آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
ایرج مصداقی

سال‌هاست تلاش می‌کنم توضیح دهم فرهنگی که بر جامعه ایران حاکم است ما را به قهقرا می‌برد و مسئول آن فقط جمهوری اسلامی نیست. یکی از دلایل روشنگری‌ام در زمینه‌های مختلف هم مقابله با نارسایی‌های فرهنگی است که در مواضع سیاسی اپوزیسیون و فعالان سیاسی نیز خود را نشان می‌دهد.
 
 
مصاحبه من در بی بی سی
 
شرکتم در دو برنامه‌ی «صفحه دوم» بی بی سی که به مناسبت حذف نام مجاهدین از لیست تروریستی پخش شد بهانه‌ای است تا یک بار دیگر به نارسایی‌های فرهنگی در مواضع سیاسی اپوزیسیون و فعالان سیاسی بپردازم.
 
آن قدر تجربه و شناخت از پیرامونم دارم که بدانم در زمانه‌ای که «اخلاق» کالایی است کمیاب، حضور در چنین برنامه‌ای به ویژه تأکید روی جزئیات و تلاش برای بیان واقعیات چه نوع حساسیت‌هایی را می‌تواند دامن بزند.
اما برای من که تنها هدفم بیان واقعیت‌‌ها و روایت شسته‌ و رفته‌ی تاریخ میهن‌‌مان است چیزی که اهمیت ندارد همین حساسیت‌های هیستریک است که قبل از هرچیز حقانیت موضع مرا می‌رساند. به چند نمونه از واکنش‌های مختلف در این زمینه توجه کنید:
 
واکنش عناصر وابسته به رژیم نسبت به شرکت من در میزگرد بی بی سی 
 
ابتدا پدرام میرپارسی (به نام و نام خانوادگی تولید شده‌ی وی توجه کنید) یکی از پادوهای دستگاه امنیتی رژیم به میدان آمد و با تهیه یک زندگی‌نامه دروغین از من مدعی شد که در آخر سال ۶۱ در یک خانه‌‌ی تیمی مجاهدین دستگیر شدم، تواب و بازجوی زندان بودم، همه زندانیان از من می‌ترسیدند. در سال ۶۷ در قتل‌عام زندانیان شرکت داشتم و همان سال آزاد شدم و به کار در دادستانی پرداختم و در سال ۷۲ با پاسپورت از کشور خارج شدم.
 
وی این بار مدعی شده است که در مقابل دریافت حقوق ماهیانه از مجاهدین مأموریت‌هایی را برای این سازمان انجام می‌دهم از جمله :
 
«الف _ کم رنگ و حتی پاک کردن نقش گروه تروریستی رجوی در ترور امریکایی ها در ایران
ب _ رد و پنهان کردن نقش گروه رجوی در ترور آقای خامنه ای در مسجد ابوذر در ۶ تیر ۱۳۶۰ و نسبت دادن این اقدام به گروه فرقان
ت_ محو و پاک کردن ردپای گروه تروریستی رجوی در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ علیرغم ده‌ها سند و مدرک از جمله اشاره " آقای منتظری " در انجام این عمل جنایتکارانه که منجر به کشته شدن گروهی از مسئولین کشور ایران گردید. [من مطلقاً چنین تلاشی نکرده‌ام و نظرم برعکس این ادعا است]
پ_ کم رنگ کردن و محو نقش گروه تروریستی رجوی در تسخیر سفارت امریکا در سال ۱۳۵۸
ج _ محو نقش موثر گروه تروریستی رجوی و اسرائیل در ترور دانشمندان و افراد مرتبط بافعالیت‌های هسته ای ایران درسال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ ...
هم اینکه در مقابل دریافت حقوق ماهیانه از این گروه به زندگی اش بعنوان یک آدم بیکار و بیسواد و سربار در سوئد ادامه دهد ....
نگاه کنید به گفتگوی ایرج مصداقی با تلویزیون BBC در برنامه بعبارت دیگر که چگونه باشیادی ودروغگویی سعی می کند ترور امریکایی ها را از پرونده گروه رجوی پاک کند !»
 
 
پدرام میرپارسی سابقاً در مورد من به جای دستگیری در آخر سال ۶۱ نوشته بود در سال ۶۲ دستگیر شدم. و به جای کار در دادستانی پس از سال ۶۷ مدعی شده بود که آزاد شده و به جای سوئد به آلمان رفته‌ام و به جای پنج سال به هفت سال زندان محکوم شدم. در آدرس زیر می‌توانید ببینید:
 
 
قابل ذکر است که من در دیماه ۶۰ در محل کارم در خیابان ولی‌عصر جنب سینما رادیو سیتی سابق توسط اکبر خوش‌کوش دستگیر شدم و در سال ۷۰ از زندان ‌آزاد و در سال ۷۳ از طریق کوه و به طور غیرقانونی از کشور خارج شده و ماه‌ها همراه همسر و فرزند بیست روزه‌ام در زندان ترکیه بودیم. به اندازه‌ی کافی در این زمینه اسناد و مدارک و گزارش‌ روزنامه‌ها و مراجع بین‌المللی موجود است.
 
محمد کرمی یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین و فرماندهان ارتش آزادیبخش که پس از جدایی از این سازمان برای جبران مافات به خدمت دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم در آمد و به پاریس صادر شد نیز خط مشخص شده از سوی رژیم را دنبال کرده و نوشت:  
«ایرج مصداقی مثل همیشه با سخنانی دوپهلو و گرد در برنامه بی بی سی شرکت کرده است، بدون اشاره به جنایت ها و خیانت های که رهبری سازمان مجاهدین در رابطه خلق قهرمان ایران ، اعضاء معترض و جدا شده خود در سیاه چال‌های مخوف انجام داده است و می دهد. نام برده بدون آشنائی با مسائل درونی سازمان مجاهدین با کتمان کردن حقیقت به دفاع از فرقه رجوی پرداخته،... ایشان به خاطر دلارهای فرقه رجوی از یک طرف، از طرفی توسط فرقه مانند بادکنک به نام فعال سیاسی و مدافع حقوق بشر! توسط انجمن دست ساز فرقه در مجامع سیاسی خارج از کشور جا انداخته شده ، برای او مهمترین چیز شهرت بادکنکی است که با مطرح شدن وی عاملی بوجود می آید که از فروش کتاب‌ها بیشتر جیب خود را پر کند. بک بار برای نمونه نشده که این آقای مدافع حقوق بشر! قلمی یا قدمی برای اسیران در عراق، اعضاء معترض جدا شده که توسط شخص رجوی حکم اعدام آنها صادر شده و بارها بر آن تاکید کرده برداشته باشد »
 
کرمی به همین قدر هم بسنده نکرد و در راستای خط رژیم، مدعی شد که من در سال ۶۷ در جریان کشتار زندانیان سیاسی، در حسینیه زندان اوین در کنار جوخه‌ی آتش هنگامی که جانیان سینه‌ی زندانیان را آماج گلوله قرار می‌دادند شعار می‌دادم و به این ترتیب فرمان آتش را صادر می‌کردم. این ادعاها در حالی صورت می‌گیرد که من در دوران کشتار ۶۷ در اوین نبودم و خاطراتم از کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت را به صورت روزشمار انتشار داده‌ام. همچنین زندانیان در سال ۶۷ در اوین و گوهردشت توسط جوخه‌ی آتش به قتل نمی‌رسیدند بلکه دار زده می‌شدند.
 
