احمدرضا کریمی «تواب دو نظام» و همکار دو دستگاه امنیتی
ایرج مصداقی

احمدرضا کریمی در سال ۱۳۳۰ در خانواده‌ای فرهنگی و کتابخوان و سیاسی با گرایش ملی و مذهبی متجددانه در جهرم به دنیا آمد و از کودکی با کتاب و کتابخوانی آشنا شد. پدر و مادر وی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۲ سال منفصل از خدمت شدند. در سال ۱۳۴۷ پدرش، عباس کریمی، رئیس اداره اوقاف قم بود و با جریان‌ها و شخصیت‌های ملی و مذهبی ارتباط داشت. مادرش شاعر بود.  عباس کریمی در جریان تظاهراتی در روزهای انقلاب در سال ۱۳۵۷ در میدان ۲۴ اسفند (انقلاب کنونی) کشته شد.

احمدرضا کریمی در سال ۱۳۴۸ در رشته حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد. او با اعضای سازمان مجاهدین در جهرم آشنا بود و پس از حضور در دانشگاه تهران در ارتباط با تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین از جمله حسن ابراری که جهرمی بود و محمد مفیدی و… قرار گرفت اما به عضویت این سازمان درنیامد. در سال ۱۳۵۱ از آن‌جایی که مجاهدین احمدرضا کریمی را عنصری مسئولیت‌ناپذیر، بی‌انضباط و دهن‌لق می‌دانستند، ارتباط‌شان را با وی قطع کردند. 

احمدرضا کریمی

احمدرضا کریمی

در ۳۱ فروردین ۱۳۵۲ احمدرضا کریمی همراه با فاضل ‌البصام (مصلحتی)[1] یک دانشجوی عراقی که ارتباطاتی با الفتح داشت دستگیر شد. آنان به اعترافات تلویزیونی تن دادند. این دو یک از پاییز ۱۳۵۱ یک رشته عملیات‌ انفجاری در تهران و شیراز انجام داده بودند و ساواک انرژی زیادی برای دستگیری آن‌ها صرف کرده بود. در زمان دستگیری احمدرضا کریمی، خانواده‌اش ساکن اراک بودند. آنها بعدا به تهران رفتند.

همکاری گسترده با اکیپ‌های گشت ساواک

احمدرضا کریمی که حافظه‌ی عجیبی داشت در دوران بازداشت به همکاری گسترده با کمیته مشترک و بازجویان پرداخت و در گشت‌های خیابانی ساواک همراه با واحد‌های تعقیب و مراقبت شرکت می‌کرد و به جستجوی چریک‌ها و مجاهدین می‌پرداخت. او همچنین سرقرارهای تشکیلاتی می‌رفت و در چهارراه‌های بزرگ شماره‌های اتوموبیل‌های مشکوک را چک می‌کرد.

او در کنار چهره‌های خائنی همچون عباس شهریاری، شاه‌مراد دلفانی، سیروس نهاوندی، محمد توکلی‌خواه و وحید افراخته ضربات سهمگینی به نیروهای سیاسی وارد کرد.

احمدرضا کریمی که از نظر تسلیم و همدستی شهره عام و خاص است در گفت‌وگو با نشریه مهرنامه ۴۲ می‌کوشد موضوع شرکت در اکیپ‌های ساواک را منحرف کرده و به دوره‌ای خاص و محدود تقلیل دهد. او توضیح می‌دهد، وقتی به بخش عملیات ساواک منتقل شده بود، عضدی به او می‌گوید:‌ «شما را با اکیپ برای گشت می‌برند که اگر احیاناً کسی را شناختی دستگیر کنند.» کریمی ادامه می‌دهد: «حدود بیست روز مرا هر روز می‌بردند و در خیابان‌ها می‌گرداندند که شاید کسی را بشناسم و دستگیر کنند ولی به نتیجه‌ای نرسیدند و اغلب هم عمداً وقت تلف می‌کردند و به جای گشت در خیابان می‌رفتند دربند و آن‌جا قلیان می‌کشیدند و من هم چای می‌خوردم و سیگاری می‌کشیدم و بر می‌گشتیم. بعد از بیست روز به مصطفوی گفتم این گشت‌ها وقت تلف‌کردن است و من هم از خیابا‌ن‌گردی خوشم نمی‌آید، مصطفوی هم گشت‌های روزانه را متوقف کرد. یکی از دلایل نارضایتی‌ام این بود که اکیپ‌ها بنا بر شرح وظایف‌شان اگر به فرد مشکوکی برخورد می‌کردند بازرسی‌اش می‌کردند و اگر چیزی داشت او را می‌گرفتند، بعد هم طبیعتاً در گزارش یا صورت جلسه خود می‌نوشتند هنگامی که در معیت فلانی گشت می‌زدیم به این مورد برخورد کردیم. ماجرای بهمن روحی آهنگران از مواردی است که در همین گشت‌ها – البته در سال ۵۴ – پیش آمد و بعداُ برایتان توضیح می‌دهم.» [2]

کریمی خصلت شناخته‌شده‌ای دارد: دروغگو‌یی. از این نظر کم‌نظیر است. او در فروردین ۱۳۵۲ دستگیر می‌شود و طبق اسناد انتشار یافته توسط مؤسسات اطلاعاتی نظام اسلامی حداقل تا پایان ۱۳۵۴ به مدت سه سال همراه با گشت‌ها و اکیپ‌های ساواک به گشت‌زنی در خیابان‌ها می‌پردازد و چریک‌ها و مجاهدین را شناسایی می‌کند. چنان می‌گوید از «خیابان‌گردی»‌ خوشم نمی‌آید و بازجوی ساواک می‌پذیرد گویا شاهزاده‌ای بوده که ندیمه‌هایش او را به گردش اطراف شهر می‌بردند و او با اظهار دلتنگی از رفتن به سیرو سیاحت امتناع می‌کند.

بر اساس اسناد منتشر شده از سوی دستگاه اطلاعاتی نظام اسلامی او در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۵۴ همراه با اکیپ‌‌های «بهروز» و «داریوش» کمیته مشترک، بهمن روحی‌آهنگران یکی از اعضای مهم سازمان چریک‌های فدایی خلق را که کلاه پشمی بر سر و پالتو به تن داشت در خیابان هنگام وارد شدن به یک کیوسک تلفن شناسایی می‌کند. در گزارش ساواک آمده است بهمن روحی آهنگران «ضمن مقاومت شدید و دادن شعار سیانور بلعیده و تصمیم گرفت از نارنجک استفاده نماید که با ضرباتی چند او را از پای درآوده و خلع سلاح شد… در بازرسی بدنی تعداد دو عدد نارنجک جنگی و اسلحه کمری، ۱۴ عدد سیانور و اعلامیه و چند شناسنامه و کارت جعلی و تعدادی فشنگ همراه داشت… پس از ترخیص از بیمارستان نامبرده زنده به پایگاه دلالت و تحویل نگهبانی گردید.» [3]

بهمن روحی‌‌آهنگران پس از لو رفتن توسط کریمی و دستگیری، توسط عضدی (محمد‌حسن ناصری) تحت شدید‌ترین شکنجه‌ها قرار گرفت و ۶ روز بعد در بیمارستان ارتش جان خود را از دست داد. در هنگام دستگیری گویا یادداشتی حاوی نام و شماره تلفن از او به دست می‌آورند که موجب ضرباتی به سازمان چریک‌های فدایی خلق می‌شود.

دروغگویی راجع به زهره مدیرشانه‌چی و چگونگی شناسایی روحی‌آهنگران

احمدرضا کریمی در گفت‌وگو با مهرنامه به دروغ خود را همسر زهره مدیرشانه‌چی معرفی می‌کند در حالی که تنها به خواستگاری وی رفته بود. زهره که برای ازدواج با وی تحت فشار خانواده‌اش بود جهت خلاصی از شر کریمی از بهمن روحی‌آهنگران که دوست پسرخاله‌اش بود و او را به نام مستعار می‌شناخت می‌خواهد که با کریمی دیدار کند و بگوید که با هم ارتباط عاطفی دارند تا بلکه کریمی پایش را از زندگی وی بیرون بکشد. [4] کریمی که متوجه شده بود زهره مدیرشانه‌چی تمایلات مارکسیستی دارد به دروغ خود را نزد وی مارکسیست جا زده بود.

«همان یک ملاقاتی که کریمی و بهمن روحی‌آهنگران با یکدیگر داشتند کافی بود تا او بتواند به هنگام گشت‌زنی با مأمورین کمیته مشترک، روحی آهنگران را بازشناخته و لو دهد.» [5]

کریمی پس از دستگیری، زهره مدیر‌شانه‌چی را نیز لو می‌دهد که پس از شش ماه آزاد می‌شود. زهره مدیر‌شانه‌چی بعد از آزادی از زندان به چریک‌های فدایی خلق پیوست و در سال ۱۳۵۵ در درگیری با ساواک کشته شد. احمدرضا کریمی جنازه‌ی او را در بیمارستان شهربانی شناسایی کرد. در دهه‌ی ۵۰ جنازه‌ی کشته‌شدگان به کمیته مشترک و بیمارستان شهربانی منتقل می‌شد و احمدرضا کریمی یکی از کسانی بود که جنازه‌ها را شناسایی می‌کرد.

روایت شاهدان از همکاری احمدرضا کریمی با کمیته مشترک

کریمی که چند سالی است از پرده بیرون آمده در گفت‌وگو با رسانه‌های نظام ولایی ادعا می‌کند به‌طور مستقیم تنها در لو رفتن یک نفر دخیل بوده است!

«من فقط در مورد دستگیری یک نفر خودم را کاملاً مقصر می‌دانم که می‌توانست از طریق من دستگیر و شکنجه نشود… این فرد عزت‌الله مصلی‌نژاد بود.» [6]

این ادعا را در حالی مطرح می‌کند که مسلم است ده‌ها نفر توسط وی لو رفته و دستگیر شدند و یا خود مستقیماً در دستگیری‌شان شرکت داشته و یا در بازجویی‌شان حاضر بوده است. از جمله این افراد می‌توان به مهدی براعی، محمد ضابطی، اصغر محکمی، منصور زاهدی، حسن ابراری، بهروز اسدالله‌زاده، احمد کلاهدوز و… اشاره کرد.

