حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
ایرج مصداقی

برای کسانی که کوچکترین شناختی از فعالیت جریان ضد «ایران تریبونال» و در راس آن «هیات اجرایی راه کارگر» داشتندروشن و آشکار بود که موفقیت چشمگیر این «کارزار مردمی» در لاهه و صدور حکم تاریخی دادگاه در محکومیت جمهوری اسلامی و به رسمیت شناختن آن چه در دهه‌ی ۶۰ در کشورمان گذشته به عنوان «جنایت علیه بشریت»، غیر قابل تحمل بوده و آنان را به واکنش‌های غیرمنطقی وادار خواهد ساخت. به ویژه که چند روز پیش از برگزاری مرحله‌ی دوم این دادگاه در لاهه، این محفل رو به انحطاط، ناامیدی و ناشکیبایی خود نسبت به موفقیت کارزار «ایران تریبونال» را به بارزترین شکل ممکن با انتشار مقاله‌ای تحت عنوان «پيروزی میان تهی (پيروزی شكست فرجام)» نشان داده بود.
 
 
در طول برگزاری دادگاه نیز این «هیأت» که انسان را به یاد «هیأت مؤتلفه» و «جریانات همسو» می‌اندازد به همراه «کارزار دستها از مردم ایران کوتاه» که متحد سیاسی‌شان »یاسمین میزر» در انگلستان آن را هدایت می‌کند تمام تلاش‌شان را برای تحت‌الشعاع قرار دادن این دادگاه مردمی به خرج دادند. جریان فوق تمامی هم و غم خود را به کار بردند تا بلکه «بی بی سی» را که «بوق امپریالیستی» اش می‌نامند وادار به توقف پوشش اخبار این دادگاه کنند و یا به مصاحبه با آن‌ها تن دهد و به این ترتیب در جریان کار دادگاه به لحاظ تبلیغی خللی وارد کنند که همگی با شکست مواجه شد. آن‌ها حتی «بی بی سی» را به شکایت در مراجع حقوقی انگلستان تهدید کردند! تا می‌توانستند تلاش کردند با توسل به شیوه‌های غیراخلاقی و... قضات را از شرکت در این دادگاه منصرف کنند! کوششی نبود که به خرج ندهند تا بلکه بتوانند یک شاهد و یا فعال را از«ایران‌ تریبونال» جدا کنند تا به میمنت فتح‌شان جشن شادی به پا کرده و اطلاعیه صادر کنند. ای کاش بخشی از این«همت» و «غیرت» را در مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی و «دادخواهی» خون قتل‌ عام شدگان نشان می‌دادند.
 
به دروغپردازی مستمرو اتهام زنی بی پروای آن ها در جریان برگزاری دومین مرحله‌ی «ایران تریبونال» در لاهه توجه کنید:
 
«کارزار "دست ها از مردم ایران کوتاه" می‌گوید شماری از مسئولان ایران تریبونال با نهادهایی که از دولت‌های غربی از جمله آمریکا کمک مالی می‌گیرند، همکاری می‌کنند و آنچه که این دادگاه انجام می‌دهد زمینه‌سازی برای تغییر نظام در ایراناز طریق مداخله خارجی است.» (۱)
 
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/10/121025_l21_political_prisoner_execution.shtml
 
به تلاش رفقای همسو با کارزار «دست‌ها از مردم ایران کوتاه» در آمریکا که دم از «عشق و صلح» می‌زنند در آدرس زیر توجه کنید:
 
 
بعد از مشاهده‌ی استقبال گسترده از «ایران تریبونال» طبیعی بود آنان که در چند ماه گذشته به جای جمهوری اسلامی دشمنی با این کارزار مردمی را تحت عناوین دهان پرکن «ضدامپریالیستی» و ... وجه همت خود قرار داده بودند پیروزی این کارزار علیه آخوندهای حاکم بر میهنمان را برنتافته و به هر طریق ممکن بکوشند آن را خدشه‌دار کنند. با این حال اعتراف می‌کنم باور این واقعیت که پیروزی و درخشش «ایران تریبونال» عقل و هوش از سر این «جماعت» و «امام» و«پیشنماز»شان برباید که به صدور چنین اطلاعیه‌های سخیفی روی آورند لااقل برای من سخت بود.
 
صدور اطلاعیه‌ی مزبور از سوی«هیات اجرایی» علیه «ایرج مصداقی» تحت عنوان «ترور شخصیت، مقدمه‌ای برای تدارک حکومت پلیسی!» یک روز پس از پایان کار دادگاه لاهه و صدور حکم تاریخی آن، پیش از آن که اقدامی مأیوسانه و از سر استیصال علیه من باشد، افول یک محفل سیاسی در مقابل درخشش و تلالو «ایران تریبونال» و موفقیت سترگ آن است.موفقیتی که دل قربانیان نقض حقوق بشر، خانواده‌ی جانباختگان و اسیران را در سراسر ایران و جهان را شاد کرده است.
 
 
البته یک روز پیش از آغاز به کار «دادگاه مردمی لاهه»، همتا‌های آنان در «گفتگوهای زندان» با صدور اطلاعیه‌ای خطاب به«ایران تریبونال» و علیه ایرج مصداقی یکی از سخنگویان کارزار، به زعم خود تقسیم کار کرده بودند که در نوشته‌ی جداگانه‌ای به آن، که روی دیگر جریان منحرف ضد «ایران تریبونال» است، خواهم پرداخت.
 
صدور اطلاعیه‌ »هیأت اجرایی» که در تاریخ سیاسی ایران بی‌سابقه است البته در آینده به عنوان لکه‌ی سیاهی باقی خواهد ماند و درس عبرتی خواهد شد برای گروه‌های سیاسی تا بدانند دافعه‌ی مخالفت با یک جریان اصولی و ماندگار تا کجا می‌تواند آن‌ها را به سقوط و قهقرا بکشاند.
 
خشم و کین نهفته‌ در کلمات انتخاب شده از سوی کیفرخواست نویسان «هیأت اجرایی» برای منی که تجربه‌ی اوین و گوهردشت و قزلحصار و دادستانی انقلاب و لاجوردی و ... را دارم قابل فهم و درک است و البته استعداد آن‌ها در دروغگویی و مهمل بافی حیرت زا و تأسف برانگیز.
آنها برای دشمنی با «ایران تریبونال» با همه‌ی نیرویشان وارد میدان شده و شکستی سخت را متحمل شدند. صدور اطلاعیه‌ی کینه توزانه این «جماعت» علیه ایرج مصداقی واکنش طبیعی این جریان نسبت به این شکست است. وگرنه چه دلیلی داشت آن‌ها که به قول خودشان چند ماه دندان سر جگر گذاشتند، این همه کینه و عداوت علیه من را بگذارند درست در فردای صدور حکم تاریخی دادگاه لاهه بیرون بریزند؟ آیا زمان دیگری را نمی‌توانستند انتخاب کنند؟ آیا فکر کرده بودند من از دست‌شان فرار می‌کنم؟ یا جامعه ایران در عطش روشنگری حضرات علیه من می‌سوخت؟
من در مقاله‌ی «چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال» سنگ‌هایم را با«هیأت اجرایی راه کارگر» و مخالفان ایران تریبونال باز کرده بودم. در آن‌جا پاهای زشت «طاووس علیین» را نمایش داده بودم.خشم این «جماعت» از آن‌جاست.
 
http://www.irantribunal.com/ASNAD/Iraj-Mesdagi-Tribunal.html
 
چه کسی باور می‌کرد یک جریان سیاسی مدعی مبارزه با رژیم و «امپریالیسم» هم و غم‌اش را بگذارد علیه «دادخواهی»قربانیان نقض حقوق بشر و یک زندانی سیاسی جان بدر برده از کشتارهای رژیم که در طول سال‌های گذشته از انجام هیچ اقدامی علیه رژیم فرو گذار نکرده و دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم و مزدورانش تا توانسته‌اند علیه او توطئه کرده‌ و به خونش تشنه‌اند.
 
هر کسی که کوچکترین شم سیاسی داشته باشد می‌داند که عاقبت صادر کنندگان چنین اطلاعیه هایی علیه یک زندانی سیاسی شناخته شده و طرح اتهامات واهی آن هم بدون ارائه یک سند یا مدرک و یا حتی بیان استدلال و برهان … چه خواهد بود.
 
