پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
ایرج مصداقی

 

مصطفی پور محمدی در سال ۱۳۳۸ در قم به دنیا آمد، پدرش خیاط روحانیون بود. وی تحصیلات حوزوی را در سال ۱۳۵۰ در قم آغاز کرد و در سال ۵۸ جزو اولین طلبه‌های مدرسه‌ی حقانی بود که در بیست سالگی به سیستم قضایی پیوست و همراه قدوسی شد.
وی در سال ۱۳۶۲ با دخترعمویش ازدواج کرد و با آن که خود دارای یک پسر و ۳ دختر و دو داماد است همچون دیگر مسئولان قضایی و امنیتی رژیم از فساد جنسی رایج در نظام بهره‌مند است.
پورمحمدی که در سیاه‌ترین روزهای تاریخ میهن‌مان مسئولیت مبارزه با گروه‌های سیاسی و کشتار و شکنجه‌ی فعالان سیاسی را به عهده داشت مدعی‌است که به تحصیلات حوزوی خود در مشهد و قم و تهران نزد فاضل لنکرانی و اصغر علم‌الهدا و محمد مؤمن و منتظری و طاهری خرم آبادی و مجتبی تهرانی [1] ادامه داده است. با این حال صلاحیت او برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان رهبری از سوی شورای نگهبان تأیید نشد.
وی در دهه‌ی ۶۰ کمتر در کسوت روحانیت بود و مانند دیگر مسئولان قضایی مدارک متعدد حوزوی و دانشگاهی را با استفاده از رانت قدرت دریافت کرد. هرچند او مانند دیگر مسئولان روحانی دستگاه قضایی و امنیتی رژیم گه گاه سر و گوشی در حوزه‌های علمیه و جبهه‌های جنگ آب می‌دادند تا خود مزورانه مردان «علم و جهاد» جا بزنند. 
 
از چپ: پورمحمدی، موسوی اردبیلی، رازینی
 
وی در آذرماه ۱۳۵۸ به همراه روح‌الله حسینیان و اکبریان که بعدها هر سه از صاحب‌منصبان دستگاه اطلاعاتی شدند، برای دستگیری عباس امیرانتظام توسط قدوسی توجیه شد.
در اولین مأموریت، دادستان انقلاب اسلامی خوزستان شد و جنایات زیادی را در این استان مرتکب شد. انتخاب او به یکی از بالاترین پست‌های قضایی یکی از مهم‌ترین استان‌های ایران با هیچ یک از معیارهای قضایی و یا حتی شرعی همخوانی نداشت. 
پورمحمدی در مورد اولین مأموریت خود می‌گوید:‌
«در سن ۲۰سالگی دادستان‌ انقلاب‌ در مسجد سلیمان‌ شدم. ‌در تب و تاب سال های اول انقلاب، در سال ۱۳۵۸، گروهی از دیپلمه‌های‌ بیكار، به نشانه اعتراض، فرمانداری‌ مسجد سلیمان را تصرف‌ و اغتشاش ایجاد کرده بودند. من، برای آرام کردن اوضاع به آن جا اعزام شدم.‌ همکاری‌ كمیته‌ و سپاه شوشتر و دزفول‌‌، به‌ تحصن‌ پایان ‌داد و فرمانداری‌ بازپس‌ گرفته‌ شد. آن روزها من‌ فقط‌ دادستان‌ شهر نبودم، بلکه‌ با همه‌ مسائل‌ شهری‌ درگیر بودم‌. چاره‌ای‌ هم نبود. جز این اگر بود، ‌كار پیش‌ نمی‌رفت‌. » [2]
منظور او از «برای آرام کردن اوضاع»، قتل و کشتار کارگران و دیپمله‌های بیکار است. او تحصن کارگران بیکار و مستأصل در فرمانداری را «تصرف» می‌نامد تا سرکوبی مردم را توجیه کند. 
ظاهراً او هنوز به ۲۰ سالگی نرسیده بود چرا که خود در جای دیگری اذعان می‌کند:‌
«در اینجا دوست دارم فقط به قصد پاسداشت مؤسسان فرهیخته و کاردان مدرسه حقانی، بگویم من‌‌ در ۱۹ سالگی‌ دادستان‌ انقلاب‌ در مسجد سليمان‌ شدم‌. آن روزها من ‌جوان‌ترين‌ دادستان‌ و مقام‌ قضايي‌ كشور بودم‌. این، نشان دوراندیشی آن بزرگان بود که امثال‌ بنده‌ را به گونه اي‌ تربیت کردند‌ که بتوانیم چنین مسئولیت‌هایی را برعهده بگیریم. » [3]  
برای شناخت بهتر وضعیت شهرهای استان خوزستان در زمان یاد شده بایستی بگویم، در اسفند ۵۸ و فروردین ۱۳۵۹ تظاهرات کارگران بیکار شهرهای خوزستان یکی پس از دیگری با هجوم اوباش و پاسداران به خون کشیده شد و تعداد زیادی کشته و زخمی روی دست مردم ماند و از همان موقع زندان‌های این شهرها از جوانان پرشور و  انقلابی پر شد و جوخه‌های اعدام چنانچه خمینی قول آن‌‌ها را داده بود به کار افتادند.
پورمحمدی بنا به اعتراف خود در همه‌ی امور شهر دخالت داشته است. مسجد سلیمان یکی از کانون‌های اصلی مخالفت با رژیم در استان خوزستان بود و در ادبیات رژیم از آن به عنوان «مسکو سلیمان» نام‌ برده می‌شد. 
پورمحمدی چنانچه خود می‌گوید در ارتباط مستقیم با کمیته و سپاه دزفول و جنایتکارانی همچون علیرضا آوایی و غلامرضا خلف‌رضایی و ... بود.
در جریان سرکوبی جمعیت بیکاران اندیمشک طبق گفته‌ی شاهدان و اطلاعیه‌های موجود از آن دوران ۱۲ نفر از جمله یک کودک ۱۲ ساله به نام حجت‌الله کفایی کشته شدند. و سپس تعدادی از دستگیر شدگان از جمله هوشنگ رستمی و محمدرضا نامداری در مردادماه ۱۳۵۹ اعدام و بقیه به حبس محکوم شدند. در ۱۲ اردیبهشت ۵۹ مسعود دانیالی از هواداران فداییان و احمد مؤذن از هواداران پیکار در اهواز اعدام شدند. و در ششم تیرماه نیز دکتر اسماعیل نریمیسا از فدائیان و مهدی علوی شوشتری از سازمان پیکار در ارتباط با فاجعه‌ی «انقلاب فرهنگی» اعدام شدند.  
در ۱۸ فروردین ۱۳۵۹ پاسداران در ماهشهر به طرف تظاهرکننگان بیکار آتش گشودند و یک نفر به نام علی حیدری را به قتل رساندند و دو نفر به نام‌های موسی سنجری و جابر دهام زخمی شدند.
در شماره‌ی ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۹ نشریه‌ی پیکار در مورد جان باختن مهناز معتمدی چنین آمده است:
 
«شب هنگام در حالی که عده‌ای زنان و دختران اسیر را از محل بیدادگاه انقلاب اسلامی به کانون کارآموزی زرگان (واقع در جاده‌ی مسجد سلیمان) منتقل می کردند، در مسیر درب ورود کانون تا آسایشگاه، آن ها را وادار می‌کنند بدون آن که به عقب خود نگاه کنند، بدوند. در ضمن چراغ‌های طرفین مسیر را خاموش کرده و در میان درختان عده‌ای از پاسداران و اوباشان برای ترساندن آن‌ها در کمین نشسته بودند. در حین دویدن صدای تیراندازی به گوش می‌رسد و رفیق مهناز به زمین می‌افتد. پاسداران برای ایجاد وحشت بیشتر در میان زندانیان، فریاد می‌زدند: «به عقب برنگردید، اگر بایستید، شما را را هم می‌زنیم».
 