 
سپس حامد صرافپور یکی دیگر از اعضای سابق مجاهدین که پس از بازگشت به ایران و کسب آموزش‌های لازم توسط رژیم به فرانسه اعزام شد، در مورد حضور من در برنامه‌ی بی بی سی نوشت:
 
«... متأسفانه ایشان (ایرج مصداقی) که بخاطر دلارهای رجوی و ادامه حیات خویش که نام فعال سیاسی و حقوق بشر را یدک می‌کشد، هر از چندگاهی با چند انتقاد آبکی خود را منتقد مجاهدین جا می‌زند. برای وی مهمترین چیز شهرت و حضور در رسانه‌های غربی برای مطرح شدن و فروش کتاب و بدست آوردن دلارهای بیشتر است و در این راستا جان و کرامت انسانهای دربندی که اسیر رجوی هستند مهم نیست وگرنه اینگونه واقعیتها و حقایق را واژگون و کتمان نمی ساخت...در برنامه امروز «صفحه دو آخر هفته» بی بی سی ۶ اکتبر ۲۰۱۲ که توسط آقای عنایت فانی اداره می‌شد، آقایان امیرحسین گنج بخش، ایرج مصداقی و حسین باقرزاده پیرامون آینده مجاهدین بعد از خروج از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا و تخلیه اشرف گفتگو داشتند. در این برنامه ایرج مصداقی مثل همیشه با سخنانی دوپهلو و گرد (بدون اینکه اشاره‌ای به جنایتها و خیانتهای رهبری این فرقه داشته باشد و بدون اینکه حتا کمترین آشنایی با مسائل درونی مجاهدین و بخصوص وضعیت اشرف طی ۲۵ سال گذشته داشته باشد) به حمایت از فرقه رجوی پرداخت و مدعی شد که این فرقه از سال ۲۰۰۱ بنا به گفته خودش هیچ عملیات نظامی نداشته و بعد هم خلع سلاح شده و رزمندگان این ارتش در سال ۲۰۰۳ به این نکته اذعان داشته‌اند که خواهان مبارزه مسالمت آمیز بوده و بر سر آن توافق کرده اند! البته سخنان تکراری و جانبدارانه ایرج مصداقی ارزش چندانی برای نقد کردن ندارد. »
 
 
چنانچه ملاحظه می‌شود موضوع «دلارها» و «سخنان دوپهلو و گرد» و «فروش کتاب» و «شهرت» و «حضور در رسانه های غربی و مجامع» مو به مو تکرار شده است.
 
مسعود تقی بوریان یکی از جداشدگان مجاهدین که به خدمت رژیم در آمده در سایت «نیم‌نگاه» ضمن تأیید دیدگاه‌های هوشنگ امیر احمدی و علی کشتگر در مورد من نوشت:
 
«سومین نفر آقای ایرج مصداقی از مقاله نویسان سایت وابسته به فرقه مجاهدین بنام پژواک ایران بود که در یک شرایط هیستریک و تیک عصبی و اندکی لکنت زبان سعی داشت توانایی فوق‌العاده سازمان و شورای دست ساز رجوی در جذب لابی صهیونیستی و امریکایی !! را به رخ بینندگان بکشد . او ادعا کرد به هرحال گروههای خارجه نشین نیز از مجاهدین چنین لابی گری را بیاموزند؟! . او به خوبی می دانست که لابی اصلی امریکایی چگونه با پول نفت دریافتی از صدام حسین در سالهای قبل صاحبان زر و زور و تزویر امریکا را برآن داشته تا در این وضعیت اسفناک نظام سرمایه داری امریکا پشت مجاهدین باشند تا به هرحال به روزی خویش برسند .»
 
 
برای بررسی صحت و سقم ادعاهای گوینده در مورد نحوه‌ی گفتگوی من و مقایسه آن با دیگر شرکت کنندگان می‌توان به برنامه‌ی مذکور مراجعه کرد تا صداقت مدعی محک زده شود.
 
همچنین سایت «مجاهدین مانیتور» در مقاله‌ای با عنوان «رجوی به مهره سوزی افتاده است و اینبار نوبت ایرج مصداقی است؟» در مورد من نوشت:‌
 
«در روزهای اخیر و متعاقب خروج نام گروه بدنام رجوی از لیست آمریکایی‌ها، مجاهدین سخنگوی جدیدی را به رسانه ها عرضه نمودند. منظور آقای ایرج مصداقی است. گروه رجوی تلاش زیادی کرده بود که برخی عناصر و اعضای اسبق خود را با فاصله از این گروه حفظ نماید تا بتوانند لابی‌گری به نفع رجوی را بدون سر و صدا و بدنامی ناشی از وابستگی علنی به گروه بدنام فوق به انجام رسانند.
بنظر می‌رسد که اکنون کفگیر رجوی‌ها به ته دیگ خورده و ناچار شده اند به خرج کردن مهره‌هایی روی بیاورند که نمی‌خواستند علنی کنند. ایرج مصداقی یکی از این آدم‌های رجوی است که بدرستی می‌توان آنها را مجاهد لباس شخصی نامید. آقای مجاهد لباس شخصی که اکنون وظیفه خطیر ماله کشی رجوی‌ها به وی واگذار شده، در واقع یک زندانی اسبق هوادار مجاهدین خلق بوده که به یمن ابراز ندامت، از قتل عام زندانیان در سال ۶۸ (منظورشان لابد ۶۷ است) جان به در برده و پس از آن به شیوه مشکوکی از خارج کشور سر درآورده است. موضوع فوق گرچه می‌تواند بعنوان یک راهکار حکومتی برای اپوزیسیون سازی و نفوذی تراشی مورد بررسی قرار گیرد، از حوصله این مطلب خارج است. (۱)
اگر آقای مصداقی مامور و معذور است که در پست وکیل مدافع رجوی‌ها ظاهر شود، چرا که با حکومت ایران بر سر جانش معامله کرده، پس بر وی حرجی نیست و او را قابل بحث نمی‌دانیم، اما اگر وکالت رجوی را به امید منقول و غیر منقول پذیرفته باید به او گفت جانا از سرنوشت اعضای مجاهدین که نامشان در همین مطلب برده شده عبرت بگیر. تازه این بدبخت‌ها عضو رسمی گروه بودند و حکایت شما و ایشان حکایت سرگروهبان و سرباز قوچعلی است. بماند که تبدیل شدن به عمله و دلقک مضحک یک ولایت فقیه مضحک تر در تبعید دیگر کسی را نمی خنداند.»
 
