شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد
ایرج مصداقی

حسین دهباشی در ادامه‌ی پروژه‌ی تاریخ شفاهی به گفتگوی محافظه‌کارانه‌‌ی خود  با شیخ‌ محمد یزدی که قرار بود در ارتباط با رفسنجانی باشد، عنوان «گفتگوی جنجالی» داد و یزدی از هر دری خواست صحبت به میان آورد، از درگیری‌هایش با مجاهدین گرفته تا هیئت سه نفره و ... 

https://www.youtube.com/watch?v=HIq35WUA70k&t=125s 

از اول تا آخر مصاحبه، حتی یک سؤال مشخص در مورد شایعاتی که پیرامون محمد یزدی مطرح است پرسیده نشد و چه بسا قرار نبود پرسیده شود و یزدی هرچه دل تنگش خواست گفت. حتی در مورد اختلاف وی و هاشمی رفسنجانی نیز پرسش مستقیم و چالشی مطرح نشد. به منظور تنویر افکار عمومی و تلاش برای مقابله با پروژه‌ی تاریخ‌سازی رژیم، نگاهی اجمالی خواهم داشت به زندگی شیخ محمد یزدی یکی از جنایتکارانی که دست در خون بهترین فرزندان میهن‌مان دارد و طی ۴ دهه‌ی گذشته مسئولیت مستقیم در نابودی حرث و نسل کشورمان داشته است. 

***

 

محمد توکلی خیرخواه، معروف به یزدی در سال ۱۳۱۰ در اصفهان متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند و سپس برای تحصیل دروس حوزوی به قم رفت.

وی از ازدواج خود دارای ۴ فرزند پسر و یک دختر است. یک دختر او نیز دارای بیماری صرع بود که در کودکی درگذشت. یزدی در کتاب خاطراتش می‌گوید به علت فشارهای روحی و اقتصادی ناشی از مخارج درمان وی و از آن‌جایی که دخترش «ناموس امام زمان محسوب می‌شد» و ممکن بود در خیابان افراد به او تنه بزنند و به زمین افتد، در سفر حج از خداوند خواسته است یا او را شفا دهد و یا جانش را بگیرد و به مجرد بازگشت به کشور متوجه می‌شود که در همان لحظه‌ی دعا، خداوند جان او را گرفته است.

محمد یزدی پیش از انقلاب روحانی شاخص و استخوانداری نبود و علاوه بر امامت جماعت مسجد باجک و مسجد امام، در حوزه علمیه قم به تدریس سطوح پایین از قبیل سطح و مکاسب مشغول بود و منزلتی در میان روحانیون نداشت.

یزدی در زمره‌ی آخوندهای مرتجعی بود که در جوانی تحت تاثیر نواب صفوی و کتاب «جامعه و حکومت اسلامی» او قرار داشت. این کتاب که از آن به عنوان «راهنمای حقایق» نیز یاد می‌شود مانیفست «فدائیان اسلام» بود و دیدگاه‌های متحجرانه‌ی نواب صفوی را بیان می‌کند.  

یزدی که از بنیانگذاران جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم به شمار می‌آید بعد از ۱۵ خرداد به حمایت از خمینی پرداخت و رابطه‌ی خوبی نیز با آیت‌الله گلپایگانی داشت که تا آخر عمر وی حفظ کرد. دیدگاه‌‌های اقتصادی یزدی و نوع نگاه او به فقه بیشتر به آیت‌الله گلپایگانی نزدیک بود تا خمینی، اما فرصت‌طلبی سیاسی و حب جاه و مقام، او را به خمینی و سپس خامنه‌ای نزدیک می‌کرد.

پس از تبعید خمینی به عراق، وی چند باری توسط ساواک ممنوع‌المنبر شد و به جز چند بازداشت کوتاه مدت هیچ‌گاه به تحمل حبس و زندان محکوم نشد. ساواک و دستگاه‌های امنیتی به خاطر نوع نگاهی که به روحانیت و اسلام داشتند عملاً با تسامح و تساهل با روحانیون برخورد کرده و آن‌ها در ابراز عقایدشان نسبت به دیگر بخش‌های جامعه به مراتب از دست بازتری برخوردار بودند و حتی‌الامکان نسبت به فعالیت‌های آنان چشم‌پوشی می‌شد و یا با مجازات‌های خفیفی روبرو می‌شدند.

یزدی در طول دوران پهلوی به بندر «کنگان» و  رودبار و عاقبت بندر لنگه تبعید شد که پس از مدتی محل تبعید او به شاه آباد غرب (اسلام آباد غرب ) تغییر یافت.

در مورد آزار و اذیتی که یزدی در راه انقلاب متحمل شده از جمله به مورد زیر اشاره شده است که ظاهراً می‌توان اعمال شکنجه‌ی ساواک و شهربانی روی وی قلمداد کرد:

«هنگامی که در یکی از روزها آیت‌الله یزدی جلودار جمعیتی انبوه بود که شعارهای «مرگ بر شاه» سر می دادند و به سمت مرکز شهر اسلام‌آباد غرب حرکت می‌کردند، رئیس شهربانی آن زمان به آقای یزدی نزدیک می‌شود و محاسن وی را در دست می گیرد به طوری که تعدادی از محاسن این روحانی کنده می‌شود.

رئیس شهربانی وقت شهر شاه‌آباد (اسلام‌آباد غرب فعلی) خطاب به آیت الله محمدی یزدی می‌گوید "چه از جان این مردم می‌خواهی؟" و بعد هم وی را بازداشت می‌کند.» [1]

و به این ترتیب یزدی در آخرین ماه‌‌های حکومت پهلوی در تیرماه ۱۳۵۷ به مدت کوتاهی در کرمانشاه به زندان می‌رود، و سپس دادگاه نظامی حکم آزادی وی را می‌دهد. یزدی در خاطراتش تأکید می‌کند که وسوسه شده بود توصیه‌ی روحانی‌ای که با او دیدار کرده بود را پذیرفته و توبه نامه بنویسد. وی در گفتگو با حسین دهباشی با آب و تاب بسیاری از سابقه‌ی زندان‌اش در کرمانشاه می‌گوید و تنها تأکید می‌کند از دوران بازداشتم در «قزل‌قلعه» بیشتر بود. [2] دوران حبس وی در قزل‌قلعه کمی بیش از یک ماه بود. 

خمینی پس از ورود به کشور تا دوازدهم اسفند ۵۷ در تهران اقامت داشت و سپس به شهر قم عزیمت کرد. از آن‌جایی که منزل شخصی وی در قم برای انجام ملاقات‌ها مناسب نبود به منزل محمد یزدی نقل مکان کرد و همین مسئله موجب ارتقای مقام وی شد و او که در خانه‌ی اشراقی داماد خمینی سکنی گزیده بود به دفتر خمینی در قم راه یافت و همراه با احمد خمینی، شهاب‌الدین اشراقی، سیدهاشم رسولی محلاتی و ... به اداره دفتر مشغول شد.

پس از عزیمت خمینی به تهران به منظور معالجه در بیمارستان قلب، محمد یزدی ریاست دفتر وی در قم را به عهده گرفت. یزدی پس از پیروزی انقلاب به اعتبار خمینی قدرت زیادی در قم داشت. او به عنوان رئیس دادگاه انقلاب و کمیته این شهر، علاوه بر قضاوت، اداره‌ی شهربانی، ژاندارمری و فرمانداری را نیز به عهده داشت. او همچنین مدتی با حکم خمینی حاکم شرع سیار و رئیس دادگاه انقلاب اسلامی باختران (کرمانشاه) بود. 

پدیده‌‌ی شوم و ضدمردمی چماقداری پس از پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی ابعاد گسترده و بی‌سابقه‌ای یافت. در این دوران شیخ محمد یزدی یکی از پیشگامان سازماندهی چماقداران و لمپن‌ها بود که از دیرباز رابطه‌ی نزدیکی با روحانیت و اقشار سنتی مذهبی داشتند و به توصیه‌ی آن‌ها در کودتای ۲۸ مرداد شرکت کرده بودند و غائله‌ی ۱۵ خرداد را به وجود آورده بودند. این بار از آن‌ها برای حمله و هجوم به دفاتر گروه‌های سیاسی استفاده شد.

یزدی در کتاب خاطراتش توضیح می‌دهد پس از گشایش دفتر مجاهدین خلق در محل سابق «مرکز امور زنان» قم و تبدیل آن به درمانگاه و «محل استراحت مجروحین» وی در محل حاضر شده و پس از مشاجره لفظی با مادر «شهید حنیف‌نژاد» که ظاهراً بایستی مادر رضایی‌ها باشد، با عصبانیت از محل خارج شده و دستور حمله به آن‌جا را صادر می‌کند.

یزدی در رابطه با حمله به دفتر مجاهدین در قم که در اسفند ۱۳۵۷ اتفاق افتاد می‌گوید:‌ 

«به حاج غلام که فردی بزن بهادر بود و پیش از این راجع به او توضیح دادم، گفتم : «این ساختمان را باید از چنگ این جماعت درآوری و هرچه سلاح در اختیار آن‌هاست را به بیت‌المال باز گردانی!». حاج غلام هم شبانه با نوچه‌هایش وارد عمل شد و تمام آن‌ها را تار و مار کرد و ساختمان امور زنان را به دامن انقلاب بازگرداند و تنی چند از افراد سازمان را بازداشت کرد و تحویل مقامات قضایی داد. خوشبختانه به این دلیل که من در آن مقطع از اختیار تام و تمامی در قم برخوردار بودم، کسی جرأت نداشت در مقابل تصمیمات قاطعی که می‌گرفتم مقاومت کند. » [3] 

از آن‌جایی که در محل مزبور سلاحی یافت نشده بود یزدی در ادامه‌ی خاطراتش به دروغ مدعی می‌شود که قبلاً سلاح‌ها را به جای دیگری منتقل کرده بودند. 