در سال ۵۹ در پی اخراج بیش از ۶۰۰ معلم در استان هرمزگان و اعتصابات گسترده معلمان و دانشجویان در بندرعباس که جو غیرمذهبی هم داشت، تلاش‌های زیادی برای مهار جو اعتراضی صورت گرفت که جملگی با شکست مواجه شد و عاقبت در سال ۱۳۶۰ پورمحمدی با اختیارات تام به هرمزگان فرستاده شد تا به قلع  و قمع مردم بپردازد. ماشین کشتار پورمحمدی آنچنان دهشتناک عمل می‌کرد که همچنان در خاطره‌ها باقی مانده است.
گفته می‌شد وقتی مهدی ایزدشناس دانش آموز ۱۶ ساله را جوخه‌ی اعدام سپردند پورمحمدی پدر وی را که یکی از بازاریان سرشناس بندرعباس بود مجبور کرد تا در نماز جمعه از تیرباران فرزندش اظهار شادمانی کند تا پسر دیگرش را که در زندان بود اعدام نکنند. در تمام دوران دادستانی پورمحمدی در بندرعباس به منظور تحقیر و شکنجه‌ی خانواده‌های تیرباران شدگان ۱۲۰۰ تومان پول تیر درخواست می‌شد و تا پول دریافت نمی‌گردید جسد را تحویل خانواده نمی‌دادند. [4]
پورمحمدی با بیرحمی دستور می‌داد تا قبرهای اعدام شدگان با بولدزر صاف شود و اگر همراهی کاظم گورکن، قبرکن معروف بندرعباس نبود چه بسا خانواده‌ها هیچگاه موفق به شناسایی گورهای عزیزان خود نمی‌شدند. [5]
پورمحمدی سپس در بهمن‌ماه ۱۳۶۰ برای مدتی کوتاهی به قم بازگشت و هم‌درس روح‌الله حسینیان شد و بلافاصله به عنوان مبلغ به دزفول رفت اما چون نیاز به جنایتکار داشتند او فراخوانده شد و برای سرکوب به کرمانشاه رفت و به جنایات‌اش در غرب کشور ادامه داد. عاقبت وی در سال ۶۱ در مشهد به علی رازینی پیوست و این دو، سرکوب نیروهای سیاسی در استان خراسان را پی گرفتند.
پس از عزیمت رازینی به تهران او نیز به خاطر بدنامی و سابقه‌ای که در امر سرکوب و جنایت داشت از دادستانی موقتاً برکنار شد. خودش می‌گوید: « با نگاه‌های سیاسی از دادستانی کنار گذاشته شدم». [6] 
در سال ۱۳۶۱ وی به همراه جفت‌ خود، علی رازینی از سوی خمینی مأمور رسیدگی محرمانه به پرونده‌ی فساد جنسی موسوی تبریزی دادستان انقلاب اسلامی شد که روابط نزدیکی با احمد خمینی داشت. این دو که به عنوان بازپرس دادسرای عمومی تهران به موضوع رسیدگی می‌کردند متوجه‌ی فساد گسترده‌ی موسوی تبریزی و سوءاستفاده او از زنان زندانی و ... شدند. خمینی پس از آن که در جریان فساد گسترده‌‌ی موسوی تبریزی قرار گرفت دستور نابودی پرونده را داد. اما رازینی و پورمحمدی که از سرانجام کار می‌ترسیدند با اطلاع خمینی پرونده را به خامنه‌ای دادند تا او خود نسبت به امحای آن تصمیم‌گیری کند. از قرار معلوم خامنه‌ای هم پرونده را به محمدی‌گیلانی می‌سپارد. موسوی تبریزی هم همچنان در پست‌‌اش باقی ماند تا عاقبت شورای عالی قضایی با انحلال پست دادستانی کل انقلاب، او را برکنار کرد. با این حال خمینی از آن‌ها خواست که رضایت او را کسب کنند. خمینی به خاطر حمایت از موسوی تبریزی و تلاش برای درپرده ماندن فساد روحانیت، در تابستان ۱۳۶۱ ربانی املشی، محمد مؤمن و عبدالله جوادی آملی سه تن از اعضای شورای عالی قضایی را برکنار کرد؛ چرا که شورای عالی قضایی دستور کارگزاری دستگاه‌ «شنود» علیه موسوی تبریزی را داده بود. خمینی با آن که املشی را به عضویت شورای نگهبان درآورد اما تا زمانی که املشی زنده بود حاضر به دیدار با وی نشد.   
     
هنگامی که رازینی به ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح رسید، پورمحمدی به عنوان دادستان نظامی انقلاب در مناطق غرب به یاری او شتافت و در برگزاری دادگاه‌های صحرایی پیش‌قدم شد. رفسنجانی در خاطرات روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۵ خود می‌گوید:‌
 
«ظهر آقایان [علی]رازینی، اتابکی[لطف‌الله]، [علی]یونسی و [مصطفی]پورمحمدی برای مشورت در خصوص تشکیل دادگاه صحرائی برای محاکمه نظامیان متخلف در جنگ آمدند. درباره اهداف سیاسی و نظامی دادگاه و کیفیت برخورد، نیازهای مقرراتی و فتوائی صحبت شد.»
 
