مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
ایرج مصداقی

 مادر امامی هم رفت مثل بسیاری از مادران دیگر بدون آن که جهان بداند بر آن‌ها چه گذشت. اما این همه درد نیست، آن‌چه در پس این مرگ‌ها می‌گذرد البته دردناکتر و پذیرش آن سخت‌تر است. دلم تنها برای رفتن مادر نمی‌سوزد، «دلم برای باغچه می‌سوزد».

«کسی نمی‌خواهد باور کند که باغچه دارد می‌‌میرد». خیلی‌ها خودشان را به نفهمیدن می‌زنند، بعضی‌ها معتقدند ما کارمان را کرده‌ایم و بار خود بسته‌ایم، برخی می‌گویند هه ! چه فایده. هریک به‌گونه‌ای خودشان را توجیه می‌کنند. اما من خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم «کسی نمی‌خواهد باور کند که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است، که ذهن باغچه دارد ‌آرام آرام از خاطرات سبز تهی می‌شود».

«دلم برای باغچه می‌سوزد». فکر می‌کنم «کسی به فکر گل‌ها نیست‌، کسی به فکر ماهی‌ها نیست». بارها به خودم می‌گویم ای کاش «حس باغچه» «در انزوای باغچه نپوسیده بود». ای کاش می‌شد «باغچه را به بیمارستان برد».

 

***

 

سایت «همبستگی ملی» خبر درگذشت مادر معصومه کنگرلو (مادر امامی) را انتشار داده است. در خبر مزبور متأسفانه از همه چیز سخن به میان آمده الا از «عطیه» تنها دختر و یار و مونس و غم‌خوار مادر در ۲۰ سال گذشته. خبر را که خواندم ابتدا فکر کردم شاید نام او از قلم افتاده و سهوی در کار بوده است. پیام خانم رجوی که انتشار یافت متوجه شدم نه، عمدی در کار است تا تیغ سانسور و حذف را بر نام یکی از چهره‌های درخشان خانواده امامی فرود آورند.

 

اگر عطیه را از نزدیک نمی‌شناختم، اگر شاهد درد و رنجی که در سال‌های پایان عمرش می‌کشید نبودم، اگر روزها و شب‌ها در کنار بالین‌اش در بیمارستان نایستاده‌ بودم و به درد‌دل‌هایش گوش نداده بودم، اگر اطلاعی از رنج‌ها و مصیبت‌هایی که در زندان کشیده بود نداشتم، اگر ناظر مقاومتش نبودم، اگر از آمال و آرزوهایش نشنیده بودم، اگر با دغدغه‌هایش آشنا نبودم، اگر نان و نمکش را نخورده بودم، اگر از سال گذشته هر روز موقع غذا خوردن چشمم به عکس او و مادر نمی‌‌افتاد، اگر سال گذشته در رثای «حسن جهان آرا» و هفته گذشته در رثای «محمدرضا صدرعاملی» و ظلمی که از سوی رژیم در حق‌شان شده ننوشته بودم، شاید این بغض بر گلویم فشار نمی‌آورد که نسبت به ظلمی که در حق عطیه شده فریاد کنم. این بود که سکوت را شکستم.

 

کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی

حق شناسان را چه پیش آمد یاران را چه  شد

 

۱۳ خرداد ۱۳۸۹ مقاله «محمد نبودی ببینی» را به یاد «حسن جهان آرا» نوشتم که در کشتار ۶۷ جاودانه شد. رسانه‌های رژیم نام او را از خانواده‌ی «جهان آرا» حذف کرده بودند و من تلاش کردم به سهم خود یاد او را زنده کنم.