 
در این‌جا آگاهانه از مواضع مخالفان سیاسی مجاهدین و رقبای این سازمان در خارج از کشور و اتهاماتی که به خاطر ضدیت‌شان با مجاهدین یا مطرح کردن خود به من نسبت دادند می‌گذرم (۲) و به آن سر طیف یعنی خود مجاهدین و مواضع این سازمان در ارتباط با شرکتم در برنامه‌ی بی بی سی و بیان نظراتم می‌پردازم.
 
مجاهدین و شرکت در میزگرد بی بی سی
سایت «همبستگی ملی» یکی از سایت‌های وابسته به مجاهدین خلق که مطالب انتشار یافته در آن پس از چک و بررسی و تأیید محتوا و شناخت دقیق از نویسنده و ... توسط بخش‌های ذیربط مجاهدین، انتشار می‌یابد نیز در این میان بیکار ننشست و مطلبی تحت عنوان «مجاهدین و شوهای تلویزیونی» را با نام مستعار «الف – پاییزی» انتشار داد. انتشار این مقاله در راستای بحث‌ها و نشست‌های توجیهی است که پیرامون موضوع فوق برای هواداران نزدیک مجاهدین در هفته‌های اخیر گذاشته شده است.
چنانچه مقاله‌ای یا بخشی از نوشته‌ی فرد شناخته‌شده‌ای در انتقاد به مجاهدین در سایت‌های وابسته به رژیم انتشار یابد، مجاهدین در تبلیغاتشان او را از جنس رژیم و دشمنان‌ خودشان معرفی می‌کنند. هرچند من به چنین قاعده‌ای باور ندارم و آن را مشابه تبلیغات مرتجعبین می‌دانم. اما در مورد من تمام قواعدی که مجاهدین اعلام می‌کنند عکس می‌شود. در حالی که بیش از هرکس مورد هجوم دشمنان مجاهدین و مزدوران رژیم قرار می‌گیرم هم‌زمان از سوی مجاهدین هم مورد حمله قرار می‌گیرم. آیا توجیهی برای این موضع مشترک اندیشیده‌اند؟
‌نکته‌ای که اتفاقا هواداران مجاهدین می‌بایستی روی آن تامل کرده و به خاطر آن مسئولان‌شان را مورد سؤال قرار دهند مشابهت مواضع مجاهدین با رژیم و دشمنان مجاهدین و رقبای آن‌ها در مورد من است! چیزی که مسئولان مجاهدین مایل به پاسخگویی در مورد آن نیستند.
 
«الف - پاییزی» در سایت‌ همبستگی ملی می‌نویسد:‌
 
«در روزهای پس از خروج مجاهدین از لیست، برخی از رسانه‌های فارسی زبان که عمدتا ارگان جناح‌های مشخصی از قدرت‌های بیگانه نیز هستند، در به در به دنبال این بودند که کسی را پیدا کنند که به عنوان مجاهدین و یا حداقل هوادارانشان جلوی دوربین بیاورند. ولی از آنجایی که این قبیل رسانه‌ها که عمدتا نگرانی اصلیشان فقط و فقط حفظ نظام است و در مقطع کشتار ساکنین اشرف نیز فعالانه خط "اشرف شکنی" را پیش میبردند، مدتهاست که از جانب مجاهدین و هوادارانشان تحریم شده‌اند، تلاش هایشان به جایی نرسید. از آن پس به ناگزیر به افراد دیگری متوسل شدند. اما برخلاف انتظارشان اغلب کسانی که به این شو ها دعوت شدند، به سرعت متوجه زهراگین بودن این"آنتن‌های مجانی" (۳) شده و از شرکت در آن‌ها سرباز زدند و بعضا حتی با صدور اطلاعیه افشاگرانه، این تلاش‌ها را رسوا کردند.»
 
قطعاً که «الف – پاییزی» و سایت همبستگی ملی در این زمینه همه‌ی حقیقت را نمی‌گویند چرا که در بحبوحه‌ی «اشرف شکنی» و در مقطع «کشتار ساکنین اشرف» در تاریخ ۱۷ ماه مه ۲۰۱۱ – مطابق با ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ کریم قصیم از اعضای ارشد شورای ملی مقاومت و رئیس کمیسیون محیط زیست این شورا در گفتگوی مبسوطی با بی بی سی (به عبارت دیگر) شرکت کرد و از موضع مجاهدین به توضیح رویدادها و وقایع پرداخت.
 
 
پیش از آن مهدی سامع سخنگوی سازمان چریک‌های فدایی خلق و رئیس کمیسیون صنایع شورای ملی مقاومت هم در سوم مارس ۲۰۰۹ در برنامه بی بی سی شرکت و از حقوق ساکنان «اشرف» دفاع کرده بود.  
 
 
اما ظاهرا این دو نفر پس از رو ترش کردن مجاهدین عقب نشسته و تا اطلاع ثانوی عطای بی بی سی را به لقایش بخشیده‌اند.
 
البته در همان دوران «اشرف شکنی» من بارها دعوت رادیو و تلویزیون‌های مختلف از جمله بی بی سی برای اظهار نظر پیرامون موضوعات مربوط به «اشرف» را رد کردم چرا که نه عضو یا هوادار مجاهدین بودم و نه اطلاع مستقلی از ماوقع داشتم و نه در جزئیات فعل‌و انفعالات و اقدامات مجاهدین، دولت عراق، سازمان‌های بین‌المللی و طرف‌های درگیر در ماجرا بودم. نه می‌توانستم از موضع سخنگو، یا نماینده مجاهدین به تکرار تبلیغات و روایت آن‌ها بپردازم و نه از موضع یک پژوهشگر مستقل و آگاه به موضوع، و با اتکا به دانستنی‌های خودم به تبیین و تشریح وقایع مربوط به «اشرف» بپردازم. بنابراین لزومی در استفاده از «آنتن مجانی» ندیدم و تمامی دعوت‌ها را رد کردم. اما موضوع بیرون آمدن مجاهدین از لیست تروریستی چیزی نیست که نسبت به آن اشراف لازم را نداشته باشم و در جریان فعل‌‌و انفعالات و اقدامات مجاهدین و نهادهای ذیربط در آمریکا نباشم. قطعاً برای اظهار نظر در مورد آن دعوت هیچ رادیو و تلویزیون و رسانه‌ای را رد نمی‌کنم. چنانکه در طول این مدت با رسانه‌های مختلف و از جمله «رادیو فردا» و تلویزیون میهن و  ... هم گفتگو داشته‌ام.
 