پورمحمدی سپس در سال ۱۳۶۶ به وزارت اطلاعات پیوست و معاونت خارجی این سازمان را به عهده گرفت. در این دوران حسین طائب یکی از افراد زیرمجموعه وی بود.
سوابق جنایتکارانه‌ی پورمحمدی در سرکوب و قتل و خونریزی موجب شد تا او به عنوان معاون و نماینده‌ی وزارت اطلاعات عضو هیئت کشتار زندانیان در سال ۱۳۶۷ باشد.
وی در دستگاه امنیتی با توجه به صورت کشیده‌ای که دارد و حلیه‌گری که در او سراغ دارند، به «حاج روباه» معروف است.
پورمحمدی علیرغم سوابقی که بر شمرده شد هنگام اسم نویسی برای انتخابات ریاست جمهوری به دروغ مدعی‌ شد در اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ درگیر نبوده است:‌ 
«پورمحمدی در پاسخ به این سؤال مبنی بر این‌که گفته می‌شود شما در دهه ۶۰ لیستی از منافقین که قرار بود اعدام شوند نزد آیت‌الله منتظری برده و ایشان مخالفت کردند. آیا این خبر صحبت دارد، گفت: قطعا دروغ است. من در وزارت اطلاعات یک روز پست امنیتی نداشتم. در دو سال اول چون می‌خواستم در جبهه باشم با اصرار آقای ری‌شهری وارد وزارت اطلاعات شدم و مسئول ضدجاسوسی شدم. بنده در آن حوزه که تازه نیمه امنیتی است، تنها دو سال حضور داشتم. بنابراین درگیر اعدام‌ها نبودم.» [7] 
اشاره او به حضور در جبهه‌، دیدار‌های وقت و بی وقت و یا بازدید از جبهه‌ی او و دیگر مسئولان قضایی رژیم بود و نه حضور مستمر در جبهه‌ی جنگ. بماند که او در دعواهای درونی رژیم مدتی از کار برکنار شده بود و برای نشان دادن سرسپردگی خود از انجام هیچ‌کاری فروگذار نمی‌کرد.
  
پورمحمدی در جبهه‌ی جنگ
وی پس از انتخاب فلاحیان به عنوان وزیر اطلاعات، در سال ۱۳۶۹ ارتقاء مقام یافت و ضمن حفظ معاونت وزیر، جانشین او شد تا این که در سال ۱۳۷۸ به خاطر از پرده بیرون افتادن قتل‌های زنجیره‌ای و مسئولیت مستقیم او در این جنایات همراه با دری‌نجف‌آبادی مجبور به کناره‌گیری شدند. از آن‌جایی که مقامات ارشد رژیم تصمیم به محدود کردن قتل‌ها به ۴ فقره قتل پاییز ۱۳۷۷ و سلب مسئولیت از مقامات قضایی و روحانیون گرفتند، دخالت دری نجف‌آبادی یکی از مسئولان اصلی این جنایات با قسم خوردن او نزد قاضی به قرآن رفع و رجوع شد و به حکم خامنه‌ای به دادستانی کل کشور رسید و مسئولیت پورمحمدی در این قتل‌ها با شهادت خاتمی مبنی بر بیگناهی او ماست مالی شد. پور محمدی در این رابطه می‌گوید:‌ 
«در همان دوره قتل‌های زنجیره‌ای که من به ناحق متهم شده بودم خود آقای خاتمی یک یادداشت به دادگاه ارسال کرد و اعلام کرد که بنده هیچ نقشی نداشتم. »
 
یکی از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای، فخرالسادات برقعی همسر حسین پورمحمدی، پسرعمو و برادرزن مصطفی پورمحمدی بود.
وی که در آموزش و پرورش قم خدمت می‌کرد و به خاطر نزدیکی‌اش به صاحب‌منصبان حکومتی قرار بود دخترش را خامنه‌ای عقد کند، در روز ۱۶ اسفند ۱۳۷۴ در محله سالاریه قم در سن ۳۱ سالگی به طرز فجیعی به قتل رسید. ظاهراً او متوجه‌ی رابطه‌ی علی فلاحیان وزیر اطلاعات با زنی که در همسایگی آن‌ها بود شده و موضوع را برای شوهرش و احتمالاً افراد دیگری تعریف می‌کند. زنی که فلاحیان با او رابطه داشت نیز در سال ۱۳۷۵ با ۷۳ ضربه کارد به قتل می‌رسد.
روز بعد از حادثه، خطیب رئیس اداره‌ی اطلاعات قم به همراه مصطفی پورمحمدی به منزل پدر برقعی که خود با دستگاه امنیتی همکاری می‌کرد رفته و از نزدیک موضوع را بررسی می‌کنند.
پدر مقتول توضیح می‌دهد قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده در حالی که می‌لرزید به او می‌گوید:‌ « اگر می‌خواهی آبرو و حیثیتت نرود این را امضا کن!» 
وی همچنین توضیح می‌دهد که پورمحمدی با وجود مراجعات خانواده هیچ اقدامی نمی‌کند:
«از طریق دامادمان به او گفتم، عیالم به مادرش گفت، اصلاً اگر بگوئید اینها کلامی به روی ما آوردند، نیاوردند! یک گام رو به ما نیامدند!» [8]
 
سید علی برقعی پدر اشرف‌السادات برقعی در مورد چگونگی رسیدگی به قتل دخترش می‌گوید:‌
«... در منزل را بستند و پلیس آمد، در اتاق نشسته بودم که آقائی که نمی‌خواهم نامش را بیاورم! و از همان ساعات اول مراقب ما بود آمد، رفقا و همکاران من هم اینجا نشسته بودند، تقریباً ساعت یک ونیم یا دو بعد از نیمه شب بود، تماس گرفتند با آن شخص (پورمحمدی) در هیأت اعزامی که به عراق رفته و برگشته بودند و در سرپل ذهاب بودند و گفتند: به تهران نروید، به این جا بیائید، صبح روز حادثه بود، دو تا پاترول آمدند و زنگ خانه‌ی ما را زدند. دیدیم رئیس اطلاعات قم هم داخل ماشین است و آقای خطیب با مصطفی پورمحمدی رفتند توی آن اتاق، دو ساعت و نیم در را بستند، بعد ما را بردند به خانه‌ی قبلی آقای فلاحیان در آن کوچه‌ی بن بست در همین نزدیکی که آن موقع فروخته بودند، ما رفتیم و دیدیم در آنجا آقای سلطانی فر فرماندار قم هستند، آقای پورمحمدی و آقای سردار صحرایی هم بودند، در این حین دیدم که ….. از فرماندهان نیروی انتظامی یواشکی چشمکی به من زد، در حالی که از در داخل می‌شدم خود را به من رساند و گفت: سید، قربان جدت بروم من خوزستانیم و شما را هم دوست دارم، بگو بچه‌ات را کالبدشکافی کنند،... فردای روز واقعه ما را به آگاهی بردند، چقدر ما را اذیت کردند! بچه‌های ۱۲ – ۱۱ ساله را پنج – شش ساعت آنجا نگاه داشتند، این مسائل بماند، ...  
این قاضی می‌لرزید و قدم می‌زد، نواری بود و نیروهای کشف جرائم، همه‌ی رؤسا نشسته بودند، قاضی گفت که آقای برقعی خوب گوش کن چه می‌گویم، من متوجه شدم تعادل ندارد، گفت: اگر می‌خواهی آبرو و حیثیتت نرود این را امضا کن! آقای[…..] من را بغل کرد و دید برنامه جور دیگری شد ما را از اتاق بیرون آورد و از آنجا دورتر برد و باز همان حرف ها را تکرار کرد، من خوزستانیم و فلان و پشتش به جمعیت بود و رویش به انتهای آگاهی، حرفی گفت که نمی‌خواهم از قول او بگویم که آن بیچاره هم گفت طرف تو قوی است! من دیگر آمدم، مدتی بعد یک روز آمدند گفتند که قاضی اصلی، پرونده را رها کرد! گفت: من این پرونده را نمی‌گیرم! پرونده را دادند به یک قاضی از تهران، آقای مصیبی او را قبول نکردند که رئیس بازرسی قم یا قاضی دادگستری بود، هشت ماه طول کشید، بعد از هشت ماه دیدیم این آقا را از تهران فرستادند، ایشان هم به قم آمد و .... بعد از هشت ماه رفتند دو تا را گرفتند و چهار ماه آنها را نگهداشتند که اشتباه شده بود!...
در پزشکی قانونی تهران مقامی را می‌شناختم، با او تماس گرفتم و گفتم چهار ماه است که جواب آزمایش‌ها نیامده است! رفته ام دادگستری می‌گویند نیامده است! گفت: من تا یک ساعت دیگر جواب می‌دهم، یک ساعت بعد تماس گرفت و گفت آزمایش منافی عفت را طبق این شماره‌‌ی پرونده داده‌اند، گفتم: نه، جواب آزمایش موادی که روی بدن بچه‌ام بوده است را می‌خواهم، با زبان بی‌زبانی گفت معذورم! این را هم بگویم […..] تهران هم آمدم، سرگروهشان مرا شناخت، او هم رفت خود را بازنشست کرد! […..]» [9]
 
