود چگونه به شما برای نامه‌نگاری به جنایتکاران اخطار نداد؟ تعهدات «شورایی»‌تان چه می‌شود؟

شما در نامه‌ی دوم‌تان به خامنه‌ای و رفسنجانی (با گوشه چشمی به نظرات مائو در مورد تضادها) روی «اصل سوم حاکم بر تضاد‌ها» که پس از انحلال ارتش آزادی‌بخش و خلع سلاح مجاهدین و انحلال ارتش آزادیبخش کشف کردید تأکید نموده و گفتید:‌

«در تضاد دو باطل و دو نیروی ارتجاعی تا آن جا که به ما مربوط می‌شود و در حیطه‌ی ما می‌گنجد، باید ضعیف‌تر را علیه قویتر تقویت کرد البته حدش این است که نیروی برحق که در اصل اول گفتیم تخطئه و تضعیف نشود والا نقض غرض می‌شود. »
http://www.youtube.com/watch?v=suQpwhZxpF0

اما نکته‌ای که بایستی به آن توجه‌ داد این است که چرا این اصول را در دوران خاتمی به کار نمی‌بردید و تمام تلاش‌تان تضعیف او که «بین دو باطل و دو نیروی ارتجاعی» ضعیف‌تر محسوب می‌شد بود؟

پس از سقوط صدام حسین و خلع‌ سلاح مجاهدین و انحلال ارتش آزادیبخش و اخذ انزجارنامه از مژگان پارسایی «ما به ازای شما» در اشرف و مسئول اول مجاهدین و کلیه اعضای شورای رهبری و کادرها و اعضای مجاهدین در عراق توسط آمریکا و تبدیل رزمندگان ارتش آزادیبخش به «پناهجو» و «زندانی»
http://www.pezhvakeiran.com/pfiles/massoudRajavi_15khordad_iraj_20130502_bakhsh_10.pdf

شما چاره‌ی کار را در نامه‌نویسی به «ریاست و اعضای خبرگان» دیدید که شاید به «اندرز و پیشنهاد»تان وقعی گذاشته و خامنه‌ای را برکنار و آیت‌الله منتظری را جانشین وی کنند!
۴ سال بعد، از خواسته‌تان عدول کرده این بار با نامه‌‌نویسی به خامنه‌ای «ولی فقیه مسلمین جهان» چاره‌اندیشی کرده و از او خواستید رفسنجانی را به ریاست جمهوری برساند:‌
«- خامنه‌ای همچنان که در ۸ سال گذشته با احمدی‌نژاد بساط رفسنجانی را جمع کرد، حالا باید به شیوه مرسوم دیو و دد، باند احمدی نژاد و رحیم مشائی را با رفسنجانی از دور خارج کند.»

و اضافه کردید:
«خامنه‌ای باید هر طور شده رفسنجانی را در «اتاق تجمیع آراء» بیرون بکشد و در قدم‌های بعد به شیوه خمینی، با او جام زهر بنوشد.»
http://vimeo.com/65949681
http://www.youtube.com/watch?v=qdkfCajqYPM

شما مسیر فوق را تنها راه چاره‌ی خامنه‌ای دانسته و تأکید کردید:‌
«این تنها راه برای خامنه‌ای است».

چرا برای خامنه‌ای و نظام «چاره‌جویی» می‌کنید؟ کدام یک از جاودانگان و شکنجه‌شدگان و رنج‌کشیدگان چنین مسئولیتی را به عهده‌ی شما گذاشته بود؟

چرا حالا «در تضاد دو باطل و دو نیروی ارتجاعی» از «خامنه‌ای و رفسنجانی»‌ که «قویتر» هستند می‌خواهید با هم دست به یکی کرده و کار احمدی‌نژاد را که «ضعیف‌تر» است، یکسره کنند؟

وقتی برخلاف انتظارتان با رد صلاحیت رفسنجانی مواجه شدید در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۹۲ از خامنه‌ای خواستید:‌
« . . . خامنه‌ای باید تا دیر نشده رفسنجانی را با حکم حکومتی به صحنه برگرداند»
http://www.youtube.com/watch?v=suQpwhZxpF0