 

http://irajmesdaghi.com/page1.php?id=369

 

رسانه‌های دولتی وقتی از محمد جهان‌آرا فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر که در سقوط هواپیما در مهر ۱۳۶۰ کشته شد یاد می‌کنند از همه چیز خانواده جهان آرا و فرزندشان محمد می‌گویند الا این که او برادری داشت که پس از هفت سال اسارت در کشتار ۶۷ بر سر دار جاودانه شد. وقتی از رنج‌های مادر و پدر او می‌نوشتند اشاره‌ای نمی‌کردند که «مادر جهان آرا» هفت سال پشت درهای زندان‌‌های رژیم برای دیدار فرزندش «حسن» در سرما و گرما چه مصیبت ها که نکشید.  

 

«محمد نبودی ببینی» آخرین مقاله‌ای بود که در زمان زندگی عطیه نوشتم و چقدر او بابت نگارش آن خوشحال شده بود و تشویقم کرد. نمی‌دانستم روزی مجبور خواهم شد از همان زاویه برای خودش بنویسم و چه سرگذشت دردناکی دارد این نسل ما.  

 

هفته پیش بود که در گرامیداشت «محمد رضا صدر عاملی و رخت دامادی‌اش» نوشتم.

 

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=33708

 

پدر محمدرضا فوت کرده بود، رسانه‌های رژیم در باره‌ی چهار پسرش نوشته بودند و گفته بودند و آگاهانه نام محمدرضا را که پس از شکنجه‌های وحشیانه به جوخه‌ی  اعدام سپرده شد حذف کرده بودند. «محمدرضا» یی که پدرش هیچ‌گاه تا آخر عمر غم از دست دادنش را فراموش نکرد.

ای کاش عطیه امامی سوژه‌ی سومین مقاله‌ام  در این زمینه نمی‌شد.

 

حذف نام حسن جهان آرا و محمدرضا صدرعاملی از سوی رسانه‌های رژیم را درک می‌کنم. انگیزه‌ای که باعث این سیاهکاری می‌شود را می‌فهمم. این دو، عزم، جزم کرده بودند تا ریش و ریشه‌ی رژیم را بسوزانند.

اما مانده‌ام این همه بی‌مهری و جفا در حق عطیه چرا؟ آن هم از سوی کسانی که عطیه جانش را، عمرش‌ را، آسایش و سلامتی‌اش را و همه چیزش را در راهشان نهاده بود!

عطیه دشمن نبود، عطیه حداکثر یک منتقد خاموش بود که حرف‌هایی در دل داشت و حاضر نبود به هرچیزی تن دهد. این چه فرهنگی است که حتی تاب منتقد خاموش خود را هم ندارد.

در حیرتم وقتی حق عطیه این گونه پایمال می‌شود چگونه حق مردم ایران ادا خواهد شد؟ 

 

 

دوستی کی آخر آمد  دوستداران را چه شد

 

نکته شایان توجه آن که، هم در خبر سایت «همبستگی ملی» و هم در پیام خانم رجوی از شهید «فاطمه استاد حسن»، عروس مادر سخن به میان آمده اما از تنها دختر و فرزند بزرگ خانواده امامی که مرگش پشت مادر را خم کرد و پس از آن هیچ‌گاه کمر راست نکرد، نه.

از به خاک سپرده شدن پدر امامی در اشرف یاد شده است اما از زندانی بودن دخترش عطیه که از «مفارقتش پدر روز شب می‌سوخت»، نه.

دختری که در هولناک‌ترین شرایط با وجود بیماری‌ سختی که داشت شش سال زندان را سرفرازانه پشت سر گذاشت، بدون آن که خم به ابرو بیاورد و شکوه‌ای کند.

عطیه در سخنرانی‌ای که در شب همبستگی با زنان ایرانی در کلیسای سنتا کلارای استکهلم داشت خود در این زمینه گفت:

 

«در روز دوم دسامبر ۱۹۸۱ در روز تولدم در حالی دستگیر شدم که دو برادر کوچکترم به فاصله‌ی کوتاهی از هم دستگیر و پس از تحمل شکنجه‌های گوناگون اعدام شده بودند و دو برادر دیگرم فراری بودند.