اصغر پورمحمدی معاونت صدا و سیما هم پسرعموی مصطفی پورمحمدی است و سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد دولت احمدی‌نژاد شوهر خواهر اصغر پورمحمدی است.
 
پورمحمدی که در زمان وقوع قتل‌های زنجیره‌ای از مسوولان وزارت اطلاعات بود، در گفت‌وگو با مشرق، در همسویی با سیاه‌ترین باندهای رژیم، کارمندان نزدیک به اصلاح‌طلبان در وزارت اطلاعات را عوامل اصلی قتل‌های زنجیره‌ای دانست و گفت:
«افراد اصلی‌ای كه در این قتل‌ها مسؤول مستقیم بودند، مشهورترین نیروهای چپ وزارت اطلاعات بودند و آدم‌هایش هم موجودند. افرادی كه اعتراف كردند چهره‌های مشهور چپ در وزارت اطلاعات بودند». 
مصطفی تاج‌زاده معاون وزیر کشور در دوران یاد شده که اطلاعات دقیقی از جنایات وزارت اطلاعات و نقش پورمحمدی در آن‌ها دارد طی نامه‌ای علنی شش سو‌ال مطرح کرد و خواستار پاسخگویی او شد. 
«۱- قتل‌های زنجیره ای یعنی محکوم به اعدام کردن‌های غیابی شهروندان و اجرای مخفیانه احکام صادره از چه سالی و به دستور چه کسی یا کسانی آغاز شد؟
۲- آقایان فلاحیان و سعید امامی احکام مرگ را با چه توجیهاتی و از کدام فرد یا افرادی اخذ می‌کردند؟
۳- چند ایرانی در طول فعالیت ستاد قتل های زنجیره‌ای به اتهام ارتداد یا افساد یا دیگر جرایم غیابا به اعدام محکوم شدند و حکم صادره علیه آنان اجرا شد؟
۴- دولت آقای خاتمی دیه چند نفر از قربانیان را به خانواده‌هایشان پرداخت کرد؟
۵- چرا قوه قضائیه به پرونده قتل آقایان پیروز دوانی و مجید شریف که در همان سال ۱۳۷۷ به قتل رسیدند، رسیدگی نمی‌کند؟
۶- آیا آقای پورمحمدی مانند آقای حسینیان و دیگر مریدان آقای مصباح یزدی مقتولان را مهدورالدم و سعید امامی را شهید می‌داند؟ »[10]
 
پورمحمدی  به همراه دوست و همراه قدیمی‌اش روح‌الله حسینیان و حسین شریعتمداری برنامه‌ی «چراغ» را با حضور حسینیان در «سیمای لاریجانی» تهیه و تدارک دیدند و از طریق آن کوشیدند ضمن مهدور‌الدم خواندن مقتولان، مسئولیت قتل‌های زنجیره‌ای را به دوش رقبایشان بیاندازند. علی لاریجانی به خاطر شرکت در این پروژه‌ی کثیف تا پایان دولت خاتمی به مدت ۶ سال اجازه‌ی حضور در جلسات هیأت دولت را نیافت.
 
پورمحمدی در مورد «دوم خرداد»‌ می‌گوید:
«ثانیاً فضای دوم خردادی، برخی نگرش های دینی انقلاب ما را دست کم موقتاً به حاشیه و اغما برد. اما مهم ترین آسیب قرارگرفتن در این فضا، از جهت نسبتش با خود من، منزوی شدن ناخواسته بود. سایه سنگین بی اعتمادی و تردید، روی فعالیت‌های وزارت اطلاعات، مربوط به همین دوره بود.» [11]
 