همچنین این بار وقتی دیدید رفسنجانی‌ دستش از ریاست مجلس خبرگان رهبری کوتاه شده از او خواستید:‌
«رفسنجانی اگر کشور و نظام را در خطر می‌بیند باید بر خلاف ۴ سال پیش خطر کند و با کمک حوزه و بازار خامنه‌ای را پائین بکشد . . .»
http://www.youtube.com/watch?v=suQpwhZxpF0

«کشور و نظام» از سوی چه کسی در «خطر» است؟ چرا می‌خواهید از رژیم رفع «خطر» کنید؟

«استوانه نظام نباید بترسد. هم چنانکه خامنه‌ای را یک شبه بالا برد اکنون می‌تواند و باید بساط ولایت او را درهم بریزد یا لااقل از او حکم حکومتی برای شرکت در انتخابات بگیرد . . . ».

در یک جای پیام می‌گویید خامنه‌ای با «حکم حکومتی» رفسنجانی را به صحنه‌ی انتخابات برگرداند، در جای دیگر پیام می‌گویید رفسنجانی با کمک «حوزه و بازار خامنه‌ای را پایین بکشد.» آیا به لحاظ سیاسی تعادلی در خواسته‌هایتان هست؟

این‌ها مواردی است که خودتان برجسته کرده و در ابتدای کلیپی که از پیام‌تان تهیه کرده‌اید آورده‌اید.

در ادامه نا‌امیدانه می‌گویید:‌
«... به باندهای صد‌پاره‌ی درون رژیم، اندرز دادیم لااقل به فکر خود باشند و قبول کنند که رفسنجانی به مصلحت آن‌هاست. اثر نکرد.»

شما چه کار به «مصلحت» باندهای صدپاره‌ی درون رژیم» دارید؟ مگر مادران و پدران داغدار، فرزندان پریشان جاودانگان، مگر بردار شدگان و آن‌هایی که جوخه‌های آتش سینه‌هایشان را درید، مگر آن‌هایی که غریبانه در گورهای دسته‌جمعی به زیرخروارها خاک سرد و سیاه خفته‌اند، مگر آن‌هایی که بر تخت‌های شکنجه جسم و جانشان به تاراج رفت، مگر آن‌هایی که رنج سلول‌های جهنمی رژیم را تحمل کردند، مگر آن‌هایی که رنج دوری از عزیزانشان را تحمل می‌کنند چنین مسئولیتی را به شما واگذار کرده‌ بودند؟

شما پیشتر در توصیف «پراگماتیست» گفته بودید:‌
«برای کسی که پراگماتیست باشد فی‌الواقع حقایق و اصولی ثابت و مستقل از ذهن ما وجود ندارد، که بتواند حرکت و عمل ما را سمت و جهت داده و در هر شرایطی با اتکاء به آن اصول، مواضع و تاکتیک‌ها مشخص شود؛ بلکه در حقیقت این منافع و مصالح عملی است که می‌تواند سمت و مضمون عمل ما را مشخص نماید.»
(پراگماتیسم، انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران، بهار ۵۸، صفحه‌ی ۱۴)

و در ارتباط با ضرورت طرح مسئله پراگماتیسم گفته بودید:‌
«با توجه به این که حرکت اصولی در عمل بسیار پیچیده و مشکل است و هر آن ممکن است بطور تاکتیکی و مرحله‌ای بین اصول و منافع و مصالح تاکتیکی، تضاد پیش بیاید و از آن‌جا که در شرایطی که ما ضربه خورده‌ایم و اصولمان مورد تردید و تهدید قرار گرفته، احتمال دارد در حل این تضاد بدون توجه به منافع استراتژیک و درازمدت، به مواضع و برخوردهای پراگماتیستی کشیده شویم، لذا لازم است برای جلوگیری از چنین گرایشاتی عمق مسأله را درک کرده و آگاهی‌های لازم را در برخورد با آن فراهم آوریم»
(پراگماتیسم، انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران، بهار ۵۸، صفحه‌ی ۱۶)