عزت شاهی درباره‌ی کریمی و این دست ادعاهایش می‌گوید:

«در شب سی‌ام آذر ۱۳۵۴ که مرا به اتاق بازجویی می‌بردند، وقتی گفتند بلوز را از رو سرت بردار، دیدم که در طرفی وحید (افراخته) و احمدرضا کریمی و در طرف دیگر حسن ابراری نشسته‌اند… احمدرضا کریمی آنقدر با رسولی[بازجوی کمیته مشترک] راحت شده بود که حتی از جیب او سیگار بر می‌داشت.» [7]

با وجود شناخت کاملی که عزت شاهی از سابقه‌ی احمدرضا‌ کریمی و دروغگویی‌های وی داشت، در کنار او در مستندی که دستگاه امنیتی علیه مجاهدین ساخت، ظاهر شد. [8]

کریمی که از میزان نفرت زندانیان سیاسی سابق از خودش واقف است می‌گوید:

«آقای رجایی در سال ۵۸ با وجود این که دیگر ضد مجاهدین بود، اما اگر راجع به من از او سؤال می‌کردید همان حرفی را می‌زد که مجاهدین می‌گفتند.»

احمد‌رضا کریمی در حال اعتراف تلویزیونی − ۱۳۵۲

احمد‌رضا کریمی در حال اعتراف تلویزیونی − ۱۳۵۲

رجایی بهترین شناخت را راجع به احمدرضا کریمی داشت چرا که نزدیک به دو سال در کمیته مشترک زندانی و تحت شکنجه بود و از نزدیک شاهد همکاری و خیره‌سری احمد‌رضا کریمی بود.

پرویز معتمد مسئول تیم‌های تعقیب و مراقبت ساواک در گفت‌وگو با نگارنده تأکید کرد که در طرح گسترده ساواک برای خانه‌گردی در جنوب تهران به منظور شناسایی اعضای سازمان‌های چریکی که تحت پوشش واکسن زدن به کودکان صورت گرفت، احمد‌رضا کریمی وی را همراهی می‌کرد. آن‌ها با پوشیدن روپوش سفید و با محمل مناسب به محله‌ی عولادجان در خیابان پامنار روبروی بازار آهنگر‌ها می‌روند. در این طرح کلاه‌سبزها شرکت داشته و با همکاری بهداری اوین طی ۵ روز آمپول‌زدن را فراگرفتند.

پرویز معتمد در مورد چگونگی دستگیری مهدی براعی که هم‌اکنون با نام مستعار «احمد واقف» یکی از رهبران مجاهدین است برایم تعریف کرد: «انتهای بازار کفاش‌ها روبروی سید‌نصرا‌لدین جلوی یک مسجد یک شیر آب فشاری بود. از قبل در محل مستقر شده بودیم. من با دستمال تاکسی ام را تمیز می‌کردم که براعی کنار فشاری آب دولا شد تا آب بنوشد. احمدرضا علامت داد من‌ هم از پشت مهدی براعی را که حواس‌اش نبود بغل کردم».

در جریان این دستگیری گلوله‌ای از اسلحه پرویز معتمد شلیک شده و به پایش اصابت می‌کند و متعاقباً در یک کلینیک در خیابان تخت‌جمشید بستری می‌شود. کریمی هنگام مراجعه معتمد به کلینیک حضور داشت و در دوران بستری بودن پرویز معتمد در کلینک، همراه با سرهنگ ناصر شقایق به ملاقات وی می‌رفتند.

پرویز معتمد، مسئول تیم‌های تعقیب و مراقبت ساواک

پرویز معتمد، مسئول تیم‌های تعقیب و مراقبت ساواک

پرویز معتمد همچنین برایم تعریف کرد «درخیابان پامنار نزدیک منزل آیت‌الله کاشانی کوچه‌ای بود بنام زاگرس؛ داخل آن کوچه منزل آخوند سرشناسی بود که نامش را به یاد ندارم. او از پسربچه‌ا‌ی ۱۴ ساله سوءاستفاده جنسی می‌کرد. رد وی را احمد‌رضا کریمی داده بود. یادم نیست احمدرضا با او چه رابطه‌ای داشت. ۵ روز وقت صرف کردیم تا وی را با پسربچه به دام انداختیم. تا آمدم به خودم بجنبم احمدرضا با صندلی تو سر آخوند دستگیر شده زد. بعد تماس گرفتم و اکیپ آمد و او را به کمیته تحویل دادند.»

او همچنین می‌گوید سه روز قبل از خروجم از کشور در دیماه ۱۳۵۷ هنگامی که از ساختمان کمیته مشترک خارج می‌شدم احمدرضا کریمی را دیدم که به داخل کمیته می‌رفت.

انکار لو‌دادن شریعتی و خبرچینی از او و ارائه پیشنهاد جنایتکارانه

یکی از دلایل اشتهار کریمی در دوران پهلوی، هم‌سلول بودن او با دکتر شریعتی و خبرچینی از اوست؛ تخصصی که بعدها نظام اسلامی هم در موارد گوناگون کوشید از آن استفاده کند. احمدرضا کریمی در گفت‌وگو با «مهرنامه» رذیلانه می‌کوشد این اتهام را از خود زدوده و آن را متوجه غلام‌ حسین‌نژاد یکی از اعضای سابق مجاهدین و مترجم ارشد مسعود رجوی و دیگر هم‌سلول شریعتی کند. او به دروغ می‌گوید شریعتی به او هشدار داده که نزد حسین‌نژاد صحبتی نکند. دلیل کینه‌ی کریمی از حسین‌نژاد آن است که وی یکی از شاهدان دادگاهش در سال ۱۳۵۸ بود. کریمی در جریان دادگاه و نزد محمدی‌گیلانی اشاره‌ای نکرد که شاهد، خودش منبع و خبرچین ساواک بوده است. چرا که آن زمان حمایت نظام اسلامی را پشت خود نمی‌دید و نمی‌توانست هر ادعای دروغی را در دادگاه مطرح کند.

کریمی در دادگاه انقلاب اسلامی

کریمی در دادگاه انقلاب اسلامی

غلام حسین‌نژاد در پاسخ به یاوه‌های او جوابیه‌ای داد که در نشریه مهرنامه شماره ۴۳ درج شده است. از جمله وی تأکید کرد:

«خود مرحوم دکتر شریعتی به شدت ازش متنفر بود به علت کارهای لودادن بچه‌ها و حتی معلمش در جهرم یعنی ابراری که خودش تعریف می‌کرد و همکاری‌ها و رهنمود دادن‌هایش به ساواک برای دستگیری مجاهدین و فدایی‌ها که خودش برای من و دکتر شریعتی با آب و تاب و افتخار شرح می‌داد که من به ساواک پیشنهاد دادم که یک مینی‌بوس کودکان دبستانی را بربایند بعد روزنامه‌ها بنویسند که آن را خرابکاران (مجاهدین و فدایی‌ها) ربوده‌اند و چون احساسات مردم برانگیخته می‌شود ساواک بدون مخالفت و نارضایتی مردم می‌تواند تمام خانه‌ها را بازرسی کند و بدینگونه همه‌ی خانه‌های تیمی گروه‌های مسلح کشف می‌شود و افرادش دستگیر می‌گردند! یعنی چیزی که هرگز به فکر ساواک نمی‌رسید و آنقدر رهنمود کثیف بود که ساواک هم نپذیرفته بود! (این‌ها را اینجانب در دادگاه محاکمه‌ی احمدرضا کریمی در سال اول بعد از انقلاب یعنی تابستان ۵۸ به عنوان شهادت گفتم و در روزنامه‌ی کیهان آن موقع منتشر شد). احمدرضا وقتی از سلول بیرون می‌رفت دکتر به من می‌گفت واقعاً چقدر این آدم کثیفی است که به ساواک درس جنایت می‌دهد!… و می‌گفت این سربازهای بیسواد که زندان‌بان ما هستند هزار بار نسبت به روشنفکرها و تحصیلکرده‌های اینجوری شرف دارند.»

از آن‌جایی که شهادت حسین‌نژاد در دادگاه احمد‌رضا کریمی در سال ۱۳۵۸ نیز تکرار گردیده بود تردیدی باقی‌ نمی‌گذارد که او راست می‌گوید و کریمی از فرصتی که نظام اسلامی در اختیار او گذاشته استفاده می‌کند تا انتقام بگیرد.

 ترس «ساواکی‌ها» از کریمی

احمدرضا کریمی در مورد ترس ساواکی‌ها از خودش می‌‌گوید:‌

«ساواکی‌ها یک ترسی داشتند و می‌گفتند این با بالایی‌ها بسته. مثلاً فکر می‌کردند اگر اراده کنم می‌توانم با ثابتی صحبت کنم و زیر آب‌شان را بزنم. چون مصاحبه و نحوه بیان من جلب نظر کرده بود، خیلی‌ها کنجکاو بودند که بیایند و مرا ببینند. مثلاً اگر روزی ثابتی به کمیته مشترک می‌آمد، مرا به ستاد مرکزی صدا می‌کردند و ۵دقیقه مرا می‌دید. همین کنجکاوی باعث افزایش شک‌ها و ترس‌ها شده بود و تصور می‌کردند من به جاهای پرنفوذ دسترسی دارم، اما واقعیت قضیه این بود که من یک زندانی بودم که نمی‌توانستند مرا با زندانی‌های دیگر هم سلول و هم بند بکنند. چون کسی را که مصاحبه تلویزیونی می‌کند، نه می‌توانند به بند عمومی بفرستندش و نه می‌توانند کسی را با او هم سلول کنند؛ تز ترس کشتن وی یا تغییر جهتش.»

تریدی نیست دیدار‌های پرویز ثابتی با کریمی اهمیت او نزد دستگاه امنیتی را می‌رساند وگرنه با وجود سلسله‌ مراتب ساواک محال بود یک منبع و یا گزارشگر و یا متهمی که در بازجویی تن به همکاری داده با پرویز ثابتی بتواند دیدار ‌کند. وی که حمایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی را پشت سرش دارد از خود چهره‌ی یک مبارز ساخته و مدعی می‌شود یک روز حبس او در نظام اسلامی قابل توجیه نیست چرا که او مرتکب خلافی نشده است!

احمدرضا کریمی تلویحاً ادعا می‌کند همکاری وی با کمیته مشترک و ساواک علیه مجاهدین و فدایی‌ها بوده و منجر به وارد آمدن ضربه به آن‌ها شده و به همین دلیل نباید توسط نظام اسلامی که خصم آن‌هاست دستگیر و محاکمه و زندانی می‌شد.