این ساختمان پس از تسخیر توسط عوامل یزدی، به یکی از مراکز تحت نظر او برای عملی‌کردن توطئه‌هایش به منظور تسلط بر شهر قم و مراکز مذهبی تبدیل شد.

یزدی همچنین محرک اصلی حمله‌ی اراذل و اوباش به «دار‌التبلیغ اسلامی» وابسته به آیت‌الله شریعتمداری بود. وی در این رابطه می‌گوید:

«بعد به نزد باجناقمان مرحوم محسن‌آقا رفتم و از او خواستم تا حاج غلام را خبر کند. حاج غلام، شخص قوی و تنومندی بود که خیلی‌ها از او می‌ترسیدند و سرش درد می‌کرد برای کارهای بزن بهادری! هر وقت در جایی به بن بست کشیده می‌‌شد و تکلیف  احساس می‌کردیم، به حاج غلام متوسل می‌شدیم و او هم خودش را ملزم می‌کرد تا کاری را که از او خواسته‌ایم تمام و کمال انجام دهد. وقتی حاج غلام خودش را به ما رساند، گفتم: «بچه‌هایت را جمع کن و برو سراغ این ترک‌هایی که شهر را به آشوب کشیده‌اند و تا آن‌جا که در توان داری، آن‌ها را دستگیر کن! بعد به ساختمان نزدیک پل منتقل کن.» توضیحاً عرض کنم که ساختمان مزبور مربوط به زنان بود و به دستگاه طاغوت تعلق داشت و ما از آن برای کارهای خودمان استفاده می‌کردیم. حاج غلام گفت: «این کارها برای چیست؟» گفتم: «کار نداشته باش و کاری را که از تو خواسته‌ام، انجام بده. فقط یادت باشد که جان امام در خطر است.» حاج غلام گفت: «چشم!» و رفت. در کمتر از نیم ساعت، حاج‌ غلام و نوچه‌هایش افتادند به جان خلق مسلمان‌ها. زدند و بستند و گرفتند و به ساختمان مزبور منتقل کردند. آقا شیخ غلامرضا همه‌ کاره‌ی آقای شریعتمداری هم، جزو دستگیر شدگان بود...» [4]

یزدی در جای دیگری از حاج غلام به عنوان «رئیس کل نیروهای مردمی در قم» یاد می‌کند. یزدی همچنین در زمره‌ی کسانی بود که از همان ابتدای حضور خمینی در قم، با برنامه‌ریزی می‌کوشید وی را در مقابل مجاهدین قرار داده و فرمان سرکوب آن‌ها را بگیرد. یزدی در خاطراتش می‌گوید:

«یک‌ شب‌ اطلاع‌ دادند که‌ امام‌ به‌ منزل‌ ما می‌آیند... ما اطلاع‌ داشتیم‌ که‌ حضرت‌ امام‌ دوست‌ دارند که‌ در جلسات‌ دوستانه‌ و بازدیدهای‌ این چنینی‌ هم‌ راجع‌ به‌ مسائل‌ مهم‌ صحبت‌ شود. ما هم‌ بنا گذاشتیم‌ که‌ بحث‌ سازمان‌ مجاهدین‌ را پیش‌ بکشیم‌ و نظر امام‌ را در این‌ مورد جویا شویم‌ و بر اساس آن اتخاذ تصمیم کنیم. طبق‌ توافق‌ به‌ عمل‌ آمده‌، قرار شد که‌ آقای‌ حسینی‌ فرزند آیت‌الله نورالدین‌ شیرازی ابتدا مسئله‌ را در جلسه‌ و در حضور امام‌ عنوان‌ کند تا مسیر بحث‌ تعیین‌ شود. حتی‌ از پیش‌ بنا شد که‌ تعدادی‌ از کتاب‌های‌ منتشر شده‌ توسط‌ منافقین‌ به‌ جلسه‌ آورده‌ شود تا عنداللزوم‌ مورد استشهاد قرار گیرد. شب‌ هنگام‌، حضرت‌ امام‌ به‌ منزل‌ ما تشریف‌ آوردند... وقتی‌ جلسه بازدید شکل‌ طبیعی‌ خود را پیدا کرد، و دوستان‌ که‌ تنی‌ چند از آنها از اعضای‌ جامعه مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ بودند، جمع‌ شدند، آب‌ جوشی‌ برای‌ حضرت‌ امام‌ آوردند و آقای حسینی‌ برنامه از پیش‌ تعیین‌ شده‌ خود را شروع‌ کرد. امام‌ در پاسخ‌ فرمودند: من‌ اعضای‌ مجاهدین‌ را می‌شناسم‌ و با مواضع‌ آنها آشنائی‌ دارم‌ و کتاب‌هایشان‌ را هم‌ خوانده‌ام، تا زمانی‌ که‌ اینها دست‌ به‌ اسلحه‌ نبرده‌اند، با آنها کاری‌ نداریم‌. یکی‌ از افراد شرکت‌ کننده‌ در جلسه‌، گفت‌: «حضرتعالی‌ می‌فرمایید کتابهای‌ این‌ها را خوانده‌اید آیا این‌ها خطرشان‌ از منافقین‌ صدر اسلام‌ بیشتر نیست‌؟» بعد، از این‌ گروه‌ برای‌ اولین‌ بار با تعبیر منافقین‌ یاد کرد.

امام‌ مجدداً فرمودند: «من‌ اینطور نیست‌ که‌ اینها را نشناسم‌ ولی‌ تا سلاح ‌را برای‌ جنگ‌ با ما از رو نبسته‌اند، با آنها کاری‌ نداریم‌. یکی‌ دیگر از اعضای‌ جلسه‌ گفت‌: «یعنی‌ شما واقعاً از جانب‌ اینها در حال‌ حاضر احساس‌ خطر نمی‌کنید؟» امام‌ بار دیگر همان‌ جمله خود را تکرار کردند» [5] 

یزدی در خاطراتش مدعی می‌شود که مجاهدین یک بار در فروردین ۱۳۵۸ و دیگر بار در تابستان ۱۳۵۸ توطئه‌ی ترور وی را داشتند. قرائنی که او از این دو توطئه‌ی ترور به دست می‌دهد نوبر است و نشاندهنده‌ی ذهنیت کسی است که ۱۰ سال سکان هدایت دستگاه قضایی رژیم را به عهده داشت و فجایع بسیاری را به بار آورد. 

بار اول کسی شب هنگام زنگ درب منزل یزدی را می‌زند و از طریق «آیفون» خواهان گفتگوی حضوری با او می‌شود. یزدی می‌گوید:

«من گفتم: « این موقع شب که وقت صحبت نیست.» آن شخص همچنان اصرار داشت که مرا حضوری ملاقات کند و من هم هرچه بیشتر اصرار او را دیدم، قاطع‌تر می‌شدم که این پیشنهاد را نپذیرم. ...صبح روز بعد، به من اطلاع دادند که آقای اشراقی به اتفاق یک فرد دیگر در حالی که مسلح بودند، مقابل منزل شما آمدند و ما به چشم خود دیدیم که درحال گفتگو با آیفون منزل شما هستند. من برایم مسلم شد که توطئه‌ی تروری در کار بوده است، منتهی با کمک و امدادهای حضرت حق ما از این نقشه‌ی ترور جان سالم به در بردیم»[6] 

یزدی در ارتباط با توطئه‌ی ترور بعدی مدعی می‌شود در حالی که شب در منزل مجاور خانه‌ی سید‌المحدثین در قم اقامت داشت، مجاهدین به رهبری سید‌المحدثین قصد ترور وی که در حیاط می‌خوابید را داشتند: 

«در آن شب که ما در آن منزل در جوار منزل سید‌المحدثین اقامت داشتیم، آن‌ها طرح سوءقصد به ما را ریخته بودند که از طریق دیوار، خودشان را به محل سکنای ما برسانند و اقدام مسلحانه‌شان را به رهبری سید‌المحدثین انجام دهند. بنده هم در آن مقطع مسلح نبودم و اساساً تا قبل از این که نماینده مجلس شوم، دستم به اسلحه نخورده بود.... ظاهراً فرد سوء قصد کننده به بالای دیوار می‌رود و نگاهی به داخل حیاط منزل می‌اندازد و می‌بیند که بچه‌های ما خوابیده‌اند، ولی من با اراده‌ی الهی در آن وقت منزل نبودم در آن زمان تابستان بود و به علت گرمی هوا ما شب‌ها در حیاط می‌خوابیدیم. او جایش را عوض می‌کند تا بلکه مرا ببیند. در همین احوال بچه‌های ما متوجه می‌شوند و سرو صدا راه می‌اندازند. او هم به بالای پشت‌بام ما می‌رود. ... به هر تقدیر فرد سوءقصد کننده از طریق راه‌پله‌‌های منزل ما موفق می‌شود خودش را به کوچه برساند. در همین احوال، حاج آقا مدنی که صحبتش را کردم، او را در حالی که مسلح بوده، می‌بیند و تعقیبش می‌کند و او هم پا به فرار می‌گذارد» [7] 

حتی اگر بپذیریم آن‌چه یزدی می‌گوید واقعیت دارد اما نتیجه‌گیری رئیس دستگاه قضایی رژیم حیرت‌آور است. در حالی که هیچ‌کسی دستگیر نشده است، او می‌داند که سوءقصد کننده یکی از اعضای مجاهدین بوده که به قصد ترور وی وارد شده و در ضمن رهبری  عملیات را نیز محمد سید‌المحدثین به عهده داشته است. 