شما همچنین با بررسی پروسه حرکت حزب سوسیال دمکرات آلمان می‌‌گفتید:
«از این نمونه تاریخی بخوبی معلوم می‌شود که مصلحت‌گرایی و حرکت به اعتبار منافع و آن‌هم منافع کوتاه مدت چه سرانجامی دارد و به کجا می‌‌کشد. به این ترتیب جریانی که در ابتدا مواضع انقلابی داشت اکنون بی مبالغه، در دریف احزاب بورژوایی کشورهای امپریالیستی قرار می‌گیرد» و در زیر نویس آورده‌‌اید: «به احزاب کارگر انگلیس و اسرائیل توجه شود.»
(پراگماتیسم، انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران، بهار ۵۸، صفحه‌ی ۱۹)

شما حتی پیش‌بینی کرده بودید:
«... اگر چه انحرافات هرکدام دلایل خاص خود را دارد، ولی در عین حال نشانگر اهمیت حرکت اصولی و در ضمن بیانگر آینده‌ای است که در صورت عدم پای‌بندی به اصول انقلابی و توجه به مصلحت‌های قدرت‌گرایانه‌ی سیاسی، چه بسا در انتظار هر جریان مترقی و حتی انقلابی و از جمله خود ما است. »
(پراگماتیسم، انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران، بهار ۵۸، صفحه‌ی ۲۳)

آیا فکر نمی‌کنید با توجه به ضرباتی که در پی اشغال عراق مجاهدین متحمل شده‌اند، به ویژه انحلال ارتش آزادی‌بخش، زندانی و پناهجو شدن رزمندگان ارتش، غیبت دهساله‌ی شما و ...، «اصول»‌تان مورد تردید و تهدید قرار گرفته و «در حل این تضاد بدون توجه به منافع استراتژیک و دراز مدت» به مواضع و برخوردهای پراگماتیستی کشیده شده‌‌ باشید؟

شما برای مطالعه‌ی یک «پدیده» گفته بودید:‌
«یک پدیده را اساساً نمی‌توان بدور از شرایط خارجی مطالعه کرد. شرایط خارجی روی روند حرکت آن تأثیر می‌گذارد و متقابلاً خود پدیده هم روی شرایط خارجی اثر دارد( تأثیر متقابل). بنابر این جریان‌های سیاسی را بایستی با توجه به جریان‌ها و حوادثی که در حول آن می‌گذرد مطالعه کرد و آثار آن حوادث و جریانات را هم در نظر گرفت تا بتوان در مطالعه و شناخت پدیده‌ی سیاسی و تغییراتی که در مسیر حرکت می‌کند به نتیجه‌ی درستی رسید. در مسائل سیاسی چه بسا که یک حادثه در دید اول هیچ ارتباطی با موضوع مورد بررسی ما نداشته باشد، ولی قدری که بیشتر مورد مطالعه و دقت قرار گرفت رابطه‌ی آن را با موضوع می‌توان روشن کرد.»
(رهنمود‌های شیوه تحلیل سیاسی، انتشارات سازمان مجاهدین، بهار ۱۳۵۸، صفحه‌ی ۱۰)

در بررسی یک جریان سیاسی تأکید کرده بودید:‌
«در بررسی یک جریان سیاسی بایستی به حوادث مختلفی که در کنار آن رخ می‌دهد توجه داشته باشیم و رابطه و یا تأثیر آن‌ها را مشخص کنیم. بنابر این در این بررسی ما به عوامل مختلفی می‌‌رسیم که این عوامل در شکل‌گیری و سمت دادن این جریان هر کدام به سهم خودشان نقشی داشته‌اند و می‌توان در این بررسی عوامل را به «درونی» و «بیرونی» تقسیم بندی کرد و با توجه به نقش هرکدام، آن ها را مورد توجه قرار داد.»
(رهنمود‌های شیوه تحلیل سیاسی، انتشارات سازمان مجاهدین، بهار ۱۳۵۸، صفحه‌ی ۱۱)

