یک و نیم سده پیشِ سوئد و ایران ‏امروز!‏
کورش گلنام

سوئد امروز، بنا به گفته "ماگنوس وستربرو"(1) در پژوهش ارزشمند و یگانه اش "قحطی، سال های گرسنگی که چهره سوئد را دگرگون کرد" (2) یکی از پیشرفته ترین و پاکترین دموکراسی های جهان است. گر چه امروزِ سوئد با گرفتاری های زیادی روبرو شده است که بر سیاست آن و شکل بندی بلوک های سیاسی، رد پایِ سخت خود را نهاده است، ولی با وجود همه این گرفتاریهایِ گاه بنظر حل ناشدنی (که موضوع این مقاله نیست) باید همچنان این گفته نویسنده را تایید کرد.

سالهای 1860 در سوئد

تفسیر نویسنده از سال های 1860 در سوئدچنین است:

"حکومت و دستگاه بروکراسی اش از درون فاسد بود. بالاترین مقام ها، به جای ارزیابی صلاحیت آدم ها، تنها بستگان و دوستان خود را بکار می گماردند. دیگران برای استخدام و داشتن یک کار ثابت می باید مبلغی[رشوه که در آن زمان در سوئد آنرا "آکورد"* می نامیده اند] پرداخت می کردند. برای انجام بخش زیادی از کارهایی که وظیفه یک کارمند دولت بود که انجام دهد، حتا در دادگاه ها، ارباب رجوع می باید مبلغی [در سوئدی آنرا "سپورتلر"** می نامیدند که کاربرد فارسی عامیانه آن "زیر میزی  است" که البته اکنون در حکومت عدل الهی، آشکارا  "رو میزی شده" است] پرداخت می کردند. نویسنده سپس می افزاید که امروز شاید بتوان آنرا "رشوه" و یا به هر رو انعام  نامید. برگ 142 همآن

آیا خوانندگان این تفسیر روشن و کوتاه را برابر با وضع دردآور امروز جامعه ایران نمی دانند؟ گذشته از وضع ویران اقتصادی چهره امروز ایران به ویژه از دید اخلاقی حتا بسیار بدتر از 159 سال پیش سوئد است. زیرا در سوئد آن روزگار در وضع عادی، مردم بسیار سخت کوش و زحمت کش بوده؛ دزدی، تن پروری و حتا دست دراز کردن برای دریافت یاری از دیگران، مایه سرافکندگی و شرمساری بوده است. ماجرا بسیار غم انگیز تر می شود اگر پیشرفت ها از نیمه دوم قرن نوزدهم را با دهه های آخر سده بیستم و آغازین سده بیست و یکم میلادی که حکومت اسلامی در ایران سایه شوم خود را بر ایران و منطقه گسترانید، ارزیابی کنیم تا ژرفنای فاجعه ای که بر سر ایران آمده است، روشن تر شود!

سوئد آن روزگار با جمعیتی زیرچهار میلیون نفر، بسیار نادار بوده و زندگی مردمانش از راه کشاورزی و دامداری بیشتر در قسمت های میانی و جنوب سوئد که آب و هوا گرم تر و زمستان ها اندکی کوتاه تر و ماه های تابش خورشید بیشتر بوده، می گذشته است. در همین دهه های دوم سده نوزدهم است که به سبب وجود جنگل های فراوان در سراسر سوئد به ویژه در شمال سوئد،کارگاه ها و کارخانه های چوب بری زیادی بکار می افتد و بخش زیادی از تولید این کارخانه ها و معدن های ذغال سنگ سوئد که با کار توان فرسا و کشنده کارگران تهی دست استخراج شده، صادر می شود و با کوشش و سماجتی تحسین برانگیز نخستین زمینه های صنعتی شدن سوئد، پدید می آید.