او توضیحی نمی‌دهد چرا فاضل مصلحتی که با او مصاحبه کرد به بندهای عمومی قصر فرستاده شد و مشکلی هم برای او ایجاد نشد و بعدها هم از کادرهای مجاهدین شد. دلیل نفرستادن کریمی به بندهای عمومی قصر و اوین همکاری گسترده‌ی وی با بازجویان و حضور در گشت‌های ساواک و همچین نیاز به در دسترس بودن وی در کمیته مشترک و مشارکت در طرح‌های امنیتی بود.

فاضل مصلحتی در کنار هانی‌الحسن از مسئولان فلسطینی در دیدار با مسعود رجوی

فاضل مصلحتی در کنار هانی‌الحسن از مسئولان فلسطینی در دیدار با مسعود رجوی

پرویز معتمد مسئول شنود و تیم‌های تعقیب و مراقبت کمیته مشترک برایم تعریف کرد:‌

«کریمی همچون وحید افراخته، مسئول شاخه نظامی مجاهدین و خلیل فقیه‌دزفولی کلیه اطلاعاتش را در اختیار بازجو قرار داد. تیم من مسئول دستگیری تمام کسانی بود که احمدرضا کریمی لو داده بود. وی شخصاً در دستگیری اکثر کسانی که لو داده بود شرکت می‌کرد. کار او که با بازجو تمام شد ساواک تصمیم گرفت به دلیل همکاری‌های ارزنده‌اش، اتاقی خارج از زندان در اختیار او قرار دهد. وی در مسافرخانه‌ای در خیابان امیرکبیر ایستگاه سراج مستقر شد و به مسئول مسافرخانه دستورات لازم داده شده بود. »

کریمی از همان ابتدای دستگیری به جای غذای زندان، غذای افسران را می‌خورد و از امکاناتی که بازجویان برخوردار بودند استفاده می‌کرد.

قائم مقام بخش التقاط واحد اطلاعات سپاه پاسداران که روی پرونده‌ی وی‌ کار کرده می‌گوید:

«قبل از آن که من روی مجاهدین خلق کار کنم روی ساواک کار می‌کردم مثلاً روی تهرانی و آرش و احمدر‌ضا کریمی….. بعدش به ما گفتند حالا بیایید با این دستگیر شده کار کنید که همان احمدرضا کریمی بود. گفتند مگر تو راضی نیستی با ساواک کار کنی؟ این هم با ساواک همکاری داشت. خود من هم می‌دانستم او چه ضرباتی به مجاهدین زده بود. انگیزه پیدا کردم. احمدرضا کریمی دستگیر شده بود. منتهی چون می‌‌دانستم از روی چهره تشخیص می‌دهد و آدم بسیار دقیقی است، به آقای لاجوردی گفتم که من با او رودررو صحبت نمی‌کنم؛ همین که بازجویی‌اش کردید، برگه‌‌ای را بیاورید، من می‌خوانم و توضیح می‌نویسم که از او پبرسید. با این که کار شاقی بود قبول کردم. » [9]

او در ادامه می‌گوید:

«الان هم آزاد هست و مطالعات دارد. آدم خیلی توانمندی است؛ هم بسیار خوش خط است، هم عربی را مانند یک استاد بلد است، هم خوب قرآن می‌داند…. الان پیرمرد است ولی آدم توانمندی است. ساواک توسط او چندین نفر را دستگیر کرد. چنان حافظه‌ای داشت که اگر یک بار شما را می‌دید، مشخصات‌تان توی ‌ذهنش می‌ماند.» او تأکید می‌کند اطلاعاتی که احمدرضا کریمی داشت حتی تقی شهرام نداشت و برای او نیز جالب بود. طبیعی است که این گونه باشد به خاطر این که کریمی در کمیته مشترک همکار وحید افراخته بود و از نزدیک در جریان بازجویی از کسانی که توسط وحید افراخته لو رفته بودند قرار داشت.

دستگیری پس از انقلاب

احمد‌رضا کریمی ادعا می‌کند در سال ۱۳۵۷ در ارتباط با علی‌اصغر مروارید و آذری‌قمی دو روحانی برجسته نزدیک به خمینی بود. او که پس از آزادی از زندان ازدواج کرده بود، به همراه همسرش که به تدریس اشتغال داشت، در خوزستان با نام مستعار زندگی می‌کرد. کریمی در تیر ۱۳۵۸ شناسایی و در اهواز دستگیر شد، در حالی که همچنان ارتباطاتش را با مروارید و آذری قمی حفظ کرده بود. خودش می‌گوید:

«در آن زمان نیروهای مجاهد در دادستانی خیلی زیاد بود و قبل از آن یک دوره آمدم تهران و دو سه روز ماندم و می‌خواستم خودم را معرفی کنم تا تکلیفم روشن شود اما آقای آذری قمی گفت: «مجاهدین هنوز هستند و الان فضا ضد توست یک کم بیشتر صبر کنی دارند مجاهدین را از دادگاه‌های انقلاب بیرون می‌کنند.» با فضایی که علیه ما ساختند در اهواز ما را گرفتند و دادستان انقلاب اهواز هم اطلاعیه داد که شکنجه‌گر دکتر شریعتی، قاتل صدها نفر دستگیر شد.

در تهران تیم آقای غرضی در فرودگاه مهرآباد مرا از دست کسانی که از اهواز آورده بودند، درآوردند و به لویزان بردند. بعد آقایان موسوی اردبیلی و مهندس سحابی از طرف شورای انقلاب یک ناظر فرستادند پیش من که ببینند ماجرای اهواز چه بوده چون یکی دو تا نامه مخفی فرستاده بودم که دارند تحت عنوان مبارزه با ضدانقلاب آدم‌های بی‌گناه را می‌کشند. » [10]

او که به توطئه‌‌چینی مشهور بود ظاهراً برای مقامات دادستانی اهواز نیز با نامه‌نگاری‌هایش پاپوش دوخته بود. وی از همان ابتدا به همکاری با محمد غرضی و علی‌محمد بشارتی و اصغر صباغیان که فرزندان آیت‌الله طالقانی را نیز دستگیر کردند پرداخت.

در خدمت لاجوردی و دادستانی

احمدرضا کریمی پس از دستگیری بلافاصله به خدمت لاجوردی و دادستانی درآمد و به فعالیت علیه مجاهدین پرداخت.‌ نشرییه «رمز عبور» از عزت‌شاهی یکی از نزدیکان لاجوردی می‌پرسد:

«حاج‌آقا! کمی درباره احمدرضا کریمی بگویید. مجاهدین می‌گویند قبل انقلاب با ساواک همکاری می‌کرد و بعد از انقلاب هم با شهید لاجوردی بود و مجاهدین را شناسایی می‌کرد. شما این اتهامات را درست می‌دانید؟

نه، احمدرضا کریمی بیرون از زندان که بود با مجاهدین در زمینه اعلامیه و این چیزها کار می‌کرد، اما خودش یک‌سری پراکنده‌کاری داشت. کارهایی می‌کرد و خودش ادعا داشت با یک عراقی به اسم فاضل مصلحتی کار می‌کند. پراکنده‌کاری هم زیاد داشت، لذا بچه‌های سازمان از این جهت و نه به عنوان نفوذی ساواکی، از این نظر که این به آن صورت زیر پوشش نمی‌رود، با احتیاط با او برخورد می‌کردند. حسن ابراری بیشتر با او ارتباط داشت. تا وقتی که بیرون بود، اگر هم شکی به او بود در حد محدود بود. بعد که دستگیر شد، همکاری کرد.

مجاهدین می‌گویند خیلی از کسانی که لو رفتند و دستگیر شدند را او معرفی کرده بود؟

یادم نیست، ولی یادم هست بچه‌هایی که دستگیر می‌شدند، اکثراً می‌گفتند احمدرضا کریمی، مستقیم یا غیرمستقیم آنها را لو داده است؛ منتهی بعد کم‌کم برید و این سلول و آن سلولش می‌کردند و از این و آن حرف می‌کشید.

بعد از انقلاب، احمدرضا کریمی را چون قبلاً با ساواک همکاری کرده بود، گرفتند. چون کچویی و بچه‌های دیگر او را می‌شناختند و او هم به خاطر مسائل خودش یک مقدار موضع ضدمجاهدین گرفته بود، اوایل او را به زندان عمومی نبردند و در جاهای دیگری به او اتاق دادند و گفتند اطلاعاتت را راجع به مجاهدین بنویس. او یک‌سری اطلاعات داد که آن موقع یک جزوه ۵۰ – ۴۰ صفحه‌ای راجع به مجاهدین نوشتند که در تیراژ وسیعی چاپ و پخش شد. ظاهراً مثل اینکه بادامچیان اینها هم چاپ کردند. البته به نام احمدرضا کریمی چاپ نکردند و به نام دیگری چاپ کردند. مدتی نگه‌اش داشتند و لاجوردی هم وقتی دید ضدمجاهدین است، گفت آزادش کردند.» [11]

پاپوش‌دوزی جهت اعدام سرگرد افشار

کریمی بلافاصله پس از دستگیری با هدایت کچویی و بادامچیان به یکی از مهره‌های نظام اسلامی در زندان تبدیل شد و از همان زمان در خدمت دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی و همچنین مراکز «تاریخ‌سازی» و «اسناد‌سازی» قرار گرفت.

یکی از اولین اقدامات جنایتکارانه او پس از دستگیری در سال ۵۸ پاپوش دوزی برای سرگرد افشار معاون زندان اوین بود که به اعدام وی منجر شد.

عزت‌ شاهی یکی از مسئولان کمیته مرکزی انقلاب اسلامی در خاطراتش می‌نویسد:‌

«روزی متوجه شدم سرگرد افشار، معاون رئیس زندان اوین، دستگیر شده است. او شمالی بود و آدم بدی نبود. در زندان او چند برخورد با من داشت؛ از جمله وقتی که نگهبان گیر داد که تو با زدن تخم مرغ به سلول بغلی پیام می‌‌دادی، او (سرگرد افشار) سرو ته قضیه را هم آورد.