قطعاً این حق مجاهدین یا هواداران آن‌ها هست که در هر برنامه‌ای شرکت کنند یا نکنند. دیگران و از جمله من نیز این حق را برای خودم محفوظ می‌دانیم که به کسی اجازه ندهیم برای‌مان خط مشی تعیین کند. البته عدم حضور مجاهدین در رسانه‌ها و عدم شرکت‌شان در گفتگو با منتقدان و ... تبعات خاص خودش را دارد که پرداختن به آن موضوع این نوشته نیست. مگر می‌شود گروهی خود را «آلترناتیو» معرفی کند و از شرکت در میزگردهای تلویزیونی رسانه‌های فارسی زبان اروپایی و آمریکایی از جمله «صدای آمریکا رادیو و تلویزیون، بی بی سی رادیو و تلویزیون، رادیو فرانسه، رادیو دویچه‌وله، یورو نیوز و ...خودداری کند؟
 
ادعای «الف – پاییزی» در مورد «زهرآگین» بودن «آنتن‌های مجانی» و سرباززدن افراد از شرکت در آن‌ها و حتی صدور «اطلاعیه افشاگرانه» از سوی آن‌ها ظاهراً اشاره‌‌ای است به اطلاعیه‌ی حسن داعی در مورد عدم شرکت وی در برنامه‌ی بی بی سی.
 
سایت همبستگی ملی و «الف – پاییزی» بایستی به این تناقض پاسخ دهند که چگونه حضور حسن داعی در صدای آمریکا و گفتگوی چند باره با هوشنگ امیراحمدی، فرخ‌ نگهدار، مجتبی واحدی، حسین قاضیان، محمد سهیمی، علیرضا نامور حقیقی، کاوه افراسیابی و ... را توجیه می‌کنند؟ یا گفتگوهای هفتگی وی با علیرضا میبدی را که مدت‌ها مجاهدین وی را جاسوس رژیم و مزدور وزارت اطلاعات معرفی می‌کردند رفع و رجوع می‌کنند؟ یا اگر شرکت او در برنامه‌های صدای آمریکا محکوم است چرا از کنار آن گذشته و به عدم شرکت او در برنامه‌ی بی بی سی اشاره می‌کنند؟ نمی‌شود یک بام و چند هوا داشت.
البته من حضور حسن داعی در شبکه‌های گوناگون و بحث پیرامون مسائل مختلف با چهره‌های سیاسی را اقدامی مسئولانه دانسته و آن را تأیید می‌کنم. ما در عصر رسانه‌ها به سر می‌بریم. چنانچه حقانیتی در ما و مواضع‌مان هست بایستی از حضور در رسانه‌ها و از به چالش کشیده شدن نظرات‌مان استقبال کنیم. نوع برخورد مجاهدین با مسئله رسانه مربوط به  گذشته است و در دنیای امروز جایی ندارد. دعوت دیگران به پیروی از دستور‌العمل‌های صادر شده از سوی آنان نه تنها عاقلانه نیست بلکه زیادی خواهانه هم هست.
 
بررسی یکی از برنامه‌های اصلی «صدای آمریکا»
 
من نمی‌دانم فرق بی بی سی با صدای آمریکا در چیست؟ چرا به صدای آمریکا «حجت‌الاسلام» صدای آمریکا گفته نمی‌شود؟ آیا عملکرد این رسانه تفاوت چشمگیری با بی بی سی دارد؟ مثلاُ اگر گفتگو با رضا پهلوی و پرداختن به موضوع «مجاهدین» به جای برنامه‌ی «افق» صدای آمریکا در یکی از برنامه‌های بی بی سی صورت می‌گرفت آیا برخورد مجاهدین فقط شامل حال رضا پهلوی‌ می‌شد یا کماکان «آیت‌الله بی بی سی» را نیز مورد حمله قرار می‌دادند. 
آیا افرادی که تحلیل‌گران صدای آمریکا را تشکیل می‌دهند به لحاظ سابقه و دیدگاه‌های سیاسی و نظری تفاوت چندانی با تحلیل‌گران بی بی سی دارند؟
 
کافیست به یک آمار در این زمینه توجه کنیم:
 
شنبه ۱۴ مهٔ ۲۰۱۱وبلاگ صدای آمریکا اعلام کرد که« طی چهار ماه گذشته ۸۱ کارشناس و مهمان برجسته فارسی زبان در برنامه  افق» این تلویزیون حضور داشته اند. نام این ۸۱  نفر به شرح زیر است:
 
«سیاست و جامعه شناسی:
عباس میلانی، رسول نفیسی، رامین جهانبگلو، عبدالعلی بازرگان، شاهزاده رضا پهلوی، حسین قاضیان، مهرزاد بروجردی، منصور فرهنگ، ابوالحسن بنی صدر، حسین علیزاده، علی اکبر امیدمهر، مجتبی واحدی، آلن ایر، فاطمه حقیقت جو، هوشنگ امیراحمدی، امین بزرگیان، مراد ویسی، مجید محمدی، علی کشتگر، علیرضا نوریزاده، علی افشاری، محمود مرادخانی، بابک داد، امیرفرشاد ابراهیمی، ایرج ادیب زاده.
 
اقتصاد و انرژی:
رضا قریشی، ریحانه مظاهری، ژاله وفا، فرخ زندی، بورقان نظامی، حسن منصور، فریدون فشارکی، حمید زنگنه، محمدرضا جهان پرور.
 
انرژی هسته ای:
علی نیری، نامدار بقایی یزدی، محمد سهیمی، مهران مصطفوی.
 
نظامی و امنیتی، سپاه و ارتش:
علی آلفونه، مرتضی عشقی پور، حسین آرین.
 
استراتژیک، خاورمیانه:
جلیل روشندل، محسن میلانی، بابک رحیمی، ژوبین گودرزی، مه یر جاودانفر، ماهان عابدین.
 
حقوق بشر، دانشجویی، کارگری، اقلیت‌ها:
سهراب رزاقی، مهرانگیز کار، عبدالکریم لاهیجی، محمد مصطفایی، هادی قائمی، لادن برومند، سعید قاسمی نژاد، مهدی کوهستانی نژاد، روزبه بولهری، عبدالله مهتدی، رحیم رشیدی، فرهاد ثابتان، دیان علایی، عبدالستار دوشوکی، عزیز بلوچ، فریار نیکبخت، فتانه فرید، مصطفی آزمایش، بهروز سرشار، حسن شریعتمداری، فاخته زمانی، عرفان قانعی فرد، نادر انتصار.
 
دین، مذهب، و فلسفه:
محسن کدیور، آرش نراقی، مهدی جلالی، منصور برجی، مهدی حائری.
 
مطبوعات و رسانه:
نوشابه امیری، جواد طالعی، فرج سرکوهی، سیامک زند.
 
هنر و سینما:
سعید زیدآبادی نژاد، رضا صدیق.»
 