وقتی در مقاله‌ی «چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید» نوشتم این جریان در «زمین رژیم بازی می‌کند» و برای ضدیت با «ایران تریبونال» به «تبهکاری» روی آورده، و نمونه ی مشخص این «تبهکاری« را با ارائه سند آوردم شاید هنوز پذیرش آن برای خیلی‌ها سخت و دشوار بود؛ آیا پس از صدور این اطلاعیه، و اقدامات رسوایی که در چند ماه گذشته علیه ایران تریبونالانجام داده‌‌اند هنوز هم کسی در این که به «تبهکاری» روی آورده‌اند شکی دارد؟ متأسفانه بایستی قبول کرد در دنیای واقعیت‌ها نمی‌توان با ابزاری سالم و زیبا به مخالفت با یک جریان اصیل و ماندگار پرداخت و به مقابله با «دادخواهی»مظلومان و قربانیان نقض حقوق بشر دست زد.
 
 
بی‌‌دلیل نیست «ایران اینترلینک» یکی از سایت‌های وابسته به وزارت اطلاعات با شتاب به استقبال این اطلاعیه رفت و بر پیشانی سایت‌اش آن را انتشار داد.
 
 
اگر نبود مسئولیتم در «ایران تریبونال»، «هیات اجرایی» و مداحانش را در حدی نمی‌دیدم که به اعلامیه‌شان پاسخی دهم.حالا هم مخاطب من مردمی هستند که دانستن را حق‌شان می‌دانم و این توضیحات را نه در دفاع از خودم بلکه به منظور روشن کردن فضای سیاسی برای کسانی که واقعاً شناختی از مسائل حول و حوش خود ندارند و به عنوان ناظری بیطرف به دنبال حقیقت هستند می‌دهم.
تأسف من از این است که این افراد از نامی استفاده می‌کنند که عزیزانی چون علیرضا شکوهی، علیرضا تشید، مهدی برادران خسروشاهی، لهراسب صلواتی، نور‌الدین ریاحی و... برای استواری آن چه زجرها و چه شکنجه‌هایی که متحمل نشدند.
دلم برای همه‌ی آنهایی می‌سوزد که تحت این نام مبارزه کردند و جوخه‌ی اعدام از خونشان رنگین شد و امروز چنین بی‌پرنسیب‌هایی میراث آنان را که با خون آبیاری شد مورد سوء استفاده قرار می‌دهند.
 
از آن‌جایی که دلم نمی‌خواهد نام و یاد و خاطره‌ی شریف آن‌ها خدشه دار شود از آوردن نام «راه‌کارگر» بعد از عنوان «هیأت اجرایی» در سرتاسر مقاله خودداری می‌کنم.
 
***
 
۱
 
«هیأت اجرایی» و امام جماعت‌شان در اطلاعیه صادره، جامعه ایرانی را به اشتباه همچون «نماز جمعه‌‌‌« و «نمازگزاران» آن فرض کرده و در مقام احمد جنتی به دروغ‌پردازی و جفنگ گویی می‌پردازند. آنها در فراز اولیه اطلاعیه‌‌ی خود در یک فرار به جلو در ارتباط با من مدعی شده‌اند:
 
«در چند ماه و بویژه در چند هفته‌ی اخیر، ایرج مصداقی و تهیه کنندگان متن‌های عریض و طویلش... فرهنگ همیشگی‌شان در ترور شخصیت فعالان سیاسی را به اوج تازه‌ای رسانده‌اند. بویژه آخرین نوشته‌ها نشانه‌ای از عمق سقوط اخلاقی او و جریان حامی‌اش دارد که به جای مقابله‌ی سیاسی، به ترور شخصیت روی آورده‌اند »
 
«جماعت» مزبور مدعی شده‌اند که نوشته‌های من را دیگران تهیه کرده و به نام من انتشار می‌دهند!
 
منظور آن‌ها از «تهیه‌کنندگان متن‌های عریض طویل» ظاهراً مجاهدین و «جریان حامی‌اش»، «ایران تریبونال» و بخش وسیعی از فعالان چپ و دلسوزان واقعی میهن‌مان هستند. وصل این جریان‌ها به هم تنها از عهده‌ی «عقل‌کل‌»های نشسته در «هیات اجرایی» امکانپذیر است وگرنه در سپهر سیاسی ایران در حال حاضر چنین چیزی امکان ناپذیر است.
 
از قرار معلوم یکی از نوشته‌های «عریض و طویلی» که در هفته‌های اخیر از سوی «تهیه‌کنندگان» مزبور که مجاهدین باشند به من ارائه شده و در سایت‌های اینترنتی به صورت گسترده انتشار یافته مقاله‌ی مربوط به محمدی گیلانی و فرزندانش است که در آن به صراحت ادعای مجاهدین مبنی بر صدور حکم اعدام فرزندان محمدی گیلانی توسط خودش را رد کرده‌ام.
 
 
اگر ادعاهای عاری از منطق و استدلال «هیات اجرایی» را بپذیریم بایستی قبول کنیم که مجاهدین عقل‌شان را از دست داده‌اند که مطالبی را در رد ادعای خودشان تهیه کرده و به نام من انتشار می‌دهند!
 
حتماً تهیه کنندگان کذایی دچار مازوخیسم شده‌اند که در هفته‌های اخیر متنی «عریض و طویل» در «مشابهت فرهنگ مجاهدین و دشمنانشان» تهیه کرده و به نام ایرج مصداقی منتشر کرده‌اند:
 
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-46600.html
 
لابد ۱۳ جلد کتاب «عریض و طویل» من را هم برایم «دیگران» نوشته‌اند! یکی نیست به این «دیگران» بی عقل بگوید چرا این‌ها را به نام خودشان منتشر نمی‌کنند و در اختیار من می‌گذارند؟
 
در طول سال‌های گذشته ده‌ها جلسه در کشورهای مختلف دنیا داشته‌ام، هزاران نفر شاهد سخنانم بوده‌اند هرگز کسی مرا ندیده که از روی کاغذ و حتی یادداشت سخنرانی کنم. سخنرانی‌های زنده‌ی «عریض و طویلم» را چه کسی تهیه کرده است؟
صدها مصاحبه‌ی «عریض و طویل» زنده‌ی رادیو و تلویزیونی مرا چه کسی تهیه کرده است؟ پاسخ سؤالات فی‌ البداهه مجریان و مردمی که تماس می‌‌گیرند را چه کسی می‌دهد؟
 
ذهن منجمد شده‌ی «هیأت اجرایی» نمی‌تواند بپذیرد یک نفر می‌تواند به تنهایی آن‌چه را که من در چندماه گذشته آن‌هم در بستر بیماری و از بیمارستان انتشار داده‌ام تولید کند. (۲) در این مورد من حق را به آن‌ها می‌دهم چرا که وقتی یک جریان سیاسی منحط، سطح توانمندی من را با «امام جماعت» خود و اعضای درمانده‌اش مقایسه می‌کند بایستی که چنین نتیجه‌‌‌‌‌ای بگیرد.
آن‌ها درک و شناختی از «انگیزه‌»‌‌‌ای که انسان را به حرکت و جوش و خروش وا می‌دارد ندارند. آن‌ها نمی‌فهمند همنشینی و همراهی با نسلی که در سیاه‌ترین روزهای میهن‌مان مقاومت کرد و پرپر شد چه توانی به انسان می‌بخشد و تلاش برای پژواک دادن به صدایی که در راهروهای مرگ و بر چوبه‌‌های دار و میدان‌های تیر خاموش شد چه نیرویی تولید می‌کند و ترکیب آن‌ها با هم چه انرژی‌ای را آزاد می‌کند.
 
معلوم است که اعترافی چنین از سر استصیال آن‌هم از سوی رقیبی وامانده که دست‌هایش را در میدان رقابت بالا آورده، خستگی چندماهه را از تنم در می‌آورد و مرا با انرژی بیشتری روانه میدان مبارزه با رژیم می‌کند.
 
با این حال شرمنده‌ی نسلی هستم که ناتوانی‌هایم اجازه نمی‌دهد بزرگی‌شان را تصویر کنم. ضعف‌هایم موجب می‌شود که قادر نباشم رنجی را که متحمل شدند بیان کنم و سستی‌هایم باعث می‌شود که نتوانم درخشش و تلاءلو مقاومت‌شان را بازتاب دهم.
 