البته این همه‌‌ی ماجرا نبود. به اعتراف عبدالله شهبازی یکی از وابستگان حفاظت اطلاعات سپاه و نزدیکان وزارت اطلاعات، جواد وعیدی یکی از نیروهای تحت امر مصطفی  پورمحمدی در معاونت خارجی وزارت اطلاعات، فرماندهی و مسئولیت تیم حمله به اتوبوس بازرگانان آمریکایی در سال ۱۳۷۸ در اصفهان را به عهده داشت. پورمحمدی خدمات او را فراموش نکرد و به محض این که به ریاست سازمان بازرسی کل کشور رسید او را به سمت سرپرستی حوزه ریاست این سازمان منصوب کرد. [12]
پورمحمدی به واسطه‌ی مسئولیت‌اش در مقام جانشینی وزیر اطلاعات، طی یک دهه  بین سال‌های ۶۸ تا ۷۸ ، در قتل و ترور و بمب‌گذاری و انواع و اقسام جنایت‌ها در داخل و خارج از کشور شرکت داشته است. طی این دوران ده‌ها روشنفکر، رهبر سنی و مسیحی و ... به همراه ده‌ها زندانی سیاسی آزاد شده مجاهد توسط جوخه‌های ترور وزارت اطلاعات در جریان «قتل‌های زنجیره‌ای» و پروژه‌ی «الغدیر» به قتل رسیدند. او در سال‌های اخیر نیز به همراه محسنی اژه‌ای، نقش مستقیمی در «قتل‌های زنجیره‌ای» دارد که توسط «باندهای سیاه» دستگاه امنیتی سازماندهی و اجرا می‌شوند. 
در دورانی که وی معاون خارجی وزیر اطلاعات بود، تروریسم دولتی رشد و ابعاد گسترده‌ای یافت. علاوه بر ده‌ها عملیات بزرگ و کوچک تروریستی در اقصی نقاط دنیا در سال ۱۹۹۱ مترجم ژاپنی كتاب آیات شیطانى در توكیو ترور شد و به مترجم ایتالیایى كتاب در میلان حمله شد و در سال ۱۹۹۳ ناشر نروژى‏ كتاب نیز مورد حمله مسلحانه قرار گرفت.
وی بلافاصله پس از اخراج از وزارت اطلاعات به بیت رهبری رفت و مدیریت کل گروه سیاسی اجتماعی این نهاد را به عهده گرفت. وی  در آن‌جا همراه با حسین طائب و علی‌اصغر میرحجازی معاون امنیتی دفتر خامنه‌ای و نیروهای اخراج شده از وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات موازی را تشکیل دادند. در واقع او جزو موج دوم کوچ از وزارت اطلاعات به دفتر و بیت رهبری بود. [13]
و سپس از سال ۷۹ تا ۸۴ که مسئولیت وزارت کشور در دولت احمدی‌نژاد را به عهده گرفت، در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته‌ی «فلسفه سیاسی» در «دانشگاه امام صادق»، «مبانی حکومت دینی و فقه سیاسی» که عناوینی جعلی در رشته‌‌ای جعلی است به کارگزاران آینده نظام تدریس می‌کرد. این در حالی است که خود او در سال ۱۳۸۰ با برخورداری از قدرتی که داشت از حوزه‌ی علمیه مدرک سطح چهار دریافت کرد که در ارزشیابی ارگان‌های ذیربط رژیم «معادل دکترا» حساب می‌شود. 
در دولت اول احمدی‌نژاد وی ابتدا قرار بود به عنوان وزیر اطلاعات معرفی شود اما در آخرین لحظه به عنوان وزیر کشور و با تأیید خامنه‌ای وارد کابینه شد و بلافاصله محمود سعیدی، مدیر کل سابق اطلاعات استان اصفهان، را که در پی واقعه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای از این وزارتخانه تصفیه شده بود، به سمت مدیر کل دفتر وزارتی وزارت کشور منصوب کرد. در زمان مسئولیت سعیدی [معروف به شهیدی] پرسنل اداره کل اطلاعات اصفهان، مبادرت به قتل چند کشیش مسیحی با هدایت مرکز عملیات تهران [زیر نظر سعید امامی] کردند.
 محمود سعیدی، به دنبال برکناری قربانعلی دری نجف آبادی از وزارت اطلاعات تصفیه شد و به همکاری با «اطلاعات موازی» به مدیریت مصطفی پور محمدی در بیت‌ خامنه‌ای پرداخت. پورمحمدی همچنین معاون سعیدی در اداره اطلاعات اصفهان موسوم به گودرزی [با نام مستعار شهاب] را نیز به سمت مدیر حراست وزارت کشور منصوب کرد.
وی در این مقام نقش مستقیمی در انحراف پرونده‌ی انفجار حسینیه رهپویان وصال در شیراز داشت. طی سناریویی که وی به همراه محسنی اژه‌ای تدارک دید تعدادی بیگناه را به جرم انفجار این حسینیه دستگیر و پس از محاکمه‌ی فرمایشی به قتل رساندند.
در دو مقاله‌ی «دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز» و «دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز » به این موضوع پرداختم. [14] 
دوران صدارت پورمحمدی دو سال و نیم بیشتر طول نکشید و در جریان دعواهای درونی رژیم با حکم احمدی‌نژاد برکنار شد و بلافاصله توسط هاشمی شاهرودی به ریاست سازمان بازرسی کل کشور منصوب شد. 
پورمحمدی در درون رژیم نیز چهره‌ی منفوری محسوب می‌شود.
عماد افروغ نماینده «اصولگرای» مجلس که از جمله متحدان جناحی پورمحمدی شمرده می‌شد در مخالفت با معرفی او به عنوان وزیر کشور در جلسه‌ی علنی مجلس با اشاره به سوابق امنیتی پورمحمدی و قساوت و بیرحمی او گفت:‌
 
یادم نرفته که در سال ۱۳۷۲جنبش‌های شهری را در شیراز، مشهد، اراک و مبارکه چگونه قلع و قمع کردند و به خاک و خون کشیدند، چون فهمی نداشتند، اگر ما همین جریان ۱۸ تیر را متوجه می‌‌شدیم، دستور حمله صادر نمی‌‌کردیم... به ما حق بدهید؛ فردی که از این وزارتخانه با این گذشته و فقدان سازوکارهای نظارتی می‌‌آید، این گونه برای ما تداعی شود که تنمان در عرصه‌ عمومی بلرزد، مگر نلرزیده است؟ مگر احساس ناامنی در گذشته نداشته‌ایم. » [15]
او همچنین نقش اساسی در سرکوب جنبش‌های شهری قزوین، چهاردانگه و اسلامشهر داشت که بین سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ به وقوع پیوستند.
داریوش فروهر در گفتگو با «ایران بریف» به کشته شدن ۵۰ نفر و مجروح‌شدن صدها تن و بازداشت نزدیک به هزار نفر در ارتباط با سرکوب شورش اسلام شهر اشاره کرد. [16]
همچنین الیاس نادران دیگر نماینده «اصولگرای» مجلس در مخالفت با مصطفی پورمحمدی به دورانی اشاره کرد که او معاون اطلاعات خارجی در وزارت اطلاعات بود و در همان زمان شماری از مخالفان رژیم در خارج از کشور ترور شدند او همچنین به این نکته اشاره کرد که چه بسا وی در سفرهای خارجی دستگیر شود: 
«تصور کنید روابط با کشورهایی که پرونده‌‌هایی علیه ما دارند به شکلی باشد که وقتی وزیر کشور در آنجا حضور پیدا می‌‌کند به بهانه آن اتهامات او را دستگیر کنند.» [17]
 
هراس از دستگیری در ژاپن، مانع از آن شد که وی برای شرکت در اجلاس سازمان‌های بازرسی کشورهای آسیا – پاسفیک به ژاپن سفر کند. این موضوع را در گفتگو با غلامحسین بلندیان معاوی در توکیو که مخفیانه فیلم‌برداری می‌شد نیز مطرح کردم. [18]
اما وی به دروغ مدعی شد که به خاطر این که چنین اجلاسی مهم نیست ، پورمحمدی در آن شرکت نکرده است! این در حالی است که در اجلاس تهران نه تنها پورمحمدی بلکه علی لاریجانی رئیس قوه قضاییه، محسنی گرگانی رئیس وقت دیوان عالی کشور، جعفر منتظری دادستان کل کشور  و مجید انصاری معاون پارلمانی و سپس حقوقی روحانی نیز شرکت داشتند.
 