 
آیا مجاهدین اکثریت افراد فوق را «پاسداران سیاسی» رژیم و به نوعی «آلوده» نمی‌شناسند؟ آیا دعوت از این افراد طبق نظر مجاهدین در راستای خط «سرنگونی» رژیم است؟
 
مجاهدین و حضور در صدای آمریکا
 
سال گذشته کریم قصیم مسئول کمیسیون محیط زیست شورای ملی مقاومت همراه با رسول نفیسی که یکی از پشتیبانان ابقای مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بود و از جمله ۳۷ نفری که به هیلاری کلینتون نامه نوشته و خواهان عدم حذف مجاهدین از لیست تروریستی شدند در برنامه «افق» صدای آمریکا حاضر شد و به سؤالات سیامک دهقانپور مجری برنامه پاسخ داد.
 
در بیست و یکم آذرماه ۱۳۹۰ شیرین نریمان یکی از هواداران مجاهدین در واشنگتن که تجربه‌ی چندانی هم ندارد همراه با علیرضا نامور حقیقی مشاور سابق وزیر ارشاد در برنامه‌ی «افق» صدای آمریکا در مورد «اشرف» شرکت کرد. بعید می‌دانم حضور وی بدون اطلاع و تأیید مجاهدین بوده باشد؟
 
 
علیرضا جعفر زاده نماینده سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت در آمریکا در برنامه‌ی «صدای آمریکا» شرکت کرد. حتماً مجاهدین به خاطر دارند که در آن برنامه حسین سبحانی یکی از «جداشدگان» مجاهدین نیز روی خط آورده شد. به متن گفتگوی انجام گرفته که در سایت‌های وابسته به رژیم آمده است توجه کنید:‌
 
 
آیا مجاهدین قول می‌دهند که در آینده هیچ‌گاه در صدای آمریکا و رسانه‌های اروپایی حاضر نشوند؟ آیا حسن و قبح هر چیز را بایستی مجاهدین تعیین کنند؟ آیا ملاک درستی یا نادرستی هر اقدام سیاسی و یا غیرسیاسی مجاهدین هستند؟
 
مصاحبه‌ی مریم رجوی با «یورو نیوز» و اعلام کنار گذاشتن مبارزه مسلحانه در سال ۲۰۰۱ را چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ آیا خط «یورو نیوز» حمایت از سرنگونی رژیم است؟‌ چرا مریم رجوی برای اعلام رسمی چنین موضعی که من سال‌ها قبل روی آن تأکید کرده بودم، یورو نیوز را انتخاب کرد؟
 
 
«الف- پاییزی» و مقوله‌ی «نیاز»
 
«الف- پاییزی» بدون نام بردن از من به شرکتم در میزگردهای بی بی سی در ارتباط با حذف نام مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا اشاره کرده و می‌نویسد:
 
«برای خالی نبودن عریضه نیز جای خالی مجاهدین را با تحلیل‌گری پر کرده بود که هرچند که در مقام دفاع از مجاهدین بر می‌آمد، اما نفس حضورش در برنامه‌ای که سراپا آلوده به رژیم بود، البته که نقض غرض بود و صد البته که مجاهدین به چنین دفاعی بی‌نیاز بودند چرا که بی شک خود بهتر از هر کس مدافع خویشند.»
 
«الف – پاییزی» از قرار معلوم مجاهد است(۴) و از سوی سازمان متبوعش صحبت می‌کند چرا که به صراحت عنوان می‌کند «مجاهدین به چنین دفاعی بی نیاز بودند» اگر چنانچه وی مدعی باشد مجاهد نیست و از سر احساس مسئولیت چنین مطلبی را نگاشته است آنوقت این سؤال پیش می‌آید که آیا قاعده‌ی «مجاهدین» و «دفاع» و «بی‌نیازی» در مورد او عمل نمی‌کند؟ آیا مجاهدین نیازمند به دفاع او شده‌اند؟ آیا مجاهدین «بی شک خود بهتر از هرکس مدافع خویش» نیستند؟
 
«الف – پاییزی» که ظاهراً به عمرش جز به دستور مافوقش عمل نکرده تصور می‌کند همه بایستی مانند او و به «فرموده» عمل کنند و یا برای انجام هر کاری از مجاهدین و مسئولانشان اجازه بگیرند. او مانند مزدوران رژیم و جداشدگان از مجاهدین فکر می‌کند که من در «مقام دفاع از مجاهدین» در برنامه شرکت کرده‌ام و اعلام می‌کند که مجاهدین «نیاز» به چنین دفاعی نداشتند. وی سپس در مورد من حکم صادر می‌کند که «اما نفس حضورش در برنامه‌ای که سراپا آلوده به رژیم بود، البته که نقض غرض بود و صد البته که مجاهدین به چنین دفاعی بی نیاز بودند چرا که بی شک خود بهتر از هر کس مدافع خویشند.»
 
لابد کسی به «الف- پاییزی» گوشزد نکرده در دنیای کنونی مجاهدین گاه آنقدر «نیاز» پیدا می‌کنند که با صرف ده‌ها هزار دلار یک نماینده‌ی خارجی را با هزار قربان صدقه می‌آورند تا حرف آن‌ها را بزند که البته از نظر من کاری است درست و اصولی. کما این که در گفتگوی با بی بی سی هم روی آن تأکید کردم. دولت‌ها سالیانه صدها میلیون دلار خرج  می‌کنند تا سازمان‌های غیردولتی از آنها دفاع کنند. فراموش نمی‌کنم که روزگاری مسعود رجوی می‌گفت: « ما به یک آه و یک دعای شما نیاز داریم» و حال «الف – پاییزی» دم از «بی نیازی» می‌زند.  قطعا در دنیای کنونی مجاهدین یکی از «نیازمند»‌ترین‌ها هستند و ژست «الف - پاییزی» یادآور «دور علی گلابی» است.
 
«الف – پاییزی» در اوهام خود تصور می‌کند او کسی است که می‌تواند برای من «نیاز» را تعریف ‌کند.
 