پدر و مادر پیرم نیز برای آن‌که به سرنوشت برادرانم دچار نشوند فراری شده بودند. جرم نابخشودنی آن‌ها علاوه بر خوشنامی و محبوب بودن در محل این بود که فرزندانشان از فعالان و مخالفان رژیم بودند.

اندکی پس از دستگیری من، برادری که در زندان داشتم نیز مخفیانه اعدام شد. من در حالی دستگیر و به زیر شکنجه برده شدم  که از ناراحتی قلبی رنج می‌بردم و به خاطر آن‌که چند سال قبل تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفته بودم تحت نظر پزشک بودم. اما هیچ یک از این‌ها باعث نشد که اندکی فشار روی من کاهش یابد.

حتا پس از اتمام بازجویی‌ها هم فشار و آزار و اذیت کاهش نیافت. در دادگاهی پنج دقیقه‌ای در حالی که سه برادرم را اعدام کرده بودند به دو سال حبس قطعی و چهار سال حبس تعلیقی محکوم شدم.

پس از پایان دوران دو ساله محکومیت، به سلول انفرادی منتقل شدم و یک سوم دوران شش ساله زندانم را در سلول انفرادی بدون داشتن کوچکترین امکانی گذراندم. به مدت یک سال و نیم از داشتن هواخوری، روزنامه، کتاب، لباس مناسب محروم بودم. از آن‌جایی که مادر و پدرم فراری بودند در دوران شش ساله زندان حتا امکان ملاقات خانواده‌ام را نیز نداشتم.

سرنوشت من و مادرم که امروز در میان ما حضور دارد نمونه‌ای است از آنچه بر سر زن  ایرانی آمده است.

مادرم در شهریور سال ۶۰ جنازه تیرباران شده فرزند کوچکش را در شهر زنجان تحویل گرفت و خود به کرج منتقل کرد. او هیچ‌گاه از محل دفن دو فرزند دیگرش مطلع نشد.

آیا می‌توان تصور کرد او در ۲۶ سال گذشته حتا از دیدار قبر فرزندانش هم محروم بوده است. در کجای جهان چنین ظلمی بر مادری پیر رفته است؟ »

 

من با خودم می‌گویم چه «همبستگی»‌‌ای، چه «ملی»‌ای! چه آغوش گشوده‌ای!‌ چه دست گشاده‌ای!، چه طبع بلندی!، چه حق‌شناسی‌‌ای!

آن‌هایی که این‌گونه بر «عطیه» و عطیه ها جفا می‌کنند، چگونه می‌خواهند بر دردهای یک جامعه مرهم بگذارند؟ چگونه می‌‌خواهند زخم‌های مردمی را که یک چشم‌شان خون است و یک چشم‌شان اشک التیام بخشند؟ چگونه توقع دارند مردم باورشان کنند؟

 

داستان زندگی و مبارزه عطیه در دوران زندانش خلاصه نشد. در زندگی اجتماعی هم آدم موفقی بود. لیسانسیه زبان انگلیسی بود و کارمند ژاندارمری کل کشور.

از زندان و اسارت که آزاد شد بدون توجه به خطراتی که جانش را تهدید می‌کرد بلافاصله از کشور خارج و به ارتش آزادیبخش که تازه تشکیل شده بود پیوست. همان‌جا بود که در سال ۶۷ ازدواج کرد، اما دیری نپایید و در سال ۷۱ همراه با «مادر امامی» به استکهلم آمد.

سال‌ها بطور تمام وقت و بدون آن که زندگی شخصی‌ داشته باشد به همکاری با مجاهدین ادامه داد. در سال‌های آخر عمرش بدون آن که جایی حرفی بزند، یا مواضع‌اش را علنی کند، تنها منتقد آرام مجاهدین بود و متأسفانه آنان همین را هم برنتابیدند و فرمان به حذف نام او از خانواده‌ی امامی داده شد؛ به چه حقی، نمی‌دانم؟

 