حال او دستگیر شده بود. برای دیدنش به اوین رفتم. گفت: گزارش‌های خیلی بدی برایم داده‌اند، این‌که سه روز آب را به زندانیان بسته‌‌ام، پتو و غذا نداده‌‌ام و چنین ‌و چنان کرده‌ام و… به او حبس ابد داده بودند. من رفتم سراغ آقای گیلانی و گفتم: این سرگرد افشار آن طوری نیست که گزارش کرده‌اند. آدم بدی نبوده است. گفت: سه روز آب را به روی زندانیان قطع کرده ‌است. گفتم: نه دروغ است. به نظرم آن موقع آب اوین آب چاه بود، شاید موتور آب خراب می‌شد و یکی ـ دو ساعتی آب قطع می‌شد و یا اگر لوله‌کشی بود به دلایل دیگر چنین اتفاقی می‌افتاد در این صورت آب با تانکر می‌آوردند. این بابا آدمی نبود که آب را قطع کند. مگر می‌شود در زندان با آن جمعیت، سه روز آب قطع شود، توالت، حمام، غذا، بهداشت و… می‌دانید چه می‌شود؟

با توضیحاتی که به آقای گیلانی دادم حکم حبس ابد او تبدیل به پانزده سال زندان شد. یکی ـ دو ماه بعد در حال خوردن صبحانه بودم که از خبر رادیو شنیدم سرگرد افشار، معاون رئیس زندان به اتهام چه و چه، اعدام شد.

خیلی ناراحت شدم. رفتم ته و توی قضیه را در آوردم، یافتم به خاطر مزخرفاتی که احمد‌رضا کریمی نوشته و گفته، او را اعدام کرده‌اند. احمد‌رضا دست کمی از وحید افراخته نداشت. حسابی خودش را آن موقع در اختیار ساواک قرار داده بود. بعد از انقلاب هم که دستگیر شد گویا بادامچیان و کچویی با او صحبت می‌کنند که تو بنشین خاطراتت را بنویس یا بگو. او هم برای این‌که ایشان را راضی بکند، راجع به برخی افراد، بازجویان و مسئولان زندان و حتی علیه مجاهدین مطالبی نوشته بود. با توجه به شناختی که از او داشتم می‌دانستم که حرف‌های او قابل اعتنا و اعتماد نیست و او برای زنده ماندنش حاضر بود دست به هر کاری بزند.»[12]

تلاش برای خبرچینی از تقی شهرام

تقی شهرام ۲۲ تیر ۱۳۵۸ به اوین منتقل شد. پس از مدتی مسئولان زندان که از سابقه‌ی هم‌سلولی‌بودن احمد‌رضا کریمی با شریعتی و خبرچینی او مطلع بودند این بار کوشیدند همین کار را با تقی شهرام رهبر جناح مارکسیست لنینیست مجاهدین انجام دهند.

آن‌ها احمدرضا کریمی را مدتی با نام مستعار، هم‌سلول تقی ‌شهرام کردند تا از او حرف بکشد. تقی شهرام از دوران شاه با ماهیت او که به خدمت ساواک در آمده بود و انقلابیون را به تور دستگاه امنیتی می‌انداخت، آشنا بود، اما او را به قیافه نمی‌شناخت‌. تا این که از طریق پاسداری که در زندان به خاطر برخورد با او به مارکسیسم گرایش پیدا کرده بود، متوجه‌ی نام اصلی احمدرضا کریمی شد و او را با داد و فریاد و کتک از سلول بیرون کرد. بعدها در حسینیه اوین احمدرضا کریمی فاش کرد که پاسدار مزبور نیز شناسایی و اعدام شد.

او مدت‌ها در اتاق ۲۲ آموزشگاه اوین که بین سالن‌های یک و دو قرار داشت با علینقی منزوی[13] هم‌سلول بود. منزوی متهم بود که در نگارش کتاب «۲۳ سال» که نگاهی انتقادی درباره‌ی زندگی پیامر اسلام است با علی دشتی همکاری کرده است. مأموریت کریمی حرف‌‌کشیدن از منزوی بود.

احمدرضا کریمی هیچ‌گاه نه در زندان زمان شاه و نه در زندان خمینی به بندهای عمومی منتقل نشد و با دیگر زندانیان در سلول‌های جمعی هم‌سلول نشد و در زندان بروبیای خودش را داشت.

او بسیاری اوقات مانند یک کارمند به ساختمان دادستانی برده می‌شد. کریمی و لاجوردی هیچ‌ ابایی نداشتند که این موضوع را انکار و تکذیب کنند.

احمدرضا کریمی در کتابی که راجع به مجاهدین نوشت، اعتراف کرد که در زمستان ۱۳۶۰ در بدو دستگیری حسین روحانی از رهبران پیکار با او برخورد داشته است. در زندانی که به چشم‌های لطف‌الله میثمی که از بینایی محروم بود چشم‌بند می‌زدند او هیچ‌گاه چشم‌بند نداشت و از مرخصی‌های طولانی مدت برخوردار بود و در خانه شخصی‌اش زندگی می‌کرد.

دوران بره‌کشان «تواب دو نظام»

احمدرضا کریمی که پس از دستگیری توسط نظام ولایی با توجه به شناختی که از مسئولان دادستانی انقلاب اسلامی و زندان اوین داشت از همان سال ۱۳۵۸ به توطئه‌چینی علیه مجاهدین مشغول بود. وی به اعتراف خودش در جریان بازجویی از دستگیر‌شدگان گروه فرقان در سال ۵۸ قرار داشت و نزد لاجوردی اصرار می‌کرد که آن‌ها را هرطور شده به مجاهدین بچسباند. وی می‌گوید: « من روی این قضیه اصرار داشتم که ترورها کار این گروه ابله نمی‌تواند باشد اما لاجوردی چون خودش بازجویی کرده بود، زیر بار نمی‌رفت که این افراد از جای دیگر خط گرفته‌اند».[14]

او همچنین کتابی تحت عنوان «شرح و تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران» نوشته است که هیچ ارزش تاریخی ندارد و توسط «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» انتشار یافته است.

پس از ۳۰ خرداد ۶۰ وی ارج و قرب دیگری یافت و با دراختیار گذاشتن تجربیاتش از مبارزه مخفی و تعقیب و مراقبت و… به بازجویان و شکنجه‌گران و مسئولان امنیتی در مبارزه با مجاهدین و دیگر گروه‌های سیاسی کمک‌های شایانی کرد. خودش می‌گوید:

«لاجوردی در رفتارش خیلی احترام من را نگه می‌داشت ولی به همه سفارش کرده بود که حق صحبت کردن با فلانی را ندارید، اگر صحبت کنید سمپاتش می‌شوید.»

لاجوردی هم نسبت به قالتاقی او اشراف لازم را داشت اما از او استفاده‌ی لازم را می‌برد و او از امکانات ویژه، مرخصی‌های متعدد و… بهره می‌‌برد و ترک موتور پاسداران از زندان خارج می‌شد.

در بهار ۱۳۶۱ وقتی دکتر عباس شیبانی نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی وی را در حسینیه اوین دید، با تمسخر گفت «به به تواب دو نظام». تا پیش از آن عده‌ای در اوین معروف به «زندانی دو نظام» بودند. یعنی در دوران شاه و خمینی سابقه‌ی زندان داشتند. اما احمدرضا کریمی کسی بود که در هر دو نظام به خدمت دستگاه امنیتی درآمده بود. از چهره‌ی دکتر شیبانی کاملاً‌ مشخص بود از رو در رو شدن با وی نیز چندش‌اش می‌شود.

خدمت بزرگ کریمی به جانیان

یکی از خدمات بزرگ احمد‌رضا کریمی به لاجوردی و محمدی‌گیلانی و دیگر جانیان اوین گزارش‌هایی بود که علیه کاظم‌ افجه‌ای، عامل قتل کچویی داده بود.

او در حسینیه اوین به عنوان یکی از افتخارات و نشانه‌های تیزهوشی‌اش عنوان کرد که وقتی در سلول‌های ۳۲۵ اوین نگهداری می‌شد به نوع رابطه‌ی کاظم افجه‌ای که پاسدار ۳۲۵ بود با سعادتی مشکوک شده و به مقامات زندان اطلاع داده بود. پس از این ماجرا، احمدرضا کریمی مدتی در سلول‌های ۳۲۵، که به «اوین قدیم» معروف بود، سعادتی را زیر نظر داشت.

صبح هشت تیر ۱۳۶۰ به خاطر حساسیت‌هایی که از قبل و به ویژه پس از گزارش‌های احمدرضا کریمی روی کاظم افجه‌ای به وجود آمده بود او را خلع سلاح کردند و سلاح کلاشنیکف‌اش را گرفتند. مسئولان دادستانی و زندان پس از شنیدن خبر انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی از سایه‌شان نیز می‌ترسیدند.

افجه‌ای صبح هشت تیر قصد داشت گردهمایی مسئولان دادستانی و حکام شرع در دفتر محمدی‌گیلانی را به رگبار ببندد که موفق نمی‌شود.

فرمان انجام عملیات در اوین و قتل کچویی و لاجوردی و حکام شرع از سوی سعادتی صادر نشده بود و او روحش نیز بی‌خبر بود. وی ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ به سلول‌های انفرادی ۲۰۹ منتقل شده بود و حتی از ۳۰ خرداد و انفجار ۷ تیر و تغییر موضع مجاهدین خبر نداشت. دستور عملیات فوق از طرف محمد ضابطی مسئول بخش اجتماعی مجاهدین به کاظم افجه‌ای ابلاغ شده بود و اسلحه‌ی کمری را نیز ضابطی شب قبل به او داده بود.

او در جای دیگری در مورد پاپوش‌دوزی‌اش علیه محافظ محمدی‌گیلانی می‌گوید:‌

«محافظ آقای محمدی گیلانی، دوست کاظم افجه‌ای (قاتل شهید کچویی) بود و افجه‌ای در مدرسه‌ای که با هم بودند، پشت سر این محافظ نماز می‌خوانده. من به یکی از مسئولین گفتم که شواهد و قرائن نشان می‌دهد این محافظ، به لحاظ رتبه سازمانی، از امثال افجه‌ای هم بالاتر است؛ می‌دانید آن مسئول به من چه گفت؟ گفت اگر نفوذی بود که تا الان آقای محمدی گیلانی را زده (ترور) بود! به آن فرد گفتم، برای سازمان، بودن در کنار آقای گیلانی، مفیدتر از ترور ایشان است؛ این‌ها اطلاعات را جمع می‌کنند.» [15]

کسی نمی‌داند چه تعداد از طرح‌های جنایتکارنه‌ وی توسط لاجوردی و دستگاه اطلاعاتی رژیم به مورد اجرا گذاشته شده است چرا که لاجوردی و همکارانش مطلقاً پرنسیب‌های ساواک و دستگاه امنیتی شاه را نداشتند و از هر شیوه‌ای برای رسیدن به هدف استفاده می‌کردند.