یزدی به خاطر تحجری که داشت یکی از مخالفان سرسخت آیت‌الله طالقانی بود. وی در مورد ایشان می‌گوید: 

«می توان گفت که مرحوم آقای طالقانی ایدئولوگ آقایان ملیون بودند … ما سراغ نداریم که مرحوم طالقانی حتی در یک مورد با منافقین با حالت تقابل برخورد کنند. البته وقتی منافقین سلاح‌های خود را به سمت نظام و امام نشانه گرفتند دیگر آقای طالقانی از آنان حمایت آشکار ننمودند ولی تبری هم نجستند.» [8]

یزدی مانند اغلب گردانندگان رژیم و به ویژه متصدیان دستگاه قضایی و تبلیغاتی، دروغگویی را نصب‌العین خود کرده‌است. آیت‌الله طالقانی در شهریور ۱۳۵۸ فوت کرد و مجاهدین بعد از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ سلاح به دست گرفتند و تا آن زمان سعی کردند از همه ظرفیت‌های قانونی برای فعالیت سیاسی استفاده کنند. کاندیداهای این سازمان در انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی در زمستان ۱۳۵۸ و بهار ۱۳۵۹ شرکت داشتند. 

یزدی در سال ۱۳۵۸ به عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی درآمد و یکی از معرکه‌گردانان تصویب اصل ولایت فقیه در این مجلس بود. [9]

او در خاطراتش توضیح می‌دهد که پیش از پیروزی انقلاب و همچنین قبل از تشکیل مجلس خبرگان بررسی قانون اساسی به دعوت مشکینی وی و تعدادی دیگر از اعضای جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه قم، جلساتی را تشکیل داده و روی پیش نویس قانون اساسی کار کرده بودند. 

اولین نقش‌آفرینی سیاسی یزدی حضور در هیأت دولت موقت برای رسیدگی به اوضاع کردستان بود. وی در این هیأت نمایندگی خمینی را به عهده داشت. وی همچنین عضو کمیته‌ی سه نفره‌ی حل اختلاف بین حزب جمهوری اسلامی و بنی‌صدر پس از ماجرای ۱۴ اسفند ۱۳۵۹بود. در این کمیته یزدی نماینده بهشتی و رفسنجانی و رجایی یا در واقع حزب ‌جمهوری اسلامی، شهاب‌الدین اشراقی نماینده‌ی بنی‌صدر و محمدرضا مهدوی کنی نماینده‌ی خمینی بودند و چنانچه پیش‌بینی می‌شد رأی به محکومیت بنی‌صدر دادند. در این هیأت، یزدی نقش تعیین کننده داشت و مهدوی کنی از او حمایت می‌کرد. اشراقی آنقدر بی‌اختیار و منفعل بود که یزدی حتی اجازه نداد وی نوار گفتگوهای هیأت را از جلسه خارج کند.   

یزدی در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۶۱ به عضویت این مجلس از قم در‌ آمد و تا سال ۱۳۶۷ به عنوان نایب رئیس دوم و رئیس کمیسیون قضایی مجلس خدمت کرد. 

یزدی یکی از گردانندگان «دادگاه عالی قم» بود که احکام مربوط به اعدام و حبس ابد و ... را مورد رسیدگی قرار می‌داد. وی به همراه مشکینی و ... با تشکیل شعبی در قم به ساماندهی قضات برای تأیید احکام صادره در دادگاه‌های انقلاب پرداختند. در واقع بسیاری از احکام اعدام دهه‌ی ۶۰ با تأیید این دادگاه به مورد اجرا گذاشته شد.

از طرف دیگر وی به عنوان رئیس کمیسیون قضایی مجلس به اوین رفت و آمد می‌کرد و پرونده‌های قضایی را مورد بررسی قرار می‌داد. او که رابطه‌ی نزدیکی با اعضای مؤتلفه، گردانندگان دادستانی انقلاب اسلامی در دهه‌ی ۶۰ داشت، سخنگوی این جریان در حوزه علمیه قم و نزد خمینی بود. او تمامی تلاش خود را به کار می‌برد تا ضمن مخالفت با سیاست آیت‌الله منتظری در زندان‌ها، بازگشت به خط سرکوب و کشتار سال‌های اولیه دهه‌ی ۶۰ را تبلیغ کند.

وی پیش از کشتار ۶۷ از زندان اوین دیدار کرد. گفته می‌شود او همراه با عسگراولادی و اعضای مؤتلفه به دیدار خمینی شتافت تا او را به صدور فرمان کشتار زندانیان ترغیب کند.

او از جمله کسانی بود که در سرکوب آزادی‌ها و حاکمیت اسلام فقاهتی نقش موثری ایفا کرد.

در پرونده‌ی خلع مرجعیت آیت‌الله شریعتمداری، وی از افراد فعال در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. وی همچنین در تمامی توطئه‌های علیه «حزب خلق مسلمان» که وابسته به آیت‌الله شریعتمداری بود پیشقدم بود و محرک اصلی حمله به این حزب و بیت‌ آیت‌الله شریعتمداری در قم محسوب می‌شد.  

یزدی در انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی که داستان مقابله‌ی «فقه سنتی» و «فقه پویا» و «اسلام آمریکایی» و «اسلام مرفهین بی‌درد» با «اسلام پابرهنگان» از سوی خمینی و «خط امام» دامن زده شده بود با شکست سختی روبرو شد و به مجلس راه نیافت. او در این دوران به خاطر مخالفت شدیدش با نخست‌وزیری میرحسین موسوی[10] و «خط امام» مورد غیض و کینه‌ی پاسداران و «رزمندگان جبهه» بود و به همین علت آنان سخنرانی وی در مهدیه تهران را برهم زده و او را با وضع‌ رقت‌باری از منبر پایین کشیدند.  خمینی که حساب همه جا را داشت به منظور ایجاد تعادل در بین جناح‌های رژیم پس از استعفای صافی گلپایگانی در تیرماه ۱۳۶۷، از او دلجویی کرد و او را به عضویت شورای نگهبان درآورد و سپس به همراه آذری قمی به عنوان دو فرد شاخص جناح راست به عضویت شورای بازنگری قانون اساسی انتخاب کرد.   

پس از مرگ خمینی، یزدی در جلسه تعیین رهبری، با انتخاب خامنه‌ای به دلیل عدم اجتهاد و دانش نازل فقهی مخالفت کرد و خواهان برگزیدن آیت‌الله گلپایگانی شد.

پس از جنبش ۸۸ و تشدید جنگ قدرت در بالای رژیم، حملات بی محابای یزدی به هاشمی رفسنجانی، باعث شد که سر این موضوع بار دیگر باز شود. 

یزدی که به دشمنی با رفسنجانی شهره بود، در دیدار با مدیران ارشد صداوسیما خطاب به وی گفت:

«به نظر من سخنان هاشمی با آن نوع بیان به جای اینكه احترام به رهبری باشد، نوعی توهین و جسارت به آیت‌الله خامنه‌ای بود.... من این نوع اظهارات را نمی‌فهمم؛ شما با حكم رهبری مسئولیت گرفته‌اید آن وقت این طوری صحبت می‌كنید... شما در نماز جمعه گفتید نسبت به نتیجه انتخابات تردید دارید ولی مقام معظم رهبری ضمن تاكید بر سالم بودن نتیجه انتخابات فرمودند اگر مشكلی است قانونی عمل كنید.... معتقدم سخنان هاشمی از سه پهلو هم گذشته است. هاشمی در دیدار اخیرش می‌گوید « رهبری را فرد اصلح برای حل مشكلات می‌دانم»، به نظر من سخنان هاشمی خطاب به رهبری جسارت به ایشان بود. آقای هاشمی در واقع به رهبری توهین كرد.
مجلس خبرگان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای را برای رهبری نظام اسلامی انتخاب كرده‌ است و مردم نیز بارها از مواضع روشنگرانه رهبری تقدیر كرده‌اند؛ مانند ایشان در كشور وجود ندارد كه ۲۰ سال در برابر مشكلات ایستادگی كرده و آنها را حل كرده‌اند. هاشمی در آن جلسه گفته بود كه رهبری را «فرد اصلح» برای حل مشكلات می‌داند كه به نظر من این كلام معنی رهبری را دچار تردید كرد و این بزرگ‌ترین جسارت به حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بود.
رهبری بارها و بارها بر خودداری خواص از دو پهلو حرف زدن تاكید كرده‌اند و ایشان در سخنان خود بارها خواسته‌اند كه هاشمی به آغوش نظام باز گردد، ولی هاشمی با موضع‌گیری‌های خود هر روز از نظام دورتر می‌شود.
در هر جا كه آیت‌الله خامنه‌ای بروند ملت و ما دنبال ایشان خواهیم بود؛ اما آقای هاشمی این را بدانید كه دنبال شما نمی‌آییم». [11] 

هاشمی رفسنجانی این بار سکوت را جایز نشمرد و یزدی را تهدید به بیان ناگفته‌ها کرد. وی در دیدار با اساتید علوم سیاسی دانشگاه‌های قم گفت:

«در مورد سخنان اخیر آقای یزدی همانگونه که قبلاً هم گفتم جوابم تاکنون به سخنان توام با عصبانیت و غرض‌آلود ایشان سلام بوده است، ولی با صحبت‌های دیروز ایشان و اطلاعات رسیده، این بار بوی توطئه به مشام می‌رسد و درباره مسائل ایشان در زمان امام راحل و در جلسه انتخاب رهبری بعد از ارتحال امام و در قوه قضاییه به صورت کتبی مطالبی را گوشزد خواهم کرد.» [12] 

احمد خاتمی از طرف خامنه‌ای مأموریت یافت تا با درخواست از هاشمی رفسنجانی به جنگ علنی این دو که قطعاً به ضرر خامنه‌ای و یزدی تمام می‌شد پایان دهد. پس از فرونشستن گردوخاک، یزدی و اطرافیانش در تبلیغات عوامفریبانه‌شان با به کار بستن ترفند آخوندی، منکر عضویت یزدی در مجلس خبرگان شدند. در حالی او نه به عنوان عضو، بلکه به خاطر آن که عضو فقهای شورای نگهبان بود به عنوان مشاور در این جلسه حضور داشت و پیشنهادات خود را ارائه داده بود.