پورمحمدی در جریان سرکوب جنبش ۸۸ به واسطه‌ی سوابق جنایتکارانه‌ای که داشت از سوی هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضاییه وقت به همراه ابراهیم رئیسی (معاون اول رئیس قوه قضائیه)، دری نجف آبادی (دادستان كل كشور) «كمیته پیگیری حوادث و اغتشاشات پس از انتخابات» را تشکیل داد. این کمیته خط و ربط سرکوب و چگونگی برخورد با دستگیر شدگان را تعیین می‌کرد.
وی پس از تصدی وزارت دادگستری در دولت روحانی در مورد رفع حصر از موسوی و رهنورد و کروبی خطاب به خبرنگاران گفت:‌
«بگذارید پرونده سران فتنه و محاکمه آن‌ها در جای خودش تصمیم‌گیری شود و انشاءالله آنچه که به نفع مصالح نظام است صورت بگیرد.... موانع و آن‌هایی که خلاف مسیر و آرمان‌های ملت حرکت کردند و برخی نیز هنوز در حال حرکت هستند و یا ادامه می‌دهند خودشان می‌دانند که برخورد نظام با آن‌ها از موضع قدرت است. ....اگر رافت هم هست از موضع قدرت و مصلحت نظام است. ... این موضع ماست، امر بر کسی مشتبه نشود که برخورد نظام با دشمنان از موضع ضعف است.» [19]
پورمحمدی میانه‌ی خوبی با خانواده‌ی رفسنجانی ندارد و خانواده‌‌ی عمویش شیخ عباس پورمحمدی در رفسنجان نیز از رقبای خانواده‌ی رفسنجانی محسوب می‌شوند. در دهه‌ی ۹۰ به دستور بیت‌ رهبری با هدف تحت فشار گذاشتن هاشمی رفسنجانی وی پرونده‌ای علیه عباس یزدانپاه، دوست و شریک اقتصادی مهدی ‌‌هاشمی تهیه می‌کند. ابتدا ولی‌الله خبره در مقام دبیر «شورای شورای هماهنگی دستگاه‌های نظارتی کشور» که در اواخر ۱۳۹۰ از  نمایندگان وزارت اطلاعات،‌ اطلاعات سپاه، حفاظت اطلاعات قوه قضاییه، دیوان محاسبات کل کشور و سازمان بازرسی کل کشور تشکیل شد با Serious Fraud Organization یک سازمان دولتی پر قدرت انگلیسی که در ارتباط با پولشویی، فساد، کلاهبرداری، تقلب و ... فعالیت می‌کند تماس گرفته و هارد دیسک‌های کامپیوتر عباس یزدانپاه را که سازمان مربوطه در سال ۲۰۰۳ از طریق پلیس مالی انگلیس به دست آورده بود تحویل می‌گیرد. 
پس از بازگشت مهدی هاشمی و دستگیری او، از آن‌جایی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی قادر به شکنجه‌ و اعمال فشار روی مهدی هاشمی نبود، در تیرماه سال ۱۳۹۲ طرح ربایش عباس یزدانپاه در دبی توسط پورمحمدی و ولی‌الله خبره قائم مقام وی در سازمان بازرسی کل کشور که از دوران دادستانی کرج روابط نزدیکی با سید‌ابراهیم رئیسی داشت تهیه و به مورد اجرا گذاشته می‌شود تا با تحت‌فشار قرار دادن او اطلاعات لازم را کسب کنند.
 وی در ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ کاندیداتوری خود در انتخابات ریاست جمهوری را اعلام و به همراه منوچهر متکی، یحیی ال‌اسحاق، محمدرضا باهنر و حجت‌الاسلام ابوترابی، «ائتلاف اکثریت اصولگرایان» را تشکیل داد که توفیقی نیافت و همگی یا مجبور به کناره‌گیری شدند و یا از سوی شورای نگهبان به منظور مهندسی انتخابات رد صلاحیت شدند .
 وی در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۹۲ از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد گرفت و وزیر دادگستری دولت یازدهم شد.
در این پست او از طرف دولت روحانی مأمور شد تا در مورد پرونده‌ی اسیدپاشی روی دختران جوان در اصفهان تحقیق کند. همانطور که انتظار می‌رفت هیچ گزارشی از سوی او و دولت روحانی منتشر نشد و آن‌ها نیز همچون دیگر بخش‌های رژیم به هیاهو پیرامون آن پرداختند تا با گذر زمان آن را به دست فراموشی بسپارند.
انتخاب پورمحمدی به عنوان مأمور تحقیق در این پرونده اراده‌ی دولت برای عدم رسیدگی به پرونده و پنهان ماندن جانیان را می‌رساند. پورمحمدی نقش خود را در «رسیدگی» به پرونده‌ی اشرف‌السادات برقعی به خوبی نشان داده بود.
پورمحمدی از سال ۱۳۷۵ تاکنون عضو و رئیس هیأت امناء مرکز اسناد انقلاب اسلامی است که توسط روح‌الله حسینیان یکی دیگر از آدمکشان اداره می‌شود.
او یکی از اعضای شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه خواهران است که از سوی شورای عالی حوزه‌های علمیّه به خامنه‌ای، معرفی و پس از تأیید او، منصوب می‌شوند. ۶۰ هزار طلبه‌ی زن در ۴۷۰ حوزه علمیه کشور مشغول به تحصیل هستند و تاکنون ۷۰ هزار نفر فارغ‌التحصیل شده‌اند. [20] 
وی همچنین معاونت سیاسی جامعه روحانیت مبارز را به عهده دارد و جزو سخت‌سران این جامعه محسوب می‌شود. طنز روزگار آن که وی عضو «ستاد حقوق بشر اسلامی» هم هست.  
پورمحمدی که در وقاحت زبانزد است در  فروردین ۱۳۹۴ اعلام کرد: 
«امروز زندان‌های ما امتیاز بسیار بالایی را کسب کرده‌اند. به جرأت می‌گویم که زندان‌های ما جزء بهترین زندان‌های دنیا هستند.» [21] 
در سپتامبر ۲۰۱۵ در جریان یک کنفرانس خبری از وی به عنوان وزیر دادگستری در مورد اعدام بدون محاکمه هزاران زندانی در تابستان سال ۱۳۶۷ سئوال شد. در پاسخ، پورمحمدی که خود متهم به مشارکت در این اعدام‌های گسترده است، با دستاویز قرار دادن شرایط سال‌های جنگ و تهدیدهای امنیتی بعد از وقوع انقلاب گفت: 
«تا وقتی انسان در شرایط جنگ قرار نگیرد، نمی‌تواند در خصوص حوادث آن سال‌ها به‌درستی قضاوت کند. حوادث سال ۶۷ هم از بحث جنگ تحمیلی جدا نیست و حتماً برای توضیح بیشتر نیاز به فرصت کافی است. ما از ابتدای انقلاب و در طول سال‌های جنگ تحمیلی با ضدانقلاب و نیروهایی روبه‌رو بودیم که قصد سرنگونی انقلاب با هدف جدایی‌طلبی داشتند و از هیچ جنایتی هم فروگذاری نمی‌کردند. به هر حال اگر جدیت نیروهای انقلابی در آن زمان نبود نمی‌توانستیم مقابل ضدانقلاب گروهک‌ها و منافقین بایستیم. گفتم تا وقتی انسان در شرایط جنگ قرار نگیرد نمی‌تواند در خصوص حوادث آن سال‌ها به درستی قضاوت کند. باید واقعیت‌های جنگ را درک کنیم. در جنگ اگر بخواهید در کشیدن ماشه علیه دشمن تأمل کنید و حرکتی انجام ندهید، مسلماً کشته خواهید شد. » [22] 
این ادعا در حالی صورت‌ می‌گیرد که آیت‌الله منتظری در دیدار با وی و دیگر اعضای هیأت کشتار سال ۶۷ می‌گوید:‌