دفاع از حقیقت و روایت شسته و رفته‌ی تاریخ
 
در دنیای این افراد، دفاع از حقیقت و روایت شسته و رفته تاریخ جایی ندارد. اگر با منطق امثال «الف- پاییزی» پیش برویم وقتی مقاله‌ نوشتم و تأکید کردم که روایت اعدام فرزندان محمدی گیلانی به دست خودش، نادرست است، در «دفاع از محمدی گیلانی» پا به میدان گذاشته بودم؛ یا زمانی که مقاله نوشتم و تأکید کردم آن‌کس که در کنار گروگان‌ آمریکایی در سفارت آمریکاست نه احمدی نژاد که تقی محمدی است و یا شهادت زندانیان مجاهد در ارتباط با بازجو بودن و تیرخلاص زنی احمدی نژاد در اوین را نادرست ارزیابی کردم در «دفاع از احمدی نژاد» اقدام کرده بودم؛ یا حتی هنگامی که در دفاع از شخصیت ناخدا افضلی مقاله نوشتم از حزب توده حمایت به عمل آورده بودم؛ یا زمانی که شهادت انتشار یافته در نشریه‌ی مجاهد مبنی بر قتل‌عام زندانیان سیاسی در کشتار ۶۷ توسط لاجوردی را دروغ خواندم در دفاع از لاجوردی قلم زده بودم؛ یا زمانی که روایت مجاهدین و شاهدی که به خدمت گرفته و بر اساس آن مدعی بودند سعید شاهسوندی در شهریور ۶۸ در کارگاه اوین حضور داشته و سپس مسئولیت سالن ۶ اوین را به عهده گرفته غیرواقعی و جعلی خواندم به دفاع از شاهسوندی برخاسته بودم.
جای شکرش باقیست که محمدی گیلانی و احمدی نژاد و لاجوردی و حزب توده و سعید شاهسوندی و ... اطلاعیه ندادند و مدعی نشدند که نیازی به دفاع ندارند و چنانچه لازم باشد «بی شک خود بهتر از هر کس مدافع خویشند».
 
«البته» اگر «الف – پاییزی» و «صد‌البته» «بزرگتر»‌های او درایت سیاسی لازم را داشتند مدعی نمی‌شدند که مجاهدین به «دفاع» دیگران به ویژه در موضوعات حساس سیاسی نیازی ندارند. هیچ نیروی مسئول و هوشیار و آگاه سیاسی چنین اظهار نظر‌های «بدیعی» که مشابه آن را در مواضع احمدی‌نژاد می‌توان دید، نمی‌کند.
 
«الف- پاییزی» و مقوله‌ی «آلودگی»
در دنیای تنگ و بسته‌‌ی «الف – پاییزی» و وابستگان رژیم که در دو سوی میدان هستند و متاسفانه از فرهنگی مشترک برخوردارند من به نوعی «آلوده‌ام». تفاوت در این است که مزدوران رژیم تبلیغ می‌کنند از مجاهدین حقوق می‌گیرم و مجاهدین می‌گویند «آلوده به رژیم» شده‌ام. جل‌الخالق.
 
باید از ایشان پرسید آیا برنامه‌ای که کریم قصیم و رسول نفیسی در آن شرکت داشتند هم «سراپا آلوده به رژیم» بود؟
 
آیا شیرین نریمان با شرکت در برنامه مشترک با علیرضا نامور حقیقی «آلوده» شد؟
 
آیا برنامه‌‌ای که علیرضا جعفرزاده در آن شرکت کرد، «آلوده به رژیم« بود؟ اگر آری این چه شورا و سازمانی است که اعضای عالیر‌تبه‌ی آن در برنامه‌های آلوده به رژیم شرکت می‌کنند؟ پس مرز سرخ کجاست؟ اگر نه چرا در مورد شرکت دیگران در برنامه‌های مشابه حکم صادر می‌شود؟ 
 
آیا مهدی سامع و کریم قصیم مشغول پاک کردن «آلودگی» ناشی از شرکت در برنامه‌های قبلی بی بی سی هستند؟
 
مجاهدین و بی بی سی انگلیسی
 
نکته‌ی حیرت‌انگیز آن که مسئولان مجاهدین بدون کوچکترین پروایی با «آیت‌الله بی بی سی» انگلیسی مصاحبه می‌کنند! گویا سیاست بخش انگلیسی این رسانه با بخش فارسی آن متفاوت است و از دو جای متفاوت دستور می‌گیرند. به مصاحبه‌ی علی صفوی عضو شورای ملی مقاومت و یکی از نمایندگان مجاهدین در آمریکا با این رسانه توجه کنید. او حتی به سوالات ممنوعه پیرامون طلاق اجباری مجاهدین در اشرف هم پاسخ می‌دهد. نکته‌ی حائز اهمیت آن که در این برنامه‌ مسعود خدابنده، آن‌سینگلتون و عباس صادقی که مجاهدین آن‌ها را مزدوران رژیم معرفی می‌کنند هم حضور داشته و در مورد اعمال شکنجه در مجاهدین و ... توضیحات مبسوطی دادند. اما مجاهدین حضور وی در این برنامه را «آلودگی» نمی‌نامند. متأسفانه مجاهدین بارها نشان‌ داده‌اند آن‌چه را برای خود می‌پسندد برای دیگران نمی‌پسندند.
 
 
حتی دولت نوروزی نماینده مجاهدین و شورای ملی مقاومت نیز با بی بی سی به گفتگو می‌پردازد بدون آن که به رژیم «آلوده» شود. هیچ‌یک از مسئولان مجاهدین هم در طول سال‌های گذشته لازم ندیدند در مورد این دوگانگی‌ها پاسخ دهند چرا که اصولاً اعتقادی به پاسخگویی ندارند.
 
سردرگمی ناظران سیاسی
بسیاری از ناظران سیاسی و کسانی که به فرهنگ سیاسی اپوزیسیون ایران آشنا نیستند وقتی مشاهده‌ می‌کنند شرکت من در یک برنامه‌ی تلویزیونی با حجم گسترده‌ای از حمله و هجوم مزدوران رژیم و مخالفان و رقبای سیاسی مجاهدین در خارج از کشور روبرو می‌شود و در همان حال من از طرف مجاهدین هم مورد حمله قرار می‌گیرم با ساده اندیشی تصور می‌کنند چه بسا مجاهدین برای «مستقل» نشان دادن من چنین مواضعی را اتخاذ می‌کنند. گاه‌ بعضی از آن‌ها در اوهام خود تا آن‌جا پیش می‌روند که مدعی می‌شوند من نماینده‌ی مجاهدین هستم و از سوی آن‌ها پشتیبانی می‌شوم. (۵) حال آن که واقعیت غیر از این است و متأسفانه سقوط اخلاقی و فرهنگی هم در همین‌جاست. در این رابطه گفتنی بسیار است. چنانچه ضرورت بیانش را احساس کردم حتماً در مورد آن‌ توضیح خواهم داد.
البته برخوردهای دور از عقلانیت «الف – پاییزی» و مجاهدین هم نمی‌توانند پرنسیب‌های من را خدشه‌دار کنند. من با خودم عهد بسته‌ام که از جاده‌ی انصاف بیرون نروم هرچند هر دم بی‌انصافی ببینم.‌
 
مجاهدین و نیاز به تهیه میزگردهای وزین سیاسی
 
«الف – پاییزی» در مورد دو میزگردی (در میزگرد اول با هوشنگ امیراحمدی و علی کشتگر و در میزگرد دوم با حسین باقرزاده و امیرحسین گنج‌بخش) که من در آن شرکت داشتم می‌نویسد:
 