وقتی «نه زیستن نه مرگ» را انتشار دادم، بودند افرادی در سطح معلومات و دانش و سواد و البته «شرافت» و «وجدان» و«تعهد» «جماعت هیات اجرایی» که همین مضامین را کوک کردند.
در این رابطه آن‌ها لااقل هفت سال از «علیرضا نوری زاده» عقب هستند. او در «کیهان لندن» مدعی شده بود:‌
 
«در طول تعطیلات پایان سال میلادی یک کتاب سه جلدی را با عنوان «غروب سپیده» خواندم [کتاب من نامش «نه زیستن نه مرگ» و چهارجلدی است. نام جلد اول آن غروب سپیده است. نوری زاده حتی آن را ندیده بود].بحث در باره این کتاب را که به ظاهر خاطرات یک زندانی سابق وابسته به سازمان مجاهدین خلق به نام «ایرج مصداقی» است به وقت دیگری می‌گذارم. چون تردیدی نیست که این کتاب حاصل کار مجموعه‌ای است که حتی طول و عرض دقیق زیرزمین اوین و اتاق پشتی دفتر لاجوردی را می‌داند و خطابه سیاسی و مانیفست فرهنگی و اجتماعی و مبارزاتی صادر می‌کند و از همه آن‌ها که بدون داشتن دستیاران و محققان چپ و راست دردهای دلشان را در خاطرات زندان ریخته اند ایراد می‌گیرد. ... باری پشت این کتاب خیلی حرف‌ها و سخن است. هیچ زندانی حتی اگر حافظه‌ای به وسعت تاریخ اوین داشته باشد نمی‌تواند این همه ارقام و اسامی را در سینه داشته باشد و آنطور که خود ایشان می‌گوید کامپیوتر و قلم و کاغذ در اختیارش نبوده که حتی اسامی مستعار زندانی‌ها و زندانبانان و شکنجه گران را آن گونه که در کتاب آورده در جایی نگهداری کند. «کیهان لندن شماره 1208 ژانویه ۲۰۰۵ در ستون یک هفته با خبر»
 
ادعای «هیأت اجرایی» در حالی صورت می‌گیرد که مجاهدین سعی کردند با انتشار کتاب «آفتابکاران» در یک کتاب‌سازی آشکار و کپی‌برداری ناشیانه به رقابت با «نه‌زیستن نه مرگ» بپردازند اما این پروژه در همان ابتدا با شکست روبرو شد. من هم به سهم خودم در نقد این کتاب و در نقد فرهنگی که پشت آن است نوشتم. از قضا «عریض و طویل‌ترین» نوشته‌ی من هم مربوط به همین کتاب هست. چنانچه حوصله کردید در آدرس‌های زیر می‌توانید آن را که در حدود صد صفحه‌ است بخوانید.
 
نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
 
 
در قسمت دوم این نقد به تلاش بی حاصل مجاهدین برای حذف و سانسور من از خاطرات زندان اشاره کرده‌ام.اتفاقاً «جماعت هیأت اجرایی» در این رابطه نیز دچار عقب‌ماندگی تاریخی است.
 
نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
 
 
در قسمت سوم این نقد به گزارش نادرست و غیرمنطقی مجاهدین از مسائل مختلف در ارتباط با کشتار ۶۷ و زندان و ...پرداخته‌ام.
 
گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
 
 
یکی از متن‌های «عریض و طویل» من، نفی تیرخلاص زنی احمدی نژاد و بازجو بودن او در اوین و روایت‌های مجاهدین و شاهدانشان از زندان در این مورد است. چنانچه حوصله کردید متن مزبور به ویژه انتهای آن را بخوانید:‌
 
«غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی از زندان»
 
http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=195
 
 
۲
 
در ارتباط با جریان حامی من یعنی «ایران تریبونال» بایستی بگویم حضرات قیاس به نفس می‌کنند. اولا «ایران تریبونال»حزب یا جریان سیاسی نیست که از کسی حمایت به عمل بیاورد یا نیاورد. این تریبونال مسئولیتی در قبال من و دیدگاه‌هایم ندارد. چنانچه من هم مسئولیتی در قبال مواضع دیگر همکارانم در تریبونال ندارم.
«ایران تریبونال» چنانچه مسئولان و فعالان آن بارها توضیح داده‌اند یک تلاش جمعی برای پیگیری نقض حقوق بشر در ایران و محکومیت نظام جمهوری اسلامی در یک دادگاه مردمی است که با موفقیت کامل هم روبرو شد.
 
«هیات اجرایی» در یک فرار به جلوی دیگر مدعی شده است:
 
«بویژه آخرین نوشته‌ها نشانه‌ای از عمق سقوط اخلاقی او [ایرج مصداقی] و جریان حامی‌اش دارد که به جای مقابله‌ی سیاسی، به ترور شخصیت روی آورده‌اند »
 
این ادعای «جماعت» مزبور در حالی صورت می‌گیرد که در چندماه گذشته آن‌ها از انجام هیچ اقدامی علیه من از جمله «ترور شخصیت» کوتاهی نکرده‌اند. خنده دار است که دم از «سقوط اخلاقی» هم می‌زنند.
 
برای نمونه به نوشته‌ی فرد معلوم‌الحالی به نام «توفیق شالگونی» تحت عنوان «حاج آقا مصداقی بیا پائین با هم برویم»که توسط «هیأت اجرایی» انتشار یافته توجه کنید.
 
 
باور می‌کنید این نوشته و یک نوشته‌ی دیگر علیه «ایران تریبونال» که تحت عنوان «اگر آنها زنده بودند! خطاب به گردانندگان و طرفداران «تریبونال لندن»انتشار یافت، تنها نوشته‌‌‌های شخصیت «مبارز» و «ضد امپریالیست» معرفی شده از سوی «هیأت اجرایی» است؟
 
http://www.rahekargar.net/printf.php?tb=articles_2012&fn=2012-07-18_203_tofgh.htm&d=2012-07-18
 
یک خط نوشته از «توفیق شالگونی» یکی از وابستگان «امام جماعت هیأت اجرایی» در مورد جنایات رژیم در هیچ کجا پیدا نمی‌کنید. «هنر» او تنها در دشمنی با «ایران تریبونال» و «ایرج مصداقی» خلاصه شده است. البته گفتنی در مورد وی و«هنرهایش» بسیار است که به زمانی دیگر وا می‌گذارم.
 
کوربینی «جماعت» مزبور تا به آن‌جا رسید که  در راستای سیاست «اتهام زنی» و «سنگ مفت ، گنجشک مفت»  با انتشار مقاله ی «جنبش انقلابی به بهانه ی مصاحبه ی آقای علیخانی در رابطه با قتل عام دهه ی شصت صداهایی که گویی از یک منشاء  از یک حلقوم بیرون می‌آیند!!!!» من و رضا علیجانی و مجاهدین و پرویز ثابتی را آلترناتیو ساخته و  پرداخته شده از سوی غرب و صدایی که از یک حلقوم و منشاء می‌آیند معرفی کردند. 
 
 
بعد از انتشار پاسخم به مقاله مزبور، نویسنده مقاله و سایت «هیأت اجرایی» و سردبیر آن به همراه سایت‌های تابعه ...ضمن نامه‌نگاری و پاسکاری به یکدیگر به تشکر و قدردانی از هم پرداختند و از زیربار پذیرش مسئولیت نوشته فوق و چگونگی انتشار آن فرار کرده و طلبکار هم شدند! کافیست نگاهی به اطلاعیه‌ی «هیئت اجرایی» بیاندازید تا متوجه‌ی شباهت‌ مضمون آن با مقاله‌ی فوق شوید.   
 
آن‌ها حتی از انتشار مطلب کسی که در فضای مجازی «تغییر جنسیت» داده و با حجاب «سیمین محمودی» علیه من و«ایران تریبونال» مطلب نوشته بود هم کوتاهی نکردند.
تا پیش از انتشار مطلب فوق، «جماعت» یاد شده «سیمین محمودی» را «مشکوک» هم ارزیابی می‌‌کردند. او فردی است که با «جنبش سبز» همکاری می‌کرد. به ایران سفر کرده و به خاطر آن از «کمیته ماینز» اخراج شده است. وی از مخالفان«ایران تریبونال» و همراهان سیاست «هیأت اجرایی» در دشمنی با کارزار «ایران تریبونال» بود.
 