سال های سیاه

در تاریخ سوئد از سه سال 1967 تا 1969، که زمینه پژوهش گسترده  نویسنده کتاب است، بنام"سال های سیاه" نام برده شده است. سال های قحطی و مرگ از گرسنگی و بیماری به ویژه تیفوس و ذات الریه. قحطی به سبب سه زمستان و بهار  بسیار سرد، سخت و طولانی و تابستان هایی بسیار کوتاه  که حتا مجال کشت و زرعی نمی دهد و نه غذایی برای آدم ها و نه علوفه ای برای دام ها یافت نمی شود. بیشترین بخش های میانی سوئد و به ویژه بخش شمال که گسترده ترین بخش سوئد را در بر می گیرد زیر یخ و برف پوشیده می شود و اوضاع به چنان بحرانی می رسد که سرانجام شاه و دولت سوئد را وادار می سازد تا برای نخستین بار در تاریخِ خود از کشورهای دیگر یاری بخواهند. شماری از کشورهای اروپا مواد غذایی و پول می فرستند که به سبب دشواری رساندن به دست نیازمندان، تاثیر چندانی نمی گذارد و هزاران نفر از گرسنگی و بیماری به ویژه در میانه و شمال سوئد جان می سپارند.

مدار خاکستری

گرسنگی، سرچشمه پایمال شدن اخلاق و انسانیت

گرسنگی و رسیدن به بن بست مرگ و زندگی انسان را وادار به آنچه نباید می کند. دزدی، سنگدلی و پایمال کردن حق دیگری، از نشانه های روشن بحران و گرسنگی است:

"نیاز، نومیدی، مبارزه برای زنده ماندن، به مانند شوکی آنی به جامعه گرفتار است. این آن دورانی است که  "پریمو لِوی" نویسنده و از بازمامدگان اردوگاه مرگ آشویتس آنرا "مدار خاکستری" نامیده است. وضعیتی که در آن اخلاق و نرم های عادی زندگی به شکل گسترده ای، زیر پا نهاده می شود و یا به هر حال در بوته آزمایش گذارده شده و درستی و راستی اخلاق و منش فردی زیر فشار خُرد کننده ای قرار می گیرد.

پرسیدنی است که انسان برای زنده ماندن آماده است تا کجا پیش برود؟ آیا می تواند دست به دزدی زده، مسلحانه دزدی و زور گیری کرده و حتا برای نجات زندگی خود دیگری را بکشد؟ در دوران بحرانی، جا و فضا، به شکل دیگری که در زمان عادی، برای کسانی که نیرومند تر، ریاکار تر و دارای واکنش تندتری هستند، ایجاد می شود تا از آن بهره ببرند." برگ های 234/235 همآن، تاکید از من

یک ویژگی تاریخی سوئدی ها

سوئدی ولی از بحران، شکست و ناکامی پُلی برای پیشرفت و پیروزی می سازد. کج روی، اشتباه و شکست خود را چون ما ایرانی ها پنهان نمی کند و گناه آن را به گردن "دشمنان خیالی و همیشگی" نمی اندازد. خود شناسی و بر خورد با نارسایی ها و قانون مداری از ویژگی های سوئدی ها است. تا پیش از گرفتاری های اجتماعی امروز، سوئدی ها در اعتماد به سخنان دیگران، دوری از دروغ گویی و انساندوستی زبانزد بوده اند. این برخورد حساب شده با گره کور سختی ها و تنگناها تا آنجا پیش می رود که زمانی که در سال  1817 سوئدی ها  فرد لایقی برای جانشینی پادشاه پیر و از کار افتاده خود در سوئد نمی یابند، به فرانسه رفته و یک ژنرال جوان و  شایسته فرانسوی بنام ژان باپتیست ژول برنادوت(3) را نخست به ولیعهدی و سپس به پادشاهی سوئد بر می گزینند و او از سال 1818 تا زمان مرگ در 1844 بر سوئد و نروژ پادشاهی می کند.