«در این میان اما، بی بی سی فارسی که از طرف ایرانیان لقب " آیت الله" گرفته است، گوی سبقت از دیگران ربود و به سر هم کردن یک "سریال تلویزیونی" پرداخت. در این سلسلسه شو های رسوا، بی بی سی که رندانه قصد داشت شامورتی بازی اش را به صورت یک "میز گرد بین افراد اپوزیسیون" جا بزند طوری صحنه را چیده بود که در آن بیش از دو نفر حضور داشته باشند. برای اینکار هم افرادی مانند هوشنگ امیر احمدی لابی رژیم در آمریکا که ابلهانه هرجا که ظاهر میشود قبل از هر چیز ارادتش به احمدی نژاد و سفر چند روز پیشش به تهران را یادآوری میکند، و علی کشتگر که از کهنه پاسداران سیاسی آخوندهاست و بیلان همکاری های خیانت بارش با رژیم جهل و جنایت بر همه آشکار است، و یا حسین باقرزاده که دشمنی قدیمی‌اش با مجاهدین نقل محافل است ولی کسی از او فعالیت آشکاری علیه آخوندها ندیده است را به عنوان افراد مخالف رژیم، وارد معرکه کرده بود.»
 
 
البته اگر «الف- پاییزی» فراموش کرده، من به خاطر او می‌آورم که نشریه «مجاهد»، اطلاعیه‌ی حسین باقرزاده در محکومیت دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه را در سال ۲۰۰۳ انتشار داده بود.
 
سؤال اصلی این است که چرا مجاهدین در تلویزیون خودشان میزگردی تشکیل نمی‌دهند که منتقدان سالم‌شان هم شرکت کنند و بدون «آلودگی به رژیم» موضوعات گوناگون را مورد نقد و بررسی قرار دهند؟ آنوقت نه دو به یک که سه به یک افرادی را به نفع خود در چنین نشست‌هایی شرکت دهند.
 
آیا تاکنون سابقه داشته است که مجاهدین یک منتقد خود را به «سیمای آزادی» یا آن‌چه خود معرفی می‌کنند «تلویزیون ملی ایران» دعوت کنند؟ آیا در مقابل تحلیلی که مفسران و تحلیل‌گران این «تلویزیون ملی» ارائه می‌دهند تاکنون شده که نظر مخالفی را هم ارائه دهند؟ آیا تاکنون سابقه داشته رو در رو با منتقدان خود مواضع سیاسی یکدیگر را به چالش بکشند و به مردم این حق را بدهند که نظر درست را انتخاب کنند؟
آیا برای استفاده از واژه‌ی «ملی» نبایستی سعه‌ی صدر بیشتری داشت و برای کلمات بار و معنا قائل بود؟
مشابه‌ میزگردهایی که در سیمای آزادی برگزار می‌شود را در کدام تلویزیون معتبر اروپایی و آمریکایی و عربی و ... دیده‌اید؟ آیا هیچ‌گاه شده است که سیمای آزادی چیزی تحت عنوان «مناظره» داشته باشد؟
آیا میزگردهای برگزار شده در سیمای آزادی نیز نوعی دیگری از «سلسله شوها» نیست؟
 
من هم با نظر مجاهدین در مورد «سلسله شوهای رسوا» موافقم اما چرا آن‌ها درس آزادگی و آزاداندیشی و درس رعایت عدالت و انصاف را به بی بی سی و صدای آمریکا و ... نمی‌دهند؟ چرا «سلسله میزگردهای وزین» را تشکیل نمی‌دهند؟‌ چرا معیارهای درست تحقیق و پژوهش مستقل را به پژوهشگران و محققان آموزش نمی‌دهند؟
 
تغییر سیاست رژیم پس از مشاهده‌ی واکنش مجاهدین
 
 پس از انتشار مطلب «الف- پاییزی» در سایت همبستگی ملی، نویسندگان سایت وابسته به رژیم «ایران اینترلینک» که سطح هشیاری‌‌شان بیشتر از امثال «الف – پاییزی» و مخالفان و منتقدان مجاهدین است بلافاصله خط برخوردشان را تغییر داده و از موضعی کاملاً متفاوت و با اشاره به تراوشات فکری نویسنده‌ی سایت «همبستگی ملی» به شرکت من در برنامه‌‌ی بی بی سی پرداختند.
 
به اظهارات «محمد ب» در سایت اینترلینک که قطعاً از نظر مجاهدین مزدور رژیم است توجه کنید:‌
 
«و اما یک نفر دیگر بنام «ایرج مصداقی» که در این میزگرد شرکت کرده بود و قاطعانه از مجاهدین حمایت می کرد وسعی می کرد کثافتکاریهای آنها را طی این سالیان شستشو دهد نیز از تیغ زهرآگین مجاهدین در امان نمانده است. در ادامه این اطلاعیه بدون اینکه از این عنصر مفلوک سیاسی نامی برده شود نوشته است «برای خالی نبودن عریضه نیز جای خالی مجاهدین را با تحلیل گری پر کرده بود که هرچند که در مقام دفاع از مجاهدین بر می آمد، اما نفس حضورش در برنامه ای که سراپا آلوده به رژیم بود، البته که نقض غرض بود وصد البته که مجاهدین به چنین دفاعی بی نیازبودند چرا که بی شک خود بهتر از هرکس مدافع خویشند.»
این هم مزد آقای مصداقی که سعی می کرد مجاهدین را تطهیر کند و آنها را از اتهاماتی که بر آنها وارد است، مبرا جلوه دهد. قابل توجه آقای مصداقی اینکه، مجاهدین عناصری هستند که دوست و دشمن حالی شان نمی شود، آنچه که برای آنها مهم است تعریف و تمجید از رجوی است در غیر این صورت از نظر آنها رژیمی هستید.»
 
 
مشکل «محمد ب» آن‌جاست که فکر می‌کند برای روایت صحیح تاریخ بایستی «مزد» هم گرفت. او در نقطه مقابل «الف – پاییزی» است اما منطق یکی است.
و یا بهار ایرانی در مقاله‌ی «چند کلام با آقای ایرج مصداقی در باب مجاهدین خلق (فرقه رجوی)» تنها و تنها به به موضوع شرکت من در  برنامه بی بی سی و برخورد کوته نظرانه‌‌ و تنگ نظرانه‌ی مجاهدین با آن می‌پردازد.
 
چنانچه ملاحظه می‌کنید جامعه ما بیمار است. داخل کشور و خارج کشور ندارد. ما فرهنگ منحطی را با خود حمل می‌کنیم؛ بایستی همین امروز فکری به حال آن کرد. امیدوارم مجاهدین و دیگر نیروهای سیاسی ایران به خود آیند چرا که همه‌ی ما برای موفقیت در به زیر کشیدن نظام جمهوری اسلامی و بنای ایرانی نو نیاز به خانه تکانی داریم و قطعاً مجاهدین بیش از بقیه. 
 