هدایت‌گشت‌های امنیتی و اطلاعاتی سپاه و کمیته و دادستانی

احمد‌رضا کریمی به خاطر تجربه‌ای که از تیم‌های تعقیب و مراقبت ساواک داشت، نقش مهمی در تعقیب و مراقبت از اعضا و تیم‌های عملیاتی مجاهدین در سال‌های ۶۰ و ۶۱ داشت. هنگامی که مجاهدین در جریان «عملیات مهندسی» چند پاسدار و عضو تیم‌های تعقیب و مراقبت اوین و کمیته انقلاب اسلامی را ربودند و مورد بازجویی قراردادند، سرنخ‌ها به احمدرضا کریمی رسید. در عملیات مهندسی» به اعتراف طه‌ طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) یکی از بازجویان اصلی ۲۰۹ در دهه‌ی ۶۰ دستگاه امنیتی ۱۲ تلفات داد. در نشریه امنیتی «رمز عبور» آمده است:

«… آن‌ها گمان می‌کردند همسر عفت‌پیشه برای گشت‌ خانه‌های تیمی با احمدرضا کریمی همراه است و می‌خواستند از شگرد‌های آن‌ها مطلع شوند. تنها اطلاعات به دست آمده از بازجویی عباس عفت‌پیشه، نشانی خانه کریمی بود؛ در حالی که خود وی و همسرش نیز متهم به ردگیری خانه‌‌های تیمی بودند…. پس از آن که تنها اطلاعات حائز اهمیت کفاش به دست آمد، بخش ویژه بر آن شد تا به منزل احمد‌رضا کریمی مراجعه کند و او را از مقابل منزلش برباید.»

خسرو زندی یکی از اعضای واحد‌های ویژه عملیاتی مجاهدین به اتفاقاتی که حین مراجعه به منزل احمدر‌ضا کریمی رخ داد اشاره کرده و می‌نویسد:

«… در ساعت ۸ به محل فوق رسیدیم. سوار بر ماشین شدیم و به جلوی منزل فوق رفته، رسول به جلوی خانه رفت و با زن وی صحبت کرد و گویا خود شخص نبود. سپس ما به داخل خانه رفتیم. رسول گفته بود که ما از کمیته آمده‌آیم و چند سؤال با وی داریم، می‌کنیم و بعد می‌رویم که پس از ۴۵ دقیقه که آن‌جا بودیم او نیامد. رسول از آن‌ها خداحافظی کرده و گفت فردا صبح می‌آییم…»

در خانه به جز همسر کریمی و دختر و پسرش کسی نبود. در نشریه «رمز عبور» آمده است:

«باوجود آن‌که افراد بخش ویژه گفتند برای صحبت با کریمی باز‌می‌گردند، به خاطر لو رفتن عملیات، مراجعه مجدد ناممکن شد. خبر مراجعه افراد مشکوک به منزل کریمی در بی سیم نهاد‌های انتظامی و امنیتی منعکس شد و ادامه عملیات از این مسیر به خطر افتاد.» [16]

از آن‌جایی نیروهای مجاهدین از طریق گوش دادن به «صامت» متوجه می‌شوند که نیروهای امنیتی رژیم از حضور تیم عملیاتی مجاهدین در خانه‌ی وی مطلع شده‌اند دیگر پروژه را دنبال نمی‌کنند و کریمی از مهلکه جان به در‌می‌برد. در حالی که شاهرخ طهماسبی «اپراتور اصلی شبکه بی‌سیم عبدالله پیام» که با معاون عملیاتی واحد اطلاعات سپاه هم رابطه داشت به همین ترتیب توسط واحد‌های عملیاتی مجاهدین از خانه‌اش ربوده و کشته شد. در دوران فوق کریمی یک پایش در زندان و یک پایش در خانه‌اش بود و بیشتر به کارمند دادستانی انقلاب شبیه بود تا به یک زندانی امنیتی.

سخنران سریالی در حسینیه اوین

احمدرضا کریمی در سال ۶۰ و ۶۱ مدت‌ها سوژه‌‌ی اصلی حسینیه اوین بود و به سخنرانی‌های ملالت‌بار می‌پرداخت. او که پیش از انقلاب در کمیته مشترک روابط نزدیکی با وحید افراخته داشت در جریان تحولات درون سازمان مجاهدین در سال‌های ۵۳ تا ۵۶ قرار گرفته بود. او برای اولین بار در حسینیه اوین مطرح کرد که مجید شریف‌واقفی هم هیچ فرقی با بقیه مجاهدین و مسعود رجوی و… نداشت. دعوای او با تقی شهرام و بخش مارکسیست لنینیست دعوای تشکیلاتی بود و نه بر سر اسلام و لاجوردی گفته‌های او را با تکان دادن سر تأیید کرد. بعدها مشخص شد که تقی شهرام نیز همین نظریه را به مقامات دادستانی داده بود.

با این حال او در گفت‌وگو با مهرنامه تصدیق می‌کند که شوی ساواک با حضور خواهر مجید شریف‌واقفی و شرح ماجرای کشتن او توسط سید‌محسن خاموشی که از تلویزیون پخش شد به پیشنهاد او بوده است. و متن مصاحبه‌ی تلویزیونی خلیل فقیه‌دزفولی یکی از افراد بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین را او نوشته است. او همچین مدعی می‌شود که به پیشنهاد او ساواک روحانیون زندانی را جمع کرده و بیانیه تغییر ایدئولوژی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین را به آن‌ها می‌دهد و زمینه صدور فتوای روحانیون علیه چپ‌ها و مجاهدین فراهم می‌شود.

او در سخنرانی‌هایش در حسینیه اوین به کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» اشاره می‌کرد و در حالی که یک دم جوخه‌های اعدام از کار نمی‌ایستادند و بیرحمانه‌ترین شکنجه‌ها در اوین اعمال می‌شد مجاهدین را مصداق «رایش سوم» و فاشیسم هیتلری معرفی می‌کرد.

لاجوردی که متوجه‌ی واکنش‌های منفی زندانیان به سخنرانی‌های او بود، در حسینیه اوین با لودگی ویژه‌ی خود عنوان کرد حالا که در خدمت ماست، هروقت آزاد شد اگر توانستید او را ترور کنید.

پاپوش‌دوزی برای دکتر ملکی و دروغگویی در مورد مجاهدین

احمدرضا کریمی همچنین به همکاری با شعبه‌های بازجویی و تهیه کیفرخواست برای برخی چهره‌ها می‌پراخت.

لاجوردی از طریق وی کوشید برای دکتر محمد ملکی، نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب، پاپوش درست کند و او را به جوخه‌ی اعدام بسپارد. به همین دلیل کریمی در حسینیه اوین دکتر ملکی را تحت فشار گذاشت که با وی به بحث و مناظره در مورد روابط‌اش با فرقان و اکبر گودرزی بپردازد. پس از آن‌که دکتر ملکی حاضر نشد با کریمی بحث کند وی در سلسله‌ سخنرانی‌هایش در حسینیه اوین به ایراد اتهاماتی در این زمینه پرداخت که همان‌ها عیناً در دادگاه دکتر ملکی نیز طرح شد. معلوم بود که وی در تهیه کیفرخواست علیه دکتر ملکی مشارکت داشته است. دکتر ملکی هیچ‌گاه رذالتی که احمدرضا کریمی در ارتباط با او به خرج داد را فراموش نمی‌کرد و تا سال ۱۳۶۴ که با او هم‌بند بودم همیشه با نفرت از توطئه‌ی لاجوردی و کریمی یاد می‌کرد.

در حالی که فرمانده عملیات شهری و مسئول تعقیب و مراقبت و مسئول و قائم‌مقام بخش التقاط واحد اطلاعات سپاه پاسداران در گفت‌وگو با نشریه «رمز عبور» جزئیات چگونگی لو رفتن خانه‌ی موسی خیابانی و اشرف ربیعی در خیابان زعفرانیه را تشریح کرده‌اند، کریمی به دروغ مدعی می‌شود که جریان لو رفتن پایگاه فوق مشکوک است و تلویحاً ادعا می‌کند که مسعود رجوی از آن‌جایی که نمی‌خواست موسی‌ خیابانی و همسرش زنده باشند آن‌ها را دم تیغ لاجوردی داد. [17]

احمدرضا کریمی همچنین به دروغ ادعا می‌کند که مهدی‌ ابریشم‌چی و مریم عضدانلو نیز در پایگاه خیابانی بودند ولی قبل از حمله نیروهای سپاه و دادستانی و کمیته با یک تلفن خانه را ترک کردند. این هم دروغی بیش نیست. طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) یکی از مسئولان اطلاعات سپاه و بازجویان اصلی ۲۰۹ اوین در دهه‌ی ۶۰ می‌‌گوید:‌ «محدودیت نیرو داشتیم و نیروهای کمیته انقلاب را هم بسیج کردیم، ما فقط توانستیم پنج تا خانه را بزنیم. خیلی از خانه‌ها را به علت کمبود نیروهای کیفی نرسیدیم. » یکی از مسئولین تعقیب و مراقبت هم می‌گوید اشتباه کردیم و هول شدیم اگر ۲۴ ساعت دیگر پایگاه خیابانی را زیر نظر داشتیم ابریشم‌چی را هم می‌زدیم. [18]

ضربه ۱۹ بهمن به خاطر بی‌کفایتی و سهل‌انگاری مهدی ابریشم‌چی مسئول کل حفاظت مجاهدین وارد شد که خود داستانی‌ است پر آب چشم و هیچ‌گاه مجاهدین مسئولیت آن را نپذیرفتند و از خود انتقاد نکردند و حتی توضیحی در مورد آن ندادند و با زشت‌کاری عجیبی مسئولیت لو رفتن پایگاه را به دروغ به گردن حزب توده انداختند.

در اطلاعیه‌ی مورخ ۱۲ بهمن ۱۳۷۳ پرویز یعقوبی عضو ارشد سابق مجاهدین تصریح شده است که مهدی ابریشم‌چی و همسرش در خانه‌‌ی دیگری در نزدیکی همانجا به سر می‌بردند و از ترس این که مبادا اشرف ربیعی دستگیر شده باشد خانه‌‌‌ را ترک می‌کنند. شرح چگونگی لو رفتن خانه موسی‌خیابانی در همین اطلاعیه به درستی آمده است.