عطیه سال‌ها بود که با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد و از پای نمی‌افتاد. قلبش را در سال ۱۳۵۶ در سوئیس عمل کرده بودند. به خاطر فشار کار زیاد، بارها در طول این سال‌ها در خارج از کشور کارش به بیمارستان کشید. یک بار که در استکهلم نبودم، مادر مجبور شده بود خودش، عطیه را روی ویلچر بگذارد و به بیمارستان ببرد. عطیه تعریف می‌کرد همه بیمارستان مات من و مادر شده بودند. تصورش را بکنید مادری سالخورده دخترش را روی ویلچر در بیمارستان جا به جا کند. آنقدر خجالت کشیدم که حد نداشت. کاش عطیه این واقعه را هیچ‌گاه برایم تعریف نکرده بود.

عطیه مادرزاد یک کلیه داشت و تا وقتی به نارسایی کلیوی دچار نشده بود از آن با خبر نبود. متأسفانه آن یک کلیه هم در سال ۸۳ از کار افتاد. ماه‌ها در بیمارستان بستری بود و بعدها مجبور شد در خانه روزی ۴ بار و هر بار به مدت یک ساعت دیالیز کند. این همه‌ی مشقت‌ او نبود. کتفش به شدت درد گرفت، دیگر دستش را هم نمی‌توانست تکان دهد، در فاصله چند‌ماه، چهار بار به اتاق عمل برده شد و کتفش را جراحی کردند. در این مدت بارها پزشکان سرنگ‌های بزرگ را در کتف او فرو می‌کردند و موادی را که به عفونت شبیه بود بیرون می‌کشیدند. بعدها گفتند نوعی کریستال است. عطیه غرور عجیبی داشت نمی‌خواست فریاد کند. هر بار در حالی که از درد به خود می‌پیچید یک دستش را لای دندان‌هایش می‌گذاشت و فشار می‌داد و با دست دیگرش تا جایی که زور داشت دستم را فشار می‌داد و عرق می‌ریخت.

هنوز بر این درد فائق نیامده بود که به خاطر عفونت مثانه و مجاری ادرار، هفته‌ها در بیمارستان بستری شد و دوباره به خاطر نارسایی کلیه کارش به بیمارستان کشید.

در این مدت، مادر یک پایش در خانه بود و یک پایش در بیمارستان. زمستان و تابستان نمی‌شناخت. نماز ظهر و عصر را که می‌خواند آماده بود تا به بیمارستان برود. وقتی که ناخوش بود تنها در صورتی راضی می‌شد که در خانه بماند که مطمئن شود من به بیمارستان می‌روم و عطیه تنها نمی‌ماند. می‌گفت آرزویی ندارم جز آن که عطیه شفا یابد.

عطیه نه تنها مراقب سلامت خودش بود که می‌بایستی هوای مادر را هم می‌داشت. روزی که قصد داشت مادر را برای معاینه چشم نزد دکتر ببرد از پله‌ها افتاد و پایش مجروح شد. پس از عکسبرداری، دکتر گفته بود پایش نشکسته و مداوای خاصی جز استراحت نیاز ندارد.

فردای آن روز مادر تلفنی موضوع زمین خوردن عطیه را به من اطلاع داد و گفت که پایش کبود شده است. متأسفانه کوتاهی کرده و موضوع را جدی نگرفتم. تصور کردم که لابد کبودی به زودی خوب می‌شود، به ویژه که دکتر گفته بود مداوای خاصی نمی‌خواهد.

دو روز بعد هم به علت کمردرد شدید نزد عطیه و مادر نرفتم، روز سوم که رفتم متوجه شدم پای عطیه در اثر بی‌مبالاتی دکتر از انگشتان تا بالای ران یک‌پارچه سیاه شده و تاول‌های بزرگی هم زده است. با تجربه‌ای که از زندان و خونمردگی ناشی از شکنجه داشتم مطمئن بودم به‌زودی کلیه از کار خواهد افتاد.