 
ایرج مصداقی مهرماه ۱۳۹۱
 
 
 
 
پانویس:
 
۱- موضوع اپوزیسیون‌سازی و نفوذی‌‌تراشی را می‌توانید در تبلیغات «هیات اجرایی راه کارگر» و «توفان» و ... در مورد من ببینید. این که کدام یک از دیگری موضوع را وام گرفته معلوم نیست.
 
۲- آن‌هایی که در اثر اشتباه و سوءبرداشت و تحت تأثیر تبلیغات کینه‌توزانه‌‌ی دشمنان «ایران تریبونال» و... مرا وابسته به مجاهدین می‌شناسند توجه داشته باشند که ریشه‌ی این تبلیغات در رژیم جمهوری اسلامی و دستگاه اطلاعاتی و امنیتی آن است تا به زعم خود مخاطبان مرا کم‌تر کنند و از تأثیر روشنگری‌هایم بکاهند که البته آب در هاون می‌کوبند.
 
۳- برخلاف ارزیابی «الف – پاییزی» از قبل می‌دانستم که استفاده از «آنتن مجانی» بی بی سی برای من هم به لحاظ جسمی و هم به لحاظ سیاسی و  ... «پرهزینه» است.‌ در حالی که در بستر بیماری بودم و از درد به خود می‌پیچیدم و بیش از هرچیز به آرامش نیاز داشتم در دو گفتگوی با بی بی سی شرکت کردم و به ارائه‌ی نظراتم در مورد خروج مجاهدین از لیست تروریستی پرداختم و خوشحالم که چنین کردم. پس از گفتگو با بی بی سی دوباره در بیمارستان بستری و بار دیگر مورد عمل جراحی قرار گرفتم و این سطور را روی تخت بیمارستان می‌نویسم. ‌پس از مرخصی از بیمارستان و در طول یک هفته‌ای که این مطلب را مورد بازبینی قرار می‌دادم نیز ۴ مرتبه با آمبولانس به بیمارستان منتقل شده و تحت درمان قرار گرفتم.
 
۴- اگر فکر نمی‌کردم «الف – پاییزی» یکی از مسئولان مجاهدین است زحمت نوشتن این مقاله را در شرایط کنونی به خودم نمی‌دادم.
 
۵- ‌‌این پندار‌ واهی در حالی صورت می‌گیرد که طی دو ماه و نیم گذشته، یک ماه و نیم را در بیمارستان گذراندم و سه بار به اتاق عمل برده شدم. در این مدت کسی از مجاهدین و اطرافیان نزدیک‌شان حتی حالم را نپرسید. نه آن که چنین انتظاری داشته و یا دچار خوش‌خیالی بوده باشم خیر؛ از جنبه‌ی اطلاع‌رسانی و بیرون آوردن افراد از اوهام و خیالات توضیح دادم. خوب است هواداران مجاهدین هم این واقعیت را در نظر بگیرند که این سازمان نیز همچون منبری‌ها داستان زنی یهودی را مورد اشاره قرار می‌دهد که  هر روز از بالای بام برسر محمد که از کوچه می‌گذشت زباله و آشغال می‌ریخت و روزی که محمد متوجه‌ی بیماری او شد به بالین‌اش شتافت و جویای احوالش شد. 
 
 
 بعد از تحریر:
 

این هم نظر دو نفر از هواداران مجاهدین در ارتباط با شرکت من در بی بی سی و رفع اتهام از مجاهدین در ارتباط با کشتن ۵ آمریکایی. توجه کنید چگونه از یک جا خط گرفته و اتهامات رذیلانه‌ای را مطرح می‌کنند؟

محمد امامی من مصاحبه ايرج مصداقي در باره خارج شدن مجاهدين از فهرست تروريستي وزارت خارجه آمريكا را ديدم . وقتي مجاهدين خودشان در اينگونه برنامه ها كه در باره آنهاست حاضر نيستند شركت كنند و حتما دلايل موجهي براي خودشان دارند كه البته با سابقه اي كه ما از اين رسانه ها داريم, دارند و به نظر من كار درستي مي كنند در اين گونه برنامه ها كه يك طرفش افراده آلوده و مشكوك و معلوم الحال هستند كه در دشمني با مجاهدين يد طولايي دارند, شركت نمي كنند و شراكت در اين گونه برنامه ها به تبرئه اين افراد و اين رسانه ها و ميزگردهاي جهت داري كه مي چينند كمك مي كند. اما مهمترين چيزي كه من لازم ديدم ياد آوري كنم و براستي برايم بسيار كثيف و چندش آور بود كار ضد اخلاقي آقاي مصداقي بود! مصداقي در اين برنامه اقدام به لو دادن كساني كرد كه در ترور مستشاران آمريكايي به ادعاي ايشان دست داشته اند و او با ذكر اسامي آنها و اينكه در اروپا و آمريكا هستند, به خود شيريني و لو دادن برای سرویس‌های استعماری مبادرت نمود. باید از آقای مصداقی پرسید شما اولا چرا نان مجاهدین را می‌خورید در حالی که خودتان هم اذعان دارید که هیچ ارتباطی با مجاهدین ندارید!؟ چرا خاک به چشم مردم می پاشید و چرا به این گونه اعمال کثیف و ضد اخلاقی دست می‌زنید؟! شما که در زندان تواب شده بودی و لو می‌دادی حالا هم همین کار را می‌ کنی؟ جاسوسی برای سرویس‌های استعماری!!!.

http://www.facebook.com/mohammad.emami.50

آرش کمانگیر:

 

آقای مصداقی واقعا خجالت بکشید!‌ میلیون‌ها نفر مصاحبه‌ شما را دیدند و حرف‌های شما را شنیدند. كاري كه شما كرديد جاسوسي و لو دادن ناميده مي شود كه بسيار كاري قبيح است! به شما چه مربوط است كه در باره اين گونه مسائل حرف مي زنيد و دخالت مي كنيد؟! شما با نام بردن از كساني كه به گفته شما در كشتن و ترور مستشاران آمريكايي در ايران در زمان رژيم شاه كه با يك كودتاي آمريكايي سر كار آمد دست داشتند براي كي خاصه خرجي و خوش رقصي و خود شيريني كرديد؟ ما كه ميدانيم در زندان تواب بودي و همكاري كردي اينجا هم داري همين كار را مي كني! شما چرا و به چه حقي اين عمل غير اخلاقي را انجام دادي؟! واقعا بايد به شما گفت دست از اين فضولي هايتان برداريد. بيهوده هم از نام مجاهدين استفاده نكنيد و افكارعمومی را مغشوش و مخدوش نکنید.

http://www.facebook.com/profile.php?id=100002527156084

 
 
 
 
 

منبع:پژواک ایران

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا)
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)