تاکید بر فرهنگ و اخلاق انسانی

ویژگی حکومت اسلامی تنها در دروغ گویی، ریا کاری، غارت و آدمکشی و... نبوده است . ویرانی های مادی را می توان بازسازی کرد آنچه بازسازی اش سخت تر است ویرانی پایه های اعتماد، اخلاق و فرهنگ جامعه است. کسانی از ما طرح های شیک با واژه های دهان پُرکنی به میان می آوریم که هیچ همگونی با ساخت جامعه امروز ایران ندارد. پیش از انقلاب نیز نارسایی های فرهنگی وجود داشت که خود از زمینه های کُندی ما در فراگیری دانش و تکنیک بود که تنها حکومت در آن مقصر نبوده است. اکنون ولی ایران در این زمینه در نهایت خرابی و ویرانی است. اشتباه از مردمی نیست که به زور و با فشار می باید با ماسک های گوناگون در جامعه آخوند زده ای که دروغ، ریا کاری، چاپلوسی، پنهان کاری و بی قانونی حاکم است، نمایان شوند و درست اندیشی و درست کاری نزد حکومت به مثابه زهر و دشمن است و دارنده آن جایش یا در زندان و یا مرگ و نابودی است. طرح های بی پشتوانه و خیالی نه تنها به سود ما نیست که به زیان ما عمل می کند. برای ایجاد دموکراسی باید پایه ها و زمینه های آن بوجود بیاید. کار از فرد، فرد جامعه باید آغاز شود. هوادار و خواستار آزادی نمی تواند در خانواده و کاشانه خود دیکتاتوری فردی داشته باشد. کسی که کاشانه خود را پاکیزه نگاه نمی دارد نمی تواند خیابان ها و طبیعت را پاکیزه بخواهد. کسی که به قانونمندی باور ندارد و ده ها نیرنگ بکار می برد تا از تنگناهای قانونی بگریزد، نمی تواند از بی قانونی فریاد سر بدهد.

ما در مدار خاکستری هستیم!

  ما اکنون چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بپذیریم یا نپذیریم، در همآن"مدار خاکستری" هستیم. بیکاری، اعتیاد و گرسنگی دیگر پنهان شدنی نیست. میزان بالای بزه کاری، دزدی، اعتیاد، زد و خورد بر سر اندک مشکل، آدمکشی و جنایت های شگفت انگیز در جامعه که هم نشان از دست زدن به هر کاری برای رسیدن به لقمه ای نان دارد، هم بر باد رفتن اخلاق و منش انسانی، هم استرس و هراس و نا امیدی از فردای خود دیگر سخن تازه ای نیست و چشم بینا، گوش شنوا و آنکه  حس انسانی دارد، همه را می بیند، می شنود و حس می کند. همه در جستجوی فریاد رسی و راهی برای رهای هستند که نمی یابند.

همبستگی ملی و عملی

 برای برون رفت از این مدار به یک همبستگی ملی و عملی(نه تنها در سخن، در کنفرانس و در بیانیه های پایان ناپذیر) نیازمندیم. یک همبستگی ملی که:

 ـ اجازه تجزیه خواهی به هیچکس نمی دهد و ایران را برای همه ایرانی ها با هر دین و باور و قومی می خواهد؛

ـ به جدایی کامل دین و مذهب از حکومت و دولت باور حقیقی دارد؛

ـ خواستار وابستگی به هیچ دولت بیگانه نیست و باور دارد که ایرانی باید سرانجام سرنوشت خود را در دست بگیرد و پایه های دموکراسی را با دست خود با توجه به فرهنگ، جامعه ایران و وضعیت منطقه ای خود، بنا کند(پشتیبانی معنوی هر کشور بیگانه از کوشش ایرانیان برای آزادی و رهایی با وابستگی مالی و سیاسی به بیگانگان یکی نیست و ما به آن به شدت نیاز داریم)؛

ـ به گزینش ها و رأی مردم هر چه بود باور داشته و گردن نهد و مخالف دیدگاه و سیاست خود را بپذیرد.

ـ برای بهبود رابطه ویران شده با همسایگان کوشش نموده، از صلح، آزادی و روش های مسالمت جویانه و ضد خشونت جانبداری کند.

ـ حق آزادی زنان که در این چهل سال بار بیشترین فشار و سختی را بر دوش کشیده اند و جانانه مبارزه کرده اند، در همه جنبه های زندگیِ خانوادگی، کاری و اجتماعی، به ویژه از خواست های مهمش باشد. 

 

کوروش گلنام

یکشنبه 30 دی 1397 ـ 20 ژانویه 2019

پا نویس:

Magnus Västerbro - 1

SVÄLTEN, Hungeråren som formade Sverige, 1918,-2

 Albertbonniersforlag , swiden   

ackord   *

Sportler **

Jean-Baptiste Jules Bernadotte, 1763 - 1844 - 3

منبع:پژواک ایران


کورش گلنام

فهرست مطالب کورش گلنام در سایت پژواک ایران 

*چرا پیشرفت نمی کنیم؟  [2019 Feb] 
*ورشکستگی چهل سال حکومت ولایی، بر آمدن نام و جایگاه بزرگِ و دست نیافتنیِ زنده یاد احمد کسروی [2019 Feb] 
*ورشکستگی چهل سال حکومت ولایی، بر آمدن نام و جایگاه بزرگِ و دست نیافتنیِ زنده یاد احمد کسروی [2019 Feb] 
* رسیدن به هدف، آسان نیست، ولی امید هست! [2019 Feb] 
*یک و نیم سده پیشِ سوئد و ایران ‏امروز!‏  [2019 Jan] 
*در باره نامه افشاگرانه کارگر مبارز و آگاه اسماعیل بخشی و فشار بر او و خانواده اش [2019 Jan] 
*هیچ امری ناممکن نیست! [2018 Dec] 
*دندانهای تیز و برنده در پشت لبخند  [2018 Dec] 
*چرایی چهار دهه حکومت اسلامی  [2018 Nov] 
*هنوز هم مجال هست!  [2018 Nov] 
*سخنی با جوانان گروه فَرَشگَرد [2018 Oct] 
*پشتیبانی از شورای مدیریت دوران گذار [2018 Oct] 
*خود زنی [2018 Oct] 
*حکومت اسلامی، حکومتی مافیایی است، نه جمهوری!  [2018 Sep] 
* ما و «دینخویی» [2018 Aug] 
*در باره بیانیه های استمرار طلبان  [2018 Aug] 
*نیاز به یک شورایِ موقتِ رهبری/انتقالی [2018 Aug] 
*سرنوشت ایران تنها در دست ایرانی ها است [2018 Aug] 
*مردم ایران و آزادی مردم ایران روزهای سرنوشت سازی در پیش است [2018 Jul] 
*اردشیر زاهدی، عضو تازه شورایِ مصلحتِ نظامِ مقدس!‏ [2018 Jun] 
*مبارزه منفی  [2018 Jun] 
*یک ترجیع بند نخ نما!‏  [2018 May] 
*رسوایی بزرگ برای حکومت اسلامی  [2018 May] 
*اسراییل، می تواند بهترین هم پیمان ایران در منطقه باشد [2018 Apr] 
*برگی از تاریخ، هشتاد سال پس از زندانی شدن پنجاه و سه نفر [2018 Mar] 
*مخالفان بیانیه همه پرسی، خود چه پیشنهادی دارند؟ [2018 Feb] 
*خواست همه پرسی از سوی مردم، هیچ همخوانی با همه پرسی روحانی ندارد! [2018 Feb] 
*براندازی همیشه همراه با خشونت نیست [2018 Feb] 
*در برون مرز، امیدی به یک اُپوزیسیونِ همآهنگ نیست!‏ [2018 Feb] 
*روحانی همچنان درتوهم و اجرای نمایش ! [2018 Feb] 
*خیزش سراسریِ مردم و شگردهایِ فرصت طلبان/هوشنگ امیر احمدی را بیشتر بشناسیم [2018 Jan] 
* واقعا باید خون گریست! [2018 Jan] 
* چرا مردم بنام رضا شاه شعار می دهند؟ [2018 Jan] 
*مردم جان‌فشانی می‌کنند ولی نیاز به سازماندهی درست دارند [2018 Jan] 
*در تنگنا ها ست که آدم ها بهتر مَحَک می خورند در باره نوشته تازه عباس عبدی [2018 Jan] 
*در قانون اساسی آینده ایران، دین رسمی نخواهیم داشت. [2017 Dec] 
*قهرمانان مَسخ شده [2017 Dec] 
*این دیگر دو رویی و نیرنگ نیست بلکه جنگی است علیه ‏بی گناهان [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی (بخش سوم) [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ» [2017 Nov] 
*باندِی بنامِ «بلِکینگِ گادِ»(1) درباره کتابی در باره یک گروه مائوئیستی دانمارکی [2017 Oct] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۴)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۳)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ی ‌ایران را دگرگون ساخت (۲)  [2017 Sep] 