پای عطیه به علت استفاده از داروی رقیق کردن خون، دچار خونریزی شده بود و به‌علت دیالیز شکمی در زیر پوستش آب جمع شده بود. به هر مصیبتی بود او را که از درد به خود می‌پیچید و قدرت حرکت نداشت به بیمارستان رساندیم. ماه‌ها بستری شد تا دوباره حالش جا آمد، پس از مدتی دوباره هفته‌ها در بیمارستان خوابید تا استخوان پایش گوشت و پوست بیاورد و نیاز به عمل جراحی و پیوند پوست نباشد.

طوری برای زندگی‌اش برنامه‌ریزی می‌کرد که انگار صد سال دیگر زنده است. پر از زندگی بود، به تنها چیزی که فکر نمی‌کرد مرگ بود. آخرین روزهای زندگی‌اش از من خواست که کتاب «کمون پاریس» را برایش ببرم. تازه خواندن کتاب «درد اهل ذمه»، نوشته‌ی يوسف شريفی که نگرشی است تازه بر زندگی اجتماعی اقليت‌های مذهبی در اواخر عصر صفوی و تسلط شیعه بر ایران را تمام کرده بود. می‌گفت تا تمامش نکردم نتوانستم آن را بر زمين بگذارم. حافظه‌ی عجیبی داشت. ای کاش خاطرات زندانش را نوشته بود. جزو زندانیان مجاهد زن مقاوم کرجی بود. بیشتر آن‌ها در اثر فشارهای رژیم شکسته بودند. بسیاری‌شان به خدمت رژیم در زندان در آمده بودند و عطیه به این خاطر مجبور بود فشار مضاعفی را تحمل کند. 

هر بار که از بیمارستان مرخص می‌شد همه تلاشش را می‌کرد که به سر کار برود. حاضر نبود از کارافتادگی بگیرد و در خانه بنشیند. وقتی از همه جا ناامید می‌شد در یک فروشگاه دست دوم فروشی وابسته به صلیب‌سرخ کار خیریه می‌کرد.

 

همیشه فکر می‌کردم چه زندگی سختی‌ داشته است مادر و کمتر به عطیه و مشکلاتش فکر می‌کردم. خیلی وقت‌ها می‌شد که سه تایی دور هم می‌نشستیم، یا به گردش و خرید می‌رفتیم و درد دل می‌کردیم و من سر به سر مادر می‌گذاشتم.

همین اواخر بود که سه نفری ناهار خورده بودیم و صحبت‌مان گل انداخته بود. مادر شکوه می‌کرد و از دنیا و نامهربانی‌‌ها گلایه. عطیه رو به مادر کرد و گفت: مادر! نگاه کن! من به سن روزی هستم که تو به استکهلم آمدی. مادر تو بالاخره جوانی کردی، من از آن هم محروم بودم. بچه‌هایت را از تو گرفتند اما بالاخره حس مادری داشتی و مادری کردی، من هم دلم می‌خواست که مادر باشم اما از آن هم محرومم. من‌ بچه‌ای ندارم، تو لااقل هنوز دو تا داری، تو یک نوه داری من آن را هم ندارم. تو لااقل ۴۰ سال شوهر داری کردی، من از آن هم محروم بودم. تو پشت در زندان‌ها و در فراق بچه‌هایت پیر شدی اما من هم توی آن زندان‌ها و سلول‌ها دلم گرفت و غصه خوردم. می‌دانم که آب خوش از گلویت پایین نرفته است اما از گلوی من هم پایین نرفته و نمی‌رود. نگاهی بکن جسمم هم دیگر نمی‌کشد، ببین چند سال گذشته چقدر تو این بخش و آن بخش بیمارستان بستری شدم.

دلم برای عطیه سوخت. هیچ‌وقت این‌گونه سفره دلش را باز نکرده بود. مادر که در این مواقع از جواب دادن در نمی‌ماند گفت: مادر! ولی من غصه تو را هم دارم. خنده‌ام گرفته بود از این همه حاضر جوابی مادر. عطیه در مقابل منطق مادر کم آورد و سکوت اختیار کرد.