تهدید رفسنجانی باعث شد تا یزدی عقب‌نشینی کند و دیگر بطور علنی حرفی در مورد وی نزند و رفسنجانی هم ترجیح داد «توطئه» را باز نکند. 

خامنه‌ای پس از تصدی ولایت فقیه از آنجایی که به شدت به حمایت راست سنتی از خود نیاز داشت با آن که شاهد مخالفت یزدی با انتخابش بود وی را که به تندخویی و عصبانیت شهره بود از گوشه‌ی عزلت به درآورد و به ریاست قوه قضاییه گماشت. حتی در درون رژیم نیز بسیاری شیخ محمد یزدی را که به عصبیت و تندخویی و پرخاشگری معروف بود گزینه‌ی مناسبی برای ریاست بر قوه قضاییه که پس از بازنگری قانون اساسی مسئولیت‌های بیشتری هم یافته بود نمی‌دانستند.

یزدی که خود را وامدار خامنه‌ای می‌دید در سرسپردگی به وی سنگ تمام گذاشت و دو دوره ریاست قوه قضاییه را حفظ کرد. او در جلسات و مصاحبه‌های گوناگون به کرات به تمجید و تعریف‌های اغراق آمیز از خامنه‌ای پرداخته  و رهبری وی را از نعمات الهی بر شمرد. و تا آن‌جا پیش رفت که در سال ۱۳۷۰ در کلاس‌های درس خارج خامنه‌ای که به تازگی تشکیل شده بود و از طریق آن خامنه‌ای تلاش داشت مشق مرجعیت کند شرکت کرد. شرکت او در کلاس‌ها آنقدر مضحکه بود که خامنه‌ای شخصاً با حضور او در کلاس درس مخالفت کرد.

او مانند مصباح یزدی و دیگر سرسپردگان خامنه‌ای از معروف‌ترین چهره‌های مدافع نظریه نصب و کشف در ولایت فقیه و مبسوط‌ الید بودن آن هستند در حالی که در دوران خمینی مطلقاً چنین دیدگاهی نداشتند و از ولایت فقیه مقیده دفاع می‌کردند. او در یکی از جلسات بازنگری قانون اساسی که پیشنهاد تصویب ولایت مطلقه شده بود از در مخالفت درآمده و می‌گوید:‌ «بنده مخالف سپردن سرنوشت امت مسلمان به دست ولی فقیه‌ام تا هر کار می‌خواهد بکند، مطابق سلیقه و نظر شخصی خودش». [13] 

در نگاه خامنه‌ای، یزدی از این امتیاز بزرگ هم برخوردار بود که از دوران شاه دل خوشی از آیت‌الله منتظری نداشت و  بهتر از هرکس می‌توانست امیال وی را برآورده کند. مخالفت یزدی با آیت‌الله منتظری به کتاب «شهید جاوید» صالحی نجف‌آبادی بر می‌گشت که مورد حمایت آیت‌الله منتظری بود. یزدی نه تنها با جانشینی آیت‌الله منتظری بلکه با مرجعیت وی نیز مخالف بود و ترویج آیت‌الله منتظری و قبول شهریه‌ی وی را جایز نمی‌دانست.

خامنه‌ای با پیشکش ریاست قوه قضاییه، ضمن بالا کشیدن یزدی در حکومت و حوزه‌ی علمیه قم، مسئولیت سرکوب وابستگان آیت‌الله منتظری را به وی سپرد.

یزدی پس از تصدی ریاست قوه قضائیه، همچون مصباح یزدی که به پابوس خامنه‌ای رفت کار چاپلوسی از وی را به آن‌جا کشاند که مدعی شد رهبری اشتباه نمی‌کند چرا که در لحظه‌ی اشتباه لطف امام زمان شامل حالش می‌شود و کار صواب را به وی الهام می‌کند. [14]

از نظر شیخ محمد یزدی همه‌‌ی ارکان نظام باید چنان مطیع رهبری باشند که نظرشان با ولی فقیه ذره‌ای متفاوت نباشد و فتوای مراجع تقلید در مقابل رأی و نظر خامنه‌ای ارزشی ندارد. 

یزدی پس از تصدی قوه قضاییه، اهرم‌های اصلی آن را به دست مؤتلفه و همفکران آن سپرد. او بلافاصله لاجوردی را از گوشه‌نشینی و عزلت به درآورد و به ریاست سازمان زندان‌ها رساند. در حالی که آیت‌الله منتظری در دیدار با اعضای هیأت کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ که فایل صوتی آن منتشر شد، در مورد لاجوردی به صراحت عنوان کرده بود «گردنش بشکند».

سیدرضا زواره‌ای دیگر عضو این جریان به ریاست سازمان ثبت اسناد رسید و اسدالله بادامچیان معاون سیاسی و مشاور اجتماعی وی شد. یزدی همچنین احکام متفاوت دیگری نیز برای گردانندگان مؤتلفه صادر کرد. 

در دوران ریاست یزدی بر قوه قضاییه، در حالی که نظام به تازگی از قتل‌عام زندانیان سیاسی فارغ شده بود، احکام زندانیان سیاسی به ویژه کسانی که سابقه‌ی محکومیت در ارتباط با مجاهدین داشتند افزایش چشم‌گیری یافت و کسانی که تا پیش از آن به حبس‌های کوتاه مدت ۳ تا ۵ سال محکوم می‌شدند به جوخه‌ی اعدام سپرده شدند.

یزدی خود در خاطراتش تأکید می‌کند:‌

«نهایتاً امام این گونه فتوا دادند که اگر فردی در شاخه‌ی فرهنگی سازمان به اصطلاح مجاهدین فعالیت کند و سلاح هم به دست نگیرد، محارب محسوب می‌شود.» [15]  

دیگر سیاستی که دستگاه اطلاعاتی و امنیتی و قضایی در دوران وی در پیش گرفت عدم پذیرش مسئولیت اعدام زندانیان سیاسی بود. به همین دلیل آمار مفقودشدگان سیاسی افزایش یافت. دستگاه قضایی پس از دستگیری و اعدام مخفیانه زندانیان سیاسی در پاسخ مراجعات مکرر خانواده‌های قربانیان اظهار بی‌اطلاعی کرده و آن‌ها را متهم می‌کرد که خبر خروج فرزندانشان از کشور و پیوستن به مجاهدین را کتمان کرده‌اند. 

در دوران صدارت یزدی بر قوه ‌قضاییه، سرکوب تظاهرات‌های اعتراضی مردم شدت یافت و احکام بیرحمانه‌ی بسیاری صادر شد.

در جریان سرکوب خونین تظاهرات معلولین جنگ در شیراز که در فروردین ۱۳۷۱ به وقوع پیوست به گفته‌ی شاهدان ۶ نفر کشته شدند. به گفته‌ی دادستان انقلاب شیراز ۲۴۰ نفر دستگیر و ۴ نفر اعدام شدند و حکم اعدام ۵ نفر برای تأیید به دیوان عالی کشور ارسال شد. ۴۵ تظاهرکننده به مجازات  ۴ سال تا ۱۰ سال زندان محکوم شدند.

در اردیبهشت ۱۳۷۱ در جریان تظاهرات اراک به گزارش خبرگزاری فرانسه ۲۲ نفر  به مجازات‌های ۱ تا ۱۰ سال زندان محکوم شدند.

در خرداد ۱۳۷۱ یزدی به عنوان رئیس قوه قضاییه نقش مهمی در سرکوب و اعدام معترضان جنبش شهری در مشهد داشت. وی طی اطلاعیه‌ای اعلام داشت. «اخلالگران سریعاً و شدیداً مجازات خواهند شد. در اطلاعیه‌ی رسمی دادستانی انقلاب مشهد که در روز ۲۱ خرداد در نشریات منتشر شد از اعدام ۴ نفر در ارتباط با تظاهرات اعتراضی مردم خبر داده شد. البته عبدالله نوری وزیر کشور دولت رفسنجانی خط مشی قوه قضاییه در برخورد با تظاهرات اعتراضی مردم را چنین بیان داشت:

«مسئولین امنیتی و قضایی آن‌چنان با قدرت و قاطعیت با عوامل حوادث مشهد برخورد خواهند کرد که دیگر چنین رویدادهایی تکرار نشود... در لحظه‌ی اول که احساس شود حرکتی از ناحیه عناصر مفسد در شرف انجام است در همان نقطه مجرمین را به مجازات خواهیم رساند.» 

در دیگر جنبش‌های اعتراضی مردم که بین سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ در شهرهای مبارکه، قزوین و اسلام شهر، به وقوع پیوست تعدادی زیادی از مردم دستگیر و به حبس و زندان و شلاق محکوم شدند. 

در دوران یزدی، در خرداد ۱۳۷۳ و ظهر عاشورا، عوامل وزارت اطلاعات با انفجار بمب در حرم امام رضا، موجب کشته‌شدن ۲۶ نفر و زخمی‌شدن بیش از ۳۰۰ نفر از زائران شدند. وی که در مهرماه ۱۳۹۵ به خاطر برگزاری مسابقه‌ی فوتبال تیم‌های ایران و کره جنوبی در روز تاسوعا دم از زیرپاگذاشتن حرمت عاشورا و محرم می‌زد، با آن که در جریان هویت بمبگذاران بود، هیچ اقدامی جهت پیگیری این جنایت نکرد و به دروغ همراه با دیگر بخش‌های رژیم به صورت هماهنگ، مجاهدین خلق را مسئول آن معرفی کرد. 