همچنین اضافه کرده بودید:‌
«کافیست پروسه‌ی گذشته یک پدیده سیاسی را از نزدیکترین نقطه‌ای که تغییر کیفی در آن صورت گرفته مورد بررسی قرار دهیم، زیرا هر تغییر کیفی یا جهشی پدیده‌ی سیاسی در واقع پروسه‌ی تازه‌ای از حرکت خود را آغاز کرده که کیفیت و ویژگی‌های جدیدی را ارائه می‌دهد.»
(رهنمود‌های شیوه تحلیل سیاسی، انتشارات سازمان مجاهدین، بهار ۱۳۵۸، صفحه‌ی ۲۱)

هرچند شما در عمل بدون آن که اقرار کنید تمامی «رهمنود‌های شیوه‌ی تحلیل سیاسی» را که خود به رشته‌‌ی تحریر درآورده بودید نقض کرده‌اید اما یادآوری آن‌چه گفته‌اید در هر صورت می‌تواند مفید باشد.

چیزی که بایستی به آن پاسخ داد این است؛ آیا «حوادث مختلفی که در کنار» شما «رخ» داده در «شکل‌گیری و سمت دادن» شما و سازمان مجاهدین «نقش» نداشته‌اند؟

آقای رجوی ای کاش یکی از «گوهران بی‌بدیل» مورد ادعای شما، بخشی از شهامت آن اعرابی معروف را داشت که برابر «عمر» ایستاد و گفت: «اگر در تو کجی پدیدار شود با شمشیر راستش می‌کنیم،» و شما گوشه‌ای از سعه‌‌‌ی صدر خلیفه‌‌‌ دوم مسلمین جهان در عصر جاهلیت و عقب‌ماندگی را داشتید که خدای را شکر ‌کرد که «در امت کسی هست که با شمشیر من را راست می‌کند.»

ایرج مصداقی
www.irajmesdgahi.com
irajmesdgahi@gmail.com

ـــــــــــــــــــــــــــــ
پانویس:
۱- لازم به توضیح است که من ضمن احترام به عقاید دیگران، باوری به اسلام و معتقدات مذهبی ندارم و تنها از نگاه شما به تشریح موضوع می‌پردازم.
از این گذشته فرق زیادی در محتوای باورهای شما و دیگر برداشت‌های موجود از اسلام نمی‌‌بینم. چرا که در بنیان، عقاید مشترکی دارید. برای مثال شما در مورد حقوق جزایی اسلام و مجازات‌های غیرانسانی و بیرحمانه‌ و قرون‌وسطایی قصاص و قطع دست و ... می‌گویید:
«در حقوق جزای اسلام، یگانگی جامعه، قصاص و مجازات را ایجاب می‌کند؛ ولی در مورد کی؟ در مورد چی؟ همین طور قطار کنیم کنار دیوار و به رگبار ببندیم؟ به دلیل این که یک زن بدکاره است؟ یا به دلیل این که یک گرم هروئین فروخته است؟! یا چیزی را دزدیده است؟ آخر قطع دست در اسلام، بیست و دو شرط دارد.»
تببین جهان (قواعد و مفهوم تکامل) کتاب اول قواعد تکامل، سازمان مجاهدین خلق ایران، چاپ اول ۱۰ تیر ۱۳۵۹، صفحه‌ی ۶۶۶
بحث شما بر سر شرایط و مصادیق است و نه غیرانسانی خواندن مجازات‌های مقرر شده در «جزای اسلام»! آیت‌الله منتظری هم بدون آن که سنگسار و قتل مرتد را غیرانسانی بداند بر سر شرایط اجرای آن بحث می‌کند.
۲- البته نمک‌ناشناسی نعل‌وارونه‌ای است که ابوالقاسم رضایی می‌زند. این مجاهدین بوده‌اند که از «نمک» مادی و معنوی من و امثال من مدت‌ها بهره‌‌مند شده‌اند و حق «نمک» را به جا نیاورده‌اند. متأسفانه نمک‌ناشناسی از ویژگی‌های بارز این جریان و وابستگان آن است.

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)