«به نظر من بزرگترین جنایت که در جمهوری اسلامی شده و در تاریخ ما رو محکوم میکنه به دست شما انجام شده و شما را در آینده جزو جنایتکاران توی تاریخ می‌نویسند.» [23]
پورمحمدی و جعفر منتظری دادستان کل کشور 
آیت‌الله منتظری در ادامه روی نقش وزارت اطلاعات در برنامه‌ریزی این جنایت تأکید کرده و تلویحاً پورمحمدی را یکی از مسئولان این برنامه‌ریزی معرفی می‌کند: 
«آقای پورمحمدی؛ درست است که الان مسئول است و تو اطلاعات است اما قبل از اینکه مسئول اطلاعات باشه آخونده. جنبه آخوندیش بر اطلاعاتیش می‌افزاید.
به نظر من این یک چیزی است که اطلاعات روش نظرداشت و سرمایه گذاری کرد و شخص احمد آقا پسر آقای خمینی هم از سه چهار سال قبل هی می‌گفت مجاهدین از روزنامه خونش و از مجله خونش و از اعلامیه خونش همه باید اعدام شوند. اینا یه همچین فکری می‌کردند. و حالا فرصت را مغتنم شمردند در این جریانی که منافقین اومدند به ما حمله کردند، این رو جا انداختند پیش امام، حالا هر جوری بالاخره چه جور به امام گفتند چطوری جا انداختند، بالاخره این جور کشک و ماست کردند و از امام نوشته گرفتند، دادند دست افراد و دیگه حالا این به کجا منتهی می‌شه و در آینده چی می‌شه؟» 
پورمحمدی در پاسخ به انتشار نوار صوتی، چنانچه انتظار می‌رفت ابتدا از پاسخ دادن طفره رفت و به صحرای کربلا زد و مجاهدین را با داعش مقایسه کرد و گفت:‌ «امروز اگر بخواهیم به نسل جدید بگوییم منافقان چه کسانی هستند نمونه بارز آنها داعش است که در جلادی، خونریزی و خون آشامی و به بزرگ و کوچک رحم نکردن و شقاوت از بارزه‎‌‎های رفتاری آنها است.». 
ادعاهای پورمحمدی در حالی مطرح می‌شود که او خود یکی از پشتیبانان «اسلام داعشی» است و سخت معتقد به مجازات‌های بیرحمانه‌ از نوع «داعش». 
وی پس از آن که علی مطهری نایب رئیس مجلس خواستار توضیح نقش‌اش در کشتار ۶۷ شد گفت:‌
«افتخار می‌کنیم که دستور خدا را در رابطه با منافقین اجرا کردیم و در مقابل دشمنان خدا و ملت با قدرت ایستادیم و مقابله کردیم ... خداوند فرمودند بر کفار رحم نکنید چون آنها به شما رحم نمی‌کنند و به منافقان نباید رحم کرد چراکه اگر بتوانند شما را به خاک و خون می‌کشند که کشیدند ».[24] 
وی که نقش اساسی در کشتار و شکنجه و قتل‌عام داشته به منظور نشان دادن بی‌رحمی‌اش گفت:‌
«در حال حاضر بیشترین حملات و تهاجم‌ها به سمت من است و نمی‌خواهند دست بردارند اما من در این زمینه آرام هستم و در طول تمام این سال‌ها یک شب هم بی‌خوابی نکشیده‌ام زیرا طبق قانون و شرع اسلام عمل کرده‌ام.» [25]
آیت‌الله منتظری در دیدار با پورمحمدی و اعضای هیئت کشتار ۶۷ در حالی که به شدت ناراحت بود به اعضای هیأت تأکید می‌کند که به خاطر اعدام‌های صورت گرفته چند شب است که نخوابیده‌ و پورمحمدی که در حضور آیت‌الله  است و از جنایات او حمایت می‌کند به خاطر خشم و کینه‌ای که از آیت‌الله منتظری به دل دارد و به منظور خالی کردن عقده‌های حقارتش می‌گوید:‌»در طول تمام این سال‌ها یک شب هم بی‌خوابی نکشیده‌ام زیرا طبق قانون و شرع اسلام عمل کرده‌ام». 
پورمحمدی و جنایتکارانی که دست در خون داشتند، بدون حمایت مذهبی و سیاسی نهادهای قدرت در حوزه‌های علمیه و بازار، سپاه پاسداران، دولت و مجموعه‌ی نظام نمی‌توانستند دست به چنین جنایاتی بزنند و یا با افتخار از آن یاد کنند. در این میان نباید از نقش حامیان آن‌ها غافل شد. 
فراموش نکنیم که این مهدی کروبی و امام جمارانی و حمید روحانی بودند که در بهمن ۱۳۶۷ بر اساس کیفرخواستی که در «بیت امام» و با کارگزاری احمد خمینی علیه آیت‌الله منتظری تهیه شده بود، خطاب به ایشان و در حمایت از کشتار‌های بیرحمانه‌ی تابستان ۶۷ و «جانیان» نوشتند: 
«آنگاه که خبردار شدید که مشتی منافق و محارب را طبق موازین قضائی محاکمه و اعدام کرده‌اند، به نامه نگاری دست زدید و در دیدار با برخی از مقامات قضائی این کار را جنایت خواندید و آنان را جانی نامیدید؟ شگفتا! مهدی و باند او اگر مردم را بدزدند و بکشند جانی نیستند، لیکن مقامات قضائی نظام جمهوری اسلامی اگر شماری از توطئه گرانی را که نقشه براندازی دارند، محاکمه و اعدام کنند، جانی هستند ؟! » [26] 
آن‌ها حتی از مفاد دقیق گفته‌های آیت‌الله منتظری در دیدار با اعضای هیأت کشتار ۶۷ اطلاع داشتند و امروز بیشرمانه خود را بی اطلاع از این جنایت و مخالف آن جا می‌زنند. 
پورمحمدی که همچنان مشاور بیت‌رهبری است در رابطه با سیاست خارجی و آمریکا نیز مواضع خامنه‌ای و بیت رهبری را تکرار می‌کند. وی در مورد رابطه با آمریکا می‌گوید:‌
«ما چه نوع روابطی را می‌توانیم با آمریکا تنظیم کنیم؟ هم سیاستمداران آمریکا و هم برخی سیاستمداران ایران، خواستار مذاکره مستقیم هستند، ولی هیچ‌یک مجال نداشته و نمی‌توانند وارد این معرکه شوند. وضعیت مطلوب در این شرایط چیست؟ وضعیت مطلوب برای ما و آمریکا جنگ نیست. تحلیل فعلی من این است که نه برای ما و نه برای آمریکا، وضعیت قرمز (جنگ) مطلوب نیست. وضعیت سفید (ارتباط کامل) هم فعلاً امکان‌پذیر نیست. وضعیت نارنجی هم، که الان در آن قرار داریم، به نفع آمریکاست و شرایط را به سمت وضعیت قرمز تشدید می‌کند؛ بنابراین، بهترین سناریو برای ما این است که وضعیت نارنجی را به وضعیت زرد تبدیل کنیم که هم واقع‌بینانه است و هم منفعت‌طلبانه و هم با آرمان‌های ما سازگاری دارد.
ما از ستیز با آمریکا سود می‌بریم، ولی نه در وضعیت نارنجی، بلکه در لبه‌های وضعیت زرد. در این شرایط، باید در وضعیت درگیری و رقابت حضور پیدا کنیم. باید به طرف مقابل ایست دهیم و خودمان حرکت‌مان را ادامه دهیم. ما باید این حالت را، که به اصطلاح وضعیت «سکون و حرکت» است، تثبیت کنیم. اگر وضعیت نارنجی تداوم پیدا کند، با بی‌تدبیری، ناهماهنگی و ایجاد تنازع، به سمت وضعیت قهری قرمز خواهیم رفت. اگر مدبرانه عمل نکنیم، حتی بدون اینکه جنگی به ما تحمیل شود، به وضعیت قرمز خواهیم رسید. »  [27]
  