استفاده‌ی ابزاری او از دین و مراسم مذهبی حتی در میان جناح‌های رژیم زبانزد است. او در دولت روحانی در حالی با برگزاری مسابقه‌ی تیم ملی فوتبال ایران با کره جنوبی در روز تاسوعا مخالفت کرد که در روز عاشورای ۱۳۷۸ در حالی که رئیس قوه قضاییه بود تیم فوتبال استقلال در استادیوم آزادی به مصاف تیم فوتبال دالیان چین در حضور بیش از یک صدهزار تماشاچی رفت و او هیچ اعتراضی نکرد.  

یزدی متخصص بیان سخنان بی‌پایه و اساس است؛ وی در حالی که وعده می‌داد «احکام دادگاه‌های جرایم سیاسی و مطبوعاتی بدون حضور هیات منصفه و وکیل مدافع باطل می‌شود». [16] و «در جمهوری اسلامی ایران حتا یک زندانی به دلیل اعتقادات خود در زندان بسر نمی‌برد». [17] فاجعه‌ی حذف دادسراهای عمومی و انقلاب را رقم زد. 

با تصویب قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، کلیه وظایف و اختیارات دادستان به رؤسای محاکم و رئیس حوزه قضایی محول شد و سیستم دادسرا فقط در محاکم نظامی و دادگاه ویژه روحانیت ابقا گردید و این امر موجب تداخل وظایف تحقیق و رسیدگی در دادگاه‌ها و خارج نمودن محاکم از حالت بیطرفی گردید. چرا که تا پیش از این حداقل قاضی نقش بیطرف بین اصحاب دعوا را داشت اما در سیستمی که او بنیان گذاشت قاضی خود طرف دعوا بود! همچنین حذف دادسراها باعث انباشته شدن پرونده‌ها در دادگاه‌ها از یک طرف و از سوی دیگر انجام قسمت اعظم تحقیقات مقدماتی توسط ضابطان دادگستری به علت کثرت کار دادگا‌ه‌ها گردید. فجایع به بار آمده تا آن‌جا بود که هاشمی شاهرودی هنگام تصدی پست ریاست قوه قضاییه اعلام کرد که «ویرانه‌ای را تحویل گرفته است. » و خامنه‌ای که خود می‌دانست چه دسته‌گلی به آب داده است مانع پاسخگویی یزدی شد تا موضوع بیشتر باز نشود. 

یکی دیگر از مصائبی که محمد یزدی به دستگاه قضایی تحمیل کرد ارتقای مقام سعید مرتضوی است. مرتضوی در سن ۱۹ سالگی با پذیرش در دانشگاه علوم قضایی به عنوان دادرس دادگاه عمومی شهربابک و سپس ریاست دادگاه حقوقی شهر بابک منصوب شد. مرتضوی در سال ۱۳۷۳ به خاطر پرونده‌‌ای به تهران فراخوانده شد و در سن ۲۷ سالگی از طریق اسد‌الله بادامچیان به یزدی وصل شد و به ریاست شعبه ۹ دادگاه عمومی تهران منصوب شد و مدتی بعد توسط وی به شعبه ۳۴ مجتمع قضایی کارکنان دولت رفت. مرتضوی به خاطر سرسپردگی‌اش به ریاست شعبه ۱۴۱۰ دادگاه مطبوعات رسید و با توجه به انحلال دادسرا همه اختیارات این مرجع به وی سپرده شد تا به نمایندگی از سوی بیت‌رهبری و یزدی به قلع و قمع مطبوعات و روزنامه‌نگاران بپردازد.   

محسنی اژه‌ای نیز توسط یزدی ارتقای مقام یافت و به ریاست مجتمع اقتصادی رسید و در جریان پرونده‌ی فاضل خداداد- و برادران رفیق‌دوست که از گردانندگان مؤتلفه و نزدیکان یزدی بودند، ارادت خود را به این جریان و یزدی نشان داد و محسن رفیق‌دوست را تبرئه کرد.

محمدرضا رحیمی پس از برکناری از استانداری کردستان، به مشاورت قضایی محمد یزدی منصوب شد و تا سال ۸۳ که به عنوان رئیس دیوان محاسبات انتخاب شد، در این سمت باقی ماند و از همان‌جا با الیاس محمودی آشنا شد که بعدها به تشکیل «حلقه‌ خیابان فاطمی» منجر شد.  

جلال‌الدین فارسی دیگر عضو نزدیک به مؤتلفه نیز که در مهرماه ۱۳۷۱ محمدرضا رضاخانی را در روستای طالقان به قتل رسانده بود با اعمال نفوذ خامنه‌ای و یزدی و مقتدایی از اتهام قتل نفس تبرئه و آزاد شد. جلال‌الدین فارسی حتی یک شب را نیز در زندان نگذراند و آن‌ها توانستند با خیمه‌شب‌بازی قضایی وی را به پرداخت دیه محکوم کردند که خانواده مقتول از پذیرش آن سرباز زدند. [18] همسر دوم جلال‌الدین فارسی اهل طالقان و از بستگان مقتول بود. [19]

 

یزدی به اتفاق جلال‌الدین فارسی و حسن روحانی 

از دیگر شاهکارهای دوران صدارت یزدی در قوه قضاییه، صدور دستور قتل احمد خمینی بود. طبق اعترافات سعید امامی در این جنایت، اسدالله بادامچیان معاون سیاسی و مشاور امور اجتماعی یزدی و محسنی اژه‌ای نماینده یزدی در وزارت اطلاعات نیز دست داشتند. [20]

پروژه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای در دوران یزدی شروع شد و به اوج رسید و او که خود بهتر از هر کس در جریان امر بود حداکثر تلاش خود را برای پنهان‌ ماندن زوایای آن به کار برد.  

طبق گزارشات منتشر شده و شهادت شهود، در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۷ در جریان سرکوب شورش مهاجران زندانی در اردوگاه «سنگ سفید» خراسان، ده‌ها افغانی با رگبار نیروهای انتظامی کشته شده و در گورهای دسته جمعی به خاک سپرده شدند. شیخ محمد یزدی در مقام رئیس قوه قضاییه و «کمیسیون حقوق بشر اسلامی»‌ای که دست و پا کرده بود مطلقاً به این جنایت نپرداخته و آن را جزو «خط‌ قرمز»های نظام معرفی کردند . 

در دوران یزدی اعدام کودکان بزهکار در دستور قوه قضاییه قرار داشت و در فاصله یک دهه بین سالهای ۱۳۶۹ تا ۷۹، شش محکوم به اعدام پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی اعدام شدند. 

محمد یزدی و مرتضی مقتدایی در مقام دادستان کل کشور پس از سخنرانی آیت‌الله منتظری در سیزدهم رجب مصادف با ۲۳ آبان ۱۳۷۶ [21] با توطئه‌ی قتل وی همراهی کردند که ناکام ماند. برای کسانی که «یادگار امام» را به سادگی آب خوردن به قتل رساندند، کشتن آیت‌الله منتظری که مورد غضب خمینی قرار گرفته بود کار سهل و آسانی بود. به ویژه که همان موقع خامنه‌ای، آیت‌الله منتظری را که به درستی مرجعیت وی را زیر سؤال برده و آن را به تمسخر گرفتن حوزه‌های علمیه و شیعه خوانده بود، «ساده‌لوح» و «بیچاره» و «مفلوک» خوانده بود. 

اراذل و اوباش اعزامی از سوی سپاه، اطلاعات و بسیج شهرستان‌های مختلف که از طرف آن‌ها هدایت و پشتیبانی می‌شدند ضمن حمله به حسینیه و تخریب و اشغال آن، به منزل مسکونی و دفتر آیت‌الله منتظری نیز یورش برده و با شکستن اسباب و اثاثیه و پاره کردن و غارت اوراق و مدارک، خسارت هنگفتی وارد کردند. در حمله به منزل آیت‌الله منتظری مسئولین امنیتی اصرار داشتند وی را به بهانه‌ی حفظ جان به مکان نامعلومی انتقال دهند که با مخالفت او روبرو شدند. 

در زیرنویس صفحه‌ی ۱۴۵ کتاب «انتقاد از خود» آیت‌الله منتظری که پس از درگذشت وی انتشار یافت از قول موسوی اردبیلی آمده است: «در آن روز قصد داشتند که آقای منتظری را بکشند و من با تهران تماس گرفتم و تهدید کردم که اگر بر این امر اصرار داشته باشید بدانید که آقای منتظری تنها نیست؛ و در نهایت از این تصمیم منصرف شدند.» [22] 

آیت‌الله منتظری در سخنرانی خود به خامنه‌ای هشدار داد که از تلاش برای مرجعیت دست بردارد و تأکید کرد که او «در حد فتوا و مرجعیت نیست». 