 

عطیه علیرغم روحیه‌ قوی‌ای که داشت جسم‌اش به شدت تحلیل رفته بود. دوباره مثانه‌اش دچار مشکل شد و بعد نارسایی کلیوی به سراغش آمد و عاقبت این فشارها باعث شد که ریتم قلبش به‌هم بریزد و در بیمارستان بستری شود. چند روز بعد مادر که در خانه تنها بود دچار سکته مغزی خفیف شد. خودش را کشان کشان به تلفن رسانده بود و خبرم کرد. همه راه را تا خانه دویدم. در بیمارستان حالش که کمی جا آمد تلاشش این بود که آنجا نماند. دو هفته‌ای که در بیمارستان بستری بود یک آن از عطیه غافل نبود. اولین باری بود که عطیه بیمار بود و مادر نمی‌توانست به دیدار او برود و این از هر چیز برای او سخت‌تر بود.   

 

بار آخر وقتی عطیه در بیمارستان بستری بود، مادر قندش پایین افتاد و از هوش رفت، وقتی که در بیمارستان حالش جا آمد، می‌خواست هرچه زودتر به خانه بازگردد تا بلکه بتواند به دیدار عطیه برود. نمی‌دانست با پزشکان صحبت کرده‌ام تا این بار در همان اتاق عطیه بستری شود. وقتی در آسانسور متوجه شد هم‌اتاق عطیه می‌شود همه‌‌ی صورتش خنده شد.  

 

چند روز بعد بود که عطیه سر شام در مقابل چشمان مادر و برادرزاده‌اش مرتضی، در حالی که میهمان بودند قلبش از حرکت ایستاد و مادر تنهاتر از همیشه شد. پس از درگذشت عطیه، مادر دیگر انگیزه‌ای برای زندگی نداشت. این‌ را بارها خودش به من گفته بود.
 
 

 

می‌دانم حذف عطیه از خانواده امامی بیش از هرکس قلب مادر را جریحه دار می‌کند؛ می‌دانم او پس از مرگ نیز «غصه‌ی عطیه» را دارد. تردیدی ندارم راضی نبود بزرگداشت او به نفی دختر برومندش منجر شود. بی‌گمان پدر امامی نیز راضی به چنین جفایی در حق دختر دلبندش نبود. 

 

او  پیش‌تر برای عطیه سروده بود:

 

عطیه دختر من هست و توی زندان است        چو یوسفی‌ که مکانش به چاه کنعان است

من از مفارقتش روز و شب همی سوزم            بدان خوشم که مطیع خدای سبحان است

 

 

به عکس عطیه نگاه می‌کنم، خاطراتم را با او مرور می‌کنم. دلم می‌سوزد نه فقط برای عطیه، برای ارزش‌های انسانی و اخلاقی. دلم می‌سوزد نه فقط برای عطیه که رفت و از دردی جانکاه راحت شد، دلم برای هرچه خوب‌ست و خوبی‌ست می‌سوزد. دلم می‌سوزد نه فقط برای عطیه، برای آن‌ها که می‌مانند و برای آن‌ها که خواهند ماند. دلم می‌سوزد برای باغچه، ای کاش می‌شد باغچه را به بیمارستان برد.

 

 

 

ایرج مصداقی ۴ ژوئیه ۲۰۱۱

 

www.irajmesdaghi.com

 

irajmesdaghi@yahoo.com

 

 

پانویس:

 

پیام خانم رجوی را در آدرس زیر بیابید.

 

http://www.mojahedin.org/pages/detailsNews.aspx?newsid=88768

 

خبر  درگذشت مادر امامی در سایت همبستگی:

 

http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=25011:2011-07-03-08-04-49

 

مادر امامی متولد ۱۳۰۹ و ۸۱ ساله بود. خبر اعلام شده در سایت همبستگی ملی را به این ترتیب تصحیح می‌کنم.
 
مقاله‌ای که ۵ سال پیش برای مادر امامی نوشتم را در آدرس زیر ملاحظه کنید
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)