دستگاه تبلیغاتی نظام اسلامی او را به دروغ همرزم مسعود رجوی و کسی که از نزدیک با مؤسسان مجاهدین ارتباط داشته معرفی می‌کند و وی در مورد طرح کشتار زندانیان سیاسی توسط ساواک می‌گوید:‌

«رژیم می‌خواست یک طرح کثیف تروریستی جعلی را پیش ببرد مبنی بر اینکه عده‌ای را در زندان بکُشد و بگوید این‌ها می‌خواستند فرار کنند. کاظم رجوی برادر مسعود رجوی، از این مسئله اطلاع داشت؛ کاظم رجوی اگر آدم بود باید قبل از نجات جان برادرش، در دنیا افشاگری می‌کرد؛ چون حقوقدان بود و بعدها هم پس از انقلاب، نماینده حقوق بشر در شورای ملی مقاومت شد. افراد سازمان را با چشم بسته از زندان قصر به زندان اوین منتقل کردند و از آنجا با مینی‌بوس، به یکی از تپه‌های محوطه زندان اوین بردند و همان جا تیرباران کردند؛ ۹ نفر تیرباران شدند و رجوی هم قرار بود نفر دهم باشد که توسط برادرش نجات یافت.» [19]

تردیدی در دروغگویی کریمی نیست. تعداد کسانی که در آخرین لحظه از طرح ساواک برای کشتار زندانیان سیاسی مطلع شدند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی‌کرد و همگی از اعضای جوخه‌ی اعدام بودند. دکتر کاظم رجوی پس از دستگیری برادرش مسعود رجوی یک منتقد جدی رژیم در سطح بین‌المللی بود چگونه می‌توانست در جریان طرح محرمانه ساواک برای کشتار زندانیان سیاسی باشد؟ ساواک چرا باید او را که استاد دانشگاه در سوئیس بود در جریان می‌گذاشت در حالی که بسیاری از مسئولان کمیته مشترک ضد‌خرابکاری نیز در جریان این کشتار نبودند. خود کریمی نیز ادعا می‌کند این یک «طرح فوق سری» بود. نکته‌ی ابلهانه‌‌تری که وی مطرح می‌کند مدیریت ساواک توسط مجاهدین است که نشانگر زوال عقل در کریمی است. او همچنین همه‌ی اعدام‌های اول انقلاب را کار مجاهدین جا می‌زند و خلخالی را حاکم شرع مجاهدینی می‌نامد و به دروغ ادعا می‌‌کند مجاهدین خواهان اعدام ۶ هزار ساواکی و کلیه وابستگان حزب «رستاخیز» بودند که سر به میلیون‌ها نفر می‌زد. و یا دادستانی، امیرانتظام را از اوین به قزلحصار منتقل کرد که مجاهدین او را نکشند! البته ذکر این نکته ضروری است که مسعود رجوی و دستگاهی که او اداره می‌کرد نیز در دروغگویی و اتهام‌زنی و زیرپا‌گذاشتن مرزهای اخلاقی و انسانی دست کمی از احمدرضا کریمی ندارند.

اتهام‌زنی به هاشمی‌رفسنجانی

احمدرضا کریمی چهره‌ای امنیتی است و سمت و سوی قدرت را خوب می‌شناسد. او که از نگاه خامنه‌ای و بخش سخت‌سر حاکمیت به رفسنجانی مطلع است پس از مرگ وی خاطره جعل می‌کند و به رفسنجانی حمله می‌کند.

وی درباره دیدارش با هاشمی رفسنجانی در سال ۵۱ و در خانه‌ی وی می‌گوید:

«به آقای هاشمی گفتم که شما چرا این طور گفتید (اشاره به اینکه چرا چو انداختید که امام گفته باید به سازمان کمک کنیم) آقای هاشمی گفت که ما از امام استفتاء کردیم، ایشان هم گفت به خانواده‌هایی که فرزندان‌شان دارند در چارچوب اسلامی مبارزه می‌کنند، کمک شود. آقای هاشمی بر اساس این استفتاء اینگونه برداشت کرده بود که امام طرفدار سازمان است و گفته که باید به سازمان کمک شود.» [20]

در سال ۱۳۵۱ کریمی خود را در ارتباط با مجاهدین معرفی می‌کند و طبیعی است که از کمک به این سازمان استقبال کند نه آن که علیه آن بکوشد. از این گذشته در سال ۱۳۵۱ نه تنها رفسنجانی بلکه بقیه روحانیون از آیت‌‌الله منتظری و ربانی‌شیرازی گرفته تا مهدوی‌کنی و… همگی از مجاهدین حمایت می‌کردند و کمک مالی در اختیار آن‌ها می‌گذاشتند. فتوای خمینی نیز موجود است که گفته بود از «سهم امام» به خانواده اعضای مجاهدین کمک شود. از این گذشته مراجع تقلید و روحانیون بلندمرتبه برای جلوگیری از اعدام بنیانگذاران مجاهدین در سال ۱۳۵۱ تلاش کردند. دیدار با رفسنجانی و گفت‌وگوی فوق از اساس غیرواقعی و تولیدی کریمی پس از مرگ رفسنجانی است.

تقلید صدای شاه‌ یک دروغ مشمئز‌کننده

کریمی استعداد تقلید صدا داشت و صدای شریعتی را نیز تقلید می‌کرد و شایعاتی بود که ساواک می‌خواست او با تقلید صدای شریعتی نوار‌های جعلی به نام وی تولید کند. کریمی برای رد این شایعه دروغ برزگی را تولید کرده و می‌گوید:‌

«من فقط یک نوار جعلی را یک زمانی از شاه پر کردم؛ همان نوار معروفی که می‌گفتند مال شاه است و در دوران قبل از انقلاب پخش شده بود. البته خیلی ناشیانه بود، اما کارشناسان آمریکایی تشخیص داده بودند که صدای خود محمدرضا شاه است! محتوای آن هم این بود که شاه با نظامیان جلسه دارد و در جلسه می‌گوید کم کشتید، بیشتر باید می‌کشتید. در فلان شهر باید این قدر بیشتر بکشید، در بهمان شهر آن قدر بیشتر. اصلاً چنین جلساتی شاه هیچ وقت نداشت. این نوار را ما پر کردیم و برای این که فضا علیه شاه تندتر شود.»

کریمی که تا آخرین روزهای حیات نظام پهلوی از انجام هیچ رذالتی بر علیه انقلابیون کوتاهی نکرده و کاملاً در خدمت ساواک بود امروز که در خدمت نظام اسلامی است ادعا می‌کند نوار مزبور را که در سال ۵۷ ضربه‌ی سنگینی به وجهه‌ی شاه و نظام سلطنتی وارد کرد و در تهییج افکار عمومی علیه نظام پهلوی مؤثر بود او تهیه کرده و تقلید صدای شاه کار اوست. این یک دروغ محض است. او حتی در دادگاه انقلاب اسلامی یادش نبود که به‌عنوان مبارزه‌اش علیه شاه صحبتی از تقلید صدای شاه کند.

ساواک تصور می‌کرد این کار توسط عبدالکریم اصفهانی که استعداد عجیبی در تقلید صدا داشت و در شوهای تلویزیونی دهه‌ی ۴۰ شرکت می‌کرد صورت گرفته است.

ولی‌الله چهپور داماد آیت‌‌الله طالقانی و عضو حزب جمهوری اسلامی که مدتی نیز رئیس شرکت واحد اتوبوس‌رانی بود می‌گوید:‌

«روزی یکی از جوانان به دفتر آمد و اظهار داشت که کار جدیدی طرح نموده‌ام و آ‌ن تقلید صدای شاه است و بنا دارم یک سخنرانی خداحافظی به تقلید از صدای شاه و به نام وی جعل نمایم که تاثیر آن برای پیشبرد انقلاب خیلی زیاد است. ایشان یک دستگاه جاروبرقی و یک دستگاه ضبط صوت از ما درخواست نمود تا طرح خود را اجرا نماید. این جوان هنرمند با استفاده از این دو وسیله معمولی، صدای هلی‌‌کوپتر در حال پرواز را توسط جاروبرقی جعل و به تقلید از آهنگ و موسیقی صدای شاه به فرماندهان و اعضای دفترش پیام داد.

… نوار ضبط شده خیلی جالب بود و صدای تقلید شده شاه عین صدای شاه به نظر می‌رسید. بچه‌های دفتر نوار را به پشت شهرداری (میدان توپخانه) برده و تکثیر کردند و به تعداد کافی بین مردم پخش نمودند که اثر مثبتی در روحیه انقلابیون داشت.» [21]

تقلید صدای شاه در سال ۱۳۵۷ توسط محمد حقیقت‌گو صورت گرفت. او بوکسور و بچه‌ی خیابان ارباب‌مهدی نظام‌آباد بود. من در سال ۱۳۶۰ در روابط تشکیلاتی مجاهدین مدت کوتاهی مسئول او بودم. وی دو هفته پیش از دستگیری من در دیماه ۱۳۶۰ در یک رابطه‌ی دیگر دستگیر و در سال ۱۳۶۳ اعدام شد. او در شعبه «یک الف» و من در شعبه «یک ب» بازجویی می‌شدم اما بازجویان به سطح ارتباط من و او پی نبردند.

برادر کوچکتر او محمد‌حسین حقیقت‌گو یکی از دوستان نزدیک و هم‌سلولی‌های من در گوهردشت و قزلحصار بود. حسین در سال ۱۳۵۹ دستگیر شده بود و تا سال ۱۳۶۱ با نام مستعار زندانی بود. او ۵ سال پس از پایان محکومیت‌اش همچنان در زندان بود و روز ۸ مرداد ۱۳۶۷ جزو اولین دسته از زندانیان در گوهردشت به دار‌ آویخته شد.

حسین اطلاعی نداشت که محمد پس از دستگیری او به فعالیت تشکیلاتی روی آورده و همراه با پرونده‌ی سنگینی دستگیر شده است و از طریق من در جریان پرونده او قرار گرفت. او تصور می‌کرد محمد به خاطر گزارش محلی دستگیر شده باشد. در یکی از روزهایی که با هم درد‌دل می‌کردیم حسین به من گفت آیا می‌دانی محمد کسی بود که تقلید صدای شاه را قبل از انقلاب کرده بود؟ با تعجب گفتم مسبب آن همه جنجال که حتی پای کارشناسان آمریکایی‌ را هم به میان آورد و سوژه‌ی اخبار کانال‌های تلویزیونی آمریکا شد محمد بود؟ حسین با تأسف گفت: محمد که نمی‌دانست پشت داستان چیست و حدس نمی‌زد چه استفاده‌ای قرار است از تقلید صدای شاه شود. یکی از دانشجویان او را تحریک به تقلید صدای شاه کرد. متن صحبت را نیز خودشان تهیه کرده بودند و محمد فقط صدای شاه را تقلید کرد.