همان موقع عوامل یزدی و وزارت اطلاعات و اوباش و اجامر بسیج شده به دفتر آذری قمی هم حمله کردند. آذری قمی در نامه به رفسنجانی در مورد یزدی که سابقاً متحد وی بود و متفقاً در مجلس خبرگان رهبری آیت‌الله گلپایگانی را مناسب تصدی رهبری و ولایت فقیه می‌دانستند گفت:

«... نه این که هر روز وقت و بی وقت بستگان ما را برای نامه جدید در فشار بگذارید، و توسط یزدی که در اخطار و تهدید بیداد می‌کند ما را از روشنگری و نامه‌نویسی برحذر دارید. » [23] 

آذری قمی همچنین تأکید می‌کند که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در سال ۱۳۷۳ «با فشار بچه‌های اطلاعاتی و دلالی آقای یزدی» مرجعیت وی [خامنه‌ای] را جا می‌اندازد و وی با فروتنی در ابتدا فقط برای خارج را می‌پذیرد اما در همان حال معاونتی در اطلاعات برای جا انداختن مرجعیت وی در داخل ایجاد می‌کنند. [24] 

او در نامه به خاتمی تاکید می‌کند:‌

«گرچه از طرف دادستان کل کودتا و فرماندهی آتش فتنه [محمد یزدی] از نوشتن هرگونه نامه و دفاعیه ممنوع شده‌ام ولی این حقی است طبیعی و انسانی و فطری. » [25] 

آذری قمی همچنین در نامه‌ای ۲۳ آذر ۱۳۷۶ خود خطاب به خامنه‌ای می‌نویسد:‌ 

«آقای خامنه‌ای! لشکریان ولایت فقیه هم‌چون لشکریان شاه، شیشه شکستند و درها را شکسته، از جا کندند، قرآن، مفاتیح و کتب حدیث را از بالا پرت کردند و کف کوچه را از اوراق آن‌ها پر کردند. چیزی را سالم نگذاشتند. حسینیه‌ شهدا و دفتر آیت‌الله منتظری را همین‌طور. صدای زینب‌های زمان را درآوردند که یزید بزن، خوب می‌زنی. این چوب ولایت فقیه است، نوش جان کن. نه به خانواده مریض و نه به فرزند مریض من رحم نکردند و چند روز آن‌ها را بدون دوا و استراحت رها کردند. خداوند آن‌ها را با مهاجمین کربلا محشور فرماید. من و آقای منتظری چند صباحی بیش‌تر زنده نیستیم، ولی برای شما عار و ننگ ابدی و برای سرلشکر[های] نافرمانده کل قوای شما، آقای [محمد] یزدی، [عبدالله] جوادی و [علی] مشکینی حاصل شد. شما امنیت حرم اهل بیت، خانه، حسینیه و دفتر من که یا در آن نماز جماعت یا درس ولایت فقیه و حکومت اسلامی یا مأمنی برای مستضعفین و پر و بال شکسته‌ها بود شکستید و خراب کردید و لانه فقرا و بینوایان را نابود کردید. لابد بعد از این، پول گلوله‌ها و چوب و درب شکسته را هم از ما خواهید گرفت. راستی اگر بگوییم از زمان شاه بدتر است گزاف گفته‌ایم؟»

مهدی خزعلی هم از توطئه‌ی مشترک وزارت اطلاعات و احمد جنتی و جامعه‌‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه قم به ریاست یزدی و مقتدایی برای جا‌انداختن مرجعیت خامنه‌ای می‌گوید. او توضیح می‌دهد که پس از مرگ آیت‌الله گلپایگانی و اراکی وزارت اطلاعات بنا داشت هرطور که شده مرجعیت خامنه‌ای را جا بیاندازد. گفته می‌شود برای تحقق چنین امری بخشنامه‌ای صادر شده بود مبنی بر این که کارمندان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران موظفند چنانچه از آن‌ها پرسیده شد از چه کسی تقلید می‌کنند، پاسخ دهند از خامنه‌ای. سعید امامی پیگیر این امر بود و معاونت‌های وزارت اطلاعات که جملگی دانش‌آموختگان مدرسه حقانی همچون پورمحمدی و اکبریان و ... بودند به شدت از آن حمایت می‌کردند. [26]

شیخ محمد یزدی و مقتدایی نیز در جامعه مدرسین حوزه‌ علمیه قم جا‌انداختن مرجعیت خامنه‌ای را دنبال می‌کردند و عاقبت با تلفن و تهدید و تطمیع توانستند نام او را جزو ۶ مرجع تقلید مورد قبول جامعه مدرسین منتشر کنند.

آیت‌الله خزعلی از اعضای شورای نگهبان به خاطر مخالفت با مرجعیت خامنه‌ای، بر اثر فشارهای بیت‌‌رهبری و به ویژه علی‌اصغر حجازی مجبور به استعفا شد.

تلاش یزدی برای جا‌انداختن خامنه‌ای به عنوان مرجع تقلید و آن هم «اعلم» و سپس رساندن او به درجه «امام خامنه‌ای» در حالی صورت گرفت که خامنه‌ا‌ی شاگردی هیچ استاد شناخته‌شده‌ای را در حوزه علمیه نکرده بود و به لحاظ مرتبت حوزوی از درجه‌‌ی پایینی برخوردار بود.

نکته‌ی حائز اهمیت آن که یزدی تأکید دارد رفسنجانی مجتهد نبود. در حالی که سواد حوزوی رفسنجانی کمتر از خامنه‌ای نبود و نسبت به وی کارهای بیشتری نیز ارائه داده بود. 

در دوران یزدی تحت عنوان مبارزه با مواد مخدر، نه تنها اعدام‌ها به شدت تشدید شد بلکه تعداد زیادی از بلوچ‌ها تحت این عنوان اعدام شدند.

بنا به گزارش عفو بین‌الملل در سال ۱۹۹۲، ۴۸ نفر و در سال ۱۹۹۱، ۲۰ نفر در بلوچستان اعدام شدند که بیش‌تر این اعدام‌ها در ملاء عام صورت گرفت. [27] 

یزدی از سال ۱۳۶۹ به عضویت مجلس خبرگان رهبری درآمد. وی از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹، در زمان ریاست هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان، به عنوان نائب رئیس اول مجلس خبرگان انتخاب شد و در رقابت با رفسنجانی بر سر ریاست این شورا با شکست سختی مواجه شد. وی از سال ۱۳۸۹ و ریاست مهدوی کنی در مجلس خبرگان، در سمت نائب رئیس دوم مجلس خبرگان انجام وظیفه کرد. و عاقبت پس از مرگ مهدوی کنی در  اسفند ۱۳۹۳ با اشاره‌ی خامنه‌ای و اعمال نفوذ بیت رهبری به ریاست مجلس خبرگان رسید در حالی که پس از شکست از رفسنجانی به بهانه‌ی کسالت و بیماری در مجلس حاضر نشده و از اداره دبیرخانه مجلس خبرگان سرباز زد.   

یزدی به اشاره خامنه‌ای به ریاست کمیته سه نفری سری تعیین رهبر آینده انتخاب شد. اولین بار مرتضی مقتدایی به وجود این کمیته و جلسات سری آن اشاره کرد و تأکید کرد که «اسناد این جلسات به صورت محرمانه در دبیرخانه مجلس خبرگان نگهدارى مى‌شود و حتى در اختیار هیأت رئیسه هم قرار نمى‌گیرد و فقط اگر رهبرى بخواهند و نیاز داشته باشند در اختیارشان قرار داده مى‌شود» [28]

«سید علی شفیعی»، نماینده خوزستان در مجلس خبرگان رهبری مدعی شد که این کمیته حتی از افشای عملکرد خود نزد هاشمی رفسنجانی در زمانی که او ریاست خبرگان را به عهده داشت نیز خودداری کرده است: 

«به‌قدری کار این کمیته محرمانه است که آقای یزدی می‌فرمودند وقتی آقای رفسنجانی رئیس خبرگان بود، حتی نتیجه کار را به ایشان هم نگفتیم! هر چه می‌گفت: من رئیس خبرگان هستم، نمی‌شود که نگویید، می‌گفتیم این‌ها محرمانه است، حتی نسبت به شما» [29]

یزدی در انتخابات اسفند ۱۳۹۴ به همراه مصباح‌‌یزدی از راه یافتن به مجلس خبرگان رهبری بازماند و خامنه‌ای که حساب زیادی روی او باز کرده بود در حمایتی آشکار از این دو، نسبت به رأی نیاوردن آن‌ها ابراز نارضایتی کرده و نبودن آن‌ها در مجلس خبرگان را مایه‌ی خسارت دانست.

یزدی همچنین پس از پایان خدمت در قوه قضائیه در سال ۱۳۷۸ مجدداً به عضویت شورای نگهبان در آمد و مجموعاً در دوره‌های دوم، چهارم، پنجم و ششم شورای نگهبان عضویت داشته است. 

یزدی که سمت امام جمعه موقت تهران را نیز یدک می‌کشید تریبون نماز جمعه را به محلی برای حمله به دولت‌های رفسنجانی و خاتمی تبدیل کرد و در انتخابات ریاست جمهوری با وجود عضویت در شورای نگهبان برخلاف نص صریح قانون برای حمایت تمام قد از احمدی نژاد در مقابل موسوی وارد انتخابات شد و با وجود آنکه جامعه روحانیت مبارز و حوزه‌ی علمیه قم درباره کاندیدای خاص به نتیجه نرسیده بودند، اعلام کرد که احمدی‌نژاد کاندیدای مورد حمایت آنهاست. 

یزدی بعد از ترک قوه ‌قضائیه و ویرانه خواندن آن توسط هاشمی شاهرودی، کمتر در محافل حاضر می‌شد، اما پیروزی احمدی نژاد در مقابل هاشمی رفسنجانی، دوران جدید حیات سیاسی وی را رقم زد و او به حوزه‌ی علمیه قم بازگشت و فعالیت رسمی خود را در جامعه مدرسین آغاز کرد.  

یزدی که از جمله حامیان کودتای انتخاباتی ۸۸ بود در حمایت از احمدی‌نژاد تا آن‌جا پیش رفت که در فروردین ۱۳۸۹ ضمن ابرازی خوشحالی از تحولاتی که در رژیم صورت گرفته بود گفت:‌

«در ظاهر امر زمان موفق و پیشرفت‌های خوبی داریم، اعتبار جهانی بیشتر می‌شود، دولت و مجلس با هم رفیق شدند، فاصله‌های بین مراجع و دولت برداشته شده و همه حرف‌ها را می‌فهمیم». [30] 

از زمانی که یزدی رئیس جامعه مدرسین شد جلسات آن اکثراً به رسمیت نرسیده و یا وی تصمیمی را که بیت رهبری اتخاذ کرده بود به این دو جامعه تحمیل کرد. 

او همچنین از سوی خامنه‌ای به ریاست شورای عالی حوزه علمیه قم که در سال ۱۳۷۵ راه‌اندازی شد منصوب گردید. این شورا تمامی مدارس و حوزه‌های علمیه کشور را که در سال‌های اخیر رشد روز‌افزونی داشته‌اند، ریاست و هدایت می‌کند. تشکیلات مدیریتی، برنامه‌ها و خط مشی‌های تبلیغی، آموزشی و سیاسی، این حوزه‌ها بر اساس منویات خامنه‌ای توسط شورا اعمال می‌شود.

 

شیخ محمد یزدی و یوسف صانعی 

او در این دوران نقش اصلی و اساسی در صدور اطلاعیه‌های جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مبنی بر عدم مشروعیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت اسلامی و همچنین خلع مرجعیت آیت‌الله یوسف صانعی داشت.

یزدی تنها قوه قضاییه را تبدیل به «ویرانه» نکرد. مدیریت او برجامعه مدرسین حوزه علمیه قم و شورای عالی با همراهی هاشیم حسینی بوشهری و مرتضی مقتدایی این نهاد حوزوی را تبدیل به «ویرانه» کرد.

در دوران یزدی قوه قضاییه به فاسد‌ترین نهاد نظام تبدیل شد و او که آخوند تهیدستی بود در پناه آن تبدیل به یکی از سرمایه داران بزرگ کشور شد. عباس پالیزدار که مسئولیت کمیته تحقیق و تفحض از قوه قضاییه را به عهده داشت در مورد دزدی‌های نجومی یزدی و چگونگی بالاکشیدن کارخانه لاستیک‌سازی دنا می‌‌گوید:‌ 

«آمدند نزد مقام معظم رهبری گفتند که می‌خواهیم یک دانشگاه علوم قضایی برای خواهران بسازیم در قم. با این توضیح که خواهران، به کارهای قضایی [اعم از بازجویی و بازپرسی و غیره] بانوان برسند. آقا هم استقبال کردند و مجوز تاسیس دانشکده را به این عده دادند. 

بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی، نامه نوشتند به آقای نعمت‌زاده [وزیر صنایع دولت هاشمی رفسنجانی] [31] مقام فعلی وزارت نفت که محبت فرمایید برای تاسیس دانشکده قضایی خواهران، کارخانه لاستیک دنا! را کارشناسی کنید جهت این دانشکده! از آن‌جا که موسسین دانشکده در دستگاه قضایی دخیل بودند، کارشناسان دادگستری ترسیدند و رقم کارشناسی کارخانه را ۱۲۶ میلیارد تومان اعلام کردند، تا خوش بحال موسسین دانشکده شود. در حالی که قیمت واقعی ان بیش از ۶۰۰ میلیارد بود. تازه ۱۲۶ میلیارد شامل ویلاهای شمال، زمین‌های شیراز، پول نقد حساب کارخانه در بانک نمی‌شد. بعد دوباره همان آقا نامه نوشتند به نعمت‌زاده که محبت فرموده و تخفیف منظور فرمایید. آقای نعمت‌زاده هم که از ارث پدریش می‌بخشید نوشت ۵۰ درصد تخفیف!

دوباره نوشتند محبت فرموده تخفیف دیگری منظور فرمایید! خلاصه بعد از ۵ بار نامه نگاری برای گرفتن تخفیف، قیمت را از ۱۲۶ میلیارد به ۱۰ میلیارد و ۳۰۰ میلیون رساندند. بعد دوباره همان آقا نوشتند که ما امکان پرداخت این پول را نداریم، نعمت‌زاده نوشت که ۸۰ درصدش را به اقساط بلند مدت و ۲۰ درصدش را هم نقدی بپردازد، باز گفتند ۲ میلیارد هم نداریم نقد بدهیم! ما بررسی کردیم دیدیم انبارهای شرکت دنا، به اندازه کافی محصول دارد! ۸-۹ ماه مهلت می خواهیم تا اجناس انبار را بفروشیم ۲ میلیارد را بدهیم! نعمت‌زاده قبول کرد و نوشت سفته‌ای ۹ ماهه به ما بدهید. دوباره گفتند پول هم نداریم سفته بخریم! نعمت‌زاده هم نامه نوشت برای محمدتقی بانکی، رئیس وقت سازمان صنایع ملی ایران، مبنی بر اینکه ۲۳ میلیون تومان از صندوق برداشت کنید، سفته بخرید، بدهید به آیت‌الله فلانی و فلانی امضا کنند و کارخانه را تحویل ایشان بدهید.

بعد از چند وقت هم دیدیم که کارخانه در بورس مطرح شد و فروخته شد به پشت پرده‌هایی که این‌ها را هدایت می کنند. کسانی مثل گنجی [منظور اکبر گنجی، فعالی سیاسی نیست.] صاحب کارخانه مهرام، صاحب تمام کارخانه‌های شرکت سرمایه‌گذاری بانک ملت، صاحب سرمایه‌گذاری‌های بانک صادرات است و ...» [32] 

عباس پالیزدار همچنین رابطه با چگونگی غارت جنگل‌های شمال توسط یزدی و پسرش می‌گوید:‌

 «مجدداً آیت‌الله یزدی نامه نوشت؛ آقای فروزش، حمیدمان بیکار است، ترتیبی اتخاذ فرمایید تا از جنگل‌های شمال، جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد! همان زمان آقای حمید یزدی مدیرکل حوزه ریاست قوه قضائیه بود! این کار هم انجام شد و جنگل‌های شمال به تاراج رفت. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی بازداشتگاه در شمال شد. کسی پرونده را به مردم لو داده بود، و گفته بود آقای حمید یزدی چوب‌های جنگل‌های شمال را می‌برند. خانواده شهدا اعتراض کردند، ما نمی‌توانیم برای نیازمان چوب برداریم اما آقای یزدی می‌تواند صادر کند؟ دیدند قضیه در حال لو رفتن است، بازداشت شدگان را آزاد کردند.» [33]

با شکایت یزدی و شرکاء، عباس پالیزدار دستگیر و تحت فشارهای مختلف قرار گرفت، بدون آن که موارد مطرح شده از سوی او رسیدگی شود به زندان طویل‌المدت محکوم شد.  

در بحبوحه‌ی جنبش ۸۸ نامه‌‌ای در فضای مجازی منتشر شد که خطاب به یزدی بود و گوشه‌ای از فساد او را برملا می‌کرد. در این نامه که از او به عنوان «آیت‌الشیطان» یاد شده آمده است:‌ 

«آیا پرونده اختلاس فرزند دلبندتان حمید یزدی در رابطه با کارخانه لاستیک سازی دنا و شش دارو سازی بزرگ ایران و اخذ وام سه میلیارد تومانی از بانک ملت که با اسم جعلی و اسناد جعلی اقدام به اخذ وام کرد که پس از پیگیریهای وزرات اطلاعات مشخص شد که در تمام پروندها جناب عالی‌ پشت پرده هستین و امر چنین اعمال زشتی رو به فرزندتان داده بودین. همچنین اخذ رشوه‌های کلان در دفتر بازرسی ویژه و پیگیری قوه قضایه توسط پسرتان، بالا کشیدن کارخانه پارچه بافی‌ کرمان که صاحب کارخانه رو به خاک سیاه نشوندید و پرونده ایران مارین سرویس که با همکاری گروهی از مدیران وقت وزارت اطلاعات و فلاحیان بالا کشیدید و میلیاردها دلار به بیت المال ضرر زدین، آیا ساکت کردن جمال بهادری معاون بازرسی ویژه پیگیری قوه قضائیه که الان در زندان اوین می‌باشد در این راستا نیست؟ چرا که جمال بهادری تهدید به افشا تمام اسناد و مدارک شما کرده بود؟

تو دفتر بازرسی ویژه تو فردی بود به نام مشهدی که مستقیم برا تو کار می‌کرد و فرد شناخته شده‌ای هم هست الان هم در قوه قضایه حضور داره، پرونده فردی به نام آقای رنجبر که یکی‌ از کارخانه داران قم بود برای رسیدگی به تخلفات دادگاه به دستش رسید، پیگیر کننده پرونده همسر آقای رنجبر بود، که در برجهای سامان سکونت داشت، خانمی فوق‌العاده زیبا با دو فرزند، چند بار که به دفتر جناب عالی‌ با هماهنگی‌ مشهدی مراجعه کرد شما به ایشان گفتین این مرد لایق تو نیست، که نوار مکالمات شما هنوز در وزارت اطلاعات موجود هست، اگر کسی‌ در اون وزارت شرف داشته باشه این نوارها رو افشا می‌کنه، و بالاخره زندانی رو مجبور به طلاق از همسرشون کردین که به صیغه شما در بیاد.

روز‌های پنج شنبه بعد از ظهر پس از اقامه نمازتان در یکی‌ از مساجد شمیران به اتفاق راننده به منزل این خانوم تشریف می‌بردین و شوهر بی‌نوا نیز در زندان دچار جنون شد، اون وقت شما دم از ولایت خدا می‌زنید؟ آیا می‌دانید رنجبر حالا در یکی‌ از بیمارستان‌های روانی‌ تهران بستری هست، شما پس از یکی‌ دو سال رابطه با همسر ایشون بعد از این که فهمیدین وزارت پیگیر ماجرا هست با قول، دادن بخشی از سهام کارخانه لاستیک سازی دنا ایشون رو رها کردین ولی‌ نه از سهم دنا خبری شد نه از وعده شما، که بعد هم تهدیدش کردین و پسرتون حمید یزدی رو به سراغ خانوم فرستادین.» [34] 

اشاره‌ی این نامه به «جمال بهادری» گویای حقایق پشت پرده‌ای است که معاون بازرسی ویژه پیگیری قوه قضاییه از آن مطلع بود.