ایرج مصداقی ۲۱ شهریور ۱۳۹۵
 
 
 
 

[1]  بسیاری از جانیان و وابستگان دستگاه اطلاعاتی و امنیتی نزد مجتبی تهرانی در تهران درس می‌خواندند. ویدئوهای کلاس‌های درس او تحت عنوان «عقل یا شهوت» در زندان قزلحصار در دهه‌ی ۶۰ از طریق بخش آموزش زندان پخش می‌شد و زندانیان مجبور به تماشای آن بودند.
[2]     http://pourmohammadi.ir/fa/news/5
[3]   http://pourmohammadi.ir/fa/news/4
[4]   www.facebook.com/voalastpage/posts/708267602523156
[5]   http://news.gooya.com/politics/archives/034791.php
[6]   http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911218000560
[7]   http://www.entekhab.ir/fa/news/109479
[8]   سلسله مقالات بازخوانی پروندۀ قتل های زنجیره ای  به قلم عماد‌الدین باقی، روزنامه‌ی خرداد ۲۷ آبان قسمت ششم و ۲۹ آبان ۱۳۷۸ قسمت هفتم
[9]   سلسله مقالات بازخوانی پروندۀ قتل های زنجیره ای  به قلم عماد‌الدین باقی، روزنامه‌ی خرداد ۲۷ آبان قسمت ششم و ۲۹ آبان ۱۳۷۸ قسمت هفتم
[11]   pourmohammadi.ir/fa/news/17
[12]    وعیدی که سابقه‌ی امنیتی و اطلاعاتی داشت در دوران ریاست لاریجانی بر شورای امنیت ملی از دبیری بخش خارجی روزنامه همشهری به ریاست تیم مذاکره کننده‌ی هسته‌ای ارتقا مقام یافت و ضررهای جبران‌ناپذیری را به منافع ملی وارد کرد. او در دوران دبیری لاریجانی و سعید جلیلی بر شورای امنیت ملی معاونت آن‌ها در امور بین‌الملل را به عهده داشت و سپس به عنوان مشاور سعید جلیلی و غلامرضا آقازاده فعالیت کرد.
[13]   علی اصغر حجازی، غلامحسین گلپایگانی ، طائب، صنوبری و... جزو کوچ اول وزارت اطلاعات به بیت رهبری بودند.
http://www.irajmesdaghi.com/maghaleh-210.html
 
 
[15]   http://www.bbc.com/persian/iran/story/2005/08/050824_mf_afrough.shtml
[16]   کیهان لندن ۱۴ اردیبهشت ۱۳۷۴.
[17]   http://www.bbc.com/persian/iran/story/2005/08/050824_mf_afrough.shtml
[18]   http://pezhvakeiran.com/maghaleh-81201.html
[19]   http://pourmohammadi.ir/fa/news/360
[20]   مقاله‌ی «مراکز حوزوی زیر نظر رهبری و بودجه‌ی ‌آن‌ها»، محمد موسوی، ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
[22]   http://www.radiozamaneh.com/235220
[23]   https://soundcloud.com/bbcpersian/1367a
[24]   http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/06/07/1170966
[25]   http://www.farsnews.com/13950608001268
[26]   http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940929000319                     
[27]   http://pourmohammadi.ir/fa/news/145

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی»
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی»
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای»
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل»
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران»
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا
*بیایید تصور کنیم....
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش»
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ»
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات»
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی»
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا»
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش»
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی!
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی)
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری
*عباس رحیمی آن «جان شیفته»
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان»
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران»
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» *
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد)
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی»
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین»
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ...
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»
* گورستان «خاوران»
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰)
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال)
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار »
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵)
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴)
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی»
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳)
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲)
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱)
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت»
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا»
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته-
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد»
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف»
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار»
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟
* بدون شرح!
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون»
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری»
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر»
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری *
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید»
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند»
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن»
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ...
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟
*کدیور و روایت کشتار ۶۷
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»*
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق
*فردا را چگونه باید ساخت؟
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند!
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی!
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام
*داستان دستبوسی جنتی !
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد»
*عبرت‌های روزگار
*گل- زادگان ( محمد کاظم)
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول)
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست!
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388
*همخوانی یک سیاست
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز»
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین»
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار
*مجید پورسیف کیست؟
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل)
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸
*آن کس که باید برود خامنه ای است
*کودتای جدید در رژیم کودتا
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم)
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول)
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه
*به یاد آن که «بهنام» بود
*تجربه‌اندوزی از تاریخ
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست...
*خاوران و مادران
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین
*اقتدار مادران
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی
*میان ماه من تا ماه گردون!
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)
*برخورد گزینشی با حقوق زنان
*آرامگاه مادر !
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست»
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»!
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان
*به یاد آن که «عاشقانه زیست»
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی!
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
*برگشتگان ازدیار مردگان
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار
*کشتار ۶۷ در شعر زندان
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ)
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم)