به یاد آن که «بهنام» بود
ایرج مصداقی

از ده روز پیش که خبر رفتن رفیق عزیز و دوست‌داشتنی‌ام بهنام کرمی را شنیدم به فکر این بودم که چند کلمه‌ای در رثای او بنویسم و یادش را گرامی بدارم. وای که چه خنده‌ی شیرینی داشت. چه روزهایی را کنار هم گذراندیم. چه زود گذشت. رفتنش را باور نمی‌کنم.

نمی‌دانم چه رازی است در بهمن. اولین بار بهمن ۷۲ بود که دوست عزیز و رفیق دلنشین‌ام ابوالحسن مرندی را در سقوط از کوه از دست دادم. از شب تا صبح در اتاق خانه‌شان در افجه، همراه نصرالله مرندی از ۱۲ شب تا صبح کنار پیکرش که یخ زده بود نشستیم تا بلکه یخ آن باز شود. ابوالحسن هم از کشتار ۶۷ جان به در برده بود درست مثل بهنام. از وقتی شنیدم بهنام در راه توچال یخ زده، پیکر یخ زده و درهم شکسته‌ی ابوالحسن که بالای دشت هویج از «بند» بلندی سقوط کرده و یخ زده بود راست نظرم هست. در روزهای گذشته از بهنام به ابوالحسن می‌رفتم و از ابوالحسن به بهنام. هر دوشان بی‌دریغ بودند و صمیمی. این‌ روزها پیوسته پیش خودم شعر «دریایی در مه و مد» در رثای سید محمد حیدری را به یاد بهنام تکرار می‌کنم. شاعر خودش بهم گفته بود شعرهایش فارغ از این که در رابطه با چه کسی و چه چیزی سروده شده به همه‌ی بچه‌ها تعلق دارند. گویی شعر مزبور در رثای «بهنام» سروده شده بود. خود خودش بود. آن‌هایی که بهنام را می‌شناختند این را تصدیق می‌کنند.

 

«...قامتش دریایی در مه و مد

تفسیرگوی کوه و بنفشه بود

سوسنی در دست 

نسترنی در نگاه

شاخه‌ی رازقی در رفتار

خوشه‌ای وقار در گفتار داشت

مثل راز آوازه‌خوانان نیمه شب بود

رفتارش، در پیش رفتار چشمه‌ها

چون رفتار بیماری در تب بود

 

یک شب چنان خندید

که من یاد سپیده افتادم

و روزی سرخی گونه‌اش در شرم 

مرا به باغ‌های شقایق برد

 

همیشه نیم نگاهی به آب 

نیم نگاهی به آفتاب داشت

نقره‌ی مهتاب، سپیده کلامش

و ناب‌ترین ترانه‌ها، جوهر صدایش بود

حنجره‌اش، مثل باغچه‌ای زمستانی در حسرت فریاد می‌سوخت

دویدنش بادهای عاصی را از نفس می‌انداخت...»
 

 

 
 چه با مسما بود اسمش، «بهنام کرمی»؛ می‌دانستم «بهنام» است. به مرگش توجه کنید، خواهید دید که چه «کرمی» داشت.

 

 

ایرج مصداقی ۷ اسفند ۱۳۸۷

 

 

مجموعه‌ای از اطلاعیه‌هایی را که پیرامون درگذشت جانگداز او انتشار یافته در زیر ملاحظه می‌کنید.  

 

در سوگ رفيق بهنام کرمی

روز پنج شنبه ۲۴ بهمن ماه تیم ۶ نفری متشکل از۲ خانم و ۴ آقا کوهنورد، صعود خود را به قله توچال جهت آمادگی برنامه زمستانی دماوند آغاز نموده و ساعت ۱۴:۳۰  موفق می شوند به جانپناه قله توچال برسند.
این گروه ساعت ۱۵:۳۰ دقیقه در مسیر قله توچال به ایستگاه ۷ تله کابین گرفتار بوران شدید شده و در نهایت بهنام کرمی یکی از افراد تیم که کوهنورد با تجربه ای بوده در این حادثه جان به جان آفرین تسلیم کرد.

حادثه به نقل از هم گروه وی کیانوش فرهادی نژاد :

رقص و جولان بر سر ميدان كنند ......

رقص اندر خون خود مردان كنند


چون رهند از دست خود دستي زنند ......

چون جهند از نقص خود رقصي كنند

 

ساعت 14:30 به قله رسیدیم، هوای قله به نقل از تیم 3 نفره ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان هیئت کوهنوردی استان تهران، مستقر بر قله توچال از ظهر رو به خرابی نهاده و همراه با باد شدید و بوران بوده است. تیم ما روز قبل آب و هوای قله را در سایت هواشناسی www.snow-forecast.com بررسی و با اطلاع از این موضوع که باد برروی قله در این روز 30 کیلومتر بر ساعت خواهد بود صعود خود را آغاز نموده بود.


پس از نیم ساعت استراحت در پناهگاه توچال در حدود ساعت  15:00 عصر روز پنج شنبه به سمت ایستگاه 7 تله کابین توچال حرکت کردیم. پس از 5 دقیقه حرکت و پیمایش حدود 50 متر از مسیر به سمت ایستگاه 7 تله کابین هوا به طرز غیرعادی دگرگون شده به گونه ای که برروی صورت افراد تیم لایه ای از یخ پوشیده شده بود، تیم قصد بازگشت به سمت قله را نمود که در همین زمان یک تیم 2 نفر به ما رسیده، ما را از این کار منصرف و به ادامه مسیر با راهنمایی خود تشویق کرد، تیم ما متقاعد شد و به همراه آنها به راه افتادیم، 10 دقیقه بعد اثری از تیم 2 نفره راهنما نبود، ما آنها را در بوران گم کردیم، فکر می کردیم باد حدود 100 کیلومتر بر ساعت است که پس از حادثه متوجه شدم شاید باد حداکثر 50 یا 60 کیلومتر یوده و به نوعی نیمی از این تفکر به علت وحشت حاکی از بوران و باد منطقه بوده است.


مرحوم کرمی که قوی ترین فرد تیم بود کاپشن گرتکس خود را در جانپناه توچال به یکی از اعضای تیم می دهد و خودش با پوشش استرج و 2 پلوار مسیر را ادامه داد، به علت شدت باد سرد، بوران و نداشتن کاپشن گرتکس در معرض هجوم سرمای بیشتر قرار گرفت، شدت سرما، بوران و پودر برف در دقایقی دید تمامی افراد را از بین می برد و بگونه ای که پوششی از یخ برروی همه عینک ها را گرفته بود، فرهادی نژاد می گوید من عینک خود را در آورده و با دستان خود را بر چشمان خود کوبیدم و آنها می مالیدم تا شاید از پوشیده شدنشان بوسیله لایه یخ جلوگیری نمایم.

 

 مرحوم کرمی را دیدم که ناتوان از هجوم طوفان کنار میله ای از مسیر خم شده بود و همچنین همسر ایشان را، به همسر وی که از مرحوم کرمی ضعیف تر بوده کمک کردم تا سرپا شود و با گرفتن میله ها مسیر را ادامه دادیم، پس از گذشت 3، 4 دقیقه بر اوضاع مسلط شده و چند دقیقه بعد به چند متری ایستگاه 7 تله رسیدیم، با فریاد درخواست کمک نموده و تیم حاضر در تله کابین یک نفر را با طنابی که 5 نفر آن را حمایت می کردند به پایین فرستادند (این حمایت به علت شدت باد و بوران در آن قسمت بوده است) و به ما 2 نفر کمک نمود تا به داخل ایستگاه برسیم.

 

 یک ربع ساعت بعد 3 نفر دیگر از اعضای تیم، 2 ساعت بعد آقایی که می خواست تیم ما را راهنمایی کند و 1 ساعت و نیم بعد خانمی که همراه آن آقا بود به ایستگاه رسیدند، کل زمانی که گروه  6 نفره ما درگیر بوران بین قله توچال و ایستگاه 7 شد حدود 40 دقیقه بود.ایشان می گوید فکر می کردیم مرحوم کرمی که قوی ترین عضو تیم ما بود می تواند به تنهایی به ایستگاه برسد.


ساعت 18:00به همراه تیم 5 نفره امداد آتش نشانی به محل مرحوم کرمی رفتیم و با پیکر یخ زده وی مواجه شدیم که امکان حرکت دادن وی وجود نداشت، به ایستگاه بازگشتیم، در این مسیر هم اعضای تیم امداد به علت نداشتن تجهیزات کافی و نداشتن تجربه چنین بورانی دچار وحشت شده بودند و با کمک من که دیگر وحشتم از بوران کم شده بود و می توانستم مسیر را طی کنم به ایستگاه بازگشتیم.


به گفته آقای فرهادی نژاد، مرحوم کرمی جزء کوهنوردان باتجربه و دارای روحیه بالا بوده است، وی در این برنامه کوله پشتی 60 لیتری همراه داشت که حاوی تمامی تجهیزات زمستانی بود   و شاید تنها نداشتن کاپشن گرتکس در این هوا و غلط بودن آمار هواشناسی درباره شدت باد موجود وی را دچار این حادثه نمود.
بهنام کرمی حدوداً 48 ساله و رئیس بخش انفورماتیک موسسه قلمچی بود، وی حدود 28 سال سابقه کوهنوردی داشته و در دوره های آموزشی انجمن کوهنوردان ایران شرکت داشته اند.



حادثه به نقل از عباس رنجبری عضو ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان هیئت کوهنوردی استان تهران مستقر در قله توچال :


از ساعت 12 روز پنج شنبه 24 بهمن ماه، هوا برروی قله توچال دگرگون شده و در ساعت 13:30 همراه با باد و بوران شدیدی می وزید، وی می گوید من 3 بار 3 تیم را تا میله های نزدیک ایستگاه 7 توچال رساندم که آخرین گروه یک تیم 3 نفر و در ساعت 15:30 بوده است.


هوای در این ساعت به گونه ای خراب و بوران شدیدی منطقه را فرا گرفت که خودم هم برای دقایقی مسیر را گم کردم، تیم ما شب وحشتناکی را در چادر خود برروی قله توچال طی کرد، اولین گروه در روز جمعه یک تیم 2 نفره بودند که به گفته خود ساعت 21 شب از پای مجسمه حرکت کرده و ساعت 4 بامداد روز جمعه به قله رسیده بودند.


نفرات بعدی ساعت 9 صبح می رسند، هوا در این زمان خوب و شدت باد حدود 5 کیلومتر بر ساعت بوده است. پس از اطلاع از پیدا شدن پیکر مرحوم کرمی تیم به محل حادثه در نزدیکی ایستگاه 7 تله کابین می رود. تمامی تجهیزات وی بر اثر شدت باد به اطراف پرتاب شده بوده به طوری که کوله وی 50 متر بالاتر افتاده بود، به گفته اعضای ستاد تجهیزات وی کامل بوده است. با هماهنگی مسئولین هلال احمر و آتش نشانی و همکاری ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان هیئت انتقال پیکر وی از طریق تله کابین از ساعت 13:00 روز جمعه آغاز و نهایتاً ساعت 16:00 این روز به ایستگاه 1 تله کابین منتقل شد.


در این حادثه یکی دیگر از اعضای تیم 6 نفره دچار سرمازدگی در صورت از نوع درجه 2 و در انگشتان دست از نوع درجه 1 شده است.

مراسم تشیع پیکر مرحوم بهنام کرمی در ساعت 8 صبح فردا یکشنبه 27 بهمن ماه از جلوی دانشگاه صنعتی شریف خواهد بود و همچنین مراسم خاکسپاری ایشان ساعت 10 صبح همین روز در بهشت سکینه کرج برگزار می گردد .


ضمن تسلیت به خانواده و دوستان ایشان و جامعه کوهنوردان ایران، برای ایشان از خداوند مهربان آرزوی صبر و شکیبایی می نماییم .


خدایش بیامرزد، روحش شاد

 

منبع : سایت رسمی هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران - به نقل ازوبلاگ گروه کوهنوردی همنورد

 

 

در سوگ رفیق بهنام کرمی



آدینه 25 بهمن امسال رفیق بهنام کرمی در کوههای شمال تهران و در اطراف قله توچال به علت سرمازدگی جان می بازد .


رفیق بهنام کریمی از فعالان جنبش فدایی بود که در نوجوانی به سازمان چریکهای فدایی خلق ایران پیوست و پس از انشعاب اکثریت و اقلیت به صفوف اقلیت پیوست. رفیق بهنام به خاطر فعالیتهای انقلابی اش به مدت 5 سال در زندانهای جمهوری اسلامی اسیر بود. وی پس از آزادی به فعالیتهای خود در صحنه مبارزه اجتماعی ادامه داد


روز آدینه 25 بهمن رفیق بهنام هنگامی که با یک خانم در ارتفاعات توچال مواجه می شود که دچار سرمازدگی شده، کاپشن کوهنوردی خود را به وی می دهد . اما پس از چندی خود دچار سرمازدگی می شود و جان می بازد.
پیکر این رفیق فداکار در روز یکشنبه 27 بهمن در میان اندوه خانواده و دوستان و آشنایان او به خاک سپرده می شود. سازمان چریکهای فدایی خلق ایران درگذشت رفیق فدایی بهنام کریمی را به خانواده ، دوستان و فعالان جنبش فدایی در ایران تسلیت می گوید.



دبیرخانه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران


یکشنبه 27 بهمن 1387 - 15 فوریه 2009

 

 

 

 اطلاعیه کمیته خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت)  

 

در سوگ رفيق بهنام کرمی

 

در کمال ناباوری اطلاع يافتيم که رفيق بهنام کرمی در تاريخ ٢۴ بهمن ماه ١٣٨٧ در ارتفاعات توچال دچار سانحه شده و جان باخته است.

رفيق بهنام از رفقايی بود که بعد از قيام ۵٧ به صف مبارزان فدايی پيوست و همراه با هم‌رزمان خود در عرصه‌های مختلف در جنبش‌های مبارزاتی  دانشجويی و کارگری شرکت داشت.

بهنام کرمی، در سال ١٣۶٠، به اتهام ارتباط تشکيلاتی با سازمان چريک های فدائی (اقليت) دستگير شد و در زندان اوين بند ٢٠٩ تحت شکنجه‌های قرون وسطايی رژيم جمهوری اسلامی قرار گرفت.

اما، اعتقاد محکم و دليرانه رفيق بهنام به راهی که انتخاب کرده بود باعث شد که دژخيمان اوين نتوانند ذره‌ای در اراده اين رفيق خللی وارد کنند.

رفيق بعد از محکوميت به زندان قزل حصار منتقل شد و تا پاييز سال ١٣۶۵ در بندهای يک واحد يک و بند يک واحد سه قزل حصار به سر می‌برد. در اواخر پاييز ١٣۶۵ به زندان گوهردشت منتقل شد و تا بهمن ١٣۶٧ در بندهای ۱۴ و ٨ دوران محکوميت خود را گذراند.

رفيق بهنام در دوران سياه کشتار زندانيان سياسی سال ۶٧ در زندان گوهردشت بود و در آن شرايطی که سايه شوم اعدام‌ها در گوهردشت بيداد می‌کرد با از خودگذشتگی و شجاعتی که در رفقايی چون او می‌توان يافت، به همراه ديگر رفقای هم‌رزمش تصميم گرفت خبر اعدامها را به ديگر بندهای گوهردشت که هنوز به دادگاه‌های مرگ خمينی فرستاده نشده بودند، منتقل کند.

اين رفقا با اين که می‌دانستند در صورت دستگيری در حين انتقال خبر توسط زندانبان به جوخه مرگ سپرده خواهند شد، به وظيفه سياسی و انسانی خود عمل نموده و خبر را به ديگر رفقا منتقل نمودند.

رفيق بهنام کسی بود که داوطلبانه مسئوليت اين کار را به عهده گرفت و بدون لحظه ای ترديد با هماهنگی ديگر رفقا آن را به انجام رساند.

رفيق بهنام در تمامی دوران زندگی کوتاه خود انسانی بود آزاده و يار و ياور رفقا و دوستانش. فقدان رفيق بهنام را که هميشه همچون عقاب، بلندپرواز بود به خانواده و فرزندانش و تمامی رفقا تسليت می‌گوييم.

يادش گرامی و راهش پايدار

کميته خارج کشور سازمان فدائيان (اقليت)

١۶ فوريه ٢٠٠٩ 

 

پیام همدردی و تسلیت اتحاد فداییان کمونیست به خانواده رفیق بهنام کرمی

 

باخبر شدیم که رفیق بهنام کرمی دریک حادثه کوهنوردی جان باخته است. رفیق بهنام از مبارزین پرسابقه ای بود که به رغم سالها زندان وشکنجه اما به ارمانهای انسانی خود وفادار ماند وتا آخرین لحظات زندگی پربارش برای تحقق آزادی وسوسیالیسم مبارزه کرد .


شورای مرکزی سازمان  جان باختن رفیق مبارز وانقلابی  بهنام  کرمی  را به   خانواده  و همه همرزمان او تسلیت  میکوید. یاد وخاطره بهنام درعرصه  کار و پیکارعلیه خودکامگی وستم واستثمار فراموش ناشدنی است. یادش  گرامی باید

  

 

رفیق بهنام ، تورا فراموش نخواهیم کرد

 

رفیق بهنام کرمی در اثر حادثه کوهنوردی جان باخت . رفیق بهنام بخاطر فعالیت با سازمان چریکهای فدایی خلق ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ در زندانهای اوین ، قزل حصار و گوهردشت زندانی بود. بهنام یکی از رفقای استوار و مقاومی بود که مورد احترام خیلی از افراد، بویژه زندانیان سیاسی در دوره رژیم جمهوری اسلامی ایران بود. آنها که بهنام را می شناختند همیشه او را ناجی صدا می کردند، چرا که درسال ۶۷ وی بهمراه چندنفر دیگراز زندانیان سیاسی هنگام جابجائی بندها، برای مدت کمی بخاطر اشتباه زندانبانها به بندی انتقال یافت که توانست خبر اعدامهارا به سایر زندانیان برساند . رساندن خبراعدامها توسط بهنام باعث شد که سایر زندانیان خودرا برای روبروشدن با قتل عام ها وشرایط جدید آماده کردند.

بعد از آزادی از زندان بهنام همواره با عشق به مردم زیست و همیشه دوست و یاور آنان بود . زندانیانی که از مرگ نجات یافته اند و بهنام را می شناختند بعضا به او سر می زدند. یک ماه پیش یکی از رفقای همبندش اجازه یافت تا برای معالجه به خارج سفر کند. رفیق می گوید «قبل از آمدن به بهنام سری زدم . مثل همیشه سرحال و دوست داشتنی بود، به من گفت فکر کنی سفرت چقدر طول می کشد ، گفتم نمی دانم دکترهای انیجا می گویند بعد از عمل باید چندماه تحت معالجه باشم ، بهنام گفت به رفقا سلام برسان و بگو ما را فراموش نکنید».

این آخرین خبری بود که از بهنام بدستمان رسید. یادش گرامی باد .

 

رفیق بهنام ، ما هرگز تو را فراموش نخواهیم کرد.

 

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

 

 

رفیق و هم بند مبارزی را از دست دادیم

         

کوه پایه های بلند توچال در شمال تهران، روز پنچشنبه ٢٤ بهمن ١٣٨٧، رفیق و هم بند مبارزمان بهنام کرمی را از ما گرفت. بهنام برای کوهنوردی به توچال رفته بود و در انجا در اثر یخ زدگی جان می سپارد. بهنام در سال ١٣۶٠ به اتهام ارتباط با سازمان چریک های فدائی خلق(اقلیت)دستگیر و تحت وحشیانه ترین شنکجه ها قرار گرفت. او مراحل بازجوئی و شکنجه و دوران هفت سال زندان را با سرافرازی و مقاومت در زندانهای اوین، قزل حصار و گوهردشت پشت سر نهاد. بهنام چند ماه بعد از کشتار زندانیان سیاسی،  در بهمن ماه ۱۳۶۷ از زندان آزاد شد. در بیرون از زندان، همواره یار و همراه توده های کارگر و زحمتکش و تکیه گاه آنان بود. بهنام ورزشکار و مبارزی با خصوصیات والای انسانی و عضو گروه کوهنوردی کارگری سایپا دیزل بود. روز حادثه، یک تیم ۶ نفری متشکل از دو زن و چهار مرد صعود خود به قله توچال را جهت آمادگی برنامه زمستانی دماوند آغاز نمود. این گروه حوالی ساعت چهار بعد از ظهر روز پنچشنبه در مسیر قله توچال به ایستگاه هفت تله کابین گرفتار بوران شدید شد و در نهایت بهنام یکی از افراد تیم که کوهنورد با تجربه ای بود در این حادثه جان سپرد  . 

   

   

کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)، خود را در غم از دست دادن بهنام شریک و یاد او را در کنار خانواده و یاران و دوستانش گرامی می دارد.

 

 

چه بود این تیر بی‌رحم از کجا آمد (۲)

زندگی پر نشاط، محبت بی‌پایان، و رفاقت پر شور از ویژگی‌های رفیقی دوست داشتنی بود که دیگر در میان ما نیست. او که هیچ‌گاه مرعوب روزمرگی زندگی‌ نشد، ما را با خاطراتش تنها گذاشت. من توانایی توصیف او را ندارم و در اینجا فقط خاطراتی از او را مرور می‌کنم. در همین‌جا از ابراز همدردی همه دوستانی که بر مطلب قبلی کامنت گذاشتند، ایمیل فرستادند و تلفن زدند، تشکر می‌کنم.

***

هفته‌ای طولانی تمام شد. وقتی روزهای هفته را مرور می‌کنم باورم نمی‌شود که فقط یک هفته بوده است. نمی‌دانم چند بار در این هفته با ایران تلفنی صحبت کرده‌ام. آخر هفته‌ی قبل بود که خبر دردناک مرگ رفیق عزیزم را شنیدم، عزیزی از بازماندگان سال ۶۷.  شب اول تا صبح نشستم و در تنهایی خاطراتش را بیاد آوردم. دلم می‌خواست برایش (و برای دل خودم) چیزی بنویسم، همان‌گونه که ۱۲ سال پیش،درست در چنین روزهایی، با او نشسته بودیم و در مرگ عزیز دیگری چیزهایی نوشته بودیم. اما نوشته‌ای از آب در نیامد و حاصلش شد یک پست یک خطی که نزدیک صبح در وبلاگم گذاشتم. 

خاطرات بسیاری از او بیاد آوردم. خاطره یک شب مهتابی در بهار ۷۰ ، در "کوه‌های اطراف سمیرم" که تا صبح برایم از جزئیات ۶۷ گفته بود، از دیگر خاطراتم پررنگ‌تر بود. بیست و چند نفر بودیم و برای احتیاط از حمله گرگ یا گراز قرار شد، چند نفر نگهبانی بدهیم تا بقیه دوستان بخوابند. دو نگهبان اول من و او بودیم. کنار آتش نشستیم و تا صبح حرف زدیم و نوبت‌های بعدی نگهبانی را بیدار نکردیم.

اولین باری که نامش را شنیدم را بخوبی بیاد دارم. دوستی دیگر از او به عنوان یکی از اعدام‌شدگان اوایل دهه ۶۰ نام می‌برد و از او خاطره‌ای تعریف می‌کرد. اما او سال ۶۸ برگشته بود و او که تا آن روز "گذشته و تاریخ" دانشکده ما بود، شد سال پایینی ما. وقتی که فقط چند ماه بعد، چهارده پانزده نفری برای شرکت در مراسم سالگرد مرگ پدر یکی دیگر از دوستان با اتوبوس به شیراز می‌رفتیم او یکی از "ما" بود. در اتوبوس تا صبح با هم حرف زده بودیم و او تشکر کرده بود که چنین ساده به جمعی جدید راه پیدا کرده است و من گفته بودم که ما "روحیه جمعی" را از شماها آموخته‌ایم.