تلاش برای پاک‌کردن جنایات لاجوردی

کریمی پس از انتشار کتاب «دوزخ روی زمین» و ترجمه‌ی انگلیسی‌ آن «شکنجه به نام خدا» به صحنه فرستاده می‌شود تا موضوع «تابوت» و «قفس» یکی از جنایات بزرگ لاجوردی و حاج‌داوود رحمانی در زندان قزلحصار را لوث‌ کند. او در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر که به دستگاه قضایی نظام ولایی نزدیک است می‌گوید:‌

«خط توبه از اواخر مردادماه سال ۱۳۶۰ از سوی سازمان اعلام شد اما به زندان نرسید؛ برای همین، بسیاری از اعضای سازمان که اعدام شدند، به دلیل ایستادن بر سر موضع و بد و بیراه گفتن به حاکم شرع بود.

بنابراین هدف ایجاد خط توبه، جلوگیری از اعدام اعضای سازمان در زندان بوده است؟

هدف خط توبه، در اختیارگرفتن مدیریت زندان‌ها بود؛ تواب‌ها خط خود را از سازمان می‌گرفتند. جریان تابوت‌ها و قفس‌ها و آن ماجراهای عجیب و غریب که به مرگ افراد منتهی می‌شد، همگی کار تواب‌ها بود…

ماجرای این قفس‌ها و تابوت‌ها چه بود؟

جعبه‌ای به شکل تابوت را به طور عمودی، سمت دیوار یا یک تکیه‌گاه می‌گذاشتند و یک آدم را درون آن جای می‌دادند؛ غذا که می‌دادند، آن فردِ درون تابوت به سختی می‌توانست غذا بخورد. معمولا، افراد درون تابوت، قبل از ۲ یا ۳ ماه می‌مردند چون دائما در حالت ایستاده بودند. همه این کارها را تواب‌ها انجام می‌دادند.

در کجا این کارها انجام می‌شد؟

در یکی از بندهای زندان قزل‌حصار. علاوه بر تابوت، در قفس‌های کوچک و تنگی، مثلاً ۸ نفر را به زور جا می‌دادند؛ معمولاً چندتا از این‌ها در همان حالت، از بین می‌رفتند.

هدف تواب‌ها از انجام چنین کارهایی چه بود؟

تواب‌ها در ظاهر، به اسم افراد انقلابی که طرفدار جمهوری اسلامی بودند، این کارها را انجام می‌دادند تا چهره انقلابی‌ها نزد زندانی‌ها مخدوش شود. سازمان با این کارها می‌خواست، انگیزه اعضایش در ضدیت با جمهوری اسلامی و نفرت از آن، بیشتر شود. به نظر من زندان‌های سیاسی ایران طی سال‌های ۶۰ تا ۶۷ توسط اعضای سازمان اداره می‌شد….» [22]

ادعاهایی نظیر اداره زندان‌های سیاسی ایران طی سال‌های ۶۰ تا ۶۷، توسط اعضای مجاهدین، قراردادن افراد درون تابوت توسط توابین و مرگ آن‌ها قبل از ۲ و ۳ ماه، قراردادن ۸ نفر به زور در یک قفس کوچک و تنگ توسط توابین و مرگ آن‌ها در همان حالت دروغ‌های عجیب و غریبی است که کارشناس «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» می‌‌سازد. از طریق تعمق در چنین روایاتی است که می‌فهمیم افرادی همچون کریمی چه بر سر اسناد تاریخ معاصر ایران آورده‌اند و «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» چه رسالتی دارد.

او همچنین دروغ مضحک دیگری سرهم کرده و در دفاع از مرشدش لاجوردی می‌گوید:‌

«یک مورد دیگر از فعالیت تواب‌ها بگویم؛ یکی از تواب‌ها که ادعای توبه‌کردن داشت، یک عدد دمپایی به آقای لاجوردی نشان داد که کف این دمپایی، تصویر امام را به شکل کلیشه درآورده بودند. آن تواب برای آقای لاجوردی تفسیر کرد که منافقین می‌خواهند با این کار، به امام اهانت کنند؛ چون با این دمپایی‌ها به دستشویی هم می‌رفتند؛ آن تواب گفت برای اینکه حال این‌ها (منافقین) را بگیریم، افرادی که به هواخوری می‌روند، موقع ورود و خروج باید سرود «خمینی ای امام» را بخوانند. دو تا تواب را هم با کابل مأمور کرده بودند که اگر کسی این شعار را غلط خواند یا از صف بیرون زد، بزنند.

من تا از قصه این سرود خبردار شدم، به دیدار آقای لاجوردی رفتم. به آقای لاجوردی گفتم چرا این کار را می‌کنید؟ آقای لاجوردی هم گفت: این‌ها (منافقین) اقدام زشتی مرتکب شده‌اند و ما می‌خواهیم برای تنبیه، بگوییم که سرود خمینی ای امام را بخوانند. من گفتم این‌ها سرود خمینی ای امام را نمی‌خوانند؛ گفتم «ای مجاهد، ای مظهر شرف» جمله‌ای است که مخاطبش مجاهد و مجاهدین است! به آقای لاجوردی گفتم که من مطمئنم خط این ماجرا از سازمان گرفته شده است. ۹ ماه این سرود را خواندند! بعدا فهمیده شد که تبلیغ برای این سرود و خواندن توسط اعضای سازمان در زندان، در واقع خط خود سازمان بوده است.

واکنش آقای لاجوردی به صحبت‌های شما که گفتید این سرود خوانده نشود، چه بود؟

گفت این‌ حرف‌ها توهم است. پس از ۹ ماه آقای لاجوردی پشت بلندگو گفت: از دفتر امام به من اطلاع داده‌اند که من به عنوان دادستان شخصا باید اعلام کنم که دیگر در زمان هواخوری، خواندن سرود الزامی نیست» [23]

مزخرف‌گویی‌های کریمی تمامی ندارد. او کتاب خاطرات من را خوانده است که به موضوع سرودخوانی و چگونگی پایان یافتن آن اشاره کردم. نظام اسلامی برای وارونه کردن حقایق کسی «خوش‌سابقه» تر از کریمی نیافته است.

هنگام رفتن به هواخوری زندانیان مجبور به خواندن سرود خمینی ای‌امام بودند وگرنه اجازه استفاده از هواخوری را نداشتند. حتی غفور گیوی نماینده مجلس و برادر صادق خلخالی را که در دعواهای درونی نظام دستگیر شده بود مجبور می‌کردند این سرود را بخواند. زندانیان بهانه می‌آوردند که سرود را بلد نیستیم. متن سرود را به صورت تابلو‌های بزرگ در هواخوری‌ها زدند که کسی بهانه‌ای نداشته باشد. زندانیان بخش‌هایی از سرود را جا می‌انداختند، یا تند تند و به شکل مسخره می‌خواندند و هنگامی که به «ای مجاهد، ای مظهر شرف، ای گذشته ز جان در ره هدف» می‌رسیدند آن را محکم، قاطع و بلند می‌خواندند. لاجوردی مجبور شد اعلام کند کسی حق ندارد این بخش از سرود را بخواند. هیأت مأمور از سوی خمینی مرکب هادی خامنه‌ای و محمود دعایی و محمد‌علی هادی‌نجف‌آبادی کوشیدند خواندن این سرود را حذف کنند اما حریف لاجوردی نشدند. عاقبت به دفتر خمینی متوسل شدند و به دستور او خواندن این سرود در زندان ممنوع شد.

آزادی از زندان و خدمت در نهاد‌های امنیتی

احمدرضا کریمی که توسط محمدی‌گیلانی به حبس ابد محکوم شده بود و کمتر در زندان به سرمی‌برد در سال ۱۳۶۵ با حکم حسینعلی نیری بطور رسمی از زندان آزاد شد. پیشتر حکم وی به ۱۲ سال زندان تقلیل پیدا کرده بود. وی پس از آزادی به مرکز اسناد انقلاب اسلامی پیوست و همراه با روح‌الله حسنیان و تعدادی از عوامل اطلاعاتی و بازجویان و شکنجه‌گران مشغول تحریف تاریخ معاصر ایران شد.

فرج سرکوهی در مورد احمدرضا کریمی می‌نویسد:‌

«پس از آزادی از زندان در پوشش فعالیت‌های فرهنگی کار خود ادامه داد و در مجله‌ی کلک و یکی دو نشریه‌ی دیگر با نام احمد کریمی می‌نوشت.»[24]

سایت امنیتی تسنیم، کریمی را چنین معرفی می‌کند:‌ «او در محافل خصوصی به عنوان نویسنده، محقق و کارشناس نهادهای انقلابی مطرح است» و سپس به بهانه اکران فیلم «سیانور» به سراغ او می‌رود که نظرش را در مورد آخرین ساخته‌ی بهروز شعیبی جویا شود. کریمی ضمن برخی نقدها روند ساخت و روایت این فیلم که علیه مجاهدین و تحولات درون است را مثبت ارزیابی می‌کند و گله‌مند است چرا از امثال او در تهیه این فیلم استفاده نشده است.[25]

در نظام ولایی نهاد‌هایی که به جعل تاریخ مشغولند از امداد‌های توابینی همچون احمد‌رضا کریمی و عبدالله شهبازی و… برخوردارند. عبدالله شهبازی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، وابسته به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران را بنیان‌گذاشت و به مدت یک دهه مدیریت آن را به عهده داشت. مهدی پرتوی و مسعود فراستی و… دیگر توابینی هستند که در عرصه قلم و سینما و… به رژیم یاری می‌رسانند. نظام اسلامی چهره‌های مخفی بسیاری دارد که به خدمت‌‌اش درآمده‌اند و از خدمات آن‌ها برخوردار است.


پانویس‌ها

[1]  فاضل مصلحتی یکی از معاودین عراقی بود که ساواک کوشید با اعترافات تلویزیونی او رابطه مجاهدین و گروه‌های سیاسی مخالف با عراق را نتیجه‌ بگیرد. مصلحتی در زندان به مجاهدین پیوست و پس از انقلاب یکی از مسئولان بخش دانش‌آموزی مجاهدین شد. در بهار ۱۳۶۱ در درگیری با نیروهای امنیتی نظام اسلامی کشته شد.

[2]   ماهنامه مهرنامه ، شماره ۴۲، تیرماه ۱۳۹۴.

[3]   چریک‌های فدایی خلق: از نخستین کنش‌ها تا بهمن ۵۷، محمود نادری، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی ص ۶۳۰.