 
۳
 
از دیگر اتهامات «جماعت هیأت اجرایی» علیه من، «تراشیدن وابستگی‌های ساختگی تشکیلاتی برای مخالفان» است. ظاهرا اشاره‌ی آن‌ها به روشنگری من در مورد «وزیر فتحی» است که حضرات تلاش می‌کنند او را «رفیق وزیر فتحی» به افراد بی خبر قالب کنند. من در مورد او نوشته‌ام که وی «مسلمان» و «هوادار شریعتی» بوده و هست و از آن‌جایی که «امام جماعت» هیأت اجرایی کفکیرش به ته دیگ خورده برای ازدیاد «جمعیت» وی را در زمره‌ی دشمنان «ایران تریبونال»دسته‌بندی‌ کرده‌ و به او لقب «رفیق» بخشیده‌ است. «هیأت اجرایی» به جای اتهام زنی کافیست «رفیق فتحی» را متقاعد کند همین ادعای من مبنی بر هواداری او از «دکتر علی شریعتی» را رسما تکذیب کند.
 
اتهام «تراشیدن وابستگی‌های ساختگی تشکیلاتی برای مخالفان» از سوی جماعت هیأت اجرایی در حالی به من زده می‌شود که این محفل مرا به دروغ به داشتن وابستگی تشکیلاتی به مجاهدین متهم می‌کند و به روضه  خوانی در مورد آن می‌پردازد.
 
«ائتلاف با راست ترین جناح‌های سرمایه جهانی تنها خصلت نمای ایران تریبونال نیست. وجه دیگر این ائتلاف به ساختار رهبری داخلی ایران تریبونال، یا هیئت هماهنگی، مربوط می‌شود که شاخص اصلی آن، ائتلاف با کسانی است که نمایندگان سیاست‌های مجاهدین (نظیر ایرج مصداقی و لیلی قلعه بانی) می‌باشند.
 
 
هرکس که کتاب «دوزخ روی زمین» من را خوانده باشد می‌داند که گرایش مذهبی ندارم. نه تنها به لحاظ ایدئولوژیک بلکه تشکیلاتی هم رابطه‌ای با مجاهدین ندارم. اما نه تنها برای آن‌ها بلکه برای هرکس که با رژیم مبارزه کند احترام قائلم؛ چرا که دشمن اصلی را رژیم جمهوری اسلامی و باندهای آن می‌دانم. اگر رابطه خود با مجاهدین را تکذیب می‌کنم از این موضع نیست که هواداری از مجاهدین را «ضد‌ارزش» می‌دانم، خیر. در نگاه من «محافلی» در حد «هیات اجرایی» اساساً‌ قابل قیاس با مجاهدین نیستند.
 
از من که بگذریم آن‌ها به دروغ حتی لیلا قلعه بانی یکی از فعالان کارزار را نیز نماینده مجاهدین معرفی می‌کنند که در عمرش یک روز هم با مجاهدین نبوده و انگیزه‌ی همکاری‌اش با «ایران تریبونال» اعدام دو برادرش در دهه‌ی ۶۰ است. این دو زمانی که لیلا کودکی بیش نبود در سنین نوجوانی و جوانی به خاطر هواداری از مجاهدین اعدام شدند.
 
برخلاف ارزیابی ساده‌انگارانه‌ی «جماعت هیأت اجرایی» که هیچ شناختی از مجاهدین و دیدگاه‌هایشان ندارند. سازمان مجاهدین موافق تشکیل «ایران تریبونال» و تلاش‌هایی از این دست نیست و برای آن دلایل ایدئولوژیک خاص خود را دارند که سعی می‌کنم به اختصار توضیح دهم.
 
از آن‌جایی که مجاهدین به لحاظ ایدئولوژیک «رهبر عقیدتی» خود را در ارتباط با مبارزه، مقاومت، خون،‌ شکنجه، اعدام و ...صاحب «حق» می‌دانند هر نوع کوششی در این زمینه از سوی دیگران را دست درازی به «حقوق» رهبری و طبق تعریف ایدئولوژیک‌شان ارتزاق از «خون شهدا» معرفی می‌کنند. با همین نگاه است که «منیره رجوی»‌ را سمبل قتل‌عام شدگان ۶۷ معرفی می‌کنند و شعار «خون شهیدان ما، رنج اسیران ما در تو گره می‌خورد رجوی قهرمان» تولید می‌شود تا این تعریف از«حق رهبری» برجسته شود. به همین دلیل هیچ فردی که رابطه‌ی تشکیلاتی با مجاهدین یا شورای ملی مقاومت داشته باشد به همکاری با «ایران تریبونال» چه در مرحله‌ی تدارک و چه شهادت و چه حضور در دادگاه و ... تن در نمی‌‌‌دهد و مجاهدین علیرغم داشتن ده‌‌ها سایت رسمی و غیررسمی و تلویزیون ۲۴ ساعته که نام «تلویزیون ملی ایران» را هم یدک می‌کشد اخبار این دادگاه را پوشش نمی‌دهند. «سیاست» مجاهدین جدا از «ایدئولوژی» شان نیست. چگونه ایرج مصداقی و لیلا قلعه بانی می‌‌توانند «نمایندگان سیاست مجاهدین» معرفی شوند؟
در حالی که «هیأت اجرایی» و «امام»‌شان همانند ساکنان «غار اصحاب کهف» از درک ساده‌ترین مسائل جنبش عاجز هستند چگونه می‌‌توان انتظار داشت که از مسائل غامض و پیچیده سیاسی سردر بیاورند. البته بودند و هستند«عقل‌کل‌»‌هایی که مرا جزیی از «اتاق فکر» مجاهدین معرفی می‌کنند و از رفقا و همفکران‌شان می‌خواهند که آن‌ها هم برای مقابله دست به کار شوند. با خواندن این گونه مطالب نمی‌دانم بخندم یا اظهار تأسف‌ کنم از این همه «بصیرت». لابد«اتاق فکر» احتمالی که حضرات تشکیل می‌دهند «فکر» هم تولید می‌کند. وای بر جنبشی که بر اساس چنین «افکاری»بخواهد پیش برود.
«هیأت اجرایی» درحالی مرا نماینده مجاهدین معرفی می‌کنند که بارها نظراتم را راجع به این گروه و سیاست‌هایش اعلام کرده‌ام. برای مثال در لینک‌های زیر می‌توانید بخشی از آن را ملاحظه کنید:‌
 
پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
 
پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
 
لازم به تذکر است نقدی که من به مجاهدین به لحاظ ایدئولوژیک، تشکیلاتی، سیاسی و یا روایت‌شان از زندان و تاریخ مبارزات مردم ایران دارم، نقدی است که به کل جنبش و اپوزیسیون ایران دارم وگرنه مجاهدین دارای ویژگی‌های مثبتی هم هستند که چه بسا «محفل‌هایی» همچون هیأت اجرایی از آن بی‌بهره‌ اند.
 
 
۴
 
در ادامه «جماعت هیأت اجرایی» به شیوه‌‌ی «آخوندهای‌» سر منبر برای فریب و سو‌ء‌استفاده از احساسات شنوندگان کم‌سواد و بی‌اطلاع می‌‌نویسند:
 
«اطلاعات جمع آوری شده تیم‌های پشتیبان، که اینک به قلم ایرج مصداقی علنی می‌شوند، تدارک برای کارهای ناتمامی است که جلادان ستم شاهی در تپه‌های اوین آغاز کردند؛ جنایتکاران جمهوری اسلامی در اوین و گوهردشت و ده‌ها زندان دیگر ادامه دادند و اینک برای نابودی ادامه دهندگان آرمان آن‌ها، با هسیتری [هیستری] کمونیست ستیزی شگفت‌انگیزی پی گرفته می‌شود.»
 
«جماعت» مزبور «تبهکاری» را به آن‌جا می‌رسانند که بدون ارائه یک نمونه مرا متهم می‌کنند به «داستان پردازی در باره افراد غیرمطلوب با اتکا به پرونده‌سازی‌های اطلاعاتی هدفمند» و به شکل شریرانه‌ای اضافه می‌‌کنند: «حتی استفاده از اعترافات زندانیان سیاسی تحت شکنجه بازجویان جنایتکار جمهوری اسلامی».
 
حضرات به صلاح خود و جماعت شان نمی بینند یک نمونه از افراد «غیرمطلوب» را که من در موردشان «با اتکا به پرونده‌سازی‌های اطلاعاتی هدفمند»، «داستان‌پردازی» کرده‌ام معرفی کنند. همچنین یک مورد استفاده‌ی من از «اعترافات زندانیان سیاسی تحت شکنجه‌ بازجویان جنایتکار جمهوری اسلامی» را مشخص نمی‌کنند. از خوانندگان عزیز می‌خواهم با مراجعه به سایت شخصی من افراد «غیرمطلوب» مورد نظر این «جماعت» را مشاهده کنند.
 
 
به اتهاماتی که به من نسبت داده‌اند توجه کنید. این جماعت کسانی هستند که در همین اطلاعیه مدعی‌ شده‌اند: «کشور ما برای عبور از این دایره‌ی شوم جنایت، به فرهنگ نوین انسانی نیاز دارد. حرمت و شرف انسانی هر فرد، حریم مقدسی است که باید با تمام قوا پاسداری شود.»
 
این گوشه‌ای از «فرهنگ نوین انسانی»است که حضرات «نیاز»ش را تجویز کرده‌‌اند! خوب است نمردیم و «حریم مقدسی» را که این افراد قرار است «پاسداری» کنند به چشم دیدیم. لازم به تذکر نیست که تجربه‌ی «پاسدار» و«پاسداری» زیاد دارم.
با خواندن این سطور به یاد دوست و رفیق شفیقم «فیروز الوندی» افتادم. مدت‌ها «سنگ صبور»ش بودم. یادش به خیر«ساقی مسکین نواز من»، در سال ۵۹ در ارتباط با «راه‌کارگر» دستگیر شده بود و پس از پایان دوران محکومیت‌اش«ملی‌کشی» می‌کرد. از سیفون یک متری توالت نشسته خودش را دار زد. باور می‌کنید؟ یک بخش از کتاب «نه زیستن نه مرگ» را به او اختصاص دادم. خودش می‌گفت «لاله‌‌ی سرنگون» است و آخر فروردین و اول اردیبهشت «گل» می‌دهد، به عهدش وفا کرد و همان موقع هم «گل» داد. «فرهنگ نوین انسانی» و «حرمت و شرف» و «حریم مقدس» را که خواندم دوباره به یاد شعری افتادم که پس از دیدن جنازه‌ی «فیروز»
مدت‌ها ورد زبانم بود. «احمدرضا محمدی مطهری» در توالت دوم بند را باز کرد تا جنازه‌اش را که دردمندانه جان داده بود و گردنش چند سانتی‌متری کشیده شده بود ببینم و چاره‌ای بیاندیشیم.
 
«بدرود دوست من
بی آنکه دست‌ها را بفشاریم و حرفی بزنیم
غمگین مباش. خم به ابرو نیاور
در این زندگی مردن چندان تازگی ندارد
و زیستن نیز دیگر چیز تازه ای نیست»
سرگی آلکس ساندرو ویچ یه سه نین
 
«جماعت» مزبور بنا به دلایل کاملاً روشن ترجیح می‌دهند در مورد معرفی «تیم‌های پشتیبانی» که برای من اطلاعات جمع‌آوری می‌کنند سکوت کنند. هفت سال پیش علیرضا نوری‌زاده در مورد کتاب من مدعی شده بود: «تردیدی نیست که این کتاب حاصل کار مجموعه‌ای است که حتی طول و عرض دقیق زیرزمین اوین و اتاق پشتی دفتر لاجوردی را می‌داند» و حالا«جماعت هیأت اجرایی» مدعی تیم‌های پشتیبانی می‌شوند که قرار است کار ناتمام جلادان ستم‌شاهی و جنایتکاران اوین و گوهردشت را تمام کنند. آیا تولید این دروغ‌ها نشانه ی «تبهکاری»‌ و نبوغ سرشار در پرونده سازی نیست؟
 
یادم هست چند سال پیش یک اکثریتی و عضو «اتحاد جمهوری‌خواهان» به نام جهانگیر علیزاده که دو سالی هم زندان بوده و سابقه‌ی «درخشانی» هم دارد و بین برلین و تهران ییلاق و قشلاق می‌کند پس از آن که در مورد سوابق دو «عنصر نامطلوب» یعنی محسن درزی عضو «اکثریت» و «اتحاد جمهوری‌خواهان» و تیرخلاص زن و تواب دو آتشه زندان اوین و قزلحصار و هوشنگ اسدی عضو حزب توده و ساواکی و توابی که در توطئه علیه روشنفکران ایرانی و تئوری‌پردازی راجع به«تهاجم فرهنگی» دست داشت مطلب نوشتم با اسم مستعار «ج- بابک»در سایت «ایران گلوبال» راجع به من و کتابم نوشت:‌
 
«و برخی از افراد اطلاعاتی رژیم در خارج از کشور چندین جلد کتاب می‌نویسند و خودشان را در محافل مربوط به این‌ها افشاگر جمهوری اسلامی جا زده ومدعی می‌شوند که سابقا مجاهد بوده ولی حالا مستقل می‌باشند!! در مجاهد بودنشان شکی نیست ولی در مستقل بودنشان؟؟ گزینشی و حساب شده در کتابشان به انبوه اطلاعات ومطالبی اشاره می‌کنند که همه برگرفته از آرشیوهای قطور وزارت اطلاعات می‌باشد بر گرفته شده از همان میلیون‌ها صفحات سیاه شده بازجوئی‌ها از زندانیان سیاسی سه دهه و از سربرگ‌های معروف النجاة فی الصدق وزارت اطلاعات، برگرفته از همان اوراق تک نویسی‌های میلیونی وزارت اطلاعاتی، و دست مریزاد به نویسندگان ظاهری چنین کتبی که از آنچنان حافظه‌ای هم در یادآوری آن سال‌های دور از همه جزئیات رویدادهای انبوه آن روزگاران درد و رنج و عذاب برخوردارند که جز در توانائی حافظه‌های الکترونیکی نمی‌تواند بگنجد و علم نوین پزشکی باید بر روی حافظه این نویسنده به کشفیات و اختراعات جدید برسد. جل الخالق از این همه معجزه و عجایب!!! »
 
http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2&news-id=47159&nid=haupt
 
البته تعجب نکنید جهانگیر علیزاده در «اتحاد جمهوری‌خواهان» با نام خودش حضور دارد و در پاپوش دوزی علیه من با اسم مستعار!
 
وی که سوابق «مشعشعی» داشت همان موقع هم بند را آب داده و نوشته بود:‌
 
«آنچه امروز بهانه‌ام برای نگارش این مقال کوتاه از تجربه شخصی‌ام در حبس و بند شده است نه تلاش گسترده و وسیع تیم‌های سازمان یافته فرهنگی کار وابسته به سازمان‌های متعدد اطلاعاتی و امنیتی بل تلاش برخی از چهره های مشخص اپوزیسیون در افشای عناصر به اصطلاح آنها تواب و خائن!! در زندان‌های جمهوری اسلامی با استفاده از همان منابع معلوم‌الحال وزارت اطلاعات در برخی نشریات اینترنتی و نشریات حتی معتبر و وزینی چون آرش و غیره می‌باشد. در واقع انگیزه‌ام در تحریر این سطور تلاش این دسته از مجریان و مغرضان آن سناریوی اطلاعاتی و امنیتی سازمان‌های متعدد اطلاعاتی می‌باشد.
 
http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2&news-id=47159&nid=haupt
 
«جماعت هیأت اجرایی» با توسل به شیوه‌‌ی «آخوندی» به منظور تهییج و تشجیع مستمعان اندک‌ ولی «متعصب» و«عقب‌مانده»‌شان که این روزها تصاویر همتایان‌ آن‌ها را در رسانه‌ها هنگام حمله به مظاهر و مراکز «فساد» و «دشمنان»خدا و پیامبر و اسلام می‌بینیم، مرا به «کمونیست ستیزی شگفت‌انگیز» هم متهم می‌کنند. گویا امام جماعت فلان مسجد در اسلام آباد و کراچی و پیشاور و کابل و قندهار و هرات و جاکارتا و قاهره و بصره و نجف و کربلا و تهران و قم و مشهد و ...نمازگزاران را متوجه‌ی «اسلام‌ستیزان» می‌کند.
 
البته بایستی صادقانه بگویم اگر نمایندگان «کمونیسم» اعضای «هیأت اجرایی» از جمله کسانی هستند که من می‌شناسم به این «کمونیست ستیزی» افتخار می‌کنم. اما اگر کمونیست «علیرضا تشید» یا «لهراسب صلواتی»‌اند که من از همه‌ی توش و توانم استفاده می‌‌کنم تا یادشان را گرامی بدارم.
 
اگر منظور از «کمونیست»، خوش‌نشینان عضو «هیأت اجرایی»‌‌اند که من به این «کمونیست ستیزی شگفت‌انگیز» اعتراف می‌کنم اما اگر منظور از کمونیست، پویان و احمد‌زاده و جزنی و ضیا ظریفی و حمید اشرف و شکرالله پاک‌نژاد و مصطفی شعاعیان و سپاسی آشتیانی و مرضیه احمدی اسکویی و مهرنوش ابراهیمی و ... هستند که «فدایی» مردم ایران بودند، من بارها سر تعظیم در مقابل‌شان فرود می‌آورم و ارادت قلبی‌‌ام را نثار آرمانشان می‌‌کنم.
نیاز به یادآوری نیست آنچه که امرز «جماعت هیات اجرایی» می‌کوشد در زورق «چپ و مارکسیسم» به نسل جوان عرضه کند در دهه ی خونین ۶۰ به شکل تراژیکی تجربه شد و ننگی تاریخی برای چپ ایران به ارمغان آورد و چپی که مدعی و مبتکر آن بود با اتکا به دیدگاه‌های مشابه در کنار سیاه ترین نیروی تاریخ ایران به توجیه بزرگترین جنایات معاصر پرداخت.
 
افسوس و هزار دریغ! کجا هستند عزیزانی چون علیرضا شکوهی و علیرضا تشید و مهدی برادران خسروشاهی و لهراسب صلواتی و نور‌‌الدین ریاحی و ... تا ببینند چه کسانی برجای آن‌ها تکیه زده‌اند. چه خوب که این غم و رنج بزرگ را افزون بر ‌آن‌چه در شکنجه‌گاه‌ها و میدان‌های تیر و چوبه‌های دار متحمل شدند تجربه نمی‌کنند. چه خوب که «فیروز» دوباره از غم و اندوه جان نمی‌دهد و رنج نمی‌کشد.
 
آیا «تبهکاری» بیش از این را می‌توان انتظار داشت؟ چه کسی بیش از من در افشای جنایات اوین و گوهردشت مطلب نوشته است؟ چه کسی با تلاش فردی‌اش عکس‌های اعضای هیأت مرگ را که گروه‌های سیاسی مدعی پس از گذشت بیش از دو دهه از تهیه‌ی آن عاجز بودند انتشار داد؟ چه کسی کشتار ۶۷ را با روزشمار آن ایام مستند کرد؟
چه کسی دغدغه‌اش جنایت صورت‌گرفته در تپه‌های اوین بوده است؟ آیا «هیأت اجرایی» و «امام»‌شان مقاله‌ی من در نشریه آرش و سایت‌های اینترنتی تحت عنوان «من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴» را ندیده‌اند؟
 
 
آیا هیچ کسی که کمترین فراست و هوشی داشته باشد باور می‌کند که اعضای «هیأت اجرایی» ادامه دهندگان آرمان کسانی هستند که در تپه‌های اوین توسط «جلادان ستم‌شاهی» و «جنایتکاران جمهوری اسلامی در اوین و گوهردشت» به خاک افتادند؟
 
مگر کسی مغز علیلی در حد اعضای «هیأت اجرایی» داشته باشد که ادعا کند من در صدد «تدارک کارهای ناتمامی هستم که جلادان ستم شاهی در تپه های اوین آغاز کردند؛ جنایتکاران جمهوری اسلامی در اوین و گوهردشت و ده ها زندان دیگر ادامه دادند.»
آیا هیچ انسان منصف و شریفی پیدا می‌شود که ادعاهایی از این دست را بپذیرد؟
آیا شرم و حیای قاضی مرتضوی بیش از کیفرخواست نویسان «هیأت اجرایی» و «امام»‌شان نبود و نیست؟
 
۵
 
«جماعت هیأت اجرایی» در ادامه‌ی پرونده‌‌سازی‌شان علیه من هراس خود را هم نشان داده‌اند:
 
«سازمان ما اقدامات ایرج مصداقی و جریان پشتیبانش در ایجاد فضای رعب و وحشت در میان نیروهای اپوزیسیون را به شدت محکوم کرده و تلاش برای ترور شخصیت افراد را اقدامی بی شرمانه می‌داند که باید با قاطعیت با آن مقابله کرد. ما هم چنین به تمامی افراد و جریاناتی که با این فرد و جریان حامی اش همکاری می‌کنند، هشدار می‌دهیم که مواظب باشند در خدمت جریانی قرار نگیرند که از همین امروز برای از میان برداشتن مخالفان به سازمان‌های اطلاعاتی امپریالیستی گِرا می‌دهند!
 
 
چند روز پیش از صدور این اطلاعیه محفل «گفتگوهای زندان» که در دشمنی با «ایران تریبونال» با جماعت هیأت اجرایی همسو است تهدیدات مشابهی کرده بود. به مضمون مشترک آن با اطلاعیه جماعت هیات اجرایی توجه کنید:‌
«ما ضمن محکوم کردن شیوه پلیسی این سخنگوی ایران تریبونال هشدار می‌دهیم که مسئولیت پیامدهای ناشی از این عمل نه تنها بر عهده این فرد، بلکه بر عهده تمام کسانی است که به هر شکل با او همکاری، همراهی و همیاری می‌کنند.ما زندانیان سیاسی سابق بر این اعتقادیم که حرمت انسانی، هویت حقوقی و آزادی عقیده و بیان جزء لاینفک جامعه ایست که ما بر آن باور داریم. »
 
 
توجه کنید علاوه بر تهدید و هشدار مشابه به «حرمت انسانی، هویت حقوقی و آزادی عقیده و بیان» «جامعه» مورد نظرشان هم اشاره کرده ‌اند.
به خاطرتان می‌آورم که جماعت هیأت اجرایی هم روی «فرهنگ نوین انسانی» و «حرمت و شرف انسانی هر فرد» تأکید کرده و آن را «نیاز» جامعه بر شمرده‌اند.
تا پیش از این دستگاه اطلاعاتی رژیم و مزدورانش در داخل و خارج از کشور از من و روشنگری‌هایم «وحشت» داشتند و آن را بر نمی‌تافتند و امروز «جماعت» مزبور و «امام‌شان» نیز به آن اضافه شده‌اند. در ماهیت چه کسانی بایستی شک کرد؟
من از چه قدرتی برخوردارم که می‌توانم «فضای رعب و وحشت» ایجاد کنم!؟ مگر «جماعت هیأت اجرایی» مشغول چه کاری هستند که این چنین از افشای آن به وحشت افتاده‌اند؟ هراس آن‌ها از چیست؟ بیچاره کسانی که از چند جمله روشنگری من به «رعب و وحشت» می‌افتند. چه دل و جرأتی، چه دلاوری و شجاعتی؟ این مدعیان چگونه می‌خواهند با رژیم مبارزه کنند؟ این «پهلوان‌ پنبه‌ها» چگونه ادعای مبارزه با «امپریالیسم» را دارند؟
جمعی که با انتشار یک مقاله دچار «رعب و وحشت» می‌شوند خنده دار است که دم از «قاطعیت» و «هشدار» هم می‌زنند.
 
این بیانیه‌ی استیصال و درماندگی از کجا ناشی می‌شود؟ مگر حامیان من چه کسانی هستند؟ الا این که شریف‌ترین فعالان عرصه‌ی اپوزیسیون؟
 
برخورد من با «جماعت هیأت اجرایی» نه برخورد با یک «محفل» بلکه برخورد با فرهنگ دورویی و ریاکاری در عرصه‌ی سیاسی و عمومی است؛ فرهنگ مبتذلی که محفل ورشکسته‌ی «هيأت اجرایی» نمونه‌‌ی بارز آن است؛ فرهنگی که متأسفانه همیشه پل‌های اعتماد میان مردم و فعالان سیاسی را خراب کرده است.
 
جماعت هیأت اجرایی همچنین در مورد «باندهای پلیسی و دسته‌های مافیایی و تشنگان قدرت» و «زندگی خصوصی» افراد هم افاضه‌ی فضل کرده‌‌اند:
 
«اختلافات سیاسی نمی تواند توجیهی برای سرک کشیدن در زندگی خصوصی افراد باشد. چنین اقدامی را تنها در باندهای پلیسی، دسته‌های مافیائی و تشنگان قدرت می‌توان سراغ گرفت. برای مبارزه با حاکمیت جهل و جنایت و برای ایجاد جامعه‌ای که در آن « شکوفائی هرفرد، شرط شکوفاهی همگان باشد»، باید به تشکل‌های توده‌ای میدان داد تا دیکتاتوری و سلطه‌ی زورگویانه‌ی احزاب، دسته جات و فرقه‌ها جای حاکمیت مردم را نگیرد.»
 
توجه کنید اینان که سی سال است در جوامع دموکراتیک اروپایی زندگی می‌کنند و فعالیت علنی دارند، همچنان واهمه دارند از این که مردم بدانند این «پیشتازان اخلاق و آزاد‌گی» و «رهبران طبقه کارگر» که ادعای تغییر جهان را داشته و از همه درخواست شفافیت دارند، چگونه زندگی می‌کنند و چه فاصله‌ی عمیقی بین ادعاها و عملکردشان است.
 
چنان‌که می‌بینید حضرات به «انشا‌ء نویسی در مورد «علم خوب است یا ثروت» روی آورده‌اند. تنها در یک جامعه بسته و عقب‌مانده استدلال‌های «جماعت هیأت اجرایی» خریدار دارد و گرنه در یک جامعه‌ی باز، دموکراتیک و پیشرفته تمام کسانی که در عرصه‌ی عمومی و سیاسی فعالیت می‌کنند و به ویژه برای کسب قدرت سیاسی به مبارزه می‌پردازند باید دارای پیشینه‌ای روشن و شفاف باشند و نمی‌توانند و نباید چیزی را از چشم مردم مخفی و پنهان نگاه دارند. در این‌گونه جوامع، رسانه‌های گروهی و خبری وظیفه‌ی روشنگری و شفاف‌سازی را بعهده دارند و برای دریافت خبر و انتشار عمومی آن در هر سوراخ سنبه‌ای سر فرو می‌برند. شخص مورد اشاره‌ی رسانه‌ها هم اعتراض نمی‌کند که چرا شما مسائل مربوط به من را آشکار ساخته‌اید و زندگی خصوصی مرا برملا کرده‌اید، بلکه بجای آن، تلاش می‌کند تا آن‌ها را بگونه‌ای مستند رد کرده و ثابت کند که این‌ها همه تهمت است و حقیقت ندارد و یا اگر آن‌ کارها را انجام داده‌ است از مردم به‌خاطر خطایش پوزش می‌خواهد نه آن که طلبکار شود و موضع عافیت‌طلبانه اتخاذ کند.
 
ادعاهای حضرات را مقایسه کنید با آن‌چه رسانه‌های جمعی و مطبوعات یک جامعه‌ی مدرن بر سر بیل‌ کلینتون و سپسالیوت اسپیتزر فرماندار نیویورک و امروز ژنرال پترائوس رئیس سازمان «سیا» آورده‌اند و آن را مقایسه کنید با جامعه‌ی بسته‌ی اتحاد شوروی سابق و«سوسیالیسم واقعا موجود» و یا کره‌ شمالی امروز و لیبی دیروز و ... تا متوجه‌ی «شکوفایی» هر فرد و «شکوفایی همگان»بشوید. همه‌ی ما شاهد بودیم که بر سر «شکوفا» شدگان چه آمد؟
 
اما بشنوید از بقیه داستان و رذالتی که در آن به خرج داده‌ و مرا متهم به «گرا» دادن به «امپریالیسم» کرده‌‌اند.
 
در مصاحبه با «بی بی سی» برای آن که نشان دهم آمریکایی‌ها به دنبال مطامع سیاسی خود از طرح موضوع ترور مستشاران آمریکایی در ایران هستند به نقش بخش منشعب مجاهدین در این ترورها و فرار حسین سیاه کلاه و محسن طریقت منفرد به خارج از کشور اشاره کردم. با توجه به این که این موضوع بارها از سوی سازمان «پیکار» و اسناد آن انتشار یافته؛ در کتاب‌های منتشر شده از سوی رژیم و سایت‌های اینترنتی روی آن با ذکر جزئیات تأکید شده؛ در اسناد انتشار یافته ساواک راجع به ترور مستشاران آمریکایی و افراد درگیر در آن مو به مو توضیح داده شده و مأموران «سیا» و «اف بی آی» در جریان بازجویی‌های افراد دستگیر شده در ارتباط با قتل‌ مستشاران آمریکایی در ایران بودند؛ به طرح موضوع پرداختم و در واقع من رازی را فاش نکردم که به «امپریالیسم گرا» داده باشم. (۳)
تازه یکی از مخالفان اصلی حضور من در «بی بی سی» مجاهدین هستند. به مقاله‌ی من در این رابطه که پاسخی است به واکنش مجاهدین توجه کنید:‌
 
 
اما «جماعت هیأت اجرایی» به زعم خود از ناآگاهی افراد سوءاستفاده کرده و مدعی شده‌اند که من «گرا»ی اعضای بخش منشعب یا مارکسیست لنیست سازمان مجاهدین را به «امپریالیسم» داده‌‌ام! گویا تیمسار نصیری و مقدم و فردوست لال بودند تا اطلاعات ساواک در مورد این ترورها را به سیا دهند و مأموران امنیتی امپریالیسم منتظر نشسته بودند تا پس از گذشت ۳۷ سال فردی در مقام و موقعیت پژوهشگر و محقق با استناد به کتاب‌ها و  اطلاعات منتشر شده آن‌ها را مطلع کند!
ده‌ها تن از بازجویان و اعضای تیم‌های گشت و مراقبت و صاحب‌منصبان ساواک در آمریکا به سر می‌برند، آیا «سیا» و «اف بی آی» و «امپریالیست‌« ها در طول این سالیان نمی‌توانسند از آن‌ها که عهده‌دار بازجویی از افراد درگیر در این ترورها بودند خبر بگیرند؟‌
آیا پس از گذشت ۴ دهه نیاز به «گرا» دادن من بود؟ با توجه به توضیحاتی که دادم بایستی در عقل و شعور کسانی که چنین مطالبی را طرح می‌کنند شک کرد یا در صداقت‌شان یا هردو؟
وقتی در جامعه «اخلاق»‌ کالایی است کمیاب و «نادانی» می‌شود «فضیلت» و «تعصب و جهالت» رنگ «ارزش» به خود می‌گیرد بایستی هم «جماعت» مزبور همچون روضه‌خوان‌های منبری و امامان جمعه و جماعت برای مستمعان بی‌خبر از همه جایشان چنین ادعاهایی کنند. مگر ندیده‌اید در کشورهای اسلامی چگونه افراد نادان و عقب‌مانده را در خیابان‌ها تحت عنوان به خطر افتادن «دین» و «مذهب» و توهین به «پیامبر» و «نبی» بسیج می‌کنند؟
 
مگر نخوانده‌اید در همین کشور خودمان روضه‌خوان‌های بیسواد و مکار چگونه عده‌ای نادان و تحریک شده را در طول تاریخ تحت عنوان مبارزه با «بابی» و «ملحد» و «کافر» و ... به جان مردم می‌انداختند و خون‌ها می‌ریختند؟
 
افرادی که مدعی هستند من «گرای» این دو نفر را که نه جایشان مشخص است و نه اسمی که با آن زندگی می‌کنند، به امپریالیسم داده‌ام، کسانی هستند که از صبح تا شام می‌کوشند آمریکایی‌ها و امپریالیست‌ها را متقاعد کنند مجاهدین که هم جایشان و هم اسم و رسم‌شان مشخص است مسئول ترور مستشاران آمریکایی هستند. این را چه می‌نامند خدا می‌داند؟ صدها بار اسناد و مدارک و کلیشه‌های نشریات مجاهدین را که در آن به ترور هاوکینز و پرایس اعتراف کرده‌اند انتشار داده‌اند. بارها تصویر مواضع مجاهدین در تأیید اشغال سفارت آمریکا و نگاه ضد‌امپریالیستی مجاهدین در سال‌های ۵۸و ۵۹ را پخش کرده‌اند اما هیچ‌یک از این اقدامات در منطق حضرات «گرا» دادن به «امپریالیسم» محسوب نمی‌شود. یک بام و دو هوا را ملاحظه می‌کنید؟
سال‌‌هاست با خودم می‌‌اندیشم چرا به جای این همه نیروی «ضد‌ امپریالیست»، جنگنده‌های آمریکایی مجاهدین را بمباران کردند؟ و چرا دولت «امپریالیست» فرانسه به جای حمله به مأمن گرم و نرم «ضد‌امپریالیست‌» های دو آتشه به محل زندگی مریم رجوی و ... حمله کرد و آن‌ها را دستگیر کرد؟
 
یک بار دیگر به ادعا‌های «جماعت هیات اجرایی» که صحنه‌ی سیاسی ایران را با «منبر» اشتباه گرفته‌اند توجه کنید. به آن‌ها باید گفت بجای درس «اخلاق» و «شرافتمندی» و «آزادگی» و «بزرگ منشی» دادن به دیگران، بهتر است کمی در خود تأمل کنید و صادقانه به خود، و تنها به خود، پاسخ گویید آیا آن‌چه که می‌نمایید، هستید؟!
 
باز هم تأکید می‌کنم برای پذیرش هر اتهامی آماده‌ام اما به سهم خودم اجازه نخواهم داد امثال «امام‌« و «امام‌زادگان» هیأت اجرایی و پامنبری‌هایشان که از نظر من نمونه‌‌ی آشکار ریاکاری و دورویی و تزویر و فرهنگ آخوندی هستند فضای سیاسی جامعه ایران را بیش از این آلوده کنند.
 
 
ایرج مصداقی نوامبر ۲۰۰۱۲
irajmesdaghi@gmail.com
 
 
۱- دروغگویی یکی از ویژگی‌های جماعت هیأت اجرایی و همراهانشان است. برای نمونه احمد نوین یکی از اعضای «جماعت هیأت اجرایی» بدون آن که پروایی کند به دروغ مدعی شد:
«بنابر اطلاعات منتشر شده، دادگاه ایران تریبونال مورد بحث که اخیراً در لندن آغاز به کار نموده است و با حمایت بیدریغ مرکز اسناد حقوق بشر ایران پاگرفته است. مرکزی که در زمان دولت جورج دبلیو بوش با هزینه چند میلیون دلاری و به اسم دفاع از حقوق بشر ایران تاسیس شده است .عمده مخارج این تریبونال بین‌المللی لندن را این مؤسسه پرداخت می‌کند.مؤسسه‌ای که در زمان دولت اوباما بنا بر سیاست‌های روزِ دولت امریکا و بنابر تعریف دولت امریکا از حقوق بشر و مطابق سیاست‌های خود دولت اوباما، متناسب با شرایط طرح و برنامه‌ریزی می‌نماید .»
به گفتگوی (از دقیقه بیست به بعد) وحید صمدی یکی از دشمنان «ایران تریبونال» و گردانندگان سایت «امید» با رادیو«راه‌کارگر» توجه کنید. ببینید چگونه به صراحت در مورد حضور رینالدو گالیندوپل و قاضی جفری رابرتسون به عنوان قضات دادگاه «ایران تریبونال» برپایه‌‌ی نادانی و جهالت دروغ می‌بافد و روضه می‌خواند. اولی در ماه مارس ۲۰۱۲ یعنی سه ماه قبل از تشکیل «ایران تریبونال» فوت کرده و به علت کبر سن و فراموشی سال‌ها خانه‌نشین بود و فعالیتی نداشت و دومی علیرغم احترامی که برای او قائلم هیچ ربطی به «ایران تریبونال» نداشت و روحش از تشکیل این دادگاه بی خبر بود و در نتیجه‌ قدمی هم در راه تشکیل و برگزاری آن برنداشت.
 
 
۲- در ۳ ماه گذشته، یک ماه و نیم در بیمارستان بستری بودم و سه بار به اتاق عمل برده‌‌شدم و منتظر عمل جراحی چهارم هستم. در این مدت هشت بار با آمبولانس به بیمارستان منتقل شدم اما در بدترین شرایط جسمی هم حاضر نشدم برای لحظه‌ای دست از تعهداتم بردارم. وضعیت مرا مقایسه کنید با جماعت پر مدعای «هیأت اجرایی» که با خواندن یک مقاله‌ دچار «رعب و وحشت»‌ می‌شوند و از «همپالگی‌»‌هایشان می‌خواهند علیه من «بسیج» شوند!
 
۳- در اسناد سازمان پیکار می‌توانید ببینید:
 
 
 
صفحه ۲۷۸ کتاب «گزارش به خلق»؛ نامه‌های یکی از اعضای انشعابی سازمان «مجاهدین به مرکریت آن.
 
http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin-ML/pdf/Se-Bayaniyeh-Mojahedin.pdf
 
حسین روحانی در صفحات ۱۵۵ تا ۱۶۷ کتاب «سازمان مجاهدین خلق ایران » از چگونگی طرح تز «انحلال موقت تشکیلات»‌و ارائه‌ی «تز رکود» و تجزیه و تحلیل ماهیت فرارطلبان و انشعابگران (بهار ۱۳۵۶) می‌گوید و در همین کتاب بارها به فرار مصطفی (محمدقاسم عبدالله زاده)، حسین سیاه کلاه و محسن طریقت منفرد به خارج از کشور اشاره می‌کند.
در کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام (۱۳۴۴-۱۳۸۴) در صفحات ۲۹۴ تا ۳۰۲ به موضوع فوق از زبان جواد قائٔدی، حسین روحانی، بهجت مهرآبادی، احمد‌علی روحانی و مهری حیدرزاده اعضای رهبری سازمان پیکار پرداخته شده است.افراد فوق همگی توسط دادستانی انقلاب اسلامی دستگیر و به جز مهری حیدرزاده اعدام شدند.
در کتاب سازمان مجاهدین خلق ایران نوشته‌ی حسین روحانی در صفحات ۱۵۴، ۱۵۷، ۱۵۸، ۱۶۱، ۱۶۲، ۱۶۳ به محسن طریقت اشاره شده است.
در همین کتاب در صفحات۱۱۹، ۱۴۶، ۱۴۸، ۱۴۹، ۱۵۴، ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۵۸، ۱۵۹، ۱۶۰، ۱۶۱، ۱۶۲، ۱۶۶ در مورد حسین سیاه کلاه صحبت شده است.
در کتاب «بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۳۵۴» از حسین سیاه کلاه در صفحه‌های ۱۱۰،۱۲۳، ۱۲۹، ۱۳۲، و ۱۳۳ یاد شده است. و از محسن طریقت در صفحه‌ی ۱۵۱ و ۱۵۲ تحت عنوان «محسن طریق» یاد شده است.
در کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام (۱۳۴۴-۱۳۸۴) جلد اول به نام حسین سیاه کلاه در صفحه‌ ۶۰۱ اشاره شده است. و در همین کتاب به نام محسن طریقت منفرد در صفحه‌های‌۴۷۸ و ۶۰۱ اشاره شده است.
در کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام (۱۳۴۴-۱۳۸۴) جلد دوم به نام حسین سیاه کلاه در صفحه‌های۶،۷،۹،۱۶،۲۶،۳۱،۴۶،۴۸،۷۶،۱۵۹،۱۶۴،۱۶۵،۱۶۶،۲۰۲،۲۰۴،۲۸۰،۲۸۵،۲۹۰،۲۹۱،۲۹۴،۲۹۵،۲۹۶ اشاره شده است.
در کتاب یاد شده به نام محسن طریقت منفرد در صفحه‌های ۶۸، ۹۱، ۲۰۲، ۲۸۰، ۲۸۵، ۲۹۴، ۲۹۵، ۲۹۶، ۳۰۱، ۳۰۲، ۳۰۹، اشاره شده است.
همچنین در کتاب سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام صفحه‌ی ۳۰۹ به نقل از قاسم عابدینی آمده است:‌
انتشار جزوه «فراخوان» . «... جریان فرار مصطفی [عبدالله زاده] و محمود [طریقت] و کاظم [سیاه کلاه] را شبیه و در راستای حرکت بخش منشعب از چریک‌‌های فدایی خلق که آن‌ها نیز در اواخر سال ۵۵ از چریک‌ها انشعاب کرده و در سال ۵۶ کاملا جدا شده بودند، می‌داند. ... محسن طریقت منفرد و محمد قاسم عبدالله زاده پس از جدایی از سازمان به خارج از کشور رفتند و به زندگی عادی مشغول شدند. »
 
صفحه‌ی ۱۰۹ و ۱۱۰ یادداشت‌های قاسم عابدینی.
 
 

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]