  

جمال بهادری 

در هشتم اسفند ۱۳۸۴ سایت بازتاب که به محسن رضایی و بخشی از امنیتی‌های رژیم نزدیک بود گزارش داد که «با بازداشت كارشناس قضائی یكی از پیچیده‌ترین پرونده‌های امنیتی كشور، احتمال انحراف در این پرونده افزایش یافته است.» خانواده بهادری در گفتگو با این سایت خبری اظهار داشتند:‌ 

«یكشنبه گذشته، نیروهای امنیتی با حمله به دفتر وی، واقع در خیابان ولیعصر تهران، او را بازداشت كردند. بنا به گفته خانواده بهادری، نیروهای امنیتی، همچنین روز شنبه خانه وی در قم را تصرف و كنكاش كردند. آنان اظهار داشتند كه تاكنون، هیچ‌گونه عنوان اتهامی از بهادری به آنان اعلام نشده است، اما وی كه كارشناس ویژه رئیس قوه قضائیه در دوران مسئولیت آیت‌الله یزدی و آیت‌الله شاهرودی بوده و رسیدگی به تعدادی از پرونده‌های ملی طی بیست سال اخیر را بر عهده داشته است، به تازگی از عدم رسیدگی به آلودگی‌های سنگین در سطوح بالای برخی دستگاه‌های امنیتی و قضائی به شدت ناراضی بوده و در پی انتقال اطلاعات این پرونده به رهبری بوده است. بنا بر اظهارات خانواده بهادری، وی در پرونده داروغه، جاسوس دوجانبه، نیز به اطلاعات تكان‌دهنده‌ای در مورد ارتباطات وی با برخی مسئولان دست یافته بود.

گفته می‌شود، ممكن است بازداشت جمال بهادری به رسوایی بزرگ دیگری علیه دستگاه‌های امنیتی و قضایی نظیر قتل‌های زنجیره‌ای منجر شود.» [35] 

یزدی مانند همه‌ی کارگزاران رژیم دستگاهی را که اداره می‌کند ملک طلق خود می‌بیند و اداره‌ی آن را به نزدیکان خود وا‌می‌گذارد.

مجید یزدی فرزند وی از مهرماه ۷۵ تا آذر ۷۷ مسئولیت «مرکز تحقیقات فقهی امام خمینی» را به عهده داشت و همچنین تا شهریور ۷۸ که یزدی ریاست قوه قضاییه را به عهده داشت به عنوان مسوول دفتر خدمات رایانه‌ای حوزه ریاست قوه قضاییه مشغول کار بود. وی در این سال‌ها در کمیسیون حقوق بشر وزارت خارجه و کمیسیون حقوق بشراسلامی عضویت داشت و مدتی نیز در نمایندگی جمهوری اسلامی در نیویورک به سر می‌برد تا از نعمت زندگی در آمریکا نیز برخوردار شود. از آن‌جایی که دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری زیر نظر محمد یزدی بود، مجید یزدی ریاست این دفتر را نیز به عهده گرفت و نکته‌ی حیرت‌آور آن که در دوران بیماری یزدی به جای وی در جلسات مجلس خبرگان شرکت می‌کرد.

مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان در این باره می‌گوید: «... آیت‌الله یزدی نمی‌تواند در این جلسه شركت كند و البته فرزندشان در این‌جا حضور دارند اما خودشان كسالت برای‌شان پیش آمده و نتوانست در این جلسه شركت كند.» [36] 

مجید یزدی در حال حاضر معاون پیشگیری از جرم دادگستری استان قم است.

محمد یزدی که فسادش زبانزد است در زمان ریاست‌ بر قوه قضاییه، دخترش را مسئول امور بانوان این نهاد کرده بود تا گزارش مربوط به زنان را از زبان خانم نامحرمی نشنود. دختر یزدی که تا زمان انقلاب تنها تحصیلات ابتدایی را طی کرده بود و یزدی اجازه نمی‌داد ادامه تحصیل دهد پس از انقلاب با استفاده از رانت‌های دولتی و ... ادامه تحصیل داد و لیسانس گرفت.

حسین حیدری ملایر که داماد شیخ محمد یزدی به همراه پسرانش محمد و علی نیز به اعتبار پدر زن و پدربزرگشان از خوان نعمت نظام برخوردار شده‌اند. خانواده‌ی حیدری که در گذشته‌ی نه چندان دور در روستاهای اطراف همدان اسکان داشتند و از تمکن مالی برخوردار نبودند با سوء استفاده از قدرت یزدی به ثروتی بالغ بر صدها میلیارد تومان دست یافتند.

پدر خانواده با سو استفاده از این جایگاه، از وزارتخانه‌های مختلف رانت‌های متعددی گرفته و امتیازات  حاصله را به دیگران با قیمت بالا به فروش می رساند.

محمد حیدری که نوه بزرگ یزدی است با گرفتن ۵ معدن در اطراف تهران میلیاردها تومان به جیب زده است.

علی حیدری فرزند کوچک حسین حیدری که در حوزه وزارت صنایع و کشاورزی کار می‌کند و دارای مدرک فوق لیسانس حقوق می‌باشد تا کنون توانسته با امتیازاتی که از طریق نام پدر بزرگ خود شیخ محمد یزدی به دست آورده، چندین ساختمان در منطقه پاسداران و فرمانیه بخرد.

 

 

ایرج مصداقی

۲  اسفند ۱۳۹۵ 

www.irajmesdaghi.com 

irajmesdaghi@gmail.com

 


[1]   https://www.tasnimnews.com/fa/news/1393/04/13/415934

[2]   https://www.youtube.com/watch?v=HIq35WUA70k

[3]   خاطرات آیت‌الله محمد یزدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول ۱۳۸۰ صفحه‌های ۴۹۴ و ۴۹۵.

[4]   خاطرات آیت‌الله محمد یزدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول ۱۳۸۰ صفحه‌ی ۱۸۱.

[5]   خاطرات آیت‌الله محمد یزدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول ۱۳۸۰ صفحه‌ی ۲۸۸.

[6]   خاطرات آیت‌الله محمد یزدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول ۱۳۸۰ صفحه‌‌های ۴۹۸.

[7]   خاطرات آیت‌الله محمد یزدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول ۱۳۸۰ صفحه‌‌های ۴۹۹.

[8]  پیشین صفحه‌ی ۵۰۵.

[9]   مظفر بقایی رهبر «حزب زحمتکشان» و از دشمنان قسم خورده مصدق یکی از طراحان آن بود و حسن آیت یکی از دستیاران و نزدیکان او که به مسئولیت سیاسی حزب جمهوری اسلامی رسیده بود یکی از پشنهاددهندگان آن در مجلس خبرگان بود.  

[10]   خمینی که با مخالفت شدید روحانیون سنتی و خامنه‌ای با انتخاب میرحسین موسوی مواجه بود، در دیدار با محمد یزدی، احمد جنتی، مهدوی کنی و ناطق نوری به صراحت گفت: «من حکم نمی‌کنم، اما من به عنوان یک شهروند حق دارم نظر خودم را بدهم یا خیر؟... من به عنوان یک شهروند، اعلام می‌کنم که انتخاب غیر از ایشان، خیانت به اسلام است.»

[11]   http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=83018

[12]   http://www.radiofarda.com/a/o2_rafsanjani_reaction_to_yazdi/1940433.html

[13]   http://morteza-tehrani.blogfa.com/post/236

[14]   http://morteza-tehrani.blogfa.com/post/236

[15]   خاطرات آیت‌الله محمد یزدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول ۱۳۸۰ صفحه‌‌های ۴۹۹.

[16]   روزنامه سلام ۲۴ دی ۱۳۷۰

[17]   روزنامه سلام ۲۲ اسفند ۱۳۷۲

[18]   http://www.khabaronline.ir/detail/125434/root/4538

[19]   https://www.youtube.com/watch?v=D5NBx8TMI64

https://www.youtube.com/watch?v=Tl8oNAjCeBM

[20]   http://www.rahesabz.net/story/52633

[21]   https://www.youtube.com/watch?v=ntDpXXAxh2A

[22]   http://pezhvakeiran.com/pfiles/ebrat_va_enteghad_az_khod_montazeri.pdf

[23]   فراز و فرود آذری قمی، محسن کدیور،  صفحه ۲۷۵.

[24]   فراز و فرود آذری قمی، محسن کدیور،  صفحه ۲۷۸.

[25]   فراز و فرود آذری قمی، محسن کدیور،  صفحه ۲۸۲.

[26]   https://www.youtube.com/watch?v=gvpjNHnvt_0

[27]   http://www.radiozamaneh.com/270716

[28]   http://khobreganemellat.org/fa/MagArt.html?ItemID=1&MagazineNumberID=42&MagazineArticleID=229

[29]   http://javanonline.ir/fa/news/740009

[30]   http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=108126

[31]   نعمت‌زاده خود از قبل خدمت به اسلام به ثروتی بالغ بر هزار میلیارد تومان رسیده است. این مبلغ میزان ثروت اعلام شده اوست و رقم واقعی قطعاً بیش از این است.

[32]   https://www.youtube.com/watch?v=CHdUvj2MeGY

[33]   https://www.youtube.com/watch?v=c2lOV2UpjQ0

[34]   http://mihan-e-sabz.blogspot.se/2009/07/blog-post_7587.html

[35]   http://news.gooya.com/politics/archives/044677.php

[36]   http://isna.ir/fa/news/8812-02406

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*راه اندازی «زندان جدید» فرقه رجوی در اروپا [2017 Dec] 
*مکارم شیرازی حکم به «بیزاری» از جمهوری اسلامی می‌دهد!  [2017 Nov] 
*ادعای غیرواقعی «به‌رسمیت شناخته شدن قربانیان کشتار ۶۷ به عنوان ناپدیدشده قهری»  [2017 Nov] 
*دادخواهی در ایران: هنوز در ابتدای راه [2017 Nov] 
*محسن آرمین شکنجه‌گر دهه‌ی ۶۰ همچنان در باتلاق دروغ دست و پا می‌زند [2017 Nov] 
*انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم) [2017 Oct] 
* داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰ [2017 Sep] 
*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهردوی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح!  [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت اوین  [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگاران با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]