[4]   متن بازجویی‌های ۲۲ و ۲۶ تیرماه ۱۳۵۲ زهره مدیرشانه‌چی. چریک‌های فدایی خلق: از نخستین کنش‌ها تا بهمن ۵۷، محمود نادری، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی ص ۶۳۱. متن بازجویی‌های زهره مدیر شانه‌چی.

[5]   چریک‌های فدایی خلق: از نخستین کنش‌ها تا بهمن ۵۷، محمود نادری، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی ص ۶۳۲.

[6]   ماهنامه مهرنامه شماره ۴۲، تیرماه ۱۳۹۴.

[7]   ماهنامه مهرنامه شماره ۴۲، تیر ۱۳۹۴.

[8] لینک ویدئوی آن

[9]   نشریه رمز عبور شماره‌ی ۲۱، تیر و مرداد ۱۳۹۵.

[10]   مجله مهرنامه شماره ۴۲، تیر ۱۳۹۴.

[11]   رمز عبور شماره۲۱، تیر و مرداد ۱۳۹۵.

[12]   فردانیوز

[13] منزوی که یکی از کتابشناسان بزرگ ایران به شمار می‌رفت در سال ۱۳۵۹ دستگیر شد و عاقبت به اتهام ترجمه و نقد کتاب درس‌هایی درباره‌ی اسلام، اثر پروفسور ایگناز گلدزیهر به ۵ سال زندان و اخراج از دانشگاه محکوم شد، در حالی وی که بازنشسته‌ بود. منزوی علاوه بر تألیف کتاب‌ها و مقاله‌های متعدد و ترجمه‌های ارزشمند، مدت‌ها در تألیف لغت‌نامه با علی‌اکبر دهخدا و محمد معین همکاری می‌کرد. وی در زندان نیز دو جلد از کتاب تاریخی تجارب‌الامم نوشته‌ی ابن مسکویه را از عربی به فارسی ترجمه کرد.

[14]   ایران‌آنلاین

[15]   دیدارنیوز

[16]  نشریه رمز عبور ۲۱، تیر و مرداد ۱۳۹۵.

[17]   لینک ویدئو

[18]   رمز عبور شماره۲۱، تیر و مرداد ۱۳۹۵.

[19]   دیدارنیوز

[20]   دیدارنیوز

[21]   فردانیوز

[22]   سایت تابناک

[23]   سایت تابناک

[24]   داس و یاس، فرج‌ سرکوهی، نشرباران، سوئد، ص ۷۴.

[25]   سایت تسنیم

منبع:رادیو زمانه


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*چرا نظام ولایی نام کشتی گریس ۱ را به آدریان دریا تغییر داد؟ ‏ [2019 Aug] 
*«جهاد علمی» وابستگان نظام ولایی [2019 Aug] 
*من و متهمان ترور‌های هسته‌ای/ نگاهی به گزارش بی بی سی  [2019 Aug] 
*دروغ‌، دروغ و دروغ: وقتی حقیقتِ یک جنایت را وارونه می‌سازند [2019 Jul] 
*مرتضی اشراقی، عضو هیأت کشتار ۶۷، در کسوت وکیل [2019 Jul] 
*پرونده‌ی نفتی: وکیل متهم و شاکی و قاضی، همدست یکدیگر [2019 Jul] 
*وکیل شرکت نفت در پرونده‌ی بابک زنجانی کیست؟‌  [2019 Jun] 
*ایرج مصداقی: جنبش سبز نقطه پایان اصلاحات در ایران بود  [2019 Jun] 
*روح‌الله حسینیان، جنایتکاری در لباس وکیل مدافع [2019 Jun] 
*صادرکنندگان هزاران حکم «اعدام» در مقام وکالت [2019 May] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»  [2019 May] 
*چهل و چهار سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2019 May] 
*در تبریز: جمعی از جانیان در لباس وکالت  [2019 May] 
*«حاج غفور» از قتل قاسملو تا درگیر شدن با علی دایی  [2019 May] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین  [2019 Apr] 
*جانیان و عاملان کشتار ۶۷: ارتقای مقام در دستگاه قضایی [2019 Apr] 
*جعلیات «ایران بریفینگ» و چهره‌های گوناگون امیرفرشاد ابراهیمی بازیچه‌ی دستگاه امنیتی [2019 Apr] 
*غلامحسین مستقیمی ‌‌تهرانی – سرنوشت یک تروریست ولایی [2019 Apr] 
*شادی صدر از «فمینیست آخوندزاده» تا افشاگر «چهره جنایت» [2019 Apr] 
*وقتی دانشجوی حقوق شکنجه‌گر می‌شود  [2019 Mar] 
*من و حسین شریتعمداری و «رادیو منحرفان جنسی» و سفر با گذرنامه‌ی عادی جمهوری اسلامی به هر نقطه دنیا [2019 Mar] 
*حاج داوود رحمانی: معرف کامل نظام زندان‌ها در حکومت ولایی [2019 Mar] 
*عکس جدید «میرطاهر» در حال غرس نهال در بیت رهبری و «فاضلاب»‌های امنیتی رژیم [2019 Mar] 
*اراذل و اوباش در خدمت نظام سرکوب  [2019 Mar] 
*چگونگی ضربه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ و کشته شدن موسی خیابانی [2019 Feb] 
*احمدرضا کریمی «تواب دو نظام» و همکار دو دستگاه امنیتی [2019 Feb] 
*شادی امین و شادی صدر و مقوله‌ی «آیت‌الله» و «هیتلر» [2019 Feb] 
*محمد مهرآیین از جنایتکاران شاخص دهه‌ ۶۰ درگذشت [2019 Jan] 
*یکی دیگر از شخصیت‌های نظام شکنجه: “صبحی”، رئیس زندان گوهردشت  [2019 Jan] 
*سرهنگ مهدی مناجاتی دشمن کارلوس کی‌روش، دوست چه کسانی است؟  [2019 Jan] 
*دکتر شیخ‌الاسلام‌زاده: نقش‌آفرینی در سیاه‌ترین روزهای اوین [2019 Jan] 
* «در اوین به کابل شکنجه می‌گفتند قانون اساسی»  [2019 Jan] 
*یک جلوه شاخص درهم‌آمیزی دروغ و بهره‌کشی و خشونت: اسدالله بادامچیان و تبارش [2019 Jan] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2018 Dec] 
*هیئت‌های مؤتلفه اسلامی، حزب زندانبانان و رانت‌خواران [2018 Dec] 
*شادی‌صدر و شادی امین و «ملاخور» کردن تلاش‌های دیگران  [2018 Dec] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست/ پاسخی به ادعاهای میرحسین موسوی [2018 Sep] 
*تابستان ۶۷ و انتخابات ۹۶؛ چه کسی مسئول است؟ [2018 Sep] 
*مبانی ایدئولوژیک زندان و شکنجه در جمهوری اسلامی ایران [2018 Sep] 
*«شکنجه به نام خدا» Torture in the name of allah [2018 Sep] 
*پافشاری بر دادخواهی و تهدید آینده نظام  [2018 Sep] 
*سرگذشت غمبار اسیران ایرانی پیوسته به مجاهدین در عراق  [2018 Aug] 
*۴ دهه فراز و نشیب در روابط ایران و اسرائیل  [2018 Jul] 
*عباس امیرانتظام، یک پرونده نمادین [2018 Jul] 
*بهانه‌جویی آمریکا برای حمله‌‌ی نظامی؟ [2018 Jun] 
*همچنان می‌گویم ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت [2018 Jun] 
*برای ممانعت از تحریم و جنگ، در برابر نظام ولایی بایستیم [2018 Jun] 
*تیم ملی فوتبال ایران همچنان نماینده مردم ایران [2018 Jun] 
*سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رو در روی منافع ملی [2018 Jun] 
*تذکر: عکس پرویز یعقوبی در میان شهدای مجاهدین [2018 May] 
*فردی که در دسامبر ۲۰۱۵ در هلند کشته شد محمدرضا کلاهی عامل بمب‌گذاری در حزب جمهوری بوده است  [2018 May] 
*قدرت و فقاهت – نمونه یوسف صانعی  [2018 May] 
*همسر و فرزند سعید امامی می‌توانند به آمریکا بروند اما بسیاری از ایرانیان نه!  [2018 May] 
*چرا سیستم ناتوان از حل مسئله فساد سیستماتیک است؟ − نمونه ولی فقیه و نماینده‌اش در گیلان [2018 Apr] 
*جای خالی «قاضی حداد» در میان متهمان کهریزک [2018 Apr] 
*جایگاه روشن سعید مرتضوی در نظام، توضیح‌دهنده ابهام در جای کنونی او [2018 Apr] 
*«طب اسلامی» و خطری که جان مردم را تهدید می‌کند  [2018 Apr] 
* صادق خلخالی نماد «انقلاب اسلامی»  [2018 Feb] 
*این یکی هم رؤیای رهبری در سر دارد: محسن اراکی [2018 Feb] 
*اشغال سفارت آمریکا: سرگذشت گرو‌گان‌گیران  [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی و امیدوار رضایی پزشکان ویژه‌ی هاشمی شاهرودی [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی پزشک هاشمی‌شاهرودی حقه‌باز و کلاهبردار یا «ابر جراح» [2018 Jan] 
*در تجمعات اعتراضی شرکت کنیم یا نکنیم؟ چه شعاری انحرافی است؟ [2017 Dec] 
*جفنگیات مأموران امنیتی نظام تحت نام دشمن اسلام و نظام [2017 Dec] 
*کارنامه‌ی صادق لاریجانی و محک‌زدن ادعای احمدی‌نژاد [2017 Dec] 
*راه اندازی «زندان جدید» فرقه رجوی در اروپا [2017 Dec] 
*مکارم شیرازی حکم به «بیزاری» از جمهوری اسلامی می‌دهد!  [2017 Nov] 
*ادعای غیرواقعی «به‌رسمیت شناخته شدن قربانیان کشتار ۶۷ به عنوان ناپدیدشده قهری»  [2017 Nov] 
*دادخواهی در ایران: هنوز در ابتدای راه [2017 Nov] 
*محسن آرمین شکنجه‌گر دهه‌ی ۶۰ همچنان در باتلاق دروغ دست و پا می‌زند [2017 Nov] 
*انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم) [2017 Oct] 
* داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰ [2017 Sep] 
*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهرودی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح! ایرج مصداقی در کنار احمدی‌نژاد در حال افتتاح کارخانه [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگارا با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]