*رضاشاه، مردی که چهره‌ایران را دگرگون ساخت (۱)  [2017 Sep] 
*یک مادر؛ بر گرفته از کتاب «پسران در تابوت های فلزی« (۱) [2017 Aug] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش سوم و پایانی، حزب دِمُکرات های سوئد [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد بخش دوم [2017 Jul] 
*دگرگونی در چهره اجتماعی/سیاسی سوئد [2017 Jul] 
*خامنه ای و «ترقه بازی»!  [2017 Jun] 
*ما ایرانیان و «حافظه تاریخی» [2017 May] 
*گزینش ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، یک نمایش ‏خسته کننده!‏  [2017 May] 
*نگارش فارسی و دردسرها (بخش دوم و پایانی)  [2017 Apr] 
*نگارش فارسی و دردسرها [2017 Apr] 
*بازار شام گزینش ریاست جمهوری در ایران [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین (بخش ششم) [2017 Apr] 
*تابویی بنام فلسطین بخش پنجم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین بخش چهارم [2017 Mar] 
*تابویی بنام فلسطین! بخش دوم [2017 Feb] 
*تابویی بنام فلسطین!‏ بخش نخست  [2017 Jan] 
*نکته هایی در باره بر خورد با مرگ رفسنجانی  [2017 Jan] 
*خرید اسلحه از اسراییل تنها به ماجرای مک فارلین ‏خلاصه نمی شود [2017 Jan] 
*پرسش هایی در باره "گفتگو با یک مامور امنیتی پیشین"‏  [2016 Dec] 
*در پشتیبانی از کار تاریخی احمد منتظری  [2016 Dec] 
*گردهمآیی در پاسارگاد و برخورد جناب محمد رضا ‏شالگونی [2016 Nov] 
*سرگدشت شگفت انگیز یک نویسنده سوئد [2016 Oct] 
*حزب چپ سوئد، حزبی که جدی گرفته نمی شود  [2016 Oct] 
*پیک نت و دنباله روی از سیاست های روسیه [2013 Jan] 
*اسراییل و سیاستی نادرست [2012 Nov] 
*حکومت اسلامی، پشت پرده در گیری های تازه بین اسراییل و حماس [2012 Nov] 
*محکومیت حکومت اسلامی به جنایت علیه بشریت در دادگاه مردمی  [2012 Oct] 
*توطئه تازه علی خامنه ای وهاشمی رفسنجانی برای فریب مردم [2012 Oct] 
*منشور ملی و پایه های درست آن [2012 Oct] 
*اعتماد به خاتمی، گم راهی است [2012 Oct] 
*اکنون نوبت آرژانتین است! [2012 Sep] 
*چرایی اعتراف فریدون عباسی دوانی به دروغ گویی [2012 Sep] 
*کانادا و واکسن ضد حکومت اسلامی  [2012 Sep] 
*نشست سران جنبش عدم تعهد و شکستی دیگر [2012 Sep] 
*اگر زلزله در جنوب لبنان بود.... [2012 Aug] 
*نزدیک شدن سرنگونی بشار اسد و هراس بیشتر خامنه ای [2012 Aug] 
*برای یک ایران آزاد - بخش سوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد - بخش دوم [2012 Jul] 
*برای یک ایران آزاد- بخش نخست [2012 Jul] 
*این هم یک نمونه تلخ دیگر! [2012 Jun] 
*رفتار حکومت اسلامی با افغانستانی ها شرم آور است [2012 May] 
*افشاگری های هولناک یک مقام پیشین حکومت و پرسش ها [2012 May] 
*اعتماد به حکومت اسلامی، بسیار خطرناک است! [2012 Apr] 
*حلقه گم شده! [2012 Mar] 
*نماز آدینه دو هفته پیش و علامت خامنه ای به بمب گذاران!  [2012 Feb] 
*زندگی در گذشته، نقدی بر نوشته علی کشتگر [2012 Jan] 
* نمابش انتخابات و به منبر رفتن خامنه ای [2012 Jan] 
*نمایش انتخابات و کوشش برای حرکتی ملی [2012 Jan] 
*پشتیبانی از درخواست محاکمه علی خامنه ای [2011 Dec] 
*به بهانه نامه نویسی‌ها به خامنه‌ای! [2011 Dec] 
*آن که باید "اقرار به اشتباه" و بد تر از آن اقرار به خیانت کند علی خامنه ای است نه دیگری! [2011 Dec] 
*جنون جنگ [2011 Nov] 