"دشت هویج" بودیم که از آشنائی‌اش با همسر آینده‌اش برایم گفت. همسری که نه تنها شریک زندگی‌اش که یار کوه و دشتش هم شد. با او و همسرش و رفیقی دیگر که سال‌هاست به آلمان مهاجرت کرده‌ است، به قله "دماوند" صعود کردم. به او گفته بودم که «نمی‌توانم، وزنم زیاد است و برنامه شما را خراب می‌کنم» و او گفته بود که « دو سه هفته وقت داریم. این هفته کوه عادیت را برو، هفته بعد می‌ریم قله توچال و هفته سوم "شبانه توچال- شهرستونک". اونوقت می‌تونی بیای» و توانسته بودم. آشنای دیگری را قله دیدیم که با اشاره به من گفت: «من دیگر هر چیزی را باور می‌کنم، وقتی یک آدم ۱۲۰ کلیویی را روی قله دماوند ببینم». من ناراحت شدم ولی او خندید و گفت « ناراحت نشو منظوری نداره، اگر خوب فکر کنی جمله‌اش بیش از آنکه تمسخر باشه، تعریف است».

یکی دو هفته‌ای قبل از ازدواجم، با همسرم، اسفند، رفته بودیم تا خانه‌ای را که اجاره کرده‌بودیم، تمیز کنیم. بعد از چند دقیقه سروکله‌اش پیدا شد. چند تا سطل و شوینده و چیزهای دیگر هم خریده بود. گفتم: «اینارو چرا خریدی، فکر کردی اینجا سطل و تاید پیدا نمی‌شه؟» که جواب داد: «از روی سادگی برای قوم و خویش». از روزی که رابطه من را با اسفند فهمید او را "قوم و خویش" خطاب می‌کرد و "از روی سادگی" هم یکی از تکیه کلام‌هایش بود. حسابی پای ِ کار بود و هیچ‌کدام از اسباب‌کشی‌های دوستان را که یکی پس از دیگری سرمی‌رسید از دست نمی‌داد، دوستانی که یکی بعد از دیگری زندگی دانشجویی را ترک می‌کردند. با خنده می‌پرسید: «این دفعه بهمون کجا بار خورده ؟»

نوروز گذشته که به تهران رفتم، چند بار دیدمش. بار آخر روز قبل از پروازم بود و سه‌ چهار ساعتی با هم بودیم و حرف زدیم، از زندگی خودمان گرفته تا تاریخ و جهانی شدن. پرسید که آیا "پیشینه‌های اقتصادی و اجتماعی جنبش مشروطیت و انکشاف سوسیال دمکراسی" اثر خسرو شاکری را خوانده ام یا نه. پس از جواب منفی من، آدرس منزل پدر همسرم را خواست تا برایم بفرستد. گفتم: «بارم زیاد است و امکان بردن کتاب ندارم» که گفت: «یکی دو تا کتاب را دستت بگیر برو». چند ساعت بعد پنج شش کتاب مورد نظرش را با آژانس برایم فرستاد.

لحظه خداحافظی تسبیح سبزرنگی را که در دست داشت به من داد و گفت مال تو. من تسبیح دست نمی‌گیرم، ولی نشان محبتش را رد نکردم. آن تسبیح چند ماهی است که از چارچوب کتابخانه‌‌مان آویزان است. دیشب در کاغذهایم کاغذ کوچکی را پیدا کردم که آدرس ایمیلش را آنروز روی آن نوشت و به من داد. من هم گفتم که وبلاگی دارم و گاهی چیزی می‌نویسم و آدرس وبلاگ را برایش نوشتم. من در این چند ماه ایمیلی به او نزدم و نمی‌دانم که آیا او هیچگاه سری به "پله برقی" زد یا نه، ولی یکی از کسانی بود که همیشه دلم می‌خواست نظرش را در باره نوشته‌ام بدانم. او قطعاً آن تسبیح سبز رنگ را برای یادگار به من داد، اما آن تکه کاغذ کوچک و ایملش برای یادگاری نبود. قرار بود ایمیل بزنم و نزده‌ام. چقدر از دست خودم (تنبلی، کم‌توجهی یا فراموشی، فرقی نمی‌کند نام آن را چه بگذاریم) عصبانی‌ام.

 

http://bahmanhatefi.blogfa.com/post-77.aspx 

وبلاگ پله برقی

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)