*همه پرسی آزاد، هم چنان بهترین گزینه [2011 Nov] 
*جناب گنجی، شما چرا! [2011 Nov] 
*اداره یک سرزمین شایستگی می خواهد! [2011 Oct] 
*به رهبر خود خوانده: تو برو خود را باش! [2011 Oct] 
*زشتی های روزگار! [2011 Sep] 
*جنبش سبز، هم چنان سبز است! [2011 Sep] 
*سیاست تازه ترکیه، سیاست باخت! [2011 Sep] 
*دشنه در قلب دریاچه ارومیه! [2011 Sep] 
*سوریه وحکومت اسلامی [2011 Aug] 
*آب که از سر گذشت.... [2011 Aug] 
*"اصلاح طلبان حکومتی" هم چنان در کج راه! [2011 Jul] 
*مجلس بی اختیار! [2011 Jul] 
*مراکش نیز دچار دگرگونی شد ولی ایران.... [2011 Jun] 
*کودتاگران، دو سال پس از کودتا [2011 Jun] 
*حماس و صلح جویی! [2011 May] 
*ما و انقلاب در جهان عرب [2011 Apr] 
*کودتا چیان و نیرنگ تازه آنان برای فریب ساده دلان! [2011 Apr] 
*نیروهای نظامی، زمان از دست می رود، به مردم بپیوندید! [2011 Mar] 
*آیا قذافی تا پیش از این دیکتاتور نبوده است؟ [2011 Mar] 
*نمی توان انقلاب مصری ها و تونسی ها را هم دزدید! [2011 Feb] 
*اعدام، جنایت است! [2011 Jan] 
*در باره افشاگری های ویکی لیکس [2010 Dec] 
*دانشجویان درخشیدند! [2010 Dec] 
* آمریکا این چنین می خواهد جلو آسیب های ناشی ازافشاگری های ویکی لیکس را بگیرد  [2010 Dec] 
*نیرنگ ها رنگ باخته است! [2010 Nov] 
*با نخبگان خود چنین نکنیم! ما وآرامش دوستدار [2010 Nov] 
*راه مرگ و ویرانی! [2010 Nov] 
*طبرزدی ودیگر مبارزان دربند را دریابیم! [2010 Oct] 
*نوری زاد و نوشتن نامه به «رهبر گرامی»! [2010 Oct] 
*دست آورد زیاده گویی ها! [2010 Oct] 
*محکوميت طبرزدی نشان توانايی نيست که درماندگی است!  [2010 Oct] 
*دیپلمات های جدا شده و چشم داشت ها [2010 Sep] 
*چرا [2010 Sep] 
*سرانجام به اینجا رسیدند: مکتب ایرانی! [2010 Aug] 
*بنیاد برومند و کاری با «بنیادی» درست! [2010 Aug] 
*نمایشنامه ای به نام «شهرام امیری»! [2010 Jul] 
*جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش [2010 Jul] 
*چهره بی پوشش دین اسلام [2010 Jul] 
*جناب شیخ، دروغ نگو [2010 Jul] 
*تصویب یک «کاغذ پاره» دیگر [2010 Jun] 
*مرداب «خودکامگی وترس از جنبش مردمی»! [2010 Jun] 
*گروگان گیری، سیاست شناخته شده حکومت اسلامی [2010 May] 
*خون جوشان پنج قربانی دیگر [2010 May] 
*سالروز 22 خرداد و هراس کودتاگران [2010 May] 
*هدف مند کردن یارانه ها با چه انگیزه هایی؟ [2010 Apr] 
*نارسایی در رهبری، نقطه سستی اپوزیسیون - ناتالی بسر [2010 Apr] 
*شفاف گویی رمز پیروزی است [2010 Apr] 
*نخستین نشانه های اثر بخش بودن مبارزه منفی با حکومت اسلامی [2010 Apr] 
*به سوی جبهه سوم [2009 Mar] 
*دختر دانشجو نپذیرفت که به او تجاوز کنیم، بازداشتش کردیم! [2008 Jul] 
*بر ما چه رفته است؟ - ۴  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟ (۳)  [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است؟(۲)  [2008 Jun] 
*چه خبر خوبی! [2008 Jun] 
*بر ما چه رفته است ؟ [2008 Jun] 
*نماینده پیشین مجلس: "نظام مشروعیت ندارد" [2008 Apr] 
*اپوزیسیون زیر نورافکن انتخابات قلابی!  [2008 Mar] 
*مردم "نقشه های" همه شما را "به هم می ریزند"! [2008 Mar] 
*انتخابات یا مردم فریبی؟! [2008 Feb] 
*لابی های حکومت اسلامی ونقش آنها [2008 Feb] 
*"جمله تاریکیست این محنت سرای" [2007 Dec]